برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۷

رفع موانع تجارت آزاد ، بهترین سیاست تجاری است که در دسترسی به بازارها را بر اساس اصل رقابت آزاد امکان پذیر می سازد و می تواند کشورهای مختلف را در راه رسیدن به تجارت آزاد مورد محک و آزمایش قرار دهد. به علاوه ترتیبات منطقه ای با لغو محدودیت های تجاری، ایجاد نظام هماهنگ تعرفه های گمرکی و تخصیص بهینه تر منابع ، زمینه مساعدی را برای تولید در مقیاس کلان و فروش در بازار منطقه به وجود می آورد و بستر مناسبی برای رشد اقتصادی پویای منطقه فراهم می کند. بدین ترتیب افزایش سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های شغلی نیز حاصل شده و مزیت های نسبی و توانمندیهای اقتصادی کشورهای مختلف آشکار می شود و در انتها می تواند با تاثیرات و منافع ایستا و پویای خود رفاه اقتصادی کشورها را نیز افزایش دهد.
موج جدید یکپارچگی اقتصادی و ترتیبات تجاری از آغاز دهه ۱۹۹۰ شکل جدیدی به این گونه تشکل ها بخشید و روند فرآیند جهانی شدن نیز چهره تازه ای از این ترتیبات تجاری را به نمایش گذاشته است ، به طوری که کشورهای مختلف جهت شناسایی توانمندی های اقتصاد خود و احراز شرایط لازم به منظور مقابله با فرآیند جهانی شدن ، تمایل بیشتری برای حضور در یکپارچگی های اقتصادی و ترتیبات تجاری از خود نشان می دهند.به علاوه این شکل از همکاری های اقتصادی می تواند حجم جریانات تجاری کشورهای شریک را افزایش دهد و با توجه به مزیت نسبی و توانمندی اقتصادهای متفاوت ، پدیده ایجاد تجارت را افزایش و در مقابل پدیده انحراف تجارت را کاهش دهد. به این ترتیب یکپارچگی منطقه ای و ترتیبات تجاری می تواند زمینه و مقدمه حضور در عرصه های جهانی اقتصاد تلقی شود. به عبارت دیگر ، این مفهوم در جهت فرآیند جهانی شدن گام برمی دارد. در این زمینه می توان یکپارچگی های اقتصادی و ترتیبات تجاری موفق را یادآوری کرد که تاثیرات متفاوت این یکپارچگی ها را در اقتصاد داخلی،تجارت خارجی و اقتصاد جهانی تجربه نموده اند.
کشور جمهوری اسلامی ایران نیز که در زمره کشورهای در حال توسعه قرار دارد، تجربه حضور در این یکپارچگی ها را دارد، اما موفقیت چندانی در این زمینه به دست نیاورده است. حضور ایران در یکپارچگی های اقتصادی و ترتیبات تجاری مطلوب می تواند موقعیت مناسبی برای ارتقای پارامترها و مسائل تجاری و اقتصادی ایران باشد و زمینه رشد اقتصادی و افزایش سرمایه گذاری را در این مسیر ایجاد کند و با شناخت مزیت های نسبی و تخصیص بهینه تر منابع فراهم نماید و قدرت رقابتی اقتصاد ایران را به بوته آزمایش بسپارد.به علاوه با کسب قدرت رقابت بالاتر در بعد تجارت بین الملل، می تواند در روند حرکت فرآیند جهانی شدن ، اقتصاد خود را بیمه نماید. به عبارت دیگر، حضور ایران در ترتیبات تجاری و یکپارچگی منطقه ای می تواند مقدمات حضور در عرصه اقتصاد جهانی را فراهم نماید و اقتصاد ایران را در جهت تعامل با اقتصاد جهانی به استفاده از فرصت های حاصل شده تحت تأثیر فرآیند جهانی شدن ترغیب کرده و همچنین آن را از چالش ها و تاثیرات منفی این فرآیند دور کند.(کریمی، ۱۳۸۵، ۱۱۸)
۲-۲-جهانی شدن
یکی از مهم ترین تحولات ربع آخر قرن بیستم افزایش ارتباط و وابستگی متقابل اقتصادها و بازارهای جهان است.جهانی شدن اقتصاد به معنی گشوده شدن مرزها، توسعه تجارت و سرعت بخشیدن به تحولات تکنولوژیکی است. در جهان امروز ، هیچ کشوری نمی تواند در انزوای اقتصادی دوام بیاورد. تمام جنبه های زندگی اقتصادی یک کشور با اقتصاد سایر کشورها در ارتباط است.این ارتباط به شکل نقل و انتقالات بین المللی کالا و خدمات ، کارگر ، واحد ها تولیدی ، منابع سرمایه ای و تکنولوژی می باشد.شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد وابستگی متقابل کشورهای صنعتی به یکدیگر افزایش یافته است.بین المللی شدن بازارهای مالی و بازارهای کالا، همراه با دسترسی وسیع و سریع به اطلاعات و باعث شده که آنچه در یک کشور بویژه یک کشور بزرگ روی می دهد به سرعت و با شدت در کشورهای دیگر احساس می شود.(تقوی ، ۱۳۷۹ ، ۱۶۷). ادغامهای منطقه ای روش مناسبی برای پیوستن به روند جهانی سازی با هزینه کمتر و دست آورد بیشتر است. در واقع در این روش تشکیل ادغام های منطقه ای گام اول ورود به جهانی شدن است. این روش به کشورهای در حال رشد اجازه میدهد تا با همکاری یکدیگر و با تقسیم کار و بازار ظرفیتهای لازم برای پیوستن به اقتصاد جهانی را در کشورهای خود ایجاد کنند، با پشتیبانی از یکدیگر با قدرت بیشتری وارد مذاکرات جهانی بشوند و با همیاری و پشتیبانی یکدیگر پیآمدهای منفی جهانی شدن را به حداقل برسانند.(زمانی ،۱۳۸۴ ،۱۱۷). کشور جمهوری اسلامی ایران نمی تواند شرایط جهانی شدن را به یکباره مورد پذیرش یا رد قرار دهد.در این خصوص شناخت پتانسیل تجاری با کشورهای مختلف و کاهش تدریجی موانع تجاری با کشورهایی که از پتانسیل تجاری بالاتری برخوردار است ، می تواند فرصت های موجود را به منصه ظهور رساند و مشکلات و چالش های وارد شدن در فرایند جهانی شدن را شفاف نماید.
۲-۳-آثار جهانی شدن بر اقتصاد ایران
آثار مثبت و منفی جهانی شدن برای اقتصاد و جامعه ایران نیز در قالب منافع و زیان های آن قابل بحث است.
۲-۳-۱-منافع
آزادسازی تجاری ، رقابت های جهانی را در تولید و بهبود کیفیت محصولات افزایش می دهد. با وجود اینکه اقتصاد ایران عمدتا دولتی و تحت حمایت های دولت است و توان رقابت با اقتصاد جهانی را ندارد. ولی بسیار از زمینه ها وجود دارد که اقتصاد ایران دارای مزیت نسبی و حتی مزیت مطلق است که با سرمایه گذاری در این بخش ها نه تنها به رونق اقتصادی کمک می شود بلکه آسیب پذیری آزادسازی اقتصاد در تعامل با اقتصاد جهانی را به حداقل می رساند.برای مثال ایران در نفت مزیت نسبی دارد و با تبدیل این فرآورده به محصولات و مشتقات نفتی ارزش افزوده به مراتب بیشتری کسب می کند. سرمایه گذاری خارجی و ورود فناوری خارجی فرصتی است که ایران می تواند با حفظ شرایط لازم زمینه های قانونی آن را فراهم نموده و از آن استفاده نماید . سرمایه های فیزیکی و مالی و سرمایه انسانی عوامل اصلی در تولیدند که حفظ و به کار گیری آنها می تواند توسعه اقتصادی را تسریع کند. آزاد سازی اقتصادی و ورود کالاهای متنوع و ارزان سبب افزایش سطح انتخاب و در نتیجه رفاه مصرف کنندگان خواهد بود.
۲-۳-۲-زیانها
آزادسازی اقتصادی و رها کردن بنگاههای تولیدی غیر رقابتی در بازارهای جهانی سبب ورشکستگی و توقف تولید در اکثر آنها خواهد شد. بیکاری حداقل در کوتاه مدت به عنوان معضلی اصلی و فقر ناشی از آن مزید بر بحران خواهد بود. اعمال نفوذ قدرت های بزرگ اقتصادی و سیاسی جهان در روند جهانی شدن این حرکت را به سوی منافع آنها جهت خواهد داد به همین خاطر است که بسیاری از مخالفان به جای جهانی شدن کلمه جهانی سازی را به کار می برند.گفته می شود که در جامعه بی مرز جهانی آداب و رسوم و عادات مصرفی و فرهنگ و قوانین اجتماع و مدنی جوامع تحت الشعاع قرار می گیرد.(اسدی ، ۱۳۸۵ ،۲۰)
۲-۴-مفهوم یکپارچگی و اشکال آن
یکپارچه سازی اصطلاحی رایج در تجارت بین الملل بوده که غالباً با عناوینی نظیر هم پیوندی، همگرایی و ادغام نیز به کار می رود.در این رابطه بالاسا (۱۹۶۱) معتقد است که یکپارچه سازی اقتصادی پروسه ای جهت از میان برداشتن موانع تبعیضی میان کشورهای عضو و یا تلاش جهت تقلیل دادن این موانع میان اقتصادهای ملی عضو می باشد.سالواتوره (۱۹۷۵) نیز در تعریف یکپارچه سازی اقتصادی بیان می دارد که نظریه یکپارچه سازی اقتصادی نوعی سیاست بازرگانی جهت کاهش یا حذف موانع تبعیض آمیز بین کشورهای متحد است.گالر(۲۰۰۰) نیز بیان می دارد که یکپارچه سازی اقتصادی به ایجاد یک واحد اقتصادی بزرگتر از مجموع اقتصادهای ملی کوچکتر اشاره می کند ، که در آن گروه ها و جوامع ذی نفع در بخش های اقتصادی و تجارت خارجی فعالیت نموده و با ملاحظه نتایج مثبت آن، حوزه عمل و تصمیم گیری را گسترش می دهند، به این منظور موانع و محدودیت های تجاری بر سر راه تجارت میان اعضای وابسته برداشته می شود و همکاری و هماهنگی در فعالیت های تجاری ، پولی و مالی میان کشورهای عضو گسترش می یابد. یکپارچه سازی بسته به دامنه و عمق همکاری های کشورهای عضو در اشکال متفاوتی وجود دارد.
یکی از ابتدائی ترین و ملایم ترین سطوح یکپارچه سازی اقتصادی مقررات ترجیحی تجارت است.این سطح از یکپارچه سازی اقتصادی سبب کاهش موانع تجاری میان تمام کشورهای عضو نسبت به تجارت با سایر کشورهای غیر عضو می شود.سطح دوم منطقه تجارت آزاد می باشد که متداول ترین شکل یکپارچه سازی های منطقه ای به شمار می رود.در این سطح ، تمام موانع و محدودیت های تجاری میان اعضا حذف می شود ولی هر کشو عضو موانع تجاری خود را با سایر کشورهای غیر عضو حفظ می کند. در مناطق آزاد تجاری امروزه بسیاری از موافقت نامه های تجارت آزاد از صرف آزادسازی تجارت میان کالاهای کشورهای عضو فراتر رفته و اعضا دامنه تعهدات خود را به حوزه تجارت خدمات نیز گسترش داده اند. سطح سوم یکپارچه سازی شامل اتحادیه گمرکی بوده که در این مرحله مانند مناطق تجارت آزاد هر نوع تعرفه یا موانع غیر تعرفه ای میان اعضا حذف می شود ، اما وجه تمایز آن با مناطق تجارت آزاد در این است که تمام کشورهای عضو اتحادیه گمرکی سیاست های تجاری یکسانی را نسبت به کشورهای غیر عضو اعمال می کنند. این نوع یکپارچگی نیازمند از دست دادن بخش بیشتری از حاکمیت ملی می باشد.بنابراین کشورهای عضو اختیار تدوین سیاست های تجاری مستقل را در سطح ملی از دست داده و به اتفاق دیگر اعضا سیاست های تجاری یکسانی را در قبال کشورهای غیر عضو در پیش می گیرند. در سطح چهارم بازار مشترک قرار دارد که چیزی فراتر از اتحادیه گمرکی بوده و درآن تحرک آزادانه نیروی کار و سرمایه بین کشورهای عضو وجود دارد. سطح آخر شامل اتحادیه اقتصادی است که کامل ترین و پیشرفته ترین شکل یکپارچه سازی اقتصادی به شمار می رود و در آن اعضا سیاست های پولی و مالی یکسانی را اتخاذ می کنند. در واقع در این مرحله کشورهای عضو در سیاست گذاری های اقتصادی خود یا به رویه هماهنگی و سازگاری و یا به رویه وحدت روی می آورند. در رویه هماهنگی کشورهای عضو سعی می کنند سیاست های هماهنگ و سازگاری را اتخاذ نمایند، در حالی که در رویه وحدت کشورهای عضو به یک سیستم اقتصادی تبدیل می شووند و تصمیم گیری را به یک نهاد فراملی واگذار می کنند، که این نهاد نماینده تمام کشورهای عضو است.این سطح از یکپارچگی اقتصادی علاوه بر اینکه نیازمند سطح بالایی از اراده سیاسی برای نیل به یکپارچگی میان اعضا است، درجه بالایی از تجانس اقتصادی و همگونی شاخص های کلان اقتصادی اعضا را نیز می طلبد.(مهدوی ،۱۳۸۸ ،ص۱۲۹).
۲-۵-اثرات رفاهی یکپارچگی اقتصادی
نظریه تجارت تاکید می کند که آزادسازی تجارت با افزایش کارایی به بهبود توسعه و رفاه اقتصادی می انجامد. بطور کلی اثرات رفاهی یکپارچگی اقتصادی در دو سطح آثار رفاهی ایستا و آثار رفاهی پویا قابل تفکیک می باشد ( مهدوی ،۱۳۸۸،۱۳۱).
۲-۵-۱-آثار رفاهی ایستا
آثار رفاهی ایستا که بیشتر در قالب اتحادیه های گمرکی مطرح می شود، بر حسب دو مفهوم ایجاد تجارت و انحراف تجارت قابل بررسی است.
۲-۵-۱-۱-ایجاد تجارت
ایجاد تجارت زمانی اتفاق می افتد که واردات با هزینه کمتر و ارزان تر از سوی سایر اعضای اتحادیه ، جانشین برخی از تولیدات کشور عضو گردد. با این فرض که قبل و بعد از تشکیل اتحادیه گمرکی اشتغال منابع طبیعی حاکم باشد. در این صورتبا وجود این جانشینی رفاه تمام کشورهای عضو با توجه به مزیت نسبی و در نتیجه تخصص در تولید افزایش می یابد. همچنین باید گفت اتحادیه های گمرکی مولد تجارت سبب افزایش رفاه کشورهای غیر عضو نیز می شوند، زیرا بخشی از افزایش در درآمد حقیقی (به دلیل افزایش تخصص در تولید) صرف واردات بیشتر از سایر کشورها خواهد شد (سالواتوره ، ۱۳۸۰ ، ۳۲۵).
۲-۵-۱-۲-انحراف تجارت
انحراف تجارت زمانی پیش می آید که با تشکیل اتحادیه گمرکی ، واردات با هزینه بیشتر از یک کشور عضو اتحادیه گمرکی جانشین با هزینه کمتر از یک کشور غیر عضو شود. انحراف تجارت به دلیل اعمال سیاستهای ترجیحی تعرفه ای بین اعضای اتحادیه به وجود می آید . انحراف تجارت باعث کاهش رفاه می شود زیرا موجب انتقال تولید از تولیدات کاراتر خارج از اتحادیه به تولیدکنندگان داخل اتحادیه با کارایی کمتر می شود. بنابراین انحراف تجارت موجب تخصیص غلط منابع تولیدی در سطح بین الملل شده و تولید را از تخصیص بر اساس مزیت دور می کند. اتحادیه گمرکی منحرف کننده تجارت هر دو اثر ایجاد تجارت و انحراف تجارت را به همراه دارد. و لذا می تواند باعث افزایش یا کاهش رفاه اعضای اتحادیه شود ، این امر نیز در جای خود بستگی به قدرت نسبی هر یک از دو نیروی متضاد دارد. در حالیکه اتحادیه گمرکی مولد تجارت می تواند فقط باعث ایجاد تجارت افزایش غیر قابل اجتناب رفاه در کشورهای عضو و غیر عضو شود.(همان،۳۲۷)
۲-۵-۲-آثار رفاهی پویا
کشورها می توانند با تشکیل یکپارچگی اقتصادی از منافع پویایی آن نیز برخودار شوند.بزرگتریننفع ناشی از تشکیل اتحادیه گمرکی افزایش احتمالی رقابت است.در غیاب اتحادیه گمرکی و با وجود موانع تجاری رشد تولیدکنندگان بسیار آهسته و کند خواهد بود. ولی با تشکیل یک اتحادیه گمرکی و حذف موانع تجاری میان کشورهای عضو ، تولیدکنندگان هر کشور یا باید به رقابت شدید و کارا با سایر کشورهای در اتحادیه بپردازند و یا تجارت را ترک کنند. افزایش سطح رقابت موجب افزایش انگیزه استفاده از تکنولوژی جدید و لذا افزایش توسعه اقتصادی می شود. دومین نفع ناشی از تشکیل اتحادیه گمرکی ، صرفه جویی های مقیاس است که بزرگ شدن بازارها نشئت می گیرد. لذا حتی یک کشور کوچک خارج از اتحادیه می تواند به کوچک بودن بازار داخلی خود فائق آمده و با صدور کالا به سایر کشورهای جهان به طور اساسی به صرفه جویی های مقیاس دست یابد. تشویق در سرمایه گذاری و استفاده مطلوب تر از منابع از دیگر اثرات رفاهی پویا می باشد.(مهدوی ، ۱۳۸۸ ، ۱۳۲ ).
۲-۶-آثار کاهش موانع تجاری کشورهای در حال توسعه بر رشد کشور
اثر سیاست های آزاد تجاری بر رشد اقتصادی کشورهای توسعه نیافته یا کم تر توسعه یافته موضوع تعیین کننده ای در سیاست تجارت خارجی آنها است .کشورهای جهان سوم با باز کردن اقتصادهای خود،نه تنها موجب انتقال کالاها ، خدمات و منابع مالی کشورهای صنعتی به کشورهای خود می شوند، بلکه هم چنین آثار توسعه ای یا ضد توسعه ای حاصل از انتقال فن آوری ها و الگوی مصرف این کشورهارا نیز وارد می کنند.اثر چنین انتقالات فنی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بر فرآیند توسعه می تواند مثبت یا منفی باشد.صادرات محصولات اولیه به طور سنتی ، به طور عمده سهم قابل توجهی از GNP را شامل می شود. در کشورهای تولید کننده ی نفت از جمله ایران ، فروش محصولات نفتی پالایش شده و نشده به کشورهای جهان، بخش بزرگی از درآمد ملی را شامل می شود.به جز کشورهای تولید کننده ی نفت و کشورهای تازه صنعتی شده ، بیش تر کشورهای در حال توسعه برای کسب درآمدهای ارزی باید به صادرات محصولات اولیه غیر معدنی اتکا داشته باشند. در کنار وابستگی صادراتی کشورهای در حال توسعه، این کشورها ، به واردات مواد اولیه ، ماشین آلات ، کالاهای سرمایه ای، کالاهای واسطه ای و کالاهای مصرفی برای تقویت و گسترش نظام صنعتی و پوشش احتیاجات مصرفی فزاینده ی شهروندان خود نیاز دارند.مالیه و تجارت بین الملل را می بایست با دید وسیع تری بررسی کرد.این که فرآیند توسعه ی کشورهای توسعه نیافته با نگرشی رو به بیرون و سیاست توسعه ی صادرات آن طور که حامیان تجارت آزاد و طرفداران فرهنگ بین الملل تجویز می کنند بهبود یابد مشخص نیست.همچنین روشن نیست نگرشی به درون و سیاست جایگزینی واردات، آن طور که معتقدان به حمایت از مصنوعات داخلی و ملی گرایان فرهنگی پیشنهاد می کنند، توسعه اقتصادی را پیش روی این کشورها قرار دهد.انتخاب هر یک از این دو نگرش تا حد زیادی به طبیعت ساختار سیاسی،اجتماعی و نهادی کشور و الویت های توسعه بستگی دارد، لذا نگرش جایگزین برای همزمان به درون و بیرون در سیاست های اقتصاد بین الملل، می تواند به عنوان راه حل دیدگاه صرفاً متکی به داخل یا خارج مطرح باشد.اما به هر حال باید گفته شود که برخی کشورهای در حال توسعه قدرت انتخاب اندکی در مورد داشتن یا نداشتن تجارت دارند، زیرا آن ها باید تجارت کنند ، وضعیت داخلی و همچنین بین المللی،این انتخاب را برای اغلب کشورهای کم تر توسعه یافته تحمیل می کند(ابریشمی،مهرآرا و ایران نژاد،۱۳۸۹،۲۱۹).
تفسیر سنتی اقتصاددانان کلاسیک این است که تجارت خارجی می تواند نیروی پیش برنده ی رشد و توسعه اقتصادی باشد.هلامینت ((Hlamyint، نظریه تجارت بین الملل کلاسیک ها را به سه دسته تقسیم می کند:
نظریه روزانه ای برای مازاد
نظریه هزینه ی نسبی ایستا
نظریه بهره وری پویا
بر اساس نگرش روزانه ای برای مازاد،از آن جا که زمین و نیروی کار در بخش کشاورزی و صنعتی کشورهای رو به توسعه، به طور بهینه و کامل مورد استفاده قرار نگرفته است، با گسترش روابط تجاری، این دسته از کشورها خواهند توانست ظرفیت های بیش تری برای تولید فرآورده های کشاورزی، ایجاد و بدون کاهش و دیگر فرآورده های مورد نیاز در بهره وری آدام اسمیت است.این نگرش بیش تر به گسترش بازار و تعمیم تقسیم کار به وسیله ی بهبود فناوری و تخصص در تولید، به نحوی که بتوان بر تنگناهای بازار داخلی فایق آمد، تاکید می ورزد.نگرش بهره وری پویا، در حقیقت تجارت را به مثابه ی نیرویی پویا تفسیر می کند که از راه گسترش بازار و تقسیم کار، این اجازه را به کشور می دهد که از ماشین آلات و ظرفیت های شکل گرفته استفاده بیش تری ببرد، در حالی که نوآوری در تولید برانگیخته می شود و هم چنین بهروری نیروی کار افزایش می یابد.در کل، کشور درگیر تجارت این توانمندی را کسب می کند تا از بازده های فزاینده و توسعه ی گسترده ی اقتصاد بهره مند شود.(متوسلی،۱۳۸۰،۲۲)
پس از کلاسیک ها، اقتصاددانان مکتب نئوکلاسیک، با طرح انتقاداتی از نظریه ی مزیت نسبی، الگوها و نظریه های تجاری دیگری طراحی کردند که منسجم ترین آنها نظریه هکشر-اوهلین است.این نظریه را بعدها اقتصاددانان دیگری مانند ساموئلسون تکمیل کردند.نظریه ی مزبور سعی در تبیین علت تفاوت نسبت های هزینه میان کشورها دارد و بر اساس نتایج آن،تفاوت در الگوی تجارت و نسبت قیمت ها قبل از مبادله،ناشی از تفاوت وفور عوامل در طرف عرضه و اختلاف شرایط تقاضاست، نه تفاوت فناوری،اقتصاددانان نئوکلاسیک در زمره طرفداران نظام تجاری آزاد و هم سو با اندیشه های کلاسیک هستند.
در دو دهه ی اخیر، نظریه ی تجارت بین الملل دستخوش تحولات شگرف شده است.نظریه پردازان جدید،منطق مرسوم تجارت آزاد را زیر سوال برده، با معرفی عناصر دیگری غیر از وفور عوامل ، به عنوان شالوده ی تجارت ، مانند صرفه های مقیاس ، تخصص یافتن در محصول و پیشرفت تکنولوژی و با رد فرض رقابت کامل در داخل و بین کشورها، موجب پیدایش سیاست استراتژیک تجاری شده اند،که توجیهی برای مداخله ی تجاری و حمایت گرایی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است،طبق این نظریه،کشور می تواند از راه حمایت تجاری موقت، سوبسیدها ، مزایای مالیاتی و طرح های همکاری مشترک دولت- صنعت در حوزه هایی مانند نیمه هادی ها ، رایانه ها، ارتباطات راه دور و سایر حوزه هایی که برای رشد آتی اقتصاد کشور حساس شناخته می شوند، مزیت نسبی را برای خود ایجاد کند.این صنایع که تکنولوژی بالایی دارند، با ریسک زیادی مواجه اند و رسیدن آن ها، به صرفه های خارجی گسترده ای می انجامد(Salvatore, 1996, 33).
۲-۷-همپیوندی اقتصادی
مساله سطح تحلیل همپیوندی اقتصادی یکی از مسائل معروف در رشته روابط بین الملل است.دیوید سینگر در مقاله کلاسیک خود به بسط این مسئله پرداخت و از آن پس ، این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گرفت.اگر چه وی روی تفکیک سطوح تحلیل مختلف تاکید می کرد، اما در عین حال تایید می کرد که این سطوح تحلیل می توانند تغییر کنند و می توانند با هم ارتباط داشته باشند. به عبارت دیگر، میی توان مدلی ارایه داد که سطوح تحلیل مختلف را در برگیرد، به خصوص در سالهای اخیر که شاهد گسترش ارتباطات و وابستگی متقابل و به عبارت دیگر جهانی شدن بوده ایم و لذا پیوند سطوح تحلیل مختلف و تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر بیش از پیش افزایش یافته و در نتیجه ضرورت توجه به این پیوندها نیز بیش از پیش احساس شده است.
سطوح تحلیلی مختلفی که در روابط بین الملل بیشتر مورد اشاره قرار گرفته ، عبارت است از سطوح تحلیل ملی ، منطقه ای و جهانی. همان طور که اشاره شد، اکنون رویدادهایی که در هر یک از این سطوح اتفاق می افتد،به راحتی روی سطوح دیگر نیز تأثیر می گذارد. برای مثال ، افزایش قدرت اقتصادی یک کشور، می تواند توازن قدرت در یک منطقه و حتی جهان را بر هم بزند یا بروز آشوب و نا امنی در یک کشور می تواند به کشورهای دیگر تسری یابد. به همین ترتیب ، تحولات یک منطقه نیز می تواند روی سطوح دیگر تأثیر بگذارد.همین امر یکی از دلایل گسترش روز افزون منطقه گرایی در جهان بوده است. در واقع ، کشورها با شرکت در همگرایی منطقه ای نه تنها در پی تحقق بخشیدن به اهداف توسعه ای ملی خود می باشند، بلکه می خواهند نقش خود را در معادلات بین المللی و جهانی هم ارتقا بخشند.
موج منطقه گرایی از اواخر دهه ۱۹۸۰ از جمله به دلایل زیر سرعت شتابانی به خود گرفت: فروپاشی شوروی، رواج بیشتر سیاستهای لیبرالی در کشورهای در حال توسعه، توسل به منطقه گرایی برای تعدیل فشار جهانی شدن، پیشرفت همگرایی در اروپا و گرایش ایالات متحده آمریکا به سوی ترتیبات منطقه ای مثل نفتا . اکنون تقریبا کلیه کشورها به نوعی در ترتیبات تجاری منطقه ای در سطوح مختلف تکاملی آن عضویت دارند و بسیاری از آنها عضو چند موافقتنامه تجاری منطقه ای هستند و گفته می شود که حدود ۶۰ درصد تجارت جهانی در چارچوب این ترتیبات انجام میگیرد. شایان توجه است که یکی از ویژگی های جدید تلاش های کشورهای در حال توسعه در زمینه همگرایی نیز گرایش به همگرایی و همکاری منطقه ای با کشورهای صنعتی و توسعه یافته از جمله برای دسترسی به بازار بزرگ آنهاست. برای مثال، می توان تلاش های کشورهای آمریکای لاتین برای ایجاد ترتیبات تجارت آزاد با ایالات متحده و یا تلاش ترکیه و کشورهای اروپای شرقی برای پیوستن به اتحادیه اروپا را برشمرد. به عبارت دیگر کشورهای توسعه یافته تر و قویتر به عنوان هسته و موتور محرکه این ترتیبات منطق های عمل کرده اند. در واقع، برخی نویسندگان اعتقاد دارند که تجربه های همگرایی بین کشورهای در حال توسعه (همگرایی جنوب -جنوب) با موفقیت همراه نبوده و همگرایی شمال- جنوب ثمرات بیشتری را می تواند در برداشته باشد. و اما برخلاف این نظر، استدلال آنها در مورد همگرایی بین خود کشورهای جنوب هم می تواند کاربرد داشته باشد، چرا که کشورهای جنوب هم در سطوح مختلفی از توسعه قرار داشته و برخی از آنها می توانند موتور توسعه دیگران قرار گرفته و در عین حال از بازار آنها نیز بهره مند شوند.
یکی از آثار معروف روابط بین الملل که در آن به استقلال نسبی و در نتیجه نقش مهم ”منطقه“ در روابط بین الملل پرداخته شده، اثر لوئیس کانتوری و استیون اشپیگل تحت عنوان منطقه در سیاست بین الملل ( ١٩٧٠ ) است. این دو نویسنده ضمن اشاره به سه سطح تحلیل نظام بین الملل(جهان)، نظام منطقه ای (منطقه) و نظام داخلی (دولت ملی) و تعامل این سه سطح با یکدیگر، منطقه را به عنوان حلقه واسط های میان دولتهای ملی و نظام بین المللی مسلط معرفی کرده اند. از نظر آنها، منطقه یک واحد تحلیل مستقل است که از پویایی داخلی خاص خود برخوردار است و تحولات یک منطقه یا به طور کلی تحولات هر یک از سطوح تحلیل را نمی توان به سطوح تحلیل دیگر تقلیل داد و کاملا تابع آنها دانست. به علاوه، کانتوری و اشپیگل، هر منطقه را هم به دو بخش مرکزی و پیرامونی تقسیم می کنند. بخش مرکزی از کشور یا کشورهایی تشکیل م یشود که مرکز ثقل سیاست بین الملل در یک منطقه را تشکیل می دهد. کشورهایی که بخش مرکزی را تشکیل می دهند از نوعی انسجام و تجانس اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و سازمانی برخوردارند ولی بخش پیرامونی از انسجام کمتر، ارتباطات کمتر، سطوح قدرت نسبتًا نامتناسب و روابط ناپایدارتری برخوردارند و جه تگیری دیپلماتیک آنها نوعًا به سوی خارج از منطقه معطوف است .بدیهی است این کشورها ( کشورهای پیرامونی) می توانند در آینده به بخش مرکزی ملحق شوند.
براساس بحث کانتوری و اشپیگل می‌توان گفت که ایران علاوه بر تلاش های خود در دو سطح ملی و جهانی باید با اتخاذ نوعی سیاست منطقه ای بکوشد تا با استفاده از امکانات منطقه ای خود از یک سو توسعه اقتصادی ملی خود را سرعت بخشیده و از سوی دیگر به جایگاه برتری درمعادلات جهانی دست یابد. برای این منظور، ایران با همکاری کشورهای مستعد دیگر در منطقه می تواند برای ایجاد یک بخش یا هسته مرکزی در محیط منطقه ای خود تلاش کند تا در آینده سایر کشورهای منطقه نیز به این هسته مرکزی بپیوندند. به علاوه، همان طور که کارکردگرایان و تجربه همگرایی در اروپا به ما آموخته اند، مناسب تر این است که ایران تلاش خود را از همگرایی اقتصادی یا همکار یهای کارکردی شروع کند. کارکردگرایان اعتقاد دارند که همگرایی در حوزه کارکردی غیر سیاسی راحت تر تحقق می یابد، زیرا ترتیبات کارکردی برای کشورهای عضو منافع متقابلی در برداشته ولی حاکمیت ملی آنها را تهدید نمی کند. با گسترش و توسعه همگرایی کارکردی، می توان امیدوار بودکه به تدریج گرایشات و نهادهای فراملی از حوزه ای به حوزه ای دیگر و . سرانجام به حوزه سیاسی تسری یابند.( حسینی،بزرگی،۱۳۸۱،ص۵)

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

سایت مقالات فارسی – شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر جذب مشتریان۹۰- قسمت ۴۰

۲۳

ژاکسون چن ، لیا وانگ ،۲۰۱۰

Personalized product configuration rules with dual formulations : A method to proactively leverage mass confusion .

مدرک تحصیلی کارمندان ، صبر و تحمل کارمندان

ژاکسون چن ، لیا وانگ ،۲۰۱۰

۲-۸- مدل پیشنهادی تحقیق :
با توجه به تحقیقات بسیاری که در زمینه رضایت و جذب مشتری انجام شده است و همچنین نزدیک بودن موضوعات مقالات زیر با موضوع پایان نامه ، مدل پیشنهادی تحقیق تعیین شده است .
در مقاله ای در مورد برنامه ریزی استراتژیک برای ارائه خدمات به مشتریان با استفاده از طبقه بندی عناصر کیفی مدل کانو صحبت شده است . این مقاله چگونگی پاسخگویی به نیازهای خدماتی مشتری را با استفاده از مدل کانو که عناصر مربوط به کیفیت را تجزیه و تحلیل می کند بیان می کند . با استفاده از این مدل می توان به فرایند برنامه ریزی جهت ارائه خدمات به مشتریان دست یافت . عناصر کیفی به سه دسته طبقه بندی می شوند : نیازهای بایدی ، نیازهای عملکردی و نیازهای جذاب و مهیج . لازم به ذکر است که در این روش عواملی که باعث ایجاد رضایت یا نارضایتی مشتری می شوند مشخص می گردد . این مطالعه نشان می دهد که با استفاده از مدل کانو می توان نیازهای مشتریان را شناسایی نمود و تفاوت بین دو گروه از مشتریان را مشخص کرد(جانه هو ایس کانن ، تیمو پیر تیلا ، ۱۹۹۷).[۵۶]۱
در مقاله ای که برای تجزیه و تحلیل نیاز مشتری مدل تحلیلی کانو را به کار برده است با کمبودهایی که در روش سنتی کانو وجود داشته است مقابله می کند و مدل تحلیلی کانو را که بر تجزیه و تحلیل نیاز مشتری استوار است پیشنهاد می کند و شاخص کانو را با توجه به اصول کانو ارائه شده به عنوان نماد اقدامات کمی به رضایت مشتری می داند . بر این اساس دو مکانیزم برای تصمیم گیری در مورد طراحی محصول ارائه شده است . شایستگی و صلاحیت محصول با استفاده از ارزیابی مدل کانو که بر دو اهرم رضایت مشتری و ظرفیت تولید استوار است ، قابل قبول است . این مدل در طراحی داشبورد خودرو نیز ارائه شده است و این تحقیق نشان داد که مدل کانو می تواند ترجیحات مشتریان را در طراحی محصول ترکیب کند در حالیکه مدیریت به بررسی رضایت مشتریان و ظرفیت تولید می پردازد(کو آن لی ، راجر جاو ، یانگ ، مارتین هلان در ، هلیم اهتون خلید ، آندرس اپرود ، ۲۰۰۸).[۵۷]۲ در مقاله ای رضایت و نارضایتی مشتری در بانکهای خرده فروشی مورد بحث و بررسی قرار داده شده است . این مقاله نتایج حاصل از مطالعات گسترده بر روی عوامل موثر بر رضایت مشتری را در بانکهای خرده فروشی ارائه می کند و با استفاده از نسخه تجدید نظر شده روش سنتی را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد . بدین منظور از دیدگاه رضایت مشتری به یک نظریه که از سه عامل تشکیل شده است نیاز داریم مانند مدل کانو.(الساندرو آر بور ، برانو بوساکا ،۲۰۰۹).[۵۸]۳
درمقاله ای برای درجه بندی اهمیت نهایی نیازهای مشتریان از روش کانو و برای اولویت بندی آنها از روش AHP استفاده شده است . به علت ابهام و عدم آگاهی از نیازهای مشتری CRs [۵۹]۴درخانه برنامه ریزی کیفیت محصول PPHOQ [۶۰]۵ تعیین اهمیت نهایی نیاز مشتریان بسیار دشوار است . روشی که برای به دست آوردن اهمیت نهایی CRS و PPHOQ پیشنهاد شده است ، تلفیقی از تئوری مدل کانو و روش AHP می باشد . در مرحله اول نیاز های مشتریان به دست آمده است . سپس درجه اهمیت نیازهای اساسی مشتریان تعیین شده است و در پایان با استفاده از روش AHP اولویت بندی گردیده است(یانالی لی ، جی آفو تانگ ، اکسین جانگ لو ، جیک سو ،۲۰۰۸)[۶۱]۱٫
لذا در این تحقیق با استفاده از تحقیقاتی که در گذشته انجام شده است عوامل پیشنهادی تحقیق به دست آمده است و با پرسشنامه ای که به روش کانو طراحی شده است ، نیازهای مشتریان شناسایی و درجه اهمیت آنها تعیین گردیده است ، سپس با کمک روش AHP اولویت بندی می گردد .
۲-۹- فرایند تحقیق :
همانطور که می دانیم اصلی ترین کار برای یک تحقیق علمی شناخت مساله یا همان مشکل می باشد . با توجه به اینکه سوال اصلی تحقیق ، بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر جذب مشتریان در بانک سپه شهرستان سمنان می باشد و با توجه به جایگاه ما نزد سایر بانکها و موسسات رقیب مطالعات و مصاحبه هایی در این زمینه انجام شد . بدین منظور عوامل پیشنهادی تحقیق با استفاده از تحقیقات پیشین به دست آمد و به کمک پرسشنامه هایی که بین مشتریان و کارمندان بانک توزیع شد ، عوامل کم اهمیت حذف گردید و عوامل نهایی تحقیق مشخص شد . سپس عوامل نهایی تحقیق به کمک پرسشنامه کانو که بین کارمندان و مشتریان توزیع شده بود از دیدگاه کارمندان و مشتریان بانک به سه دسته نیازهای بایدی ، عملکردی و انگیزشی طبقه بندی گردید و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی نیز از دیدگاه هر یک از گروهها ( کارمندان و مشتریان بانک ) اولویت بندی شد . نمودار(۲-۱۶) فرایند تحقیق را نشان می دهد .
شناخت مساله
مشخص نمودن جایگاه بانک نسبت به رقبا
انجام مطالعات و مصاحبه ها
تحقیقات گذشته
استخراج معیارهای پیشنهادی تحقیق
تهیه پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت و ارائه آن به کارمندان و مشتریان بانک جهت تعیین درجه اهمیت هر یک از معیارها
حذف عوامل کم اهمیت و نهایی شدن معیارهای تحقیق
تهیه پرسشنامه کانو و ارائه آن به کارمندان و مشتریان بانک
اولویت بندی نیازها توسط مدیران بانک
طبقه بندی نیازها توسط کارمندان بانک
طبقه بندی نیازها توسط مشتریان بانک
تهیه پرسشنامه (AHP) و ارائه آن به مشتریان و مدیران خبره
اولویت بندی نیازها توسط مشتریان خبره
مقایسه و نیجه گیری
نمودار(۲-۱۶) : فرایند تحقیق
۲-۱۰- تعاریف مختصری ازعوامل تحقیق :
نحوه برخورد کارکنان : یا همان شیوه رفتار کارمندان بانک با ارباب رجوع، شامل کلیه امور اعم از ادب پرسنل ، رابطه پرسنل با مشتریان ، شایستگی پرسنل ، رفتار مودبانه توام با احترام خصوصا کارمندان جلوی باجه و . . . می باشد .
تنوع خدمات بانکی : به خدماتی که در یک بانک از یکدیگر متمایز باشند و مشتری نسبت به هر یک از آنها علاقه خاص نشان می دهد . مانند انواع حسابهای بانکی که با شرایط و مزایای متفاوت برای مشتریان ارائه می شود و یا حسابهایی که به گروههای سنی خاصی اختصاص دارد و . . .
سرعت ارائه خدمات : اگر هر یک از خدمات بانکی مدت زمان معقول و ثابتی را بطلبد و بانک تا حد امکان جهت تقلیل آن مدت زمان کوشش کند می گوییم که خدمات بانکی که ارائه شده است دارای سرعت می باشد .
کیفیت خدماتبه چگونگی انجام کلیه خدمات بانکی که مورد نیاز مشتریان بوده و از نظر قوانین و مقررات قادر به انجام آن باشیم بطوریکه تا حد امکان عوامل نارضایتی مشتریان را کاهش و رضایت آنان را افزایش دهد، می گویند .
موقعیت مکانی شعببه مکانی که یک شعبه بانک در آنجا قرار دارد اتلاق می شود .
امکان استفاده از بانکداری الکترونیکبه کلیه فعالیتهایی که مشتری آنها را به صورت حضوری ویا بیشتربه صورت غیر حضوری به کمک رایانه ، تلفن ، موبایل و . . . انجام می دهد ، می گویند . مانند تلفنبانک ، اینترنت بانک ، موبایل بانک ، دستگاههای POS و ATM ، امکان پرداخت قبوض ، مشاهده و چاپ صورتحساب بانکی از راههای مختلف ، امکان انتقال موجودی از یک حساب به حساب دیگر و . . .
نرخ سود اعطایی به مشتریانعبارت است از نرخ سودی که به صورت علی الحساب به مشتریان اختصاص می یابد و در پایان هر ماه به صورت روز شمار به حسابهای آنان واریز می گردد .
نرخ سود تسهیلات اعطاییعبارت است از نرخی که یک بانک بابت اعطای وام بانکی به مشتریان از آنان اخذ می نماید .
تبلیغات : به اموری که برای شناسایی و آشنایی مشتریان با بانک و خدمات بانک به شیوه های مختلف اعم از انواع رسانه ها ، سیستم پیام کوتاه ، انواع پوسترها و بنرهای تبلیغاتی و . . . انجام می گیرد ، می گویند .

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

اسید هیومیک با کلات کردن عناصر ضروری سبب افزایش جذب عناصر شده و باروری خاک و تولید در گیاهان را افزایش می دهد (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). به علاوه نفوذ پذیری غشاهای گیاهی و جذب ریز مغذی ها را افزایش می دهد. همچنین جذب نیتروژن خاک را افزایش داده و موجب تحرک بیشتر عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم شده و دسترسی آنها را برای سیستم رشد گیاه آسان تر می سازد و جذب این عناصر را بیشتر می کند (یولکان، ۲۰۰۸). در خصوص نحوه اثر اسید هیومیک گزارش های متعددی وجود دارد اما می توان اثر آن را به دو دسته تقسیم کرد: اثر مستقیم به عنوان یک ترکیب شبه هورمونی (زانگ و اروین، ۲۰۰۳) و اثر غیر مستقیم به صورت افزایش جذب عناصر غذایی از راه ویژگی کلات کنندگی، احیاکنندگی و حفظ نفوذ پذیری غشا (شریفی و همکاران، ۲۰۰۲) افزایش متابولیسم ریز جانداران، بهبود وضعیت خاک و افزایش رشد ریشه و ساقه (آتیه و همکاران، ۲۰۰۲؛ کوپر و همکاران، ۱۹۸۸).
مشاهدات نشان می دهند که اثرات اسید هیومیک روی خاک و گیاه از بقیه نمونههای غیر آلی ماندگارتر است. گزارش شده است غلظتهای کم اسید هیومیک طول ریشه، رشد گیاه، جذب رطوبت و مواد مغذی را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. اما مقادیر مواد مغذی بیشتر در خاک خواص مواد هیومیک را در بهبود رشد به تأخیر می اندازند (یولکان، ۲۰۰۸). توسعه بیشتر ریشه گندم به ویژه در ابتدای فصل رشد از اهمیت ویژهای برخوردار است. اسید هیومیک به عنوان یک اسید آلی حاصل از هوموس و سایر منابع طبیعی از طریق اثرات هورمونی و بهبود جذب عناصر غذایی، سبب افزایش زیست توده ریشه و اندام هوایی می شود (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸).
۱-۲-۱۰-۳- خواص اسید هیومیک
ساختار خاک را سبک و به ریشه زایی بهترکمک می کند.
باعث نگهداری بیشتر آب درخاک می شود.
مقاومت به شوری، کم آبی و سرما را افزایش می دهد.
از سمیت کودها و عناصر اضافی موجود درخاک می کاهد.
سرعت جوانه زنی بذر را افزایش می دهد.
به بهبود کیفیت محصول کمک می کند.
pH اسیدی این محصول به اصلاح خاکهای قلیایی کمک می کند.
با کمک به رشد سریع باکتریهای مفید در خاک، به انحلال و آزادسازی عناصر ماکرو ومیکرو کمک کرده و در نتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش میدهد.
با طبیعت سازگار است و خطری برای گیاه و یا محیط زیست نداشته و برعکس به حفظ توازن خاک کمک می کند.
مقاومت گیاه را در مقابل انواع بیماریها افزایش داده و نیاز به مصرف سموم را به نحو محسوسی کاهش می دهد.
اما مهمترین خاصیت اسید هیومیک این است که از یکطرف به انحلال و آزادسازی عناصر تثبیت شده بخصوص در خاکهای قلیایی کمک می کند و از طرف دیگر همانند یک مخزن عناصر اضافی موجود در محیط را در خود ذخیره نموده، به موقع در اختیار ریشه می گذارد و بدین ترتیب گیاه متعادلی را می پروراند (داعی، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۱- علف های هرز
تا کنون تعاریف متعددی برای علفهرز ارائه شده است. تعاریف قدیمی، علف های هرز را گیاهی می دانند که از لحاظ زیبایی یا استفاده بیارزش بوده یا فواید آن هنوز کشف نشده است. در تعاریف جدید نیز این گیاهان “نامطلوب” تلقی می شوند. انجمن علمی علفهای هرز اروپا هر گیاه یا رستنی، به استثنای قارچها، را که در اهداف یا نیازمندیهای انسان اختلال ایجاد کند را علفهرز نامیده است. از نظر انجمن علوم علفهای هرز آمریکا نیز علفهرز گیاهی است که در جای نامطلوب میروید. بر اساس تعاریف ذکر شده، انسان به علفهایهرز به چشم گیاهان مضر و آسیبرسان نگاه می کند، زیرا علف های هرز در فعالیتهای کشاورزی ایجاد اختلال می کنند (زند و همکاران، ۱۳۸۳). این ویژگی علفهایهرز باعث شده تا در انسان تصوری منفی نسبت به آنها ایجاد شود و آنها را موجوداتی رقابت کننده، مهاجم و سارقان محصولات زراعی خود تلقی نمایند و تنها در اندیشه نابودی آنها باشد (زند و همکاران، ۱۳۸۳)
تاثیر نامطلوب علفهای هرز بر روی رشد گیاهان زراعی را تداخل یا معارضه می گویند که به صورت رقابت مستقیم(برای نور، آب و مواد غذایی) و آللوپاتی است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۱). علفهای هرز به طور مستقیم عملکرد گیاهان را کاهش داده و به طور غیر مستقیم هزینههای محصولات کشاورزی را از طریق انرژیی که صرف آنها می شود افزایش می دهند (میرشکاری، ۱۳۸۵). کشاورزان در سراسر دنیا در مزارع و باغات خود با علفهای هرز دست به گریبان می باشند. شرایط محیطی در نقاط مختلف کره زمین سبب شده است که جهت کنترل علفهای هرز استراتژیهای متناسب با هر منطقه در نظر گرفته شود (زند و همکاران، ۱۳۸۳).
با ازدیاد و کمبود میزان عرضه غذا، هر بخش از اراضی حاصلخیز باید مورد توجه خاص قرار گیرند و در این راستا تلفات محصول توسط علفهای هرز قابل تحمل نخواهد بود(بوند و تورنر، ۲۰۰۵). محدودیت در انتخاب گیاه زراعی در هر منطقه موجب کاهش تناوب و تنوع زراعی و در نتیجه کاهش فشار انتخابی بر جوامع علفهای هرز می گردد، به طوری که امروزه بسیاری از نظامهای زراعی به شدت ساده شده و امکان سازگاری بیشتر را برای علفهای هرز فراهم ساخته است (بوت و همکاران، ۲۰۰۳).
هنگامی که دو گیاه یا بیش از آن منبعی را که تمامی نیاز آنها را تامین نکند مشترکاً مورد استفاده قرار دهند برای آن منبع رقابت ایجاد می شود. گیاهان با جذب منابع از محیط خود رشد می کنند. تناسبی که معمولاً بین رشد و مصرف منابع ملاحظه می شود به درک اثراتی که دو گیاه مجاور روی هم دارند کمک می کند، زیرا بوتههای مجاور می توانند با رقابت در جذب منابع هم به طور مستقیم سبب کاهش مصرف منابع توسط گیاه اصلی شوند و هم به صورت غیر مستقیم بر ظرفیت جذب گیاه اثر گذارند. یک گیاه مجاور زمانی داری اثر رقابتی بر گیاه هدف است که میزان فراهمی منبع را برای گیاه هدف و همچنین میزان مصرف منبع توسط گیاه هدف را کاهش دهد (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۳؛ ۱۳۸۰؛ کازرونی و همکاران، ۱۳۸۵).
۱-۲-۱۲-۱- اثر علفهای هرز بر نظامهای زراعی و غیر زراعی
با وجود اینکه در برخی از به اثرات مثبت علفهای هرز در تامین غذا، تهیه داروهای گیاهی و الیاف مورد نیاز انسان اشاره شده، اما عمدتاً بر تاثیر منفی علفهای هرز تاکید شده است. هر چند علفهای هرز تنها ۱/۰ درصد از گیاهان خشکیزی را شامل می شوند، باعث خسارت اقتصادی قابل توجهی می شوند. خسارت علفهای هرز را به ۹ گروه دستهبندی نمود: ۱) خسارت ناشی از رقابت آنها با گیاهان زراعی ۲) افزایش هزینه تولید ۳) کاهش کیفیت گیاهان زراعی و محصولات دامی ۴) افزایش هزینههای فرآوری محصولات ۵) اختلال در مدیریت آبیاری ۶) تهدید سلامت انسان ۷) کاهش گزینههای تناوبی ۸) کاهش ارزش زمین ۹) کاهش زیبایی محیط.
خسارت سالانه ناشی از علفهای هرز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. بر اساس گزارشهای موجود با وجود اینکه سالانه بیش از ۳ میلیون تن آفت کش در دنیا مصرف می شود، خسارت ناشی از آفات، بیماریها و علفهای هرز تا قبل از برداشت محصول حدود ۴۰% است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی در حال توسعه و توسعه نیافته بیش از انواع توسعه یافته است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی توسعه یافته ۵% و در انواع توسعه نیافته، ۲۵% است (کوچکی، ۱۳۸۷).
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- ۱-تاثیر نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت
در ذرت کمبود نیتروژن بر روی خصوصیات مورفولوژیک تاثیر منفی دارد به طوری که در آزمایشات مشاهده شده است که کمبود نیتروژن، وزن دانه در بلال، تعداد دانه در بلال، هزار دانه و در نهایت عملکرد دانه در ذرت را به طور معنی داری کاهش می دهد (منووکس و همکاران، ۲۰۰۵). طبق گزارش وجید و همکاران (۲۰۰۷) افزایش نیتروژن از ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار بر صفاتی مانند تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت تأثیر معنی‌دار داشت. قاسمی و اصفهانی (۲۰۰۵) با اعمال مقادیر مختلف نیتروژن در ذرت افزایش معنی داری در تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه و به موازات آن عملکرد دانه مشاهده کردند. قاسمی پیر بلوطی و همکاران (۱۳۸۱) نیز همچنین گزارش کردند که وزن هزار دانه و عملکرد دانه در ذرت تحت تأثیر مقادیر مختلف نیتروژن قرار گرفتند. از طرفی گزارش مجیدیان و غدیری (۱۳۸۱) نشان داد که افزایش نیتروژن باعث افزایش طول بلال، قطر بلال، عملکرد بیولوژیکی و تعداد دانه در ردیف بلال شد. ولی شاخص برداشت تحت تأثیر نیتروژن قرار نگرفت. زعفریان و همکاران (۱۳۸۳) اظهار نمودند که اثر تراکم بوته بر عملکرد دانه، وزن هزار دانه و تعداد دانه در ریف بلال معنی دار بود.
۲-۱-۲- ضرورت کاربرد به موقع نیتروژن
کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزاء عملکرد غلات و به ویژه ذرت دارد. مصرف مناسب و به موقع این کود می تواند بر روی عملکرد گیاه تاثیر مثبتی داشته باشد. با مصرف به موقع این کود می توان میزان پروتئین دانه را افزایش داد، علاوه بر این زمان مناسب مصرف کود ازت می تواند بر روی قدرت جوانه زنی بذرها نیز تاثیر داشته باشد .همچنین توزیع نیتروژن به موقع در زمانی که نیاز گیاه به این عنصر زیاد باشد باعث افزایش عملکرد و بهبود کارایی نیتروژن می گردد (قهرمان و همکاران،۱۳۷۷).
۲-۱-۳- تقسیط نیتروژن
بررسی ها نشان می دهد که مصرف کود اوره به صورت سرک به دلیل کاهش تلفات ناشی از شستشوی ازت مناسب تر است. همچنین در بررسیهای انجام شده در مورد مصرف چند مرحله ای کود، کارآیی مصرف ازت افزایش پیدا کرده است (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۵). جلیز و همکاران (۲۰۰۳) در بررسی زمان اعمال نیتروژن بر گیاه ذرت بالاترین عملکرد را در زمان کاربرد۴۰ درصد کود نیتروژن در هنگام کاشت و ۶۰ درصد در هنگام ۸-۶ برگی گزارش نمودند و نتیجه گرفتند که جذب نیتروژن در شرایط سالهای خشک در میان تیمارها متفاوت نبود ولی معمولاً بیشترین کارایی نیتروژن در تیمار تحت تقسیط نیتروژن در سالهای مرطوب به دست آمد. پژوهشی مزرعه ای در استان فارس نیز، نشان داد که بهترین شیوه تقسیط نیتروژن در کشت ذرت به صورت:۲۵ درصد همزمان با کاشت، ۲۵ درصد در مرحله ۷-۵ برگی، ۲۵ درصد در مرحله ی ۱۴-۱۲ برگی و باقیمانده در مرحله ظهور گل تاجی می باشد (سیدی، ۱۹۹۹). زارع مهذبیه و همکاران (۱۳۸۹) دریافتند که کاربرد تقسیطی کود نیتروژن در گندم به صورت ۲/۱ در زمان کاشت و ۲/۱ زمان پنجه دهی سبب بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک شد.
همچنین موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) در طی آزمایشی گزارش کردند که بیشترین عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی سه مرحله(یک چهارم هنگام کاشت، یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت و یک چهارم ۴۵ روز پس از کاشت) بدست می آید و بیشترین تعداد بلال در تیمار یک دوم زمان کاشت و یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت به دست می آید. همچنین کمترین میزان عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال، وزن بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی دو مرحله یک دوم در زمان کاشت و یک دوم در۴۵ روز پس از کاشت به دست میآید.
رئیس سادات (۲۰۰۱) با استفاده از شیوه توزیع یک سوم کود نیتروژن در زمان کاشت و دو سوم بقیه زمانی که ارتفاع گیاه به ۹۰ سانتیمتر رسید، بیشترین میزان تعداد دانه در هر بلال و عملکرد نهایی دست یافت. گرچه نیتروژن توسط ریشهی ذرت تقریباً در تمام مراحل عمر گیاه صورت می گیرد، لیکن در مرحلهی اولیه رشد، گیاه به نیتروژن کمتری نیاز دارد، در حالی که وقتی گل آذینهای نر و ماده در مرحله ظهور هستند، نیاز به نیتروژن به حداکثر می رسد. به طور کلی ذرت یکی تا دو هفته قبل از گل دادن و سه تا چهار هفته پس از آن حداکثر نیاز را به نیتروژن دارد (هاردر و همکاران، ۱۹۸۲). زمان ظهور گل ماده در گیاه ذرت مرحله بحرانی است، زیرا در این زمان تعداد تخمکهای که تلقیح مشوند تعیین می گردد و تنش آب و مواد غذایی در طی این دوره به شدت روی عملکرد تأثیر خواهد گذاشت. هاردر و همکاران (۱۹۸۲) و کریمی (۱۳۸۷) گزارش کردند که زمان استفاده از کود نیتروژنی برای گیاه ذرت نقش مهمی بر میزان عملکرد دارد. ذرت در حدود یک تا دو هفته قبل از تشکیل بلال و همچنین سه تا چهار هفته بعد از تشکیل بلال احتیاج مبرمی به جذب نیتروژن دارد. لذا اگر کود نیتروژن به عنوان سرک یک ماه بعد از سبز شدن به مزرعه داد شود بسیار موثر خواهد بود. زیرا بعد از این زمان بلال در اکثر ارقام تشکیل می شود. داران و همکاران (۲۰۰۰) نتیجه گرفتند حداکثر سودی که از کاربرد دیر هنگام کود نیتروژن به دست می آید بستگی به شدت کمبود نیتروژن در خاک دارد. به عبارت دیگر هر چه شدت کمبود نیتروژن در خاک بیشتر باشد. الهابک (۱۹۹۶) و کراتا و همکاران (۲۰۰۲) به این نتیجه دست یافتند که هر چه میزان مصرف کود نیتروژن در زمان کاشت کمتر باشد، عملکرد بیشتر افزایش پیدا می کند.
۲-۲- ۱- بررسی اثر اسید هیومیک بر خصوصیات فیزیولوژیک گیاهان زراعی
کود آلی اسید هیومیک، در بهبود وضعیت فتوسنتز تاثیر می گذارد و پیرو آن تنفس هم یک رابطه مستقیم با فتوسنتز دارد و از آن سو این عوامل فیزیولوژیکی باعث ذخیره و حفظ مواد جامد محلول مانند قندها در برگ و انتقال آن به میوه گیاه می شود (نری و همکاران، ۲۰۰۲)، اسید هیومیک سبب تداوم بافتهای فتوسنتز کننده شده و عملکرد دانه را افزایش می دهد (قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). ولف و همکاران (۱۹۸۸) بیان داشتند یک همبستگی قوی مثبت بین وزن خشک دانه و مقدار دوام سطح برگ وجود دارد و تأیید کردند که سبزبمان برگ به اندازه تولید برگ در تعیین عملکرد دانه اهمیت دارد. هیومیک اسید از طریق اثرات مثبت فیزیولوژیک از جمله اثر بر متابولیسم سلولهای گیاهی و افزایش غلظت کلروفیل برگ باعث افزایش عملکرد گیاهان می شود (ناردی و همکاران، ۲۰۰۲). اسید هیومیک با در اختیار گذاری عناصر غذایی مفید مانند فسفر و پتاسیم در جهت نمو گیاه دخالت دارد و از آنجا که به خاطر اسیدی بودن این ماده آلی در جذب عناصر میکرو از خاک و در اختیار گذاری این عناصر برای گیاه دخالت دارد و همچنین پیرو آن عناصر میکرو باعث بهبود وضعیت متابولیسم گیاه شده و تولید میوه در بوته را تحریک می کند (صالحی و همکاران، ۱۳۸۹). افزایش عملکرد با استفاده از مواد آلی، احتمالاً ناشی از عرضه عناصر غذایی، بخصوص نیتروژن و بهبود خواص فیزیکی خاک می باشد (بهدانی و همکاران، ۱۳۸۴). افزایش پارامترهای رشد و عملکرد توسط اسید هیومیک بعلت وجود کربن در ساختار هیومیک اسید است که باعث تنظیم چرخه کربن شده و عناصر غذایی نیتروژن و فسفر و سولفور را آزاد می کند و نیاز گیاه به کود شیمیایی را کاهش می دهد (یولیکن، ۲۰۰۸). اسید هیومیک به عنوان منبع مواد آلی با افزایش ظرفیت نگهداری آب و بهبود بافت خاک همچنین جذب بیشتر عناصر غذایی بعلت توسعه بیشتر ریشه و تحریک رشد گیاه و اثر هورمونی بر عملکرد گیاه، اثر دارد (نجاد، ۲۰۰۱ و زانگ، ۲۰۰۳).
۲-۲-۲- تأثیر اسید هیومیک بر عکس العملهای رشدی و صفات زراعی گیاهان
طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد (کوثر، ۱۹۸۵). در آزمایشی دیگر بر روی گندم کاربرد اسید هیومیک به صورت محلول پاشی موجب افزایش ۲۴ درصدی عملکرد در این گیاه شد (دلفین و همکاران، ۲۰۰۵). کاربرد اسید هیومیک در محلول غذایی موجب افزایش رشد شاخه، ریشه و محتوای نیتروژن در شاخساره (تن و نوپامورن بودی، ۱۹۷۹) و از بین رفتن کلروز در برگ های ذرت گردید (فرناندز، ۱۹۶۸). در یک بررسی دیگر تأثیر اسید هیومیک روی نوعی گیاه علوفه ای نشان داد که اسید هیومیک به طور معنی داری سرعت فتوسنتز، توسعه زیست توده ریشه و محتوی عناصر غذایی گیاه را افزایش می دهد، که این افزایش به ویژه در غلظت ۴۰۰ میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بود (لیو و همکاران، ۱۹۹۶). در مطالعه دیگر معلوم شد که اسید هیومیک بیش از اسید فولویک و هیومین بر فعالیت کلروفیل b اثر می گذارد (یانگ و همکاران، ۲۰۰۴). آیاس و گالسر (۲۰۰۵) گزارش کردند که اسید هیومیک از طریق افزایش در محتوای نیتروژن گیاه سبب افز ایش رشد، ارتفاع و به تبع آن عملکرد بیولوژیک می شود. نتایج یک آزمایش نشان داد که استفاده از اسید هیومیک می تواند اثرات مثبتی را بر عملکرد دانه ذرت و برخی از صفات زراعی مرتبط با عملکرد دانه داشته باشد، که این اثرات می تواند در نتیجه اثرات فیزیولوژیکی آن باشد. کاربرد ۳۵۰۰ و ۴۵۰۰ گرم در هکتار اسید هیومیک به دلیل گسترش بیشتر سطح برگ و دوام سطح برگ بالاتر، عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به سایر تیمارها به همراه داشت. این افزایش عملکرد به افزایش طول بلال و تعداد دانه در ردیف مربوط بود ( قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). همچنین این مواد دارای خاصیت شبه هورمونی هستند، که در گیاهان موجب افزایش جوانه زنی، سرعت طویل شدن ریشه ها، تسریع در رشد شاخه ها و تحریک طویل شدن نهالهای جوان می شود (تن، ۲۰۰۳). شریف (۲۰۰۲) در بررسی اثر اسید هیومیک بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم دریافتند که اضافه کردن ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم در هکتار هیومیک اسید به ترتیب عملکرد دانه و عملکرد ماده خشک گندم را افزایش داد. اضافه کردن ۵/۰ کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک عملکرد دانه را ۲۵ درصد نسبت به شاهد بالا برد. اسید هیومیک در غلظتهای کم و در کنار سایر کودها از جمله NPK اثر مطلوبتری بر عملکرد داشت. شریف و همکارن (۲۰۰۳) در آزمایشات مزرعهای مشاهده نمودند که کاربرد اسید هیومیک به میزان ۵/۰ و ۱ کیلوگرم در هکتار همراه با کود NPK عملکرد ذرت را افزایش داد و احتمالا بدلیل اثر هیومیک اسید بر روی خواص خاک می باشد که منجر به افزایش رشد می شود (سیباندا و یانگ، ۱۹۸۹). خالد و فاوی (۲۰۱۱) در کاربرد محلول پاشی اسید هیومیک بر روی رشد گیاه ذرت دریافتند که محلول پاشی هیومیک اسید به میزان ۱/۰ درصد بیشترین وزن خشک ذرت را نشان داد. محققین در یک آزمایش گلخانهای اثر اسید هیومیک را بر وزن تر و خشک و عملکرد یولاف بررسی کردند و دریافتند کاربرد ۱۰۰ میلی گرم هیومیک اسید به ازای هر گلدان وزن تر و خشک گیاه را به طور معنی داری افزایش داد (میشرا و سرواستاوا، ۱۹۸۸). محققان در استفاده از اسید هیومیک دریافتند این کود آلی با افزایش مواد فتوسنتزی و بالا رفتن درصد قند و مواد جامد محلول باعث افزایش کیفیت محصول برنج شد (نری و همکاران، ۲۰۰۲).

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

سامانه پژوهشی – تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

۲-۳-۱- خسارت علفهای هرز در ذرت
اولین پی آمد وجود علفهای هرز در کنار گیاهان زراعی افزایش تراکم جامعه گیاهی است که موجب محدودیت آب، مواد غذایی و نور می شود که در نهایت موجب کاهش عملکرد می گردد. مقدار کاهش عملکرد ناشی از تداخل علفهای هرز بسته به گیاه زراعی، علف هرز و شرایط رشدی کاملاً متفاوت است (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). گیاه ذرت در مراحل اولیه رشد خود از حساسیت بیشتری نسبت به رشد علفهای هرز برخوردارست. رشد گیاه ذرت در ۳ تا ۴ هفته اول نسبتا کند می باشد و در طی همین دوره علفهای هرز می توانند رشد کرده و بر ذرت غالب شوند و با آن رقابت کنند. حداکثر رقابت علفهای هرز با ذرت طی ۶-۲ هفته پس از کاشت صورت می گیرد و پاک نگهداشتن مزرعه از وجود علفهای هرز در این دوره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۸۰).
ایوانز و همکاران (۲۰۰۳)، گزارش کردند که وزن صد دانه ذرت همبستگی منفی با مدت زمان تداخل علفهای هرز و همبستگی مثبت با مدت زمان عاری از علفهای هرز دارد. هم چنین گزارش شده است که تداخل علفهای هرز بر تعداد دانه در بلال تأثیر معنی داری دارد و با افزایش مدت زمان تداخل علف های هرز تعداد دانه در بلال در مقایسه با شاهد بدون رقابت به طور معنی داری کاهش می یابد. بنابراین به طور متوسط تعداد دانه در ردیف در تیمار تداخل علفهای هرز در مقایسه با تیمار وجین علفهای هرز ۱۷ درصد کاهش می یابد (حسینی و همکاران، ۱۳۸۸).
بر اساس مطالعات رادوسویچ (۱۹۸۸) عدم کنترل علفهای هرز در مزارع ذرت، عملکرد دانه ذرت را متناسب با تراکم گیاه تاج خروس از ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش داد. آقا علیخانی و همکاران (۱۳۷۸) دریافتند که آغاز زود هنگام رقابت تاج خروس با ذرت عملکرد دانه را ۵۸ درصد کاهش داد، در حالی که با ۱۲ روز تأخیر در رویش تاج خروس افت عملکرد به ۴۱ درصد و با سبز شدن آن در مرحله ۴ تا ۵ برگی ذرت میزان افت عملکرد به ترتیب به ۴۱ و ۱۹ درصد کاهش یافت. نیتو و اگوندیس (۱۹۸۲) در مکزیک در مورد خسارت ناشی از انواع علفهای هرز نشان دادند که وجود علفهای هرز پهن برگ مخصوصاً انواع تاج خروس، عملکرد ذرت را تا بیش از ۹۰ درصد کاهش داد، در حالی که مقدار کاهش عملکرد ذرت به دلیل رقابت گراسهای یکساله تنها ۲۶ تا ۶۹ درصد بود. یاکوولف و همکاران (۱۹۷۶) کاهش عملکرد ذرت را در اثر رقابت علف هرز اویارسلام ۱۷ تا ۲۰ درصد گزارش کردند. در یک بررسی مشخص شده که وجود علفهای هرز تا ۳ هفته بعد از سبز شدن ذرت، کاهش معنی داری را در عملکرد ذرت سبب نمی شود، ولی وجود علفهای هرز برای مدت ۵ هفته بعد از سبز شدن ذرت موجب کاهش معنی دار عملکرد ذرت می شود (ویزانتینوپلوس و همکاران، ۱۹۹۸).
۲-۳-۲- نقش ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
رقابت اثر متقابل کلیدی است که توسط آن پویایی و ساختارهای جمعیت و جامعه تعیین می گردد(بوت و همکاران، ۲۰۰۳) و مقدار کاهش عملکرد گیاه زراعی تا حدی زیادی به تعداد علفهای هرز رقابت کننده و وزن آنها بستگی دارد. تعداد و وزن اجزای اصلی رقابت به شمار می روند و عواملی نظیر زمان حضور علفهای هرز نقش تعدیل کنندهای به عهده دارد (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). صالحیان و همکاران (۲۰۰۳) معتقدند که برای نشان دادن کاهش عملکرد گیاهی به واسطه رقابت علفهای هرز، از میان دو فاکتور تراکم و بیومس علفهای هرز، شاخص بیومس از دقت بالاتری برخوردار است. بیشتر علف های هرز بیش از میزان مورد نیاز از عناصر غذایی استفاده می کنند و در نتیجه این مصرف کننده های لوکس ممکن است بیشتر از گیاه زراعی از کود بهره ببرند. با وجود اینکه عناصر غذایی موجب بهبود رشد گیاه زراعی می شوند، مطالعات زیادی نشان داده اند که افزودن کود بیشتر به نفع علف های هرز بوده است (توماس و همکاران، ۲۰۰۲ و لیندکویست وهمکاران، ۲۰۰۷). . علف های هرز نه تنها مقدار نیتروژن در دسترس برای محصولات زراعی را کاهش می دهند بلکه رشد تعداد زیادی از گونه های علف هرز با زیاد شدن سطوح نیتروژن خاک، افزایش می یابد (بلک شیو و همکاران، ۲۰۰۳).
بدیهی است که گیاهان زراعی و علف های هرز پاسخ های متفاوتی به سطوح عناصر غذایی خاک نشان می دهند. در میان تمام عناصر غذایی، نیتروژن عنصری است که در رابطه با رقابت علف های هرز بیشترین نگرانی را ایجاد می کند و در مورد تاثیر نیتروژن بر رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز تحقیقات زیادی انجام شده است. اکافر ودی داتا (۱۹۷۶) دریافتند که افزایش نیتروژن در برنج بیشتر به نفع اویار سلام ارغوانی[۱] است و موجب کاهش جدب نور، کاهش شاخص سطح برگ و کاهش عملکرد دانه برنج شد. همچنین تحقیقات دیگر نشان داد که زیست توده سلمه تره و خردل وحشی به طور چشمگیری با افزایش نیتروژن خاک از ۲۰ تا ۱۲۰ میلی گرم در خاک، افزایش یافت و هر دو علف هرز بیش از گندم به افزایش نیتروژن واکنش مثبت نشان دادند (اقبال و رایت، ۱۹۷۷). بلک شاو و همکاران (۲۰۰۳) گزارش کردند که با افزایش نیتروژن خاک از صفر به ۲۴۰ میلی گرم در کیلوگرم خاک، زیست توده خردل وحشی، ۸/۷ برابر افزایش یافت.
جلالی و همکاران (۱۳۸۹) بیان کردند که کاربرد ۵۰ کیلو گرم نیتروژن در هکتار در مزرعه ذرت سبب تولید حداکثر بیوماس علف هرز شد. آنها بیان کردند که جذب مقادیر بالای نیتروژن به وسیله علف های هرز (بویژه تاج خروس) در مراحل اولیه توسعه ریشه ذرت یک فاکتور مهم در رقابت محصول – علف هرز محسوب می گردد. ین و همکاران (۲۰۰۵) طی آزمایش های خود دریافتند که بعضی از علفهای هرز نسبت به گیاهان زراعی معمولا کودهای شیمیایی را سریع تر و به مقدار نسبتاً بیشتری جذب می کنند که این امر باعث کاهش مقدار کود قابل جذب برای گیاه زراعی می شود.
با افزایش میزان کود ازته از صفر تا ۱۳۴ کیلوگرم ازت در هکتار، عملکرد گندم به میزان ۶/۶ درصد افزایش نشان داد، در حالیکه در همین وضعیت وجود ۳۲ بوته یولاف در متر مربع باعث کاهش عملکرد به میزان ۵/۱۹ درصد می شود (زیمدال، ۱۹۸۰). گاهی اوقات وجود ازت در خاک سبب شکستن دوره رکود بذر علفهای هرز شده و به این ترتیب سبب افزایش تراکم علفهای هرز می شود، که در این صورت توان رقابتی علفهای هرز افزایش می یابد (سوانتون و ویز، ۱۹۹۱). در آزمایش دیگری، تاثیر تداخل علف هرز بر عملکرد ذرت در تیمار نیتروژن کم نسبت به نیتروژن بالا بیشتر بود (تولنار و همکاران، ۱۹۹۴).
۲-۳-۳- نقش زمان کاربرد ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
معمولاً استفاده از کود نیتروژن به صورت پایه باعث تحریک جوانه زنی علف هرز شده و رقابت بین گیاه زراعی و علف هرز را تشدید کرده و استقرار گیاهچه را به خطر می اندازد. می توان با مدیریت صحیح این خطر را کاهش داد، یکی از روش های مدیریتی در این مورد، تأخیر در زمان کاربرد کود نیتروژنه است که مانع از تحریک جوانه زنی علفهای هرز می گردد (مرادی و همکاران، ۱۳۸۹). در این حالت بذر علفهای هرز زمانی جوانه می زنند که گیاه زراعی مقداری رشد کرده و قدرت رقابت بیشتری با علف هرز خواهد داشت (مهدی زاده کوزری، ۱۳۸۹). در این صورت کارایی استفاده از کود در گیاه افزایش می یابد زیرا گیاه در اوایل رشد از ذخیره خود استفاده کرده و نیاز زیادی به کود ندارد، کود دهی در اول فصل ضمن هدر رفتن از طریق آبشویی، باعث تحریک جوانه زنی و افزایش تراکم علف های هرز و متعاقبا افزایش خسارت آنها می شود (جوانمرد، ۱۳۸۹).
مرادی و همکاران (۱۳۸۹) در آزمایشی بیان کردند که مصرف و زمان مصرف کود بر روی جمعیت علفهای هرز و رشد گیاه زراعی گندم اثر معنی داری داشته است. همچنین تأخیر در دادن کود اوره و مصرف در زمان ۳ برگی نسبت به مصرف در زمان کاشت باعث کاهش جمعیت علفهرز و افزایش وزن بوته گندم شده است. بیشترین و کمترین اثر کود نیتروژن به ترتیب بر جمعیت گیاه یولاف و خردل وحشی است (مرادی و همکارن، ۱۳۸۹). نتایج آزمایش دوسالهای نشان داد که جمعیت و گونههای غالب علفهای هرز بصورت معنی داری تحت تأثیر روشهای مختلف تقسیط کود نیتروژن قرار گرفت. بدین صورت که در تقسیط معمولی(۷۵+۲۵)، نسبت به سایر روشهای تقسیط جمعیت علفهای هرز بصورت معنی داری کمتر بود(آینه بندان، ۲۰۰۸). بنابراین انتظار می رود که دادن کود بصورت تقسیطی در بهترین زمان ممکن که گیاه زراعی به آن نیاز مبرمی دارد ضمن افزایش عملکرد، کاهش خسارت علف های هرز را به همراه خواهد داشت.
۲-۳-۴- نقش اسید هیومیک در رقابت ذرت با علف های هرز
تأثیر اسید هیومیک بر رشد گیاه ممکن است به صورت مستقیم( افزایش وزن خشک گیاه ) و یا به صورت غیر مستقیم ( افزایش راندمان مصرف کود و کاهش فشردگی خاک ) باشد. اسید هیومیک با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت نگهداری آب در خاک و همچنین ایفای نقش، روی نفوذ پذیری غشاء به عنوان ناقل پروتئین، فعال کردن تنفس، چرخه کربس، فتوسنتز و تولید اسید آمینو اسید و آدنوزین تری فسفات باعث افزایش رشد گیاهان می شود (اویسی و قوشیچ، ۱۳۹۱). همچنین از طریق افزایش تقسیم سلولی و رشد گیاه، جوانه زنی و قوه نامیه بذور، جذب مواد غذایی توسط گیاه، رشد ریشه، مقاومت گیاه به خشکی، مقاومت به آفات و بیماریها، میزان ویتامینها و آنزیمها در گیاه و درصد جوانه زنی بذور باعث افزایش کمیت و کیفیت محصولات زراعی از جمله گندم، ذرت و . . . . می شود. همچنین سبب بهبود فیزیکی و شیمیای و بیولوژیکی و تجدید حیات خاک می گردد ( می هیو، ۲۰۰۴؛ جوز و همکاران، ۱۹۸۸). با توجه به خواص اسید هیومیک، کاربرد این ماده آلی باعث افزایش توان رقابتی گیاه زراعی نسبت به علف های هرز باشد.
ویتا و همکارن (۲۰۱۰) در آزمایشی با محلول پاشی ۲ بار اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت در جوانه های غوطه ور برنج دریافتند که کاربرد اسید هیومیک در تراکمهای پایین علف هرز باعث افزایش فعالیت ریشه، افزایش رشد محصول و افزایش بنیه بذر می گردد، که در نتیجه این عمل علفهای هرز سرکوب می شوند. علاوه بر این، دوبار محلول پاشی برگ با اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت سبب افزایش رشد محصول می شود، دلیل این امر توانایی رقابت بهتر گیاه برنج نسبت به علف های هرز می گردد.
۲-۳-۵- اثر متقابل اسید هیومیک و نیتروژن در رقابت ذرت با علف های هرز
در ساختمان شیمیایی اسید هیومیک ازت به دو فرم نیتروژن و اسید آمینه موجود است. از سوی دیگر باعث افزایش تداوم اثر ازت و جلوگیری از شستشوی آن در خاک شده که در نهایت کارایی اثر ازت[۲] را افزایش می دهد (جیحونی، ۱۳۸۹). پینتون و همکاران (۲۰۰۸) اثر مواد اسید هیومیک را در جذب نیترات توسط ریشه ذرت مطالعه کردند. نتایج بررسی این محققان نشان داد که اسید هیومیک جذب نیترات و فعالیت آنزیمATP آن را در غشاء پلاسمای سلولهای ریشه به طور معنی داری افزایش داد که به نظر می رسد فعال شدن پمپ پروتون غشاء پاسخ اولیه به اسید هیومیک در جذب عناصر غذایی باشد.کایزر و اعظم (۱۹۸۵) طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد. تحقیقات نشان داد که هر گونه افزایش در وزن ریشه در دسترسی بهتر عناصر خاک و بنابراین بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک نتیجه می دهد (لیو و کوپر، ۲۰۰۰). کاربرد اسید هیومیک به همراه نیتروژن در گیاهان زراعی سبب کاهش رشد، عدم دسترسی به مواد غذایی از جمله نیتروژن و کاهش توان رقابتی علفهای هرز می گردد.
فصل سوم
مواد و روش
۳-۱- زمان و مکان مورد آزمایش
آزمایش در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود واقع در بسطام اجرا گردید.
۳-۲- موقعیت شهر بسطام از نظر جغرافیایی
شهر بسطام در عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی و طول جغرافیایی ۵۴ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است و میانگین ارتفاع آن از سطح دریا ۱/۱۳۴۹ متر است. بر اساس تقسیم بندی اقلیمی منطقه بسطام دارای اقلیم سرد و خشک است.
۳-۳- خصوصیات خاک مورد آزمایش
قبل از انجام عملیات آماده سازی زمین و اجرای نقشه آزمایش، به منظور تعیین بافت خاک و وضعیت عناصر غذایی از جمله نیتروژن، فسفر و پتاسیم از عمق ۳۰-۰ سانتیمتری در ۱۰ نقطه از خاک مزرعه نمونه برداریهایی به طور تصادفی صورت گرفت. برای این منظور از هر نقطه معادل یک کیلوگرم خاک جدا گردید، سپس نمونه های جمع آوری شده را روی هم ریخته و مخلوط کرده و نهایتاٌ یک نمونه مرکب یک کیلوگرمی که در بر گیرنده کل نمونههاست جهت تجزیه به آزمایشگاه منتقل شد. نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک در جدول (۳-۱) نشان داده شده است.
جدول۳-۱- نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک مزرعه

عوامل مورد تجزیه عمق (سانتیمتر) هدایت الکتریکی (ds/m) اسیدیته خاک (pH) ازت کل (%) کربن آلی (%) منیزیم قابل جذب(me/l)
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

شکل۴-۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن بلال ………………………………………………………………………………۵۳
شکل۴-۱۰- اثر کنترل علف هرز بر وزن بلال ……………………………………………………………………………۵۴
شکل۴-۱۱- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۵
شکل۴-۱۲- اثر اسید هیومیک بر تعداد ردیف دانه در بلال ………………………………………………………۵۶
شکل۴-۱۳- اثر کنترل علف هرز بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۷
شکل۴-۱۴- اثر کنترل علف هرز بر تعداد دانه در بلال ……………………………………………………………..۵۸
شکل۴-۱۵- اثر تقسیط نیتروژن بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………..۶۱
شکل ۴-۱۶- اثر کنترل علف هرز بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………۶۱
شکل۴-۱۷- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۲
شکل۴-۱۸- اثر کنترل علفهرز بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۳
شکل۴-۱۹- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن خشک چوب بلال ……………….۶۳
شکل۴-۲۰- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن صد دانه ………………………………………………………………………۶۵
شکل ۴-۲۱- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن صد دانه ……………………………..۶۶
شکل۴-۲۲- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………….۶۸
شکل ۴-۲۳- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………..۶۸
شکل۴-۲۴- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۵- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۶- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک…………………………۷۲
شکل۴-۲۷- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد علفهای هرز …………………………………………………………….۷۶
شکل۴-۲۸- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر تعداد کل
علفهای هرز ………………………………………………………………………………………………………………………………۷۷
شکل۴-۲۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک کل علفهای هرز ……………………………………………۷۹
شکل ۴-۳۰- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر وزن خشک
کل علفهای هرز …………………………………………………………………………………………………………………………۸۰
فصل اول
مقدمه و کلیات
۱-۱- مقدمه
ذرت یکی از مهمترین گیاهان زراعی است که اهمیت زیادی در تغذیه انسان، دام، تغذیه و طیور دارد. ذرت به علت موارد مصرف زیاد و کیفیت و ارزش غذایی بالا در سطح وسیعی از جهان کاشت می شود و بعد از گندم و برنج سومین گیاه زراعی مهم دنیا است و اهمیت آن هم به علت پر محصولی و هم به علت قابل کشت بودن آن در محدوه وسیعی از جهان می باشد (خواجه پور، ۱۳۸۰). در سالهای اخیر به منظور کاهش واردات سالیانه ذرت تلاش زیادی برای افزایش سطح زیر کشت آن صورت گرفته و تحقیقات زیادی در زمینههای مختلف مرتبط با زراعت ذرت به اجرا گذاشته شده است.
نیتروژن نخستین عنصری است که کمبود آن در مناطق خشک و نیمه خشک (به دلیل کمبود میزان مواد آلی) مورد توجه قرار گرفته است (ملکوتی و همایی، ۱۳۸۲). انتخاب بهترین منبع کودی، مقدار و زمان مصرف کودهای نیتروژندار در افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاهان زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان با وجود سهم بالای کودهای نیتروژنه، کارایی استفاده از این کودها پایین می باشد (رضایی و ملکوتی، ۱۳۸۰). در شرایط کمبود نیتروژن، فتوسنتز از راه کاهش توسعه سطح برگ و تسریع پیری برگ کاهش می یابد (کوچکی و بنایان، ۱۳۷۳). تحت شرایط کمبود نیتروژن در مرحلهی گلدهی نشانههایی مانند تاخیر در ظهور کاکل و کاهش وزن بلال دیده می شود (موچو و داویس، ۱۹۸۸). نوع و مقدار کود مصرفی با آزمایشهای خاک مشخص می شود. کودهای شیمیایی را می توان قبل از کاشت، هنگام کاشت و یا به صورت سرک مصرف نمود. تحقیقات نشان داده است که اغلب هیبریدهای ذرت عکس العمل مطلوبی به مصرف کود از خود نشان می دهند (شرما و همکاران ۱۹۸۷).
یکی از مشکلات مربوط به تولید ذرت وجود علفهای هرزی است که از طریق رقابت باعث کاهش عملکرد ذرت می گردند (فاتح و همکاران، ۱۳۸۵). علفهای هرز از طریق رقابت با گیاهان زراعی مجاور خود بر سر نور، آب و مواد غذایی عملکرد گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار می دهند (راجکان و سوانتون، ۲۰۰۱). علیرغم اینکه کاربرد کود در شرایط عدم رقابت منجر به افزایش عملکرد محصول زراعی می گردد از سوی دیگر موجب افزایش تراکم و بیوماس علف های هرز نیز می گردد که ممکن است افزایش تولید بذر آنها را بدنبال داشته باشد و از آنجا که تولید بذر همبستگی مثبتی با بیوماس می تواند داشته باشد لذا مصرف کود ها بخصوص نیتروژن بر تولید بذر علف های هرز موثر خواهد بود (فاوکتت و اسلیف، ۱۹۷۸ و سالاس و همکاران، ۱۹۹۷). سالاس و همکاران (۱۹۹۷) نشان دادند که نوع ترکیب کودی بکار رفته نیز می تواند بر نحوه عکس العمل علف های هرز موثر باشد.
امروزه بحث کاهش مصرف علف کشها، به علت مخاطرات زیست محیطی مصرف آنها، از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی، بقایای علف کشها در غذا، تاثیر بر موجودات غیر هدف و نیز شیوع علفهای هرز مقاوم به علف کشها، به یک امر جدی مبدل گشته است (دیهیم فرد و همکاران، ۱۳۸۳). در بین سموم مورد استفاده در محصولات زراعی مختلف، علف کشهای مورد استفاده در کنترل علفهای هرز ذرت از شایع ترین آفت کشهای موجود در آبهای سطحی و زیرزمینی می باشند (کراف و همکاران، ۱۹۹۲و شورای ملی تحقیقات، ۱۹۸۹). بنابراین هر روشی مدیریتی که بتواند سبب کاهش مصرف این دسته از ترکیبات در زراعت ذرت شود خود می تواند گامی موثر در حفظ محیط زیست و سلامت غذا محسوب گردد. همچنین بکارگیری روشهای یک جانبه در کنترل علفهای هرز که باعث بوجود آمدن مشکلاتی در تولید محصولات زراعی، اعم از عدم کنترل مناسب علفهای هرز و نیز ظهور مقاومت می گردد، لزوم تلفیق روشهای کنترل علفهای هرز را ضروری ساخته است.
استفاده از انواع کودهای طبیعی و از جمله اسید هیومیک بدون اثرات مخرب زیست محیطی جهت بالا بردن عملکرد مفید می باشد، به طوری که مقادیر بسیار کم اسیدهای آلی به دلیل وجود ترکیبات هورمونی اثرات مفیدی در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی دارند. مالکوم و واگان(۱۹۷۹) نیز نشان دادند که جذب نیتروژن در حضور اسید هیومیک افزایش می یابد. به همین دلیل اسید هیومیک در افزایش طول ریشه و وزن خشک آن بسیار موثر است. تحقیقات نشان داده است که هر گونه افزایش رشد ریشه در دسترسی بهتر عناصر غذایی خاک و بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک موثر خواهد بود. به طور کلی کاربرد اسید هیومیک می تواند سبب کاهش مصرف کودهای شیمیایی و باعث کاهش آلودگی محیط زیست شود و چنین گفت که استفاده از اسید هیومیک علاوه بر افزایش در عملکرد ذرت، می تواند نقش به سزایی را در جهت نیل به اهداف کشاورزی پایدار ایفا کند. هدف از این تحقیق بررسی کاربرد اسید هیومیک به طور ترکیبی با تقسیط کود نیتروژن برروی گیاه ذرت و همچنین بر روی پتانسیل رقابتی ذرت با علف های هرز است که تا کنون تحقیقی انجام نشده است.
۱-۲- کلیات
۱-۲-۱- اهمیت غلات در تغذیه انسان
از ۳۵۰ هزار گونهی گیاهی موجود بر روی زمین، تنها ۱۵۰ گونه آن به عنوان گونههای غذایی مورد استفاده قرار می گیرند که از این تعداد فقط ۱۵ گونه در سطح تجاری تولید و بخش عمده عرضه غذا در بازار جهانی را تشکیل می دهند (گالاگر، ۱۹۸۴). بنابراین، غلات حایل بین بشر و گرسنگی هستند. مشارکت گندم در تأمین پروتئین مورد نیاز بشر برابر مجموع مشارکت پروتئین ناشی از گوشت، شیر و تخم مرغ است. به نظر نمی رسد غلات در آینده جایگزینی داشته باشند (ایوانز، ۱۹۹۳). غلات مهمترین گیاهان غذایی کره زمین و تأمین کننده ۷۰ درصد غذای مردم کره زمین می باشند. گندم و برنج روی هم تقریباً ۶۰ درصد انرژی مورد نیاز بشر را تأمین می کنند به طور کلی بیش از انرژی و پروتئین مورد نیاز بشر از غلات تأمین می شود (گالاگر، ۱۹۸۴) و براستی غلات پایه اصلی تغذیه و بقای بشر به شمار می روند (امام، ۱۳۸۳). گیاهان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تقریباً کل غذای مورد نیاز بشر را تأمین می کنند.
۱-۲-۲- اهمیت اقتصادی ذرت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف …

۰/۱۰

رسیدگی فیزیولوژیکی حداکثر تجمع ماده خشک.

۱-۲-۶-کولوژی
۱-۲-۶- ۱- حرارت
نیاز حرارتی ذرت در دوره رشد نسبتاً زیاد بوده و کاشت آن در مناطق گرم بهترین محصول را تولید می نماید. این گیاه از حدود ۵۰ درجه عرض شمالی تا ۴۲درجه عرض جنوبی رشد می نماید. نیاز حرارتی ذرت در مرحله تولید جوانه بیش از گندم و جو می باشد و حداقل درجه حرارت مورد نیاز در این مرحله حدود ۶ درجه سانتی گراد است. هرگاه در زمان کاشت، درجه حرارت محیط به ۶ درجه برسد، تولید جوانه از بذر ذرت متوقف می گردد. مناسب ترین درجه حرارت در طول دوره رشد ذرت حدود ۲۰ تا ۳۰ درجه است. به طور کلی نیاز حرارتی ذرت های زودرس که دوره زندگی آنها کوتاه است، نسبت به ذرت های دیررس کمتر بوده و بین ۱۵۰۰تا ۱۸۰۰ درجه روز و در مورد ذرتهای دیررس و خیلی دیررس حدود۲۲۴۰ تا ۲۳۰۰ درجه روز می باشد.
۱-۲-۶-۲- نور
ذرت جزو گیاهان روز کوتاه بوده و کاهش نور در هفتههای اول پس از سبز شدن طول مراحل رشدی را کوتاه مینماید. گیاهک در مراحل اولیه روزانه به ۵/۱۱-۵/۱۰ ساعت روشنایی نیاز دارد که بعدا به ۱۳ ساعت افزایش می یابد. البته عکس العمل ارقام مختلف ذرت نسبت به طول روشنایی متفاوت است ( ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۷-کاشت ذرت
به دلیل گوناگونی زیاد در ارقام ذرت، امکان کشت آن در محدوده های گستردهای از شرایط آب و هوایی وجود دارد. ذرت در خاکهای گوناگونی به عمل می آید و قدرت تحمل pH در محدوده ۵ تا ۸ را داراست (اسپراگو و همکاران، ۱۹۸۸). دمای کمینه برای جوانه زنی ذرت ۱۰ درجه سانتیگراد است. کاشت زود هنگام ذرت بهاره با هدف استفاده بیشتر از انرژی تابشی، ممکن است نهال بذر را با خطر سرمای اول فصل روبرو کند. چنانچه در اول فصل، هوا سرد (کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد) و مرطوب باشد، رشد اولیه نهالهای بذر بسیار کند خواهد بود و ممکن است سبز شدن بذرها تا یک ماه به طول انجامد (اسپراگو و همکاران، ۱۹۸۸). بر عکس، در خاکهای گرم و مرطوب، ممکن است بذر ذرت ۴ تا ۵ روز سبز شود (فائو، ۲۰۰۰ و تولنار و همکاران، ۱۹۹۹). عمق کاشت بذر در ذرت زیادتر از گندم است. بذر های ذرت دانهای در شرایطی که رطوبت فراهم باشد، در عمق ۵ تا ۵/۷ سانتیمتری سطح خاک و در شرایط کمبود رطوبت و زیاد بودن دمای سطح خاک گاهی تا عمق ۱۰ سانتیمتری سطح خاک کشت می شود (فائو، ۲۰۰۰).
۱-۲-۸- آبیاری ذرت
ذرت گیاهی است یکساله و با رشد خیلی زیاد، ارتفاع ساقه های آن نسبتاً زیاد بوده و از طرفی برای رشد و نمو و تولید محصول کافی لازم است در مناطق گرم و معتدل کاشته شود، بدین منظور یکی از مسائل مهم و قابل توجه در مورد ذرت تأمین آب مورد نیاز آن و همچنین مراحل مختلف آبیاری این گیاه است. در مناطقی که طول دوره رشد آن، بارندگی کامل برای تأمین مقدار آبی که این گیاه احتیاج دارد ریزش نداشته باشد، میباید مزارع ذرت را به موقع آبیاری نمود. مقدار آب و مراحل آبیاری بسته به شرایط جوی محیط، بافت خاک و مقدار رطوبت موجود در خاک دارد و با در نظر گرفتن درجه حرارت محیط هر ۷ تا ۱۲ روز یکبار باید ذرت را آبیاری نمود. ذرت در دوران رشد خود به آب نسبتاً زیادی نیاز دارد و در مناطقی که میزان بارندگی به ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیمتر و با پراکندگی زمانی مناسب برسد، بخوبی رشد و نمو می نماید. مقدار آب مورد نیاز برای ساختن یک کیلوگرم ماده خشک در ذرتهای زودرس حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر و در مورد ذرتهای دیررس ۳۵۰ تا ۴۰۰ می باشد. مقدار آب مورد نیاز در دوره رشد نسبت به تغییرات درجه حرارت و مراحل مختلف رشد متفاوت بوده و در زمان تولید گل و گرده افشانی احتیاج آن به آب بیشتر می باشد (خدابنده، ۱۳۷۷).
۱-۲-۹- نیاز غذایی ذرت
جذب مواد غذایی توسط گیاه ذرت در مراحل رشدی مختلف انجام می پذیرد. ذرت در مقایسه با غلات پاییزه دارای طول زمان رشدی نسبتا کوتاه و سریع است. لذا نیاز آن به مواد غذایی که مدت کوتاهی در اختیار آن قرار می گیرد، بالا است. این گیاه ۱۵-۱۰ روز قبل و ۳۰-۲۵ روز بعد از ظهور گل نر ۷۵-۷۰ درصد از کل مواد معدنی مورد نیاز را جذب می کند. در هرحال برای رسیدن به حداکثر محصول بایستی نیاز کودی گیاه تامین شود (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۹-۱- کودهای حیوانی و سبز
ذرت به کودهای حیوانی که زمین را از جهات مختلف اصلاح می کنند احتیاج زیاد دارد. کودهای حیوانی را معمولا قبل از کاشت در زمین با وسایل مختلف پخش و با خاک مخلوط می کنند. مقدار مصرفی کود حیوانی ۴۰-۲۰ تن در هکتار می باشد. کودهای سبز مانند انواع شبدر، لوپن و انواع ماشک گل خوشهای دارای خواصی می باشند که برای اصلاح زمین در مورد ذرت بکار می روند (کریمی، ۱۳۸۷).
۱-۲-۹-۲- کود فسفر
فسفر بر روی تبادلات انرژی گیاه ذرت تاثیر می گذارد. فسفر بر روی تولید نشاسته، قند، پروتئین و اندام های جنسی موثر است. نیاز ذرت به کود فسفر بالاست، که بر اساس سطح محصول بین ۱۴۰-۸۰ کیلوگرم در هکتار به صورت P2O5 قرار دارد. کلا نسبت به نوع خاک میزان ۲۰۰-۱۲۰ کیلوگرم در هکتار P2O5 نتیجه مناسبی می دهد. کود فسفر را معمولا در پاییز به زمین می دهند، مگر اینکه به صورت مخلوط با کود ازته در بهار داده شود (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۹-۳-کود پتاس
پتاسیم قابل دسترس در خاک یکی از مؤثرترین عوامل تعیین کننده واکنش عملکرد دانه ذرت به کاربرد کود پتاسیم است. پتاسیم در مکانیسم انتقال سایر عناصر غذایی از غشای سلولی دخالت داشته و وجود آن برای انجام فتوسنتز مؤثر و ضروری می باشد (کاستلبری و کروم، ۱۹۸۴). جذب این ماده زودتر و سریع تر از فسفر شروع گردیده و از زمان تولید جوانه، پتاس شروع به جذب شدن نموده و تا حدود سه هفته بعد از گل دادن، جذب پتاس انجام می شود. مقدار کود پتاسه مورد نیاز در هر هکتار زراعی حدود ۷۵ تا۱۰۰ کیلو گرم است (خدابنده، ۱۳۷۷).
۱-۲-۹-۴- نیتروژن
نیتروژن از جمله مهمترین عناصر غذایی است که به مقدار زیاد مورد نیاز گیاه است و باید به مقدار کافی در اختیار گیاه قرار گیرد در غیر اینصورت تولید محصول ذرت را محدود می کند (سالاردینی، ۲۰۰۵). ذرت قادر است نیتروژن را به اشکال نیترات، نمکهای آمونیوم، نیتریت و به شکل نیتروژن آلی جذب نماید، ولی مطلوب ترین فرم جذب آن نیترات است (امام، ۱۳۸۵). کمبود آن باعث می شود گیاهان در رشد عقب مانده، برگها بعلت کمبود کلروفیل زرد رنگ شوند. ازت عنصر اساسی پروتئینها است. جذب ازت بستگی به روند رشد و نمو گیاه ذرت، مقدار و توزیع بارندگی دارد. ذرت برای رشد اولیه نیاز مبرمی به ازت دارد. نیاز به ازت با تولید ساقه و برگها بیشتر می گردد، بطوریکه نیاز به ازت سه هفته قبل از ظهور گل نر تا پایان گل دهی به حداکثر میرسد (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴). مقدار مصرف کودهای ازته در هر هکتار زمین زراعتی به طور معمول برابر ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم اوره می باشد (خدابنده، ۱۳۷۷).
گزارش های متعددی نیز در مورد واکنش هیبریدهای ذرت به مصرف نیتروژن در مناطق مدیترانه ای منتشر شده است. به عنوان مثال، در پژوهشی با کاشت هیبریدهای تجاری ذرت دانه ای نشان داده شده که بهترین واکنش گیاه ذرت به نیتروژن، با مصرف ۳۰۰-۲۵۰ کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار بدست آمده است (دیاپلو و رینالدی، ۲۰۰۸). براساس آزمایش سابدی و همکاران (۲۰۰۶) عملکرد دانه ذرت با افزایش مقدار نیتروژن به طور نمایی افزایش یافت و حداکثر آن با مصرف ۲۲۵ کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد.
۱-۲-۱۰- اسید هیومیک
مواد هیومیکی نام خود را از هوموس گرفته اند. از آنجا که این ماده pH اسیدی ضعیف ( ۳٫۸ تا ۵ ) دارد و مشتق از هوموس می باشد به نام هیومیک اسید هم شناخته می شود. اما حقیقتا هیچ شباهتی به اسیدهای شناخته شده چه معدنی و چه آلی ندارد. مواد هیومیکی در واقع طیف وسیعی از ترکیبات آلی– معدنی گوناگون نظیر اسیدهای آمینه، پپتیدها، فنولها، آلدئیدها و اسیدهای نوکلئیک در پیوند با انواع کاتیونها می باشند که مجموعاً ترکیب بسیار پیچیده و شگفت انگیزی را ساختهاند که می تواند میلیونها سال درطبیعت دوام بیاورد و اعمال بسیار شگرفی را انجام دهد که قابل قیاس با هیچ ترکیب دیگری نیست (داعی، ۱۳۸۹). در همه خاکهای کشاورزی هیومیک اسید بطور طبیعی وجود دارد و درواقع ۸۰ درصد مواد ارگانیک خاک را تشکیل می دهد. میزان ایده ال مواد آلی در خاکهای کشاورزی بین ۴ تا ۶ درصد است. درخاکهای کشاورزی اروپا این میزان بین ۲تا ۴ درصد و در بعضی از نقاط اروپای شرقی نظیر اوکراین به ۶ درصد می رسد. اما درسرزمین های خشک و کویری ماده آلی خاک و به تبع آن هیومیک اسید بسیار ناچیز می باشد (داعی، ۱۳۸۹).
تا بحال کسی موفق به تجزیه کامل این ترکیب بسیار پیچیده یعنی مواد هیومیکی نشده است. اما در بررسی های ابتدایی سه بخش عمده در آن قابل تشخیص است :
هیومیک اسید که در مواد قلیایی محلول و در آب و اسید نامحلول است.
فولویک اسید که درآب، قلیا و اسید محلول می باشد.
هیومین که درقلیا، اسید و آب نامحلول است(داعی، ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۰-۱- تفاوت اسید هیومیک با اسید فولویک
اسید هیومیک با وزن مولکولی ۳۰-۳۰۰ کیلو دالتن سبب تشکیل کمپلکس پایدار و نامحلول با عناصر میکرو گردیده و دارای درصد کربن بیشتری نسبت به اسید فولویک می باشد ولی اسیدهای فولویک اکسیژن بیشتری دارند. میزان گروه های کربوکسیل اسید فولویک بیشتر از اسید هیومیک است (سماوات و ملکوتی، ۲۰۰۵).
۱-۲-۱۰-۲- اهمیت اسید هیومیک
با توجه به ملاحظات زیست محیطی، اخیرا استفاده از انواع اسیدهای آلی برای بهبود کمی و کیفی محصولات زراعی و باغی رواج فراوان یافته است. مقادیر بسیار کم از اسیدهای آلی اثرات قابل ملاحظهای در بهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک داشته و به دلیل وجود ترکیبات هورمونی اثرات مفیدی در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی دارند (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). مواد هوموسی به عنوان مهم ترین بخش مواد آلی نقش اساسی در کیفیت خاک داشته و به طور مستقیم روی رهاسازی عناصر غذایی ، ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت بافری فسفر و ابقاء مولکولهای آلی فلزی و سمی نقش مهمی دارند. تا مدت ها تصور می شد که اثرات تحریک کنندگی مواد هوموسی شبیه به هورمون های اکسین، سیتوکنین و اسید آبسزیک است ولی بعداً مشخص شد که اثرات مواد هوموسی در ارتباط مستقیم با افزایش جذب عناصر غذایی ماکرو مثل,N P ,S و عناصر غذایی میکرو مثل Fe Zn ,Cu ,Mn می باشد. مواد هوموسی جذب کانی ها را از طریق تحریک و افزودن فعالیت میکروبیولوژی زیاد می کند (فرقانی و جوانمرد، ۱۳۸۴).

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir