دانلود پایان نامه درمورد حمایت اجتماعی ادراک شده و اختلالات رفتاری کودکان

– دهخدا، علی اکبر(1386). لغتنامه. با همکاری انتشارات دانشگاه تهران و مرکز بین المللی زبان فارسی.
– رحمت اللهی. فرحناز، فاتحی زاده. مریم و احمدی. سیداحمد. (1384)، آسیب شناسی زندگی زناشویی، فصلنامه تازه های روان درمانی، سال یازدهم، شماره41 و 42.
Widget not in any sidebars

– رضایی، مریم (1388). وظایف متقابل والدین و فرزندان از منظر فرهنگ دینی ، اسلام و تربیت ، سایت انجمن علمی فرهنگی میزان، 1388/02/06.
– ساروخانی، باقر؛ (1370). مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش
– ستیر، ویرجینیا؛ (1384). آدمسازی، ترجمه بهروز بیرشک. انتشارات رشد.
– سلیمانیان، علی. (1373). بررسی رابطه بین افکار غیرمنطقی و رضایت زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت معلم.
– شارف، ر، اس.(1381).نظریه هی روان درمانی و مشاوره، ترجمه م، فیروزبخت.تهران:رسا.
– شاکر. علی، فتحی آشتیانی. علی و مهدویان. علیرضا. (1390). بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سلامت روانی با سازگاری زناشویی در زوجین، مجله علوم رفتاری، دوره5، شماره2.
– صادقی. سمیه. (1388)، بررسی ارتباط خوشبینی با بهزیستی روان شناختی و سبک های مقابله ای در دانشجویان ، فنون خانواده درمانی، انتشارات رشد.
– صدقی طارمی، علیرضا(1383). رابطه میان سبک های دلبستگی و انواع عشق در دانشجویان متاهل دانشگاه شهید بهشتی، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه شهید بهشتی.
– عابدین زاده. محمد رضا و تقی نیا. پروانه، (چهارم1377)، فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، ، تهران، نشر گلستانه، چاپ ، ص 22
– عبدالله زاده، حسن (1382). بررسی تاثیر صفات شخصیتی بر رضامندی زناشویی زوج های شهر دامغان. پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه تبریز.
– قائدی، غلامحسین و یعقوبی حمید، (1387). بررسی رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی در دانشجویان دختر و پسر، مجله ارمغان دانش، دوره 13، شماره2.
– کاویان، رؤیا.(1381)«بررسی روابطه بین رضایت زناشویی والدین و بروز اختلالات رفتاری کودکان»، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد خوراسگان
– کلینکه، ک، ال.(1383).مهارت های زندگی.ترجمه ش، محمدخانی، تهران:اسپند هنر.
– گلدنبرگ، ا و گلدنبرگ، ه.(1382)خانواده درمانی ترجمه ح، برواتی و همکاران.تهران:روان.
– گنجی، حمزه. (1380). ارزشیابی شخصیت، چاپ اول ، تهران، انتشارات ساوالان
– مردانی حموله، مرجان و حیدری، هایده، (1389)، ارتباط خوش بینی و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی در کارکنان بیمارستان، فصلنامه دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، دوره هشتم، شماره اول.
– مصاحبی، محمد رضا،‌(1381). ارتباط بین شباهت در ویژگی های شخصیتی زن و شوهر و رضایت از زندگی، مجله دانش و پژوهش در روانشناسی ، بهار و تابستان – شماره 11 و 12 .
– ملازاده، جواد.(1372)، بررسی ویژگیهای شخصیتی در رابطه با عوامل تنیدگی زای زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه روان شناسی عمومی، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
– موسوی، رقیه.(1374)، بررسی و مقایسه عوامل موثر بر رضامندی زناشویی در سه گروه پزشکان، کارمندان و کارگران شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه تربیت معلم تهران.
– میراحمدی زاده، ع.ر.، نخعی امرودی، ن.، طباطبایی، س.ح.ر.، و شفیعیان ، ر. (1382). رضامندی زناشویی و تعیین عوامل تاثیرگذار بر آن در شیراز. اندیشه و رفتار. سال هشتم، شماره 4، 56-63.
– میکاییلی، فرزانه(1388). روابط ساختاری بین بهزیستی روان شناختی با هوش هیجانی ادارک شده، پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، سال نهم ، شماره2.
– میکائیلی، فرزانه(1389). بررسی وضعیت بهزیستی روان شناختی دانشجویان، فصلنامه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد، دوره 16، شماره4.
– مینوچین ، سالوادور و فیثمن، اچ چارلز(1381). فنون خانواده درمانی، ترجمه فرشاد بهادری و فرح سیا، تهران : انتشارات رشد
– نادری. فرح، حیدری. علیرضا و حسین زاده مالکی. زینب. (1388)، رابطه بین دانش و نگرش جنسی، مولفه های عشق و رضایت زناشویی با همسرآزاری، زن و فرهنگ، فصلنامه پژوهشی دانشگاه اهواز.

دانلود پایان نامه درمورد رضایت از زندگی زناشویی و روابط مثبت با دیگران


Widget not in any sidebars

امروزه می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناسی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که هم پوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرآیند عشق، تفاهم و میزان صمیمیت و تعهد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(بهادری و سیا، 1381).
خانواده را می توان یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده ای دانست که از پیوند زناشویی زن و مرد بنا نهاده می شود و رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد، تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را دربر خواهد داشت. می توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روان شناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی آید بلکه مستلزم تلاش هردو زوج است . نتایج به دست آمده نشان می دهد که عشق رابطه مستحکمی با رضایت زناشویی دارد و یکی از عوامل بسیار مهم در دستیابی به رضایت زناشویی در روابط زناشویی، عشق است(حافظی و جامعی نژاد، 1389).
در طی اعصار، اندیشمندان و نویسندگان کوشش نموده اند راز عشق را بگشایند. در واقع عشق همواره به موازات رشد و پیشرفت زندگی انسان، با وی همراه بوده است. در روان شناسی، اولین دیدگاه نظریه پرداز که به این زمینه علاقه نشان داد روان تحلیل گری بود. در حالی که این دیدگاه و دیدگاه های روان شناسی بالینی به طور مرتب مساله عشق را مورد بررسی و کنکاش قرار می داده اند، روان شناسی اجتماعی تجربی برای مدت زمان طولانی در به کارگیری موضوع عشق به عنوان یکی از موضوع های مهم و اساسی خود کوتاهی کرده است. مورتی و راتزین (1996) عقیده دارند که شاید برخی از سردرگمی ها در این زمینه، به جهت نگرش های دوسوگرایی است که علم نسبت به پژوهش عشق داشته است. ماهیت عشق از بعد روان شناختی به عنوان یک مساله قابل بحث باقی مانده است و تا چندی پیش، عشق به عنوان یک زمینه مهم پژوهشی مورد توجه قرار نمی گرفت(پاتو، 1381).
عوامل گوناگونی چون عوامل شخصیتی و تجارب دوران کودکی نقش به سزایی را در برقراری روابط صمیمیانه و ایجاد عشق و تفاهم در زوجین ایفا می کنند(صدقی طارمی، 1383). بهزیستی روان شناختی به عنوان احساس مثبت و احساس رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مختلف خانواده، شغل و … است تعریف می شود. دگرگونی و تغییر در زندگی انسان، مستلزم انطباق با شرایط است، حال آن دگرگونی خوشایند یا ناخوشایند باشد و در این بین روش های مقابله با تغییرات زندگی و تنیدگی‌های حاصل از آن بسیار متفاوت است و با توجه به نوع مقابله فرد، سلامت روانی وی تحت تاثیر قرار می گیرد. ویژگی روانی مهمی که فرد واجد سلامت می‌بایست از آن برخوردار باشد احساس بهزیستی یا رضامندی است(صادقی، 1388). تلاش بر آن است تا به وسیله تحقیقات منظم و تجربی و دسترسی به ساختارهای مرتبط با عشق بتوان زمینه مناسبی برای توسعه روابط عاشقانه، صادقانه و توام با تفاهم بین زوج ها فراهم ساخت(صدقی طارمی، 1383).
1-2- بیان مساله :
خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است و در آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست براساس هم زیستی مسالمت آمیز، صفا، صمیمیت، انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می کنند. خانواده ها معمولا واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت آن را از مهم ترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوشبختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل های سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به هم نوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است، انسان موجودی چند بعدی است که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با هم نوع تشکیل می دهد. روان شناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار و انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارایه می دهند تا از این راه رسیدن به زندگی صلح آینده و توام با آسایش برای فرد فرد آدمیان امکان پذیر گردد. روان شناسان، خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند . داشتن آگاهی از نیازهای زیستی و روانی وشناخت چگونگی ارضا» و اطفا» آن ها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت تمایلات زیستی و روانی مهم تر، مسلح بودن به چگونگی ارضا» درست و سالم آن ها ضرورتی انکار ناپذیر می باشد. تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت برتائید نقش دلبستگی در پیوند های بزرگسالان و روابط زناشویی رضایت مند می باشد. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته به طور خاص به بررسی رابطه بین الگوهای دلبستگی و سازگاری یا نگرش نسبت به روابط زناشویی پرداخته اند(تابع جماعت، 1387).
بهزیستی روان شناختی نیز به مانند عشق و دلبستگی با رضایت مندی از زندگی رابطه دارد. خوش‌بینی تمایل به اتخاذ امیدوار
انه‌ترین دیدگاه است و به یک پیش آمادگی عاطفی و شناختی در خصوص این که چیزهای خوب در زندگی مهم تر از چیزهای بد است اشاره دارد. احساس بهزیستی در برگیرنده احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی است(صادقی، 1388).
اصولاً از دیرباز دو رویکرد اصلی در تعریف بهزیستی وجود داشته است. رویکرد مبتنی بر لذت‌گرایی که معتقد است بهزیستی به معنی به حداکثر رساندن لذت و به حداقل رساندن درد است. این رویکرد در طول تاریخ حامیان خاص خود را داشته است که از آن جمله می توان اپیکور، هابز و استوارت میل را نام برد. رویکرد دوم مبتنی بر فضیلت‌گرایی ارسطو است. براساس این رویکرد، ارضای امیال، به رغم ایجاد لذت در ما، همیشه منتهی به بهزیستی نمی گردد، بلکه بهزیستی در برگیرنده تلاش برای کمال و تحقق پتانسیل‌های واقعی فرد است که ممکن است همواره توام با احساس لذت نباشد (راین و دسی ، 2001).
محققان مختلف با اتخاذ هریک از این رویکردها، مفهوم پردازی‌های متفاوتی از بهزیستی ارائه داده‌اند. پیروان لذت‌گرایی، «بهزیستی‌ هیجانی» را مطرح ساخته اند که آن را برابر حضور عواطف مثبت (مانند شادی)، غیاب عواطف منفی (مانند ناامیدی) و رضایت مندی از زندگی می‌دانند (کیز ، 2002). پیروان فضیلت‌گرایی نیز دو نوع بهزیستی روان شناختی (ریف ، 1989) و بهزیستی اجتماعی را مطرح ساخته اند. مدل سلامت، این سه نوع بهزیستی را باهم ترکیب کرده و مفهوم جامع و کاملی از بهزیستی را که هم جنبه عاطفی (بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کارکردی (بهزیستی روان شناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد، به‌وجود می‌آورد(کیز، 2002).
بهزیستی روان شناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است و 6 مولفه را در بر می گیرد: خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیراون فرد؛ انتخاب یا ایجاد روابط شخصی مناسب)، رشد شخصی (داشتن احساس رشد مداوم؛ پذیرا بودن نسبت به تجارب جدید؛ احساس کارآمدی)، روابط مثبت‌ با دیگران (داشتن روابط گرم، رضایت ‌بخش و توام با اطمینان؛ توانایی همدلی، صمیمیت و مهربانی)، هدف مندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی؛ فرد احساس کند زندگی گذشته‌اش معنایی دارد) و پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت نسبت به خود؛ پذیرفتن جنبه‌های مختلف خود؛ داشتن احساس مثبت نسبت به زندگی گذشته خود). اجزا وعناصراصلی بهزیستی روان شناختی را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود: معنویت، رشدو بالندگی فردی، رضایت از زندگی، شادی، روابط مثبت با دیگران، خویشتن پذیری، معناداری، سازگاری وتسلط برمحیط، خود پیروی، خوش بینی، هدف در زندگی. باتوجه به تحقیقات گذشته، بهزیستی روان شناختی با بیشترشدن سازش‌ یافتگی جسمانی و روانی با وقایع تنش‌زای زندگی و سطوح بالاتری از عملکرد و رضایت اززندگی رابطه دارد(کیز و ریف ، 2003).
دراین میان جوانان به عنوان عمده‌ترین قشرجامعه و قشری ازجامعه که پیوسته در معرض تنیدگی‌ها و فشارهای محیطی و روانی زیادی ازجمله مشکلات آموزشی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قراردارند، موردتوجه خاص پژوهش گران قرارگرفته‌اند و روشن است که پیامد های تنیدگی برعملکرد تحصیلی، اجتماعی وشغلی، رضایت شخصی و از همه مهم تر، سلامت روانی آن ها تاثیر نامطلوب خواهد داشت. حال محقق در این پژوهش درصدد است تا بداند چه رابطه ای بین عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی وجود دارد و هم چنین آیا رابطه ای بین هرکدام از مولفه های عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت زناشویی وجود دارد یا نه؟
1-3- اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق :
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد، دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند، از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از دیگر محیط‌ها می‌تواند نشأت‌گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه‌گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آن ها، شیوه‌های تربیتی خانواده، شغل و تحصیلات والدین، وضعیت اقتصادی و فرهنگی، محل سکونت، حجم و جمعیت، روابط اجتماعی و بسیاری متغیرهای دیگر در خانواده وجود دارد که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند(رضایی، 1388).
خانواده با وجود این که اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ به طوری که شناخت آن و تاثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحب نظران مختلف بوده است و بر این اساس کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است(آزاد ارمکی، 1387).
سلامت روان و بهزیستی روان شناختی در خانواده، از عواملی است که می تواند بر رضایت مندی زوجین در زندگی زناشویی تاثیر گذارد که این امر از روابط عاطفی طرفین نشات می گیرد. روابط عاطفی و عشق میان زوجین از جمله عوامل مهم در تاثیرگذاری بر
رضایت مندی از زندگی زناشویی است که کمتر محققی در باره آن پرداخته است. به نظر می رسد که با درک و شناخت واژه عشق در زندگی می توان از بسیاری از مشکلات زناشویی چشم پوشی کرد چرا که زن و مردی که در سایه عشق زندگی می کنند از خودگذشتگی زیادی از خود نشان خواهند داد و در سایه این مهم به رضایت مندی از زندگی رسید. هم چنین پژوهش های خیلی کمی در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت زناشویی انجام شده است. آشکار است که نتایج این تحقیق می تواند از نظر عملی راه گشای شناخت جامع تر از عوامل گرایش به رضایت از زندگی زناشویی درجامعه مورد نظر باشد و راه کارهای عملی سازنده تری را برای جلوگیری از تعارضات زناشویی در بین زوجین پیشنهاد نماید. از نظر علمی هم محققان این حوزه می توانند با شناخت وجود عشق در زندگی و هم چنین بهزیستی روان شناختی و مثبت نگری و بررسی تاثیر آن ها بر روی رضایت مندی از زندگی زناشویی وارد جزئیات تخصصی تر این حوزه شوند و با تحقیق های بیشتر در این رابطه نتایج ارزشمندتری دست خواهند یافت. هم چنین نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای آموزش صحیح مهارت زندگی جهت پیش گیری از تعارضات زناشویی باشد. از این رو نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده روان شناسان، مشاوران و افراد متخصص در این زمینه قرار گیرد و در واقع بهره وران اصلی خانواده ها، زوج های جوان تر، دانشجویان این حوزه و در نهایت جامعه باشد.
1-4- اهداف تحقیق :
1-4-1- هدف کلی :
بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی
1-4-2- اهداف جزیی :
تعیین رابطه بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی
تعیین رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی
1-5- سوالات تحقیق :
آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات :
1-6-1- تعاریف مفهومی :

تحقیق با موضوع مهارت های اجتماعی و آسیب شناسی روانی


Widget not in any sidebars

نمودار 6-4: میانگین نمرات امید در پیش آزمون و پس آزمون گروه جملات مثبت و گروه کنترل 61
نمودار 7-4: نمودار جعبهای نمرات امید به تفکیک پیشآزمون و پسآزمون در گروههای کنترل و آزمایش 62
نمودار8-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در گروههای آزمایش و کنترل 64
نمودار 9-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در گروههای آزمایش و کنترل 69
نمودار 10-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در دختران 73
نمودار 11-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در پسران 73
نمودار 12-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در دختران 77
نمودار 13-4: نمودار پراکنش نمرات پیشآزمون و پسآزمون امید در پسران 77
1-1 مقدمه
بشر به طور طبیعی در طول زندگی در این جهان با نگرانی‌ها و اضطراب‌های بسیاری رو در رو بوده و همواره جهت پیروزی بر آن‌ها و از میان بردن عوامل پیدایش آن‌ها کوشیده است. یکی از اهداف پیدایش مجموعه‌ی بزرگ اختراعات و اکتشافات بشر نیز، دست یابی به آرامش و آسایش در زندگی و مبارزه با یأس و ناامیدی بوده است. در یکی دو دهه اخیر در بین روان شناسان و دانشمندان علوم انسانی، مثبت اندیشی و داشتن نگرشی امیدوارانه نسبت به زندگی، به عنوان یکی از مؤثرترین روش‌های درمان بیماری‌های روانی بویژه ناامیدی و افسردگی(بهاری، 1388)، بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
برایرویت(2004) معتقد است به هر نسبتی که هیجان های منفی مانند غم،خشم، نا امیدی و بد بینی در زندگی کم رنگ تر باشد، قابلیت های شخصی و اجتماعی در کنار آمدن با مشکلات و کنترل فشار های روانی افزایش می یابد. امروزه محققان در یافته اند که نقش امید بالاتراز نیروی تسلی بخش در اوج احساس غم زدگی و ناکامی است (اسنایدر و لوپز،2005). امید نقش مقتدرانه و شگفت آوری در زندگی ایفا می کند و در عرصه های گوناگون از موفقیت تحصیلی و شغلی گرفته تا ارتباطات خانوادگی و اجتماعی مزایای فراوانی به همراه دارد(اسنایدر،2000). رشد امید در انسان به میزان زیادی معلول آموزش ها و یادگیری های او در جامعه، خانواده و یا طبقه ای است که وی در آن زندگی می کند.
2-1 بیان مسأله
یکی از عوامل مهم در موفقیت انسان، امید به زندگی است. تا انسان امید به آینده ای مطلوب نداشته باشد، نمی تواند پشتکار لازم را در راه رسیدن به هدف بکار بندد. امید، به انسان اعتماد به نفس می دهد و آدمی در سایه ی آن می تواند از تمامی ظرفیت های خود بهره ببرد همچنان که نا امیدی اعتماد به نفس را از انسان می گیرد و استعدا های او را به مرور زمان از بین می برد. در جوانی، امید می تواند نقش کلیدی در اعمال و رفتار آدمی ایفا کند؛ استعداد ها را شکوفا سازد، اعتماد به نفس را زیاد نماید و آینده را روشنی بخشد. در دنیای امروز سلامت روانی افراد و به ویژه دانشجویان که سهم به سزایی در پیشبرد اهداف یک نظام و یک کشور دارند از مهمترین دغدغه هاست. حوزه‌ی روان شناسی در طول تاریخ بر عوامل تشخیص، درمان و حذف بیماری‌های روانی متمرکز بوده است.
محققین و متخصصین بالینی در سالهای اخیر به جای مطالعه‌ی ضعف‌های بشر به طور فزاینده‌ای بر تعیین نیروهای روان شناختی تأکید دارند که رشد و توسعه‌ی سلامت را در پی دارند. شاخه‌ی جدید علم روان شناسی و دیدگاههای نوین اش در صدد بررسی ظرفیت‌ها و قدرت‌های روان شناختی به جای آسیب شناسی روانی می‌باشند. اعتقاد اساسی روان شناسی مثبت این است که ویژگی‌های مثبت قابل اندازه گیری می‌توانند به عنوان سپری افراد را در برابر حوادث نا مطلوب و عوامل خطر زا محافظت نمایند(مستن وکاوس وورث، 1998؛ راتر، 1999) و لذا بررسی کیفیت‌های مثبت افرادی که چنین معیارهایی را دارا هستند می‌تواند به طور مستقیم در رسیدن به این امر محققین را یاری می‌رساند(سولدو و هونبر، 2004) که امید یکی از سازه‌های شناختی – انگیزشی است که در این زمینه مورد تاکید قرار گرفته است(اسنایدر،شین و لوپز، 2007). مکینز(2001) شادی را اساسی ترین هیجان مثبت و امید را مهمترین زیر مجموعه شادی می‌داند(به نقل از خلجی،1386). اسنایدر، چیونز و سیمپسون (1997) نظریه‌ی انگیزشی‌ای ارائه دادند که بر متغیر انگیزشی – شناختی امید متمرکز است. اسنایدر(2000) امید را، متغیر فردی ای که در جریان ارزیابی ظرفیت‌های وابسته به هدف پایدار می‌ماند، تعریف می کند؛ هر چند که تحت تأثیر عواملی مانند مشاوره و آموزش در سطوح مختلف تغییر می‌پذیرد(به نقل از برکمن و لیبرمن، 2009). در این نظریه امید از دیگر متغیرهای انگیزشی – شناختی مانند خوش بینی و خود کفایتی، متمایز می‌شود(اسنایدر، 2000).
تئوری اسنایدر سه مؤلفه‌ی اصلی را در بر می‌گیرد: اهداف، گذرگاه و کارگزار. اهداف کوتاه، میان و بلند مدت سنگ بنای این نظریه است(اسنایدر، 2000). گذرگاه‌ها، توانایی موجود افراد را در راه‌های عملی معطوف به هدف نشان می‌دهند(اسنایدر، راند و سیگمون، 2002)، که از طریق گفتار درونی، مشخص می‌شود. افرادی که سطح امید بالایی دارند اغلب دارای گذرگاه‌های چندگانه هستند. وجود گونه های مختلف گذرگاه، زمانی اهمیت پیدا می‌کند که افراد با موانعی در راه نیل به اهدافشان مواجه شوند(اسنایدر، کروسون، 1998؛ به نقل از اندرسون و گالین اسکای، 2006). کارگزار، یک مؤلفه‌ ی انگیزشی است که توان شروع، تداوم و تلاش لازم برای پیگیری گذرگاه خاصی را تضمین می‌کند. کارگزار نیز با گفتارهای درونی نمایان می‌شود. در نظریه‌ امید، دنبال کردن اهداف،
هیجان مثبت را فرا می‌خواند و شکست در رسیدن به اهداف، منجر به هیجان منفی می شود(ادواردز و استواک، 2007). در تئوری اسنایدر و مطالعات پیشین، این انتظار وجود دارد که سطوح بالای امید موجب افزایش رضایت از زندگی و نیز کاهش آسیب‌های روانی می شود(الیوت، ویتی، هریک و هافمن، 1991).
به طور کلی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که امید از مولفه‌های سلامت روان است. نلون، مارو و فردریک سون(1993) نشان دادند که خلق مثبت دارای مزایایی است که امید را افزایش می‌دهد و منجر به سلامتی و بهزیستی می‌شود. افراد تقریبا روزی هزار دقیقه بیدارند ولی در مقدار کمی از این زمان، هیجان‌هایی چون خشم، ترس یا شادی را تجربه می کنند. در مقابل، آنچه را که آنها معمولا احساس می‌کنند، خلق است که احساس هیجانی پایدار ناشی از پیامد رویدادها می باشد. تظاهر خارجی و تجلی بیرونی با علایم فیزیولوژیک این احساس هیجانی را عاطفه می‌نامند(جرج،1996).
اولین روشی که برای القای خُلق مثبت به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته، توسط ولتن ابداع شد. در روش وی از آزمودنی ها خواسته می شود جملاتی را به طور آرام بخوانند و سپس با صدای بلند فهرستی از جملاتی نظیر ” من واقعاً احساس خوبی دارم” را بارها تکرار کنند(ولتن، 1968). بعد از روش ولتن، ثایر(1989) القای خلق را به 4 طبقه اصلی تقسیم نمود:1- روش های تلقین به خود و هیپنوتیزم: این روش القا، مشابه تلقین های هیپنوتیک است. به طور کلی در این روش ها افکار و شناخت های فرد، هیجان های اورا تحت تاثیر قرار می دهند.2- القای خلق توسط موسیقی و فیلم: در این گونه روش ها از موسیقی و قطعه های تصویری با موضوع های هیجانی استفاده می شود. لازم به ذکر است که ثایر در تقسیم بندی خود استفاده از چهره ها و تصویر سازی ذهنی را به منظور القای خلق نیاورده است اما امروزه می توان این روش ها را در طبقه فیلم و موسیقی قرار داد(دوستکام و همکاران،1389).3- روش های القای خلق در محیط طبیعی: ویژگی عمده این روش ها این است که آزمودنی از هدف آزمون آگاه نیست و در شرایط طبیعی و روزمره مورد مطالعه قرار می گیرد.4- القای خلق توسط دارو، تمرین و استرس: در این روش ها از استرس زاها مانند سر و صدا، شوک برقی، امتحان و حملات کلامی برای ایجاد استرس، ترس و دیگر حالت های خلقی منفی استفاده می شود. اگر چه تغییر خلق توسط داروها نیز ایجاد می شود، اما امروزه دیگر به دلیل لزوم رعایت اصول اخلاقی در پژوهش ها به کار نمی روند(ثایر،1989).
خلق می‌تواند بالا یا پایین باشد. کسانی که خلق بسیار بالا دارند، ممکن است حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، اعتماد به نفس کاذب و افکار بزرگ منشانه نشان دهند. در مقابل کسانی که خلق بسیار پایینی دارند، ممکن است نشانه‌های کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اختلال در تمرکز، بی اشتهایی، افکار مرگ و خودکشی را نشان دهند. بنابراین سطح بهینه ای از خلق مد نظر است(ایروانی،2004).
امید می‌تواند به طور مستقیم بر عملکردهای جاری فرد اثر گذاشته و او را دچار تحول رفتاری نماید. اگر امید یک سازه ی روان شناختی باشد، خلق مثبت می‌تواند باعث افزایش آن شود. با توجه به این مطلب، شناخت عوامل تأثیر گذار بر سازه‌ی امید، می‌تواند در هدایت رفتارها، آموزش صحیح و اثرگذار برای تمامی نهادهای مرتبط با دانشجویان، آموزش و پرورش و آموزش عالی، مؤثر باشد. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که، چگونه می‌توان از طریق القای خلق مثبت امید را افزایش داد؟
3-1 ضرورت پژوهش
اهمیت امید در ارتباط‌های بین فردی و نقش مؤثر و سازگارانه آن در تعامل‌ها و مهارت های اجتماعی و رویارویی با مسائل زندگی و نیز فراوانی رفتارهای یاس و نومیدی در بین افراد جامعه (اوینگ باوز،1999) و ارتباط آن با ترس، اضطراب و بی کفایتی اجتماعی(اوینگ باوز و اسنایدر، 2000) از جمله عوامل مهم روی آوری به پژوهش در زمینه‌ی امید می‌باشد و تأثیر مستقیم آن در عزت نفس، اعتماد به نفس، خودپنداره مثبت (میکائیل،2000) و در کل سلامت و بهداشت روانی(اسنایدر، 2005)، ضرورت پرداختن به آن را توضیح می‌دهد. همچنین آموزش شیوه های‌ افزایش امید در دانشجویان از مشکلات روانی- اجتماعی پیشگیری کرده که این امر خود موجب کاهش آسیب‌های اجتماعی و در کل منجر به افزایش بهداشت روانی جامعه می‌گردد. بنابر یافته ها و شواهد عینی، دانشجویان همدان از نظر ویژگی های عدم سلامت روان مانند افسردگی در وضعیت نامطلوبی قرار دارند(یعقوبی و محققی،1390). دانشجویان درگیر مسائلی چون تغییرالگوی آموزش، رشته تحصیلی، تغییرات بلوغ و تحولات شناختی هستند که اگر در این بین، امیدشان را نیز از دست دهند، دچار خسران خواهند شد که می توان با شناخت روش‌های افزایش امید به یاری آنان شتافت.
4-1 اهداف پژوهش