خشونت و پرخاشگری

دانلود پایان نامه

میدهند و دولت آمریکایی به صنعت الکل و تنباکو کمک می کند.به علاوه، سنت های فرهنگی همانند سیگار دادن در جشن تولد بچه ها و شامپاین بسلامتی عروس و داماد بر این امر پافشاری می کند.آنومی ممکن است در سطح فردی نیز وجود داشته باشد مثل زمانیکه یک فرد از احساس بیزاری، انزوا و اضطراب با رفتار مناسب یا نامناسب رنج می برند.فرد جوانی که پدر و مادرش طلاق را تجربه کرده اند، کسی که از دوستان و خانواده اش به عنوان یک پیامد تحرک جدا شده یا کسی که فاقد سرپرستی و انضباط والدین است ممکن است بخاطر چنین شرایطی به استعمال دارو آسیب پذیرتر باشند. بنابراین از جنبه کارکرد شناسان ساختاری، مصرف دارو یک پاسخ به نبود یک مرز درک شده بین فرد و جامعه و ضعیف شدن یک اجتماع در رابطه با آن چه قابل قبول در نظر گرفته می شود.با توافق با چنین جنبه ای، در یک رای گیری ملی از آمریکایی ها از سن سال 18 به بعد، به این نتیجه رسیدند که فشار همتایان و فقدان سرپرستی والدین رایج ترین دلایل گرایش نوجوانان در پاسخ به مصرف دارو بود.(پیو،2002). جالب اینکه در نظر سنجی اخیر از جوانان بریتانیایی، 20 درصد از آنها این پاسخ را دادند که آنها برای اینکه متناسب با دوستانشان باشند به مصرف دارو ظاهر سازی می کردند( Linda A.mooney,2008:7) -رسانه و بزهکاری از دیدگاه جامعه شناسی انحراف

رسانه های جمعی، بهویژه رسانه های تصویری نظیر سینما و تلویزیون، تأثیراتی مستقیم و سریع بر رفتار جوانان دارند. به اعتقاد سادرلند (1942) جوانان در فرایند یادگیری اجتماعی به تقلید از رفتاردیگران میپردازند و از طریق رسانه ها برخی از رفتارهای بزهکارانه نظیر پرخاشگری و خشونت را میآموزند. در سالهای اخیر، تأثیر نمایشهای مداوم خشونت تلویزیونی بر بزهکاری جوانان در کانون بحث جامعهشناسی انحرافات و روانشناسی اجتماعی قرار گرفته است؛ برای مثال نتایج پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که خشونت رسانه ها گرایش به رفتار خشونتآمیز را در بین جوانان افزایش داده است (مقدم، 1998). جوانانی که در معرض تماشای فیلمهای خشونتآمیز و سکسی قرار میگیرند در یک فرایند همانندسازی با بازیگران فیلمها رفتار بزهکارانه را از طریق پیوستگی با رسانه ها یاد میگیرند. رفتارهایی که رسانه های به تصویر میکشند بر چگونگی رفتار مخاطبان اثر میگذارد. بهعلاوه، هنگامی که بازیگران فیلمها و سریالهای خشن در رسانه های تصویری به عنوان گروه های مرجع جوانان عمل میکنند، جوانان از بزهکاری ملایم نظیر تخریب اموال مدرسه به سمت بزهکاری شدید نظیر ضرب و جرح گرایش مییابند، به این معنی کهبا تقلید از بازیگران فیلمهای خشن پلیسی، ابزارها و روش های قدیمتر رفتار خشونتآمیز را کنار گذاشته و از ابزارها و روش های جدیدتری که بازیگران فیلم به کار میبرند استفاده میکنند. استفاده از اسلحه در بین جوانان امریکایی به جاری کارد برای قتل در فرایند همانندسازی و تقلید از رسانه ها شکل گرفته است.
برای روانشناساسن اجتماعی و جامعهشناسان انحرافات این سؤال مطرح است که «آیا در معرض تلویزیون (یا هر رسانه دیگری همچون سینما) قرار گرفتن علت بزهکاری است»؟ باندورا (1973) نظریهپرداز یادگیری روانشناختی در پژوهشهای خود نشان داد که تلویزیون پرنفوذترین رسانه برای جوانان است و میتواند در آموزش شیوه های رفتار پرخاشگرانه، کاستن ممانعتها از پرخاشگری و حساسیتزدایی و عادت به خشونت مؤثر باشد. در پژوهش دیگری فیلیپس (1983) به این نتیجه رسید که میزان کشتارها و دیگر رفتارهای مجرمانه و بزهکارانه در امریکا در روزهای بعد از مسابقات بوکس سنگین وزنها به گونه معنیداری افزایش یافته است. روانشناسان اجتماعی در تأثیر رسانه ها بر رفتار خشونتآمیز فرایندهای زیر را بیان کردهاند:
نمایش خشونت رسانهای ممکن است موانع بینندگان برای مشارکت در رفتار خشونتآمیز را تضعیف کند. پس از مشاهده رفتار خشن قهرمانان فیلمها، به نظرمیرسد که جوانان بیننده چنین برداشت کنند که: «اگر آنها بتوانند این کار را انجام دهند، ما نیز میتوانیم».
نمایش خشونت رسانهای ممکن است بینندگان را با فنون نوینی از حمله و آزار به دیگران آشنا کند که قبل از مشاهده چنین فیلمهایی درباره این فنونِ به کارگیریِ خشونت آگاهی نداشتند. افزون بر این، اگر آنان این فنون را بیاموزند ممکن است در شرایط و موقعیتهای بعد نیز از آنها استفاده کنند.
تماشای اشتغال قهرمانان فیلمها در کنشهای خشونتآمیز میتواند تأثیر شدیدی به شناخت بینندگان در
مورد خشونت و پرخاشگری داشته باشد؛ به عبارت دیگر، مشاهده خشونت و پرخاشگری ممکن است باورهای بینندگان را در مورد چنین کنشهایی تغییر دهد و نتیجهگیری کند که دنیای اجتماعی پیرامون آنان از رفتار خشونتآمیز و پرخاشگرانه لبریز است و چون تمام جوامع این نوع رفتار را تجربه میکنند، بنابراین خشونت و پرخاشگری توجیهپذیر و پذیرفته شده است.

 

  کنترل اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نمایش مداوم خشونت رسانهای ممکن است حساسیت عاطفی بینندگان را نسبت به خشونت و پرخاشگری و پیامدهای مضرش کاهش دهد (بارون و بیرن؛ 1987: 312).
باید به این موضوع توجه داشت که مشاهده تلویزیون در خلأ اتفاق نمیافتد. اگرچه بیشتر پژوهشها نشان میدهد که واکنشهای جوانان به نمایشی ویژه، دقیقاً بعد از تماشای نمایش موردنظر رخ میدهد، با این حال، نمیتوان رابطه علت و معلولی مستقیمی بین تماشای فیلمهای پلیسی، جنایی و سکسی بر بزهکاری جوانان فرض کرد. رفتار را باید در زمینه های اجتماعی و اقتصادی کلیتر و تحت تأثیر متغیرهای مختلف نظیر جنس، تجارب خانوادگی و روابط جوانان با دوستان و همسالان جستجو کرد، که در این میان، تماشای تلویزیون به مانند هر پدیده اجتماعی دیگر نمیتواند در پیدایش رفتار عاملی بدون تأثیر باشد؛ برای مثال زنان نسبت به مردان بیشتر تلویزیون تماشا میکنند، با وجود این نرخ بزهکاری میان مردان بالاتر است. در ارتکاب رفتار بزهکارانه غیر از رسانه های تصویری عوامل دیگری نیز درگیر میباشند (رید، 2000:-به نقل از احمدی؛1384: 142-145) بنابراین مسئله مهم تعیین متغیرهایی است که در تبیین واکنشها به خشونت رسانهای درگیر میشود، زیرا بخشی از تأثیرات محتوای تلویزیون به گسترهای از شرایط اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد تا پیامهای دریافتی از تلویزیون فهم و درک گردیده و فرد را به واکنش برانگیزد.
نظریه سوزن تزریقی (گلوله جادویی)
نظریه تزریقی، جزء اولین نظریات اثرهای ارتباط جمعی بر نگرش‌ها، درک دنیا و رفتار است. این دیدگاه نه بر اساس بررسی های دقیق علمی، بلکه در اثر مشاهدۀ محبوبیت زیاد مطبوعات و رسانه‌های جدیدی مثل فیلم و رادیو و نفوذ آنها در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی بوده است. (مک کوایل، 1385: 335).این نظریه مصداق الگوی تاثیر مطلق محتوای رسانه ای بر نگرش و رفتار مخاطبان است. این نظریه گویای آن است که پیام های رسانه ای به طور یکسان و یکنواخت به همه مخاطبان می رسد و تاثیر مستقیم و قوی بر جای می گذارد. به عبارتی، نظریه تزریقی وسایل ارتباط جمعی را دارای تاثیر مطلق، مستقیم و فوری بر مخاطب می داند. رسانه ها نه تنها به تغییر نگرش مردم بلکه به تغییر رفتار آن ها نیز قادر هستند. مخاطبان به طور مستقیم به رسانه ها مرتبط هستند و تاثیر رسانه ها بر نگرش و رفتار آن ها، فوری اتفاق می افتد (مهدی زاده، 1391: 51).
نظریه استحکام
سابقه نظریه استحکام به پژوهش الیهو کاتز و لازارسفلد در دهه 1940 در آمریکا باز می گردد.طبق نظریه استحکام، تاثیر پیام های ارتباطی بر نگرش و رفتار مخاطب را محدود و عمدتا در جهت تقویت و استحکام عقاید و باورهای قبلی می داند(مهدی زاده، 1391: 53).این نظریه، پیام رسانه‌های جمعی،‌ بر پیام‌گیران به‌صورت فردی تأثیر نمی‌گذارد؛ زیرا فرد، متعلق به گروه است و در او تعلّقات گروهی وجود دارد . از این‌رو، روابط اجتماعی فرد در چگونگی واکنش‌‌اش نسبت به ارتباطات جمعی، نقشی مؤثر دارد. پیام‌های رسانه‌های جمعی بر پیام‌‌گیران، به‌منزله‌ی توده‌ای یکسان اثر نمی‌گذارد و اثر آن بر افکار عمومی به یک اندازه نیست.زیرا توده‌هایی که در آن افکار عمومی پدید می‌آید، دارای ساختار است. این کشف (که توده دارای ساختار است) محصول تلاش لازاراسفلدوشاگردانش است و پیام آن، این است که برای فهم کامل اثرات پیام وسایل ارتباط جمعی، لازم است آن‌را مانند یک جریان دو مرحله‌ای در نظر بگیریم. بدین معنا که در مرحله نخست، پیام از سوی رسانه‌ها به رهبران فکری می‌رسد و در مرحله‌ی دوم، رهبران فکری، پیام را در میان اطرافیان خود منتشر می‌سازند(دادگران، 1387: 56).
نظریه کاشت
نظریه کاشت حاصل تحقیقات جرج گربنر در اوایل دهه 1960 بر روی پروژه مطالعه شاخص های فرهنگی است. این پروژه در حدود دو دهه ادامه داشت و به بررسی موضوع خشونت در برنامه های تلویزیونی می پرداخت. این بررسی نقطه آغاز طرح مطالعاتی مرسوم به شاخص های فرهنگی بود که به بررسی محتوای برنامه های تلویزیونی و تاثیر آن بر ادراک و رفتار گروه های مختلف بینندگان اختصاص داشت(باهنر و کیذقان، 1389: 139) نظریه کاشت بر آثار تدریجی و درازمدت رسانه ها به ویژه تلویزیون بر شکل گیری تصویر ذهنی مخاطبان از دنیای اطراف و مفهوم سازی آنان از واقعیت اجتماعی تاکید می کند. نظریه کاشت فرض می کند که تلویزیون تاثیرات بلند مدت در نگرش بینندگان دارد. از دیدگاه رویکرد کاشت، رسانه ها تاثیراتی بلند مدت دارند که غیر مستقیم، تدریجی و کوچک هستند، اما تراکمی و رو به افزایش و چشمگیرند و عمدتا تاکید بر آثار نگرشی است تا آثار رفتاری(هرسیج و همکاران، 1390: 80).نظریه کاشت به بررسی این نکته می پردازد که تماس فزاینده با تلویزیون بر مفهوم سازی مخاطبان از واقعیت اجتماعی تاثیر می گذارد و این عمل به گونه ای اتفاق می افتد که متناوب ترین، متداول ترین و پایدارترین الگوهای تصویری و ایدئولوژی را که تلویزیون ارائه می کند بازتاب می دهد. بزرگ شدن و زیستن در چنین محیط نمادینی که تلویزیون بیشترین روایت ها را از آن در بیشتر اوقات برای بیشترین مخاطبان تعریف می کند منجر به شکل گیری تصویر ذهنی غیر واقعی ای از جهان می شود (باهنر و کیذقان، 1389: 139)گربنر می گوید: برنامه های تلویزیون همانند بذری که کاشته می شود و سپس رشد می کند آثاری بر روی مخاطبان باقی می گذارد و این برنامه ها آثاری دارد که عموما منفی است. گرنبرمدعی است که میا نتماشای تلویزیون واظهارنظردرموردواقعیت‌های دنیا، رابطه وجوددارد وتماشاگران پرمصرف تلویزیون نسبت به واقعیات زندگی بابینندگان کم‌مصرف اختلاف نظردارند .این نظریه معتقداست که تلویزیون دربلندمدت موجب تأثیردرجهان‌بینی ونظام ارزشی بینندگان پرمصرف خودمی‌شود وبه آنها نگرش تلویزیونی واحد درمورد واقعیات می‌بخشد. درواقع نظریه گرنبرباتفاوت قائل شدن بین مخاطب عادی وپرمصرف،تأثیرزیادتلویزیون برمخاطب پرمصرف رااثبات می‌کند.گرنبرمی‌گوید: ازنظرتماشاگران پرمصرف،تلویزیون عملاً، دیگرمنابع اطلاعات، افکار وآگاهی‌ها رابه انحصاردر‌آورده ویک کاسه می‌کند. اثراین مواجهه باپیام‌های مشابه،چیزی راتولید می‌کندکه وی آنراکاشت یاآموزش جهان‌بینی رایج،نقش‌های رایج وارزش‌های رایج،می‌نامد(سورین و تانکارد، 1385: 391-390). گربنردو مفهوم متداول سازی و تشدید را به نظریه خود اضافه می کند. متداول سازی هنگامی روی می دهد که تماشای بیش از حد منجر به تقارن دیدگاه ها در گروه شود و تشدید زمانی روی می دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر می شود.در مجموع می توان گفت این نظریه قائل به تاثیر کاشتی پیام بر ذهن مخاطب با در نظر گرفتن شرایطی از جمله تکرار پیام از سوی رسانه و دریافت مکرر آن از سوی تماشا گران است. گربنر معتقد است اگر پیامی از تلویزیون به طور متوالی ارائه شود و بینندگان نیز در معرض آن پیام قرار بگیرند دنیای ذهنی آنان متفاوت خواهد بود(باهنر و کیذقان، 1389: 153).
نظریه گرایش فیش باین وآیزن
مشهورترین و مهمترین تئوری را در زمینه گرایش آقایان فیش باین و آیزن(Fishbein & Ajzen ) ارائه کرده اند.آنها در پی یافتن یک تئوری برای تبیین رفتار به نقش گرایش اشاره می کنند: به نظر آنها رفتار(Behavior) در پی زنجیره ای از عوامل بوجود می آید.حلقه ماقبل بروز رفتار «قصد و نیت» به انجام یک رفتار است(Behavior Intention).
بوجود آمدن «قصد و نیت» به نوبه خود تابع دو متغیر دیگر است:
1.گرایش به سوی آن رفتار(Attitude toward the behavior)

2.هنجار ذهنی(Subjective Norm)
متغیر اول (گرایش به سوی آن رفتار) یک متغیر فردی و شخصی است که طی آن فرد انجام یک رفتار (یا یک پدیده) را از نظر خودش ارزیابی می کند که آیا خوب یا بد است.
متغیر دوم (هنجار ذهنی) منعکس کننده ی نفوذ و فشار اجتماعی است که شخص آن را برای انجام یک کاری (رفتاری) احساس و ادراک می کند.
میزان تأثیر هر یک از این دو متغیر(گرایش و هنجار ذهنی) در به وجود آمدن قصد و نیت همیشه یکسان نیست و بستگی به شخصیت فرد و شرایط اجتماعی دارد.لذا گاهی ممکن است تأثیر گرایش بیشتر باشد و گاه تأثیر هنجار ذهنی.(رفیع پور؛1372 :9)
آلپورت(1935) نگرش را به عنوان یک حالت عصبی یا آمادگی عقلانی تعریف می کند که از راه تجربه بدست آمده وسازماندهی می شود(احمدی،71:1382).هر نگرش دارای سه مولفه یا سه بخش اصلی است:
بخش شناختی یا ادراکی نگرش: باورها، ادراک ها ومجموعه ی آگاهی ها یا شناخت های مردم نسبت به یک پدیده در این مقوله جای می گیرد، یعنی انسان در ذهن خودش می داند یک پدیده به چه دلیل خوب یا بد است. شاختارهای شناختی بنیادهای ذهنی هستند که افراد به کمک آنها معنی و مفهوم اشخاص، اشیاء، رویدادها ورفتارها را تفسیر می کنند.
بخش احساسی نگرش: این بخش مربوط به احساس هایی است که افراد گوناگون را بر می انگیزد واحساس خوشایند، محبت آمیز ومورد علاقه ی قلبی و درونی بودن نسبت به یک شئ، فردی ویژه، یک گروه و مانند آن را در فرد بوجود می آورد.
بخش آمادگی برای عمل: یکی از بخش های انگزش افراد نسبت به یک موضوع، آمادگی برای عمل و یا رفتار نسبت به آن موضوع است. آمادگی برای عمل ممکن است بر اساس پیوند عاطفی فرد نسبت به موضوع شکل گرفته باشد. این نوع نگرش دارای کمترین محتوای شناختی است و نیز به میزان کمی جهت گیری عملی دارد. به دلیل بی ثباتی عاطفه ها واحساس ها نمی توان رفتار فردرا از راه شناخت پیوند های عاطفی اش پیش بینی کرد زیرا با فروکش شدن احساس ها، عاطفه ها و شور وهیجان حاکم بر جامعه نسبت به آن موضوع ویژه و عقلانی شدن جامعه پیوند عاطفی با موضوع مورد نظر کاهش یافته وبه دنبال آن جهت گیری عملی نسبت به موضوع نیز کاهش می یابد. آمادگی برای عمل گاهی بر اساس نگرش مبتنی بر عقل شکل می گیرد که بخش شناختی قوی دارد. محاسبه های عقلانی که افراد نسبت به انجام یک عمل دارند، در مقوله ی آمادگی برای عمل جای می گیرند(احمدی،72:1382).
آلپورت(1935) بر این باور است که می توان در بیشتر تعریف های ظاهراً متفاوت نگرش فصل های مشترکی پیدا کرد. هرکدام از تعریف ها به صورتی، خصوصیت اصلی نگرش را آمادگی برای پاسخ دادن می دانند. نگرش حالت درونی و آمادگی است به جای اینکه علنی وعملی باشد،یعنی، نگرش رفتار نیست، بلکه پیش شرط رفتار است. نگرش ممکن است به صورت تمام درجات آمادگی از پنهانی ترین و مسکوت ترین عادات فراموش شده گرفته تا تنش یا جنبشی که فعالانه تعیین کننده ی یک رشته رفتارهای در حال به ظهور رسیدن ما باشد.به اعتقاد توماس(1971) مفهوم چند بعدی از نگرش که شامل عناصر شناختی، عاطفی، و رفتاری است، مقبولترین مفهوم برای تعریف نگرش است.بدین ترتیب، نگرش نشان دهنده ی اثر شناختی وعاطفی به جای گذاشته شده ی تجربه ی شخص از شیء یا موضوع اجتماعی مورد نگرش، و یک تمایل به پاسخ در برابر آن شیء است. نگرش، در این معنی یک” مکانیسم پنهانی”است که رفتار را هدایت می کند(کریمی؛8:1390)
-دیگر تئوریهای گرایش
سنجش گرایش در مورد موضوعات و گوناگون (مثلأ گرایش سیاسی، گرایش به یک سازمان، گرایش به محیط زیست و غیره)محققین را بر آن داشته است، به اقتضای موضوع و جامعه آماری مورد مطالعه، تغییراتی جزئی در چهارچوب تئوریکی خود در مورد گرایش بدهند.لذا عده ای به ابعاد گرایش و یا متغیرهای دیگر نیز اشاره کرده اند.
روزن اشتیل(Rosenstiel 1972,1974) نیز دز آثار

  منابع پایان نامه درباره راهبردهای یادگیری

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید