چرا تغییر سخت است؟

8 Good Reasons Why Change Is Hard

اگه از وضعیت الان خود راضی نیستین پس باید شرایط رو تغییر بدید اما تغییر کردن همیشه اونقدر که به نظر میرسه ساده نیس!

به گزارش آلامتو و به نقل از دیجی رو؛ تغییر کردن سخته، درواقع یکی از سخت ترین چیزایی که یه فرد در زندگی می تونه با اون روبه رو شه تغییره. گفته می شه که راز زندگی رشد کردنه و رشد، نیاز به تغییر و پیشرفت همیشگی داره؛ اما به چه دلیل تغییر کردن بعضی وقتا این قدر سخت می شه؟ در ادامه با ما همراه باشین تا ۷ دلیل سخت بودن تغییر کردن رو واسه شما بازگو کنیم.

۱. شما برنامه تون واسه تغییر رو براساس ی انگیزه می گذارید

مردم به شدت پس از گوش دادن به برنامه های تلویزیونی موردعلاقه یا داستان های الهام بخش انگیزه می گیرند، اما به محض این که به خود معمولشان برگشتند اون همه شوق و ذوق از بین می رود. انگیزه داشتن فوق العاده س. گفتن اینکه “من عالی ام، من از پسش برمیام” می تونه الهام بخش شما واسه انجام کارای جور واجور باشه. مشکل انگیزه اینه که فقط یه احساسه که می تونه واسه یه مدت کوتاه الهام بخش یه نفر باشه اما خیلی زود فراموش می شه. این موضوع به این دلیله که انگیزه ها هدف دار نیستن، اون ها بدون بصیرت بوده و انرژی و وسیله لازم واسه تغییر رو جفت و جور نمی کنن.

یه انگیزه ی ساده سیم پیچی مغز رو تغییر نمی دهد چراکه مغز جوری طراحی شده که ما رو از مشکلات دور نگه داره. با به کار گیری فوت وفن ۳ ثانیه ای دکتر رابینز می تونید درزمان زمان، مشکل انگیزه رو حل کنین. این فوت وفن بدین صورته که مثلاً اگه برنامه دارین صبح زود بیدار شید اما دو دل می شید، دستتون رو دور سرتون بپیچید و تا ۳ بشمارید و از تخت بیرون بپرید. این فوت وفن به شما یاد می دهد که در عرض ۳ ثانیه ذهنتون رو مجبور به انجام کاری که می خواهید بکنین.

۲. شما چیز دیگری ندارین که جانشین عادت های قبلی خود بکنین

وقتی شما تصمیم می گیرید کاری رو انجام ندین، باید دقیق بررسی کنین که به جای اون چه کاری رو می تونید انجام بدین. مثلاً کسی که معتاد به الکل یا سیگاره، می تونه وقتی حس نیاز به این ها کرد، برنامه بریزه که با یه نفر بیرون بره و تنها نباشه. اگه شما واسه عمل جانشین برنامه ریزی نکنین، مطمئناً فردا همون کارای قبلی رو تکرار می کنین. مغز شما جوری طراحی شده که شما رو از اسراف انرژی و قرار گرفتن در موقعیت های خطرناک دور نگه داره و مغز این کار رو با بستن و دلسرد کردن شما از انجام خطر های جور واجور انجام می دهد. عادات بد خود رو با عادات خوب جانشین کرده و تلاش نکنین از اون ها فرار کنین.

۳. شما از سیستم جایزه و جزا استفاده نمی کنین

مدرسه و والدین، خوب و بد رو به کار گیری سیستم جایزه و جزا به بچه ها یاد میدن. در بزرگ سالی ما کارایی که دوست داریم و دلمون می خواهد رو انجام می بدیم اما از انجام کارایی که ازشون متنفر هستیم دوری می کنیم. مثلاً وقتی پرخوری می کنین حس بدی دارین، به چه دلیل؟ چون تبلیغات، فرهنگ و تصویر افراد خیلی چاق به منزله ی تنبیهی واسه شما بوده و به شما حس گناه میدن. حتی با این که غذایی که می خورید خیلی روی وزنتون اثر نداره، اما بازم حس بدی دارین. حال در این وضع شما باید تلاش کنین به خودتون جایزه بدین. مثلاً اگه خیلی لاغرین با خود فکر کنین که پرخوری شما رو به هیکل ایده آلتان می رساند!

۴. شما الگوهای زندگیتون رو نمی شکنید

ایده ی کلی شکستن یه الگو اینه که روتین خود رو شناسایی کرده و اون رو تغییر بدین تا وقتی که روش ی فعلی و الان اون رو از یاد ببرین. بدین منظور می تونید یه مدت رو به دور از تکنولوژی به تعطیلات برید تا خود واقعیتون رو پیدا کنین.

۵. شما به آسونی دلسرد می شید

ژاپنی ها سیستمی دارن که در اون بچه ها رو اول دبستان براساس نمره آزمایش نمی کنن بلکه اون ها رو براساس عملکردشون آزمایش می کنن که این سیستم با خیلی جاهای دنیا فرق داره. ما مردمی هستیم که رویای پیشرفت رو داریم اما خودمون دشمن اون هستیم. ما سریع تصمیماتمان رو عوض می کنیم. واقعیت اینه که زندگی یعنی پیشرفت و این پیشرفت لازمه تغییر و بهبود همیشگی وضع موجود می باشه. هیچ کمالی وجود نداره، شرایطی که الان هست به تغییر احتیاج داره و تغییر هم به زمان، پس صبور باشین.

۶. شما با دیدگاهی متفاوت مشکلات رو حل نمی کنین

ما نمی توانیم مشکلات با همون طرزتفکری که هنگام ایجاد اون ها داشته ایم حل کنیم.«انیشتین»

واسه حل یه مشکل شما باید اون رو با دیدگاهی متفاوت بررسی کنین.واسه یه فرد دپرس حل کردن مشکل و واسه یه فرد فقیر، پولدار شدن سخته.

همین مسئله واسه معتادین هم صدق می کنه. واسه این که تغییر کنین، باید تمایل به اون داشته باشین. تغییرات با تغییر تفکر شما شروع می شن. به ذهنتون آموزش بدین که شما خیلی بهتر از اون هستین که فکر می‎ کنین.

۷. شما هدف و مقصود ندارین

مغز شما از یه هدف پیروی می کنه، و اون نجات پیدا کردن و زنده ماندنه. اگه شما اعمالتون رو براساس یه هدف خاص پایه گذاری کنین، انجام یا انجام ندادن اون براتون راحت تر می شه. بدون هدف تلاش هاتون موفق واقع نمی شن، چون که موفقیت براساس چیزایی که به دست آوردین اندازه گیری می شه.

پیدا کردن هدف یه کار سخته. هیچ جواب منطقی ای به سؤال “هدف من چیه؟” وجود نداره. چون که اهداف شما با سن و پخته تر شدن شما تغییر می کنن. پیدا کردن هدف، مسئولیت شخصی شماس. مردم بعضی وقتا تموم عمر منتظر پیدا کردن هدفشون هستن؛ اما هرچه سریع تر بفهمین که هستین و چه می خواهید، تغییر کردن براتون آسون تر می شه.

تغییر کردن چیزی سخت اما لازمه. شما بعضی وقتا شکست می خورید، چون که به طور کاملً نمی دونین چیجوری باید تغییر کنین. دلیل دیگه ذهن خودتونه، یعنی بزرگ ترین دشمن تغییر؛ یادگیری نکات گفته شده و به کار بستن اون ‎ها در زندگی به شما کمک می کنه که سریع تر از چیزی که فکر می کنین تغییر کنین.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

دیجی رو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *