پایان نامه ارشد با موضوع مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی و مدل نتایج و تعیین کننده ها


Widget not in any sidebars

-4 بهره وری که با تعریف سنتی نسبت خروجی به ورودی معرفی شده است.( Ghalayini, A.M., Noble, J.S. and Crowe, T.J. (1997))
مدل نتایج و تعیین کننده ها (1991)
یکی از مدل هایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد ، چارچوب «نتایج و تعیین کننده ها» است. این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه ، در هر سازمانی وجود دارد. شاخصهایی که به نتایج مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده های نتایج تمرکز دارند. دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخصها ، نشان دادن این واقعیت است که نتایج به دست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند. به بیان دیگر، نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار (LAGGING INDICATOR) هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخصهای اساسی و پیشرو هستند. شاخصهای مربوط به تدریج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخصهای مربوط به تعیین کننده ها عبارتنداز: کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری(Tangen, S. (2004))
ماتریس عملکرد (1989)
کیگان در سال 1989 ماتریس عملکرد را معرفی کرد که نقطه قوت این مدل آن است که جنبه های مختلف عملکرد سازمانی شامل جنبه های مالی و غیر مالی و جنبه های داخلی و خارجی را به صورت یکپارچه مورد توجه قرار می دهد.اما این مدل به خوبی و به صورت شفاف و آشکار روابط بین جنبه های مختلف عملکرد سازمانی را نشان نمی دهد. (Neely, A.D., Richards, A.H.,(2000))
یکی از مدلهایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد، چارچوب نتایج و تعیین کننده ها است.که در سال 1991 شکل گرفت.این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه، در هر سازمانی وجود دارد.شاخصهایی که به عملکرد مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده نتایج تمرکز دارند.دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخص ها، نشان دادن این واقعیت است که نتایج بدست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند.به بیان دیگر نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخص های اساسی و پیشرو هستند.شاخص های مربوط به نتایج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخص های مربوط به تعیین کننده ها عبارتند از:کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری.
2-28 پیشینه تحقیق
2-28-1 مطالعات انجام شده در داخل کشور
در داخل ایران تحقیقات بسیاری بین دو متغیر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی انجام گرفته است. که در اکثر مقاله ها و مطالب حاضر نمونه هایی یافت می شود. بیشتر تحقیقات صورت گرفته توسط پژوهشگران در مدارس و محیط های آموزشی حاکی از همبستگی بالا بین این دو متغیر است :
یحیایی (1376) در تحقیقی به بررسی عوامل مؤثر در انگیزه پیشرفت تحصیلی و رابطه آن با هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته است. نمونه ای با حجم 261 نفری به شیوه نمونه گیری طبقه ای – تصادفی انتخاب گردید. در این تحقیق نشان داده شد که بین انگیزه پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.
زندی (1379) در تحقیقی به بررسی توزیع هوش هیجانی دختر و پسر دانشکده روان شناسی داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳلاﻣﻲ واﺣﺪ ﺗﺒﺮﻳﺰ پرداخته است. تعداد 126 نفر از دانشجویان شامل 66 دختر و 37 پسر به صورت تصادفی از جامعه مزبور را انتخاب نموده که همگی در سال تحصیلی 80-79 شاغل به تحصیل بودند. وی به کمک پرسشنامه 70 سؤالی برگرفته از نظریات گلمن است به توزیع نمرات بین افراد اشاره دارد که بر اساس نتیجه گیری او متوسط نمره هوش هیجانی دختران و پسران یکسان می باشد.
آمنه صابری (1382) که بررسی رابطه میان هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی (دانشگاه جامع امام حسین (ع) پرداخته است نتایج بدست آمده به این صورت است که بین جنسیت دانش آموزان و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد بطوریکه هوش هیجانی دختران بیشتر از پسران است.
شاه مرادلو (1383) در تحقیق دیگری که به دنبال مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان انجام داد نشان داد که کدام پیش بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. از نتایج بدست آمده چنین استنباط می شود که هوش هیجانی نسبت به هوش شناختی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی از توان بیشتری برخوردار است.
نتایج بدست آمده از تحقیق درتاج و ربیعی وزیری که در مورد رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان صورت گرفته نشان می دهد که بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و تعدادی از این کودکان در تکالیفی که مستلزم توجه بیشتر و کنترل هیجانات می باشند از جمله ریاضیات و دروس مفهومی با مشکل مواجهند.
آقایی و جلالوند(1382) تحقیقی را با عنوان بررسی ارتباط بین هوش عاطفی و ویزگی های جمعیت شناختی با نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده در شهر کرمانشاه انجام دادند.این تحقیق بر روی 55 دختر و 57 پسر انجام شد.نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین هوش عاطفی و ازدواج وجود ندارد ولی بین خرده مقیاسهای این دو متغیر ارتباطات معناداری به شرح زیر دیده شد.
خرده مقیاسها(مهارت حل مسأله، استقلال و خود شکوفایی) با جنبه خانوادگی نگرش به ازدواج، روابط بین فردی با ابعاد فردی، اجتماعی و خانوادگی نسبت به ازدواج، خوش بینی با جنبه خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج، مسئولیت با جنبه فردی و خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج و همدلی با جنبه اجتماعی نگرش نسبت به ازدواج، ارتباط معناداری داشتند.
2-28-2 مطالعات انجام شده در خارج کشور
گاردنر(2003)مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی و شیوه های رهبری در دانشگاه هاروارد را انجام داد. این تحقیق نشان می دهد که هوش عاطفی در روانشناسی روز به روز عمومی تر می شود و یک عامل مفید جهت تعلیم، انتخاب، توسعه و راهنمایی کارکنان است.در این تحقیق که بر روی 303 نفر از مدیران ارشد انجام شد، نتایج حاکی از این بود که هوش عاطفی ارتباط زیادی با همه اجزا دگرگون ساز از جمله آگاهی هیجانی و مدیریت هیجانی دارد.هوش عاطفی بهترین پیش بینی کننده موفقیت در این شیوه رهبری می باشد.نتایج این مطالعه استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی را برای شناسایی رهبران موثر ، برای انتخاب و توسعه سازمان پیشنهاد می کند.
اوگینز کا- بولیک(2005) مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی در بیمارستان لودز در لهستان انجام دادند. این مطالعه بر روی 230 نفر از پزشکان، پرستاران، معلمان و مدیران انجام شد، و چنین نتیجه گیری شد که هوش عاطفی یک عامل ضروری در تعیین موفقیت زندگی و سلامت روانی است.هوش عاطفی تاثیر ضروری در مقابله با استرس شغلی افراد دارد و باعث پیشگیری از ایجاد تاثیرات منفی بر سلامت روانی آنها می شود.
لورا و همکاران(2005) مطالعه ای با عنوان ارتباط بین اضطراب اجتماعی و هوش عاطفی در دانشگاه تورنت کانادا انجام دادند. نمونه این تحقیق 2629 نفر بودند. نتیجه نشان داد که هوش عاطفی ارتباط زیادی با اضطراب ناشی از تعاملات اجتماعی دارد ولی ارتباط با اضطراب عملکرد ندارد. همین طور هوش عاطفی یک عامل با اهمیت در تنظیم روابط بین فردی می باشد که باعث کاهش اضطراب در تعاملات می شود.
شاته و همکارانش(2007)مطالعه ای را با عنوان بررسی تاثیر هوش عاطفی بر سلامت در دانشگاه فلوریدای جنوبی سنت پترزبورگ انجام دادند. در این مطالعه که بر روی7898نفر انجام شد، نتایج نشان داد که هوش عاطفی بالاتر با سلامتی بیشتر در ارتباط است.هوش عاطفی با سلامت روانی(r=./29)سلامت جسمی روانی(r=./31) و سلامت جسمی(r=./22) مرتبط می باشد.
لاو و همکاران(2008) مطالعه ای تحت عنوان تاثیر هوش عاطفی بر روی عملکرد شغلی و رضایتمندی از زندگی در چین انجام دادند.در این مطالعه ارتباط بین هوش شناختی و هوش عاطفی به روش تست واندرلیک مورد بررسی قرار گرفت.همین طور رضایت از زندگی و عملکرد شغلی بر اساس سیستم ارزیابی شرکت سنجیده شد.شرکت کنندگان در این مطالعه 102 دانشمند در شهر پکن بودند که در یک شرکت بزرگ کامپیوتر کار می کردند.نتایج نشان داد که عملکرد شغلی ارتباطی با هوش شناختی ندارد و در عوض ارتباط زیادی با هوش عاطفی دارد.
دیوید وکسلر در سال 1952م همراه با گسترده کردن آموزه‌های بهره هوشی، توانایی‌های عاطفی را به عنوان بخشی از توانایی‌های معروف هوش، در دانشگاه سن آنتونیو تصدیق کرد. هاوارد گاردنر (1983م) نیز در احیای تئوری هوش هیجانی در روان‌شناسی نقش برجسته‌ای ایفا کرده است. مدل تأثیرگذاری وی تحت عنوان هوش‌های متکثر یا هوش‌های چندگانه شامل انواع متفاوتی از هوش، از جمله هوش شخصی، هوش میان‌فردی و هوش درون فردی است.
شاید بتوان گفت که روون بارون (1988م) اولین کسی است که گام‌های نخستین را برای ارزیابی هوش هیجانی به عنوان معیاری از سلامت برداشته است. وی در رساله دکتری خود اصطلاح ضریب هیجانی را در مقابل بهره هوشی به کار برده است. این، درست زمانی است که اصطلاح هوش هیجانی هنوز معروفیت عمومی پیدا نکرده و هنوز سالوی و مایر اولین مدل هوش هیجانی خود را به چاپ نرسانده‌اند. بارون (2000م) اینک هوش هیجانی را به عنوان مجموعه‌ای مشتمل بر دانش هیجانی و اجتماعی و توانایی‌هایی مطرح می‌کند که بر توانایی عمومی ما در برخورد مؤثر با خواسته‌های محیطی تأثیر می‌گذارند. این مجموعه، شامل مواردی است که عبارت‌اند از:
توانایی آگاه بودن، فهمیدن و بیان کردن خود،

پایان نامه ارشد با موضوع مهارت های اجتماعی و مدیران و رهبران

5-1 مقدمه 72
Widget not in any sidebars

5-2 مروری بر آمار توصیفی 72
5-3 تحلیل نتایج 73
5-3-1 فرضیه اصلی تحقیق 73
5-3-2 فرضیه های فرعی تحقیق 73
5-3-2-1 فرضیه فرعی شماره یک 73
5-3-2-2 فرضیه فرعی شماره دو 74
5-3-2-3 فرضیه فرعی شماره سه 74
5-3-2-4 فرضیه فرعی شماره چهار 74
5-3-2-5 فرضیه فرعی شماره پنج 75
5 – 4 پیشنهادات 76
5-5 پیشنهادات به مدیران سازمان ها 76
5-6 پیشنهادات برای پژوهش های آتی 78
5 – 7 محدودیت ها تحقیق 78
منابع و مأخذ 117
منابع ومآخذ فارسی 118
منابع ومآخذ لاتین 120
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
از جمله مسائلی که مدیران و رهبران به آن توجه می کنند، ارتباطات و تعاملات صحیح با مشتریان و عرضه کنندگان و کارکنان سازمان است که جزو نیروهای رقابتی نیز محسوب می شوند.مدیران یا رهبران می دانند که آنچه باعث تقویت عملکرد می شود،مهارت مدیران بر خویشتن و درک متقابل دیگران می باشد که امروزه یکی از نکات کلیدی سازمانها در حوزه رفتار سازمانی محسوب می شود.مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران از طریق هوش عاطفی حاصل می گردد و به عبارت دیگر هوش عاطفی باعث تقویت ارتباطات، اثربخشی و مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران می شود.
در سال1990 دو تن از استادان دانشگاههای امریکا به نام های جان مایر و پیتر سالووی بر اساس تحقیقات خودشان مقاله ای در زمینه هوش عاطفی به چاپ رسانیدند.آنها برای اثبات هوش عاطفی به عنوان هوش حقیقی به دنبال آزمون های جامع و فراگیر رفتند.هدف آنها این بود که آزمونی ایجاد کنند تا توانمندیهای افراد را در زمینه هیجانات و عواطف به شکل علمی اندازهگیری کنند.
به دنبال آنها دانیل گولمن، از تحقیقات آنها و هوش مضاعف هاروارد گاردنر برای تحقیقات خود استفاده کرد.گولمن از بین هفت هوشی که گاردنر بیان کرده بود که آنها عبارتند از:1)زبان شناختی 2)منطقی 3)موزیکال 4)جنبشی 5)فضایی/بصری 6)هوش درون فردی 7)هوش میان فردی بودند، از هوش درون فردی به مفهومی به نام فراحالتی رسید که طبق تعریف گولمن یعنی اگاهی از عواطف خودمان.او با این مفهوم مدل مایر و سالووی را تعدیل کرد.او هوش عاطفی را به دو مولفه یعنی شایستگی های فردی و اجتماعی تقسیم کرد.که به طور مختصر آن شایستگی ها به اقلامی چون خودآگاهی و خود تنظیمی و خودانگیزشی و همدلی یا آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی تقسیم شده است.(خان محمدی، هادی، 1387)
هوش عاطفی مجموعه ای از خصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است.این خصوصیات شخصیتی باعث می شود که فرد از شیوه های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده می کند.این افراد رضایت از زندگی بیشتری دارند،شاداب تر هستند،ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی دارند.از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند.دلسوز و پرملاحظه هستند.مسئولیت پذیری بیشتری دارند.در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند.با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند.
1-2 بیان مسأله

مقاله درمورد روان درمانی خانواده و دانشگاه علوم پزشکی


Widget not in any sidebars

پیشنهاد می شود کارگاهها و دوره های آموزشی برای انتخاب همسر با نگاه ویژه به افراد دارای والدین متعارض تشکیل شود
پیشنهاد می شود برای والدین دچار تعارض، کلاس های آموزشی در خصوص تاثیر گذاری تعارضات آنها بر فرزندان برگزار شود.
پیشنهاد می شود مراکز مشاوره بخصوص مراکز مشاوره ی تخصصی ازدواج از نتایج این مطالعه جهت ارائه خدمات مشاوره ای بهر گیرند
منابع و مآخذ
باقیانی مقدم، محمد حسین؛ بروجنی، داریوش؛ میرازیی علویجه، مهدی و شهبازی، حسن.(1390). بررسی نگرش جوانان در شرف ازدواج در رابطه با شناخت همسر آینده و زندگی مشترک در شهرستان بروجن. مجله تحقیقات سلامت. دوره 7، شماره 6، ص: 693-703.
بختیارپور، سعید؛ حافظی، فریبا؛ کوچکی؛ لادن و خاجونی، ابراهیم.(1392). رابطه افسردگی و رضایت زناشویی مادران با مشکلات رفتاری دختران. یافته های نو در روان شناسی، دروه 8، شماره 25، ص:41-54.
بهاری، فرشاد؛ فاتحی زاده، مریم؛ احمدی، سید احمد؛ مولوی، حسین و بهرامی، فاطمه.(1390). تاثیر آموزش مهارت های ارتباط همسران بر کاهش تعارض های زناشویی زوجه های متعارض متقاضی طلاق. پژوهش وهای روان شناسی بالینی و مشاوره، دوره1، شماره1؛ ص:59-70.
پورافکاری، نصراله؛ عنبری روزبهانی، مهدخت و حکیمی نیا، بهزاد.(1391). بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و نگرش به ازدواج؛ مطالعه موردی دانشجویان دختر 18-25 ساله دانشگاه اصفهان. فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد شوشتر، دوره هفتم، دوره 21، ص: 73-98.
ثنایی، ذاکر(1379). مقیاس های سنجش خانواده وازدواج. تهران: انتشارات بعثت
ثنایی، ذاکر(1387). نقش خانواده اصلی در ازدواج فرزندان. تازه ها و پژوهش های مشاوره، 1(2)، 21- 46.
حسنی، فاطمه؛ ثنایی ذاکر، باقر.(1384). مقایسه تعارض زناشویی والدین با تعارض زناشویی فرزندان همسردار آنها. اندیشه ی نوین تربیتی، دانشکده ی علوم تربیتی. دوره ی 1، شماره 4، زمستان 1384:ص: 79-96.
دستجردی، رضا؛ خزاعی،کلثوم و سعادتجو، علیرضا. (1383). مبانی روانشناختی تعارض با والدین، از دیدگاه نوجوانان مقطع متوسطه بیرجن . د دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشکده خانواده.
دیباجی فروشانی و فاطمه سادات.(1387). بررسی تاثیر نقش روابط بین والدین نظیر رضایت زناشویی، راهبردهای حل تعارض و سبک های دلبستگی آنان بر پیشرفت تحصیلی فرزندان . پایان نامه ی چاپ نشده ی کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاداسلامی، واحد تهران مرکزی.
رضوی، نجما.(1388). بررسی وضعیت ازدواج جوانان»، گزارش ملی جوانان، نشر سازمان ملی جوانان، . سایت حوزه. http://www.hawzah.net/
ریاحی، فروغ؛ امینی، فاطمه و صالحی ویسی، محمد.(1392). مشکلات رفتاری کودکان و ارتباط آن با سلامت روان مادران. فصلنامه دانشگاه علوم پزشکی جهرم، دوره10، شماره 1، ص: 46-53.
سپاه منصور، مژگان؛ امامی پور، سوزان؛ حسن زاده، فرشید.(1390) رابطه سبک های دلبستگی با راهبردهای حل تعارض فرزندان نسبت به والدین. مجله روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز. چاب دهم، شماره 29، ص: 61-72.
شفیعی، فاطمه.(1393). ازدواج موفق. تهران: نشر ارسباران.
صحت، فاطمه؛ صحت، نرگس؛ خانجانی، سحر؛ سیامک، محیا و شاه سیاه، مرضیه.(1393). تاثیر رویکرد کوتاه مدت راه حل محور- بر کاهش تعارضات زناشویی شهر قم. دوره 10، شماره2، ص: 268-275.
عملکرد زوج های ناسازگار. کردستان: فصلنامه مشاوره و روان درمانی خانواده، دوره2، شماره 3، ص:287-268
فرحبخش، ک . (1383). مقایسه میزان اثربخشی مشاوره زناشویی به شیوه شناختی الیس، و اقعیت درمانی گلاسر اختلاطی از آن دو در کاهش تعارضات زناشویی. رساله دکتری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.
قائمیان اسکویی، آسیان. (1388). رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک های حل تعارض بین فردی با سازگاری زناشویی دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.
قره باغی، فاطمه و وفایی، مریم.(1387). تعارض زناشویی، ارزیابی و مقابله شناختی کودک با تعارضات والدین و نشانه های آسیب شناختی و سلامت کودک. فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی، دوره دوم، شماره اول، بهار 1387 ، ص:51-65

پایان نامه با موضوع امنیت عاطفی و بررسی توزیع انواع سبک های فرزندپروری

نمودار 4-1 بررسی توزیع انواع سبک های فرزندپروری 48
چکیده:
Widget not in any sidebars

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطهی بین شیوه فرزندپروری والدین با عملکرد تحصیلی دانش آموزان سال دوم دوره اول مقطع متوسطه شهر ایلام میباشد. برای دستیابی به این هدف، سوالات و فرضیاتی مطرح و از طریق پیمایشی به گردآوری اطلاعات اقدام گردید. نمونه آماری پژوهش حاضر را دانشآموزان سال دوم دوره متوسطه اول به همراه والدین آنها تشکیل داده که از میان آنها و بر اساس فرمول کوکران تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی شیوههای فرزندپروری دیاناباومریند استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که2/65 درصد خانواده ها دارای سبک فرزندپروری قاطعانه، 4/22 درصد دارای سبک فرزندپروری استبدادی و 4/12 درصد نیز سهلگیر هستند. نتایج حاصل از تحلیل دادهها بیانگر رابطه مثبت و معنادار بین سبک فرزندپروری قاطعانه والدین و عملکرد تحصیلی فرزندان بوده اما بین سبک فرزندپروری سهلگیرانه و سبک مستبدانه والدین با عملکرد تحصیلی فرزندان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین عملکرد تحصیلی فرزندانی که والدین آنها از سبک فرزندپروری قاطعانه استفاده میکنند بهتر از سبکهای سهلگیرانه و استبدادی بوده است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره، نشان داد که 2/42 از کل تغییرات متغیر عملکرد تحصیلی، وابسته به 3 متغیر ذکر شده در این معادله می‌باشد.بیشترین میزان اثر بر متغیر وابسته، مربوط به سبک مستبدانه با اندازه اثر 446/0- و کمترین میزان اثر، مربوط به متغیر سبک سهلگیرانه با اندازه اثر 076/0- است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که غیر موثرترین سبک فرزندپروری، روش مستبدانه است.
کلیدواژهها: فرزندپروری – سبک قاطعانه – سبک سهلگیرانه – سبک استبدادی – عملکرد تحصیلی
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه:
اساس توسعهی علمی‌هر جامعهای را آموزش و پرورش آن جامعه تشکیل میدهد، و در این راستا توجه به کیفیت آموزشی و ارتقاء سطح علمی‌و عملکرد تحصیلی نوجوانان و جوانان، سبب استحکام ساختار علمی‌جامعه و حرکت درست در زمینهی توسعهی علمی‌آن میگردد. از اینرو جستجوی راههای افزایش سطح علمی‌افراد و پیشرفت تحصیلی در برگیرندهی استعداد، توانایی و کار دانش آموز است. این یک عنصر چند بعدی است. این عنصر به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی مربوط است و به یک مورد خاص ارتباط ندارد ، بلکه طی زمان و در زندگی دانش آموزان در مدارس عمومی‌و در سالهای دانشگاه و زندگی کاری خود را نشان می‌دهد (استنبرگ، 1993، به نقل از پرویز، 1384).رفع موانع عملکرد بهتر تحصیلی نوجوانان و جوانان از ضروریاتی است که باید بدان توجه گردد.
از طرف دیگر پیشرفت تحصیلی به عنوان یک متغیر وابسته، همواره مورد توجه محققان قرار گرفته است. یادگیری و پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل بیشماری است که به سادگی قابل شناسایی و کنترل نیست. در بررسی عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی باید به دو دسته عوامل، یکی عوامل مربوط به دانش‌آموز و ویژگی‌های فرد و بطور کلی آنچه تفاوت فردی اطلاق می‌شود و عامل دوم، عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش، عوامل خانوادگی و غیره اشاره نمود. به عبارتی پیشرفت (افت) تحصیلی گاه به علت خصایص، ویژگی‌ها، شاخص‌های ذهنی، اجتماعی، عاطفی خود دانش‌آموز و گاه به علت کارکردهای مدرسه و سیستم درونی آموزش و پرورش، نهاد خانواده و یا سایر نهادهای جامعه است.
از جمله عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی، چگونگی ارتباط والدین با فرزندان و به نوعی دیگر شیوههای فرزندپروری آنها میباشد. برای تبیین رابطه سبک فرزندپروری با رفتارهای کودکان، تحقیقات جدید بر روی مولفههای رابطه و مراقبت وساختار تکیه کرده اند.مسئولیتپذیری والدینی وصمیمیت از عناصر رابطه و مراقبتاند وکنترلهای محدودیت از عناصر ساختار محسوب می‌شوند(الکساندر،2006). در مطالعه ای که رپینسکی و شانک (2002) بر رویی 76 خانواده (هر دو والد و نوجوانان آن خانوادهها) انجام دادند، تاثیررفتار گرم و حمایت کنندهی والدین بر سازگاری در مدرسه، عملکرد تحصیلی و مشکلات رفتاری نوجوانان را مورد بررسی قرار دادند، آنان به این نتیجه رسیدند که رفتار والدین بر این متغیرها تاثیر دارد. (تنهاییرشوانلو، 1387)
همچنین زمینه فرهنگی خانواده، تاثیر مهمی‌در باورهایوالدینبرایپرورشفرزندانداشتهباشد. تفاوتهایفرهنگی،میتوانندتفاوتهایخاصیرادراعتقادات،باورهاونگرشهایوالدیندرموردفرزندان بوجود آورند. مطالعات نشان می‌دهند که والدین با پیشینه و زمینه فرهنگی متفاوت، در درون یک جامعه،در نظرات خود از فرزندپروری و رشد کودک متفاوت می‌باشند(بورنشتین،۱۹۹۱، به نقل از تاجری، 1389).
شیوههای فرزندپروری متفاوت بوده و به نوع خانوادهها و متغیرهای دیگری بستگی دارد. بر این اساس پژوهشگر در تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطهی شیوههای فرزندپروری با عملکرد تحصیلی فرزندان میباشد.
1-2- بیان مساله
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن، موضوع مهمی‌است که بخش عمدهای از پژوهشهای علوم تربیتی و روانشناسی را به خود اختصاص داده است. محققان توافق دارند که علاوه بر آموزش، بسیاری دیگر از عوامل از جمله، محیط، مدرسه، خانواده، سبکهای فرزندپروری و محیط اجتماعی کودک که کودک در آن زندگی میکند و همچنین مشخصههای فردی مانند هوش، شخصیت، سن، همسالان و انگیزه در عملکرد تحصیلی او نقش مهمی‌را ایفا میکنند (ودودی مفید و همکاران، 1391).
خانواده نخستین نهاد زندگی اجتماعی کودک است که در شکل گیری عادتها و اندیشههای اجتماعی کودک نقش بسیار مهمی‌دارد. در شکلگیری رفتار و دیدگاههای اجتماعی کودک، جنبههای عاطفی روابط والدین و فرزندان نقش مهمی‌دارد، در خانوادههایی که والدین رفتارهای محبت آمیز دارند، معمولاً کودکان نیز با رفتارهای اخلاقی مثبت و احترام به دیگران و انگیزه پیشرفت رشد مییابند (محبی نورالدین وند و همکاران، 1389).
خانواده با توجه به تأثیر قابل توجه بر رشد روانشناختی فرزندان، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شخصیت آنان بوده و به طور مستقیم و غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی فرد تأثیر میگذارد (دسجردینس و همکاران، 2008). بهطورکلی نقش و تأثیر خانواده برشکلگیری شخصیت به طور عمده در سه محور تأثیر سبکهای فرزندپروری، سایر اعضاء خانواده و ترتیب تولد فرزندان مورد توجه قرار گرفته است (ویک نلسون و ایزرل، 2009).
سبک فرزند پروری مجموعه ای از نگرش ها در مورد کودک است که به ایجاد جوی هیجانی منجر می‌شود که والدین رفتارهای خود را با کودک در بستر آن شکل داده و تنظیم می‌کند(دارلینگ و اشتنبرگ، 1993؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392). باومیرند (1991) بر اساس دوبعد توقع و پاسخ دهی چهار سبک فرزندپروری را مشخص کرده است که عبارتند از: 1- فرزندپروری مستبدانه که در آن والدین از فرزندان خود توقع و انتظارات زیاد، ولی پاسخ دهی کمی‌دارند، بر اطاعت بی چون و چرا کودکان تأکید دارند، فاقد گرمی، صمیمیت و حمایت اند و بسیار سختگیر هستند؛ 2-فرزندپروری مقتدرانه که در آن والدین هم درخواست کننده و هم پاسخ دهنده اند، قوانین روشن و واضح دارند، از شیوههای منطقی و استدلالی برای متقاعد کردن کودکان استفاده می‌کنند، حمایت کننده اند و با کودک همدلی میکنند (کوپلن و همکاران، ،2002؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392)؛ 3- فرزند پروری سهل انگارانه که در آن والدین بسیار پاسخ دهنده اند و کمتر درخواست کننده اند. آنها قوانین زیادی برای فرزندشان وضع نمیکنند و کنترلی بر رفتارهای آنان ندارند؛ 4- فرزند پروری بدون توجه و مراقبت که در آن والدین نه پاسخ دهنده و نه درخواست کننده اند، فاقد قوانین مشخص اند، فاقد گرمی‌و حمایت و صمیمیت اند و نظارت و کنترلی بر رفتارهای فرزندان خود ندارند (کوپکو، 2007).
در واقع سبک های فرزند پروری از طریق تأثیر بر عزت نفس، استقلال، خودکنترلی و راه های مقابله با تنیدگی کودکان و نوجوانان (کوپکو، 2007؛ وارگو، 2008) سایر رفتارهای آنان، از جمله عملکرد تحصیلی، رفتارهای سازش نایافته و مشکل آفرین را تحت تأثیر قرار می‌دهند (ابر و همکاران، 2009؛ ترنر و همکاران، 2009؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392).
یافته های پژوهشی حاکی از آن است که موفقیت زیاد در مدرسه با روشهای فرزند پروری قاطعانه ارتباط دارد. در یک مطالعه وسیع معلوم شد که کودکان دبیرستانی بسیار موفق که نمره های بالایی داشتد والدینشان روشی قاطعانه داشتند و کمترین نمره متعلق به دانش آموزانی بود که والدین مستبد داشتند (بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، 1389). به طور مثال در پژوهش آنولا و همکاران (2000) نشان داده شد که بین شیوه تربیتی والدین با میزان موفقیت تحصیلی نوجوانان ارتباط وجود دارد؛ به نحوی که هرچه میزان حمایت و پاسخدهی والدین در شیوه تربیتی بالاتر باشد، میزان پیشرفت تحصیلی فرزندان نیز بالاتر است.
تغییرات اجتماعی، فرهنگی، تکنولوژیکی و اقتصادی پدید آمده در دوره ی جدید در استان ایلام، ساختارهای مختلف این جامعه را دستخوش تغییر ساخته و دامنهی این تغییرات احتمالاً به روابط بین والدین و فرزندان نیز سرایت نموده که شیوههای فرزندپروری والدین نیز بخشی از این تغییرات احتمالی را شامل میشود. با توجه بافت فرهنگی خاص جامعهی ایلام، این پژوهش به دنبال بررسی اینست که آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان پایه دوم متوسطه شهر ایلام رابطه وجود دارد؟
1-3-ضرورت پژوهش
مطالعه عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی طی چند دهه اخیر بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که پیشرفت تحصیلی هم از ساختارهای دانش و فرآیندهای پردازش اطلاعات تاثیر می پذیرد، هم از عوامل محیطی از جمله عوامل خانواده و شیوه‌های فرزند پروری.
شیوههای فرزندپروی و روشهای انظباطی آنان بیتردید تحت تأثیر خصوصیات شخصیتی و سیستم اعتقادی آنان است. والدین سالم و بالغ در مقایسه با والدین نابالغ و ناسالم معمولاً با حساسیت و مهربانی بیشتری به نیازها و اشارات کودکان توجه میکنند. این نوع فرزندپروری امنیت عاطفی، استقلال، توانش اجتماعی و موفقیت هوشی کودکان را تشویق میکند. سبکهای فرزندپروری به طور قابل توجهی پیامدهای مهمی‌را برای پیشرفت تحصیلی کودکان و نوجوانان به دنبال دارد (بلسکی و همکاران، 1984؛ به نقل از بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، 1389).
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان یکی از شاخصهای مهم در ارزیابیهای آموزش و پرورش است و تمام کوششها و کششهای این نظام در واقع برای جامه عمل پوشاندن به این امر مهم است؛ به عبارتی جامعه و به طور ویژه آموزش و پرورش، نسبت به سرنوشت، رشد و تکامل موفقیت آمیز و جایگاه فرد در جامعه، علاقهمند است و انتظار دارد فرد در جوانب گوناگون از جمله ابعاد شناختی و کسب مهارت و توانایی و نیز در ابعاد شخصیتی، عاطفی و رفتاری، آن چنان که باید پیشرفت کند و رشد و تعالی یابد. با توجه به اینکه میزان پیشرفت و افت تحصیلی یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی است، کشف و مطالعه متغیرهای تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی، به شناخت بهتر و پیش بینی متغیرهای موثر در مدرسه می‌انجامد. بنابراین بررسی متغیرهایی که با پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف رابطه دارد، یکی از موضوعات اساسی در آموزش و پرورش است (فراهانی، 1387).
با توجه به اهمیت پدیده‌ی پیشرفت تحصیلی و متغیرهای تاثیرگذار بر آن و همچنین از آنجا که فرزندان هر خانواده، بعنوان سرمایه های یک کشور محسوب می‌شوند؛ پیشرفت تحصیلی آنان امری است که پس از سلامت جسمی‌و روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به اینکه فرزندان در محیط خانواده رشد می‌یابند و تربیت می‌شوند، الگوی تربیتی والدین نقش مهمی‌در پیشرفت تحصیلی فرزندانشان دارد بنابراین ضرورت بررسی رابطه بین سبکهای فرزندپروری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان قابل توجیه است.
1-4-اهداف تحقیق

مقاله رایگان درباره نظریه های عملکرد تحصیلی و تاریخچه ارزیابی عملکرد

2-2-3-2. تجارب جانشینی
Widget not in any sidebars

تجارب موفقیت آمیز شخصی با نفوذترین و موثرترین منبع داوری خودکارآمدی، موفقیت عملکرد است. تجربه های موفق قبلی در تکالیف مختلف، نشانه های مستقیم از سطح تسلط و قابلیت های فرد است. موفقیت های قبلی قابلیت های افراد را نشان می دهند و احساس خودکارآمدی را تقویت می کنند، و شکست های که قبل از تثبیت کامل احساس خودکارآمدی رخ می دهند کارآمدی شخصی را بیشتر مخدوش می کنند، و از طرف دیگر، اگر افراد صرفا موقعیت های سهل الوصول داشته باشند در آن ها انتظار دستیابی سریع به نتایج به وجود می آید و بر اثر شکست، به سرعت دلسرد می شوند. ایجاد احساس قوی خودکارآمدی، به غلبه بر موانع از طریق تلاش مداوم نیاز دارد. بعضی از سختی ها و عقب نشینی ها در تعقیب های انسان مفید تلقی شده و به فرد می آموزد که موفقیت مستلزم تلاش پایدار است؛ آن ها در می یابند که موفقیت حاصل پشتکار در برخورد با موقعیت های نامطلوب و دست بر داشتن سریع از عقب نشینی است( عابدینی، 1390).
2-2-3-3. متقاعد سازی کلامی
متقاعد سازی کلامی ترغیب های اجتماعی باورهای شخص را به موفقیت افزایشمی دهد. افرادی که از طریق صحبت کردن متقاعد شده اند توانایی های لازم را برای عملکرد موفق را دارند، در مقایسه با وقتی که دچار تردید می شوند و به هنگام بروز مشکلات در مورد دشواری های شخصی زیاد بحث می کنند و تلاش و پایداری بیشتری نشان می دهند. القای تدریجی باور بالا بودن خودکارآمدی، دشوارتر از خدشه دار کردن آن است افزایش غیرواقع بینانه باور به کارآمدی بر اثر نتایج نامناسب و مایوس کننده تلاش های فرد به سرعت توانایی های خود، موقعیت ها را طوری شکل می دهند که زمینه موفقیت افراد را فراهم سازد و مانع حضور آن ها در موقعیت هایی می شوند که در آن ها اغلب احتمال شکست زودرس وجود دارد، و این عامل رایج ترین منبع اطلاعات است که از سوی والدین، معلمان و همسالان، مورد استفاده قرار می گیرد.
2-2-3-4. برانگیختگی فیزیولوژیکی
برانگیختگی فیزیولوژیکی یعنی حالت های فیزیولوژیک نابهنجار به انتظارات ناکارآمدی کمک می کنند و باعث ترس و تنش در افراد می شود و آن ها را به عنوان نشانه های آسیب پذیری در برابر عملکرد ضعیف تعبیر می کنند. انسان ها در قضاوت در مورد توانایی های خود بر حالات عاطفی خود نیز متکی هستند. آن ها زمانی که ضعیف عمل می کنند، کنش های استرس و تنش های خود را نشانه آسیب پذیری می دانند. آن ها به هنگام درگیری در فعالیت هایی که توان و استقامت بالایی می طلبد، خستگی، درد، و رنج خود را نشانه ضعف جسمانی تلقی می کنند.
بندورا(1997)، اطلاعات مربوط با قضاوت های مربوط به توانایی های شخصی خواه حاصل تجارب شخصی، تجارب جانشینی، ترغیب کلامی و برانگیختگی هیجانی باشد، به طور ذاتی عمل نمی کنند. بلکه تنها از طریق فرایندهای شناختی اطلاعات کارآمدی افکار انعکاسی فراگرفته می شوند( عصاره، 1378).
2-3. بخش سوم: پیشینه مبانی عملکرد تحصیلی
2-3-1. عملکرد
در اوایل دهه 1990، یعنی زمانیکه مطالعات میدانی نشان دادند که کارکردهای مدیریت منابع انسانی در سازمانها ارتباط مثبتی با بهبود بازده کلی سازمان دارد، این رشته از اهیمت بیشتر برخوردار شد. به عبارت دیگر، بکارگیری کارکردهای منابع انسانی با عملکرد بهتر در حوزه های مالی و عملیاتی در این سازمانها ارتباط داشته است. غالب این مطالعات در سازمانهای بخش خصوصی و عمدتا در سطح ایالات متحده انجام گرفته اند.
2-3-2. تاریخچه ارزیابی عملکرد
تاریخچه ارزیابی عملکرد به قرن هفتم هجری برمی‌گردد. این موضوع نخستین بار از سوی خواجه رشیدالدین فضل‌الله مطرح شد. قرن‌ها پس از آن در سال ۱۳۴۹ در کشور مقرر شد. مدیریت و نحوه انجام امور مورد ارزیابی قرار گرفت. به این منظور مرکز ارزشیابی سازمان‌های دولتی در نخست وزیری تشکیل شد. در سال ۱۳۵۲ با آغاز برنامه پنجم عمرانی به موجب بند ۸ ماده ۵ فصل سوم قانون برنامه و بودجه کشور، وظیفه ارزیابی عملکرد دستگاه‌های اجرایی به عهده سازمان برنامه و بودجه گذاشته شد، و به همین منظور معاونت ارزشیابی سازمان‌های دولتی در این سازمان تشکیل شد(فضلی و آذر، 1381).
در سال ۱۳۵۴ براساس اصلاحیه مورخ ۲۸/۱۲/۵۳ قانون استخدام کشوری و به موجب بند ۶ قسمت ب ماده ۶۰۴ قانون مذکور وظیفه ارزشیابی و کارایی در دستگاه‌های اجرایی کشور، به منظور راهنمایی آنها در جهت برقراری روش‌های صحیح اداری و اصول مدیریت و گزارش آن به نخست وزیر، به سازمان امور اداری و استخدامی کشور منتقل و در پی آن دفتر ارزشیابی سازمان‌های دولتی تشکیل شد. در سال ۱۳۵۹ دفتر ارزشیابی سازمان‌های دولتی در سازمان امور اداری و استخدامی کشور منحل و اقدامات مربوط به ارزیابی کارایی و عملکرد دستگاه‌های اجرایی تا سال ۱۳۷۶ متوقف شد. در سال ۱۳۷۹ نیز پس از ادغام دو سازمان برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور و تشکیل سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، این وظیفه برعهده دفتر ارزیابی عملکرد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور گذاشته شد( امین زاده، سلطان زاده و صلواتی، 1388).
2-3-3. عملکرد تحصیلی
به اعتقاد تیلور، 1999 اهداف اساسی هر نظام آموزشی فراهم آوردن شرایط و استفاده از شیوههای نوین و مفید است تا فراگیران به کمک آن ها بتوانند، حداکثر توانمندی های خود را بروز داده و به موفقیت های بیشتری نائل آیند. شاخص چنین پیشرفت عملکرد تحصیلی است که شامل زیر مجموعه های متعددی از جمله خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت، کاهش اضطراب، فقدان کنترل پیامد و استفاده از راهبردهای مناسب برای مطالعه است.خودکارآمدی یعنی اطمینان داشتن به خود در زمینه تحصیلی و فعالیت های آموزشی، انگیزش عامل نیرو بخش رفتتار است و فقدان کنترل پیامد به معنی این است که لزوما با افزایش کارکرد، تغییری در نتیجه دلخواه تحصیلی حاصل نمی شود( درتاج، 1383).
سیف(1385) پیشرفت تحصیلی را عبارت از میزان یادگیری آموزشگاهی فرد می داند که با آزمون های مختلف درسی مانند ریاضی و علوم و غیره سنجیده می شود. در پژوهش های مختلف پیشرفت تحصیلی با موفقیت تحصیلی مترادف به کار می رود که البته متفاوت از یکدیگرند. موفقیت تحصیلی مربوط به یک پایه مشخص یا دوره خاصی است ولی پیشرفت تحصیلی به مقایسه مراحل ورودی و نهایی پایه ها و نمرات مختلف اشاره دارد.
2-3-3. نظریه های عملکرد تحصیلی
2-3-3-1. نظریه انتظار معلم
معلمان گاهی اوقات با رفتارهای خویش به شکل گیری ادراک کفایت در دانش آموزان یاری می رسانند. مثال، دانش آموزی را در نظر بگیرید که در درس ریاضی ضعیف است. معلم از او می خواهد فقط به حل مسائل ساده ریاضی بپردازد. در واقع به این طریق معلم به او القا می کند، که خود به تنهایی از عهده این مهم بر نمی آید و همواره به کمک دیگران نیازمند است. پس از مدتـی چنین دانش آموزی به طور کامل باور می کند که این گونه است و هرگز قادر نیست خود به تنهایی به حل مسائل بپردازد ریاضی. در واقع این انظار معلم از او بوده است که حال صورت واقعیت به خود گرفته است. معلمان اغلب از دانش آموزان ضعیف انتظارهای کمتری دارند و این امر را به صورت های گوناگون، خواسته یا ناخواسته، به آن ها نشان می دهند. برای مثال، به آن ها فرصت کمتری برای بحث کردن می دهند و یا آن ها را در انتهای کلاس می نشانند. همین طور از دختران نسبت به پسران همواره انتظارهای کمتری در موفقیت در فعالیت های آموزشی دارند.
از دیگر مواردی که ممکن است بر انتظار معلم از دانش آموز مؤثر باشد، موقعیت اجتماعی و خانوادگی دانش آموز، رشد جسمی آن ها و از این قبیل است. و به طور کلی، اغلب انتظارهای معلمان از دانش
آموزان، غیر منطقی است و بر پایه پیش فرض های ها و داوری غیر اصولی استوار است، اما اگر معلمی خواهان چنین برخوردهایی هم نباشد، تفاوت هایی که ذکر شد، برای خود دانش آموزان مسلم فرض می
شود و نمی توانند از آن ها چشم پوشی کنند. یکی از راه هایی که برای رفع چنین امری توصیه می شود، این است که معلم اسامی دانش آموزان را روی کارت ها زیر و رو کند و اسم هر کس در بالاقرار گرفت، از او پرسش مربوطه را بپرسد. به این ترتیب همه دانش آموزان اطمینان می یابند که تبعیضی در میانشان صورت نمی گیرد و سؤال های آسان از پیش برای افراد خاص در نظر گرفته نمی شود دشواری اساسی در مورد انتظار معلم از دانش آموز آن است که این انتظارات اغلب بر پایه دریافتی سطحی از رشد کودک استوار است و معلم به طور معمول نظرات خود را به صورت یک طرفه به دانش آموزان انتقال می دهد. هم چنین دانش آموزان در مورد رفتار معلم، برداشت های گوناگونی دارند، برخی از پژوهشگران بر این باورند که معلم می باید با همه دانش آموزان به یک گونه رفتار کند.
2-3-3-2. الگوهای انگیزشی