عوامل موثر بر عدم پذیرش مدیریت تلفیقی مگس زیتون در بین باغداران زیتون شهرستان رودبار- قسمت ۶

این تله از بطری­های ۵/۱ تا ۲ لیتری ساخته شده است. در بخش بالایی بطری ۶-۴ سوراخ به قطر ۵-۴ میلی­متر تعبیه می­ شود. درون بطری محلول ۳ درصد بی­کربنات یا فسفات آمونیوم به همراه سم فسفره آلی ریخته می­ شود تا یک سوم بطری را پر کند. همچنین می­توان از پروتئین­هیدرولیزات و حتی کپسول­های فرمونی همراه نمک آمونیوم داخل بطری استفاده نمود. این تله کم­هزینه است و در اسپانیا متداول است. نسبت به تله مک­فیل نیاز به حفاظت کمتری دارد. با وجود اینکه محلول سریع خشک نمی­ شود، اما باید به­ طور مرتب تعویض گردد (Danne et al., 2005).
۲- ۴-۴-۲- روش­های کنترل مگس زیتون
۲-۴-۴-۲-۱- مبارزه قانونی (اقدامات قرنطینه­ای)
محموله­های میوه زیتون که از یک کشور وارد کشورهای غیرآلوده دیگر می­شوند بایستی به­ طور دقیق مورد بررسی قرار گیرند. این مسئله باید با بازدید سه ماه قبل از برداشت محصول تایید گردد. انتقال نهال زیتون از یک منطقه به مناطق دیگر نیز باید کاملاً عاری از خاک باشد تا خاک اطراف ریشه نهال­ها، شفیره­های مگس زیتون را به همراه نداشته باشد. معمولاً انتقال میوه و اندام­های گیاهی و خاک از مناطق آلوده به مناطق دیگر ممنوع است و پست­های قرنطینه­ای داخلی باید از عبور این محموله­ها جلوگیری کنند. پست­های قرنطینه داخلی کشور، خصوصاً در استان گیلان (رودسر و رودبار) از نقل و انتقال میوه سبز زیتون و نیز نهال­های زیتون بدون گواهی بهداشت قرنطینه گیاهی ممانعت بعمل می­آورند (سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان، ۱۳۹۱).
۲-۴-۴-۲-۲- مبارزه زراعی
شخم زدن زیر درختان درباغ­های آلوده به مگس زیتون در پایان فصل زراعی و آغاز سرما از جمعیت نسل بعدی آن می­کاهد. به روی خاک آمدن شفیره­های تشکیل شده در داخل خاک، باعث می­ شود تا توسط عوامل مختلف از جمله شکارچی­ها از بین بروند (شهبازی پاشاکی، ۱۳۸۵). در کشورهای حاشیه دریای مدیترانه، درختان به شدت هرس می­شوند تا با نورگیری بیشتر درون تاج درخت، فعالیت مگس کمتر شود. کاهش آبیاری در باغ­های آلوده در کاهش جمعیت آفت موثر است. تله­های نصب شده در باغ­هایی که مورد آبیاری قرار گرفتند ۱۰ برابر نسبت به تله­های نصب شده در باغ­های بدون آبیاری مگس بدام انداختند (Orphanidis and Kalmoukos, 1979 به نقل از شهبازی­پاشاکی، ۱۳۸۵). درختان در حاشیه خیابان­ها که اغلب حالت زینتی دارند و تحت محافظت کامل نیستند، دارای آلودگی زیادتری نسبت به درختان باغ­های تجارتی دارند. بنابراین عملیات و کنترل روی این درختان نیز باید به خوبی انجام شود تا کانون آلودگی برای باغ­های اطراف نباشند (Danne et al., 2005). در شهرستان رودبار تعدادی از باغداران در راستای عملیات بهزراعی باغ، پای درختان زیتون را در فصل زمستان شخم می­زنند.
۲-۴-۴-۲-۳- مبارزه مکانیکی
کنترل مکانیکی مگس زیتون بصورت جمع­آوری حشرات کامل با تله­های توصیف شده انجام می­گیرد. هر چند کاربرد تله­ها تا حدود زیادی جمعیت مگس را کاهش می­دهد، اما به تنهایی قادر به کاستن تراکم جمعیت پائین­تر از آستانه زیان اقتصادی نیست. برخی از عملیات مکانیکی دیگر مانند چیدن میوه­ های باقیمانده روی درختان بعد از برداشت، از بین بردن میوه­ های ریخته شده روی زمین با ایجاد گودال، حداقل به عمق ۳۰ سانتی­متر، مالچ­پاشی، در کاهش جمعیت آفت موثر است (Michelakis, 1979). تعدادی از باغداران زیتون شهرستان رودبار در زمان برداشت میوه زیتون به جهت کنترل آفت برای سال آینده، کلیه میوه­ های روی درخت و ریخته شده پای درخت را جمع­آوری می­ کنند.
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۴-۴-۲-۴- مبارزه ژنتیکی با بهره گرفتن از روش نرعقیمی
روش نرعقیمی کنترل مگس زیتون به­صورت کاهش میزان باروری ماده­های آفت است که موجب کاهش تراکم جمعیت آفت می­ شود. رهاسازی مگس­های نرعقیم شده برای کنترل مگس میوه مدیترانه­ای در دنیا توسعه یافته است (Chania & Hellas, 2003). برای کنترل مگس زیتون در این روش، حشرات روی رژیم غذایی مصنوعی بطور انبوه پرورش داده می­شوند و سپس با اشعه­دهی شفیره­ها با اشعه گاما، آنها را عقیم کرده و رهاسازی مگس­های نر اگر در معرض پرتوتابی ۱۲-۸ کیلو راد اشعه گاما، قرار گیرند عقیم می­شوند. رها سازی باید در محل­های ایزوله و یا در جزایر کوچک انجام گیرد تا نتیجه مطلوب­تری حاصل گردد (Katsoyannos, 1992). از این روش در ایران در حال حاضر استفاده نمی­ شود.
۲-۴-۴-۲-۵- مبارزه بیولوژیک
مگس میوه زیتون دارای دشمنان طبیعی از انواع پارازیتوئیدها شکارگرها و عوامل بیماری­زا می­باشد که روی مراحل حیاتی آن فعالیت تغذیه و رشد و نمو دارند. برخی از این عوامل به صورت عملی مورد استفاده قرار گرفته­اند که عبارتنداز، پارازیتوئیدها (Eupelmus urozonus، Eurytoma martellii، Opius tephritivorus، Teleopterus erxias)، شکارگرهای، (Belonuchus rufipennis، Pterostichus creticus، Scolopendra cretica) باکتریBacillus thuringiensis ویروس­های (Cricket paralysis virus، Nuclear polyhedrosis viruses، Iridescent viruses) و قارچ­ها.
از هیچکدام از روش­های کنترل بیولوژیک برای کنترل مگس زیتون در حال حاضر در کشور در سطح اجرایی، استفاده نمی­گردد.
۲-۴-۴-۲-۶- مبارزه شیمیایی
روش متداول و معمول کنترل مگس زیتون دراغلب کشورهای آلوده به آفت، بکارگیری آفت­کش­های شیمیایی است. ناسالم بودن سموم دفع آفات نباتی از لحاظ اکولوژیکی محرز است و این مشکل برای آفتی مانند مگس زیتون که درون میوه خوراکی انسان فعالیت می­ کند، به­مراتب بیشتر است. آزمایش­های انجام شده ثابت کرده ­اند که به­ طور معمول کمتر از ۱ درصد آفت­کش به آفت می­رسد و مابقی در محیط پراکنده می­ شود. باقیمانده بسیاری از آفت­کش­ها در میوه زیتون و روغن آن پیدا شده است (Leandri et al., 1993).
برای کاهش زیان­های جانبی آفت­کش­ها تعیین زمان دقیق برای کنترل شیمیایی بسیار مهم است. محققین توصیه کرده ­اند برای کنترل شیمیایی در زیتون­های روغنی بهتر است به موارد زیر توجه شود:
– هنگامی سمپاشی صورت می­گیرد که بیش از ۵ مگس ماده بالغ در هر تله چسبنده یا هر تله پیش­آگاهی شکار شود.
– بیش از ۵۵ درصد مگس­های ماده بدام افتاده دارای تخم­های بارور باشند.
– میوه زیتون از لحاظ فنولوژیکی در مرحله حساسی باشد که در این رابطه مرحله سخت شدن هسته زیتون مد نظر است.
– مگس­های ماده به تله­های فرمونی جلب شوند که نشان­دهنده شروع فعالیت جنسی آنها است.
– شرایط جوی برای اقدامات سمپاشی مناسب باشد.
همچنین تحقیقات انجام شده نشان داده است، کنترل شیمیایی برای زیتون­هایی که در مرحله سبز بودند و موسوم به زیتون­های کنسروی هستند هنگامی انجام شود که اولاً یک سوراخ تخم­ریزی روی هر میوه مشاهده شود و ثانیاً بیشتر از یک مگس در هر روز در هر تله چسبنده شکار شود.
در مواردی که خسارت مگس زیتون در سمپاشی­های نوبت اول مهار نشود و الزامی برای کاربرد سموم در نوبت دیگر داشته باشد، زیتون­های روغنی و در زیتون­های کنسروی باید به موارد زیر توجه کرد.
زمان کنترل نوبت بعدی در زیتون­هایی که مصرف روغنی دارند زمانی است که:
– در هر روز بیش از یک مگس در هر تله مشاهده شود.
– بیش از ۶۰ درصد ماده­های دارای شکم پر از تخم در تله مک­فیل شکار شود.
– بیش از ۳-۲ درصد میوه مورد حمله قرار گیرد.
برای زیتون­های کنسروی، شکار مگس­های ماده در تله­های چسبنده ۵۰ درصد مشاهده شود. لازم به یادآوری است که زمان سمپاشی کوتاه است و نباید ۸ روز بیشتر به­طول انجامد تا بیشترین تاثیر را داشته باشد (University of Florida, 2000).
۲-۴-۴-۲-۶-۱- کنترل شیمیایی همراه با جلب­کننده­ های حشرات کامل
این روش کنترل بیشتر جهت جلب حشرات کامل و نابودی آنها به­کار می­رود. در واقع هدف، گرایش مگس­های نر و ماده به طعمه­های مسموم است. حشرات بالغ به محلول یک درصد پروتئین هیدرولیزات جلب می­شوند. برای تهیه طعمه مسموم در کشورهای مختلف از سموم گوناگونی استفاده شده است که مهمترین آنها ترکیبات فسفره آلی و پیروتروئیدها هستند. در این روش کنترل توصیه نموده ­اند که تنها بخشی از درخت و یا ردیف­های تناوبی از درختان باغ سمپاشی شوند (Bagnoli et al., 1984).
بسته به طعمه، میزان باقی ماندن حشره­کش و بارندگی عملیات طعمه­پاشی بایستی تکرار شود. در مناطقی که اواخر شهریور و اوایل مهر بارندگی شدید است، زمانی که ۱۵-۱۰ درصد میوه­ های نمونه­برداری شده آلوده باشند، طعمه­پاشی پوششی مجدداً علیه لاروها انجام می­ شود (Collier and Van steenweeyk, 2003).
به­ طور کلی در این روش کنترل کاربرد طعمه­های مسموم یعنی مخلوط جلب­کننده­ها همراه با آفت­کش­ها ۳ روش کاربردی به شرح زیر متداول است:
۲-۴-۴-۲-۶-۱-۱- طعمه­پاشی لکه­ای
در این روش مخلوط پروتئین هیدرولیزات همراه با یک حشره­کش بصورت لکه­ای در باغ آلوده بکار برده می­ شود. طعمه­ها در نیمه جنوبی هر درخت پاشیده می­شوند (University of Florida, 2000). از این روش در شهرستان رودبار، در زمان بالا رفتن جمعیت آفت در تله­های زرد چسبنده، توسط تعدادی از باغداران انجام می­گیرد (سازمان جهاد کشاورزی گیلان، ۱۳۹۲).
۲-۴-۴-۲-۶-۱-۲- طعمه­پاشی ردیفی
در این روش مخلوط حشره­کش- طعمه در هر ۳ یا ۴ ردیف درختان گذاشته می­ شود (University of Florida, 2000).
۲-۴-۴-۲-۶-۱-۳ – طعمه­پاشی هوایی
در این روش، طعمه­ها بصورت متناوب در نوارهای ۲۵ متری بین فواصل ردیف­های ۷۵ متر طعمه­پاشی انجام می­گیرد (University of Florida, 2000).
۲-۴-۴-۲-۷- استفاده از ذرات کائولن[۱۲] برای محافظت میوه از مگس زیتون
کائولن خاک رس سفید رنگ است. ماده اصلی تشکیل دهنده آن سیلیکات آلومینیوم هیدراته می­باشد. ذرات کائولن دستیابی جدید برای کنترل حشرات در محصولات کشاورزی است. سطح سفید کائولن روی گیاه یک حالت دورکنندگی برای مگس زیتون دارد. انعکاس پوشش سفید آن روی گیاه، باعث دور شدن حشره از گیاه میزبان می­ شود. در واقع سطح سفید رنگ از نظر فعالیت تغذیه­ای و تخم­گذاری برای حشره نامناسب است (Saour and Makee, 2004).
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

  • بخش­چهارم

 

۲-۵- پیشینه تحقیق
نوری و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی که در زمینه عوامل موثر بر پذیرش مدیریت تلفیقی سن گندم با تأکید بر رهیافت مشارکتی مدرسه مزرعه کشاورز توسط گندم­کاران استان کرمانشاه انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین تماس­­های ترویجی و کانال­های ارتباطی و همچنین بین نگرش نسبت به اثر بخشی و رضا­مندی از رهیافت مدرسه در مزرعه با میزان پذیرش مدیریت تلفیقی سن گندم رابطه مثبت و معنی داری در سطح ۱ درصد وجود داشته، و در نهایت بین نفوذ­پذیری اجتماعی با میزان پذیرش مدیریت تلفیقی سن گندم رابطه مثبت و معنی­داری در سطح ۵ درصد وجود داشت. ضمناً متغیر­های تماس­های ترویجی و کانال­های ارتباطی ۷۳ درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین و همچنین متغیر تماس­های ترویجی مهم­ترین متغیر تاثیر­گذار بر میزان پذیرش مدیریت تلفیقی سن گندم بوده به­ طوری که این متغیر به تنهایی ۲۲ درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ویسی و همکاران (۱۳۸۸) در تحقیقی که در زمینه تحلیل علل عدم پذیرش فن­آوری­های مدیریت تلفیقی آفات در میان شالی­کاران استان­های گیلان و مازندران انجام دادند، به این نتایج دست پیدا کردند که، مهم­ترین عوامل عدم پذیرش فن­آوری­های مدیریت تلفیقی آفات، عبارت بودند از، مسایل مالی، ویژگی­های فردی، وجود شرایط ابهام و ریسک، مسایل مدیریتی، نبود اطلاعات در­باره ویژگی­های فن­آوری­های مدیریت تلفیقی آفات معرفی شدند، به طوری که این عوامل، ۸/۵۸ درصد واریانس دلایل عدم پذیرش را تبیین نمودند.
کشاورز و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی که در زمینه عوامل موثر بر عدم پذیرش کشت ارقام برنج پر­محصول در میان کشاورزان استان گیلان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیر­های سن، سابقه کشاورزی به عنوان شغل اصلی، تاثیر معنی­داری بر پذیرش کشت ارقام پر­محصول نداشت. همچنین مساحت زمین ملکی دارای تاثیر مثبت و معنی­داری بر پذیرش کشت گونه­ های برنج پر­محصول داشت، اما مساحت زمین اجاره­ای دارای تاثیر منفی شدیدی بر پذیرش نوآوری بود که در سطح ۹۵ درصد اطمینان تایید شد. در این تحقیق کشاورزان دارای قطعات پراکنده و کوچک از پتانسیل بیشتری برای پذیرش نوآوری برخوردار بودند.
نورحسینی­نیاکی و اللهیاری (۱۳۸۹) در تحقیقی که در زمینه عوامل اجتماعی- اقتصادی موثر بر پذیرش کشت توام برنج و ماهی در استان گیلان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیر سن پارامتر مهمی در اقدام به پذیرش کشت توام برنج و ماهی نبوده و عکس آن متغیر جنسیت جزء یکی از موارد مهم در پذیرش این تکنولوژی بود. همچنین میزان تحصیلات و سطح سواد رابطه مثبت و معنی­داری با پذیرش کشت توام برنج و ماهی داشته و هر چه تعداد اعضاء خانواده در بین کشاورزان بیشتر باشد، تمایل به پذیرش کشت توام برنج و ماهی افزایش می­یابد. ضمناً عضویت در نهاد­های اجتماعی، شرکت در فعالیت­های آموزشی – ترویجی، تعداد دفعات مراجعه با عامل ترویج، رابطه مثبت داشت.
تبرایی و حسن­نژاد (۱۳۸۸) در تحقیقی که در زمینه بررسی عملکرد و عوامل موثر بر پذیرش برنامه ­های ترویجی اجراء شده در مسیر فرایند توسعه کشاورزی در بین گندم­کاران شهرستان مشهد انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، افزایش متغیر­های سن کشاورز، تعداد فرزندان، فاصله روستای محل سکونت از شهر و اشتغال در فعالیت­های غیر کشاورزی به طور معنی­داری منجر به کاهش احتمال پذیرش برنامه ­های ترویجی گشته و متغیر­های تعداد فرزندان با تحصیلات عالیه، سابقه کشاورز در تولید گندم، نوع مالکیت زمین­های تحت کشت گندم و میزان استفاده از اطلاعات و فنآوری­های نوین نیز دارای رابطه معنی­دار مثبت با احتمال پذیرش برنامه ­های ترویجی در میان کشاورزان بود.
درویشی و همکاران (۱۳۸۵) در تحقیقی که در زمینه بررسی عوامل اقتصادی – اجتماعی موثر بر پذیرش آگروفارستری در میان صنوبر­کاران شمال کشور انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، رابطه مثبت و معنی­داری میان متغیر میزان پذیرش آگروفارستری با متغیر­های مستقل میزان تحصیلات، درآمد سالیانه خانوار، درآمد سالیانه ازشغل صنوبر­کاری، میزان آگاهی در زمینه آگروفارستری، دسترسی به نهاده­های مورد نیاز، دسترسی به تسهیلات اعتباری و میزان تماس با مروجان وجود داشته و همچنین میان میانگین میزان پذیرش آگروفارستری از نظر استفاده از تسهیلات اعتباری اختلاف معنی­داری وجود داشت.
حیاتی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی که در زمینه بررسی عوامل موثر بر پذیرش بیمه دام روستایی در شهرستان سلماس انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیر­های سن، سطح تحصیل، نوسانات درآمدی، مقدار درآمد، تعداد دام­های تلف شده، تعداد دام، میزان آگاهی از مزایای بیمه دام، داشتن شغل غیر دامداری و دریافت تسهیلات عوامل موثر بر پذیرش بیمه دام از سوی دامداران بودند که به جز سن و داشتن شغل غیر دامداری سایر متغیرها اثر مثبت و معنی­داری بر پذیرش بیمه دام از سوی دامداران داشتند.
دین­پناه و همکاران ( ۱۳۸۸) در تحقیقی که در زمینه بررسی عوامل موثر بر پذیرش تکنولوژی توسط گندم­کاران شهرستان اصفهان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیرهای سطح مکانیزاسیون، سطح زیر کشت گندم، سطح تحصیلات و سابقه کشت گندم، ۵۹ درصد از تغییرات پذیرش تکنولوژی را پیش ­بینی نمود. ضمناً بین میانگین­های پذیرش تکنولوژی در رابطه با نظام زراعی، روش کشت گندم و نوع بذر مصرفی اختلاف معنی­داری وجود داشت. در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد ویژگی­های اجتماعی، زراعی و شخصی به عنوان سه عامل، ۰۷۲/۶۸ درصد از واریانس پذیرش تکنولوژی را تبیین نمودند.
ملا­یوسفی و همکاران (۱۳۸۸) در تحقیق دیگری که در خصوص عوامل مؤثر بر پذیرش تکنولوژی­های کشاورزی پایدار در میان زارعین گندم­کار دیم شهرستان مرند انجام دادند، به این نتایج دست پیدا کردند که، چهار متغیر بیمه کردن محصول، شرکت در کلاس­های ترویجی، عضویت در تعاونی روستایی و سطح تحصیلات اثر معنی­دار مثبتی روی احتمال پذیرش اکثر تکنولوژی­ها داشتند.
چهارسوقی و همکاران (۱۳۸۶) در تحقیقی که در خصوص بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش روش­های کشاورزی پایدار در کشت آبی توسط گندم­کاران استان سیستان و بلوچستان در سال زراعی ۸۵-۸۴ انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین میزان عملکرد در هکتار، میزان درآمد حاصل از فروش گندم و سطح تحصیلات گندم­کاران با پذیرش روش­های کشاورزی پایدار کم­نهاده رابطه منفی و معنی­دار وجود داشته و همچنین مقایسه میانگین­ها نشان داد که از نظر آماری بین گندم­کاران از نظر نوع کشت گندم و شرکت در کلاس­های آموزشی–ترویجی تفاوت معنی­دار وجود داشت.
پزشکی­راد و مسایلی، (۱۳۸۱) درتحقیقی که در خصوص بررسی عوامل اقتصادی موثر بر پذیرش مبارزه تلفیقی در کنترل تلفیقی در کنترل کرم ساقه­خوار برنج استان اصفهان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیرهای وسعت کل اراضی، میانگین اندازه مزارع کشاورزی، میزان زمین­های زیرکشت درسال ۱۳۸۱، وسعت کشت برنج، میزان عملکرد برنج، میزان مشارکت افراد خانواده در امور کشاورزی، میزان دسترسی به نهاده­های کشاورزی و میزان دسترسی به منابع مالی، با متغیر پذیرش همبستگی معنی­دار مثبت داشته و همچنین، مشخص شد که میان نظام بهره ­برداری و پذیرش مبارزه تلفیقی همبستگی معنی­دار وجود دارد. به­ طوری که میزان پذیرش در نظام بهره ­برداری سهم­بری به­ طور معنی­داری بیشتر از نظام­های بهره ­برداری مالکیت شخصی و مزدبگیر بود. در زمینه رابطه تعداد قطعات زراعی با میزان پذیرش، مشخص شد که بهره­بردارانی که تعداد قطعات زمین آنها ۶–۴ قطعه است بیشترین پذیرش را داشته اند.
عبدالملکی و چیذری، (۱۳۸۸) در تحقیق دیگری که در زمینه تاثیر ویژگی­های اجتماعی-اقتصادی بر نگرش و اطلاع­یابی کشاورزان جهت پذیرش و به­ کارگیری سیستم­های آبیاری تحت­فشار در استان لرستان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین متغیر نگرش کشاورزان در پذیرش سیستم­های آبیاری تحت­فشار و متغیرهای میزان مالکیت اراضی آبی، اراضی تحت پوشش سیستم، افزایش قیمت آب، نوع برنامه ­های آموزشی و موانع ایجاد سیستم­ها رابطه مثبت و معنی­داری وجود داشته و به­علاوه بین متغیر میزان دسترسی به اطلاعات فنی و متغیرهای سطح سواد، شغل اصلی، عملکرد، عوامل موثر در بکارگیری سیستم­ها، برگزاری برنامه ­های آموزشی، بازدیدهای مروج، برنامه ­های اجرا شده مروج و موانع ایجاد سیستم­ها رابطه مثبت و معنی­داری وجود داشت.
امیرنژاد و رفیعی (۱۳۸۸) در تحقیق دیگری که در زمینه بررسی عوامل موثر در پذیرش یکپارچه­سازی اراضی شالیکاران در روستاهای منتخب استان مازندران انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیر­های سطح تحصیلات شالیکار، کیفیت اراضی شالیزاری، فاصله بین قطعات و برنامه ­های آموزشی (تلاش­ های ترویجی) مهم­ترین عوامل موثر بر پذیرش فرایند یکپارچه­سازی در اراضی شالیزاری استان مازندران بوده که از نظر آماری در سطح یک درصد معنی­دار می­باشند. هم­چنین متغیرهای تعداد افراد خانوار و حمایت­های اعتباری عوامل بعدی تاثیر­گذار، که در سطح معنی­داری ۵ درصد بر پذیرش این فرایند موثر بودند. ضمن اینکه متغیرهای سن، درآمد زارعین، تحصیلات فرزندان، تجربه شالیکاران، سطح زیر کشت، عضویت در تعاونی­های­روستایی، موقعیت اراضی، تعداد قطعات و حمایت­های­فنی در سطوح مناسبی معنی­دار نبودند.
حاجی میر­رحیمی و یزدیان (۱۳۸۶) در تحقیق دیگری که در زمینه بررسی عوامل موثر در میزان پذیرش نوآوری آزمون خاک توسط غله­کاران انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، ۴/۶۷ درصد از غله­کاران این نوآوری را به طور کامل نپذیرفتند. همچنین متغیرهای سطح دانش نسبت به آزمون خاک، میزان ارتباط با منابع اطلاعاتی، میزان نوپذیری، سطح مشارکت در طرح­های عمرانی، موقعیت اجتماعی، میزان انگیزه کار کشاورزی و رضایت شغلی، میزان دسترسی به نهاده­ها و میزان بهره­مندی از اعتبارات رابطه مثبت و معنی­داری با رفتار جامع پذیرش آزمون خاک داشت.

حجازی و شریفی (۱۳۹۰) درتحقیقی که در خصوص تاثیر منابع اطلاعاتی و کانال­های ارتباطی در پذیرش مدیریت تلفیقی آفات برنج در بخش درودزن شهرستان مرودشت استان فارس انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، از بین کانال­ها و منابع اطلاعاتی مورد استفاده کشاورزان در زمینه مدیریت تلفیقی آفات برنج، همسایگان و نزدیکان، مراجعه به تامین­کنندگان نهاده­های کشاورزی و بازدید کشاورزان از مزارع از اولویت برخوردار بودند. محاسبه ضرایب همبستگی وجود رابطه مثبت بین متغیرهای سطح زیر کشت، تحصیلات، کشاورز نمونه بودن، موافقت با کاهش سموم و آفت­کش­ها و امکان کنترل آفات برنج بدون مصرف سموم با بهره­ گیری از منابع و کانال­های اطلاعاتی نشان داد.
ویسی و شریفی مقدم (۱۳۹۰) درتحقیقی که در خصوص تبیین رفتار کشاورزان در پذیرش فن­آوری­های مدیریت تلفیقی آفات انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، ۵/۵۷ درصد از کشاورزان پذیرنده با انجام فعالیت­های کنترل بیولوژیکی فناوری­های IPM را اجرایی کرده ­اند و ثانیاً هر چند پذیرندگان از نظر دانش، نگرش، افق برنامه ­ریزی، مقدار زمین تحت کشت، وابستگی کمتر به منابع در­آمدی بیرون از مزرعه در مقایسه با نپذیرندگان وضعیت بهتری داشتند، اما از نظر سنی مسن­تر بودند. همچنین نتایج نشان داد، متغیرهای دانش، نگرش، افق برنامه ­ریزی، دسترسی به نهاده­ها، عضویت در گروه­های محلی و کیفیت خاک بر رفتار پذیرش اثر مثبت داشته و مالکیت زمین اثر منفی بر رفتار پذیرش داشت، و این متغیرها قادر بودند به میزان ۸۷ درصد رفتار پذیرندگان را از عدم پذیرش به درستی پیش ­بینی نمایند.
دین­پناه و همکاران (۱۳۸۸) در تحقیق دیگری که در زمینه تحلیل تاثیر رهیافت مدرسه مزرعه کشاورز بر پذیرش مبارزه بیولوژیک از سوی شالیکاران شهرستان ساری انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین میانگین­های سطح تحصیلات، سابقه کشت برنج، سطح زیر کشت برنج، سطح زیر کشت کل زراعی، تعداد قطعات زراعی، سطح مکانیزاسیون، میزان سم مصرفی، نگرش نسبت به مبارزه بیولوژیک، مشارکت اجتماعی، استفاده از وسایل ارتباط­جمعی استفاده از منابع اطلاعا­رسانی، تعداد تماس با مروج، تاثیر دوره­ های آموزشی- ترویجی، دانش مبارزه بیولوژیک، عملکرد، درآمد، نسبت هزینه – فایده، مزیت نسبی، سازگاری، آزمون­پذیری، قابلیت رویت، پیچیدگی­های نوآوری­های مبارزه بیولوژیک، و پذیرش مبارزه بیولوژیک، در دو گروه شالیکار اختلاف معنی­داری وجود داشت.
زارع و اسماعیلی (۱۳۸۹) در تحقیقی که در زمینه تعیین عامل­های موثر بر پذیرش بیمه­ی دام در شهرستان کرمان انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیرهای نوع دامداری، سابقه کار دامدار، تعداد دام­ها، تحصیلات، سن، شغل اصلی و درآمد سال گذشته دامدار به عنوان متغیر­های تاثیر­گذار بر پذیرش بیمه دام تعیین شدند. ضمناً نوع دامداری، سن، درآمد سال گذشته و مشاغل جانبی دامدار اثر منفی و سایر عامل­ها تاثیری مثبت بر پذیرش بیمه­ی دام داشتند.
کهنسال و رفیعی (۱۳۸۸) در تحقیقی که در زمینه بررسی عوامل محیطی و غیر محیطی موثر بر پذیرش آبیاری بارانی در استان خراسان رضوی انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیرهای سن کشاورز، تعداد نیروی کار خانوادگی، تعداد قطعات زمین، تعداد محصولات و دسترسی به آب در پذیرش آبیاری بارانی تاثیر منفی داشته و همچنین مشخص شد متغیرهای مساحت مزرعه، سطح سواد، شغل کشاورز به­عنوان شغل اصلی، شیب زمین، ناهمگونی خاک و دسترسی به اعتبارات و تسهیلات تاثیر مثبت و معنی­داری در پذیرش آبیاری بارانی داشت.
نورحسینی و بایگان (۱۳۸۹) در تحقیق دیگری که در زمینه پذیرش کنترل بیولوژیکی کرم ساقه­خوار برنج در منطقه طوالش انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، تفاوت معنی­داری بین دو گروه پذیرنده و نپذیرنده کنترل بیولوژیکی کرم ساقه­خوار برنج بر حسب متغیرهای میزان تحصیلات، میزان مشارکت در فعالیت­های آموزشی– ترویجی، تعداد دام و نیروی کار مزرعه وجود داشته و بین متغیرهای سن، جنسیت، تعداد اعضاء خانواده، سابقه فعالیت در کشت برنج، تعداد دفعات مراجعه به عامل ترویج در یکسال، میزان مالکیت زمین زراعی، تعداد قطعات زراعی تحت مالکیت، عضویت در نهادهای اجتماعی، میزان متوسط عملکرد برنج در سال، میزان هزینه سالانه درکشت برنج، نظام بهره­برداری، میزان دسترسی به نهاده­های کشاورزی و میزان دسترسی به منابع مالی ، تفاوت معنی­داری بین دو گروه پذیرنده و نپذیرنده کنترل بیولوژیکی کرم ساقه­خوار برنج وجود نداشت.
مظهری و پارساپور (۱۳۹۰) در تحقیق دیگری که در زمینه بررسی عوامل موثر بر پذیرش کشت کلزا دراستان خراسان رضوی انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، متغیر­های سطح زیر کشت آبی، میزان استفاده از توصیه­های مروجین، ارتباط با کشاورزان کلزا­کار، تاثیر کشت کلزا بر عملکرد غلات و سطح در­آمد کشاورزان رابطه مثبت و معنی­داری با کشت کلزا داشت.
طباطبایی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیق دیگری که در زمینه بررسی عوامل موثر در پذیرش مدیریت ریسک توسط دامداران صنعتی استان تهران انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین متغیرهای فاصله دامداری تا محل سکونت، میزان آگاهی از عوامل به وجود آورنده ریسک، مقدار سرمایه، میزان استفاده از وام، درآمد سالانه، تعداد راس واحد دامداری، میزان استفاده از منابع اطلاعاتی با متغیر پذیرش مدیریت ریسک رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت.
بیگدلی و صدیقی (۱۳۸۹) درتحقیقی که در خصوص بررسی رفتار پذیرش روش­های کشاورزی پایدار توسط مددکاران ترویجی استان قزوین انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، بین پذیرش و متغیرهای سن، تعداد قطعات، سابقه و میزان عملکرد گندم آبی رابطه معنی­دار منفی و بین میزان سواد وسطح کل اراضی رابطه معنی­دار مثبت وجود داشت. ضمناً متغیرهای میزان سواد و سطح اراضی دیم ۹/۶۷ درصد تغییرات رفتار پذیرش روش­های کشاورزی پایدار در مخاطبان را تبیین نمودند.
کرمی (۱۳۸۹) درتحقیقی که در خصوص بررسی عوامل موثر بر احتمال پذیرش بیمه­­ی محصول گندم در استان کهکیلویه و بویراحمد انجام داد به این نتایج دست پیدا کرد که، متغیرهای سن کشاورز، تحصیلات، آگاهی از حق بیمه، میانگین درآمد کل، میزان بدهی، انحراف استاندارد عمل­کرد، مدیریت ریسک و سطح زیر کشت از عوامل تاثیر­گذار بر تمایل به بیمه­ی محصولات بوده است، به­ طوری که میانگین درآمد کل، تحصیلات، سطح زیر کشت، انحراف استاندارد عمل­کرد، و نسبت حداقل درآمد مزرعه­ی به کل درآمد مزرعه باعث افزایش تمایل به بیمه­ی محصولات گردیده است و سن کشاورز، آگاهی از حق بیمه، کل بدهی و دیگر درآمدهای کشاورز تمایل به بیمه­ی محصولات کشاورزی را کاهش می­دهد.
مومنی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیق دیگری که در زمینه عوامل موثر بر پذیرش عملیات مکانیکی حفاظت خاک در اراضی دیم شهرستان ایذه انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، آگاهی از فرسایش خاک، اعتقاد به تاثیر اقدامات در کنترل فرسایش خاک، مساحت کل اراضی، شرکت در آموزش­های مربوط به حفاظت خاک و نوع مالکیت اراضی به طور مثبت و معنی­داری تصمیم کشاورزان برای پذیرش اقدامات حفاظتی را تحت تاثیر قرار می­دهند، در حالی که سن، تحصیلات، متوسط فاصله اراضی از محل سکونت و داشتن مشاغل غیر کشاورزی به­عنوان عوامل منفی و معنی­دار موثر بر تصمیم به پذیرش کشاورزان شناخته شدند.
مهرجردی و اسماعیلی (۱۳۸۹) درتحقیقی که در زمینه تعیین عامل­های موثر بر پذیرش بیمه­ی دام در شهرستان کرمان با کاربرد روش­های پارامتریک و ناپارامتریک انجام دادند به این نتایج دست پیدا کردند که، سطح سواد، سابقه­کار و تعداد دام­ها در پذیرش بیمه مثبت و نوع دامد­اری، سن، مشاغل جانبی و درآمد سال گذشته در پذیرش بیمه منفی بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *