پایان نامه ارشد با موضوع مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی و مدل نتایج و تعیین کننده ها


Widget not in any sidebars

-4 بهره وری که با تعریف سنتی نسبت خروجی به ورودی معرفی شده است.( Ghalayini, A.M., Noble, J.S. and Crowe, T.J. (1997))
مدل نتایج و تعیین کننده ها (1991)
یکی از مدل هایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد ، چارچوب «نتایج و تعیین کننده ها» است. این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه ، در هر سازمانی وجود دارد. شاخصهایی که به نتایج مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده های نتایج تمرکز دارند. دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخصها ، نشان دادن این واقعیت است که نتایج به دست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند. به بیان دیگر، نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار (LAGGING INDICATOR) هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخصهای اساسی و پیشرو هستند. شاخصهای مربوط به تدریج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخصهای مربوط به تعیین کننده ها عبارتنداز: کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری(Tangen, S. (2004))
ماتریس عملکرد (1989)
کیگان در سال 1989 ماتریس عملکرد را معرفی کرد که نقطه قوت این مدل آن است که جنبه های مختلف عملکرد سازمانی شامل جنبه های مالی و غیر مالی و جنبه های داخلی و خارجی را به صورت یکپارچه مورد توجه قرار می دهد.اما این مدل به خوبی و به صورت شفاف و آشکار روابط بین جنبه های مختلف عملکرد سازمانی را نشان نمی دهد. (Neely, A.D., Richards, A.H.,(2000))
یکی از مدلهایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد، چارچوب نتایج و تعیین کننده ها است.که در سال 1991 شکل گرفت.این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه، در هر سازمانی وجود دارد.شاخصهایی که به عملکرد مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده نتایج تمرکز دارند.دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخص ها، نشان دادن این واقعیت است که نتایج بدست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند.به بیان دیگر نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخص های اساسی و پیشرو هستند.شاخص های مربوط به نتایج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخص های مربوط به تعیین کننده ها عبارتند از:کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری.
2-28 پیشینه تحقیق
2-28-1 مطالعات انجام شده در داخل کشور
در داخل ایران تحقیقات بسیاری بین دو متغیر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی انجام گرفته است. که در اکثر مقاله ها و مطالب حاضر نمونه هایی یافت می شود. بیشتر تحقیقات صورت گرفته توسط پژوهشگران در مدارس و محیط های آموزشی حاکی از همبستگی بالا بین این دو متغیر است :
یحیایی (1376) در تحقیقی به بررسی عوامل مؤثر در انگیزه پیشرفت تحصیلی و رابطه آن با هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته است. نمونه ای با حجم 261 نفری به شیوه نمونه گیری طبقه ای – تصادفی انتخاب گردید. در این تحقیق نشان داده شد که بین انگیزه پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.
زندی (1379) در تحقیقی به بررسی توزیع هوش هیجانی دختر و پسر دانشکده روان شناسی داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳلاﻣﻲ واﺣﺪ ﺗﺒﺮﻳﺰ پرداخته است. تعداد 126 نفر از دانشجویان شامل 66 دختر و 37 پسر به صورت تصادفی از جامعه مزبور را انتخاب نموده که همگی در سال تحصیلی 80-79 شاغل به تحصیل بودند. وی به کمک پرسشنامه 70 سؤالی برگرفته از نظریات گلمن است به توزیع نمرات بین افراد اشاره دارد که بر اساس نتیجه گیری او متوسط نمره هوش هیجانی دختران و پسران یکسان می باشد.
آمنه صابری (1382) که بررسی رابطه میان هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی (دانشگاه جامع امام حسین (ع) پرداخته است نتایج بدست آمده به این صورت است که بین جنسیت دانش آموزان و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد بطوریکه هوش هیجانی دختران بیشتر از پسران است.
شاه مرادلو (1383) در تحقیق دیگری که به دنبال مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان انجام داد نشان داد که کدام پیش بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. از نتایج بدست آمده چنین استنباط می شود که هوش هیجانی نسبت به هوش شناختی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی از توان بیشتری برخوردار است.
نتایج بدست آمده از تحقیق درتاج و ربیعی وزیری که در مورد رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان صورت گرفته نشان می دهد که بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و تعدادی از این کودکان در تکالیفی که مستلزم توجه بیشتر و کنترل هیجانات می باشند از جمله ریاضیات و دروس مفهومی با مشکل مواجهند.
آقایی و جلالوند(1382) تحقیقی را با عنوان بررسی ارتباط بین هوش عاطفی و ویزگی های جمعیت شناختی با نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده در شهر کرمانشاه انجام دادند.این تحقیق بر روی 55 دختر و 57 پسر انجام شد.نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین هوش عاطفی و ازدواج وجود ندارد ولی بین خرده مقیاسهای این دو متغیر ارتباطات معناداری به شرح زیر دیده شد.
خرده مقیاسها(مهارت حل مسأله، استقلال و خود شکوفایی) با جنبه خانوادگی نگرش به ازدواج، روابط بین فردی با ابعاد فردی، اجتماعی و خانوادگی نسبت به ازدواج، خوش بینی با جنبه خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج، مسئولیت با جنبه فردی و خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج و همدلی با جنبه اجتماعی نگرش نسبت به ازدواج، ارتباط معناداری داشتند.
2-28-2 مطالعات انجام شده در خارج کشور
گاردنر(2003)مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی و شیوه های رهبری در دانشگاه هاروارد را انجام داد. این تحقیق نشان می دهد که هوش عاطفی در روانشناسی روز به روز عمومی تر می شود و یک عامل مفید جهت تعلیم، انتخاب، توسعه و راهنمایی کارکنان است.در این تحقیق که بر روی 303 نفر از مدیران ارشد انجام شد، نتایج حاکی از این بود که هوش عاطفی ارتباط زیادی با همه اجزا دگرگون ساز از جمله آگاهی هیجانی و مدیریت هیجانی دارد.هوش عاطفی بهترین پیش بینی کننده موفقیت در این شیوه رهبری می باشد.نتایج این مطالعه استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی را برای شناسایی رهبران موثر ، برای انتخاب و توسعه سازمان پیشنهاد می کند.
اوگینز کا- بولیک(2005) مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی در بیمارستان لودز در لهستان انجام دادند. این مطالعه بر روی 230 نفر از پزشکان، پرستاران، معلمان و مدیران انجام شد، و چنین نتیجه گیری شد که هوش عاطفی یک عامل ضروری در تعیین موفقیت زندگی و سلامت روانی است.هوش عاطفی تاثیر ضروری در مقابله با استرس شغلی افراد دارد و باعث پیشگیری از ایجاد تاثیرات منفی بر سلامت روانی آنها می شود.
لورا و همکاران(2005) مطالعه ای با عنوان ارتباط بین اضطراب اجتماعی و هوش عاطفی در دانشگاه تورنت کانادا انجام دادند. نمونه این تحقیق 2629 نفر بودند. نتیجه نشان داد که هوش عاطفی ارتباط زیادی با اضطراب ناشی از تعاملات اجتماعی دارد ولی ارتباط با اضطراب عملکرد ندارد. همین طور هوش عاطفی یک عامل با اهمیت در تنظیم روابط بین فردی می باشد که باعث کاهش اضطراب در تعاملات می شود.
شاته و همکارانش(2007)مطالعه ای را با عنوان بررسی تاثیر هوش عاطفی بر سلامت در دانشگاه فلوریدای جنوبی سنت پترزبورگ انجام دادند. در این مطالعه که بر روی7898نفر انجام شد، نتایج نشان داد که هوش عاطفی بالاتر با سلامتی بیشتر در ارتباط است.هوش عاطفی با سلامت روانی(r=./29)سلامت جسمی روانی(r=./31) و سلامت جسمی(r=./22) مرتبط می باشد.
لاو و همکاران(2008) مطالعه ای تحت عنوان تاثیر هوش عاطفی بر روی عملکرد شغلی و رضایتمندی از زندگی در چین انجام دادند.در این مطالعه ارتباط بین هوش شناختی و هوش عاطفی به روش تست واندرلیک مورد بررسی قرار گرفت.همین طور رضایت از زندگی و عملکرد شغلی بر اساس سیستم ارزیابی شرکت سنجیده شد.شرکت کنندگان در این مطالعه 102 دانشمند در شهر پکن بودند که در یک شرکت بزرگ کامپیوتر کار می کردند.نتایج نشان داد که عملکرد شغلی ارتباطی با هوش شناختی ندارد و در عوض ارتباط زیادی با هوش عاطفی دارد.
دیوید وکسلر در سال 1952م همراه با گسترده کردن آموزه‌های بهره هوشی، توانایی‌های عاطفی را به عنوان بخشی از توانایی‌های معروف هوش، در دانشگاه سن آنتونیو تصدیق کرد. هاوارد گاردنر (1983م) نیز در احیای تئوری هوش هیجانی در روان‌شناسی نقش برجسته‌ای ایفا کرده است. مدل تأثیرگذاری وی تحت عنوان هوش‌های متکثر یا هوش‌های چندگانه شامل انواع متفاوتی از هوش، از جمله هوش شخصی، هوش میان‌فردی و هوش درون فردی است.
شاید بتوان گفت که روون بارون (1988م) اولین کسی است که گام‌های نخستین را برای ارزیابی هوش هیجانی به عنوان معیاری از سلامت برداشته است. وی در رساله دکتری خود اصطلاح ضریب هیجانی را در مقابل بهره هوشی به کار برده است. این، درست زمانی است که اصطلاح هوش هیجانی هنوز معروفیت عمومی پیدا نکرده و هنوز سالوی و مایر اولین مدل هوش هیجانی خود را به چاپ نرسانده‌اند. بارون (2000م) اینک هوش هیجانی را به عنوان مجموعه‌ای مشتمل بر دانش هیجانی و اجتماعی و توانایی‌هایی مطرح می‌کند که بر توانایی عمومی ما در برخورد مؤثر با خواسته‌های محیطی تأثیر می‌گذارند. این مجموعه، شامل مواردی است که عبارت‌اند از:
توانایی آگاه بودن، فهمیدن و بیان کردن خود،

پایان نامه ارشد با موضوع شناخت عواطف دیگران و شناخت عواطف شخصی

بررسی و شناخت تأثیرهوش عاطفی بر عملکرد کارکنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
Widget not in any sidebars

اهداف فرعی:
سنجش تاثیر هوش عاطفی بر عملکرد کارکنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
شناخت تأثیر به کارگیری درست هیجانها توسط کارکنان بر عملکرد آنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
شناخت تأثیر عواطف شخصی در کارکنان بر عملکرد آنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
شناخت تأثیرخودبرانگیختگی در کارکنان بر عملکرد آنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
شناخت تاثیر عواطف دیگران توسط کارکنان بر عملکرد آنان در ادارات برق شهر همدان و ملایر
1-7 فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی تحقیق:
هوش عاطفی کارکنان بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق:
1 –به کارگیری درست هیجانها توسط کارکنان بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
2 – شناخت عواطف شخصی در کارکنان بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
3 – خود برانگیختگی در کارکنان بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
4 –حفظ ارتباطات توسط کارکنان بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
5 –شناخت عواطف دیگران توسط دیگران بر عملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
1-8 قلمرو تحقیق
قلمرو مکانی: ادارات برق شهر همدان و ملایر
قلمرو زمانی: اردیبهشت ماه1394تا اردیبهشت 1395
قلمرو موضوعی : این تحقیق در قلمرو رفتار سازمانی می باشد.
1-9 تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
تعریف هوش عاطفی(متغیر مستقل)
هوش عاطفی که متغیر مستقل این تحقیق می باشد تعاریف مختلفی دارد که در زیر به تعاریفی اشاره می شود:
1)گلمن در تعریف هوش عاطفی می گوید مهارتی که دارنده ی آن می تواند از طریق خود آگاهی روحیات خود را کنترل کند و از طریق خود مدیریتی آن را بهبود دهد و از طریق همدلی تاثیر آن را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه هایی رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد.
2)جان مایر و پیتر سالوی: هوش عاطفی توانایی ارزیابی، بیان و تنظیم عاطفه خود و دیگران و استفاده کارآمد از آن است.

پایان نامه ارشد با موضوع مهارت های اجتماعی و مدیران و رهبران

5-1 مقدمه 72
Widget not in any sidebars

5-2 مروری بر آمار توصیفی 72
5-3 تحلیل نتایج 73
5-3-1 فرضیه اصلی تحقیق 73
5-3-2 فرضیه های فرعی تحقیق 73
5-3-2-1 فرضیه فرعی شماره یک 73
5-3-2-2 فرضیه فرعی شماره دو 74
5-3-2-3 فرضیه فرعی شماره سه 74
5-3-2-4 فرضیه فرعی شماره چهار 74
5-3-2-5 فرضیه فرعی شماره پنج 75
5 – 4 پیشنهادات 76
5-5 پیشنهادات به مدیران سازمان ها 76
5-6 پیشنهادات برای پژوهش های آتی 78
5 – 7 محدودیت ها تحقیق 78
منابع و مأخذ 117
منابع ومآخذ فارسی 118
منابع ومآخذ لاتین 120
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
از جمله مسائلی که مدیران و رهبران به آن توجه می کنند، ارتباطات و تعاملات صحیح با مشتریان و عرضه کنندگان و کارکنان سازمان است که جزو نیروهای رقابتی نیز محسوب می شوند.مدیران یا رهبران می دانند که آنچه باعث تقویت عملکرد می شود،مهارت مدیران بر خویشتن و درک متقابل دیگران می باشد که امروزه یکی از نکات کلیدی سازمانها در حوزه رفتار سازمانی محسوب می شود.مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران از طریق هوش عاطفی حاصل می گردد و به عبارت دیگر هوش عاطفی باعث تقویت ارتباطات، اثربخشی و مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران می شود.
در سال1990 دو تن از استادان دانشگاههای امریکا به نام های جان مایر و پیتر سالووی بر اساس تحقیقات خودشان مقاله ای در زمینه هوش عاطفی به چاپ رسانیدند.آنها برای اثبات هوش عاطفی به عنوان هوش حقیقی به دنبال آزمون های جامع و فراگیر رفتند.هدف آنها این بود که آزمونی ایجاد کنند تا توانمندیهای افراد را در زمینه هیجانات و عواطف به شکل علمی اندازهگیری کنند.
به دنبال آنها دانیل گولمن، از تحقیقات آنها و هوش مضاعف هاروارد گاردنر برای تحقیقات خود استفاده کرد.گولمن از بین هفت هوشی که گاردنر بیان کرده بود که آنها عبارتند از:1)زبان شناختی 2)منطقی 3)موزیکال 4)جنبشی 5)فضایی/بصری 6)هوش درون فردی 7)هوش میان فردی بودند، از هوش درون فردی به مفهومی به نام فراحالتی رسید که طبق تعریف گولمن یعنی اگاهی از عواطف خودمان.او با این مفهوم مدل مایر و سالووی را تعدیل کرد.او هوش عاطفی را به دو مولفه یعنی شایستگی های فردی و اجتماعی تقسیم کرد.که به طور مختصر آن شایستگی ها به اقلامی چون خودآگاهی و خود تنظیمی و خودانگیزشی و همدلی یا آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی تقسیم شده است.(خان محمدی، هادی، 1387)
هوش عاطفی مجموعه ای از خصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است.این خصوصیات شخصیتی باعث می شود که فرد از شیوه های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده می کند.این افراد رضایت از زندگی بیشتری دارند،شاداب تر هستند،ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی دارند.از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند.دلسوز و پرملاحظه هستند.مسئولیت پذیری بیشتری دارند.در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند.با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند.
1-2 بیان مسأله

دانلود تحقیق در مورد اهمیت هوش هیجانی و روانشناسی صنعتی


Widget not in any sidebars

1- از جمله محدودیت‌های تحقیق حاضر، این است که اطلاعات به دست آمده از طریق پرسشنامه است. با توجه به این مطلب، احتمال ارایه پاسخ های غیرواقعی شرکت کنندگان، ناشی از درک نادرست از سؤال‌ها، می‌تواند نتایج را مخدوش سازد. البته سعی شد با توضیح دادن در این مورد و همچنین اختصاص وقت کافی برای پر کردن پرسشنامه ها از احتمال بروز آن کاسته شود.
2- به علت تعداد زیاد پرسش نامه ها، برخی از مدیران از پاسخ به پرسشنامه‌ها امتناع می‌کردند و پژوهشگر مجبور به ارسال مجدد پرسشنامه‌ها می‌شد.
3- برخی از مدیران شرکت کننده در پژوهش در پاسخگویی به سوالات صراحت و صداقت لازم را نداشته‌اند.
5-4- پیشنهادات
5-4-1- پیشنهادات اجرایی
پیشنهاد می‌شود برای رسیدن به عملکرد شغلی بهتر نه تنها به مدیران مهارت‌های تکنیکی آموزش داده شود، بلکه مهارت‌های هیجانی نیز به آنان آموزش داده شود تا از این طریق بهتر بتوانند کارکنان خود را درک کنند، به آنان اعتماد داشته باشند، به آنان احترام بگذارند و اهداف مشترکی را دنبال کنند.
با توجه به اینکه نتایج تحقیق نشان می‌دهد هوش اخلاقی مدیران بر عملکرد شغلی آنان تأثیرگذار است، و از آنجایی که هر چه مدیران هوش اخلاقی خود را تقویت نمایند به همان اندازه عملکرد شغلی بهتری خواهند داشت بهتر است هوش اخلاقی آنان تقویت گردد. این کار می‌تواند از طریق برگزاری کلاس‌های آموزشی و دعوت از استادان مدیریت و روانشناسی و با دادن اطلاعات و توضیحات بیشتر در زمینه تأثیر هوش اخلاقی بر عملکرد شغلی انجام گیرد.
با توجه به ارتباط هوش اخلاقی با عملکرد شغلی، پیشنهاد می‌شود که مسئولان، دوره‌های آموزشی (پخش فیلم، نمایش تئاتر، کارگاه‌ها، جلسات سخنرانی و …) هوش اجتماعی را برای مدیران صنایع جهت بالا بردن توانایی درک و فهم و پیش‌بینی رفتار و احساسات دیگران، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران، فهم دقیق موقعیت‌ها و شبکه‌های اجتماعی، مهارت خوب گوش کردن و خوب ابراز وجود کردن، حل تضادها و تعارض‌ها، درک مناسب از نگرانی‌ها و احساسات سایرین در فعالیت‌های اجتماعی برگزار کنند، تا بدین وسیله عملکرد شغلی مدیران و در نتیجه بازده کاری صنایع را بهبود بخشند.
5-4-2- پیشنهادات پژوهشی
1- پیشنهاد می‌گردد تا مطالعاتی پیرامون تاثیر هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی بر عملکرد شغلی در بین مدیران دیگر صنایع نیز انجام گیرد.
2- با توجه به اهمیت هوش هیجانی، اخلاقی و اجتماعی در ارتقاء عملکرد شغلی، پیشنهاد می‌شود در مورد عوامل تأثیرگذار بر انواع هوش پژوهش‌هایی صورت گیرد.
3- پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های بعدی سایر عوامل مرتبط با عملکرد شغلی را مورد بررسی قرار دهند.
منابع
– اسپکتور، پل (2006). روانشناسی صنعتی و سازمانی. ترجمه :دکتر شهناز محمدی (1387). تهران :نشر ارسباران. 
– امامی، زهرا؛ مولوی، حسین و کلانتری، مهرداد (1393). تحلیل مسیر اثر هوش معنوی و هوش اخلاقی بر خودشکوفایی و رضایت از زندگی در سالمندان شهر اصفهان.دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی. 15(2)،13-2.
– آقایار و شریفی (1386). هوش هیجانی سازمانی. انتشارات سپاهان.
– پوریان، خدایار : رابطه بین استفاده مدیر از انواع قدرت و جو سازمانی مدرسه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران 1376
– حقیقی، محمد علی (و دیگران(: مدیریت رفتار سازمانی، چاپ دوم ، تهران: ــــ ، 1380.
– خواجه‌ئیان، داتیس و اعظمی، امیر (13؟؟). تأثیر رسانه‌ها در کنترل هیجان‌های اجتماعی با پرورش هوش هیجانی. مجله مدیریت هیجان.
– رضایی، اکبر و خلیل‌زاده، احد (1388) رابطه هوش اجتماعی مدیران با رضایت شغلی معلمان مدارس. مجله علوم تربیتی، 2(7)، 145-121.
– رضائی، اکبر، (1389)، مقیاس هوش اجتماعی ترومسو: ساختار عاملی و پایایی نسخه فارسی مقیاس در جامعه ی دانشجویان، فصلنامه علمی – پژوهشی روانشناسی دانشگاه تبریز. سال پنجم، شماره 20.
– کریستنسن، یان و هاگ واگنر و سباستین هالیدی؛ (1385)، روان شناسی عمومی، گروه مترجمان، قم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله)، چاپ اول.
– رفعتی، شیوا؛ رژه، ناهید؛ احمدی وش، طه محمد و دواتی، علی (1393). هوش اخلاقی دانشجویان پزشکی دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران. فصلنامه اخلاق پزشکی، سال هشتم، شماره 28، 91-71.
– ساعتچی، محمود؛ کامکاری، کامبیز و عسکریان، مهناز (1390). آزمون‌های روانشناختی. تهران: نشر ویرایش.

پایان نامه تأثیر رسانه های جمعی و میزان درآمد ماهیانه

این فرضیه با استفاده از آزمون T مستقل مورد آزمون قرار گرفت و تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. یعنی رضایت دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر بود. در این رابطه می توان به کار تحقیقی شفیعی (1389) اشاره کرد که با بررسی جامعه شناختی تأثیر رسانه های جمعی بر اعتماد سیاسی و اجتماعی در بین 385 نفر از شهروندان یزدی دریافت که میزان اعتماد اجتماعی و سیاسی زنان بیش از مردان و افراد متأهل بیشتر ازمجردین بود. هر چند که در این تحقیق برخلاف تحقیق حاضر میزان اعتماد اجتماعی و سیاسی زنان بیش از مردان گزارش شده است؛ اما مهم اینست که رابطه بین جنسیت با اعتماد اجتماعی و سیاسی مورد تایید قرار گرفته است. البته لازم به ذکر است که در فرضیه تحقیق حاضر نیز فقط وجود یا عدم رابطه مورد نظر بود.
فرضیه سوم : “بین میزان رضایت سیاسی دانشجویان با متوسط درآمد ماهیانه آنها ارتباط مثبت معنادار وجود دارد”.
Widget not in any sidebars

این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «متوسط» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. به این معنی که دانشجویان دارای میزان درآمد ماهیانه بالاتر بیش از دانشجویان دارای میزان درآمد ماهیانه پایین تر رضایت سیاسی مثبت داشتند. انگوس کامپل، بلارد راجرز و فلیپ کانورس از اعضای مرکز پژوهش های پیمایشی دانشگاه میشیگان در سال 1971 مطالعه ای درباره ی رضایت مندی از کیفیت زندگی انجام دادند. در مجموع نتایج تحقیق گویای این است که رضایت مندی از خود، درآمد خانوار، زندگی خانوادگی و ازدواج مهمترین عناصر در رضایت مندی کلی فرد از زندگی می باشد.
فرضیه چهارم : “بین میزان پاسخگویی نظام سیاسی به مشکلات اقتصادی دانشجویان وسطح رضایت سیاسی آنان رابطه مثبت معنادار وجود دارد .”.
این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «متوسط» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. مطالعه پاپاداکیس(1999) در اعتماد سیاسی در استرالیا نشان داد ، کسانی که سطح بالایی از اعتماد به دیگران دارند و نیز رضایت از زندگی آنها بالاست و از نظر مالی تامین هستند ، اعتماد بیشتری به حکومت و سایر نهادها دارند. احمدی (1381) نیز در مطالعه اعتماد سیاسی در سه دوره تاریخی مغول، صفویه و قاجاریه که با تحلیل محتوای 150 کتاب تاریخی از این سه دوره صورت گرفته به این نتیجه می رسدکه متغیرهای برقراری امنیت ، عمران و رسیدگی به رفاه مردم در اعتماد مردم به حکومتها تاثیر مثبت داشته است.
فرضیه پنجم: “بین صرف درآمدهای ملی برای خدمات عمومی با میزان رضایت سیاسی دانشجویان رابطه مثبت معنادار وجود دارد”.
این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «زیاد» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. نورن بریتزر(2002) در تحقیقی به مطالعه عوامل تاثیرگذار بر اعتماد سیاسی در کشور سوئد پرداخت. او با استفاده از نظرات تیلور و پاتنام ، فرضیه هایی را استخراج و در بین 9042 نفر از 45 شهر سوئد تست کرد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین متغرهای اقتصادی دو متغیر سطح مالیات شهر و ارزیابی شهروندان از موقعیت اقتصادی شهرشان، بیشترین تاثیر را بر اعتماد سیاسی گذاشته است. همچنین میزان رضایت شهروندان از خدمات محلی تاثیر بسزایی در اعتماد سیاسی شهروندان داشته است.
فرضیه ششم : ” بین نوع عملکرد رفاهی دولت با میزان رضایت سیاسی دانشجویان رابطه مثبت معنادار وجود دارد”.
این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «متوسط» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. فریبا شایگان (1387) با “بررسی عوامل تأثیرگذار بر اعتماد سیاسی” در بین 441 نفر از شهروندان بیست سال به بالای تهرانی دریافت که از بین عوامل تأثیرگذار، وضعیت رفاهی، رضایت از زندگی و نگرش مردم نسبت به تلاش دولت در ایجاد رفاه اجتماعی اقتصادی مهمترین نقش را در اعتماد سیاسی پاسخگویان دارد. شایگان (1389) در تحقیق دیگر خود درباره عملکرد رفاهی دولت در رابطه با اعتماد سیاسی به نتیجه دست یافت که همبستگی آن دو متغیر بر حسب آزمون گاما 73/0 می باشد که ضریب، حد «زیاد» را نشان می دهد.
فرضیه هفتم: “بین نحوه رفتار دولت در مقابل منافع اقتصادی گروههای اجتماعی با میزان اعتماد سیاسی دانشجویان رابطه مثبت معنادار وجود دارد”.
این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «زیاد» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. شایگان (1389) در تحقیق خود درباره رضایت از عملکرد سازمانهای دولتی درباره امور اقتصادی در رابطه با اعتماد سیاسی به این نتیجه دست یافت که همبستگی آن دو متغیر بر حسب آزمون پیرسون 57/0 می باشد که ضریب، حد «زیاد» را نشان می دهد.
فرضیه هشتم: “بین میزان توزیع مناسب فرصت های اقتصادی با میزان اعتماد سیاسی دانشجویان رابطه مثبت معنادار وجود دارد”.
این فرضیه با استفاده از همبستگی پیرسون مورد آزمون قرار گرفت و در حد «متوسط» تایید شد و در مقابل فرض صفر آن رد شد. ملکی زاده (1374) با روش کتابخانه ای به بررسی تاثیر اعتماد سیاسی بر توسعه سیاسی پرداخته و در بخشی از تحقیق با توضیح قابلیت های نظام سیاسی به این نتیجه می رسد که تبعیض و بی عدالتی در توزیع خدمات، امکانات و قدرت، اعتماد مردم به دولت را کاهش می دهد.
با توجه به آنچه بیان گردید، شدت همبستگی متغیرهای مربوط به میزان رضایت اقتصادی تحقیق در رابطه با متغیر ملاک تحقیق یعنی رضایت و اعتماد سیاسی در جدول پایین آورده شده است.
جدول شماره(5-1) شدت همبستگی بین متغیرهای مربوط به میزان رضایت اقتصادی با متغیرهای رضایت و اعتماد سیاسی
متغیرهای مربوط به میزان رضایت اقتصادی
میزان شدت همبستگی با متغیرهای
رضایت سیاسی
اعتماد سیاسی
رضایت از وضعیت اقتصادی
زیاد
پاسخگویی نظام سیاسی به مشکلات اقتصادی
متوسط

پایان نامه شبکه های اجتماعی مجازی و نظریات سرمایه اجتماعی


Widget not in any sidebars

ماکس وبر
ایشان مفهوم مشروعیت را عرضه می دارد. مشروعیت روایت دیگری برای رضایت سیاسی است. اساسا در یک حکومت مردم سالار، حاکمیت بر رضایت مردم استوار است به گونه ای که برخلاف تمایل ایشان نمی توان امری را بر آنان تحمیل نمود. فقدان مشروعیت به از میان رفتان اعتماد عمومی نسبت به حکومت می انجامد. در سده گذشته واژه مشروعیت در اشاره به روش های سنتی حکومت، اصول قانون اساسی و انطباق با سنت ها به کار شده است اما پس از آن مرحله ای فرا رسید که در آن عنصر رضایت نیز به معنای آن افزوده شد. بدان سان که بنیاد فرمانروایی شروع بر مفهوم رضایت سامان گرفت (عالم، 1378). با این حال در ایده های وبر اگرچه مشروعیت در قالب مفهومی فراگیر عرضه شده است اما صرفا توافق و پذیرش بنیاد فرمانروایی از سوی مردم مد نظر بوده است. در این میان به نحوه کارکرد حکومت پرداخته نشده است(ایمان و منفرد، ). بر اساس تیپولوژی سه گانه اقتدار وبر (اقتدار سنتی، کاریزماتیک و برورکراتیک) سه نوع رابطه رضایت میان مردم و حکومت ها می توان تشخیص داد: مبنای رضایت سیاسی در جوامع سنتی، پایبندی حکام به سنت ها و رسوم کهن است و در جوامعی که ویژگیهای خارق العاده و فرهمندانه حاکمان برای مردم با اهیمت است، حاکمان سیاسی فرهمند، رضایت سیاسی را جلب می کنند و در جوامع مدرن، رضایت سیاسی بر مبنای قانون و مقررات عقلانی استوار است. وبر خطر امروز را خطر نظم بدون رضایت می دانست و معتقد بود فرایند دیوانسالار شدن و عقلانی شدن ممکن است به مشروعیت بدون اعتماد منجر شود (احمدی به نقل از شایگان، 1387).
سیمور مارتین لیپست
لیپست در نظریه”مشروعیت و کارآمدی” خود سعی کرده است تا به این سوال که مشروعیت نظام سیاسی با تحقق کارکردهای اساسی یک حکومت چه ارتباطی پیدا می کند، پاسخ دهد. وی در نظریه اش به تداوم مشروعیت در اثر افزایش رضایت مردم از کارآمدی نظام سیاسی توجه ویژه ای کرده است. از نظر وی کارآمدی عبارتست از تحقق عینی یا توان نظام در تحقق کارکردهای اساسی یک حکومت به گونه ای که اکثریت مردم و گروه های قدرتمند بدون نظام مانند اصناف بزرگ با نیروهای مسلح، تحقق آن را به عیان مشاهده نمایند و مشروعیت متضمن ظرفیت سیستم در ایجاد این باور است که نهادهای سیاسی موجود، مناسب ترین نهادهای ممکن برای جامعه هستند (لیپست، 1374). در این دیدگاه کارآمدی نظام سیاسی، رضایت خاطر اعضای جامعه را فراهم خواهد نمود. شهروندان در زندگی روزانه جامعه خود داور و ناظر واقعیت عملکرد نظام سیاسی هستند. ناتوانی حکومت در پاسخ به نیازهای شهروندان، اندیشه برپایی مشروعیت نوینی را پدیدار می سازد؛ چراکه این شهروندان از ارضای نیازهای خود راضی نیستند. بنابراین کاهش پیوسته کارآمدی یک نظام با کاهش میزان رضایت مردم از نظام سیاسی، ثبات یک حکومت مشروع را به مخاطره می اندازد.
2-2-1-3. رویکرد اثباتی
این رویکرد، علوم اجتماعی را روشی سازمان یافته برای ترکیب منطق قیاس با مشاهده تجربی دقیق از رفتار فردی جهت کشف و تبیین مجموعه ای از قوانین علّی اجتماعی می داند (نیومن، 1991). رهیافت کارکردگرایی یکی از رهیافت های رویکرد اثبات گرایی است. از دید این رهیافت، فرض می شود که کل جامعه همانند سیستمی مرکب از بخش های مختلف است که هر یک از این بخش ها، ضمن انجام وظایف ویژه خود در ارتباط دوسویه ی تکمیلی با دیگر بخش هاست.
1-گابریل آلموند
در نظریه نظام مند خود یک سیستم سیاسی را از مجموعه مهمی از نهادهای اجتماعی تشکیل یافته می داند که با صورت بندی و اجرای اهداف جمعی برای یک جامعه یا گروه های داخلی آن فعالیت دارند. بنابراین سیستم سیاسی از محیط داخلی و فراملی دروندادهایی به صورت تقاضا و پشتیبانی دریافت می کند و در تلاش است تا آنها را از راه بروندادهای خود که نتایج حاصل از سیستم هستند، شکل دهی نماید. از نظر وی نظام سیاسی دارای سه سطح اساسی نظام(جامعه پذیری سیاسی، گزینش کارگزاران و ارتباط سیاسی)، فرآیند(تصریح منافع، تالیف منافع، مشارکت سیاسی، عدالت، عملکرد دستگاه قانونگذاری) و سیاست(عملکرد سیاست خارجی، عملکرد دستگاه قضایی، عمکرد توزیعی، امنیت عمومی ) است که هر یک وظایف مخصوص به خود دارند (آلموند و دیگران، 1377). با این حال وجود یا بروز هر گونه رضایت یا نارضایتی از هر یک از کارکردهای سطوح یاد شده به سطح دیگر نیز سرایت می کند و بنابراین ممکن است که یک نظام سیاسی را با نتایج مثبت و یا منفی مانند افزایش یا کاهش حمایت از نظام سیاسی روبه رو نماید.
2-2-2. نظریه های سرمایه یا اعتماد اجتماعی
در بررسی پیشینه مطالعاتی اعتماد اجتماعی ضعف عمده در کمبود مطالعه نظری و تجربی عوامل مؤثر بر شکل گیری اعتماد اجتماعی است. با مروری بر نظریه پردازی های صورت گرفته، اعتماد و نظریه های مربوط به آن را می توانیم در سه سطح خرد، میانی و کلان مورد توجه قرار دهیم. در هر یک از این سطوح، می توان تئوری های متفاوتی را قرار داد که هر یک از منظر و دیدگاه خاصی به اعتماد می نگرند.
در سطح خرد، اعتماد به عنوان ویژگی فردی مطرح می شود و بر احساسات، عواطف و ارزش های فردی تأکید می گردد و در بررسی اعتماد تئوری های شخصیت و متغیرهای فردی مورد توجه قرار می گیرد. بر اساس این دیدگاه اعتماد با مفاهیمی چون همکاری، صداقت، وفاداری، صمیمیت، امید و دگرخواهی ارتباط نزدیکی دارد. نظریه پردازانی همچون کلمن، اریکسون، پیتر بلاو و جانسون و … از منظر نظریه های خرد به بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد پرداخته اند. نظریه پردازان خردنگر به منظور تحلیل معنا و مفهوم اعتماد سطح تحلیل خرد و مبحث کنش را برگزیده اند. همه این نظریه پردازان اعتماد را به عنوان یک ویژگی فردی و متأثر از کنش های افراد در نظر می گیرند.
در سطح کلان، اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی و یا ویژگی نظام اجتماعی و به طور کلی به عنوان یک ویژگی جمعی مفهوم سازی می شود. نظریه پردازانی مانند دورکیم، تونیس، اسپنسر، زیمل، پارسونز، اینگلهارت، پاتنام، فوکویاما، لومان و غیره سعی کرده اند با تاکید بر ساخت اجتماعی به مطالعه اعتماد اجتماعی بپردازند. همه این نظریه پردازان، سطح تحلیل کلان را برای بررسی خود درباره اعتماد برگزیده اند. همین طور در بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد، سطح مطالعه خود را بر روی ساخت اجتماعی متمرکز ساخته اند.
در بینابین نظریه های خرد و کلان اعتماد، نظریه پردازانی چون گیدنز با طرح تئوری ساختار بندی هر گونه تقلیل گرایی را در بررسی مفهوم اعتماد رد کرده و با تلفیق سطح تحلیل خرد و کلان و سطح مطالعه ساخت و کنش به بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد پرداخته اند. به عقیده گیدنز “در جوامع پیش از مدرن اعتماد از نوعی پایبندی چهره دار و مبتنی بر هم‌حضوری بوده است. در حالی که در عصر مدرنیته و جهان مدرن امروزی وضعیت این چنین نیست. اعتماد غیرشخصی به دیگران ناشناس ناشی از ماهیت رشد یابنده نظام های انتزاعی می باشد. وجه عمده اعتماد در دوران مدرنیته، پایبندی بی چهره ای است که در نظام های تخصصی معنا پیدا می کند” (ریتزر،768:1386). در این نوشتار از ارائه نظریات متعدد خودداری و تنها آرای جیمز کلمن، رونالد اینگلهارت و آنتونی گیدنز به عنوان نماینده اصلی این سه سطح مورد بررسی قرار می گیرد.
جیمز کلمن
نظریات کلمن که در چارچوب نظریات سرمایه اجتماعی مطرح شده است، اگرچه به ابعاد اعتماد شخصی و انتزاعی توجه دارد، اما به طور کلی شیوه روانشناختی مبادله را مبنای تحلیل های خود قرار داده و به خصوص در تحلیل روابط گروه های با تعداد نسبتا زیاد، تنها همان قواعد گروه های دو و سه نفره را به کار می برد. حال آن که در تئوری مبادله به خوبی نشان داده شده است که قواعد حاکم بر گروه های بزرگ به صورتی ماهوی با قواعد جاری در گروه های کوچک متفاوت است (به نقل از آزاد ارمکی،110:1383).
به نظر کلمن “در هر رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد، اعتماد کننده و اعتماد شونده و فرض بر این است که در کنش هر دو جزء هدفمند بوده و به دنبال ارضای نیازهای خود هستند. طرف اعتماد کننده باید تصمیم بگیرد که با دیگری وارد معامله شود یا نه (یعنی خطر را بپذیرد یا نه) و طرف اعتماد شونده نیز باید بین حفظ اعتماد و یا شکستن آن دست به انتخاب بزند. بنابراین یک رابطه مبتنی بر اعتماد، یک رابطه دوجانبه است و بر مبنای اصل به حداکثر رساندن فایده تحت شرایط مخاطره قرار دارد” (کلمن،271:1377).
به عقیده کلمن “اصولا در یک رابطه مبتنی بر اعتماد ما با کنشگرانی عقلانی مواجه هستیم، در این رابطه اگر برای کنشگر شانس پیروزی در مقایسه با شانس شکست بیشتر باشد، اعتماد خواهد کرد؛ زیرا او موجودی عقلانی است و باید اعتماد کند. این بیان ساده مبتنی بر اصل به حداکثر رساندن سودمندی تحت شرایط ریسک است. اعتماد کننده بالقوه باید بین اعتماد نکردن (که در این صورت هیچ تغییری در سودمندی او حاصل نمی‌شود) و اعتماد کردن (که در این صورت به کنش طرف مقابل بستگی دارد) تصمیم گیری کند” (کلمن،1990: 91). بنابر آنچه ذکر گردید، طبق نظر کلمن چون انسان موجودی عقلانی است که کنش های او مبتنی بر گزینش معقولانه است، لذا همیشه در فکر این است که در روابط خود حداکثر سود ممکن را کسب کند. او برای این کار ابتدا مقداری از منابع را از طرف خود هزینه می کند که به عنوان هزینه اعتماد در نظر گرفته می شود تا بتواند در جریان اعتماد به سودی متناسب با آن هزینه دست یابد. لذا اگر رابطه اعتمادی سودآور باشد، اعتماد و روابط اعتمادی بیشتر خواهد شد ولی اگر این رابطه اعتماد سودآور نباشد و یا اینکه باعث ریسک بالا و عدم کسب سود متناسب باشد آنگاه اعتماد و رابطه اعتمادی کاهش می یابد.
رونالد اینگلهارت :
از نظر اینگلهارت ،سطوح نسبتا پایین انتشار رضایت واعتماد موجب می شود که شخص به احتمال زیاد نظام ساختار موجود را نپذیرفته و دچار آنومی یا بیگانگی اجتماعی بشود. رضایت از زندگی ، رضایت اجتماعی،فضای باز ارتباطات اجتماعی ، حمایت از نظم اجتماعی موجود و در نهایت اعتماد به یکدیگر ،همگی به هم وابسته بوده نشانه های نگرش مثبت را نسبت به جهانی که شخص در آن زندگی می کند ،تشکیل می دهند . جالب تر از همه این واقعیت است که به نظر می رسد این نشانگان با بقای نهادهای اجتماعی رابطه دارد . این نشانگان نیز با سطوح اقتصادی یک کشور در ارتباط نزدیک می باشند وکشورهای توسعه یافته از لحاظ رضایت اجتماعی ، اعتماد به یکدیگر و دیگر عناصر این نشانگان ، در سطوح بسیار بالایی قرار دارند.(اینگلهارت 120-88 : 1988)
اینگلهارت معتقد است که اعتماد بین شخصی و اعتماد سیاسی یکی از مؤلفه های ارزش های وجودی یا بیان نفس است که در مقابل ارزش های بقا قرار می گیرد. در نظر وی اعتماد سیاسی متأثّر از عوامل متعددی شکل می گیرد. بر اساس نظریه وی توسعه اقتصادی- اجتماعی می تواند بر میزان اعتماد سیاسی جوامع تأثیراتی را بگذارد. بدین معنا که وی توسعه اقتصادی- اجتماعی را در دو سطح فردی و جمعی بیان می کند. در سطح فردی، میزان درآمد فرد مدنظر است و در سطح جمعی آن، پیشرفت در تکنولوژی های ارتباطی چون ماهواره و اینترنت و همچنین افزایش تحرک اجتماعی و افزایش عضویت فرد در شبکه های اجتماعی و تعاملاتی یا به عبارت کلی تر میزان سرمایه اجتماعی افراد مورد توجه است. در واقع می توان گفت که با گسترش صنعتی شدن و تکنولوژی های ارتباطی چون اینترنت که از نشانه های توسعه اقتصادی اجتماعی است، تحرک اجتماعی مردم بیشتر می شود و این خود منجر به تغییر در نوع تعاملات و شبکه های ارتباطی افراد شده است (ولزل و همکاران، 1382: 3-13). مثلاً گسترش استفاده از اینترنت به افراد امکان عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی را داده است که این شبکه های اجتماعی مجازی می توانند پیام ها و معانی سیاسی را به افراد منتقل کنند که بر میزان اعتماد سیاسی آنها تأثیرگذار است. از جانب دیگر در نظر اینگلهارت عضویت افراد در این شبکه های اجتماعی باعث می شود تا افراد به ابراز خود بپردازند و این می تواند بر رضایت مندی فرد و احساس خوشبختی وی تأثیر بگذارد. در واقع با افزایش سرمایه اجتماعی فرد، میزان رضایت مندی وی از زندگی نیز بیشتر می شود (اینگلهارت،1383: 197؛ 1373: 24 ). در نظر وی بالا بودن ارزش های بیان نفس که اعتماد سیاسی یکی از شاخصه های آن است با میزان نسبتا بالای رضایت از زندگی پیوند دارد. بر اساس نظریه اینگلهارت رضایت از زندگی به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر میزان اعتماد سیاسی می باشد؛ بدین معنا که هر چه فرد از زندگی خود رضایت بیشتری داشته باشد؛ مشارکت مؤثرتری در عرصه سیاسی دارد (ولزل و همکاران، 1382: 25). اینگلهارت همچنین معتقد است که سطح سواد عمومی و میزان تحصیلات فرد می‌تواند بر نوع جهت گیری های سیاسی و میزان اعتماد سیاسی وی تأثیرگذار باشد؛ بدین معنا که افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تأکید بیشتری به نسبت شهروندان عادی بر بیان نفس داشته اند (ولزل و همکاران، 1382: 15). اینگلهارت به تأثیر مستقل ساختارهای فوق فرهنگی یا همان سنت های دینی و میراث مشترک تاریخی جوامع اذعان دارد. به این معنا که مذهب و قومیت افراد، مستقل از عامل توسعه اقتصادی- اجتماعی بر میزان اعتماد سیاسی افراد تأثیرگذار است (اینگلهارت، 1382: 184).
از ﻧﻈﺮ اﯾﻨﮕﻠﻬﺎرت ﺳﻄﻮح ﻧﺴﺒﺘًﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺘﺸﺎر رﺿﺎﯾﺖ و اﻋﺘﻤﺎد ، ﻣﻮﺟﺐ ، می ﺷﻮد ﮐﻪ ﺷﺨﺺ ﺑﻪ اﺣﺘﻤﺎل زﯾﺎد ﻧﻈﺎم ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻣﻮﺟﻮد را ﻧﭙﺬﯾﺮﻓﺘﻪ و دﭼﺎر ﺣﺎﻟﺖ آﻧﻮﻣﯽ ﯾﺎ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺸﻮد . رﺿﺎﯾﺖ از زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﻀﺎی ﺑﺎز ارﺗﺒﺎﻃﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﻧﻈﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻮﺟﻮد و در ﻧﻬﺎﯾﺖ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮده ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی ﻧﮕﺮش ﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺨﺺدر آن زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮ ازﻫﻤﻪ اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن ﺑﺎ ﺑﻘﺎی ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ راﺑﻄﻪ دارد. اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن،ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺳﻄﻮح اﻗﺘﺼﺎدی ﯾﮏ ﮐﺸﻮر در ارﺗﺒﺎط ﻧﺰدﯾﮑﻨﺪ و ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ از ﻟﺤﺎظ رﺿﺎﯾﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ و دﯾﮕﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن، در ﺳﻄﻮح ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎلاﯾﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ.
آنتونی گیدنز
دیدگاه جامعه شناس بریتانیایی آنتونی گیدنز به دلیل اینکه هر دو وجه جامعه شناسی و روانشناسی را به صورت توأمان در تبیین اعتماد اجتماعی به کار گرفته، توجه بسیاری از محققین داخلی و خارجی را به خود جلب نموده و بسیاری از آن ها با محوریت این تئوری به بررسی این پدیده اجتماعی پرداخته اند. مهم ترین خصلت آرای گیدنز تلفیق سطوح خرد و کلان و نیز ویژگی تحلیل الگوهای اعتماد در دوران ماقبل مدرن و مابعد مدرنتیه و چگونگی ساز و کار تغییر آن می باشد. به عقیده وی ” پویایی مدرنیته سه سرچشمه مهم دارد: “جدایی زمان و مکان”، “تحول مکانیسم های ازجاکندگی” و “تخصیص بازاندیشانه”. در دید وی نشانه های نمادین و نظام های تخصصی، نظام های انجام دادن کار فنی یا مهارت تخصصی است که حوزه های وسیعی از محیط های مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را سازمان می دهند” (گیدنز،33:1380).

پایان نامه اداره امور دانشگاه و ارزش های فرامادی


Widget not in any sidebars

نحوه رفتار دولت در مقابل منافع اقتصادی گروههای اجتماعی: منظور اینکه دولت در مقابل منافع گروههای مختلف اجتماعی چه نوع برخورد و رفتاری را از خود نشان می دهد. مثلا دولت سرمایه دار در سیاستهای خود ناخواسته منافع گروههای سرمایه دار را در مقابل منافع عامه مردم بیشتر مورد ملاحظه قرار می دهد و همین امر موجب نارضایتی سیاسی شده و مشروعیت دولت به زیر سوال می رود. این متغیر در سطح فاصله ای و از طریق گویه های 32 تا 34 اندازه گیری شده است.
میزان توزیع مناسب فرصت های اقتصادی: منظور اینکه فرصت های اقتصادی از جمله اعطای وام و تسهیلات بانکی، در نظر گرفتن تخفیف های مالیاتی، اعطای یارانه های اقتصادی و… در بین گروههای مختلف اقتصادی تا چه حد به صورت عادلانه انجام می گیرد. این متغیر در سطح فاصله ای و از طریق گویه های 35 تا 37 اندازه گیری شده است.
متغیرهای وابسته این تحقیق، رضایت سیاسی و اعتمادسیاسی می باشند که به شرح زیر تعریف شده اند:
رضایت سیاسی: برای سنجش رضایت سیاسی ، نگرش مثبت پاسخگویان به اصل نظام، میزان رضایت از عملکرد آن و قوانین حاکم بر آن مورد سوال قرار گرفته است. این متغیر در سطح فاصله ای و با استفاده از گویه های 1 تا 8 در طیف پنج گزینه ای لیکرت اندازه گیری شده است.
اعتماد سیاسی: استون، اعتماد سیاسی را مجموعه ای از نگرش های مثبت نسبت به موضوعات سیاسی می داند که این موضوعات هم به رژیم سیاسی و هم متصدیان اقتدار در جامعه بر می گردد. بریتزر نیز اعتماد سیاسی را به سه بخش اعتماد به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنشگران سیاسی تقسیم می کند. بر اساس تعاریف فوق تعریف نظری از اعتماد سیاسی عبارتست از : نگرش مثبت و حامیانه اعضای یک جامعه اعم از فرد یا گروه نسبت به مجموعه نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنشگران سیاسی جامعه است. این متغیر در سطح فاصله ای و با استفاده از گویه های 9 تا 12 در طیف پنج گزینه ای لیکرت اندازه گیری شده است. البته لازم به ذکر است که دو اصطلاح »رضایت سیاسی» و »اعتماد سیاسی» در حوزه انتزاع و تحلیل از یکدیگر جدا شده است در حالی در حوزه عمل و واقعیت این دو به راحتی از یکدیگر قابل تفکیک نیستند.
فصل دوم
پیشینه تحقیق و مبانی نظری
تحقیق حاضر در پی بررسی تاثیر رضایت اقتصادی بر رضایت سیاسی (با تاکید بر اعتماد به نظام سیاسی) در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز می باشد. در رابطه با عنوان تحقیق باید گفت به جز یک عنوان تحقیق که مربوط به کار تحقیقی آقایان ایمان و منفرد می باشد، تحقیقی که مستقیما به موضوع مرتبط باشد وجود ندارد؛ ولی تحقیقات دیگری در زمینه های مشابه با آن انجام گرفته است که می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
می دانیم که در تحقیقات تبیینی، آنچه مورد بررسی قرار می گیرد، متغیر وابسته می باشد. در این تحقیق نیز، “رضایت سیاسی” به عنوان متغیر وابسته باید مورد تبیین قرار گیرد. اما منظور از رضایت در این تحقیق، بیشتر آن نوع رضایتی هست که به اعتماد به نظام سیاسی (نه صرفا رضایت حاصل از کنشگران سیاسی) منجر شود. بنابراین برای اینکه این منظور حاصل شود در قسمت مبانی نظری، نظریات مربوط به رضایت و اعتماد سیاسی ذکر خواهد شد و در پایان با استفاده از نظریات مذکور، مدلی نظری برای تحقیق حاضر تدوین خواهد شد تا راهنمای محقق برای حرکت در مسیر تحقیق گردد.
2-1. پیشینه تحقیق
مطالعات و پژوهش های بسیاری درباره ی رضایت افراد از شغل، زندگی، رابطه زناشویی و کاربرد فناوری های گوناگون در زندگی صورت گرفته اما درباره سیاست به عنوان موضوعی که به راهبردی صلح آمیز یا غیر صلح آمیز روابط میان افراد، گروه ها، نیروهای اجتماعی و فعالیت های حکومتی در داخل یک کشور و روابط خارجی آن کشور اطلاق می شود (عالم، 1378: 30) تاکنون فقط یک پژوهش مستقل و تحت عنوان رضایت مندی سیاسی در ایران توسط ایمان و منفرد انجام گرفته است و در خارج از کشور تا آنجا که امکانات پژوهشگر موضوع را مورد تفحص قرار داده، پژوهش مستقلی انجام نشده است. با این حال تحقیقات دیگری به ویژه در زمینه سنجش نگرش های سیاسی، نارضایتی جوانان و جنبش های دانشجویی و رضایت از زندگی وجود دارد که ادبیات آن به موضوع رضایت مندی سیاسی نزدیک و نتایج آن برای این پژوهش قابل استفاده است. از این روی چکیده ای از آنها در دو قسمت تحقیقات داخلی و خارجی عرضه خواهد شد.
2-1-1. پیشینه تحقیق داخلی (ایران)
در حوزه رضایت اجتماعی وابعاد گونان آن در ایران، پژوهشکده علوم ارتباطی وتوسعه ایران در سال 1353 مطالعه ای را در 24 شهرستان در کشور در حوزه های شهری و روستایی به مرحله اجرا درآورد. پژوهشکده مذکور در سال 1358 نیز موضوع رضایت اجتماعی را در حوزه های: رضایت کلی، رضایت از درآمد، رضایت شغلی، رضایت خانوادگی را در 700 خانوار به مطالعه درآورده بود.
طالبی و همکاران(1387) اعتماد سیاسی را در بین380 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بررسی کردند. نتایج تحقیق آنها حاکی از این است که متغیرهای میزان دینداری، ارزش های مادی و میزان استفاده از رسانه های داخلی با متغیر وابسته اعتماد سیاسی رابطه مستقیم دارند؛ در حالی که متغیرهای ارزش های فرامادی و میزان استفاده از رسانه های خارجی با متغیر وابسته اعتماد سیاسی رابطه معکوس دارند و متغیرهای عام گرایی، مشارکت در انجمن های غیردولتی و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با متغیر وابسته اعتماد سیاسی رابطه معناداری را نشان ندادند. در این تحقیق، متغیرهای مستقل42 % از تغییرات متغیر اعتماد سیاسی را تبیین کردند.
مرتضی نصفت سال 1354 در پژوهشی به سنجش افکار دانشجویان کشور با انتخاب 13584 نفر نمونه از کل 77482 دانشجوی شاغل به تحصیل در سال 51-1350 پرداخته و نتایج تحقیق گویای این است که بی توجهی کارگزاران نظام نسبت به آراء و انتظارات دانشجویان در راس عوامل ناراضی کننده ی یک دانشجو قرار دارد و بعد از آن مشکلاتی چون زندگی شخصی، خانوادگی واجتماعی دانشجو، پایین بودن سطح علمی و آموزشی استادان، عدم مشارکت دانشجو در اداره امور دانشگاه، احساس ناامنی نسبت به آینده ی شعلی و… قرار دارند. نتیجه تحقیق اینکه از 32 درصد اظهارات دانشجویان درباره ی مسائل سیاسی70 درصد بیانگر اظهار رضایت از وضع سیاسی مملکت، ثبات و امنیت بوده است. 5/7 درصد از پاسخگویان در حد زیادی از اوضاع عمومی وسیاسی کشور انتقاد کردند. در این پژوهش، میان پژوهش شاخص رضایت دانشجو از موسسه ی محل تحصیل، رضایت از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور و تحلیل رابطه مثبت و معنادار وجود داشته است. دانشجویان شهرستانی بیشتر از دانشجویان تهرانی از نظام سیاسی کشور رضایت داشتند.
معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد شهید بهشتی به سفارش و نظارت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی در سال 1357 پژوهشی درباره ی«بررسی نگرش های سیاسی دانشجویان» انجام داده است. دراین پژوهش تبیین وتحلیل انواع نگرشی های سیاسی دانشجویان نسبت به نظام و حاکمیت سیاسی ،اصول وارزش های آن شناخت موانع مشارکت سیاسی دانشجویان و بررسی میزان تاثیر متغیرهای اجتماعی- اقتصادی بر نگرش های آنان ، سه هدف عمده ی تحقیق بوده است. نتایج پژوهش در بعد سنجش نگرش گویای آن است که فقط 2 درصد از نمونه های آماری 55 نفری، نسبت به ارزش و اصول نظام نگرش منفی داشته اند. به عبارت دیگر 88 درصد نگرش آنان متمایل به متوسط و 10 درصد اعتقاد بسیار زیادی به ارزش واصول نظام داشته اند. درباره نگرش به حاکمیت موجود و نهادهای آن، 1 درصد نظر مخالف و 78 درصد نظری ببینابین و در حد متوسط و 21 درصد به حاکمیت اعتقاد کامل را اعلام کرده اند. نتایج دیگر نشان می دهد که نگرش دانشجویان زیر تاثیر متغیرهای سال ورود و محل زندگی از لحاظ اجتماعی ارتباط معناداری وجود دارد. میان سال ورود به دانشگاه و نگرش به حاکمیت سیاسی رابطه ی معکوس وجود داشته ومتغیرهای تاهل، سن، تحصیلات والدین و پایگاه طبقاتی دانشجو ، با نگرش به ارزش ها و اصول نظام ، رابطه معنادار دیده شده است (معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی شهید بهشتی1378)
فریبا شایگان (1387) با “بررسی عوامل تأثیرگذار بر اعتماد سیاسی” در بین 441 نفر از شهرواندان بیست سال به بالای تهرانی دریافت که اعتماد سیاسی مردم در حد متوسطی است ( 52% اعتماد سیاسی بالا) و اعتماد به نظام سیاسی بالاتر از اعتماد به نهادها و کنشگران سیاسی است. از بین عوامل تأثیرگذار، وضعیت رفاهی، رضایت از ز ندگی و نگرش مردم نسبت به تلاش دولت در ایجاد رفاه اجتماعی اقتصادی مهمترین نقش را در اعتماد سیاسی پاسخگویان دارد. همچنین سن، اعتماد بنیادی ، میزان رضایت از زندگی ، نگرش افراد نسبت به رضایت از عملکرد نقاط تماس، نگرش افراد نسبت به تلاش دولت برای ایجاد رفاه بالا تر، نگرش افراد نسبت به عمل به وعده مسئولان، نگرش افراد نسبت به مسئولان بلندپایه کشور، اعتقاد به دینداری مسئولان سیاسی و نگرش افراد نسبت به طبقه اجتماعی خودشان با اعتماد سیاسی رابطه مستقیم دارد ولی هیچ رابطه معناداری بین تحصیلات و اعتماد سیاسی مشاهده نشد. این تحقیق توانست 39 درصد از واریانس متغیر اعتماد سیاسی را تبیین نماید.
محمد تقی ایمان و حسین منفرد در پژوهشی تحت عنوان “بررسی عوامل اجتماعی-اقتصادی موثر بر رضایت مندی سیاسی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز” با روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسشنامه با نمونه 384 نفری به این نتایج دست یافتند: رضایت مندی سیاسی پاسخگویان در حد کم است. در مجموع، یافته های تحقیق نشان می دهد که رضایت مندی سیاسی پاسخگویان، بیش از هر عاملی با رابطه منفی، تحت تاثیر بیگانگی سیاسی آنان است و سپس با رابطه مثبت متاثر از رضایت تحصیلی و درجه مذهبی بودن آنان است.
2-1-2. پیشینه تحقیقات خارجی
در خارج کشور نیز «جفری پایج» در سال 1971 با استفاده از یک نمونه ی 237 نفری از سیاه پوستان به بررسی رابطه ی میان اعتماد سیاسی وکارایی سیاسی با مشارکت آشوبگرانه (مشارکت در آشوب های سیاسی) پرداخته است. یافته ها دلالت بر سهم شدید نارضایتی در مشارکت آشوبگرانه دارد. آشوبگران سیاسی در میان ناراضیان، کسانی هستند که اعتماد سیاسی پایینی به حکومت دارند.
انگوس کامپل، بلارد راجرز و فلیپ کانورس از اعضای مرکز پزوهش های پیمایشی دانشگاه میشیگان در سال 1971 مطالعه ای درباره ی رضایت مندی از کیفیت زندگی انجام دادند. در مجموع نتایج تحقیق گویای این است که رضایت مندی از خود، درآمد خانوار، زندگی خانوادگی و ازدواج مهمترین عناصر در رضایت مندی کلی فرد از زندگی می باشد. در این میان بعد اساسی رضایت مندی، شاخص بیگانگی سیاسی معرفی گردیده است. درباره ی احساس مسئولیت مقامات کشور، وجود آزادی برای زندگی و رضایت مندی از زندگی در آمریکا 22 درصد کاملا خشنودند. بیش از 60 درصد سطوح متفاوتی از رضایت مندی را ابراز داشته و 11 درصد اعلام بی تفاوتی و 7 درصد خبر از نارضایتی داده اند. قابل توجه اینکه نارضایتی وبیگانگی سیاسی در میان سیاه پوست ها، جوانان و دانشگاهیان رواج بیشتری داشته است.
رونالد اینگلهارت استادعلوم سیاسی دانشگاه میشیگان آمریکا با بهره گیری از حاصل مطالعاتی که در سطح کشورهای اروپایی و آمریکایی در طی سال های 1986 تا 1970 میلادی انجام شده است تحول ارزش ها و رضایت افراد را در جوامع صنعتی مورد نقد وبررسی قرار داد ونتیجه یافته ها حاکی از آن بود در جوامع خواسته های انسان ها در زندگی دستخوش تحول شده و در نتیجه نوع رضایت از زندگی در آنها تغییر کرده است.
در ژاپن نیز موسسه «ریاضیات آماری» توکیو از سال 1961 به بعد در فاصله های مختلف رفتارها و نگرش های اجتماعی از جمله رضایت اجتماعی را مورد بررسی های میدانی قرار داده است وهدف این موسسه بررسی دگرگونی در اندیشه ژاپنی ها بوده است.

پایان نامه ساختارهای اجتماعی و نیروهای اجتماعی


Widget not in any sidebars

انگوس کامپل، بلارد راجرز و فلیپ کانورس
مطالعه ای درباره ی رضایت مندی از کیفیت زندگی
درباره ی احساس مسئولیت مقامات کشور، وجود آزادی برای زندگی و رضایت مندی از زندگی در آمریکا 22% کاملا خشنود، بیش از 60 % دارای سطوح متفاوتی از رضایت مندی و 11% بی تفاوت و 7 % ناراضی بوده اند.
رونالد اینگلهارت
مطالعه تحول فرهنگی در سطح کشورهای اروپایی و آمریکایی
خواسته های انسان ها در زندگی در جوامع مختلف دستخوش تحول شده و در نتیجه نوع رضایت از زندگی در آنها تغییر کرده است.
در خصوص تفاوت این تحقیق با تحقیقات پیشین می توان به این نکته اشاره کرد که دراین تحقیق تاکید بر مولفه های اقتصادی وبررسی تاثیر مستقیم وضعیت اقتصادی دانشجویان در افزایش یا کاهش رضایت سیاسی و اعتماد سیاسی آنها می باشد اما در تحقیقات پیش از این نقش مولفه های اقتصادی به این اندازه پررنگ نبوده است.
2-2. چارچوب نظری
فرهنگ جامع روان شناسی در تعریف رضایت مندی آن را به حالتی هیجانی تعبیر می کند که با رسیدن به یک هدف، پدیدار می شود (پورافکاری، 1373). بیشترین ارتباط رضایت مندی با مفهوم “نگرش” است و منظور از نگرش “تمایلی کم و بیش ثابت است که به واکنش مثبت یا منفی به رده هایی خاص از آدمها و یا اشیاء” مربوط می شود (برونو، 1373). بنابراین نگرش جوهره بنیادین رضایت است. یعنی رضایت هنگامی به دست می آید که نگرش، واکنش و یا پاسخ افراد نسبت به یک موضوع مثبت باشد. اگر این نگرش مثبت در محیطی سیاسی یعنی در محیطی که در آن “رهبری صلح آمیز و غیر صالح آمیز روابط میان افراد، گروهها و نیروهای اجتماعی، کارهای حکومتی در داخل یک کشور و روابط خارجی آن کشور جریان دارد”(عالم، 1378) مجال بروز یابد، رضایت مندی سیاسی به دست می آید.
مفهوم رضایت مندی سیاسی با مفهوم اعتماد سیاسی نیز پیوند عمیق دارد. در حوزه جامعه شناسی با در نظر گرفتن زیر بنای فلسفی نظریه ها، می توان موضوع رضایت سیاسی را از سه رویکرد بررسی کرد:
2-2-1. رضایت سیاسی
2-2-1-1. رویکرد انتقادی
این رویکرد به دنبال دستیابی به ساخت های واقعی و پنهان روابط انسانها در دنیای مادی است تا مردم به ویژه ضعیفان را در تغییر دنیای اجتماعی اشان یاری رساند. نارضایتی از وضع موجود، باور به تغییر و ستیز به عنوان ماهیت نظام های اجتماعی و اعتقادی به توانمندی انسان به تغییر نظام اجتماعی بر اساس شناخت و آگاهی تاریخی از تاکیدهای برجسته این رویکرد است (نیومن، 1991).
مارکس
رویکرد انتقادی ریشه در نظریات مارکس دارد. در نظریات وی کمتر می توان جایگاه مشخصی را برای رضایت سیاسی جستجو کرد. چرا که در نظرگاه وی، نظام اجتماعی از یک سو همواره در تضاد و تغییر است و از سوی دیگر انسان در جامعه امروزین دچار سرخوردگی و از خود بیگانگی می باشد. مگر اینکه به آخرین مرحله فرایند تاریخی که کمونیسم هست، دست یابد. به عبارتی رضایت مندی انسان در آخرین فرایند تاریخی توسعه جامعه است که دست یافتنی می شود. مارکس بیگانگی را به عنوان نوعی احساس ناخشنودی، انفصال و عدم پیوند ذهنی و عینی میان فرد و نهادها و ساختارهای اجتماعی به ویژه سیاست (محسنی تبریزی، 1373) وجهه مخالف رضایت می داند. از نظر وی تجلی خصلت ها و توانایی انسان در موجودات انتزاعی و یا ساخت های کلان به گونه ای است که مانع بروز و کمال خلاقیت انسان می شود و وضعیتی روانی ایجاد می کند که خشنودی از زندگی چنین انسانی ربوده می شود و او را به فردی که از زندگی شخصی و اجتماعی اش احساس رضایت نمی کند، تبدیل می سازد(مارکس، 1373).
هابرماس
نظر هابرماس درباره رضایت و اعتماد سیاسی را می توان از نظریات وی درباره بحث حوزه عمومی و بحران مشروعیت استخراج نمود. حوزه عمومی جایی است که محل تجلی افکار عمومی بوده و از هجوم گسترده علایق و انگیزه های خصوصی فارغ است. مهمترین نمود این رضایت، بیان و گفتار آزاد و انتقاد منطقی از عملکرد و سیاستهای نظام سیاسی است. در حوزه عمومی چنین اجماعی نه مبتنی بر زور است نه مبتنی بر دیکتاتوری اکثریت بلکه با توافق و رضایت افراد حاصل می شود و خود بنایی است برای مشروعیت دولت مردم سالار. با تجزیه حوزه عمومی یا اجماع مدنی که زیر بنای مشروعیت است رضایت افراد مخدوش می شود (موسوی، 1376).
هابرماس در بحث مشروعیت سه زیر سیستم اقتصادی (سرمایه)، اداری (حکومت) و اجتماعی-فرهنگی (سنت ها، انتظارات و هنجارهای مشترک) را مطرح و رابطه آنها را با یکدیگر توضیح می دهد. زیرسیستم اقتصادی، کالاها و خدمات را به منظور کسب سود تولید می کند، از طرفی نیاز به دستگاه حکومتی برای هدایت و حمایت خود دارد و از طرفی دولت هم به درآمد مالیاتی از طریق اقتصاد نیاز دارد. حکومت برای جلب رضایت و وفاداری انبوه مردم، درآمدهای مالیاتی را صرف خدمات اجتماعی، آموزشی و رفاهی می کند و ایدئولوژی را (که به کل نظام، مشروعیت می بخشد) تقویت می کند. این وضعیت در درون زیرسیستم اجتماعی-فرهنگی شرط لازم نگهداری تمام هنجارها، گرایش ها و اندیشه ها و معانی کنش برانگیزی است که سازگاری با سلطه سیاسی، قانونی و اجتماعی را در سیستم گسترده تر جامعه به عنوان یک کل واحد تامین می کند (پیوزی، 1379). این ارتباط مطابق شکل زیر نمایش داده می شود:

هابرماس معتقد است وقتی هر یک از این زیرسیستم ها نتوانند کار خود را به خوبی در جامعه انجام دهند ، بحران روی می دهد که یکی از این بحرانها، بحران مشروعیت است. مثلا اگر زیرسیستم اقتصادی دچار بحران شود حکومت برای مهار بحران ممکن است به صورت آشکار از منافع گروه های سرمایه دار دفاع کند که این خود منجر به کسری مشروعیت می شود (پیوزی، 1379).

2-2-1-2. رویکرد تفهمی
این رویکرد به دنبال درک زندگی اجتماعی مردم، شعور عامیانه، انسان و کنش اجتماعی است (نیومن، 1991). بنابراین تمایلی برای یافتن قوانین جهانی حاکم بر اندیشه و رفتار انسانی ندارد.

دانلود پایان نامه درمورد رضایت از زندگی زناشویی و روابط مثبت با دیگران


Widget not in any sidebars

امروزه می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناسی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که هم پوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرآیند عشق، تفاهم و میزان صمیمیت و تعهد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(بهادری و سیا، 1381).
خانواده را می توان یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده ای دانست که از پیوند زناشویی زن و مرد بنا نهاده می شود و رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد، تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را دربر خواهد داشت. می توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روان شناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی آید بلکه مستلزم تلاش هردو زوج است . نتایج به دست آمده نشان می دهد که عشق رابطه مستحکمی با رضایت زناشویی دارد و یکی از عوامل بسیار مهم در دستیابی به رضایت زناشویی در روابط زناشویی، عشق است(حافظی و جامعی نژاد، 1389).
در طی اعصار، اندیشمندان و نویسندگان کوشش نموده اند راز عشق را بگشایند. در واقع عشق همواره به موازات رشد و پیشرفت زندگی انسان، با وی همراه بوده است. در روان شناسی، اولین دیدگاه نظریه پرداز که به این زمینه علاقه نشان داد روان تحلیل گری بود. در حالی که این دیدگاه و دیدگاه های روان شناسی بالینی به طور مرتب مساله عشق را مورد بررسی و کنکاش قرار می داده اند، روان شناسی اجتماعی تجربی برای مدت زمان طولانی در به کارگیری موضوع عشق به عنوان یکی از موضوع های مهم و اساسی خود کوتاهی کرده است. مورتی و راتزین (1996) عقیده دارند که شاید برخی از سردرگمی ها در این زمینه، به جهت نگرش های دوسوگرایی است که علم نسبت به پژوهش عشق داشته است. ماهیت عشق از بعد روان شناختی به عنوان یک مساله قابل بحث باقی مانده است و تا چندی پیش، عشق به عنوان یک زمینه مهم پژوهشی مورد توجه قرار نمی گرفت(پاتو، 1381).
عوامل گوناگونی چون عوامل شخصیتی و تجارب دوران کودکی نقش به سزایی را در برقراری روابط صمیمیانه و ایجاد عشق و تفاهم در زوجین ایفا می کنند(صدقی طارمی، 1383). بهزیستی روان شناختی به عنوان احساس مثبت و احساس رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مختلف خانواده، شغل و … است تعریف می شود. دگرگونی و تغییر در زندگی انسان، مستلزم انطباق با شرایط است، حال آن دگرگونی خوشایند یا ناخوشایند باشد و در این بین روش های مقابله با تغییرات زندگی و تنیدگی‌های حاصل از آن بسیار متفاوت است و با توجه به نوع مقابله فرد، سلامت روانی وی تحت تاثیر قرار می گیرد. ویژگی روانی مهمی که فرد واجد سلامت می‌بایست از آن برخوردار باشد احساس بهزیستی یا رضامندی است(صادقی، 1388). تلاش بر آن است تا به وسیله تحقیقات منظم و تجربی و دسترسی به ساختارهای مرتبط با عشق بتوان زمینه مناسبی برای توسعه روابط عاشقانه، صادقانه و توام با تفاهم بین زوج ها فراهم ساخت(صدقی طارمی، 1383).
1-2- بیان مساله :
خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است و در آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست براساس هم زیستی مسالمت آمیز، صفا، صمیمیت، انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می کنند. خانواده ها معمولا واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت آن را از مهم ترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوشبختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل های سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به هم نوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است، انسان موجودی چند بعدی است که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با هم نوع تشکیل می دهد. روان شناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار و انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارایه می دهند تا از این راه رسیدن به زندگی صلح آینده و توام با آسایش برای فرد فرد آدمیان امکان پذیر گردد. روان شناسان، خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند . داشتن آگاهی از نیازهای زیستی و روانی وشناخت چگونگی ارضا» و اطفا» آن ها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت تمایلات زیستی و روانی مهم تر، مسلح بودن به چگونگی ارضا» درست و سالم آن ها ضرورتی انکار ناپذیر می باشد. تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت برتائید نقش دلبستگی در پیوند های بزرگسالان و روابط زناشویی رضایت مند می باشد. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته به طور خاص به بررسی رابطه بین الگوهای دلبستگی و سازگاری یا نگرش نسبت به روابط زناشویی پرداخته اند(تابع جماعت، 1387).
بهزیستی روان شناختی نیز به مانند عشق و دلبستگی با رضایت مندی از زندگی رابطه دارد. خوش‌بینی تمایل به اتخاذ امیدوارانه‌ترین دیدگاه است و به یک پیش آمادگی عاطفی و شناختی در خصوص این که چیزهای خوب در زندگی مهم تر از چیزهای بد است اشاره دارد. احساس بهزیستی در برگیرنده احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی است(صادقی، 1388).
اصولاً از دیرباز دو رویکرد اصلی در تعریف بهزیستی وجود داشته است. رویکرد مبتنی بر لذت‌گرایی که معتقد است بهزیستی به معنی به حداکثر رساندن لذت و به حداقل رساندن درد است. این رویکرد در طول تاریخ حامیان خاص خود را داشته است که از آن جمله می توان اپیکور، هابز و استوارت میل را نام برد. رویکرد دوم مبتنی بر فضیلت‌گرایی ارسطو است. براساس این رویکرد، ارضای امیال، به رغم ایجاد لذت در ما، همیشه منتهی به بهزیستی نمی گردد، بلکه بهزیستی در برگیرنده تلاش برای کمال و تحقق پتانسیل‌های واقعی فرد است که ممکن است همواره توام با احساس لذت نباشد (راین و دسی ، 2001).
محققان مختلف با اتخاذ هریک از این رویکردها، مفهوم پردازی‌های متفاوتی از بهزیستی ارائه داده‌اند. پیروان لذت‌گرایی، «بهزیستی‌ هیجانی» را مطرح ساخته اند که آن را برابر حضور عواطف مثبت (مانند شادی)، غیاب عواطف منفی (مانند ناامیدی) و رضایت مندی از زندگی می‌دانند (کیز ، 2002). پیروان فضیلت‌گرایی نیز دو نوع بهزیستی روان شناختی (ریف ، 1989) و بهزیستی اجتماعی را مطرح ساخته اند. مدل سلامت، این سه نوع بهزیستی را باهم ترکیب کرده و مفهوم جامع و کاملی از بهزیستی را که هم جنبه عاطفی (بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کارکردی (بهزیستی روان شناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد، به‌وجود می‌آورد(کیز، 2002).
بهزیستی روان شناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است و 6 مولفه را در بر می گیرد: خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیراون فرد؛ انتخاب یا ایجاد روابط شخصی مناسب)، رشد شخصی (داشتن احساس رشد مداوم؛ پذیرا بودن نسبت به تجارب جدید؛ احساس کارآمدی)، روابط مثبت‌ با دیگران (داشتن روابط گرم، رضایت ‌بخش و توام با اطمینان؛ توانایی همدلی، صمیمیت و مهربانی)، هدف مندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی؛ فرد احساس کند زندگی گذشته‌اش معنایی دارد) و پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت نسبت به خود؛ پذیرفتن جنبه‌های مختلف خود؛ داشتن احساس مثبت نسبت به زندگی گذشته خود). اجزا وعناصراصلی بهزیستی روان شناختی را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود: معنویت، رشدو بالندگی فردی، رضایت از زندگی، شادی، روابط مثبت با دیگران، خویشتن پذیری، معناداری، سازگاری وتسلط برمحیط، خود پیروی، خوش بینی، هدف در زندگی. باتوجه به تحقیقات گذشته، بهزیستی روان شناختی با بیشترشدن سازش‌ یافتگی جسمانی و روانی با وقایع تنش‌زای زندگی و سطوح بالاتری از عملکرد و رضایت اززندگی رابطه دارد(کیز و ریف ، 2003).
دراین میان جوانان به عنوان عمده‌ترین قشرجامعه و قشری ازجامعه که پیوسته در معرض تنیدگی‌ها و فشارهای محیطی و روانی زیادی ازجمله مشکلات آموزشی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قراردارند، موردتوجه خاص پژوهش گران قرارگرفته‌اند و روشن است که پیامد های تنیدگی برعملکرد تحصیلی، اجتماعی وشغلی، رضایت شخصی و از همه مهم تر، سلامت روانی آن ها تاثیر نامطلوب خواهد داشت. حال محقق در این پژوهش درصدد است تا بداند چه رابطه ای بین عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی وجود دارد و هم چنین آیا رابطه ای بین هرکدام از مولفه های عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت زناشویی وجود دارد یا نه؟
1-3- اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق :
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد، دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند، از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از دیگر محیط‌ها می‌تواند نشأت‌گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه‌گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آن ها، شیوه‌های تربیتی خانواده، شغل و تحصیلات والدین، وضعیت اقتصادی و فرهنگی، محل سکونت، حجم و جمعیت، روابط اجتماعی و بسیاری متغیرهای دیگر در خانواده وجود دارد که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند(رضایی، 1388).
خانواده با وجود این که اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ به طوری که شناخت آن و تاثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحب نظران مختلف بوده است و بر این اساس کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است(آزاد ارمکی، 1387).
سلامت روان و بهزیستی روان شناختی در خانواده، از عواملی است که می تواند بر رضایت مندی زوجین در زندگی زناشویی تاثیر گذارد که این امر از روابط عاطفی طرفین نشات می گیرد. روابط عاطفی و عشق میان زوجین از جمله عوامل مهم در تاثیرگذاری بر رضایت مندی از زندگی زناشویی است که کمتر محققی در باره آن پرداخته است. به نظر می رسد که با درک و شناخت واژه عشق در زندگی می توان از بسیاری از مشکلات زناشویی چشم پوشی کرد چرا که زن و مردی که در سایه عشق زندگی می کنند از خودگذشتگی زیادی از خود نشان خواهند داد و در سایه این مهم به رضایت مندی از زندگی رسید. هم چنین پژوهش های خیلی کمی در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت زناشویی انجام شده است. آشکار است که نتایج این تحقیق می تواند از نظر عملی راه گشای شناخت جامع تر از عوامل گرایش به رضایت از زندگی زناشویی درجامعه مورد نظر باشد و راه کارهای عملی سازنده تری را برای جلوگیری از تعارضات زناشویی در بین زوجین پیشنهاد نماید. از نظر علمی هم محققان این حوزه می توانند با شناخت وجود عشق در زندگی و هم چنین بهزیستی روان شناختی و مثبت نگری و بررسی تاثیر آن ها بر روی رضایت مندی از زندگی زناشویی وارد جزئیات تخصصی تر این حوزه شوند و با تحقیق های بیشتر در این رابطه نتایج ارزشمندتری دست خواهند یافت. هم چنین نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای آموزش صحیح مهارت زندگی جهت پیش گیری از تعارضات زناشویی باشد. از این رو نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده روان شناسان، مشاوران و افراد متخصص در این زمینه قرار گیرد و در واقع بهره وران اصلی خانواده ها، زوج های جوان تر، دانشجویان این حوزه و در نهایت جامعه باشد.
1-4- اهداف تحقیق :
1-4-1- هدف کلی :
بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی
1-4-2- اهداف جزیی :
تعیین رابطه بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی
تعیین رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی
1-5- سوالات تحقیق :
آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات :
1-6-1- تعاریف مفهومی :