پایان نامه ارشد با موضوع مهارت های اجتماعی و مدیران و رهبران

5-1 مقدمه 72
Widget not in any sidebars

5-2 مروری بر آمار توصیفی 72
5-3 تحلیل نتایج 73
5-3-1 فرضیه اصلی تحقیق 73
5-3-2 فرضیه های فرعی تحقیق 73
5-3-2-1 فرضیه فرعی شماره یک 73
5-3-2-2 فرضیه فرعی شماره دو 74
5-3-2-3 فرضیه فرعی شماره سه 74
5-3-2-4 فرضیه فرعی شماره چهار 74
5-3-2-5 فرضیه فرعی شماره پنج 75
5 – 4 پیشنهادات 76
5-5 پیشنهادات به مدیران سازمان ها 76
5-6 پیشنهادات برای پژوهش های آتی 78
5 – 7 محدودیت ها تحقیق 78
منابع و مأخذ 117
منابع ومآخذ فارسی 118
منابع ومآخذ لاتین 120
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
از جمله مسائلی که مدیران و رهبران به آن توجه می کنند، ارتباطات و تعاملات صحیح با مشتریان و عرضه کنندگان و کارکنان سازمان است که جزو نیروهای رقابتی نیز محسوب می شوند.مدیران یا رهبران می دانند که آنچه باعث تقویت عملکرد می شود،مهارت مدیران بر خویشتن و درک متقابل دیگران می باشد که امروزه یکی از نکات کلیدی سازمانها در حوزه رفتار سازمانی محسوب می شود.مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران از طریق هوش عاطفی حاصل می گردد و به عبارت دیگر هوش عاطفی باعث تقویت ارتباطات، اثربخشی و مدیریت بر خود و درک متقابل دیگران می شود.
در سال1990 دو تن از استادان دانشگاههای امریکا به نام های جان مایر و پیتر سالووی بر اساس تحقیقات خودشان مقاله ای در زمینه هوش عاطفی به چاپ رسانیدند.آنها برای اثبات هوش عاطفی به عنوان هوش حقیقی به دنبال آزمون های جامع و فراگیر رفتند.هدف آنها این بود که آزمونی ایجاد کنند تا توانمندیهای افراد را در زمینه هیجانات و عواطف به شکل علمی اندازهگیری کنند.
به دنبال آنها دانیل گولمن، از تحقیقات آنها و هوش مضاعف هاروارد گاردنر برای تحقیقات خود استفاده کرد.گولمن از بین هفت هوشی که گاردنر بیان کرده بود که آنها عبارتند از:1)زبان شناختی 2)منطقی 3)موزیکال 4)جنبشی 5)فضایی/بصری 6)هوش درون فردی 7)هوش میان فردی بودند، از هوش درون فردی به مفهومی به نام فراحالتی رسید که طبق تعریف گولمن یعنی اگاهی از عواطف خودمان.او با این مفهوم مدل مایر و سالووی را تعدیل کرد.او هوش عاطفی را به دو مولفه یعنی شایستگی های فردی و اجتماعی تقسیم کرد.که به طور مختصر آن شایستگی ها به اقلامی چون خودآگاهی و خود تنظیمی و خودانگیزشی و همدلی یا آگاهی اجتماعی و مهارت های اجتماعی تقسیم شده است.(خان محمدی، هادی، 1387)
هوش عاطفی مجموعه ای از خصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است.این خصوصیات شخصیتی باعث می شود که فرد از شیوه های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده می کند.این افراد رضایت از زندگی بیشتری دارند،شاداب تر هستند،ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی دارند.از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند.دلسوز و پرملاحظه هستند.مسئولیت پذیری بیشتری دارند.در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند.با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند.
1-2 بیان مسأله

پایان نامه طراحی نام و نشان تجاری و نام و نشان تجاری

نام و نشانهای وقایع
مانند کنسرتها و مسابقات، این وقایع هستند که معمولا در ورزشها و هنرها به خودشان حیات میبخشند و به عنوان یک نام و نشان به تنهایی حضور پیدا میکنند. در این مورد تنیس مسترز آمریکا و المپیک مثالهای خوبی هستند.
Widget not in any sidebars

نام ونشانهای جغرافیایی
مانند کشورها وشهرها. رشد توریسم و به طور کلی تجارت جهانی،نامگذاریهای موقعیتهای جغرافیایی را به دنبال داشته است مانند آمازون ، هاوایی و تایلند.
2-2-3 طراحی نام و نشان تجاری
یک برند میتواند شامل نام، طرح، سمبل یا ترکیبی از اینها باشد. بنابراین برای نامگذاری محصول ضروری است که نام ونشان تجاری بر اساس نام، طرح یا سمبول مورد نیاز طراحی شود. چهار نوع طراحی نام و نشان تجاری وجود دارد:
نام تجاری: یک حرف(عدد)، کلمه یا گروهی از حروف و کلمات است که قابل تلفظ باشد مثل: Windos xp , 3m , lipton ice tea
علامت: یک سمبل، طرح یا رنگ آمیزی و حروف نویسی متمایز(خاص) است که قابل تلفظ نیست مانند تاج Lکه به سبک خاصی برای لگسوز نوشته شده، بال پرنده نایکی.
کاراکتر نام و نشان تجاری:
علامتی است که به آن شخصیت داده شده است مانند کانگروی هواپیمای ، مک دونالد.
علامت تجاری:
نام تجاری، علامت یا کاراکتر یا ترکیبی از آنهاست که از آنها در مقابل تقلب حمایت قانونی شده است. در این صورت به دنبال علامت تجاری ثبت شده میآید یا مخفف علامت تجاری یعنی TMمثل : Master Card،Google TM .
نام، علامت یا کاراکتر در مقابل استفاده رقبا حمایت قانونی ندارد مگر اینکه به عنوان علامت تجاری ثبت شده باشد، علامت تجاری برای صاحبان خود انحصار ایجاد می کند و از لحاظ قانونی آنها را در مقابل شرکتهایی که نام، سنبل و طرح های مشابه گمراه کننده استفاده میکنند، حمایت می کند( اوانس و برامان،1997).
2-2-4 ساخت نام تجاری
همان طور که محصولات از چرخه عمر محصول استفاده میکنند، نامهای تجاری نیز از چرخه عمری استفاده میکنند که تفاوتهایی با چرخه عمر محصول دارد، به طور مثال به علت اینکه نامهای تجاری موجوداتی بیولوژیک نیستند با مدیریت مناسب میتوان از افول آنها جلوگیری کرد و همواره آنها را در مرحله اوج و رشد نگه داشت که این امر مستلزم دقت فراوان در هر مرحله از دوره عمر نام تجاری اعم از ساخت، حفظ و ارتقا است. یکی از اساسیترین قسمتها همان پی و شالوده نام تجاری است که در مرحله ساخت بنا نهاده میشود یعنی نام تجاری باید از پایه محکمی چون نامگذاری و جایگاهیابی و غیره برخوردار باشد تا با داشتن بستری مناسب قدرت ارتقا را طی مراحل دیگر داشته باشد.
تبلیغات و روابط عمومی برای بسیاری از کسب و کارهایی که درصدد معرفی نام تجاری جدید به بازار هستند، از اولین عوامل تحریک کننده به شمار میآیند. برای ترسیم نقش نام تجاری در ذهن مخاطبان، از فعالیتهای متنوع تبلیغاتی و روابط عمومی میتوان بهره گرفت. سازمانها باید سوالات و پرسشهایی که مصرف کنندگان و مشتریان در مورد آن نامهای تجاری ممکن است از خودشان بپرسند را بیابند و برای اینکه جوابهای قانع کنندهای پیدا و در جهت بهبود اقدام نمایند تا نامهای تجاری موفقتری داشته باشند. بعضی از سوالاتی که مشتریان ممکن است از خود بپرسند عبارت است از : دلیل استفاده من از این نام تجاری چیست؟ اشتراک من ونام تجاری در کجاست؟ آیا استفاده از این نام تجاری امکان خود بیانگری به من می دهد؟ آیا هویت مورد نظر مرا داراست؟ آیا این نام تجاری همواره در دسترس من است؟ آیا این نام تجاری قابل اعتماد است؟ وجوه اشتراک من و نام تجاری در کجاست؟ آیا نام تجاری باعث عضویت من در گروه خواهد شد؟ آیا نام تجاری باعث افتخار ما در گروهها خواهد شد؟ آیا پیوند و دوستی بین من و نام تجاری وجود دارد یا بوجود میآید؟ و بسیاری از سوالات دیگر که با توجه به نوع محصول یا خدمت، رده آن تعیین می شود.
نامهای تجاری موفق سوالات مورد نظر خریداران را در جایگاههای مختلف به درستی پیشبینی کرده و آنها را تحت پوشش قرار میدهند.
برند سازی فقط خلق یک نام و لوگوی تجملی نیست، برابر دانستن برند سازی با بعضی از تلاشهای ظاهری و تزئینی به مانند قضاوت در مورد یک کتاب براساس جلد رنگی آن است. مسئله اصلی یافتن آنچه درون برند وجود دارد است، نه فقط آنچه چشم قادر به دیدنش است. تنها یک لحظه دنیا را بدون برندها تصور کنید، در چنین شرایطی آیا میتوانید به شرکتی اعتماد کنید؟ آیا میتوانید آنچه در ذهن دارید را بخرید؟ بر پایه چه ویژگیهایی شما تصمیم خریدتان را ممکن می سازید؟(فیلیپ کاتلر،2006).
وقتی شما تلاش میکنید تا برند خلق کنید،شما تلاش کردهاید که باور و اعتمادتان را برای مشتریانی خلق کنید که به دنبال ارزشهای بادوام هستند و خلق باور در قلب و ذهن مشتریان درباره شما، ارزشهای شما،برند شما،هسته اصلی از موفقیت است(جوهن ویلی،2007).
معرفی یک برند جدید ممکن است باعث تغییر در ساختارهای رقابتی گردد که به سهم بازار و حساسیت ادوات بازاریابی(که توسط رفتار مصرف کننده محقق میگردد) و استفاده مدیران برند از آمیخته بازاریابی مربوط می گردد. به طور مثال، برند جدید ممکن است باعث افزایش رقابت قیمت گردد و همچنین ممکن است بر عملکرد ترفیعات قیمتی تاثیرگذار باشد یا شاید عکسالعمل مصرفکننده باعث یک تغییر در اثر بخشی نسبی استراتژیهای قیمتگذاری شود. باید این مطلب را در نظر گرفت که مسلما تغییرات مشابهای اتفاق افتادهاند که برندهایی از بازار محو شدهاند(دنیس فاکا،2004). مسلما عوامل تغییر در تعداد برندها محدود به قیمت رقابتی نیست بلکه باید محدودیتهای دیگر را نیز مدنظر قرارداد مثلا محدودیتهایی که در اسباب بازاریابی بوجود میآیند. به طور مثال نمایش کالاها یا عرضه کالا، توزیع برند بعلاوه بعد از اصلاح تاثیر متغیرهای آمیخته بازاریابی، برند جدید ممکن است فقط سهم اندکی از رقبای موجود را بدست آورد(دنیس فاکا، 2004).
2-2-5 ابعاد نام تجاری

بازاریابی اجتماعی و آمیخته بازاریابی


Widget not in any sidebars

1-2-9)اعتماد:
اعتماد یک مفهوم چند بعدی است و ابعاد متفاوتی دارد. در متون مختلف معانی متفاوتی برای اعتماد عنوان شده است. اسونسون دست کم بیست معنی متفاوت از اعتماد که در متون مختلف آمده را ذکر کرده است از قبیل: اطمینان، قابلیت پیش بینی، توانمندی، شایستگی، تخصص، خیرخواهی، تمایل، حس تجاری، نوع دوستی، انسجام، وفاداری، ایمان، اجماع، سازگاری، شخصیت، مدیریت باز، علاقه، پذیرش، واقعیت و… اکثر تحقیقات اعتماد را اینگونه تعریف می کنند: “میزان باور یک سازمان به حسن نیت و اعتبار سازمان متقابل.” بنابراین اعتماد در چار چوب روابط تجاری دارای دو بعد است: قابلیت اعتبار و حسن نیت. اعتماد سازی در روابط باید طی مراحلی که در آن سازمانها از یکدیگر اطلاعاتی را جمع آوری میکنند تا دانش دو جانبه ای را از یکدیگر بدست آورند، صورت گیرد. مفهوم اعتماد نوعی باور، احساس یا انتظار خریدار(فروشنده) می باشد که ناشی از تخصص، قابلیت اتکا و اهداف یا نیات فروشنده(خریدار) می باشد. (Child,E., 2001: 35)
1-3-9)قابلیت دسترسی:
توزیع یک عنصر اصلی در عرضه محصول توسط بازاریابان است که اهمیت در دسترس بودن و قابل اعتماد بودن عرضه‌کننده به عنوان اهداف خرید بر خریدار را نشان می‌دهد. توزیع دو مفهوم مرتبط اما مختلف در بازاریابی را نشان می‌دهد. اول توزیع شامل واسطه‌هایی است که محصول را خریداری و سپس به فروش می‌رسانند. دوم توزیع شامل توزیع فیزیکی می شود که انتقال و نگهداری محصولات پس از آن که آنها در فرایند تولید توسط شرکت ساخته می‌شوند تا زمانی که به دست مصرف‌کننده برسند. اولین وظیفه توزیع، کانال بازاریابی نامیده می‌شود که عبارت از مجموعه‌ای از سازمان های مهم وابسته به هم که باعث می‌شوند کالاها یا خدمات برای استفاده در دسترس مشتریان قرارگیرند. به عبارت دیگر حلقه ارتباط بین تولیدکنندگان و مشتریان را کانال توزیع می‌گویند. برای شرکت‌های صنعتی تصمیمات مربوط به کانال‌های بازاریابی از اهمیت استراتژیک برخوردار است، زیرا این تصمیمات دارای اثر بلند مدت می‌باشند(ساترلند،1383: 29).
1-4-9)قیمت:
قیمت کالاها و خدمات در بازاریابی به میزان پول یا بهایی که خریدار در مقابل دریافت آنها حاضر به پرداخت است اطلاق می‌گردد. قیمت‌گذاری در کنار کالا و خدمات ، ترفیع و توزیع تنها بخشی از آمیخته بازاریابی است که برای شرکت سود آور است و سه بخش دیگر برای شرکت هزینه‌بر هستند. همین امر باعث اهمیت‌ یافتن هر چه بیشتر این عضو آمیخته بازاریابی می‌گردد. در اینجا می توان پیرامون استراتژیهای قیمت گذاری محصول صحبت کرد. عمر رقابت بر سر قیمت، به اندازه ی عمر بشر است و نقش این آمیخته ی بازاریابی را نمی توان به هیچ وجه انکار کرد.برخی از نمونه های تصمیم گیری پیرامون آمیخته ی « قیمت» در بازاریابی بدین شرح است: استراتژی قیمت گذاری، پیشنهاد قیمت خرده فروشی، قیمت عمده فروشی، انعطاف پذیری قیمت(بابایی زکلیکی، ۱۳۸۷‎:86).
1-5-9)محصول :
در اصطلاح علم اقتصاد ، محصولات و موادّ مختلفی که توسط تولیدکننده ، به بازار عرضه شود و در برابر دریافت پول ، یکی از نیازهای انسان را تأمین و رفع کند، کالا نام دارد. محصول یا فرآورده به معنای چیزی است که توسط نیروی انسانی یا تلاشی تولید می‌شود یا نتیجه یک عمل یا یک فرآیند را گویند. محصول به معنای حاصل شده و فرآورده به معنای فرآوری‌شده (تولید شده) است.محصول بیش‌تر در گذشته برای حاصل زراعت و مانند آن به کار می‌رفته است(کاتلر،2006: 59).
1-6-9)تنوع:
تنوع می‏تواند منجر به‏ افزایش رقابت بین کارخانه‏ها و از طرفی باعث سردرگمی و نابهنجاری بین مصرف کنندگان شود.مارک‏ها به عنوان خلاصه‏ای از محصول که اطلاعاتی در مورد زیر مجموعه‏های آن ارائه می‏دهند نقش مهمی را ایفا می‏کنند.اطمینان مصرف کننده به مارک و نشان‏ تجاری تابع چهار علت می‏باشد:تغییر قیمت‏ها،وابستگی محیطی، همانندی در تقاضاهای محصول مارک‏های متفاوت،آزمایش‏های‏ غیر قابل مشاهده یا وابستگی اختصاصی در یک مارک و اطلاعات‏ ناقص در مورد خصوصیات محصول است.تولید گنندگان جهت‏ فراهم کردن اطلاعات برای مصرف کننده‏ها در مورد کالاهای خود می‏توانند از آن استفاده‏ کنند از یک طرف این اعمال برای کاهش موانع‏ ورودی و افزایش رقابت است از طرف دیگر چنانچه مصرف کننده‏ها فرایند دستیابی به‏ اطلاعات را مشکل بیابند در مورد خصوصیات‏ محصول غیر مطمئن‏تر می‏شوند و تاکید بیشتر را بر تصاویر مارک‏ها قرار می‏دهند(تراوت،1384: 63).
1-7-9)ترویج:
ترویج یا همگانی شدن یک نوآوری جدید در یک جامعه به عوامل مختلفی وابسته ‌است. برای مثال مکروویو در دهه ۵۰ میلادی در آمریکا اختراع شد اما همگانی شدن و به اصطلاح جا افتادن این کالا در اواخر دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ اتفاق افتاد. عواملی مانند مزیت نسبی کالا نسبت به قبل، سازگاری کالا، پیچیدگی استفاده از کالا و یا قابل مشاهده بودن کاربرد آن توسط دیگران عواملی هستند که در جا افتادن و پخش یک نوآوری جدید بسیار مؤثرند(سانی، ۱۳۸۶ : 54).
1-8-9)بازاریابی اجتماعی:
توجه به عوامل گفته شده از جمله اثر بخشی، اعتماد، قابلیت دسترسی، قیمت، محصول، تنوع و ترویج برای شرکت‌های پیش‌رو و نوآور در بازاریابی اجتماعی بسیار حائز اهمیت به نظر می‌رسد. بازاریابی با زندگی روزگرد انسان در ارتباط است . ما با نیازهای بـیشـماری در زنـدگی روبه رو هستیم و این نیاز ها ما را به تلاش وتکـاپو وادار مـی کننـد و بازاریـابی سـعی دارد بـا کمترین تلاش این نیازها را برطرف سازد. درواقع، قانون دست نـامرئی آدام اسـمیت، یـک بار دیگر، میدانداری می کند و تلاشهای بازاریابی را که اصـولاً بـا هـدف کسـب سـود از سوی بنگاههای اقتصادی به عمل می آید، به ابزاری جهـت بـرآوردن نیازهـای افـراد جامعـه بدل می سازد. براسـاس مفهـوم بازاریـابی اجتمــاعی، مــدیران بازاریــابی ســازمانهــاو شــرکتهــای بــزرگ ناگزیرنــد در تعیــین خــط مشی های بازاریابی خود عوامل مهمـی نظیـر منـافع شـرکت، خواسـته هـای مصـرف کننـده و منافع جامعه را مشترکاً مدنظر قرار دهند. شرکت هـا در ابتـدا معتقـد بودنـد هـدف بازاریـابی آنها در کوتاه مدت عبارت از کسـب بـازده بیشـتر از سـرمایه صـاحبان سـهام . امـا آنهـا بعـداً دریافتند که تأمین نیازها و خواسته های مشتریان و منافع جامعه در بلندمدت اهمیـت فراوانـی دارد. این امر منجر به تولـد و ظهـور بازاریـابی اجتمـاعی شـد و در حـال حاضـر بسـیاری از شرکتها هنگام اتخاذ تصمیمات بازاریابی منافع جامعه را مورد توجه قرار میدهند.(خورشیدی،1382 : 149)
1-11) قلمرو پژوهش
قلمرو پژوهش از عمده مواردی است که مشخص می نماید محقق از لحاظ موضوعی ، مکانی، زمانی، پژوهش را به چه صورتی انجام داده است.
1-11-1) قلمرو موضوعی
چارچوب موضوعی این پژوهش در حوزه مدیریت بازرگانی شاخه بازاریابی می باشد که محدوده بازاریابی اجتماعی را مد نظر دارد.
1-11-2) قلمرو مکانی
قلمرو مکانی پژوهش استان کرمانشاه می باشد.
1-11-3) قلمرو زمانی
پژوهش حاضر به لحاظ عملیاتی در محدوده زمانی سال93-92 صورت گرفته است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش