تاثیر ابعاد ساختاری سازمان مورد بررسی بر هوشمندی رقابتی- قسمت ۶

یکی از مشکلات نیروی رقابتی پورتر محدود کردن تحلیل به یک صنعت خاص است. یک رویکرد بهتر می‌تواند نگاه به تعاملات افراد با شرکت و اینکه هر مبادله در محیط کسب و کار چه ارزشی دارد، باشد(به جز محیط کسب و کار). در حقیقت، ما صنعت را برحسب ارتباط بین افراد و گروه‌ها و چگونگی عمل آنها در کسب و کار دوباره تعریف می‌کنیم. برای مثال، تکمیل کنندگان با شرکت‌ها رقابت می‌کنند و در واقع به کسب و کار کمک می‌کنند. بنابراین، تنها فهم نیروهای رقابتی مهم نیست بلکه فهم نیروهای مشارکتی در کار نیز مهم می‌باشد. این رویکرد تحلیلی، مدل شبکه ارزش نامیده می‌شود(Dennis Lemos & porto,1998).
در شبکه ارزش استراتژی همانند PARTS بیان می‌شود.
بازیکنان( Players): چهار گروه بر چگونگی انجام کسب و کار شما تأثیر خواهند گذاشت. مشتریان وتأمین کنندگان در مقابل یکدیگر، رقیبان و شریکان در مقابل یکدیگر
ارزش افزوده(Adding value): شرکت شما در تعامل با چهار بازیگر اصلی برای ایجاد ارزش است.
قوانین( Rules): همه کسب وکارها از طریق مجموعه‌ای از قوانین و بازیگران کلیدی می‌توانند قوانین را ایجاد کنند.
ترفندها(Tactics): روابط و درک هر بازیگر در چگونگی تعامل آنها با ایجاد ارزش است.
محدوده(Scope): محدوده‌ای که هر بازیگر در درون و بیرون از گروه دارد. اگر یک بازیگر ارتباطی در بیرون از گروه داشته باشد، او می‌تواند ارزش بیشتری نسبت به بازیگری که با دسترسی محدود است، ایجاد کند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

  • تحلیل چهارجانبه

 

ظاهر یک رقیب خاص، در مدیریت مهم است. اگر چه در بسیاری از مواقع، ظاهر رقیبان برای دادن بینش به مدیریت در چگونگی پاسخ به استراتژی، با شکست مواجه می‌شود. فهم این روابط درونی در دانستن اینکه شرکت در چه موقعیتی نسبت به رقیب قرار دارد، مهم است. یکی از مدل‌های رایج برای اینگونه تحلیل رقیبان تحلیل چهار جانبه نامیده می‌شود، که توسط مایکل پورتر از دانشگاه هاروارد توسعه داده شده است. مدل دارای چهار جنبه تحلیلی است(Flisher & Bensoussan,2002)

 

 

    1. چه چیزی از رقیبان مشتق می‌شود؟ محرک‌ها و ابعاد آن را در سطوح گوناگون پیدا کنید چنانکه بتوان برای اهداف آینده بینش بدست آورد.

 

    1. رقیبان چه می‌کنند و توانایی چه کارهایی را دارند؟

 

    1. نقاط قوت و ضعف رقبایمان در چیست؟

 

  1. چه فرضیاتی توسط تیم مدیریت رقیب ایجاد شده است؟

 

 

  • مدیریت زنجیره‌ی تامین[۴۲]

 

در رقابت‌های جهانی موجود در عصر حاضر باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری دردسترس وی قرارداد. خواست مشتری، برکیفیت بالا و خدمت رسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شده است که قبلا وجود نداشته است، در نتیجه شرکت‌ها بیش از این نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی کارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، بنگاه های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته اند. لذا امروزه مدیریت زنجیره تامین به عنوان یکی از مبانی زیرساختی پیاده سازی کسب وکار الکترونیک دردنیا مطرح است. مدیریت زنجیره تامین (SCM) پدیده ای است که این کار را به طریقی انجام می‌دهد که مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با کیفیت در حداقل هزینه دریافت کنند.
عکس مرتبط با اقتصاد
در حالت کلی زنجیره تامین از دو یا چند سازمان تشکیل می‌شود که رسما ازیکدیگر جدا هستند و به وسیله جریان‌های مواد، اطلاعات و جریان‌های مالی به یکدیگر مربوط می‌شوند. این سازمانها می‌توانند بنگاه‌هایی باشند که مواد اولیه، قطعات، محصول نهایی و یا خدماتی چون توزیع، انبار، عمده فروشی و خرده فروشی تولید می‌کنند. حتی خود مصرف کننده نهایی را نیز می‌توان یکی ازاین سازمان‌ها در نظرگرفت(نقاده،۲۰۱۲).

 

 

  • مدل PEST[43]

 

این الگو بر مبنای تحلیل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیک استوار گردیده است و چهارچوبی از عوامل کلان محیطی را که در ارزیابی محیطی به کار می روند به تصویر می‌کشد و در حوزه تحقیقات بازار چشم اندازی مشخص از عوامل کلان محیطی که یک شرکت باید مد نظر قرار دهد را ارائه می کند. این تحلیل ابزاری سودمند برای شناخت در زمینه ‌رشد یا افول بازار، موقعیت کسب و کار ، ظرفیت‌ها و مدیریت عملیات می باشد. این تحلیل محرک‌هایی که بیشترین اهمیت را در گذشته داشته اند شناسایی می نماید و مشخص می نماید در آینده تا چه اندازه ای ممکن است تغییر نمایند و این چگونه بر سازمان یا کل صنعت اثرگذار خواهد بود. بسته به هدف تحلیل، ایجاد تمایز بین موقعیت کنونی و تغییرات بالقوه آینده می‌تواند مفید باشد(مقدسی و گرامی،۱۳۹۱).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

  • نمای روانشناختی[۴۴]

 

هر سازمان فرهنگ منحصر به فرد خودش را دارد. ما می‌توانیم این فرهنگ را همانند اینکه نمای روانی یک شخص را می‌بینیم، مشاهده کنیم. برای مثال، برخی سازمان‌ها بسیار نوآور و خطرجو هستند در حالی‌که بقیه بیشتر با حساب حرکت کرده و ریسک کمتر را انتخاب می‌کنند. اگر بتوانیم این نمای روانی در سطح سازمان را شناسایی کنیم، آن موقع دارای بینش خوبی برای چگونگی رقابت هستیمیک راه درک روان‌شناسی سازمان، بکار بردن روش مایربریگز در سازمان است. مایربریگز یک شاخص پیشگویانه سطح رفتار روانی در افراد است. شاخص مایربریگز[۴۵]، رفتار را به چهار بعد تقسیم می‌کند(همان منبع،۱۳۹۱):

 

 

    1. برونگرا در مقابل درونگرا

 

    1. احساسی در مقابل شهودی

 

    1. تفکر در مقابل احساس

 

  1. قضاوتی در مقابل ادراکی

 

 

  • سایه[۴۶]

 

اگر نیاز دارید که بطور مداوم یکی از رقبایتان را زیر نظر داشته باشید، باید افراد مختلفی را در سازمان به تعقیب آن رقیب اختصاص دهید. این کار نیازمند تیم کوچکی از خبرگان در رشته‌های مختلی مانند اقتصاد، مهندسی، بازاریابی، مدیریت، تکنولوژی وغیره می‌باشد. تیم سایه برای نظارت و درک دقیق و عمیق هر چیز در رقیبان کلیدی تشکیل شده است. این کار می‌تواند هوش بسیار ارزشمندی از رفتار رقبا را فراهم کند. تیم سایه همچنین می‌تواند کیفیت هوش رقبایتان را ترفیع دهد .این مسئله زمانی که توابع هوش رقابتی تا حدودی ایستاست و نیاز به برخی از انرژی‌ها و دید جدید در سازمان دارد، می‌تواند مهم باشد. به علاوه این مسئله جایی که هیچ هوش رقابتی وجود ندارد اما یک گروه کوچک از افراد هوش رقابتی را بسیار مهم جلوه می‌دهند، می‌تواند مهم باشد(Hasanali ,Leavit and Lemons;2004).

 

 

  • مهندسی معکوس

 

برای خطوط تولید رقابتی، مهندسی معکوس یک رویه عادی از مدیریت و سازماندهی هوش رقابتی است. مهندسی معکوس فرایند گرفتن محصول یا خدمات موجود، شکستن آن به اجزا، بخش‌ها و دیگر محصولات می‌باشد و همچنین درک چگونگی ساخت و ایجاد یک مدل یا نمایه‌ای از چگونگی کار فرایند تولید می‌باشد. مهندسی معکوس در صنعت‌های بیشماری همانند مشتری الکترونیکی، تولیدات سینما، طرح‌های مهندسی، تولیدات شیمیایی و ساخت اتومبیل امتحان شده است(مومنی و همکاران،۱۳۸۹ ).
۲-۱-۲-۱۴- ایجاد واحد هوشمندی رقابتی
توسعه‌ی فرهنگ و فرایند هوشمندی رقابتی در سازمان ممکن است در قالب مدل‌های گوناگون و فراوانی که توسط شرکت‌ها و محققان بسیاری آزمون شده صورت گیرد. بر اساس تجارب گذشته راچ و سنتی فرایند ایجاد واحد هوشمندی رقابتی را مطابق شکل(۲-۷) طراحی کرده‌اند(Rouach and Santi,2001).
فاز اول، ایده سازی[۴۷]هدف این فاز این است که الزامات لازم برای راه اندازی ساختار مناسب هوشمندی رقابتی از طریق تحلیل اثربخشی اطلاعات شرکت فراهم آید. در این فاز برای شرکت بسیار حیاتی خواهد بود که بتواند شکاف‌های موجود مابین ادراکش از محیط خارجی و واقعیت خارجی، بین پایگاه‌های دانش واثربخشی کشف دانش در شرکت و بین اعمال شرکت و اعمال رقبا را به خوبی ومعقولانه بازنمایی کند. سطح تهدیدات رقبا باید تا جایی که ممکن است تعیین شود. در این فاز خاصیت هوشمندی مناسب با بنگاه باید به صورت عینی انتخاب شده و اهداف واضح برای ردگیری در کل فرایند معین شوند.
فاز دوم، ادراک پذیری[۴۸]این فاز بسیار حیاتی است چرا که عملا در آن اجزای فرایند تعریف می‌شود و پاسخ این سوالات جستجو می‌گردد: از چه منابعی استفاده شود؟ از کدامین کاربران استفاده شود؟ از چه ساختارها و ابزارهایی استفاده شود؟ میزان درگیری مدیران و مدیران ارشد باید در چه حد باشد؟ حجم منابع سرمایه‌ گذاری چقدر باشد؟ اولویت‌های بنگاه کدامند؟ این فاز مستقیما از تبیین فاز اول ناشی می‌شود و باید در فرایند، پیوستگی‌های خاص ایجاد کرده و روش شناسی اجرا را تبیین کند.
فاز سوم، اجرا[۴۹]فاز سوم، راه اندازی فرایند را در بردارد، خصوصا توسعه‌ی خدمات و ابزارهایی که متصل به واحد هوشمندی رقابتی هستند. عناوین کلیدی که باید روی آن‌ ها کار صورت گیرد و نیز فرایند حس پذیری نسبت به محرک‌های محیطی نیز باید تبیین شود. در این فاز موقعیت یابی فرهنگ هوشمندی رقابتی در کل شرکت به اجرا گذاشته می‌شود. در همین حین ملاحظات قانونی و اخلاقی به منظور صحت بخشیدن به اعمال بنگاه مد نظر قرار می‌گیرد.
فاز چهارم، ساختار سازی[۵۰]در این فاز، متخصصان ماهر برای توسعه و مدیریت واحد هوشمندی رقابتی استخدام می‌شوند. مساعدت‌های مورد نیاز از داخل و خارج بنگاه گرفته می‌شود و تحلیل دقیق و کامل از شبکه‌ی فرصت‌های بنگاه به عمل می‌آید.
فاز پنجم، ارزیابی[۵۱]ارزیابی عمیق از کل سیستم به اجرا درمی‌آید. در این ارزیابی سطح مقبولیت و مشارکت کارکنان در بنگاه مورد تاکید قرار می‌گیرد. اثربخشی ابزارها(نرم افزار و سخت افزار) و تیم‌ها برای تعیین میزان تطبیق پذیری و ارتقا بخشی سنجش می‌شود، بدین سان مجددا چرخه تکرار شده و با این چرخه، واحد به صورت پیوسته متناسب با الزامات حاصله از سوی بنگاه و محیط خارجی‌اش ساختار می‌پذیرد(Rouach and Santi,2001).
۱-ایده سازی
۲-ادراک پذیری
۵-ارزیابی
۳-اجرا
۴-ساختارسازی
شکل(۲-۷): مراحل ایجاد یک واحد هوشمندی رقابتی
منبع:( Rouach and Santi,2001)
۲-۱-۳- مبانی و مفاهیم نظری در مورد ساختار سازمانی
۲-۱-۳-۱-تعریف سازمان
سازمان[۵۲]، پدیده‌ای است که به عنوان نهاد اجتماعی شناخته شده و دارای هدف است، ساختار آن به صورت آگاهانه طرح ریزی شده دارای سیستم فعال و هماهنگ است و با محیط خارج در ارتباط می‌باشد(کریمی،۱۳۸۳).
در تعریف دیگری از سازمان آمده است سازمان عبارت است “از سیستم فعل و انفعالات سلوکی و رفتاری اجتماعی یک گروه انسانی که همگی اعضا را شرکت‌کنندگان سازمانی می‌نامیم. هر یک از گروه‌ها و یا گروه‌های شرکت کننده در قبال اینکه از خود فعالیتی بروز می‌دهند منفعتی را دریافت می‌نمایند”( پرهیزکار،۱۳۷۲).
سازمان یک واحد اجتماعی است که به صورتی آگاهانه شالوده ریزی می‌شود و برای دسترسی به هدف‌های ویژه تجدید ساختار می‌شود(پارساییان و اعرابی،۱۳۷۵).
۲-۱-۳-۲-ساختار سازمانی
اگر سازمان را به عنوان مجموعه‌ای از افرادی که برای تحقق اهدافی معین همکاری می‌کنند، تعریف کنیم؛ باید برای دستیابی به این اهداف میان افراد یک تقسیم کارصورت گیرد و هر زیرمجموعه، جزیی از یک فعالیت را انجام دهند. این تقسیم کار موجب می‌گردد که چندگانگی به وجود آید، یعنی هرکدام از افراد هدف خاصی را دنبال کنند. بنابراین، لازم است برای ایجاد یکپارچگی و تلفیق اهداف، میان کارهای تقسیم شده یک هماهنگی به وجود آید تا تمام فعالیت‌های مجزا در جهت دستیابی به هدف کلی سوق داده شوند. ساختار سازمانی این هماهنگی را ایجاد کرده و جایگاه هر یک از افراد را در سازمان مشخص می‌کند.
ساختار سازمان، متشکل از وظیفه، گزارش دهی، رابطه ها و اختیار است که امور سازمان در محدوده‌ی ‌‌‌آن انجام می‌شود. بنابراین ساختار مبین شکل و تخصص و فعالیت‌های سازمان است(Murhed,2004,p:45).ساختار سازمانی گماردن افراد در نقاط مختلف نمودار سازمانی و پست‌هایی است که بر روابط سازمانی این افراد اثر می‌گذارد(پارساییان و اعرابی،۱۳۸۶، ص۸۳).
جامعه امروز جامعه سازمانی است. سازمان‌ها رکن اصلی اجتماع کنونی را تشکیل می‌دهند، برای نیل به اهداف سازمان، سازماندهی گامی ضروری است، سازماندهی فرایند ایجاد ساختار سازمانی است و ساختار سازمانی چارچوب سازمانی است که به درجه‌ای از پیچیدگی، رسمیت و تمرکز اشاره دارد(نوری،۱۳۷۹).
به عبارت دیگر ساختار سازمانی بین کلیه فعالیت‌ها و اهداف هماهنگی ایجاد می‌کند و یک نظم راجهت دستیابی به اهداف سازمانی به وجود می آورد .همچنین معین می‌کند که چه کسی باید در کجا قرار گیرد، با چه کسانی ارتباط برقرار کند و از چه رویه ها و روش‌هایی پیروی نماید تا سازمان به اهدافی که دارد، دست یابد. در واقع هدف از ساختار، ایجاد یک الگوی منظم ارتباطات برای دستیابی به اهداف سازمانی است(Jerald Greenberg & Robert R.Baron, 1997). ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که بوسیله‌ی آن، فعالیت‌های سازمانی تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می‌شوند. سازمان‌ها ساختارهایی را به وجود می‌آورند تا فعالیت‌های عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و اعمال اعضا را کنترل نمایند. ساختار سازمانی در نمودار سازمانی نمایان می‌شود. نمودار سازمانی نیز یک نماد قابل رویت از کل فعالیت‌ها و فرایندهای سازمان است(نوری،۱۳۷۹).
بین ساختار سازمانی و نمودار سازمانی تمایز وجود دارد. ساختار سازمانی که مفهومی کلی‌تر است، با نمودار سازمانی نشان داده می‌شود. در نمودار سازمانی روابط اختیار، مسیرهای ارتباط رسمی، گروه‌های کاری رسمی و خطوط رسمی پاسخ‌گویی نمایان است(Hodge and William,1991). بنابراین، می‌توان گفت ساختار آیینه‌ی تمام نمای قواعد، مقررات، روش‌ها، استانداردها، جایگاه تصمیم‌گیری، چگونگی ارتباطات، تفکیک بخش‌ها و مشاغل و تلفیق آن‌ ها و سلسله مراتب اختیارات است. مفهوم نسبتا ساده و ملموس ساختار، به شکل نمودار سازمانی نمایان می‌شود که نمادی رویت پذیر از کل فعالیت‌ها، شیوه‌های ارتباطی و فرایندهای سازمانی است. پس می‌توان اینگونه استدلال کرد که تلخیص و تجریدی از واقعیت ساختار سازمانی است.
بنابراین ساختار سازمانی، نقش بسیار عمده‌ای در چگونگی ارتباطات رسمی و حتی غیررسمی سازمان دارد و هدف از این ارتباطات، هم سهیم شدن در اطلاعات و هم انتقال اطلاعات در سازمان است. همان‌گونه که می‌دانیم اطلاعات شر‌یان حیات سازمان است و اگر به موقع در اختیار تصمیم‌گیرندگان قرار نگیرد، می‌تواند سازمان را دچار سردرگمی و بلاتکلیفی نماید. ساختار هرسازمانی می‌تواند به عنوان یک کانال بسیار مناسب و منظم جهت انتقال اطلاعات در سازمان برای افراد عمل نماید و دستیابی به اهداف سازمانی را از طریق در اختیار گذاردن اطلاعات به هنگام و صحیح و بازخورد مناسب، ممکن سازد(کسرایی و علیرحیمی،۱۳۸۸).
۲-۱-۳-۳- انواع ساختار سازمانی
سازمان‌ها دار ای انواع مختلفی از ساختار هستند که بر حسب نیاز و با توجه به شرایط آن سازمان به کار می‌رود. به اعتقاد برنز و استاکر مؤثرترین ساختار، ساختاری است که خود را با الزامات محیط انطباق دهد. در یک طبقه بندی کلی ساختار سازمان‌ها به دو نوع ساختار مکانیک و ساختار ارگانیک تقسیم بندی می‌شود. در تحقیق حاضر به این دو نوع طبقه‌ بندی اشاره می‌شود و به طبقه‌بندی‌های دیگر پرداخته نمی‌شود. ساختار مکانیکی برای محیط‌های با ثبات و قابل پیش‌بینی و ساختار ارگانیک در محیط‌های متلاطم و دارای تغییر قابل استفاده است(Gresov & Drazin,2007:428). برخی از این ویژگی‌ها در جدول(۲-۲) مشاهده می‌شود.

 

 

  • ساختار سازمانی مکانیکی( ایستا)

 

بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی و مقایسه ساعات بودجه شده و گزارش شده و تجزیه و تحلیل انحرافات بودجه زمانی در سازمان حسابرسی- قسمت ۱۹

۲-۶-۸-۳)واکنش رفتاری در برابر روش های بودجه ای:
شکل شماره ۲- ۱ انواع واکنشها و گرایشات رفتاری مدیران را درباره بیطرفانه بودن روش های بودجه ای و اجرای این روشها نشان می دهد. دو نوع واکنش رفتاری شناخته شده وجود دارد: التزام سازمانی و اعتماد به سرپرست. التزام سازمانی که بیانگر نگرش به سازمان به صورت یک کل است، میزان شناخت مدیران را در مواجهه با مشکلات درون سازمانی می رساند. تعهد و اعتماد دو معیار متداول در تحقیقات رفتار سازمانی است که از اهمیت والایی برخوردار است، چراکه با واکنشهای مثبت کارکنان همانند، عملکرد و انگیزش بهتر، رضایت شغلی بالا و استرس کاری پایین در ارتباطند. هنگامی که مدیران در فرایند بودجه بندی دخیلند، تمایل دارند که تا حد امکان اهداف بودجه ای واحد تحت مدیریت خود انعطاف پذیری بالایی داشته باشد و یا تخصیص منابع بالایی دریافت نمایند ،‌ تا بتوانند همکاری واحد را با سازمان توجیه نمایند. (Van der stede, 2000) چنین رفتاری از منافع شخصی ناشی می شود، ‌زیرا اهداف بودجه ای آسان به صورت اهداف دارای قابلیت حصول بالا و یا تخصیص منابع بیشتر، پاداشهای مادی و معنوی بیشتری برای مدیر به دنبال خواهد داشت. با این وجود از دید سازمان قابلیت انعطاف بیش از حد بودجه ، تخصیص غیربهینه سازمان را به دنبال خواهد داشت. و در نهایت درجه حصول به اهداف سازمان را تحلیل خواهد برد(nouri, 1994) نتایج تحقیقات اخیر نشان میدهد که روش های مناسب بودجه ای و اجرای مناسب این روشها می تواند نقش مهمی در کاهش تمایل مدیران در دستیابی به بودجه های شناور باشد.
Job Satisfaction - رضایت شغلی
(magner and walter, 2002) بیطرفانه بودن روش های بودجه ای و بیطرفانه بودن اجرای این روشها دارای ارتباط متقابل هستند. در توضیح این ارتباط متقابل گفته می شود که مدیران معتقدند برای حداکثرسازی و بهبود کلی فرایند بودجه بندی ارتباط بین روشها و نحوه اجرای آنها ضروری است.(شکل ۲-۲) روش های بودجه ای مناسب واکنش منفی به بودجه های نامناسب را کاهش می دهد. مدیران اغلب احساس ناخوشایندی نسبت به بودجه واحد تحت مدیریتشان دارند. این واکنش منفی به صورت رفتارها و گرایشات منفی بروز می کند. علاوه براین، به دلیل عواملی از قبیل، کمبود منابع و خودخواهی برخی از مدیران، سازمانها در تنظیم بودجه ای که مدیران را ترغیب به واکنش مثبت نماید، محدود شده اند. در چنین شرایطی کیفیت هر دو شکل بیطرفانه روش های بودجه ای و اجرای این روشها می تواند شدت واکنش منفی مدیران به بودجه جاری را کاهش دهد. (magner and Johnson, 1995)
شکل شماره ۲-۲:‌ کاربرد همزمان و توأم بیطرفانه بودن روش های بودجه ای و اجرای روش های بودجه ای
همان طوری که در شکل شماره ۲-۳ مشاهده می شود حتی زمانی که مدیران با بودجه نامطلوبی روبرو می شوند، اگر اعتقاد داشته باشند که روش های بودجه ای مناسب هستند،‌ واکنش منفی کمتری نشان می دهند.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واکنش های رفتاری مدیران _ نامطلوب بودن بودجه برای مدیر

 

+

 

 

 

 

 

 

    1. بی طرفانه بودن روش های بودجه ای

 

  1. بی طرفانه بودن اجرای روش های بودجه ای

 

شکل شماره۲- ۳ : بی طرفانه بودن روش های بودجه ای واکنش های رفتاری منفی مدیران را کاهش می دهد .
اهمیت روش های بودجه ای برای مدیران:
این حقیقت که بی طرفانه بودن روش های بودجه ای و اجرای این روش ها دارای تأثیر مثبت بر رفتار و گرایش مدیران دارد،‌ نشان می دهد که روش های بودجه ای مناسب برای مدیران مهم است. وجود روش های بودجه ای ساختاری به مدیران فرصت ابرازنظر می دهد، مزایای مادی مانند پاداش های مرتبط با بودجه نصیب مدیران می کند و پاداش های معنوی مانند اعتماد به نفس را در مدیران تقویت می کند. استفاده سازمان از این روشها حاکی از آن است که مدیران پرسنل را ارزشیابی کرده اند. از آنجائیکه روش های بودجه ای معمول ماهیت ساختاری دارند و اینرسی حاکم بر سازمان ایجاب می کند که ساختارها بدون تغییر باقی بمانند،‌ مدیران تمایل به ثبات این روشها خواهند داشت. بنابراین اگر مدیران معتقد باشند که روش های بودجه ای مناسب هستند و در آینده نیز به این روال باقی خواهند ماند و براین اساس، انتظار دریافت مزایای مادی و معنوی از سازمان داشته باشند، بدیهی است که به منظور ترویج وتقویت این این رابطه سودمند و دستیابی به مزایای بلندمدت مورد انتظار، با رفتارها و گرایشات سازمان گرای بهبود یافته واکنش نشان خواهند داد و نسبت به بودجه های جاری واحد تحت مدیریتشان حساسیت زیادی نخواهند داشت.
( Brockner,2002)
۲-۶-۹)مفاهیم طراحی و اجرای روش های بودجه ای:
می دانیم که روش های بودجه ای مناسب یکی از ویژگیهای مهم سیستم بودجه در هر سازمانی است و رفتارها و گرایشات مثبتی را در بین مدیران ترویج می دهد که در نهایت سازمان را در دستیابی به اهداف و مقاصد تجهیز می نماید. علاوه براین، سازمان باید به بی طرفانه بودن هر دو جنبه روش های بودجه ای و اجرای این روشها توجه نماید. اقدامات زیادی برای دستیابی به معیاری برای روش های بودجه ای مناسب می تواند با هزینه ای معقول، مورد استفاده قرار گیرد،‌ اما این اقدامات و مزایای مرتبط با آن برای پرسنل حسابداری و حسابرسی،‌ اعضای کمیته بودجه،‌ سرپرستان و دیگر مدیران فعال در طراحی و اجرای سیستمهای بودجه ای سازمان به طور کامل شناخته شده نیست، بنابراین سازمان باید با اجرای مکانیزمهای آموزشی مناسب مانند سمینارهای آموزش و تعلیم اهداف و اهمیت روش های بودجه ای مناسب و اجرای این روشها و همچنین راه های ترویج اشکال مختلف آن، در جهت توسعه آن گام بردارد. (Magner, 2006)
حسابداری
۲-۶-۱۰)بودجه سخت:
اهداف بودجه ای پس از نهایی شدن به عنوان بخش مهمی از سیستم کنترل مدیریت به شمار می آیند. این اهداف مبنای برنامه ریزی را تشکیل می دهند و معیاری برای ارزیابی عملکرد و اقدامات اصلاحی ( در صورت لزوم) به شمار می روند. نتایج حاصل از تحقیقات روانشناسی نشان می دهد، که بکارگیری اهداف دقیق و متعارف منجربه عملکرد بهتری در مقایسه با نبود اهداف، می شود و انگیزش بالایی را در کارکنان به وجود می آورد. ظرفیت انگیزش اهداف بستگی به ۲ عامل دارد: (Otley and pierce, 2006)
۱- اهداف تا چه حدی توسط کارکنان پذیرفته و درونی می شود: بر اساس تئوری احتمال انگیزش، متغیرهای اصلی مرتبط با انگیزش مؤثر دو دسته اند: ظرفیت مربوط به عملکرد موفقیت آمیز و احتمال اینکه تلاش های اضافی منجربه موفقیت شوند. حسابرسان شکی ندارند که تحقق بودجه زمانی برای یک دوره موفقیت آمیز امری ضروری است. چنانچه شواهد نشان می دهد دستیابی به بودجه با پاداش های مادی و معنوی باارزشی همراه است.
۲- عامل دومی که برای تأثیر انگیزش اهداف بودجه ای بیان می شود، قابلیت حصول این اهداف می باشد: شواهد نشان میدهد که بکارگیری اهداف بودجه ای سخت تر در مقایسه با اهداف آسان منجر به عملکرد بهتری می شود، اما به محض اینکه اهداف خشک و غیر قابل انعطاف می شوند، تأثیر انگیزشی آن کاهش یافته و تلاش کارکنان در جهت حصول به اهداف به صورت عملکردی در سطوح پایین تر از بودجه محقق خواهد شد. بنابراین اگر بودجه در سخت ترین سطحی که به وسیله کارکنان قابل حصول می باشد، تنظیم شود، بالاترین انگیزش را در کارکنان خواهد داشت، پس کسب بیشترین مزایای انگیزشی از اهداف بودجه ای موکول به استفاده از بودجه سخت به شرط قابل حصول بودن آن است و این مطلب که این سطح ممکن است میان افراد متفاوت باشد و توسط عوامل دیگری نیز تحت تأثیر قرار گیرد موضوع را پیچیده می کند. حال اگر برای انگیزش عملکرد حداکثر تنظیم بودجه در سطوح هدف ضرورت داشته باشد، مشکل دوچندان شده و نوعی تضاد بین برنامه ریزی و کنترل به وجود خواهد آمد.
۲-۷)بودجه زمانی:
در حسابرسی همانند سایر حرفه ها، استفاده از بودجه زمانی امری متعارف و عادی است. استفاده از بودجه زمانی نوعاً سه هدف عمده را دنبال می کند: ۱- عامل انگیزشی ۲- عامل کنترلی ۳- کنترل عملکرد حسابرسان در خصوص کاهش زمان کار. بدیهی است، مادامی که بودجه زمانی به طور مناسب و مطلوبی تدوین گردد، زمینه مناسب برای تحقق اهدافی نظیر کنترل کیفیت عملیات حسابرسی، ایجاد انگیزه در حسابرسان برای بهبود اثربخشی و کارایی نه تنها میسر بلکه به طور نسبی تضمین می گردد. در حرفه حسابرسی نوعاً مشاهده می شود که استفاده از بودجه زمانی به دلیل مورد سوم بوده که هدف اصلی آن کنترل زمان حسابرسی است. دلایل کنترل و کاهش زمان حسابرسی متنوعند. مثلاً ، هدف مدیر پروژه می تواند هرچه سریع تر پایان یافتن عملیات حسابرسی و ارائه گزارش حسابرسی در زمان تعیین شده باشد. یا برخی از صاحبکاران به منظور صرفه جویی در هزینه های خود و با این دیدگاه که ارائه خدمات حسابرسی توسط موسسات مختلف تفاوتی باهم ندارند، اقدام به برگزاری مناقصات حرفه ای می نمایند، که در این صورت شرایط رقابتی عامل اصلی کنترل زمان انجام خدمات می باشد. (مهرانی، ۱۳۷۹)
مؤسسات حسابرسی معمولاً حق الزحمه حسابرسی را بر اساس زمان کارکرد، صورتحساب می کنند و بنابراین، جزئیات ساعات صرف شده برای هر کار حسابرسی باید ثبت و نگهداری شود. بودجه زمانی هر کار حسابرسی از برآورد کردن زمان لازم جهت هر مرحله از کار و برای هر یک از سطوح مختلف کارکنان حسابرسی و سپس، جمع زدن این مقادیر برآوردی بدست می آید. بنابراین انتظار طراح برنامه حسابرسی آن است که هر کدام از حسابرسان وظایف محوله را در چارچوب بودجه زمانی انجام دهند.
(Jiambalo, 1982)
بودجه زمانی کار حسابرسی علاوه بر تأمین مبنایی برای محاسبه حق الزحمه، کاربردهای دیگری نیز دارد. بودجه زمانی بخشهایی از کار را که به نظر مدیر یا شریک مؤسسه از حساسیت برخوردار است و به صرف زمان بیشتری نیاز دارد، به اطلاع اعضای تیم رسیدگی می رساند. بودجه زمانی ابزار مهمی برای سرپرستان است، به این معنا که از آن برای اندازه گیری کارایی کارکنان حسابرسی و تشخیص اینکه کار حسابرسی در هر مرحله، از پیشرفت رضایت بخشی برخوردار است یا خیر، استفاده می شود. حسابرسان همواره برای تکمیل رسیدگی ها در محدوده زمان برآوردی آن، در فشارند. یک کمک حسابرس که بیش از حد معمول وقت صرف انجام کاری می کند احتمالاً مورد علاقه سرپرستان قرار نمی گیرد یا نمی تواند به سرعت ترقی کند. توانایی انجام دادن کار رضایت بخش در یک فرصت نامحدود، امتیاز ویزه ای نیست چون در حرفه حسابرسی مستقل، زمان هرگز نامحدود نیست. ( ارباب سلیمانی، ۱۳۸۵)
بودجه حسابرسی برای کارهای مداوم بر اساس عملکرد گذشته تیم حسابرسی و به روز کردن ویژگیهای شرکت مورد حسابرسی تنظیم می شود. بودجه زمانی و برنامه سال گذشته به عنوان نقطه شروع تنظیم بودجه و برنامه سال بعد است. تحقیقات نشان می دهد که در تنظیم بودجه حسابرسی، پرسنل سطوح پایین که کار حسابرسی را اجرا می کنند، مشارکت ندارند، به گونه ای که تنها نظرات مدیران سطوح بالا در تنظیم بودجه لحاظ می شود.

۲-۷-۱)مزایای بودجه زمانی:
در نوشتارهای مختلف اهمیت تهیه بودجه زمانی در انجام حسابرسی ها به کرات مورد تأکید قرار گرفته است. به طور کلی اهم اهداف و منافع حاصله از بودجه زمانی در حسابرسی را می توان به شرح زیر برشمرد: ( Azad, 1994)

 

 

    1. زمان بندی کار حسابرسی و حسابرسان.

 

    1. کنترل کیفیت عملیات حسابرسی.

 

    1. ایجاد انگیزه برای حسابرسان جهت بهبود کارایی.

 

    1. برنامه ریزی مطلوب برای انجام پروژه های آتی.

 

  1. ارزیابی حرفه ای سالیانه حسابرسان.

 

۲-۷-۲)عوامل مؤثر در تعیین بودجه زمانی:
ادبیات تئوریک موضوع عوامل مؤثر بر بودجه زمانی را به چند دسته تقسیم می کند که این عوامل به شرح زیر است:
۲-۷-۲-۱)صاحبکار:
اندازه شرکت:‌ هر اندازه که اندازه شرکت مورد حسابرسی، تعداد واحدهای فرعی و وابسته آن ، حجم عملیات و به تبع آن میزان داراییها و بدهیهای شرکت بزرگتر و بیشتر باشد، حسابرس زمان بیشتری برای رسیدگی به حسابهای صاحبکار مزبور صرف می نماید. بر اساس یافته های گذشته، اندازه شرکت بیشترین تأثیر را روی تعداد ساعات لازم برای کامل کردن حسابرسی داشته است. (Bedard, 1991)
پیچیدگی عملیات و سیستمهای حسابداری صاحبکار: پیچیدگی عملیات و سیستمهای حسابداری صاحبکار نیز همانند اندازه شرکت از عوامل اصلی تأثیرگذار بر تعداد ساعات لازم برای تکمیل حسابرسی است. عملیات پیچیده تولیدی و تجاری مستلزم بررسی و رسیدگی جامعتری می باشد که باید در بودجه های زمانی لحاظ شود. (Bedard, 1991)
ریسک یا خطر صاحبکار: ریسک صاحبکار خطر وقوع تحریفات بااهمیت و ارائه نادرست در صورتهای مالی را بالا می برد. هر میزان که احتمال وقوع اشتباهات و بی نظمیها بیشتر شود، میزان آزمونهای محتوا جهت اثبات مانده حسابها افزایش می یابد. بدیهی است که افزایش میزان آزمونها نیازمند صرف زمان بیشتری است که بایستی در برآورد بودجه مدنظر قرار گیرد. (Bedard, 1991)
درجه همکاری کارکنان صاحبکار: هر چقدر میزان همکاری کارکنان صاحبکار در دادن اطلاعات و مدارک لازم به حسابرس بیشتر باشد، حسابرس زمان کمتری برای رسیدگی به حسابهای صاحبکار مزبور صرف می نماید. (simon and francis, 1988)
جدید بودن یا قدمت صاحبکار: برآورد دقیق زمان برای مشتریان جدید ممکن است بسیار مشکل تر از دیگر مشتریان باشد، چرا که برای شناخت سیستمهای حسابداری و کنترل داخلی و چرخه معاملات شرکت زمان لازم است. simon and francis, 1988))
داشتن حسابرسی داخلی و کمیته حسابرسی: حسابرسان داخلی با تأثیری که روی خطر کنترل دارندو نیز توانایی آنها در تهیه گزارشهای حسابرسی خاص و مطمئن، بر حجم رسیدگی های حسابرسی مستقل تأثیر گذاشته و زمان حسابرسی را کاهش خواهد داد. تماس با کمیته حسابرسی هیأت مدیره صاحبکار اطلاعات به موقع و مفیدی درباره وضعیت مالی شرکت و همچنین اطلاعات لازم برای ارزیابی کارایی و درستکاری مدیریت را در اختیار هیأت مدیره شرکت قرار می دهد. simon and francis, 1988))
۲-۷-۲-۲)مؤسسه حسابرسی:

سلامت خانواده اصلی، حمایت اجتماعی، توانایی حل مشکل خانواده و عملکرد ازدواج- قسمت ۵- قسمت 2

  • تحکیم استقلال روان­شناختی و ایجاد ارتباطات جدید با خانواده اصلی

 

این تکلیف شرط لازم برای زوجین برای همراه­شدن با یکدیگر در مسیر زندگی است که از این طریق زوجین از خانواده اصلی جدا می­شوند و در عین حال توانایی این را دارند که ارتباط سالمی به شکلی جدید با آن­ها برقرار کنند. جداشدن از خانواده اصلی به معنی پشت­کردن به آن­ها نیست بلکه، به معنی تغییر در شیوه و میزان نوع ارتباط با آن­هاست.

 

 

  1. ایجاد هویت زوجی باهم بودن در مقابل خودمختاری

 

این وظیفه شامل ایجاد رابطه­ای دونفره است که در آن واژه «ما» معنی پیدا می­ کند. زمانی که فرد علائق شخصی خود را که کاملاً خودمحورانه بوده رها می­ کند و به عوض، رفاه و آسایش را در رابطه زوجی دنبال می­ کند، دوستی، صمیمیت و عشق شکوفا می­گردد. در این حالت زوج­ها علائق فردی را در درون رابطه جستجو می­ کنند.
۲- ایجاد هویت جنسی زوج
هویت جنسی به فراوانی، شدت و کیفیت ابراز احساسات جنسی در رابطه بین زن و شوهر اطلاق می­ شود. این هویت زمان و مکانی را برای فارغ­شدن از استرس­ها و رنج­های زندگی فراهم می­ کند.
۳- شکل­دادن ازدواج به­عنوان یک حوزه اطمینان­بخش و پرورش­دهنده
رابطه زوج موقعیتی را فراهم می­ کند که در آن شکست­ها، تلاش­ها، شرایط و ترس­های زوج در یک جوّ حمایتی و مراقبت­کننده مدنظر قرار می­گیرد. هر عضو باید در لحظه وقوع استرس به راحتی به همسرش دسترسی داشته باشد.
۴- والد بودن
زمانی­که زوج­ها تصمیم به بچه­دارشدن می­گیرند، باید فضای روان­شناختی رابطه را برای پرورش فرزند آماده کنند. این فضا به گونه­ ای آمادگی را ایجاد کند که بتواند ضمن پرورش فرزند از ایجاد لطمه به رابطه خود جلوگیری کند.

 

 

  1. ایجاد رابطه­ای جالب و جذاب

 

یک ازدواج خوب احساس تکراری­بودن را در زوج ایجاد نمی­ کند. تجارب لذت­بخش زوج در کنار هم بخشی از خاطره­های مشترک آن­ها را تشکیل می­دهد که در شرایط سخت به زوج کمک می­ کند سرزنده و شاداب بمانند.

 

 

  1. ایجاد دیدگاهی دوگانه که ایده­آل­های اولیه را با واقعیت موجود ترکیب می­ کند

 

با گذشت مدتی از ازدواج، زوج­ها واقعیات زندگی را بیشتر درک می­ کنند و ممکن است شیوه ­های ابراز محبت آن­ها نسبت به اوایل زندگی تغییر کرده و واقع­بینانه­تر شود. لازم است زوج هر چند وقت عواملی که آن­ها را به هم علاقمند کرده را به خاطر آورند و به آن­ها به­عنوان حالت­های مخصوص و منحصر بفرد نگاه کنند (نظری، ۱۳۸۶). همانطور که بیان شد بخشی از وظایف زوجین، تحکیم استقلال روان­شناختی از خانواده اصلی و ایجاد هویت زوجی باهم بودن است؛ بنابراین مهم­ترین وظیفه تحولی در مرحله ازدواج می ­تواند گسستن پیوندهای عمیق با والدین در ابتدا و سپس انتقال انرژی­های شخصی از خانواده قبلی به زندگی با همسر باشد (حسینی، ۱۳۸۹). باتوجه به مواردی که بیان شد به نظر می­رسد زوجین برای رسیدن به حد مطلوب روابط با یکدیگر بهتر است نسبت به خانواده اصلی خود اقدامات خاصی را انجام دهند؛ بنابراین در سطور بعدی به بررسی تعاریف و نظریات سلامت خانواده اصلی بعنوان یکی از عوامل مؤثر بر سلامت و عملکرد ازدواج پرداخته­ایم.

 

۲-۲-۲- سلامت خانواده اصلی

 

 

۲-۲-۲-۱- تأثیر خانواده اصلی بر روابط زوجین

 

 

۲-۲-۲-۱-۱- دیدگاه ­های روان­تحلیلی

 

دیدگاه کلاسیک روان­پویشی مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درون­روانی همسران می­داند در این دیدگاه اعتقاد بر این است که تجربیات اولیه کودکی، خودآگاه و ناخودآگاه حفظ شده و بر فرد و خانواده او در سال­های آینده اثر خواهند گذاشت و برای تغییر فرد و خانواده بهتر است فرد را در زمینه و تاریخچه رشدی در نظر گرفت (بارکر، ۱۹۸۱). بر طبق دیدگاه روابط بین­فردی دیدگاه روان­تحلیلی، اشخاصی که در ازدواج وارد می­شوند، هرکدام دارای تاریخچه­ای شخصی، یک شخصیت بی­همتا و مجموعه ­ای از افراد درونی­کرده و مخفی هستند که آن­ها را در تمامی تبادلاتی که متعاقباً با یکدیگر خواهند داشت دخالت می­دهند. روابط زناشویی مسئله­دار و ناآرام تحت تأثیر درو­ن­فکنی­های آسیب­زا یعنی اثرات یا خاطرات مربوط به والدین یا سایر اشخاص قرار دارد (گلدنبرگ[۳۳]۱ و گلدنبرگ، ۲۰۰۱).
فرامو[۳۴]۲ از نظریه­پردازان این رویکرد معتقد است که معمولاً مشکلات خانوادگی ریشه در نظام خانوادگی گسترده دارد. ماهیت و کیفیت رابطه زناشویی به خانواده پدری زن و شوهر و خصوصاً به اینکه تا چه حد تعارضات خانواده­های آن­ها حل شده باشد بستگی دارد (بارکر، ۱۹۸۱). آنا فروید[۳۵]۱ بر این باور بود که برخی احساسات بقدری برای خود تهدیدآمیز و حتی غیرقابل­تحمل هستند که «خود» مکانیزم­ های خاصی برای بیرون­راندن آن احساسات از حیطه آگاهی ایجاد می­ کند. بعنوان مثال ممکن است فرد برای مقابله با احساسات طردشدگی یا ترک­شدن، احساس صدمه­دیدن، تحقیر و احساس از دست­دادن از مکانیزم­ های دفاعی اجتناب، انکار یا برون­ریزی استفاده کند. فردی که این مکانیزم­ ها را برای مقابله با اضطراب­هایش یاد گرفته است طی ارتباط با همسر نیز هنگام بروز تهدیدها از این مکانیزم­ های دفاعی استفاده می­ کند که تخریب رابطه زناشویی را در پی دارد. همچنین درمانگران شناختی مانند یانگ[۳۶]۲ نشان داده­اند که دفاع­ها چگونه به افراد کمک می­ کنند تا از درد و رنج مرتبط با باورهای زیربنایی درباره ارزشمندی خود، ایمنی و شایستگی شخصی و بسیاری از مسائل مربوط به هویت بنیادی اجتناب نمایند (مک کی[۳۷]۳، فنینگ[۳۸]۴ و پالگ[۳۹]۵، ۲۰۰۶).

 

۲-۲-۲-۱-۱-۱- نظریه دلبستگی

 

بالبی[۴۰]۶ معتقد است که رفتار دلبستگی بعنوان رفتاری ژنتیکی برای بقای گونه­ ها حیاتی است. در کودکان ۶ ماهه تا ۳ ساله در هنگام مواجهه با خطر بروز پیدا می­ کند. در چنین مواردی کودک نیاز دارد که به پرستار یا مادر نزدیک باشد و پس از اینکه به آرامش رسید، دوباره به کشف محیط اطراف بپردازد. هربار که کودک متوجه خطری شود و نیاز دلبستگی به امنیت احساس کند، این چرخه تکرار می­ شود. پس از چندبار تکرار این وضعیت کودک الگویی رفتاری براساس روابط دلبستگی به منظور پاسخ­دهی به نیازهای خود برای نزدیکی، آرامش و امنیت را طراحی می­ کند. الگوهای رفتاری درونی، بعدها بعنوان الگویی برای روابط صمیمانه به کار می­روند. الگوی درونی به افراد فرصت می­دهد تا در روابط خود با دیگران، درباره نحوه رفتار پیش­بینی­هایی داشته باشند. بالبی معتقد بود که فرد براساس تجربه­هایش با یک شریک خاص به باورهای ویژه­ای درباره یک ارتباط می­رسد (نیکولز[۴۱]۷ و شوارتز[۴۲]۸، ۱۹۹۱؛ کار، ۲۰۰۰).
سبک دلبستگی ایمن: زوج­های دلبسته با همسرانشان به­گونه­ای رفتار می­ کنند که گویی پایه­ای امن برای اکتشاف جهان هستند. در چنین روابطی زوجین پاسخگوی نیازهای همسران خود هستند. خانواده­های دارای روابط دلبسته ایمن دارای ارتباطات سازگارانه و انعطاف­پذیر می­باشند.
سبک دلبستگی دوسوگرا: زوج­های دارای سبک دلبستگی دوسوگرا، مایلند نزدیک هم باشند در حالی­که از این نزدیکی ناراضی هستند. اعضای این­گونه خانواده­ها درهم ادغام­شده و مرزهای غیرشفافی دارند.
سبک دلبستگی اجتنابی: زوج­هایی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند دور از هم و از هم ناراضی می­باشند. چنین خانواده­هایی از هم دور و مرزهای نفوذناپذیری دارند.
دلبستگی آشفته: روابط خانوادگی و زناشویی سبک دلبستگی آشفته دچار تعارض­های اعتقادی، رویگردانی، سرگردانی و با تغییر از صمیمیت به قهر و بالعکس همراه است (کار، ۲۰۰۰).

 

۲-۲-۲-۱-۱-۲- ایماگودرمانی[۴۳]۱

 

در این رویکرد فرض بر این است که خاستگاه تمام آسیب­ها، ارتباط و مشکلات ارتباطی در گسیختگی پیوندهای کودکی ریشه دارد. این فرض وجود دارد که با تجربه­های دوران کودکی در ارتباط با مراقبان در ذهن فرد یک تصویر نسبت به جنس مقابل شکل می­گیرد که از این تصویر با نام ایماگو نام برده می­ شود. در صورتی­که نیازهای اساسی دوران کودکی در حد مطلوب برآورده شوند یک تصویر خوب نسبت به جنس مخالف شکل می­گیرد. این ایماگو در انتخاب شریک زندگی و ارتباط با همسر نقش مهمی دارد. از این­رو سعی می­ شود با گفتگوی ایماگویی همسران به پویایی­های ارتباطی­شان در کودکی پی برده، همتاسازی­های منتقل­شده به رابطه امروزی را درک کرده و به تماس­های صمیمیانه روی آورند (هندریکس[۴۴]۲، ۲۰۰۶).

 

۲-۲-۲-۱-۱-۳- روابط موضوعی

 

رویکرد روابط موضوعی یا ارتباط شیء مبتنی بر نظریه فروید و کارهای نظریه­پردازان اخیر مانند کوهات[۴۵]۳، ماهلر[۴۶]۴، فیربرن[۴۷]۵ و وینیکات[۴۸]۶ است. مفهوم­سازی این نظریه آن است که دشواری­های روابط جاری از تعامل اولیه والدین با کودک نشأت گرفته است (نیکولز و شوارتز، ۱۹۹۱). در زوج­درمانی از دیدگاه روابط شیء تاریخچه خانواده اصلی یکی از مواردی است که مورد توجه قرار می­گیرد؛ که از آن با عنوان ابژه­ها یا موضوعات قدیم یاد می­ شود. در جر و بحث­های زناشویی همچنان که دعوا و بحث شروع می­ شود زوجین علاوه بر کشمکش با شخص ناکام­کننده فعلی، به جنگ با ابژه­های قدیمی غیرقابل دسترس پس­روی می­ کنند و دعوا شکل چرخه­ای و آشفته­ای به خود می­گیرد. آن­ها فقط با یکدیگر درگیر نمی­شوند، بلکه با خیالات خانواده خود هم به همان اندازه می­جنگند و در کشمکش هستند و نمی­توانند گذشته را از حال تفکیک کنند (دنوان[۴۹]۱، ۲۰۰۳).

 

۲-۲-۲-۱-۲- دیدگاه ­های سیستمی

 

 

۲-۲-۲-۱-۲-۱- نظریه میلان[۵۰]۲

 

در مکتب خانواده­درمانی منظم که گروه میلان آن را طرح­ریزی کردند، این اعتقاد وجود دارد که خانواده­ها بدلیل اشتباه­های معرفت­شناسی، یعنی نظام باورهای منسوخ خود، وامانده­اند. الگوهای تعامل از نسلی به نسل دیگر می­رسد بنابراین دیدگاه آگاهی از تاریخچه خانواده در فرایندهای شناختی مهم است. عقاید، باورها، ادراکات و خیال­پردازی­ها در کنار رفتارها مطرح است (نیکولز و شوارتز، ۱۹۹۱).

 

۲-۲-۲-۱-۲-۲- نظریه بوئن[۵۱]۳

 

مقایسه دانش آموزان پسر دارای سبک¬های فرزندپروری متفاوت (سهل گیر، مقتدر و استبدادی) از لحاظ سازگاری هیجانی-اجتماعی و تحصیلی، در دبیرستان¬های شهر اهواز- قسمت ۸

۶۵/۰

 

 

۷۷/۰

 

 

تحمل نکردن رفتار جسورانه

 

 

سازگاری هیجانی

 

 

 

۵۹/۰

 

 

۶۷/۰

 

 

منع خشونت و تنبیه فیزیکی

 

 

 

۷۶/۰

 

 

۸۳/۰

 

 

نمره کل

 

 

جدول۲-۳٫ پایایی خرده مقیاس پرسشنامه سازگاری هیجانی در دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف اسپیرمن براون

 

 

 

 

همان طور که در جدول ۲-۳ مشاهده می شود پایایی خرده مقیاس تحمل نکردن رفتار جسورانه، به روش آلفای کرونباخ برابر ۷۷/۰ و به روش تنصیف ۶۵/۰ ، برای خرده مقیاس منع خشونت و تنبیه فیزیکی به روش آلفای کرونباخ برابر ۶۷/۰ و به روش تنصیف ۵۹/۰ و برای سازگاری هیجانی به روش آلفای کرونباخ برابر ۸۳/۰ و به روش تنصیف ۷۶/۰ محاسبه گردید.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

روایی

 

در این پژوهش، برای تعیین روایی این خرده مقیاس، از روش تحلیل عامل تأییدی، با بهره گرفتن از نرم افزار تحلیل ساختارهای گشتاوری[۱۴۷] (AMOS) بر روی ماده های این خرده مقیاس، استفاده شد. همانطور که در نمودار ۱-۳ مشاهده می شود، ضرایب استاندارد ماده های خرده مقیاس منع خشونت و تنبیه فیزیکی، همه به جز ماده ۱۰ دارای بار عاملی بالای ۳/۰ بودند. بنابراین، ماده ۱۰ از این خرده مقیاس حذف شد همچنین ضرایب استاندارد ماده های خرده مقیاس تحمل نکردن رفتار جسورانه، همه به جز ماده ۶، ۸ و ۱۲ دارای بار عاملی بالای ۳/۰ بودند. بنابراین، ماده ۶، ۸ و ۱۲ از این خرده مقیاس حذف شد.

نمودار ۱-۳٫ ضرایب استاندارد مربوط به خرده مقیاس سازگاری هیجانی بااستفاده از روش تحلیل عاملی
مشخصه های نیکویی برازش پرسشنامهی سازگاری هیجانی، تحصیلی و اجتماعی در جدول ۳-۳ آمده است. جهت بررسی برازش این خرده مقیاس، شاخصهای مجذور خی[۱۴۸] (c2) و جذر میانگین مجذورات خطای تقریب[۱۴۹] (RMSEAَ)، که در مدل های خوب کمتر از ۰۵/۰، برای مدل های متوسط بین ۰۵/۰ تا ۰۸/۰ و برای مدل های ضعیف بالاتر از ۱/۰ است، بررسی شدند. اما، از آنجا که مجذور خی (c2) نسبت به اندازه نمونه بسیار حساس است، بسیاری از پژوهشگران، نسبت مجذور خی بر درجات آزادی[۱۵۰] (df/c2) را گزارش میدهند. در پژوهش حاضر، نسبت مجذور خی بر درجات آزادی مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از پژوهشگران بیان کرده اند، چنانچه این شاخص کمتر از ۲ باشد برازندگی عالی، چنانچه بین ۲ تا ۵ باشد برازندگی خوب و چنانچه بزرگتر از ۵ باشد برازندگی ضعیف بوده و غیر قابل بودن الگو را نشان می دهد. همچنین، بر اساس یک قاعده کلی، شاخصهای نیکویی برازش[۱۵۱] (GFI) و نیکویی برازش تعدیل شده[۱۵۲] (AGFI)، در مدلهای خوب بین ۹/۰ تا ۹۵/۰ است و هر چه این مقدار به ۱ نزدیکتر باشد نشان از برازش بهتر مدل دارد، (ارشدی، ۱۳۸۶). و در پژوهش حاضر، میزان آنها برای مقیاس سازگاری هیجانی به دست آمده است. مشخصه های نیکویی برازش پرسشنامهی هیجانی در جدول ۳-۳ آمده است.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

جدول ۳-۳٫ شاخص های نیکویی برازش پرسشنامه ی خرده مقیاس سازگاری هیجانی در پژوهش حاضر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخص برآورد
مجذور کای ۷۵۷/۱۹۱۲
درجه آزادی (وسطح اطمینان) ۴۹۵ (۰۰۰/۰=p)
شاخص هنجار شده ی مجذور کای (x2/df) ۸۶/۳
جذر میانگبن مجذور خطای تقریب ۰۸/۰
شاخص نیکویی برازش ۷۰/۰
شاخص نیکویی برازش تعدیل یافته ۶۶/۰

 

نتایج تحلیل عامل تأییدی برای خرده مقیاس سازگاری هیجانی، نشان داد که مجذور خی (c2) برابر با ۷۵۷/۱۹۱۲، نسبت مجذور خی بر درجات آزادی (df/c2) برابر است با ۸۶/۳، شاخص ریشه میانگین مجذورات خطای تقریب (RMSEAَ)، برابر است با ۰۸/۰، شاخص نیکویی برازش (GFI) برابر است با ۷۰/۰ و نیز شاخص نیکویی برازش تعدیل شده (AGFI) برابر است با ۶۶/۰ که برازش متوسطی را با داده ها نشان میدهد.
همان طور که در جدول ۳-۳ مشاهده میشود، داده های این پژوهش با ساختار عاملی این پرسشنامه برازش مناسبی دارد و این، بیان گر همسویی ماده ها با سازه پرسشنامه هیجانی است.
مقیاس ساز گاری تحصیلی

 

پایایی

 

 

پایایی دو خرده مقیاس سازگاریت حصیلی با دو روش آلفای کرونباخ و تنصیف اسپیرمن براون محاسبه شده که در جدول ۴-۳ ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی تاثیر یک جلسه فعالیت وامانده ساز مقاومتی برپاسخ هورمون رشد در مردان ورزشکار و غیرورزشکار۹۰- قسمت ۵- قسمت 2

۲-۲۸تأثیرات سیستم عامل رشد مشابه انسولین در انسانها

 

نقش عمل IGFدر رشد و پیشرفت انسان از چندین راهکردهای جمع آوری اطلاعات بدست آمده است؛ شامل تحلیل انسان های کوتاه قد آفریقای، یک بیمار با فقدان جهش یافته ی ژن IGF-Iو یک سری از بیماران با هموزیگوسیتی ژن IGF-IRناشی از فقدان بازوی دور کروموزون ۱۵٫

 

۲-۲۹انسان های کوتاه قد

 

مطالعات اولیه ی مقایسه ای انسان های کوتاه قد بابینگا [۱۶]به این نتیجه رسیدند که قامت کوتاه این مردم به دلیل کمبود فوران رشدی دوران بلوغ بود (۳۶). مطالعات امتدادی بعدی انسان های کوتاه قد عقب ماندگی رشدی را رد بدو تولد اثبات کرد که در ۵ سال اول زندگی افزایش می یافت (۴۳). به تازگی، نشان داده شده است که خطوط همیشگی سلولی B , Tانسان های کوتاه قد Efeبه IGF-Iمقاوم هستند. پایه های مولکولی برای این استقامت IGF-Iو بطوربالقوه فنوتیپ رشد مردمٍEfeبه نظر می رسد که نقصی در تعریف ژن IGF-IRرا می رساند (۵۶). بنابراین، کاهش عمل IGFناشی از کاهش سطوح IGF-IRمنجر به عقب ماندگی رشد پس و پیش جنینی در انسان ها می شود.

 

۲-۳۰جهش های انسانی تأثیرگذار بر ژن های IGF-I و IGF-IR

 

یک بیمار مورد بررسی قرار گرفته است که برای یک حذف جزئی ژن IGF-Iهموزیگوت بود (۲۴). این بیمار عقب ماندگی شدید رشدی پیش و پس جنینی را بروز داده و هیچ IGF-Iفعالی تولید نمی کند. و همچنین دچار «ناشنوایی» عقب ماندگی ذهنی و ملکروسفالی بود، ویژگی هایی که در بیماران با نقصات هورمون رشدی و یا استقامت مشاهده نشد. والدین این بیماران که برای جهش ژن IGF-Iهتروزیگوت بودند، دارای سطوح بسیار پایینی از IGF-Iچرخشی بودند و همچنین قامت کوتاهی داشتند. این یافته ها بیش از پیش تأیید کننده ی نقش IGF-Iدر رشد و پیشرفت پیش و پس جنینی بودند.
شماری از بیماران که مورد بررسی قرار گرفتند برای ژن IGF-IRهموزیگوت هستند که نتیجه حذف بازوی دور کروموزوم ۱۵ و یا سندرم حلقه کروموزوم ۱۵ است. تمامی این بیماران عقب ماندگی رشدی درون رحمی و فقدان رشد پس زایشی و همچنین دیگر اختلافات نموی را از خود نشان دادند. هر چند که فنوتیپ نقصان رشد که پیوسته در این بیماران مشاهده می شد با کاهش سطوح IGR-IRسازگار است، ولی این حقیقت که هیچ اثبات مستقیمی از استقامت IGFدر سلول های گرفته شده از این بیماران نشان ندادند که این اطلاعات را تأیید کنند، ولی نه بطور قطعی شواهدی برای نقش عمل IGF-IRدر رشد و نمو پیش و پس زایشی انسان وجود دارند.

 

۲-۳۱تأثیرات بالقوه تمرین بر علامت دهی و فعالیت عامل رشد مشابه انسولین

 

پیامدهای احتمالی تمرین بر روی عملکرد سیستم علامت دهی IGFو فیزیولوژی تنظیمی بوسیله IGFمی توانند در سطوح بسیاری اتفاق بیفتند. شامل تأثیراتی بر غلظت های مکانی و چرخشی لیگاندهای IGF یا تأثیرات کوچک دیگری بر تعریف گیرنده IGFو عملکرد در سطح سلولی ارتباط میان تمرین و IGFها و پروتئین های پیوندی آنها در فصل های بعدی مورد بحث قرار می گیرند، بنابراین بحث بعدی بر روی تمرین وعلامت دهی IGFتمرکز دارد. تا به حال هیچ اطلاعاتی در مورد ارتباط میان تمرین و تعریف و یا فعالیت درونی IGF-IRکه اکثر علامت دهی IGFرا تنظیم می کند وجود ندارد.
احتمال دیگر آنست که تغییرات تعریف و یا فعالیت IRمی تواند علامت دهی IGFرا تنظیم کند. اگر این تغییرات شامل ایزوفورم IR-Aاز IRباشد. این می تواند تأثیری مستقیم باشد. چون همانگونه که در بالا بحث شد، این ایزوفورم IRیک گیرنده عملکردی برای IGF-II است. تغییر تعریف و یا فعالیت هر کدام از ایزوفورم ها IRنیز همچنین می تواند غیرمستقیم از طریق IGF-IRبعنوان نتیجه ای از شکل گیری گیرندگان هیبریدی بر IGF-Iو یا IGF-IIتأثیر بگذارد. در حالیکه تا به حال شواهد حاکی از تأثیر تمرین بر روی فعالیت عمومی انسولین و خصوصاً متابولیسم گلوکز بوده است، میزان تأثیرات استثنایی از تمرین بر روی سطوح و یا فعالیت IRمخصوصاً در انسانها هنوز نامشخص است. یک تحقیق تأثیر تمرین بر روی اتوفسفریل شدن IRرا گزارش داده است (۳۳)، ولی اکثر تحقیقات دیگر تأثیراتی بر روی مؤلفه های علامت دهی دور همچون IRS-1و IRS-2و مسیر کیناس PI3را توصیف کرد(۵۵). این تأثیرات دومی بهر حال بیشتر غیر تخصصی خواهند بود، چون آنها بر عوامل علامت دهی استفاده شده بوسیله بسیاری از هورمون ها و عوامل رشد تأثیر می گذارند.

 

۲-۳۲نتیجه گیری

 

برخلاف ده ها تحقیق مستمر، هنوز جوانب بنیادین از سیستم IGFوجود دارند که بدرستی کشف نشده اند.عمده ترین اینها نقش IGF-IIدر فییولوژی انسان است. بعلاوه تأثیرات IGF-Iو IGF-IIدر ترکیبات در سطح سلولی هنوز کلاً نامعلوم هستند، هر چند که بسیاری از بافت های انسانی بطور روزانه در معرض ترکیب IGF-Iو IGF-IIایندوکرینی، پاراکرینی و اغلب اتوکرینی هستند. در متن این جلد از کتاب، پیچیدگی سیستم Igfطیف وسیعی از اهداف بدست می دهد که از طریق آنها تأثیرات تمرینی بر روی فیزیولوژی آسیب شناخته و فیزیولوژیکی تنظیمی IGFرا می توان تنظیم کرد.

 

۲-۳۳گونه های هورمون رشد و فعالیت های انسانی

 

 

۲-۳۳-۱مقدمه

 

ورزش و فعالیت، آزادسازی هورمون رشد انسانی (GH) غده هیپوفیز پیشین را تحریک می کند و سرانجام غلظت بالای هورمون رشد در حال گردش در خون تحریک شده ناشی از فعالیت منظم موجب هیپرتروفی عضلانی و از بین رفتن و تجزیه چربی و همچنین دیگر واکنشهای فیزیولوژیکی می شود. مروری بر نوشته های در مورد فعالیت و هورمون رشد اجازه این تعمیم را به ما می دهد که عمدتاً شدت و طول دوره زمانی فعالیت، غلظت پلاسمای هورمون رشد در حال گردش در خون را تنظیم می کند.
با این وجود بعید به نظر می رسد که بسیاری، از پیچیدگی هایی که اساس سیستم تولید هورمون رشد در خود غده هیپوفیز است آگاه باشند. موضوعاتی که این پیچیدگی ها را اساس کار قرار می دهند اغلب به عنوان مطالعاتی که در نشریه های تخصصی منتشر می شوند ظاهر می گردند که در آنها تمرکز اصلی فعالیت ها بر روی آزادسازی هورمون رشد بر اثر فعالیت منظم نیست. این وضعیت شروع به تغییر کرد(۱۵).
برای خوانندگانی که اصولاً به فیزیولوژی ورزش و فعالیت علاقه مندند هدف اصلی این فصل این است که موضوع پیچیدگی های سیستم هورمون رشد را بطور صریح مورد توجه قرار دهد. منظور از پیچیدگی سیستم چیست؟ عناصر این پیچیدگی در نشانه هایی که از دیگر نقاط بدن به هیپوفیز می رسد، به عنوان مثال ماهیچه ها، ساکن می باشد. هنوز دیگر عناصر ساکن در هورمون رشد، سلول ها را تولید می کنند. محصول نهایی آن پیچیدگی نمونه کتابی مشهوری از مولکول هورمون رشد است که در خون انسان در گردش است. ما ادعا می کنیم که این، ارتش مولکول ها، هستند که فعالیت می کنند و واکنش های فیزیولوژیکی را به همراه دارند و سالهاست به هورمون رشد نسبت داده شده است(۱۷).
در این فصل فعالیت های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی مولکول هورمون رشد و انواع آن را مورد بررسی قرار می دهیم. نوشته هایی را بازبینی می کنیم و مورد آزمایش قرار می دهیم که انواع هورمون رشد در یک تغییر گردش در خون پس از فعالیت را نشان می دهد. همچنین جنبه های زیست شناسی بافت سلولی غده هیپوفیز را بطور خلاصه مورد بازبینی قرار می دهیم به این امید که این جنبه ها کمک کنند به پیشنهاد یک پایه اساسی جهت درک اینکه چگونه تولید انواع هورمون رشد مرتبط است با این موضوع که چه چیزی پس از یک دوره فعالیت بدنی اتفاق می افتد. و نهایتاً داده هایی ارائه می کنیم که قویاً به یک حلقه بازخورد جدید از ماهیچه به غده هیپوفیز اشاره می کنند. مولفین معتقدند که این حلقه بازخورد تازه کشف شده ممکن است به توضیح مکانیسم­های آزادسازی هورمون رشد تحریک شده ناشی از یک فعالیت مطالعه شده کمک کند(۱۱).

 

۲-۳۳-۲اندازه گیری هورمون رشد انسانی

 

در جهان امروز غلظت پلاسمای هورمون رشد در حال گردش در خون تقریباً همیشه با بهره گرفتن از روش های ایمنوآسای [۱۷] اندازه گیری می شود. با این حال سیستم های کشف و آشکارسازی دیگر وجود دارند و روشی که برای اندازه گیری هورمون رشد در خون انتخاب می شود مهم است. قبل از ابداع ومعرفی ایمنوآسای هورمون رشد، محققین به سنجش های بیولوژیکی استناد می کردند که اغلب استفاده از موش ها را می طلبید؛ قطعیت ناشی از این روش های بایوآسای همچنان در آزمایشگاه های مؤلفین مورد استفاده قرار می گرفت متضمن یک مرور و بازبینی است چون این مؤلفین داده های جالبی را بدست می آوردند که گاهاً با داده های حاصله از طریق روش ایمنوآسای در تعارض بود.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

مفهوم-جرم-اقتصادی-از-دیدگاه-اسناد-بین-المللی- قسمت ۴

جرایم اقتصادی در دسته بندی خاص شامل: رشوه خواری و فساد، پول شوئی، تقلب شرکت، کارتل ها و دیگر جرایم تجارت، فرار از پرداخت مالیات شرکت، رباخواری و ربا، جرایم زیست محیطی واشتغال، نقض کنترل قاچاق و ارز، سرقت مالکیت معنوی و سایر تخلفات اطلاعات دسته های عمومی اقتصادی در جرم اقتصادی
عکس مرتبط با اقتصاد
جرایم اقتصادی در دسته بندی عمومی نیز به سه دسته تقسیم می شود که عبارتند از: ۱) جرایم سیاسی و مذهبی ۲) جرایم اداری و مقررات ۳) جرایم برای مدیران یا جرایم شرکت
البته قانونگذاران در هر نظام حقوقی، بر حسب اینکه، حمایت از کدام یک از ارزش ها را مورد توجه قرار می دهند، حول محور شاخصه های متعددی اقدام به جرم انگاری خواهند نمود.
)http://www.icaew.com/~/media/Files/Technical/Ethics/business-and-economic-crime-in-an-international-(
شاخصه ها یی نظیر : (روستائی،۱۳۸۸)

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. تعریف جرم اقتصادی بر اساس ماهیت ضرر و زیان وارده

 

    1. تعریف جرم اقتصادی براساس میزان کمی ضرر و زیان وارده

 

    1. تعریف جرم اقتصادی براساس شخصیت و موقعیت اقتصادی واجتماعی مرتکب
    2.  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

    1. تعریف جرم اقتصادی براساس بزه دیده

 

    1. تعریف جرم اقتصادی براساس هدف از ارتکاب جرم

 

  1. تعریف جرم اقتصادی براساس موضوع جرم

 

برخی از تعاریف ارائه شده در حقوق و رویه قضایی کشورهای مختلف که براساس این شاخصه ها تعیین شده عبارتند از:

 

 

    • جرم اقتصادی جرمی است که به منظور تحصیل سود در قالب انواع دیگری از مشاغل قانونی رخ می دهد. این جرم ممکن است شهروندان خصوصی، بخش های تجاری و یا عمومی را متضرر کند. پس برطبق این تعریف، فرار مالیاتی وانواع متفاوتی از کلاهبرداری و اختلاس در شرکت های قانونی جرم خواهند بود. (ponsaser,2002)

 

    • در تعریفی دیگر جرم اقتصادی به فعالیت های غیرقانونی گفته شده که در حوزه تجارت و به منظور کسب منافع اقتصادی صورت می گیرد. این جرم معمولا” از طریق برشمردن مصادیقی مانند جرایم مالیاتی، جرایم علیه مقررات مالی، رشوه، کلاهبرداری، اختلاس و مانند آن شناسایی می شود. (sjogren,2004)

 

  • جرم اقتصادی از دیدگاه رادیکال عبارت است از[۵]: جرایم اقتصادی مربوط به صاحبان قدرت و یقه سفیدان، که در این حوزه اغلب مورد استفاده قرار می گیرد. ادوین ساترلند برای اولین بار در سال ۱۹۳۹، اصطلاح مجرمین یقه سفید را بکار برد.ساترلند فعالیت های غیرقانونی در بستر فعالیت های حرفه ای، توسط افراد قابل احترام و از طبقۀ اجتماعی بالا را جرم یقه سفیدان می دانست. جرایمی که فرع بر فعالیت های تجاری مقرر و عادی، به وسیله افراد دارای مسئولیت ارتکاب می یابد وبرخورداری از مسئولیت، به آنها فرصت ارتکاب اختلاس، نقض مقررات راجع به فعالیت های تجاری یا گریز از پرداخت مالیات می دهد. جرم یقه سفیدان جرایمی است که در رابطه با زندگی حرفه ای وتوسط اشخاص متنفذ جامعه روی می دهد.این اصطلاح گاهی به موقعیت اجتماعی، حرفه و گاهی نیز به جرایمی اشاره می کند که در رابطه با یک سازمان ومعمولا”یک شرکت اتفاق می افتد. مفاهیمی مانند جرم شرکتی و جرم شغلی نظیر نقض قانون شرکت ها، تخریب محیط زیست، تدابیر ناکافی بهداشت و ایمنی در صنعت، آلودگی، نقض قانون کار و کلاهبرداری (تقلب) می باشد. در این حوزه به کرات مورد استفاده قرار می گیرد. (ربیعی،۱۳۸۳،۶۷ ؛ salinger,2005)
  • عکس مرتبط با محیط زیست

 

وجه تمایزجرم اقتصادی و جرم مالی در تعریف فوق، به مرتکبین آن مربوط است. بطوری که چنانچه جرم از سوی صاحبان قدرت سیاسی، اداری و اقتصادی(یقه سفیدها) ارتکاب یابد جرم اقتصادی محسوب و در غیر این صورت از جمله جرایم مالی یا خیابانی به حساب می آید.

 

 

  • گاهی جرم اقتصادی درقالب جرم سازمان یافته تعریف می شود. جرم سازمان یافته اغلب بخشی از یک فعالیت اقتصادی منظم است و این اعتقاد وجود دارد که ترسیم مرز دقیقی میان این دو از نظر تجربی و عملی گمراه کننده خواهد بود.

 

تعریف جرم براساس نحوه ارتکاب جرم (سازمان یافته و در قالب یک فعالیت اقتصادی نظم و ترتیب یافته) پس در این تعریف امکان ارتکاب جرم به صورت فردی وجود ندارد.

 

 

  • هرگونه فعالیتی که قانون را نقض کند، نظم اقتصادی را مختل کند یا ناقض اصل حسن در تجارت و یا به دست آورنده سود به صورت غیرقانونی باشد، جرم اقتصادی محسوب می شود. در این تعریف وزارت دادگستری چین جرایم اقتصادی را به سه دسته تقسیم بندی کرده است :

 

دسته نخست، شامل جرایم اختلاس[۶]، کلاهبرداری[۷]و رباخواری[۸] است. مجازات این دسته از جرایم بستگی به تعداد بزه دیدگان و میزان ضرر و پولی وارده دارد.
(wang، ۱۹۹۸،۸؛ روستایی،۱۳۸۸) براین اساس، طبقه اول از جرایم در صورتی به عنوان جرم اقتصادی طبقه بندی خواهد شد که در هر پرونده بیش از۵۰ بزه دیده یا ۲۰ میلیون دلار ضرر مالی وجودداشته باشد. این معیار مربوط به مراجع قضایی پایتخت است. در دیگر حوزه های قضایی، معیار پایین تر است: بیش از ۳۰ بزه دیده و یا بیش از ۱۰ میلیون دلار برای هر پرونده .
طبقه دوم، شامل قاچاق، نقض قانون مالیات، جعل پول رایج و یا جعل اوراق بهادار، فروش سیگار یا مشروبات الکلی بدون پرداخت مالیات، نقض قانون کنترل مبادلات خارجی و نقض قوانین بانکی است. این مجرمان صرفنظر ازحوزه قضائی، در صورتی که خسارت وارده به منافع حقوقی بیشتر از دومیلیون دلار در هر پرونده باشد، به عنوان مجرم اقتصادی شناخته می شود.
عکس مرتبط با سیگار
در طبقه آخر، دسته ای ازمجرمان قراردارند که اقدام به نقض قوانین علائم تجاری، قانون اختراع و قانون کپی رایت، نقض قانون مبادلات خارجی و شرکت های فاقد بیمه ای که اقدام به مشاغل مربوط به بیمه می کنند. این مجرمان نیز صرفنظر از تعداد بزه دیدگان و میزان تضرر مالی در طبقه جرایم اقتصادی محسوب می شوند. زیرا آنها به شدت منافع اقتصادی محلی را به مخاطره انداخته اند. (wang، ۱۹۹۸،۸؛ روستایی،۱۳۸۸)

 

 

  • رفتارهایی که برحسب شیوه ارتکاب ویا به دلیل وسعت خسارات وارد آمده توسط آنها براحتی می توانند نظم اقتصادی را به گونه قابل ملاحظه ای برهم زنند و یا اعتماد عمومی را نسبت به صداقت و شفافیت مناسبات تجاری و اقدامات قانونی مقامات و نیز ترتیبات عمومی سلب کنند. (paulmalloy, 1991)

 

تعریف براساس هدف از ارتکاب جرم (برهم زدن نظم اقتصادی به شکلی قابل ملاحظه و یا سلب اعتماد عمومی نسبت به شفافیت و صداقت مناسبات تجاری و ترتیبات عمومی)

 

 

  • در برخی از تعاریف، جرم اقتصادی در مقابل جرم مالی قرار گرفته است و آن جرمی است که به نهادها و بنیان های نظام اقتصادی کشور لطمه می زند.

 

در تعریف دیگری، جرم اقتصادی یک جرم غیرفیزیکی است که برای دستیابی به سود مالی یا مزیت و سود حرفه ای ارتکاب می یابد.(GARNER, 1999,399) البته این مانع از آن نیست که از گذر ارتکاب این جرم ها امتیازهای غیرمالی نیز حاصل شود. ( بچر، و کلوز، ۱۳۸۶، ۱۳۴)

 

 

  • همچنین جرم اقتصادی را می توان تدارک و تهیه کالا و خدمات غیرقانونی یا تهیه آن به شیوه غیرقانونی، اما در قالب یک قعالیت اقتصادی هماهنگ ومعمول در تجارت دانست. از آنجا که ضرورت ارتکاب این شیوه جرم، مشارکت اقتصادی خارج از قانون برای تشکیل گروه های جزایی است، این دسته از جرایم جرم سازمان یافته نامیده می شود.

 

در مجموع از تعاریف فوق نتایج ذیل حاصل می شود:

 

 

    • وجه مشترک این تعاریف، همان دلایل اقتصادی است که در ورای فعالیت های غیرقانونی نهفته است وهمچنین ارتباط آنها با تجارت وحوزه شغلی است. به عبارت دیگر در تمام این تعاریف، ایراد ضرر غیرقانونی و نامشروع مالی به بزه دیده شرط تحقق جرم است.

 

  • ارائه تعاریف پیچیده و متفاوت از مفهوم جرم اقتصادی و برخوردهای سلیقه ای قانونگذاران، در نظام‌های مختلف، ضمن آنکه مفاهیم جرایم اقتصادی را با ابهام مواجه نموده است، از مبارزه منسجم خواهد کاست، این در حالی است که این از وظایف حکومت ها دانسته شده است و اسناد بین المللی مربوطه، چارچوب وتعریف مشخصی، در این رابطه ارائه ننموده اند. همچنین اقدامات این اسناد، از لحاظ قانونی اثر محدودی دارد. مگر اینکه به طور کامل در قوانین داخلی اعضاء مندرج و اجرا شود. این در حالی است که همچنان که کنوانسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی در ابتدا در نظر داشت تا یک قانون بین المللی تحت عنوان مبارزه با فساد را توسط کشورهای عضو کنوانسیون به تصویب برساند.تصویب قوانین بین المللی تحت عنوان مبارزه با جرایم اقتصادی و به روزآمد کردن حقوق کیفری بین المللی، ضروری می باشد.

 

بخش چهارم- مصادیق جرم اقتصادی
درحالی است که به دلیل برخوردهای سلیقه ای و تعاریف متفاوت و پیچیده نظام های مختلف نسبت به شناسایی و مقابله با جرایم اقتصادی، تاکنون مانع ارائه تعریف دقیقی از جرم اقتصادی، در سطح بین الملل، شده است[۹] ، اما بدلیل آثار مخرب و سرعت درحال رشد جرایم اقتصادی، نظیر تقلب و کلاهبرداری و … در سطح بین الملل، نهادها، جامعه بین المللی و سازمان ملل متحد، با ذکر اقسام و مصادیقی، آنها را به عنوان تهدیدی جدی برای جامعه جهانی شناسائی نمودند.(محمد مهدی حسنی،۱۳۹۱) مصادیقی نظیر: مشارکت در گروه های تبهکاری سازمان یافته، پولشویی(تطهیر پول)، فساد اداری، ممانعت در اجرای عدالت، جرایم سازمان یافته، قاچاق اشخاص، قاچاق مهاجران، تولید غیرقانونی و قاچاق اسلحه، ارتشا، اعمال نفوذ، سوء استفاده از وظایف، اختلاس و جرایم علیه اجرای عدالت. برخی از این دسته جرایم اقتصادی مانند پولشویی که از جمله جرایم سازمان یافته و بین المللی محسوب می­شوند، در کنوانسیونهای بین المللی مربوطه مورد توجه خاص قرار گرفته­ و معاضدت و همکاری بین المللی برای مبارزه با آن­ها پیش بینی شده است.(باقرزاده، ، ۱۳۸۳، ۳۲)
شورای اروپا در ۱۹۸۱ به ضمیمه توصیه نامه ۱۲(۸۱) با بیان مشکل تعریف دقیق جرم اقتصادی، فهرستی از جرایم اقتصادی را نظیر: جرم رایانه ای، تاسیس شرکت های جعلی، تقلب مربوط به موقعیت تجاری، بیان نموده است.(www.coe.int) همچنین انواع اعمال اقتصادی که توسط کشورها جرم انگاری گردیده است، بر حسب نوع جامعه داخلی خود و میزان ضررهایی که این گونه جرایم ممکن است به بار آورند، متفاوت می باشد به عنوان مثال در ژاپن با توجه به فراوانی ایجاد ضرر شدید جرم تقلب در اخذ وام و صورت حساب های جعلی، این گونه جرایم را در زمره جرایم اقتصادی طبقه بندی نموده اند.
با ملاحظه قوانین کشورهایی نظیر ژاپن، پاکستان، نپال، اندونزی و زیمبابوه می توان نتیجه گرفت که در این کشورها، جرایمی نظیر: اختلاس، جعل، رشوه، فرارمالیاتی، تقلبات بانکی، قاجاق اعم از قاچاق مواد مخدر، قاچاق کالا و قاجاق انسان، پول شویی، غصب و استفاده بلاجهت، تقلب در معاملات خارجی، به عنوان جرم اقتصادی پذیرفته شده است. (میرزائی، ۱۳۸۷،۶)
گفتنی است اگرچه در میان دو هزار عنوان مجرمانه در مجموعه قوانین کیفری دنیا، تعداد بسیاری از آن ها می توانند از مصادیق جرایم اقتصادی به شمارآیند(معاونت آموزش قوه قضائیه، ۱۳۸۷)، اما مصادیقی نظیر: قاچاق کالا و ارز، قاچاق مواد مخدر، فساد اداری، پولشویی، احتکار، ربا و رباخواری، رشا و ارتشاء، اخلال در نظام پولی و یا ارزی کشور، اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی، اخلال در نظام تولیدی کشور، قاچاق میراث فرهنگی و ثروت ملی، تشکیل شرکت­های مضاربه­ای صوری، اخلال در نظام صادراتی کشور، تشکیل شرکت­های هرمی، جرایم مالیاتی، جرایم مربوط به بازاراوراق بهادار، جرایم بورس، جرایم سازمان یافته، کلاهبرداری رایانه ای از طریق سوء استفاده از داده های مالی افراد، سرقت اطلاعات مالی، جرایم سایبری و… غالبا” به عنوان مهمترین مصادیق جرم اقتصادی نام برده می شود. با این حال تعاریف هر کدام از جرایم فوق با تعریف جرم اقتصادی می تواند متفاوت باشد.
اما نکته ایجاست که بدون ارتکاب این جرایم، مجرم اقتصادی کمتر می تواند جهت اهداف و مطامع شخصی خود سوء استفاده نماید. مثلا” از طریق پول شویی، یا سوء استفاده از فساد اداری ضریب موفقت جرم افزایش یابد. ضمنا” باید توجه داشت که در برخی مواقع، گستردگی جرایم علیه اموال باعث می­ شود که در نظام اقتصادی کشور اختلال ایجاد کند و به تبع آن عنوان جرم اقتصادی را کسب نماید.
بخش پنجم- ماهیت جرم – مجرم اقتصادی و جرم شناسی نظری آن
مرزهای بین جرم اقتصادی و دیگر جرایم تا حدودی مبهم است و یک جامعیت در تعریف و مصادیق جرایم اقتصادی وجود ندارد. (روستایی، ۱۳۸۸ ) لذا در این بخش به طور مختصر به مبحث ماهیت جرم اقتصادی، مجرم اقتصادی و جرم شناسی نظری آن، ورود کوتاهی خواهیم داشت.

 

 

  •  
    •  
      1. ماهیت جرم اقتصادی:

 

برای جرایم اقتصادی که نوعا” جنبۀ فراملی دارند، عموما” عناوینی چون مفاسد اقتصادی، جرایم یقه سفیدها (که مقام مرتکب وجه تصمیه قرار گرفته است)و اصطلاح جرایم سازمان یافته (جرایمی که هدف وغایت آن کسب قدرت مادی است که با نبوغ فرد به وقوع می پیوندد و نیاز به برنامه ریزی دارند.) و … استفاده می شود.
) http://www.masoudshamsnejad.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=14114(
جرم اقتصادی در یک رای دیوان کشور فرانسه چنین تعریف شده است: «جرم اقتصادی جرمی است که مربوط به تولید، توزیع و جریان و مصرف کالا و تولیدات می شود» .
در تعریف دیگر، جرم اقتصادی، متشکل از جرایم مالی، ارزشی، گمرکی و…است. به عبارت دیگر، ارزش مالی نسبتا” بالای اموال ناشی از این نوع جرایم[۱۰] و گسترده بودن ابعادوقوع جرم، از خصائص جرم اقتصادی محسوب می شود. براساس این ویژگی جرم اقتصادی عبارت از نقض مالکیت دولتی و عمومی است.[۱۱]
نوعا” زیاد یا اعتباری بودن تعداد بزه دیدگان از دیگر ویژگی های جرایم اقتصادی است. به عبارت دیگر در نتیجه وقوع جرم اقتصادی، متضرر، دولت، عموم مردم یا حداقل گروه بزرگی از مردم هستند. بنابراین از یک سو بطورمستقیم، قربانیان می توانند کارمندان شرکت، بانکداران، قرض دهندگان و شرکت های فراهم کننده تسهیلات باشند و از طرف دیگر از طریق تحت تاثیر قراردادن شرکت ها در قالب های ناعادلانه و تحمیل ضرر به دولت می تواند دارای قربانیان غیرمستقم باشند. شهود این جرایم وادار به سکوت می شوند و فرایندهای جرایم مرتبط با مواد مخدر از طریق ساختارهای شرکتی پیشرفته تطهیر می شوند. (روستایی، ۱۳۸۸)
جرایم اقتصادی که معمولا”در بستر یک بنگاه اقتصادی، موسسه یا شرکت رخ می دهند، جنبه شهری داشته و نوعا” جزء جرایم آپارتمانی می باشند. به عبارت دیگر جرایم اقتصادی افکار واذهان عمومی را علیه خود تحریک نمی کندو خصیصه جرمناک بودن آنها هم، ناشی از همین خصیه می باشد. (نجفی ابرندآبادی، ۱۳۸۵،۲۲۶۱) در قلمرو جرایم اقتصادی، تصمیم به جرم انگاری کیفری یا جرم انگاری غیرکیفری یک عمل، براساس غیراخلاقی بودن ذاتی آن عمل نیست، بلکه براساس فرضیه های موجود در خصوص ارزش بازدارندگی کیفر و جوانب تشریفات نسبی رسیدگی کیفری یا غیرکیفری است. (اشورث، ۲۰۰) این درحالی است که ویژگی کلیدی سایر جرایم، در این است که جرم سرزنش اجتماعی شدیدی را به دنبال داردو این ویژگی به طور آشکاری در جرایم سنتی علیه اشخاص و اموال وجود دارد. (ustralian law reform commission,4) براساس همین ماهیت فنی و صنفی بودن جرایم اقتصادی (نظیر: سوء استفاده از موقعیت های ناشی از اعتماد و آزادی عمل و اختیاری که کنش گران در روابط اقتصادی) است، که مرجع وضع جرایم اقتصادی، صرفاً قانون به معنای اخص کلمه نمی باشد و نهادهای شبه تقنینی نیز مبادرت به وضع این جرایم می نمایند. (حسنی، ۱۳۹۱)
از این رو جرم اقتصادی، به هر جرم غیر خشنی اشاره دارد که در عمل موجب ارائه خدمات نابرابر در سطح جامعه شده و در دراز مدت حیات دولت ها را به طور جدی تهدیدو باعث ایراد ضرر غیر قانونی و نامشروع مالی به بزه دیده شود. به عبارت دیگر جرایم اقتصادی، از منظر جرم شناسان و حقوق دانان، اقدام مستقیم یا غیرمستقیم علیه چرخه نظام اقتصادی، یعنی تولید، توزیع، مصرف و حمل و نقل است که طیفی گسترده از فعالیت‌های غیرقانونی، نظیر تقلب، ندادن مالیات، و پول‌شویی را در تمام جوامع در بر می‌گیرد این جرم در قلمرو حقوق کیفری اقتصادی قرار می گیرد. حقوق کیفری اقتصادی که با برخورداری از دو رسالت عمدۀ حمایت از منافع خصوصی افراد و مدیریت ادارۀ اقتصادی کشور (تضمین منافع جمعی و منافع دولت)، فراتر از حقوق کیفری تجاری می باشد، در وسیع ترین معنای خود شامل تقلبات مالیاتی، جرایم ارتکابی در مورد تاسیس شرکت های تجاری، اداره یا تصفیه شرکت ها و… می باشد. » (http://www.masoudshamsnejad.ir/print.php?ToDo=ShowArticles&AID=141)
به طور کلی، وجود۴ عامل برای جرم اقتصادی ضروری می باشدکه عبارتند از :
۱- وجود ساختارها و مبناهای اقتصادی سالم[۱۲]

حدود و جایگاه حاکمیت اراده در حقوق ایران، فقه امامیه با کنوانسیون بیع بین المللی کالا مصوب 1980 وین- قسمت 4

مبحث دوم: موانع حاکمیت اراده در کنوایسیون وین1980 164
گفتاراول:کلیاتی در باره کنوانسیون بیع بین المللی کالا(CISG) 164
بند اول: تاریخچه کنوانسیون بیع بین المللی کالا(CISG) 164
بند دوم: اهداف کنوانسیون 165
بند سوم: فواید و معایب الحاق به کنوانسیون بیع بین المللی کالا 166
الف: فواید الحاق به کنوانسیون بیع بین المللی کالا 166
ب: معایب الحاق به کنوانسیون بیع بین المللی کالا 166
بند چهارم: اصول حاکم بر کنوانسیون 166
گفتار دوم:حاکمیت اراده و جنبه تکمیلی قواعد مندرج در کنوانسیون 167
تفسیر اراده طرفین 167
گفتار سوم: عوامل محدود کننده حاکمیت اراده در کنوانسیون وین1980 168
بند اول: قلمرو اجرای کنوانسیون 168
الف: قلمرو اجرا در مکان و نسبت به طرفین 168
ب: قلمرو اجرا از لحاظ موضوع 169
1.نکته حقوقی: 169
2.معیار تشخیص بیع های بین المللی 170
الف .بیع های استثناء شده(محدود شده) 171
1.بیع های استثنا شده به علت هدف 171
2. بیع های استثنا شده به علت تشریفات 172
2-1 بیع از طریق حراج 172
2-2 بیع مال توقیف شده، یا بیعی که به نحو دیگری از طریق مقامات قانونی واقع می شود: 172
3. بیع های استثنا شده به علت موضوع آن 173
3-1بیع برق، بیع سهام ، سهم الشرکه ، اوراق بهادار ، اسناد قابل انتقال یا پول 173
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
3-2 فروش کشتی ها وسایل نقلیه هوایی 173
ب: مباحثی از بیع که خارج از شمول کنوانسیون است 174
1. صحت قرارداد یا هریک از شروط آن یا اعتبار عرفها…………………………………………………………174
2. مالکیت کالاهای فروخته شده 175
3. مسولیت ناشی از فوت و زیان های بدنی 176
بند دوم: نقض اساسی قرارداد 177
الف: عناصر نقض اساسی 178
ب: مصادیق نقض اساسی قرارداد 178
ج: : پیش بینی نقض اساسی قرارداد 179
بند سوم: موانع اعمال حق فسخ 180
الف: موانع اعمال حق فسخ توسط خریدار 180
ب: موانع اعمال حق فسخ توسط فروشنده 180
بند چهارم:ضمانت اجرای پیش بینی شده تجاوز از حاکمیت اراده در کنوانسیون . 181
الف: نقض اساسی 181
ب: نقض غیر اساسی 181
نتیجه گیری 182
پیشنهادات 185

چکیده

اصل حاكمیت اراده یكی از مباحث مهم و مبنایی حقوق قراردادها به شمار می رود و ماده 10 قانون مدنی وهمچنین قاعده العقود تابعه للقصود را می توان از نتایج اصل مزبور شمارد و قائل به این شد که این 2 نتیجه در مفهوم خود دلالت دارند بر اینكه عقد از لحاظ ترتیب آثار و احكام قانونی و نیز تشخیص نوع و ماهیت توافق مبتنی بر اراده طرفین قرارداد می باشد.حال با توجه به این که اکثریت بالاتفاق فقها و حقوقدانان مبنا و منشا ماده 10 قانون مدنی وهمچنین قاعده العقود تابعه للقصود را حاکمیت اراده دانسته ولی در خصوص معانی حاکمیت اراده بین انها هیچگونه اتقاق نظری وجود ندارد.لذا در این تحقیق تلاش گردیده ماهیت و کاربرد حاکمیت اراده و همچنین تحلیل و بررسی حدود حاکمیت اراده مورد شناسایی قرار گیرد.
بنا بر این هدف از این تحقیق پاسخ گویی و دست یابی به سوالاتی می باشد از جمله: آیا حدود و جایگاه حاکمیت اراده در حقوق ایران، فقه امامیه با کنوانسیون بیع بین المللی کالا مصوب 1980 وین تفاوت بین دارد؟ در فرض تعارض اراده ظاهری با اراده باطنی،تقدم با کدام اراده است؟
که با مطالعه و تحقیق در خصوص این موضوع به این نتیجه رسیدیم که: . بین حدود و جایگاه حاکمیت اراده در حقوق ایران، فقه امامیه با کنوانسیون بیع بین المللی کالا مصوب 1980 وین از نظر مبنایی تفاوتهایی قابل مشاهده می باشد
بهترین روش در خصوص ماهیت حاکمیت اراده پذیرفتن و جمع هر دو نظریه(اراده ظاهری و باطنی) و عدم تقدم و ترجیح دادن یکی بر دیگری می باشد و اشکالات و ایرادات به وجود آمده هم منتقی خواهد گردید.
کلمات کلیدی:حاکمیت اراده،موانع اراده،اراده ظاهری و باطنی

مقدمه

 

به طور کلی در تمام نظام های حقوقی، اراده اشخاص در تحقق اعمال حقوقی نقش اصلی و اساسی را ایفا می کند و عقود و ایقاعات ریشه در اراده افراد دارند[1]. برای احترام به اراده فرد باید روابط افراد جامعه براساس آزادی اراده باشد، بنابراین نباید تکلیفی بر انسان تحمیل نمود مگر این که خود او آن را تکلیف بخواهد و چنین تکلیفی با قانون طبیعت وفق می دهد، پس اساس حق و تکلیف مطلقاً اراده افراد است. بنابراین قانون در خدمت اراده افراد است و وظیفه آن دفع تصادم اراده هاست. در فقه اسلامی نیز اراده اشخاص در ایجاد تعهدات از موقعیت مهم و اساسی برخودار است[2].

 

مفاد قاعده العقود تابعه للقصود نیز مؤید چنین دیدگاهی است. براساس قاعده مزبور فقدان انشای مدلول عقد مانع تحقق آثار حقوقی است و عمل بدون قصد و اراده طرف عقد بی اعتبار است. حال اهمیت قراردادها بویژه در جایی بیشتر مشخص می گردد که اصل حاکمیت اراده مورد شناسایی قرار گیرد و این اصل در صحنه بین اللملی نیز همواره مورد توجه خاص حقوقدانان بوده. لذا بررسی قوانین جدید برخی کشورها و همچنین قواعد اسناد و سازمان های بین المللی مربوط آشکار می سازد که آزادی و حاکمیت اراده طرفین در بسیاری از سیستم های حقوق یک قاعده غالب می باشد. در حقیقت امروزه، حاکمیت اراده یک اصل اساسی است و با مقداری محدودیت، مناسب ترین قاعده در بین قواعد مشابه می باشد.[3

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

] اصل حاکمیت اراده یکی از اصول مهم در حقوق به شمار می آید که در ابتدا و قبل از قرون وسطی اصلی به این نام وجود نداشته و قراردادها به صورت تشریفاتی و در قالب خاص منعقد می شده است لذا این اصل از طرق مختلفی مانند مذهب، عوامل سیاسی و اقتصادی ظهور پیدا کرده است در قرون جدید و قبل از فرا رسیدن قرن17 میلادی، اصل حاکمیت اراده به شکل یک قاعده ثابت درآمد تا آنجا که ماده1134 قانون مدنی فرانسه عقد را قانون متعاقدین نامیده، همچنین در حقوق ایران هم این اصل با تصویب جلد اول قانون مدنی به رسمیت شناخته شده و قبل از تصویب قانون مدنی در عرف و در بین مردم جاری بوده چرا که این اصل در فقه و اندیشه های اسلامی وجود داشته است[4].
عکس مرتبط با اقتصاد

 

در آخر می توان برای اصل حاکمیت اراده، آثار و نتایجی را در نظر گرفت که از جمله این آثار:[5]

 

1ـ اصل آزادی قراردادی: طرفین در ایجاد عقد آزاد هستند و هیچ کس نمی تواند طرفین را مجبور به انعقاد کند.

 

2ـ غیرقابل تجدید نظر بودن قرارداد: به جز خود طرفین قرارداد هیچکس نمی تواند در قرارداد تجدید نظر کند و آثار و تعهدات ناشی از آن را تغییر دهد.

 

3ـ اصل رضایی بودن قرارداد: اصولاً قراردادها رضایی هستند و صرف ایجاب و قبول باعث ایجاد قرارداد می شود.

 

4ـ تفسیر قرارداد براساس اراده طرفین: یعنی به آنچه طرفین چه صریحاً چه ضمناً در زمان انعقاد قرارداد مدنظر داشته اند توجه می شود.

 

لذا هدف از این تحقیق بررسی حاکمیت اراده و حدود آن و همچنین تفاوت ماهیت اراده در حقوق ایران و فقه امامیه و کنوانسیون و مشخص نمودن تأثیر آن در قراردادهای حقوقی و در واقع مشخص نمودن جایگاه حاکمیت اراده و همچنین با توجه به این که عصر، عصر تکنولوژی می باشد و جهان به صورت یک دهکده درآمده لذا رفع نواقص داخلی بوسیله قوانین بین المللی و بالعکس می باشد و جهت راهگشایی برای دیگر دانشجویان نیز از اهداف دیگر این تحقیق می باشد.

 

فصل اول: جایگاه حاکمیت اراده وآشنایی با ماهیت اراده و رابطه قصد و رضا

 

مبحث اول:جایگاه حاکمیت اراده

اصل حاکمیت اراده یکی از اصول مهم در حقوق به شمار می آید که دوران تاریخی پر تحولی را سپری نموده است. در ابتدا وقبل از قرون وسطی اصلی به این نام  وجود نداشته و  قراردادها  به صورت تشریفاتی و در قالب های خاص منعقد می شده است.
آقای مسعود حائری در کتاب تحلیلی از ماده ی 10قانون مدنی برای این مورد مثالهایی ذکر کرده اند «در حقوق رم ، قراردادی برای گرفتن وام واقع می شد به نام (نکسیم) که لزوماً با حضور وام دهنده و وام گیرنده و پنج نفر شاهد تنظیم می گردید و یا در قراردادی دیگر که (سپنتو) نام داشته است باید از الفاظ خاصی استفاده می شده تا قرارداد منعقد شود . » در دیگر کشورها مثل آلمان و رومانی هم شواهد و قرائن تاریخی نشان می دهند که عقود شکلی در این کشورها رواج داشته است . در  نتیجه اصل حاکمیت اراده قبل از قرون وسطی هنوز پا به عرصه ی وجود نگذاشته بود .[6]

گفتار اول:تاریخچه حاکمیت اراده

 

بند اول: تاریخچه حاکمیت اراده در قرون وسطی

در قرون وسطی مبانی این اصل به تدریج  به وجود آمد این اصل از طرق مختلفی مانند مذهب ، عوامل  سیاسی و عوامل اقتصادی  ظهور پیدا کرد به این نحو که  این اعتقاد درانجام   معاملات وارد شد که اگر شخصی از طرفداران کلیسا  تعهد به انجام امری نماید حتی اگر التزام خاصی وجود نداشته باشد ،چنانچه به تعهد خود عمل نکند موجب عقوبت دینی می شود ،  و این اعتقاد  گسترش اصل آزادی  اراده در قرارداد ها را به همراه داشت و به دنبال آن لزوم وفای به عقد ایجاد شد و افراد خود را ملتزم به انجام تعهد می کردند تا از عقوبت دینی در امان باشند .
از طرف دیگر به دلیل رونق پیدا کردن اقتصاد در این زمان، عقود شکلی معین جواب گوی فعالیت های اقتصادی نبود ؛  در نتیجه  افراد خود را از قید و بند آنها  رها  کردند و این  نیز باعث  بسط وگسترش اصل آزادی اراده در قراردادها و به تبع آن اصل حاکمیت اراده  شد .[7]

1.تأثیر مبادی و اصول دینی و حقوق کلیسا

اگر قراردادی منعقد می گردید و در آن تشریفات لازم رعایت نمی شد، متعاقدین به خاطر اینکه مرتکب حنث قسم نشوند و مرتکب گناهی نگردند، به وجود قرارداد و تعهد میان خود اعتراف می کردند. همین امر، باعث اعتبار و نفوذ تعهدات می شد.

2.تأثیر عوامل اقتصادی

صور خیال در غزلیّات خواجوی کرمانی- قسمت ۲۳

(همان :۸۷)
سوسن با داشتن ده کاسبرگ و گلبرگ به سوسن ده زبان معرف است. سوسن به زبان آوری در میان گلها و در شعر فارسی جای خاص دارد و به “آزادگی” نیز شهرت دارد :
از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش کاندر این دیر کهن، حال سبکباران خوش است
(حافظ، ۱۳۸۹ : ۱۳۳)
زبان درازی سوسن مترادف با زبان آوری سوسن است که استعاره ی مکنیّه است.
در مصراع دوّم، سوسن را برده و قربانیی آزاده امّا خاموش خوانده است که تشبیه است و پارادوکس دارد چرا که سوسن درعین زبان آوری و ده زبانی، خاموش خوانده است!
خون شد از رشک خطت نافه ی آهوی خطا گرچه در اصل طبیعت چو بینی خون است
(همان :۱۰۲)
خون شد: کنایه از رنج و بیچارگی است.
از رشک خطت: از حسادت نسبت به زیبایی خط تو دارد.
نافه ی آهوی ختا: آهوی ختایی(ختنی) به داشتن نافه ی پر از مشک ، معروف است، نافه به اندازه ی یک نارنج است که از ناف آهو بیرون می آورند، آهو را صید یا زبح می کنند و نافه را بیرون می آورند. مُشک که حالت آبکی دارد در مجاورت هوا، می بنددو قیر مانند می شود. خودِ نافه که یک پوست است، عکس مُشک، بوی بد دارد و ” و نافه بوی ” به معنای بد بوست :
هم نشینی که نافه بوی بود بهتر از آنکه که یافه[= یاوه] گوی بود
(نظامی، ۱۳۷۸ : ۱۵۶)
چو ببنی : چو بنگری، چو دقّت کنی.
خون است: مشک اصالتاً اسانس و عطری است که در خون آهو به ویژه در رگ های متصل به نافه وجود دارد. این خون غلیظ با دستان صیّاد و یا شخص دیگر که مهارت دارد، مالش داده و به سوی نافه هدایت می شودو با پر شدن نافه ، صیّاد آنرا از ناف آهو با یک حرکت ماهرانه ی دست و ابزاری شبیه کارد کوچک یا چاقوی جراحی ،بیرون می آورد. آهو بر اثر جدا شدن نافه کمی رنج می بیند.آهوی ختایی را صیِادان به جهت داشتن نافه شکار می کنند:
ای من آن آهو که خون صاف ریخت آن صیاد بهر ناف من
(مولوی، ۱۳۷۳ : ۵۸۲/۲)
خواجو برای ” خون شدن نافه ی آهوی ختا” یک علّت ذوقی و تخیّلی ارائه داده است چرا که مشک یک ماده است در خون و در نافه ی آهو.
نافه : مجاز است به علاقه ی ظرف و مظروف یا حالّ و محل از مشک. در شعر مولانا نیز ” ناف” مجاز است و صیّاد برای ناف [ = نافه] آهو را شکار نمی کند بلکه برای به دست آوردن مشک، صید میکند.
خون شد : ایهام است یکی به معنای یاد شده و دیگری به معنای ” دلش یا جگرش خون شد”.
ببین که مرغ چمن دم به دم هزار سلام به دست باد صبا می کند به باغ ابلاغ
(همان :۳۰۳)
برخی از استعاره های مکنیّه برای اطلاق تشخیص به آنها شفّاف ترند، گرچه همه ی استعاره های مکنیّه را می تواند تشخیص دانست. بیت فوق نمودار یک تشخیص زیباست : بلبل، پیوسته درودهای فراوان با پیک باد صبا به باغ ابلاغ می کند. مرغ چمن : مستعار و مستعارٌله این تشخیص است. بلبل در تصوّر و تخیّل خواننده به پیکی می ماند که به باغ سلام می رساند.
“هزار سلام” : برای این از “هزار” استفاده کرده که با واژه ی “هزار دستان” به معنای بلبل، همخوانی داشته باشد. دست باد صبا : اضافه ی استعاری است که باد صبا، لفظاً مستعار و حقیقتاً مستعارٌله است و :دست” ملایم مستعارمنه است. “ابلاغ کردن” نیز از ملایم مشبّهٌ به (ژرف ساخت) و مستعارمنه است. “ابلاغ کردن” یک ترکیب است که بیشتر در متون اداری و فرمایشی می آید امّا شاعر به جهت ضرورت قافیه (هجای قافیه “اغ” است) از آن استفاده نموده است.
شکر بر خویشتن خندد، گر آنِ ما شکّر خنده، بگشاید دهان را
(خواجو:۳۲)
در جمله نخست بیت استعاره و کنایه توأم صورت گرفته است. اسناد “خندیدن بر خویش” به شکر ، اسنادِ مجازی و از باب استعاره ی مکنیّه تخییلیّه است(تخییل شکر به نفس انسان) پس بر اساس این استعاره “برخویش خندیدن شکر” کنایه است از “کم آوردن و احساس حقیر”(مکنیّ عنه و ملزوم) که برای شکر رخ داده است . ” آنِ ما” یعنی معشوق ما (آنِ: ضمیر اختصاص).” شکر خنده” (دربیت با تشدید “ک” به جهت ضرورت وزن)نیز استعاره ی تبعیّه است از ” خنده ی شیرین و دل چسب”. ضمناً “شکر”مستعار و مستعارله است و “خندیدن بر خویش” ملایم مستعارمنه است که نمودف است (تشخیص) .
لبش با هم نمی آید از آن روی که دارد خرده ای زر در دهان گل
(همان:۳۲۱)
گل : مستعار و مستعارله. “لب و دهان” ملایم مستعارمنه اند که محذوف است .
خرده ای زر: استعارهی مصرحهی از پرچم های زرد و سرخ میان گل سرخ .
لب: استعارهی نمادین از گلبرگ ها .گویی گل سرخ زیبا رویی است که خرده ای زر در دهان دارد وبدین جهت لب هایش (گلبرگ ها ) بهم نمی پیوندند و نمی توانند متّصل شوند.
۳-۴-تشخیص و استعارۀ مصرّحه
دی نرگست از عربده می گفت که خواجو کام دل یکتای توازن زلف دوتا چیست
(خواجو: ۱۰۶)
عربده: مصدر باب “نعلَلَه” است به معنای “فریاد مستانه زدن، خوی زُمُخت در مستی ابراز کردن. صفت (اسم فاعل) آن، مُعَر بِد است که در متون فراسی بعضآًکاربرد داشته است:
و مُعر بدان را پس از خُمار، رعشه بر اعضا، که عسس از پس دیوار است (لغت نامه، ذیل معربد)
“یکتا”: دُردانه (عزیز دُردانه)، کم مثل، کنایتاً عاشق، فَرد در عاشقی. استعارۀ تبعی وصفی
زلف دوتا: زلفی که خمیده و سرکج است، دوتا: دولا، خمیده
ازعربده: از روی عربده، به جهت عربده، “از” سببی ست.
نرگس: (مستعار) و حقیقت آن، مستعارله و استعارۀ مصرّحه مجرّده از چشم (مستعار منه). وجه شبه: طرح و نقش و تصوّر ذوقی و تخیّل همگونگی چشم و نرگس در برخی جهات.
۳-۵-تشخیص (استعاره ی مکنیّه )
گرم کن بزم طرب را که شب مشک فروش رخت سودا به دمه سرد سحرگرد آ

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

ورد
(خواجو:۱۶۰)
شب مشک فروش: استعاره مکنیّه است “مشک فروش” وصف مستعارٌمنه است و همین صفت، استعاره ی مکنیّه نوع دوّم (شمیسا، ۱۳۶۹ : ۷۵) را پدید آورده است.
رخت سودا(سودا   رخت) اضافه ی تشبیهی است.”رخت” لوزام وسازوبرگ. این واژه با اِتباع مُهملش (پَخت) در شعر حافظ آمدده است:
وقت است کز فراق تو سّرِ اندرون آتش در افکنم به همه رخت و پَخت خویش
(حافظ، ۱۳۸۹ : ۱۹۴)
به دم : بوسیله دم (مجاز از “وزش”)
می تواند ” به دم سردِ سحر “استعاره باشد، امّا ” دمه سردِ” را مجازاً باید نسیم خنک سحری دانست . با ” گرم و سرد” شبه تضاد پدید آورده است ، چه ” سرد” به معنای ” مزاج سرد”است. از منظر خسرو آن است که
چُون ملک وصالت دریافت اصل شیرین تو را دید و شکر گرد آورد
(حافظ ۱۶۰:۱۳۸۹)
پزشکی قدیم، مزاج سوداوی با سردی (خوراک سرد(سردی) و مزاج سرد) مناسبت دارد. چون ” سودا” مزاجاً گرم است و با سردی، تعادل می یابد.
تا صبا قلبِ سر تو در چین بشکست هر زمان بر من دل خسته، شکستی دگر است
(خواجو:۸۵)

پایان نامه حقوق اسیران جنگی نهایی ۱۲-۶-۱۳۹۱ (Repaired)- قسمت ۴

در خصوص بحث اسیران جنگی در اسلام علاوه بر آیات قرآنی کتاب‌های زیر به طور مستقل به آن پرداخته اند:
فقهای اسلامی از همان دوره های آغازین به تنظیم قواعد و مقررات جنگ به طور جدی اهتمام ورزیدند چرا که ملت مسلمان از همان ایام با ملل مجاور خود برخورد جدی داشتند. فلذا فقیهان در خصوص احکام و قواعد و اعمال مجاز و اعمال ممنوع در جنگ کتابها و رسالات زیادی نگاشتهاند و کتاب « الجهاد» نام نهادهاند. برای نمونه به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:
– محمد بن علی بن بابویه قمی در کتاب « الهدایه» فصلی به جهاد فی سبیل الله اختصاص داده است.
– شیخ مفید در کتاب المقنعه فصلی به « الجهاد فی الدین» اختصاص داده است.
– سید مرتضی در کتاب الانتصار و نیز در المسائل الناصریات فصلی به جهاد اختصاص داده است.
– ابی الصلاح در کتاب الکافی، فصلی تحت عنوان « فی الجهاد و احکامه» آورده است.
– شیخ طوسی در کتاب « النهایه» فصلی تحت عنوان « فی الجهاد و سیرۀ الامام» باز کرده است.
– ابن ادریس حلی در کتاب شرایع الاسلام فصلی تحت عنوان «کتاب الجهاد» آمده و نیز در کتاب «المختصر المنافع» از همین مؤلف چنین فصلی گشوده شده است.
– شهید اول در کتاب اللمعۀ الدمشقیه بخشی به « الجهاد» اختصاص داده است.
در قرون معاصر فقیهان با استناد به کتاب و سنت و نظریات فقیهان دوره های نخستین در خصوص احکام جهاد به بحث و نقد و بررسی پرداختهاند که از مفصلترین آنها میتوان به کتاب جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی که در شرح شرایع الاسلام محقق حلی نگاشته است، اشاره نمود.
در بعد بین‌الملل می‌توان به کتاب «اسلام و حقوق بین‌الملل» محمدرضا ضیایی بیگدلی و همچنین کتاب «حقوق اسیران جنگی» نوشته محمدعلی حجازی اشاره کرد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۱-۱-۶- جنبه نوآوری تحقیق

 

از آنجا که این تحقیق حقوق اسیر جنگی را به صورت تطبیقی میان فقه امامیه و حقوق بیت الملل مورد بحث قرار داده با سایر کارهای انجام گرفته متفاوت است. چرا که سایر تحقیقات انجام شده در خصوص حقوق اسیر جنگی از منظر حقوق بین الملل بوده است. بنابراین این تحقیق کاری نو و جدید می‌باشد.

 

۱-۱-۷- روش تحقیق

 

روش استدلالی و تحلیل منطقی و عقلانی که از ویژگی تحقیقات نظری می‌باشد که در این تحقیق با بهره گرفتن از منابع و مطالعات کتابخانه‌ای از جمله کتب، مقالات، پایان‌نامه‌ها، کتابخانه الکترونیک و … مطالب جمع‌ آوری و مورد استفاده واقع گردید.

 

۱-۱-۸- محدودیت‌ها و مشکلات

 

با توجه به کمبود کتب مرجع و مهم در خصوص مباحث فقهی، برای تهیه منابع سفرهایی را به شهر قم و اصفهان انجام داده و برای تهیه منابع مورد نظر با سختی‌هایی مواجه شدیم.

 

۱-۲- مفاهیم

 

 

۱-۲-۱- معنای اسیر جنگی

 

در نگاه نخست در رابطه با اسیران جنگی چنین بنظر می‏رسد که هر فردی‏ که به هر نحوی از انحاء در جنگ و برخوردهای نظامی دو قوا اسیر شود، جزء اسیران‏ جنگی بحساب می‏آید. و این معنا بی‏ارتباط با معنای اسیر از نظر لغت نیست که‏ باید بررسی شود.
اسیر در لغت یعنی گرفتار، مقید، محبوس، دستگیر شده‏ (دهخدا، ۱۳۴۷، ذیل واژه اسیر).
راغب اصفهانی نیز در کتاب معروفش می‏نویسد:”الاسر الشّد و القید. و سمی الاسیر بذلک لانه ماخوذ و مقید و ان لم یکن مشدودا”؛ “اسارت یعنی گرفتن و مقید کردن و بهمین جهت اسیر را اسیر می‏گویند که‏ گرفتار و مقید است هرچند هم دست و پایش بسته نباشد” (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ذیل واژه اسیر).
بنابراین لازم نیست حتما اسیر را به بسته شده با طناب یا چیز دیگری‏ اطلاق کنیم چنانکه از کلمه شدّ یعنی بسته شدن بدست می‏آید و برخی نیز چنان‏ گفته‏اند.
در دائره المعارف قرن بیستم ‏آمده است: «اسیر به دستگیر شده‏ در جنگ گفته می‏شود با این حساب هرکسی، به هر نحوی در جنگ دستگیر شود، اسیر جنگی محسوب می‏شود» (وجدی، ۱۹۱۸م، ماده اسر).
اسیران جنگی، در فرهنگ اسلامی، عبارتند از مردان در پهنه نبرد که به طور زنده با پیروزی مسلمانان در دست ایشان اسیر شدهاند (حجازی، ۱۳۸۷، ص۱۰۷).
در کتاب لسان العرب آمده است: «الاسار یعنی ریسمان و ریسمان شانه بند نیز می‌باشد و از آنست که اسیر نام گرفته است و مردم قصیده‌ای را با ریسمان می‌بستند، پس هر گرفته شده را اسیر گفتند، هرچند آن را با ریسمان نبسته باشند، گفته می‌شود. جنگ اسیر «اسری و اساری» می‌باشد» (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ص۱۹).

 

۱-۲-۲- منظور از اسیر، در عرف حقوق بین الملل

 

اسیر در عرف حقوقی و قوانین بین الملل با معنای لغوی آن و اصطلاح عام‏ فرق می‏کند.
حقوق دانان بین الملل افراد خاصی را جزء اسیران جنگی بحساب می‏آورند، و در این باره می‏گویند که قرار داد ژنو که در ۱۲ اوت سال ۱۹۴۹ در ژنو منعقد شده توضیح داده است و اشخاص زیر را، اسیران جنگی می‏داند:

 

 

    1. اعضاء و افراد نیروهای مصلح، افراد چریک و دسته‏های داوطلب که در زمره نیروهای مزبور می‏باشند.

 

    1. پیکها و قاصدها و رسولانیکه علنا و آشکارا ماموریت خود را انجام می‏دهند.

 

    1. خلبانانی که مامور اکتشاف و ارتباط می‏باشند و کارکنان نیروی دریائی (و تجاری) از قبیل ناخدا و ملوان.

 

    1. روسای دولتها، وزراء و مستخدمین عالی‌رتبه کشور که بدون اجازه و جواز عبور در مناطق عبور کنند و دستگیر شوند.

 

    1. کسانیکه در معیت نیروهای مسلح‏اند (خبرنگاران،عکاس‏های جراید یا کسانیکه آذوقه و مایحتاج اردو را تامین می‏کنند).

 

  1. اهالی اراضی اشغال نشده‏ایکه در موقع نزدیک شدن دشمن اسلحه‏ بدست گرفته‏اند و برای مبارزه با خصم آماده شده و یا داخل در محاربه گردند (صدیق، ۱۳۴۲، ص۲۶).

 

و بطور کلی ماموران درجه اول ادارات و اشخاصی که وجود آنان در اردوی‏ دشمن اسباب مخاطره برای دولت دستگیرکننده باشد (همان، ص۲۶).
به موجب مادّه ۴ عهدنامه سوّم ژنو و بند ۱ مادّه ۴۳ پروتکل شماره یک، اشخاص زیر در صورتیکه در حین مخاصمات مسلّحانه بین‏المللی از سوی دشمن دستگیر شوند، اسیر جنگی به حساب می‏آیند:
-کلیّه اعضای نیروهای مسلّح منظّم و سازمان یافته‏ای که تابع یک قدرت رسمی باشند.
-کلیّه اعضای نیروهای مسلّح غیر منظّم، ازجمله اعضای دسته‏های چریکی و پارتیزانی.
-اعضای نهضتهای پایداری سازمان یافته‏ای که در خارج یا در داخل کشور خود فعّالیّت دارند.
-نظامیانی که در یک کشور بیطرف بازداشت شده‏اند، به شرطی که در آنجا وضعیّت مناسبتری نسبت به کشور متخاصم نداشته باشند.
-نظامیانی که از حیث امنیّتی از سوی کشور اشغالگر، به دلیل عضویّتشان در نیروهای مسلّح کشور اشغالی، توقیف شده‏اند.
-اشخاصی که در سرزمینهای اشغالی، داوطلبانه در کنار دشمن سلاح در دست می‏گیرند، بدون اینکه فرصت متشکّل شدن به صورت ارتش منظّم را داشته باشند.
-خدمه کشتیهای بازرگانی یا ناوهای هوائی غیر نظامی.
-خبرنگاران جنگی.
-مددکاران بهداری و مذهبی(مادّه ۳۳ عهدنامه سوم به نقل از ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۴۹).
در مقابل، افراد زیر حقّ برخورداری از وضعیّت مربوط به اسیران‏ جنگی را ندارند:
نظامیان مزدور، جاسوسان، خرابکاران، اتباع غیر نظامی دشمن نیز اسیر جنگی تلقّی نمی‏شوند.
در صورتیکه تردیدی در تعلّق شخص به طبقات مذکور باشد، دادگاه صلاحیّتدار وضعیّت او را دقیقا مشخّص خواهد نمود. تا زمان صدور حکم، شخص یاد شده از حمایت مقرّرات عهدنامه سوّم برخوردار خواهد بود (ماده ۵ به نقل از به نقل از ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۰، ص۴۹).

 

۱-۲-۳- اسیر جنگی در اسلام

 

از تعبیر اسیر جنگی و انحصار اسیران جنگی در اینگونه افراد، در عرف‏ بین الملل چنین برمی‏آید که آنان در صدد بیان تعریف در محدوده اسیران‏ جنگی در قرون اخیر بودند که معمولا جنگها بوسیله ارتش و افراد نظامی و بصورت‏ جنگ منظم یا نامنظم و پارتیزانی صورت می‏گیرد. نه معنای مطلق اسیران در جنگ‏ قدیم و جدید یا اسیر از نظر لغت و عرف عام. پس این تعاریف نمی‏تواند شامل اسراء زمان صدر اسلام و قبل از آن و حتی‏ بعد از آن در قرون وسطی گردد چون بسیاری از نظام‌ها و اقوام و ملل و مکتب‏ها در گذشته دارای ارتش کلاسیک و جنگجویان بخصوص نبودند. بلکه همه افراد بالغی که می‏توانستند اسلحه بگیرند جزء سپاه و نیروی جنگی محسوب می‏شدند (حسنی، ۱۳۶۹، ص۵۲).
بعلاوه در بسیاری از جنگها تمام قبایل از زن و کودک، پیر و جوان در صحنه جنگ یا پشت جبهه حضور داشتند و پس از شکست دستگیر می‏شدند و به عبارت‏ دیگر جزء اسیران جنگی شمرده می‏شدند (همان، ص۵۳).
اسیران جنگی بمعنای عام همه کسانی است که در جنگ دستگیر می‏شدند چنانکه از دائره المعارف قرن بیستم یا از مفردات راغب بیان کردیم‏ (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ص۱۷).
قاموس قرآن نیز همین نکته را می‏رساند و اسیر را بمعنای مطلق گرفتار شده‏ می‌داند (قرشی، ۱۳۸۰، ج۱، ص۸۱ کلمه اسر).
در کتاب تاریخ جنگهای پیامبر به همه آنانکه از یهود بنی قریظه گرفتار شده بودند اطلاق اسیر کرده‏اند و عملا در نظامهای جنگی سابق همین مفهوم عام از اسارت بدست می‏آمد و احکام اسیر نیز در همین زمینه‏ها در فقه بحث می‏گردد (دامغانی، ۱۳۶۴، ج۱، ص۸۱).
در جنگ حنین نیز عملا چنین بود و زنان و مردان در میدان جنگ و… یکجا اسیر شدند و همه را در حکم اسیران جنگی آوردند ولی پیامبر(ص) پس از تقسیم غنائم بیش از شش هزار نفر از این اسیران را آزاد ساخت‏ (ابن هشام، ‌بی‌تا، ص ۹۰۰).
در کتب فقهی ما نیز وقتیکه بحث اسیر مطرح می‏شود بهمین معنای عام‏ توجه می‏شود یعنی مطلق آنان که در جنگ دستگیر و گرفتار می‏شوند خواه نظامیان و جنگجویان رسمی یا همراه آنان و … خواه دستگیر و بسته شوند و در مکانی‏ زندانی گردند یا نه. همچنین در اصطلاح روایات ما و حتی در احکام اسیر در مواردی به زندانیان و… اسیر گفته می‏شود ولی مسلم است که به آنان نمی‏توان اسیر جنگی گفت مگر آنکه در میدان‏ جنگ گرفتار و دستگیر شوند (حسنی، ۱۳۶۹، ص۵۲).
« اسیر، از ریشه « اسر» به معنی به چنگ آوردن و به دست اوردن و گرفتن است، اسیر دشمنی است که در حال جنگ یا پس از جنگ گرفتار میشود. در اسلام گفتهاند مراد از اسیر جنگی عبارت است از همان کسی که از اهل دارالحرب گرفتار مسلمین شده است» (طباطبایی، ۱۳۶۰، جلد ۳۱، ص۳۵۷).
در فقه اسلامی به دشمنان جنگجویی که علیه اسلام حمله اسلحه کرده و قادر بر جنگ بوده و به دست مجاهدان دستگیر میشوند اطلاق میشود، خواه آن افراد نیروی اصلی باشند یا داوطلبانه یا با پول اجیر شده یا جاسوس باشند و کسانی که توان حمل اسلحه نداشته باشند مانند راهبان، کشاورزان، زنان و…. از این تعریف خارج‌اند. البته فقها با توجه به جنس اسیر در لفظ آن تفاوت قائل شدهاند. چنانچه به کودکان و زنان «سبی» و به ناتوانان و پیران«عَجَزه» و به مردان بالغ «اسیر» میگویند. در فقه اسلامی به وحدت سازماندهی، فرماندهی و انتظامی داخلی چنان که در تعریف اسیر در حقوق بینالملل به آن اهمیت داده شده است، توجهی نشده است (سابق، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۲۹، ابن قدامه، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۷۳؛ ماوردی، ۱۴۱۶ق، ص۲۳۲؛ زحیلی، ۱۴۱۲ق، ص۴۱۷).

 

۱-۳- تاریخچه وضعیت اسیر جنگی

 

 

۱-۳-۱- سیر تاریخی اسیر جنگی در قرون وسطی

 

در دوران باستان و قرون وسطی، اسیر جنگی معنی و مفهوم امروزی را نداشت. اسیران جنگی و یا به طور کلی شکست خوردگان در جنگ، محکوم به قتل یا بردگی بودند. بردگی اسیران بدین گونه بود که آنان از لحاظ جانی و مالی در اختیار شخص اسیر کننده و یا مقامات نظامی کشور اسیر کننده محسوب میشدند و ایشان میتوانستند به هر نحو که مایل بودند با آنان رفتار نمایند. یونانیان حتی خشونت و بی رحمی را تا آنجا کشاندند که در مواردی اسیران را کور میکردند. در این دوران، نمونه های از باز خرید اسیران، مخصوصاًٌ شاهزادگان دیده می‌شود که تصویب آن معمولاً در انحصار پادشاه بود (ضیایی بیگدلی، ۱۳۸۸، ص۱۶۶).
دایره المعارف قرن بیستم میگوید: اسیر در نزد اقوام و ملتهای وحشی از هیچ نوع رحمت و شفقتی برخوردار نبود، و مستحق هر گونه عذاب و شکنجه بوده است گوئی اسیر فقط برای انتقامجویی خلق شده بود اورا تا سرحد مرگ چوب میزدند و با روغن داغ و آهن گداخته و مثله کردن، بسیخ کشیدن و سوزاندن و بدار آویختن شکنجه میشد (وجدی، ۱۹۱۸م، ج۱، ص۲۷۸).
وجدی میافزاید: اسیر در نزد یونانیان و رومیان از هیچ نوع حقوقی انسانی برخوردار نبود. می‌زدند، و اهانت میکردند، و همانند حیوانات از آنان بار و کار کشیده میشد و اگر کشته می‌شد هیچکس مطالبه خون نمیکرد، حتی حکومت اعتراض نمینمود. گرچه در قرون اخیر قوانینی در این باره وضع شده است ولی به حدی نبود که برای آنان ارزش و اعتبار انسانی قائل ود و اسیر همواره انسان مجرد از حقوق انسانی در برابر ارباب و هیئت حاکمه و اجتماع بود (همان).
در تاریخ اولیه جنگ در دوران باستان هیچ شناسایی نسبت به وضع حقوق زندانیان جنگی وجود نداشت، زیرا دشمن شکست خورده سریعاً در میدان جنگ نابود می‌شد. زنان، بچه‌ها، مردان قبیله کشور شکست خورده نیز چنانچه بعضی اوقات توسط فاتحان به بندگی گرفته نمی‌شدند، اغلب به سرنوشتی مشابه فوق دچار می‌آمدند. اسیر جنگی یک متخاصم فعال نبود وع آن کاملاً بستگی به شفقت فاتحش داشت و آن هم در صورتی بود که در میدان جنگ زنده می‌ماند. هستی اسیر جنگی به عواملی از قبیل دسترسی او به خوراک و مفید بودنش برای اسیر کننده‌اش بستگی تام داشت. قتل عام اسیران جنگی بعضی اوقات برای وحشت‌زده کردن دشمن یا ارضای انگیزه‌های سادیسمی فاتح اعمال می‌شد. در صورتی که به زندانی جنگی اجازه زنده ماندن داده می‌شد، اسیر کننده‌اش آن را صرفاً بخشی از اموال منقول خویش یا یک برده و حشم به حساب می‌آورد (حجازی، ۱۳۸۷، ص۱۰۱).
چنانچه در کتاب تاریخ ملل شرق و یونان: «در یکی از کتیبه‌های مربوط به سال ۸۱۴ ق.م، آسورنا زیر بال(پادشاه آشور) یکی از لشکرکشی‌های خود به شهر «کینا بو» و « تلا» را چنین توصیف می‌کند: پس از تسخیر شهر کینابو سه هزار اسیر جنگی را طعمه آتش ساختم و یکی را نیز زنده نگهداشتم تا به گروگان برود و بعد از فتح شهر«تلا» نیز، از اسیران، بسیاری را در آتش انداختم، پاره‌ای را دست و انگشت بریدم و دیگران را گوش و بینی و بسیاری را از دیده محروم نمودم (حجازی، ۱۳۸۷، به نقل از آلبرماله و ژول ایزاک، ۱۳۴۲، ج۱، ص۷۶).
از سوی دیگر یونانیان تحت تأثیر تعالیم فلاسفه‌ای چون افلاطون و ارسطو برای نژاد خود نسبت به سایرین برتری قائل بودند. سایر اقوام را بربر می‌خواندند و دشمنان طبیعی خود می‌دانستند. یونانیان بربرها را محروم الحقوق می‌پنداشتند و وظیفه سیاسی خود می‌دانستند که آنان را مطیع و منقاد خود سازند» (حجازی،‌۱۳۸۷،‌ به نقل از متین دفتری، ۱۳۲۶، ص۱۷۱).
این خودخواهی‌ها البته مانع از آن بود تا مقرراتی همچون قاعده حاکمیت، مصونیت سفرا، حرمت و بی‌طرفی بعضی محل‌ها، احترام به اجساد دشمنان، حق تحصن و پناهندگی و مهم‌تر از همه تأدیه غرامت تعدی برای استرداد اسیران جنگی که در روابط دولت‌های یونان قدیم رعایت می‌شد به صورت قواعد بین‌المللی متداول گردد. چنانکه وجود قدرت امپراطوری در اروپای قرون وسطی نیز که از لحاظ نظری بک نوع برتری نسبت به سایر قدرت‌ها داشت ویژگی بین‌المللی روابط بین امپراطوری و سایر ملل را از بین می‌برد، در قرون وسطی ابتدا همچون دوران باستان جنگ یگانه وسیله ارتباط ملل آن زمان بود و هدف امپراطوری روم از جنگ‌ها نیز مطیع ساختن سایر ملل و جهانگیری بود. روم با مللی که جرأت می‌کردند از استقلال خود دفاع کنند می‌جنگید و وقتی که آنان را مغلوب می‌کرد با نهایت درجه بی‌رحمی و شقاوت رفتار می‌نمود (حجازی، ۱۳۸۷، ص۱۰۲).
وضع اسیران از نظر اروپائیان نیز همینگونه بود اسیر مهدور الدم بود مگر مصلحت ایجاب می‌کرد که گشته نشود و با اسیر دیگری مبادله گردد. اسرا را به زور وادار میکردند که دین قوم فاتح را بپذیرند چنانکه با اسرای مسلمانان در اسپانیا در قرن ۱۵ میلادی همین‌کار شد. آنان را مجبور میکردند یا نصرانی شوند یا سوختن و کشته شدن با شمشیر را انتخاب نمایند. او می‌گوید ولی چنین رفتاری، هرگز و در هیچ زمانی با اسیران غیر مسلمان در میان مسلمانان دیده نشده است (وجدی، ۱۹۱۸م، ج۱، ص۲۷۸).
و این بردگی و تقسیم شدن و فروختن نه تنها حق اسیر نبود، بلکه به عنوان ترحم و اهداف دیگر به کار میرفت. کشتار اسیران جنگی توسط یهودیان بسیار بدتر بود و جنایات آنان نسبت به ملل مغلوبه و مخصوصاً مسیحیت در تاریخ تمدن بیان شده است (ویل دورانت، ۱۳۸۵، ج۹، ص۳۲۳).
جرجی زیدان مینویسد: در یکی از جنگها میان دولت روم و ایران که به تحریک یهودیان برپا شد یهودیان هشتصد هزار اسیر مسیحی را از ایران گرفته و خریده و همه را مثل گوسفند سر بریدند (زیدان، ۱۳۸۹، ج۱، ص۱۴۰).
تاریخ گویای این واقعیت تلخ است که رفتار یهودیان و مخصوصاً رفتار مسیحیان با اسیران جنگی در جنگهای صلیبی، رفتاری همراه با ایذاء و شکنجه بوده و حتی در بسیاری از موارد در عربستان قبل از اسلام، اسیران را از دم تیغ میگذراندند.[اما]تاریخ اسلام مملو از جریانات و رویدادهایی است که بیانگر نحوه رفتار پسندیده و انسانی اسلام در قبال جنگجویان دشمن است که به اسارت نیروهای اسلام در میآیند (ضیایی بیگدلی، ۱۳۶۵، ص۱۷۴).
در مقابل این بینش انسانی اسلام، ویتوریا[۱] عالم مذهبی مسیحیت معتقد است که باید کلیه اسیران مسلمان را بدون استثنا کشت و زنان و فرزندان آنان را به بردگی درآورد (نوس‌بام، ۱۳۳۷، ص۱۱۸).
از جمله ثمرات بسیار تلخ و ناگوار جنگ، موضوع اسیران جنگی است و گرفتن اسیران جنگی به عنوان غنیمت از دوران قدیم میان ملتها معمول بوده است و تاریخچه آن به اعصار بسیار کهن منتهی می‏گردد.

 

تأثیر قوّه قاهره بر مسؤولیّت در قلمرو حمل ونقل دریایی- قسمت ۱۴

  • . Martin Dockary, op.cit, p.3. ↑

 

  • . عبّاس محمّدی، پیشین، ص۲۷٫ ↑

 

  • . همان، ص۳۰٫ ↑

 

  • . همان، ص۲۹٫ ↑

 

  • . حسن ستوده تهرانی، ۱۳۴۴، حقوق دریایی و هوایی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ۱، ص۱۷۰٫ ↑

 

  • . فیضا… جعفری، ۱۳۸۸، مطالعه تطبیقی ماهیّت و مبنای مسؤولیّت متصدّیان حملونقل در کنوانسیونهای بین المللی و حقوق ایران، دوفصلنامه پژوهشهای حقوقی(علمی، ترویجی)، شماره ۱۵، ص ۸۰٫ ↑

 

  • . ماده ۵۴ ق.د: «وظایف متصدّی باربری:
    ۱ – متصدّی باربری مکلّف است قبل از هر سفر و در شروع آن مراقبتهای لازم را به شرح ذیل به عمل آورد.
    الف – کشتی را برای دریانوردی آماده کند.
    ب – کارکنان و تجهیزات و تدارکات کشتی را به طور شایسته تهیه و فراهم آورد.
    ج – انبارها و سردخانهها و کلّیه قسمتهای دیگر کشتی را که برای حمل کالا مورد استفاده قرار میگیرد مرتّب و آماده کند.
    ۲ – با توجّه به مفاد ماده ۵۵ متصدّی باربری موظّف است با کمال دقّت و به نحو مطلوب محمولات را بارگیری – جا به جا- حمل – محافظت – مواظبت و تخلیه نماید.
    ۳ – پس از وصول و قبول مسؤولیّت کالا متصدّی باربری و فرمانده کشتی و یا عامل متصدّی باربری بر حسب تقاضای فرستنده بار موظّف است بارنامه دریایی که در آن مشخّصات ذیل درج شده است صادر نماید.
    الف – علائم مشخّصهای که جهت شناسایی بار ضروری است همان علائمی است که توسّط فرستنده بار قبل از شروع بارگیری کتباً تسلیم شده است. مشروط بر اینکه در مورد بار بدون روپوش علائم مذکور بر روی بار نقش شده و یا به طور وضوح نشان داده شده باشد. اگر بار در صندوق قرار گرفته و یا دارای پوشش باشد علائم باید به طوری نقش شود که تا پایان سفر خوانا بماند.
    ب – تعداد بسته ها یا قطعات یا مقدار یا وزن بر حسب مورد به نحوی که کتباً از طرف فرستنده بار تعیین و تسلیم شده است.
    ج – متصدّی باربری یا فرمانده یا عامل متصدّی باربری ملزم نیست که در بارنامه دریایی علائم – تعداد – مقدار یا وزنی را قید نماید که صحّت آنها به جهات موجّه مشکوک باشد و یا وسیله مناسب برای رسیدگی به صحّت آنها را در اختیار نداشته باشد.
    ۴ – بارنامه دریایی صادر شده به شرح فوق مدرک دریافت کالا به وسیله متصدّی باربری به شرح مندرج در بند ۳ الف – ب – ج این ماده خواهد بود.
    ۵- فرستنده بار نسبت به صحّت علائم – تعداد – مقدار و وزن بار به نحوی که هنگام حمل اظهار داشته است در مقابل متصدّی باربری مسؤول شناخته میشود و موظّف است غرامت متصدّی باربری را در مقابل هر گونه فقدان – خسارت و هزینه های ناشی از عدم صحّت اظهارات مذکور بپردازد. حق متصدّی باربری به دریافت چنین غرامتی مسؤولیّت و تعهّدات نامبرده را که ناشی از قرارداد باربری است نسبت به هیچ کس غیر از فرستنده بار محدود نخواهد کرد.
    ۶ – در صورتی که همزمان یا قبل از نقل مکان بار و تسلیم آن به تحویل گیرنده، اخطاریهای حاکی از فقدان، یا خسارت وارده به بار با شرح و کیفیّت آن کتباً به متصدّی باربری یا نماینده او در بندر تخلیه تسلیم نگردد نقل مکان بار و دادن آن به کسی که بر طبق قرارداد حمل باید بار به او تسلیم شود، به منزله تحویل بار مندرج در بارنامه دریایی از طرف متصدّی باربری خواهد بود مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. چنانچه فقدان یا خسارت وارده به بار آشکار نباشد، اخطار مذکور باید ظرف سه روز پس از تحویل بار تسلیم شود. در صورتی که در موقع دریافت، وضع و حالت کالا مورد رسیدگی و بازدید طرفین قرار گرفته باشد، تسلیم اخطار کتبی ضروری نخواهد بود. ادّعای فقدان یا خسارت نسبت به متصدّی باربری و کشتی پس از گذشتن یک سال از تاریخ تحویل و در صورت عدم تحویل از تاریخی که بار بایستی تحویل داده شده باشد مسموع نخواهد بود. متصدّی باربری و تحویل گیرنده بار باید همهگونه تسهیلات معقول جهت رسیدگی و تشخیص فقدان و خسارت واقعی و یا خسارتی که تصوّر میرود به بار وارد آمده فراهم کند.
    ۷ – بعد از بارگیری به تقاضای فرستنده محموله باید روی بارنامهای که برای او توسّط متصدّی باربری، فرمانده کشتی و یا عامل متصدّی باربری صادر شده جمله «بارگیری شده» قید گردد مشروط بر اینکه اگر فرستنده بار قبلاً سند یا مدرکی دال بر تحویل بار دریافت داشته است آن را مسترد دارد ولی به اختیار متصدّی بار ممکن است در سند مذکور نام بندر بارگیری و نام کشتی یا کشتیهای حامل بار و تاریخ یا تواریخ حمل بارتوسّط متصدّی باربری و عامل او یا فرمانده کشتی ذکر شود. در این صورت سند مذکور که حاوی این مشخّصات است و مفاد بند ۳ این ماده در آن رعایت شده است «بارنامه دریایی بار بارگیری شده» محسوب میگردد.
    ۸ – قید هر گونه شرط یا توافق در قرارداد باربری به منظور سلب مسؤولیّت متصدّی باربری یا کشتی یا محدود کردن مسؤولیّت مزبور در مورد فقدان بار یا خسارت وارد به آن ناشی از غفلت و تقصیر و یا تسامح در انجام وظایف و تعهّدات مصرّحه در این فصل باطل و بلا اثر است. مزایای بیمه یا شروط مشابه آن که به نفع متصدّی باربری منظور گردد نیز تابع حکم فوق خواهد بود. ↑
جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • . عبّاس محمّدی، پیشین، ص۹۲٫ ↑

 

  • . Rene Rodiere, 1974, Droit Maritime, Paris, Precis Dalloz, 6 ed, p.172. ↑

 

  • . i.bid, p.173. ↑

 

  • . عبّاس محمّدی، پیشین، ص۹۳٫ ↑

 

  • . محمّد دمرچیلی، پیشین، ص۱۴۷٫ ↑

 

  • . ۱٫ The carrier shall be bound before and at the beginning of the voyage to exercise due diligence to: (a) Make the ship seaworthy; ↑

 

  • . ۱٫ The carrier is liable for loss resulting from loss of or damage to the goods, as well as from delay in delivery, if the occurrence which caused the loss, damage or delay took place while the goods were in his charge as defined in article 4, unless the carrier proves that he, his servants or agents took all measures that could reasonably be required to avoid the occurrence and its consequences. ↑

 

  • . Francesco Berlingieri,op.cit, p.6. ↑

 

  • . The carrier is bound before, at the beginning of, and during the voyage by sea to exercise due diligence to: (a) Make and keep the ship seaworthy. ↑

 

  • . بند هشتم از ماده ۵۲ قانون دریایی ایران: «از زمانی که بار در کشتی بارگیری شده تا زمانی که از کشتی تخلیه گردد مدّت حمل محسوب میشود. ↑

 

  • . محمّد دمرچیلی، پیشین، ص ۱۴۷٫ ↑

 

  • . ۱٫ The period of responsibility of the carrier for the goods under this Convention begins when the carrier or a performing party receives the goods for carriage and ends when the goods are delivered. ↑

 

  • . محمّد دویدار رهایی، ۱۳۸۰، حقوق دریایی بر اساس مقرّرات قانون دریایی لبنان و معاهدات بین المللی، ترجمه عزیز فیضی طالب، تهران، انتشارات رایحه عترت، چاپ ۱، ص۳۶۵٫ ↑

 

  • . محمّد دمرچیلی، پیشین، ص۱۴۸٫ ↑

 

  • . ۲٫ Subject to the provisions of Article IV, the carrier shall properly and carefully load, handle, stow, carry, keep, care for, and discharge the goods carried. ↑

 

  • . ۱٫ The carrier shall during the period of its responsibility as defined in article 12, and subject to article 26, properly and carefully receive, load, handle, stow, carry, keep, care for, unload and deliver the goods. ↑

 

  • . همان، ص۱۵۴٫ ↑

 

  • . هاردی ایوامی، ۱۳۸۴، حقوق دریایی، حقوق حمل و نقل دریایی کالا، ترجمه منصور پورنوری، تهران، انتشارات مهد حقوق، چاپ دوّم، ص۳۶٫ ↑

 

  • . محمّد دمرچلی، پیشین، ص۱۵۶٫ ↑

 

  • . همان، ص ۵٫ ↑

 

  • . ۱٫ Neither the carrier nor the ship shall be liable for loss or damage arising or resulting from unseaworthiness unless caused by want of due diligence on the part of the carrier to make the ship seaworthy, and to secure that the ship is properly manned, equipped and supplied, and to make the holds, refrigerating and cool chambers and all other parts of the ship in which goods are carried fit and safe for their reception, carriage and preservation in accordance with the provisions of paragraph 1 of Article III. Whenever loss or damage has resulted from unseaworthiness the burden of proving the exercise of due diligence shall be on the carrier or other person claiming exemption under this article. ↑

 

  • . ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قرارداد ها، ج ۴، پیشین، ص ۱۷۴٫ ↑

 

  • . همان، ص۱۷۵٫ ↑

 

  • . محمّدعلی اعلایی فرد، پیشین، ص ۱۶۵٫ ↑

 

  • . همان، ص۱۶۵٫ ↑

 

  • . مرتضی نجفی اسفاد، پیشین، ص ۱۳۳٫ ↑

 

  • . Francesco Berlingieri,op.cit, p.9. ↑

 

  • . Rene Rodier, 1978, La responsabilite du transporteur maritime suivant les regles de Hamburg 1978, Paris, D.M.F, p.455. ↑

 

  • . William Tetley, 2001, the cause of loss or damage, Etudes de Droit Maritime à l’aube du XXIe siècle – Mélanges offerts à Pierre Bonassies, Paris, Editions Moreux, at pp. 357-371. Available at http://www.mcgill.ca/maritimelaw/maritime-admiralty/cause/ ↑

 

  • سیّد علیرضا هاشمیزاده، ۱۳۷۸، مبنای مسؤولیّت متصدّی حمل کالا؛ مقرّرات لاهه، مقرّرات هامبورگ و حقوق اسلامی، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امّام صادق(ع)، شماره۹، ص۱۶۵٫ ↑

 

  • . همان، ص۱۶۷٫ ↑

 

  • . Martine Remond Gouilloud, op.cit, p330. ↑

 

  • . R.Rodiere, 1968, Traite general de droit maritime, T.11, Paris, Dalloz, p.409. ↑

 

  • . Ibid, p.410. ↑

 

  • . محمّد دمرچیلی، پیشین، ص۹۵٫ ↑

 

  • . «کشتی و متصدی باربری هیچکدام مسؤول فقدان یا خسارت ناشی از عدم قابلیّت دریانوردی نخواهد بود مگر آنکه از طرف آنها در آماده نمودن‌کشتی برای دریانوردی و تأمین احتیاجات آن از نظر کارکنان و تجهیزات و تدارکات کافی و مناسب کردن انبارها و سردخانه‌ها و کلیه قسمتهای دیگر‌کشتی که کالا در آن حمل می‌شود و همچنین مواظبت حمل طبق بند یک ماده ۵۴ سعی و اهتمام کافی مبذول نشده باشند. هرگاه فقدان و یا خسارت وارده در نتیجه عدم قابلیت دریانوردی باشد متصدّی باربری و یا اشخاص دیگری که به استناد این مادّه ادعای معافیّت از‌مسؤولیت می‌نمایند ملزمند که اعمال سعی و مراقبت را از ناحیه خود ثابت کنند». ↑

 

  • . بند اوّل پاراگراف پنجم کنوانسیون روتردام. ↑

 

  • . ۱٫The carrier is liable for loss resulting from loss of or damage to the goods, as well as from delay in delivery, if the occurrence which caused the loss, damage or delay took place while the goods were in his charge as defined in article 4, unless the carrier proves that he, his servants or agents took all measures that could reasonably be required to avoid the occurrence and its consequences. ↑

 

  • . Martine Remond Gouilloud, op.cit, p.338. ↑

 

  • . The carrier is not liable if he proves that he and his agents have taken all necessary measures to avoid the damage or that it was impossible for him or them to take such measures. ↑

 

  • . سیّد علیرضا هاشمیزاده، پیشین، ص۱۶۸٫ ↑

 

  • . علیرضا محمّدزاده وادقانی، ۱۳۸۱، مسؤولیّت متصدّی حملونقل دریایی، مجلّه دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۵۵، ص۶۹٫ ↑

 

  • . ۱٫The carrier is liable for loss of or damage to the goods, as well as for delay in delivery, if the claimant proves that the loss, damage, or delay, or the event or circumstance that caused or contributed to it took place during the period of the carrier’s responsibility as defined in chapter 4. ↑

 

  • . The carrier is relieved of all or part of its liability pursuant to paragraph 1 of this article if it proves that the cause or one of the causes of the loss, damage, or delay is not attributable to its fault or to the fault of any person referred to in article 18. ↑

 

  • . The carrier is also relieved of all or part of its liability pursuant to paragraph 1 of this article if, alternatively to proving the absence of fault as provided in paragraph 2 of this article, it proves that one or more of the following events or circumstances caused or contributed to the loss, damage, or delay: (a) Act of God; (b) Perils, dangers, and accidents of the sea or other navigable waters; …… ↑

 

  • . Notwithstanding paragraph 3 of this article, the carrier is liable for all or part of the loss, damage, or delay: (a) If the claimant proves that the fault of the carrier or of a person referred to in article 18 caused or contributed to the event or circumstance on which the carrier relies; or (b) If the claimant proves that an event or circumstance not listed in paragraph 3 of this article contributed to the loss, damage, or delay, and the carrier cannot prove that this event or circumstance is not attributable to its fault or to the fault of any person referred to in article 18. ↑

 

  • . Francesco Berlingieri, ibid, p.9. ↑

 

1 2 3 118