تعریف حق زارعانه:/پایان نامه درباره حق زارعانه

تعریف حق زارعانه

حق كارافه يا حق زارعانه متكي بر عرف و در نتيجه تابع عناويني است كه در مناطق مختلف به كار برده مي شوند و از اين حيث شايد تصور شود كه از اين حق بايد تعاريف متكثري ارايه گردد ،اما بايد گفت ماهيت اين حق با وجود برخي تفاوت ها يكتا است و در نتيجه تعريف يكي از آنها بر ساير موارد نيز قابل حمل است . كارافه تعبيري است كه اختصاص به مناطق شمالي كشور دارد و از آنجا كه تعابير مشابه اين عنوان غالباً بر حسب منطقه اي معين فرق مي كند؛ واژه هاي عمومي و رايج نيستند تا بتوان در فرهنگ هاي فارسي و لغتنامه ها به دنبال معنا يا معاني آنها بود. ليكن فرهنگ هاي فارسي برخي از اصطلاحات معادل حق كارافه از جمله حق يا حقوق زارعانه، حق كشت زراعي، حق نسق و ساير اصطلاحات متعارف در عرفهاي گوناگون تعريف نموده اند. البته در برخي از مكان ها حق گاوبندي را نيز معادل حق نسق زراعي عنوان نموده اند كه به نظر صحيح نمي رسد؛ زيرا حق گاوبندي هم عرض حق نسق (حق كارافه) قرار مي گيرد كه با توجه به آنچه در خصوص گاوبند عنوان گرديده، حق متعلق به گاوبند حقي است كه مع الواسطه براي وي ايجاد مي گردد و وي صرفاً تأمين كننده سرمايه منقول زراعت بوده است ،در حالي كه با توجه به آنچه كه در خصوص حق نسق يا حق كشت زراعي گفته مي شود اين حق ناشي از رابطه مستقيم زارع با زمين زراعي مي باشد به اين جهت كه در نتيجه فعاليت بر زمين زراعي، ريشه و منفعت يا ارزش افزوده اي بر روي آن زمين ايجاد مي گردد.

درترمینولوژی حقوق كوتاه ترين و ناقص ترين اشاره به حق كارافه به عمل آمده است بدين صورت كه آن را دسترنج رعيتي، چم، تبر تراش ، حق اولويت رعيتي ، حق ريشه و حق آب و گل و معادل حقوق زارعانه قرار داده است و در چاپ ديگر از همين كتاب آن را صرفاً مرادف به حق – دسترنج رعيتي پنداشته است. [1] بنابراین كارافه يا حق زارعانه، نسق، گاوبندي، دستارمي، دسترنج رعيتي و حق آب و گل نيز گفته مي شود ، منابع حق زارعانه (كارافه)، مستنداتي هستند كه به لحاظ ماهوي شرايط و آثار، اين حق را تعيين كرده اند و از نظر شكلي و در مقام حل اختلاف، قاضي ملزم است حداقل به يكي از آنها استناد نمايد. منظور از منابعي كه به جنبه هاي ماهوي و شكلي حق كارافه شكل داده اند، منابع الزام آور هستند والا منابع ارشادي هر چند در تكميل مباحث مربوط به اين حق در عالم واقع موثرند اما قدرت الزام آوري ندارند.  .

 بند اول : تعریف لغوی حق زارعانه

از مراجعه و ملاحظه در کتاب های لغت فارسی تعریفی از کلمه (حق زارعانه)مشاهده نشده است،اما برخی از اصطلاحات معادل حق زارعانه از جمله (حق دست دارمی)و حق گاوبندی تعریف شده است .

– در لغت نامه دهخدا در تعریف(دست درامی،دستارمی،حق ریشه)حق اعیانی در زمین زراعی ،نوعی تملک است در نواحی شمال ایران(مازنداران و غیره)بدین سان که کسی زمین را از دیگری می گیرد و درآن باغ یا آبادی دیگری احداث می کند حق الارض به مالک اصلی می پردازد. [2]

– مرحوم دهخدا در معنی گاوبندی بیان نموده است حقی که بعضی در املاک دیگران دارند که به موجب آن می توانند به نفع خود و مقداری از اراضی آن را همه ساله زراعت کنند و بهره بردارند. زارع در دهی که مالک او دیگری است با اجازه صاحب ده،عمل آنکه مجازاست در قسمتی از ملک دیگری با ادای حقی زراعت کند و بهره بردارد. [3]

– در فرهنگ فارسی معین در تعریف حق گاوبندی آمده است حقی که در ملک دیگری بدست آورندو به موجب آن می توانند به نفع خود مقداری از اراضی آن را همه ساله زراعت کنند و بهره بردارند و این عمل با اجازه مالک صورت می گیرد. [4]

بند دوم : تعاریف موجود در قوانین موضوعه

– هیات وزیران در تبصره 1 بند الف از ماده اول تصویب نامه 18/11/1341 راجع به قانون اصلاحات اراضی حق زارعانه را چنین تعریف نموده است :حق زارعانه عبارتست از حق ریشه و بهای شخم و کود و ارزش زحماتیکه زارع برای آباد کردن زمین متحمل شده است. [5]

– در آیین نامه قانون ابطال اسناد فروش رقبات آب و اراضی موقوفه مصوب 1363 هیات وزیران حق نسق زارعانه را یکی از حقوق مکتسبه متصرف دانست و در تعریف آن بیان شده است :حقوق مکتسب متصرف عبارتست از هرنوع حقی که به نحوی ازانحا برای متصرف تحت شرایط قانونی معین حاصل شده است ،از قبیل مالکیت اعیان،تحجیر،حق کسب و پیشه،حق نسق زارعانه،حفرچاه،غرس اشجارو غیره. [6]

[1] – محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، پیشین، ص535

[2] – علی اکبر دهخدا، لغت نامه، آنندراج، ویرایش جدید، 1377، ذیل کلمه گاوبندی و دستارمی، ص 142.

[3] – همان.

[4] – محمد معین، فرهنگ لغت نامه فارسی، انتشارات امیرکبیر، ص402.

[5] – به نقل از محمد جعفر جعفری لنگرودی، پیشین، ص235.

[6] – محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص235.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي حق زارعانه در قوانين موضوعه و منابع فقهي

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *