تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در …

۳-۶-۲- عملیات آماده سازی زمین و کاشت
به منظور آماده سازی زمین یک شخم عمیق در پاییز و یک شخم سطحی در بهار زده شد و پس از آن دو بار دیسک عمود بر هم زده و تسطیح شد. سپس اندازه کرتها در آن مشخص شد و پس از آن جویهای آبیاری تعبیه گردیدند. پس از آماده شدن کرت ها در وسط هر پشته، کاشت بذور به فاصله ۲۰ سانتیمتر در تاریخ ۱۰ خرداد انجام شد.
۳-۶-۳- عملیات داشت (آبیاری، تنک وکنترل علف های هرز )
نخستین آبیاری بلافاصله پس از کاشت بذور و اعمال تیمار کوددهی در زمان کاشت انجام شد به صورتی که پشتهها کاملاً خیس شدند. آبیاری های بعدی نیز هرهفته یکبار صورت گرفت. عملیات تنک کردن در مرحله ۳ تا ۴ برگی ذرت انجام شد. مرحله اول وجین علفهای هرز در تیمارهای دارای وجین پس از آبیاری سوم و در تاریخ چهارم تیرماه به صورت دستی توسط کارگر انجام گردید. مرحله دوم وجین علف های هرز نیز پس از آبیاری پنجم در تاریخ هفدهم تیرماه و مرحله سوم وجین پس از ظهور گل تاجی انجام گردید. بطور کلی در تیمارهای دارای وجین همه علف های هرز تا انتهای فصل رشد کنترل شدند. همچنین وجین علفهای هرز داخل جویهای آبیاری پس از یک هفته از ظهور گل تاجی برای سهولت ورود آب به داخل کرتها صورت پذیرفت. از مهمترین علف های هرز مشاهده شده و نمونه گیری شده در طی فصل رشد می توان به علف هرز سلمهتره[۴]، کنف وحشی[۵]، سورف[۶]، خارشتر[۷]، تاج ریزی سیاه[۸]، تاج خروس خوابیده[۹]، تاج خروس ایستاده[۱۰] و پیچک صحرایی[۱۱] اشاره کرد. در دوران رسیدگی بلال فقط موارد محدودی ابتلاء به بیماری سیاهک آشکار مشاهده گردید که نیاز به کنترل نداشت. همچنین آفت خاصی نیز در طی فصل رشد مشاهده نگردید.
۳-۶-۴- نمونه برداری و اندازگیریها
۳-۶-۴-۱- نمونه برداری ذرت
اولین نمونه برداری از گیاه ذرت پس از یک ماه از کاشت در تاریخ دهم تیرماه صورت پذیرفت و نمونه گیریهای بعدی نیز هر ۱۵ روز یکبار انجام شد. در هر مرحله نمونه برداری از هر کرت آزمایشی، ۳ بوته به صورت تصادفی از دو ردیف وسط با احتساب حاشیه ۵/۰ متر از ابتدا و انتهای هرکرت به نحوی انتخاب می شدند که تا حد زیادی نشان دهنده خصوصیات واحد آزمایشی مربوطه باشند. قطع بوته از سطح خاک و از ناحیه طوقه انجام گرفت. پس از انجام نمونه برداری بوتهها را در کیسههای نخی شماره گذاری شده قرار داده و پس از انتقال به آزمایشگاه در آنجا قسمتهای مختلف بوته مثل برگ و ساقه جدا گشته و پس از اندازه گیری سطح برگ و تعداد برگ آنها را در پاکت های شماره گذاری شده، در درون آون با دمای ۷۵ درجه سانتیگراد به مدت ۴۸ ساعت قرار داده می شدند تا کاملاً خشک شوند. بعد از سپری شدن این زمان پاکتها را خارج کرده و به مدت ۲ ساعت پاکتها را در هوای آزاد گذاشته تا با محیط به تعادل رطوبتی برسند و در نهایت با ترازوی حساس به دقت ۰۰۱/۰ گرم توزین می شدند.
۳-۶-۴-۲- نمونه برداری از علف های هرز
نمونه برداری علفهای هرز نیز مشابه ذرت اولین بار یک ماه بعد از کاشت و بعد از نمونه گیری ذرت صورت پذیرفت و نمونه برداری های بعدی با فاصله ۱۵ روز یکبار انجام شد. برای نمونه بردای از یک کوادرات ۳۰در۵۰ سانتیمتری استفاده شد. کوادرات مربوطه در سه نقطه از هر کرت بر روی ردیفها قرار داده می شد و سپس علف های هرز مشاهده شده در آن را برداشت و در کیسههای نخی شماره گذاری شده قرار داده و پس از انتقال به آزمایشگاه در آنجا تفکیک و شمارش گونه های مختلف صورت می گرفت. سپس برای تعیین وزن خشک علف های هرز، گونه های مختلف به تفکیک در داخل پاکتهای نام گذاری شده کرت مورد نظر قرار داده و به آون با دمای ۷۵ درجه سانتی گراد به مدت ۴۸ ساعت منتقل می شد. بعد از خشک شدن وزن خشک آنها مشابه ذرت اندازه گیری می شد.
۳-۶-۵- برداشت نهایی
بوتهها در انتهای دوره رشد پس از رسیدگی فیزیولوژیکی از مساحت ۵/۱ متر مربع با لحاظ کردن اثر حاشیه ای جهت اندازگیری عملکرد نهایی و اجزای عملکرد برداشت شدند و سپس به آزمایشگاه انتقال یافتند. در آخرین نمونه برداری، صفات و ویژگیهایی از قبیل ارتفاع ساقه، قطر ساقه، طول بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن بلال، تعداد ردیف دانه در بلال، تعداد دانه در بلال، قطر چوب بلال، وزن چوب بلال، وزن صد دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت اندازگیری شدند.
۳-۶-۶- تجزیه آماری دادهها
در این آزمایش تجزیه واریانس اعداد خام با استفاده از نرم افزارهای SAS و MSTATC انجام شد و سپس مقایسه میانگین صفات مورد بررسی به روش آزمون LSD انجام گرفت. نمودارها نیز با استفاده از نرم افزار Excel ترسیم شدند.
فصل چهارم
نتایج و بحث
۴-۱- صفات مورد بررسی ذرت
۴-۱-۲- شاخص سطح برگ (LAI)
برگها مهمترین اندام فتوسنتز کننده برای گیاه می باشند. شاخص سطح برگ بیان کنندهی سطح برگ (فقط یک طرف برگ) به سطح زمین اشغال شده توسط گیاه می باشد. جهت بررسی تغییرات سطح برگ گیاه در طول فصل رشد، سطح برگ در زمانهای معینی از رشد اندازگیری شد. شاخص سطح برگ کمی قبل از گلدهی به بیشترین میزان خود می رسد، و بعد از آن به علت پژمرده شدن برگهای پایین تر رو به کاهش می گذارد. با توجه به شکلهای (۴-۱، ۴-۳ و ۴-۴) مشاهده می شود که تغییرات شاخص سطح برگ در تمام تیمارها از روند مشابهی برخوردار است به طوری که با افزایش سن گیاه شاخص سطح برگ نیز افزایش یافته و در مرحله باز شدن کامل گل نر به حداکثر خود رسیده است، زیرا در این مرحله هم سطح برگ و هم تعداد برگ به حداکثر خود می رسد ولی در مراحل بعدی به علت ریزش بعضی از برگهای پایینی و کم شدن سطح برگ، شاخص سطح برگ نیز کاهش می یابد.
در این آزمایش تاثیر تقسیط نیتروژن بر شاخص سطح برگ مورد بررسی قرار گرفت. در میان تیمارهای تقسیط کود نیتروژن در مرتبه اول بیشترین میزان شاخص سطح برگ در ۷۵ روز پس از کاشت و در تیمار عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی ملاحظه شد. استفاده از کود نیتروژن در زمان رشد رویشی گیاه می تواند دلیلی بر بالاتر بودن شاخص سطح برگ در این تیمار باشد. در مرتبه دوم بیشترین سطح برگ متعلق به تیمار مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، در مرتبه سوم بیشترین سطح برگ در تیمار مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی و کمترین میزان شاخص سطح برگ در تیمار شاهد (بدون مصرف نیتروژن) بدست آمد (شکل ۴-۱ ). در تیمار کودی چهارم و دوم کود نیتروژن در زمان کاشت استفاده شده است و در این حالت به دلیل عدم توسعه کافی ریشه در اوایل فصل رشد بخشی زیادی از کود مصرف شده از دسترس ریشه خارج می شود و مورد استفاده گیاه قرار نمی گیرد. عدهای از محققین نیز با تقسیط بیشتر کود نیتروژن به بیشترین شاخص سطح برگ دست یافتند (کارنیوان، ۱۹۹۰و موت کامرا و همکاران، ۲۰۰۵).
شکل ۴-۱- روند تغییرات شاخص سطح برگ در تیمارهای تقسیط کود نیتروژن
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاج
نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۲) اثر تقسیط نیتروژن بر شاخص سطح برگ در انتهای فصل رشد نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ مربوط به عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی و کمترین شاخص سطح برگ مربوط به تیمار شاهد (بدون مصرف نیتروژن) بود. گرچه با تیمار مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی تفاوت معنی داری نداشت. مصرف کود نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی منجر به افزایش رشد رویشی، ارتفاع و تعداد برگهای بوته می گردد، با تشکیل تعداد برگ بیشتر در واحد سطح، به همان میزان شاخص سطح برگ افزایش می یابد. از طرفی مصرف بیشتر نیتروژن همزمان با کاشت باعث می شود که دوام سطح برگ کاهش یافته و به دلیل تخلیه سریع نیتروژن از خاک، در مراحل بعدی رشد، سرعت افزایش شاخص سطح برگ کاهش یابد (روضاتی و همکاران، ۱۳۹۰).
شکل ۴-۲- اثر تقسیط نیتروژن بر شاخص سطح برگ در انتهای فصل رشد
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی
با توجه به نتایج این آزمایش، در ابتدای رشد (یک ماه پس از کاشت) بیشترین شاخص سطح برگ (۶۰/۱) متعلق به تیمار کاربرد اسید هیومیک بود. در این مرحله از رشد، شاخص سطح برگ ۳/۱۵ درصد نسبت به تیمار عدم کاربرد اسید هیومیک افزایش یافت. اما در بقیه مراحل رشد بین سطوح کاربرد اسید هیومیک تفاوتی از نظر شاخص سطح برگ دیده نشد (شکل ۴-۳). طی آزمایشی قربانی و همکاران (۱۳۸۹) گزارش کردند که تیمارهای اسید هیومیک تاثیر معنی داری بر شاخص سطح برگ ذرت داشت. کاربرد اسید هیومیک (به صورت بذرمال) سبب تحریک جوانه زنی، بهبود رشد گیاهچه و افزایش تعداد برگ نسبت به تیمار عدم کاربرد اسید هیومیک می گردد. به نظر می رسد علت عدم افزایش شاخص سطح برگ پس از ۴۵ روز از کاشت و تا پایان فصل رشد پایین بودن غلظت این ماده آلی می باشد.
شکل ۴-۳- روند تغییرات شاخص سطح برگ در کاربرد اسید هیومیک
همچنین بررسی تاثیر کنترل علف هرز بر شاخص سطح برگ نشان داد که ذرت در تیمار وجین علفهای هرز نسبت به عدم وجین از شاخص سطح برگ بیشتری برخوردار بود (شکل۴-۴ ). تولنار و اگولار (۱۹۹۲) نشان دادند که عدم وجین علفهای هرز بر تجمع ماده خشک، شاخص سطح برگ و شدت جریان فوتونهای فتوسنتزی (PPFD) دریافتی توسط کانوپی ذرت، تاثیر می گذارد. کاهش شاخص سطح برگ ذرت بر اثر رقابت سوروف، حدود ۲۱ تا ۲۳ درصد گزارش شده است. آزمایشهای به عمل آمده توسط آقا عیلخانی و رحیمیان مشهدی (۱۳۷۸) نشان دادند که حضور زود هنگام تاج خروس در مزرعه ذرت شاخص سطح برگ آن را کاهش می دهد.
شکل۴-۴- روند تغییرات شاخص سطح برگ در کنترل علف هرز
نتایج مقایسه میانگینها (شکل ۴-۵) اثر کنترل علف هرز بر شاخص سطح برگ در انتهای فصل رشد نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ متعلق به تیمار وجین و کمترین شاخص سطح برگ متعلق به تیمار عدم وجین بود. نزویک و همکاران (۱۹۹۶) دریافتند که شاخص سطح برگ یکی از شاخصهای اصلی تداخل علفهای هرز و منعکس کننده شدت رقابت و ابزاری برای پیشگویی کاهش عملکرد است. سرس بروک و دوس (۱۹۹۳) و ونیتر و همکاران (۱۹۹۳) همبستگی بین سطح برگ و عملکرد را در ذرت تایید کردند و اظهار داشتند که به دلیل وجود همبستگی بسیار زیاد، عملکرد ذرت را بر اساس سطح برگ می توان تخمین زد. با توجه به نتایج بدست آمده می توان بیان نمود که تقسیط نیتروژن و وجین علفهای هرز می تواند شاخص سطح برگ را تحت تأثیر قرار دهد، بنابراین افزایش شاخص سطح برگ ذرت می تواند منجر به برتری رقابتی آن نسبت به علفهای هرز شده و از کاهش عملکرد در اثر علفهای هرز جلوگیری می کنند.
شکل ۴-۵- اثر کنترل علف هرز بر شاخص سطح برگ در انتهای فصل رشد
۴-۱-۳- ارتفاع گیاه
نتایج تجزیه واریانس (جدول ۴-۱) نشان داد که تأثیر تقسیط نیتروژن بر ارتفاع گیاه معنی دار نمی باشد. نتیجه حاصل با یافتههای مجدم (۱۳۸۸) مطابقت دارد. همچنین نتایج تجزیه واریانس (جدول ۴-۱) نشان داد که اثر اسید هیومیک بر ارتفاع گیاه معنی دار نمی باشد. مطابق جدول تجزیه واریانس (جدول۴-۱) بین سطوح مختلف کنترل علف هرز از نظر ارتفاع گیاه اختلاف معنی داری وجود نداشت. میر شکاری و همکاران (۱۳۸۸) دریافتند که ارتفاع گیاه متأثر از رقابت علف های هرز نمی باشد. همچنین کاظمینی و غدیری (۱۳۸۶) در آزمایشی گزارش کردند علف هرز باعث کاهش ارتفاع گندم شد ولی این کاهش معنی دار نبود. با توجه به اینکه علف های هرز ارتفاع کمتری نسبت ذرت دارند لذا به نظر می رسد که رقیب قوی برای جذب نور نبودند و رقابت بیشتر بر سر جذب منابع خاکی بوده است. همچنین مطابق نتایج تجزیه واریانس اثرات متقابل دوگانه و اثر متقابل سه گانه تیمارهای مورد بررسی بر صفت ارتفاع گیاه زراعی معنیدار نبود (جدول ۴-۱).
۴-۱-۴- قطر ساقه
نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد (جدول ۴-۱) از نظر قطرساقه، در بین سطوح تقسیط نیتروژن و بین سطوح مختلف اسید هیومیک از نظر قطر ساقه اختلاف معنی داری وجود نداشت. اما تیمار کنترل علف هرز بر قطر ساقه در سطح احتمال ۱ درصد تاثیر معنی داری نشان داد. نتایج حاصل از مقایسه میانگینها (شکل۴-۶) حاکی از این است که حداکثر میانگین قطر ساقه در تیمار وجین به میزان ۱۰/۲۱ میلیمتر مشاهد گردید، که ۵/۹ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. با توجه به نقش ساقه در انتقال مواد غذایی به ویژه برای بلال (مقصد فیزیولوژیک اصلی گیاه) در این بررسی اهمیت آن مشخص می گردد. با افزایش قطر ساقه ارتباط بهتری ما بین بخش های مبداء[۱۲] (برگها) و مقصد[۱۳] برقرار گردیده و در نتیجه با تاثیر مثبت بر اجزای عملکرد، موجب افزایش تولید دانه می گردد (تولنار، ۱۹۹۱). صفت قطر ساقه تحت تاثیر هیچ یک از اثرات متقابل دوگانه و سه گانه قرار نگرفت (جدول ۴-۱).
شکل۴-۶- تاثیر کنترل علف هرز بر قطر ساقه

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

مقاله – تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

۴-۱-۵- طول بلال
نتایج تجزیه واریانس نشان داد (جدول۴-۱) که تقسیط کود نیتروژن و اسید هیومیک تاثیر معنی داری بر طول بلال نداشت، ولی اثر کنترل علف هرز بر طول بلال تأثیر معنی دار (P<0.01) داشت. مجدم (۱۳۸۸) نیز گزارش نمود که تقسیط نیتروژن (۵۰ درصد در هنگام کاشت +۵۰ درصد در مرحله شش برگی، ۲۵ درصد در هنگام کاشت + ۷۵ درصد در مرحله شش برگی، ۲۵ درصد در هنگام کاشت +۵۰ درصد در مرحله شش برگی +۲۵ درصد در مرحله دوازده برگی) تاثیر معنی داری بر طول بلال ندارد. نتایج بدست آمده از آزمایش همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) نیز حاکی از آن است که تقسیط کود به صورت ۲/۱ و ۳/۱ بر روی طول بلال اثر معنی داری نداشته است، ولی اثر سطوح کودی نیتروژن بر روی طول بلال معنی دار بوده است. قربانی و همکاران (۱۳۸۹) نیز گزارش کردند که کاربرد اسید هیومیک در آب آبیاری تاثیر معنی داری بر روی طول بلال ندارد. تاریخ پسند مدبر (۱۳۹۱) طی پژوهشی گزارش کرد که طول بلال تحت تأثیر کاربرد اسید هیومیک (محلول پاشی) قرار گرفت، به طوری که بیشترین طول بلال به میزان ۲/۱۸ سانتی متر با کاربرد ۲۴۰۰ میلی لیتر اسید هیومیک در هکتار حاصل شد.
مقایسه میانگین طول بلال در سطوح کنترل علف هرز (شکل۴-۷) نشان داد که با کنترل علف هرز، طول بلال افزایش یافت به طوری که طول بلال در تیمار وجین به میزان ۷۶/۳۰ درصد نسبت به عدم وجین افزایش یافت. علت کاهش طول بلال در تیمار عدم وجین، رقابت شدید علفهای هرز با ذرت برای کسب نور، آب، مواد غذایی و سایر عوامل محدود کننده رشد می باشد. طول بلال با افزایش خود بر روی تعداد دانه در ردیف اثر مثبت داشته و موجب افزایش تعداد دانه در بلال گردیده است. نتایج حاصل از جدول تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه تیمارها بر روی طول بلال تاثیر معنی داری نداشت.
شکل۴-۷- تاثیر کنترل علف هرز بر طول بلال
۴-۱-۶- تعداد دانه در ردیف بلال
نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثر تقسیط کود نیتروژن و کاربرد اسید هیومیک بر تعداد دانه در ردیف بلال از لحاظ آماری معنی دار نبود، اما تأثیر کنترل علف هرز بر این صفت معنی دار (P<0.5) شد. همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) گزارش کردند که تاثیر تقسیط کود نیتروژن بر روی تعداد دانه در ردیف معنی دار نمی باشد. حمیدی و همکاران (۱۳۷۸) گزارش کردند که افزایش طول بلال در نتیجه تاثیر کود نیتروژن بر تعداد دانه در ردیف بلال می باشد. مقایسه میانگین تعداد دانه در ردیف (شکل ۴-۸) نشان داد که کنترل علف هرز به طور معنی داری تعداد دانه در ردیف را افزایش می دهد به طوری که بالاترین تعداد دانه در ردیف مربوط به تیمار وجین به میزان ۳۱/۳۱ عدد می باشد. که ۶۳/۱۲ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. حسینی و همکاران (۱۳۸۸) گزارش کردند که رقابت بین گیاه زراعی و علف هرز می تواند تعداد دانه در ردیف را در ذرت کاهش دهد. همچنین نتایج تحقیقات فریدونی و همکاران (۱۳۸۹) با یافته های این تحقیق مطابقت دارد بطوریکه گزارش کردند که در تیمارهای کنترل شده و عاری از علفهای هرز تعداد دانه در ردیف افزایش می یابد چون رقابت بین گیاه اصلی (ذرت) و علفهای هرز بر سر نور و مواد غذایی به حداقل ممکن می رسد و در نتیجه تعداد دانه در ردیف و متعاقباً تعداد دانه در بلال افزایش می یابد. همچنین نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۴-۱) نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه بر روی تعداد دانه در ردیف معنی دار نبود.
شکل ۴-۸- اثر کنترل علف هرز بر تعداد دانه در ردیف
۴-۱-۷- وزن بلال
براساس نتایج بدست آمده (جدول۴-۱) سطوح تقسیط نیتروژن بر صفت وزن بلال تاثیر معنی داری در سطح ۵ درصد نشان داد. نتایج حاصل از مقایسه میانگینها (شکل۴-۹) نشان داد که بیشترین وزن بلال به میزان ۷۸/۱۴۹ گرم در تیمار عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بدست آمد، بطوری که وزن بلال در تیمار مذکور ۶۳/۳۰ درصد نسبت به تیمار شاهد (بدون مصرف نیتروژن) افزایش نشان داد. روضاتی و همکاران (۱۳۸۹) گزارش کردند که اثر تقسیط کود نیتروژن بر وزن بلال معنی دار می باشد. موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) نیز با استفاده از میزان مساوی کود در گلدهی گیاه ذرت کمترین وزن بلال را بدست آوردند. یوهارت و آنداراد (۱۹۹۵) گزارش کردند که افزایش میزان نیتروژن در زمان گلدهی منجر به افزایش تخصیص ماده خشک به بلال شد و در نهایت سرعت رشد بلال افزایش یافت، آنها همچنین بیان نمودند که تنش کمبود نیتروژن سبب کاهش نسبت سرعت رشد بلال به سرعت رشد گیاه در مرحلهای گلدهی یا به عبارتی سبب کاهش ضریب توزیع مواد فتوسنتزی به بلال شد. بر اساس نتایج بدست آمده از تجزیه واریانس، تأثیر کاربرد اسید هیومیک بر صفت وزن بلال معنی دار نبود (جدول۴-۱). همچنین نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که کنترل علف هرز، وزن بلال را بطور معنی داری در سطح ۱ درصد تحت تاثیر قرار داد. مطابق نتایج حاصل از مقایسه میانگینها (شکل ۴-۱۰) بیشترین وزن بلال ۴۷/۱۴۹ گرم مربوط به تیمار وجین بود که ۷۶/۳۰ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. میر شکاری و همکاران (۱۳۸۸) بیان کردند که صفت وزن بلال تحت تاثیر تداخل علف هرز قرارمی گیرد. وجین علفهای هرز باعث کاهش شدید رقابت ذرت بر سرمنابع غذایی، نور و آب می گردد. کاهش رقابت موجب افزایش جذب نور، فتوسنتز، سرعت رشد گیاه، شاخص سطح برگ و دوام آن در ذرت شده و درنهایت سبب تجمع و توزیع ماده خشک بیش تر در بلال می شود.
همچنین نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه از نظر وزن بلال اختلاف معنی داری نداشتند.
شکل ۴-۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن بلال
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی
شکل ۴-۱۰- اثر کنترل علف هرز بر وزن بلال
۴-۱-۸- تعداد ردیف دانه در بلال
نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) حاکی از این است که اثر تقسیط نیتروژن بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح آماری ۵ درصد معنی دار می باشد. نتایج مقایسه میانگین ها (شکل ۴-۱۱) نشان داد که بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال مربوط به تیمار عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بود که البته با تیمار شاهد و تیمار ۳/۱ در یک گروه آماری از نظر معنی داری قرار داشت. کمترین مقدار مربوط به تیمار مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بود. سرخوش و همکاران (۱۳۹۱) گزارش کردند که تقسیط کود نیتروژن سبب افزایش تعداد ردیف دانه در بلال می گردد. بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال در تیمار کاربرد ۳/۱ هنگام کاشت + ۳/۱ در مرحله ۶-۴ برگی+ ۳/۱ در مرحله قبل از ظهور گل آذین نر بدست آمد. افزایش نیتروژن بطور معنی داری تعداد روزهای لازم برای خروج گل تاجی و کاکلدهی ۷۵ درصد بوتهها را کاهش داده که ضمن افزایش طول دوره موثر پرشدن دانه، وزن هزار دانه، تعداد ردیف دانه در بلال افزایش می یابد (ال-رودا و ال-یونیس، ۱۹۷۸).
مطابق نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) اثر اسید هیومیک بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح آماری ۵ درصد اختلاف معنی داری نشان داد. نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۲) اثر اسید هیومیک نشان داد که کاربرد اسید هیومیک سبب افزایش ۴۸/۵ درصدی تعداد ردیف دانه در بلال در مقایسه با شاهد (عدم کاربرد اسید هیومیک) گردید. شاه حسینی (۱۳۸۹) گزارش کرد که کاربرد اسید هیومیک باعث افزایش تعداد ردیف دانه در بلال به میزان ۸۱/۲ درصد نسبت به شاهد شد.
شکل ۴-۱۱- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد ردیف دانه در بلال
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی
شکل ۴-۱۲- اثر اسید هیومیک بر تعداد ردیف دانه در بلال
همچنین نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثر کنترل علف هرز بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح ۱ درصد معنی دار بود. نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۳) نیز حاکی از این است که بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال مربوط به تیمار وجین می باشد. که ۴۰/۷ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. با توجه به اینکه این صفت ژنتیکی است ولی این صفت می تواند تحت تأثیر عوامل محیطی بخصوص رطوبت، عناصر غذایی و تراکم تغییراتی داشته باشد (لرزاده و همکاران، ۱۳۸۹). حسینی و همکاران (۱۳۸۸) گزارش کردند که تداخل علفهای هرز بر روی تعداد ردیف دانه در بلال تاثیر گذار می باشد. یکی از عوامل مهم در عملکرد دانه ذرت، تعداد ردیف در بلال می باشد زیرا که تعداد دانه در هر بلال بیشتر توسط تعداد دانه در هر ردیف بلال تعیین می شود (فرقانی، ۱۳۷۵).
شکل ۴-۱۳- اثر کنترل علف هرز بر تعداد ردیف دانه در بلال
۴-۱-۹- تعداد دانه در بلال
تجزیه واریانس دادههای (جدول۴-۱) مربوط به تیمار تقسیط کود نیتروژن نشان داد که تعداد دانه در بلال تحت تاثیر این تیمار قرار نگرفت. همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) در آزمایشی دریافتند که تقسیط نیتروژن ۲/۱ و ۳/۱ بصورت سرک در ۳ مرحله همزمان با کاشت + مرحله ۴ برگی + مرحله ۸ برگی بر روی تعداد دانه در بلال معنی دار نمی باشد.
مطابق نتایج جدول تجزیه واریانس (جدول۴-۱) کاربرد اسید هیومیک بر تعداد دانه در بلال از لحاظ آماری تاثیر معنی داری نشان نداد. در حالیکه کنترل علف هرز بر تعداد دانه در بلال دارای اثر معنی داری در (P<0.01) بود. طبق نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۴) بیشترین تعداد کل دانه معادل ۹/۴۳۱ متعلق به تیمار وجین علف هرز بود و کمترین آن معادل ۷۸/۳۴۹ متعلق به تیمار عدم وجین بود. بر اساس این نتایج عدم وجین علف های هرز می تواند کاهش ۴۴/۲۳ درصدی تعداد دانه در بلال ذرت را به همراه داشته باشد. این نتایج با تحقیقات فریدونی و همکاران( ۱۳۸۹) مطابقت دارد که گزارش کردند بیشترین تعداد دانه در بلال در تیمار وجین علفهای هرز معادل ۶/۴۶۰ و کمترین تعداد دانه در بلال درتیمار عدم وجین معادل ۸/۳۹۳ بدست آمد. بر اساس تحقیقاتی که انجام شده است، حساس ترین جزء عملکرد ذرت به تداخل علفهای هرز تعداد دانه در بلال می باشد، به طوری که افزایش میزان تداخل علفهای هرز موجب کاهش سیگموئیدی تعداد دانه در بلال می شود (ایوانز و همکاران، ۲۰۰۳). حسینی و همکاران (۱۳۸۸) نیز گزارش کردند که تداخل علفهای هرز بر تعداد دانه در بلال اثر معنی داری دارد و با افزایش مدت زمان تداخل علفهای هرز، تعداد دانه در بلال در مقایسه با شاهد بدون رقابت به طور معنی داری کاهش می یابد. در شرایط رقابت گیاه زراعی با علفهای بدلیل کاهش فراهمی عناصر غذایی، رشد محصول در مرحله کاکل دهی کاهش یافته و موجب افزایش سقط دانهها می گردد (نور محمدی و همکاران، ۱۳۷۷). در واقع واکنش تعداد دانه در بلال نسبت به شدت رقابت علفهای هرز یک رابطه منطقی است، زیرا استراتژی گیاه جهت مقابله با تنش رقابت، عمدتاً کاهش تعداد دانه در بوته است تا بدین وسیله وزن دانهها ثابت مانده و بنیه کافی جهت جوانه زنی بذور و تولید نسل آینده تامین شود.
شکل ۴-۱۴- اثر کنترل علفهرز بر تعداد دانه در بلال
جدول ۴-۱- نتایج تجزیه واریانس صفات مورد مطالعه ذرت.

میانگین مربعات
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

اسید هیومیک با کلات کردن عناصر ضروری سبب افزایش جذب عناصر شده و باروری خاک و تولید در گیاهان را افزایش می دهد (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). به علاوه نفوذ پذیری غشاهای گیاهی و جذب ریز مغذی ها را افزایش می دهد. همچنین جذب نیتروژن خاک را افزایش داده و موجب تحرک بیشتر عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم شده و دسترسی آنها را برای سیستم رشد گیاه آسان تر می سازد و جذب این عناصر را بیشتر می کند (یولکان، ۲۰۰۸). در خصوص نحوه اثر اسید هیومیک گزارش های متعددی وجود دارد اما می توان اثر آن را به دو دسته تقسیم کرد: اثر مستقیم به عنوان یک ترکیب شبه هورمونی (زانگ و اروین، ۲۰۰۳) و اثر غیر مستقیم به صورت افزایش جذب عناصر غذایی از راه ویژگی کلات کنندگی، احیاکنندگی و حفظ نفوذ پذیری غشا (شریفی و همکاران، ۲۰۰۲) افزایش متابولیسم ریز جانداران، بهبود وضعیت خاک و افزایش رشد ریشه و ساقه (آتیه و همکاران، ۲۰۰۲؛ کوپر و همکاران، ۱۹۸۸).
مشاهدات نشان می دهند که اثرات اسید هیومیک روی خاک و گیاه از بقیه نمونههای غیر آلی ماندگارتر است. گزارش شده است غلظتهای کم اسید هیومیک طول ریشه، رشد گیاه، جذب رطوبت و مواد مغذی را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. اما مقادیر مواد مغذی بیشتر در خاک خواص مواد هیومیک را در بهبود رشد به تأخیر می اندازند (یولکان، ۲۰۰۸). توسعه بیشتر ریشه گندم به ویژه در ابتدای فصل رشد از اهمیت ویژهای برخوردار است. اسید هیومیک به عنوان یک اسید آلی حاصل از هوموس و سایر منابع طبیعی از طریق اثرات هورمونی و بهبود جذب عناصر غذایی، سبب افزایش زیست توده ریشه و اندام هوایی می شود (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸).
۱-۲-۱۰-۳- خواص اسید هیومیک
ساختار خاک را سبک و به ریشه زایی بهترکمک می کند.
باعث نگهداری بیشتر آب درخاک می شود.
مقاومت به شوری، کم آبی و سرما را افزایش می دهد.
از سمیت کودها و عناصر اضافی موجود درخاک می کاهد.
سرعت جوانه زنی بذر را افزایش می دهد.
به بهبود کیفیت محصول کمک می کند.
pH اسیدی این محصول به اصلاح خاکهای قلیایی کمک می کند.
با کمک به رشد سریع باکتریهای مفید در خاک، به انحلال و آزادسازی عناصر ماکرو ومیکرو کمک کرده و در نتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش میدهد.
با طبیعت سازگار است و خطری برای گیاه و یا محیط زیست نداشته و برعکس به حفظ توازن خاک کمک می کند.
مقاومت گیاه را در مقابل انواع بیماریها افزایش داده و نیاز به مصرف سموم را به نحو محسوسی کاهش می دهد.
اما مهمترین خاصیت اسید هیومیک این است که از یکطرف به انحلال و آزادسازی عناصر تثبیت شده بخصوص در خاکهای قلیایی کمک می کند و از طرف دیگر همانند یک مخزن عناصر اضافی موجود در محیط را در خود ذخیره نموده، به موقع در اختیار ریشه می گذارد و بدین ترتیب گیاه متعادلی را می پروراند (داعی، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۱- علف های هرز
تا کنون تعاریف متعددی برای علفهرز ارائه شده است. تعاریف قدیمی، علف های هرز را گیاهی می دانند که از لحاظ زیبایی یا استفاده بیارزش بوده یا فواید آن هنوز کشف نشده است. در تعاریف جدید نیز این گیاهان “نامطلوب” تلقی می شوند. انجمن علمی علفهای هرز اروپا هر گیاه یا رستنی، به استثنای قارچها، را که در اهداف یا نیازمندیهای انسان اختلال ایجاد کند را علفهرز نامیده است. از نظر انجمن علوم علفهای هرز آمریکا نیز علفهرز گیاهی است که در جای نامطلوب میروید. بر اساس تعاریف ذکر شده، انسان به علفهایهرز به چشم گیاهان مضر و آسیبرسان نگاه می کند، زیرا علف های هرز در فعالیتهای کشاورزی ایجاد اختلال می کنند (زند و همکاران، ۱۳۸۳). این ویژگی علفهایهرز باعث شده تا در انسان تصوری منفی نسبت به آنها ایجاد شود و آنها را موجوداتی رقابت کننده، مهاجم و سارقان محصولات زراعی خود تلقی نمایند و تنها در اندیشه نابودی آنها باشد (زند و همکاران، ۱۳۸۳)
تاثیر نامطلوب علفهای هرز بر روی رشد گیاهان زراعی را تداخل یا معارضه می گویند که به صورت رقابت مستقیم(برای نور، آب و مواد غذایی) و آللوپاتی است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۱). علفهای هرز به طور مستقیم عملکرد گیاهان را کاهش داده و به طور غیر مستقیم هزینههای محصولات کشاورزی را از طریق انرژیی که صرف آنها می شود افزایش می دهند (میرشکاری، ۱۳۸۵). کشاورزان در سراسر دنیا در مزارع و باغات خود با علفهای هرز دست به گریبان می باشند. شرایط محیطی در نقاط مختلف کره زمین سبب شده است که جهت کنترل علفهای هرز استراتژیهای متناسب با هر منطقه در نظر گرفته شود (زند و همکاران، ۱۳۸۳).
با ازدیاد و کمبود میزان عرضه غذا، هر بخش از اراضی حاصلخیز باید مورد توجه خاص قرار گیرند و در این راستا تلفات محصول توسط علفهای هرز قابل تحمل نخواهد بود(بوند و تورنر، ۲۰۰۵). محدودیت در انتخاب گیاه زراعی در هر منطقه موجب کاهش تناوب و تنوع زراعی و در نتیجه کاهش فشار انتخابی بر جوامع علفهای هرز می گردد، به طوری که امروزه بسیاری از نظامهای زراعی به شدت ساده شده و امکان سازگاری بیشتر را برای علفهای هرز فراهم ساخته است (بوت و همکاران، ۲۰۰۳).
هنگامی که دو گیاه یا بیش از آن منبعی را که تمامی نیاز آنها را تامین نکند مشترکاً مورد استفاده قرار دهند برای آن منبع رقابت ایجاد می شود. گیاهان با جذب منابع از محیط خود رشد می کنند. تناسبی که معمولاً بین رشد و مصرف منابع ملاحظه می شود به درک اثراتی که دو گیاه مجاور روی هم دارند کمک می کند، زیرا بوتههای مجاور می توانند با رقابت در جذب منابع هم به طور مستقیم سبب کاهش مصرف منابع توسط گیاه اصلی شوند و هم به صورت غیر مستقیم بر ظرفیت جذب گیاه اثر گذارند. یک گیاه مجاور زمانی داری اثر رقابتی بر گیاه هدف است که میزان فراهمی منبع را برای گیاه هدف و همچنین میزان مصرف منبع توسط گیاه هدف را کاهش دهد (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۳؛ ۱۳۸۰؛ کازرونی و همکاران، ۱۳۸۵).
۱-۲-۱۲-۱- اثر علفهای هرز بر نظامهای زراعی و غیر زراعی
با وجود اینکه در برخی از به اثرات مثبت علفهای هرز در تامین غذا، تهیه داروهای گیاهی و الیاف مورد نیاز انسان اشاره شده، اما عمدتاً بر تاثیر منفی علفهای هرز تاکید شده است. هر چند علفهای هرز تنها ۱/۰ درصد از گیاهان خشکیزی را شامل می شوند، باعث خسارت اقتصادی قابل توجهی می شوند. خسارت علفهای هرز را به ۹ گروه دستهبندی نمود: ۱) خسارت ناشی از رقابت آنها با گیاهان زراعی ۲) افزایش هزینه تولید ۳) کاهش کیفیت گیاهان زراعی و محصولات دامی ۴) افزایش هزینههای فرآوری محصولات ۵) اختلال در مدیریت آبیاری ۶) تهدید سلامت انسان ۷) کاهش گزینههای تناوبی ۸) کاهش ارزش زمین ۹) کاهش زیبایی محیط.
خسارت سالانه ناشی از علفهای هرز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. بر اساس گزارشهای موجود با وجود اینکه سالانه بیش از ۳ میلیون تن آفت کش در دنیا مصرف می شود، خسارت ناشی از آفات، بیماریها و علفهای هرز تا قبل از برداشت محصول حدود ۴۰% است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی در حال توسعه و توسعه نیافته بیش از انواع توسعه یافته است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی توسعه یافته ۵% و در انواع توسعه نیافته، ۲۵% است (کوچکی، ۱۳۸۷).
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- ۱-تاثیر نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت
در ذرت کمبود نیتروژن بر روی خصوصیات مورفولوژیک تاثیر منفی دارد به طوری که در آزمایشات مشاهده شده است که کمبود نیتروژن، وزن دانه در بلال، تعداد دانه در بلال، هزار دانه و در نهایت عملکرد دانه در ذرت را به طور معنی داری کاهش می دهد (منووکس و همکاران، ۲۰۰۵). طبق گزارش وجید و همکاران (۲۰۰۷) افزایش نیتروژن از ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار بر صفاتی مانند تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت تأثیر معنی‌دار داشت. قاسمی و اصفهانی (۲۰۰۵) با اعمال مقادیر مختلف نیتروژن در ذرت افزایش معنی داری در تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه و به موازات آن عملکرد دانه مشاهده کردند. قاسمی پیر بلوطی و همکاران (۱۳۸۱) نیز همچنین گزارش کردند که وزن هزار دانه و عملکرد دانه در ذرت تحت تأثیر مقادیر مختلف نیتروژن قرار گرفتند. از طرفی گزارش مجیدیان و غدیری (۱۳۸۱) نشان داد که افزایش نیتروژن باعث افزایش طول بلال، قطر بلال، عملکرد بیولوژیکی و تعداد دانه در ردیف بلال شد. ولی شاخص برداشت تحت تأثیر نیتروژن قرار نگرفت. زعفریان و همکاران (۱۳۸۳) اظهار نمودند که اثر تراکم بوته بر عملکرد دانه، وزن هزار دانه و تعداد دانه در ریف بلال معنی دار بود.
۲-۱-۲- ضرورت کاربرد به موقع نیتروژن
کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزاء عملکرد غلات و به ویژه ذرت دارد. مصرف مناسب و به موقع این کود می تواند بر روی عملکرد گیاه تاثیر مثبتی داشته باشد. با مصرف به موقع این کود می توان میزان پروتئین دانه را افزایش داد، علاوه بر این زمان مناسب مصرف کود ازت می تواند بر روی قدرت جوانه زنی بذرها نیز تاثیر داشته باشد .همچنین توزیع نیتروژن به موقع در زمانی که نیاز گیاه به این عنصر زیاد باشد باعث افزایش عملکرد و بهبود کارایی نیتروژن می گردد (قهرمان و همکاران،۱۳۷۷).
۲-۱-۳- تقسیط نیتروژن
بررسی ها نشان می دهد که مصرف کود اوره به صورت سرک به دلیل کاهش تلفات ناشی از شستشوی ازت مناسب تر است. همچنین در بررسیهای انجام شده در مورد مصرف چند مرحله ای کود، کارآیی مصرف ازت افزایش پیدا کرده است (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۵). جلیز و همکاران (۲۰۰۳) در بررسی زمان اعمال نیتروژن بر گیاه ذرت بالاترین عملکرد را در زمان کاربرد۴۰ درصد کود نیتروژن در هنگام کاشت و ۶۰ درصد در هنگام ۸-۶ برگی گزارش نمودند و نتیجه گرفتند که جذب نیتروژن در شرایط سالهای خشک در میان تیمارها متفاوت نبود ولی معمولاً بیشترین کارایی نیتروژن در تیمار تحت تقسیط نیتروژن در سالهای مرطوب به دست آمد. پژوهشی مزرعه ای در استان فارس نیز، نشان داد که بهترین شیوه تقسیط نیتروژن در کشت ذرت به صورت:۲۵ درصد همزمان با کاشت، ۲۵ درصد در مرحله ۷-۵ برگی، ۲۵ درصد در مرحله ی ۱۴-۱۲ برگی و باقیمانده در مرحله ظهور گل تاجی می باشد (سیدی، ۱۹۹۹). زارع مهذبیه و همکاران (۱۳۸۹) دریافتند که کاربرد تقسیطی کود نیتروژن در گندم به صورت ۲/۱ در زمان کاشت و ۲/۱ زمان پنجه دهی سبب بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک شد.
همچنین موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) در طی آزمایشی گزارش کردند که بیشترین عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی سه مرحله(یک چهارم هنگام کاشت، یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت و یک چهارم ۴۵ روز پس از کاشت) بدست می آید و بیشترین تعداد بلال در تیمار یک دوم زمان کاشت و یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت به دست می آید. همچنین کمترین میزان عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال، وزن بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی دو مرحله یک دوم در زمان کاشت و یک دوم در۴۵ روز پس از کاشت به دست میآید.
رئیس سادات (۲۰۰۱) با استفاده از شیوه توزیع یک سوم کود نیتروژن در زمان کاشت و دو سوم بقیه زمانی که ارتفاع گیاه به ۹۰ سانتیمتر رسید، بیشترین میزان تعداد دانه در هر بلال و عملکرد نهایی دست یافت. گرچه نیتروژن توسط ریشهی ذرت تقریباً در تمام مراحل عمر گیاه صورت می گیرد، لیکن در مرحلهی اولیه رشد، گیاه به نیتروژن کمتری نیاز دارد، در حالی که وقتی گل آذینهای نر و ماده در مرحله ظهور هستند، نیاز به نیتروژن به حداکثر می رسد. به طور کلی ذرت یکی تا دو هفته قبل از گل دادن و سه تا چهار هفته پس از آن حداکثر نیاز را به نیتروژن دارد (هاردر و همکاران، ۱۹۸۲). زمان ظهور گل ماده در گیاه ذرت مرحله بحرانی است، زیرا در این زمان تعداد تخمکهای که تلقیح مشوند تعیین می گردد و تنش آب و مواد غذایی در طی این دوره به شدت روی عملکرد تأثیر خواهد گذاشت. هاردر و همکاران (۱۹۸۲) و کریمی (۱۳۸۷) گزارش کردند که زمان استفاده از کود نیتروژنی برای گیاه ذرت نقش مهمی بر میزان عملکرد دارد. ذرت در حدود یک تا دو هفته قبل از تشکیل بلال و همچنین سه تا چهار هفته بعد از تشکیل بلال احتیاج مبرمی به جذب نیتروژن دارد. لذا اگر کود نیتروژن به عنوان سرک یک ماه بعد از سبز شدن به مزرعه داد شود بسیار موثر خواهد بود. زیرا بعد از این زمان بلال در اکثر ارقام تشکیل می شود. داران و همکاران (۲۰۰۰) نتیجه گرفتند حداکثر سودی که از کاربرد دیر هنگام کود نیتروژن به دست می آید بستگی به شدت کمبود نیتروژن در خاک دارد. به عبارت دیگر هر چه شدت کمبود نیتروژن در خاک بیشتر باشد. الهابک (۱۹۹۶) و کراتا و همکاران (۲۰۰۲) به این نتیجه دست یافتند که هر چه میزان مصرف کود نیتروژن در زمان کاشت کمتر باشد، عملکرد بیشتر افزایش پیدا می کند.
۲-۲- ۱- بررسی اثر اسید هیومیک بر خصوصیات فیزیولوژیک گیاهان زراعی
کود آلی اسید هیومیک، در بهبود وضعیت فتوسنتز تاثیر می گذارد و پیرو آن تنفس هم یک رابطه مستقیم با فتوسنتز دارد و از آن سو این عوامل فیزیولوژیکی باعث ذخیره و حفظ مواد جامد محلول مانند قندها در برگ و انتقال آن به میوه گیاه می شود (نری و همکاران، ۲۰۰۲)، اسید هیومیک سبب تداوم بافتهای فتوسنتز کننده شده و عملکرد دانه را افزایش می دهد (قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). ولف و همکاران (۱۹۸۸) بیان داشتند یک همبستگی قوی مثبت بین وزن خشک دانه و مقدار دوام سطح برگ وجود دارد و تأیید کردند که سبزبمان برگ به اندازه تولید برگ در تعیین عملکرد دانه اهمیت دارد. هیومیک اسید از طریق اثرات مثبت فیزیولوژیک از جمله اثر بر متابولیسم سلولهای گیاهی و افزایش غلظت کلروفیل برگ باعث افزایش عملکرد گیاهان می شود (ناردی و همکاران، ۲۰۰۲). اسید هیومیک با در اختیار گذاری عناصر غذایی مفید مانند فسفر و پتاسیم در جهت نمو گیاه دخالت دارد و از آنجا که به خاطر اسیدی بودن این ماده آلی در جذب عناصر میکرو از خاک و در اختیار گذاری این عناصر برای گیاه دخالت دارد و همچنین پیرو آن عناصر میکرو باعث بهبود وضعیت متابولیسم گیاه شده و تولید میوه در بوته را تحریک می کند (صالحی و همکاران، ۱۳۸۹). افزایش عملکرد با استفاده از مواد آلی، احتمالاً ناشی از عرضه عناصر غذایی، بخصوص نیتروژن و بهبود خواص فیزیکی خاک می باشد (بهدانی و همکاران، ۱۳۸۴). افزایش پارامترهای رشد و عملکرد توسط اسید هیومیک بعلت وجود کربن در ساختار هیومیک اسید است که باعث تنظیم چرخه کربن شده و عناصر غذایی نیتروژن و فسفر و سولفور را آزاد می کند و نیاز گیاه به کود شیمیایی را کاهش می دهد (یولیکن، ۲۰۰۸). اسید هیومیک به عنوان منبع مواد آلی با افزایش ظرفیت نگهداری آب و بهبود بافت خاک همچنین جذب بیشتر عناصر غذایی بعلت توسعه بیشتر ریشه و تحریک رشد گیاه و اثر هورمونی بر عملکرد گیاه، اثر دارد (نجاد، ۲۰۰۱ و زانگ، ۲۰۰۳).
۲-۲-۲- تأثیر اسید هیومیک بر عکس العملهای رشدی و صفات زراعی گیاهان
طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد (کوثر، ۱۹۸۵). در آزمایشی دیگر بر روی گندم کاربرد اسید هیومیک به صورت محلول پاشی موجب افزایش ۲۴ درصدی عملکرد در این گیاه شد (دلفین و همکاران، ۲۰۰۵). کاربرد اسید هیومیک در محلول غذایی موجب افزایش رشد شاخه، ریشه و محتوای نیتروژن در شاخساره (تن و نوپامورن بودی، ۱۹۷۹) و از بین رفتن کلروز در برگ های ذرت گردید (فرناندز، ۱۹۶۸). در یک بررسی دیگر تأثیر اسید هیومیک روی نوعی گیاه علوفه ای نشان داد که اسید هیومیک به طور معنی داری سرعت فتوسنتز، توسعه زیست توده ریشه و محتوی عناصر غذایی گیاه را افزایش می دهد، که این افزایش به ویژه در غلظت ۴۰۰ میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بود (لیو و همکاران، ۱۹۹۶). در مطالعه دیگر معلوم شد که اسید هیومیک بیش از اسید فولویک و هیومین بر فعالیت کلروفیل b اثر می گذارد (یانگ و همکاران، ۲۰۰۴). آیاس و گالسر (۲۰۰۵) گزارش کردند که اسید هیومیک از طریق افزایش در محتوای نیتروژن گیاه سبب افز ایش رشد، ارتفاع و به تبع آن عملکرد بیولوژیک می شود. نتایج یک آزمایش نشان داد که استفاده از اسید هیومیک می تواند اثرات مثبتی را بر عملکرد دانه ذرت و برخی از صفات زراعی مرتبط با عملکرد دانه داشته باشد، که این اثرات می تواند در نتیجه اثرات فیزیولوژیکی آن باشد. کاربرد ۳۵۰۰ و ۴۵۰۰ گرم در هکتار اسید هیومیک به دلیل گسترش بیشتر سطح برگ و دوام سطح برگ بالاتر، عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به سایر تیمارها به همراه داشت. این افزایش عملکرد به افزایش طول بلال و تعداد دانه در ردیف مربوط بود ( قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). همچنین این مواد دارای خاصیت شبه هورمونی هستند، که در گیاهان موجب افزایش جوانه زنی، سرعت طویل شدن ریشه ها، تسریع در رشد شاخه ها و تحریک طویل شدن نهالهای جوان می شود (تن، ۲۰۰۳). شریف (۲۰۰۲) در بررسی اثر اسید هیومیک بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم دریافتند که اضافه کردن ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم در هکتار هیومیک اسید به ترتیب عملکرد دانه و عملکرد ماده خشک گندم را افزایش داد. اضافه کردن ۵/۰ کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک عملکرد دانه را ۲۵ درصد نسبت به شاهد بالا برد. اسید هیومیک در غلظتهای کم و در کنار سایر کودها از جمله NPK اثر مطلوبتری بر عملکرد داشت. شریف و همکارن (۲۰۰۳) در آزمایشات مزرعهای مشاهده نمودند که کاربرد اسید هیومیک به میزان ۵/۰ و ۱ کیلوگرم در هکتار همراه با کود NPK عملکرد ذرت را افزایش داد و احتمالا بدلیل اثر هیومیک اسید بر روی خواص خاک می باشد که منجر به افزایش رشد می شود (سیباندا و یانگ، ۱۹۸۹). خالد و فاوی (۲۰۱۱) در کاربرد محلول پاشی اسید هیومیک بر روی رشد گیاه ذرت دریافتند که محلول پاشی هیومیک اسید به میزان ۱/۰ درصد بیشترین وزن خشک ذرت را نشان داد. محققین در یک آزمایش گلخانهای اثر اسید هیومیک را بر وزن تر و خشک و عملکرد یولاف بررسی کردند و دریافتند کاربرد ۱۰۰ میلی گرم هیومیک اسید به ازای هر گلدان وزن تر و خشک گیاه را به طور معنی داری افزایش داد (میشرا و سرواستاوا، ۱۹۸۸). محققان در استفاده از اسید هیومیک دریافتند این کود آلی با افزایش مواد فتوسنتزی و بالا رفتن درصد قند و مواد جامد محلول باعث افزایش کیفیت محصول برنج شد (نری و همکاران، ۲۰۰۲).

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

سامانه پژوهشی – تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

۲-۳-۱- خسارت علفهای هرز در ذرت
اولین پی آمد وجود علفهای هرز در کنار گیاهان زراعی افزایش تراکم جامعه گیاهی است که موجب محدودیت آب، مواد غذایی و نور می شود که در نهایت موجب کاهش عملکرد می گردد. مقدار کاهش عملکرد ناشی از تداخل علفهای هرز بسته به گیاه زراعی، علف هرز و شرایط رشدی کاملاً متفاوت است (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). گیاه ذرت در مراحل اولیه رشد خود از حساسیت بیشتری نسبت به رشد علفهای هرز برخوردارست. رشد گیاه ذرت در ۳ تا ۴ هفته اول نسبتا کند می باشد و در طی همین دوره علفهای هرز می توانند رشد کرده و بر ذرت غالب شوند و با آن رقابت کنند. حداکثر رقابت علفهای هرز با ذرت طی ۶-۲ هفته پس از کاشت صورت می گیرد و پاک نگهداشتن مزرعه از وجود علفهای هرز در این دوره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۸۰).
ایوانز و همکاران (۲۰۰۳)، گزارش کردند که وزن صد دانه ذرت همبستگی منفی با مدت زمان تداخل علفهای هرز و همبستگی مثبت با مدت زمان عاری از علفهای هرز دارد. هم چنین گزارش شده است که تداخل علفهای هرز بر تعداد دانه در بلال تأثیر معنی داری دارد و با افزایش مدت زمان تداخل علف های هرز تعداد دانه در بلال در مقایسه با شاهد بدون رقابت به طور معنی داری کاهش می یابد. بنابراین به طور متوسط تعداد دانه در ردیف در تیمار تداخل علفهای هرز در مقایسه با تیمار وجین علفهای هرز ۱۷ درصد کاهش می یابد (حسینی و همکاران، ۱۳۸۸).
بر اساس مطالعات رادوسویچ (۱۹۸۸) عدم کنترل علفهای هرز در مزارع ذرت، عملکرد دانه ذرت را متناسب با تراکم گیاه تاج خروس از ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش داد. آقا علیخانی و همکاران (۱۳۷۸) دریافتند که آغاز زود هنگام رقابت تاج خروس با ذرت عملکرد دانه را ۵۸ درصد کاهش داد، در حالی که با ۱۲ روز تأخیر در رویش تاج خروس افت عملکرد به ۴۱ درصد و با سبز شدن آن در مرحله ۴ تا ۵ برگی ذرت میزان افت عملکرد به ترتیب به ۴۱ و ۱۹ درصد کاهش یافت. نیتو و اگوندیس (۱۹۸۲) در مکزیک در مورد خسارت ناشی از انواع علفهای هرز نشان دادند که وجود علفهای هرز پهن برگ مخصوصاً انواع تاج خروس، عملکرد ذرت را تا بیش از ۹۰ درصد کاهش داد، در حالی که مقدار کاهش عملکرد ذرت به دلیل رقابت گراسهای یکساله تنها ۲۶ تا ۶۹ درصد بود. یاکوولف و همکاران (۱۹۷۶) کاهش عملکرد ذرت را در اثر رقابت علف هرز اویارسلام ۱۷ تا ۲۰ درصد گزارش کردند. در یک بررسی مشخص شده که وجود علفهای هرز تا ۳ هفته بعد از سبز شدن ذرت، کاهش معنی داری را در عملکرد ذرت سبب نمی شود، ولی وجود علفهای هرز برای مدت ۵ هفته بعد از سبز شدن ذرت موجب کاهش معنی دار عملکرد ذرت می شود (ویزانتینوپلوس و همکاران، ۱۹۹۸).
۲-۳-۲- نقش ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
رقابت اثر متقابل کلیدی است که توسط آن پویایی و ساختارهای جمعیت و جامعه تعیین می گردد(بوت و همکاران، ۲۰۰۳) و مقدار کاهش عملکرد گیاه زراعی تا حدی زیادی به تعداد علفهای هرز رقابت کننده و وزن آنها بستگی دارد. تعداد و وزن اجزای اصلی رقابت به شمار می روند و عواملی نظیر زمان حضور علفهای هرز نقش تعدیل کنندهای به عهده دارد (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). صالحیان و همکاران (۲۰۰۳) معتقدند که برای نشان دادن کاهش عملکرد گیاهی به واسطه رقابت علفهای هرز، از میان دو فاکتور تراکم و بیومس علفهای هرز، شاخص بیومس از دقت بالاتری برخوردار است. بیشتر علف های هرز بیش از میزان مورد نیاز از عناصر غذایی استفاده می کنند و در نتیجه این مصرف کننده های لوکس ممکن است بیشتر از گیاه زراعی از کود بهره ببرند. با وجود اینکه عناصر غذایی موجب بهبود رشد گیاه زراعی می شوند، مطالعات زیادی نشان داده اند که افزودن کود بیشتر به نفع علف های هرز بوده است (توماس و همکاران، ۲۰۰۲ و لیندکویست وهمکاران، ۲۰۰۷). . علف های هرز نه تنها مقدار نیتروژن در دسترس برای محصولات زراعی را کاهش می دهند بلکه رشد تعداد زیادی از گونه های علف هرز با زیاد شدن سطوح نیتروژن خاک، افزایش می یابد (بلک شیو و همکاران، ۲۰۰۳).
بدیهی است که گیاهان زراعی و علف های هرز پاسخ های متفاوتی به سطوح عناصر غذایی خاک نشان می دهند. در میان تمام عناصر غذایی، نیتروژن عنصری است که در رابطه با رقابت علف های هرز بیشترین نگرانی را ایجاد می کند و در مورد تاثیر نیتروژن بر رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز تحقیقات زیادی انجام شده است. اکافر ودی داتا (۱۹۷۶) دریافتند که افزایش نیتروژن در برنج بیشتر به نفع اویار سلام ارغوانی[۱] است و موجب کاهش جدب نور، کاهش شاخص سطح برگ و کاهش عملکرد دانه برنج شد. همچنین تحقیقات دیگر نشان داد که زیست توده سلمه تره و خردل وحشی به طور چشمگیری با افزایش نیتروژن خاک از ۲۰ تا ۱۲۰ میلی گرم در خاک، افزایش یافت و هر دو علف هرز بیش از گندم به افزایش نیتروژن واکنش مثبت نشان دادند (اقبال و رایت، ۱۹۷۷). بلک شاو و همکاران (۲۰۰۳) گزارش کردند که با افزایش نیتروژن خاک از صفر به ۲۴۰ میلی گرم در کیلوگرم خاک، زیست توده خردل وحشی، ۸/۷ برابر افزایش یافت.
جلالی و همکاران (۱۳۸۹) بیان کردند که کاربرد ۵۰ کیلو گرم نیتروژن در هکتار در مزرعه ذرت سبب تولید حداکثر بیوماس علف هرز شد. آنها بیان کردند که جذب مقادیر بالای نیتروژن به وسیله علف های هرز (بویژه تاج خروس) در مراحل اولیه توسعه ریشه ذرت یک فاکتور مهم در رقابت محصول – علف هرز محسوب می گردد. ین و همکاران (۲۰۰۵) طی آزمایش های خود دریافتند که بعضی از علفهای هرز نسبت به گیاهان زراعی معمولا کودهای شیمیایی را سریع تر و به مقدار نسبتاً بیشتری جذب می کنند که این امر باعث کاهش مقدار کود قابل جذب برای گیاه زراعی می شود.
با افزایش میزان کود ازته از صفر تا ۱۳۴ کیلوگرم ازت در هکتار، عملکرد گندم به میزان ۶/۶ درصد افزایش نشان داد، در حالیکه در همین وضعیت وجود ۳۲ بوته یولاف در متر مربع باعث کاهش عملکرد به میزان ۵/۱۹ درصد می شود (زیمدال، ۱۹۸۰). گاهی اوقات وجود ازت در خاک سبب شکستن دوره رکود بذر علفهای هرز شده و به این ترتیب سبب افزایش تراکم علفهای هرز می شود، که در این صورت توان رقابتی علفهای هرز افزایش می یابد (سوانتون و ویز، ۱۹۹۱). در آزمایش دیگری، تاثیر تداخل علف هرز بر عملکرد ذرت در تیمار نیتروژن کم نسبت به نیتروژن بالا بیشتر بود (تولنار و همکاران، ۱۹۹۴).
۲-۳-۳- نقش زمان کاربرد ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
معمولاً استفاده از کود نیتروژن به صورت پایه باعث تحریک جوانه زنی علف هرز شده و رقابت بین گیاه زراعی و علف هرز را تشدید کرده و استقرار گیاهچه را به خطر می اندازد. می توان با مدیریت صحیح این خطر را کاهش داد، یکی از روش های مدیریتی در این مورد، تأخیر در زمان کاربرد کود نیتروژنه است که مانع از تحریک جوانه زنی علفهای هرز می گردد (مرادی و همکاران، ۱۳۸۹). در این حالت بذر علفهای هرز زمانی جوانه می زنند که گیاه زراعی مقداری رشد کرده و قدرت رقابت بیشتری با علف هرز خواهد داشت (مهدی زاده کوزری، ۱۳۸۹). در این صورت کارایی استفاده از کود در گیاه افزایش می یابد زیرا گیاه در اوایل رشد از ذخیره خود استفاده کرده و نیاز زیادی به کود ندارد، کود دهی در اول فصل ضمن هدر رفتن از طریق آبشویی، باعث تحریک جوانه زنی و افزایش تراکم علف های هرز و متعاقبا افزایش خسارت آنها می شود (جوانمرد، ۱۳۸۹).
مرادی و همکاران (۱۳۸۹) در آزمایشی بیان کردند که مصرف و زمان مصرف کود بر روی جمعیت علفهای هرز و رشد گیاه زراعی گندم اثر معنی داری داشته است. همچنین تأخیر در دادن کود اوره و مصرف در زمان ۳ برگی نسبت به مصرف در زمان کاشت باعث کاهش جمعیت علفهرز و افزایش وزن بوته گندم شده است. بیشترین و کمترین اثر کود نیتروژن به ترتیب بر جمعیت گیاه یولاف و خردل وحشی است (مرادی و همکارن، ۱۳۸۹). نتایج آزمایش دوسالهای نشان داد که جمعیت و گونههای غالب علفهای هرز بصورت معنی داری تحت تأثیر روشهای مختلف تقسیط کود نیتروژن قرار گرفت. بدین صورت که در تقسیط معمولی(۷۵+۲۵)، نسبت به سایر روشهای تقسیط جمعیت علفهای هرز بصورت معنی داری کمتر بود(آینه بندان، ۲۰۰۸). بنابراین انتظار می رود که دادن کود بصورت تقسیطی در بهترین زمان ممکن که گیاه زراعی به آن نیاز مبرمی دارد ضمن افزایش عملکرد، کاهش خسارت علف های هرز را به همراه خواهد داشت.
۲-۳-۴- نقش اسید هیومیک در رقابت ذرت با علف های هرز
تأثیر اسید هیومیک بر رشد گیاه ممکن است به صورت مستقیم( افزایش وزن خشک گیاه ) و یا به صورت غیر مستقیم ( افزایش راندمان مصرف کود و کاهش فشردگی خاک ) باشد. اسید هیومیک با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت نگهداری آب در خاک و همچنین ایفای نقش، روی نفوذ پذیری غشاء به عنوان ناقل پروتئین، فعال کردن تنفس، چرخه کربس، فتوسنتز و تولید اسید آمینو اسید و آدنوزین تری فسفات باعث افزایش رشد گیاهان می شود (اویسی و قوشیچ، ۱۳۹۱). همچنین از طریق افزایش تقسیم سلولی و رشد گیاه، جوانه زنی و قوه نامیه بذور، جذب مواد غذایی توسط گیاه، رشد ریشه، مقاومت گیاه به خشکی، مقاومت به آفات و بیماریها، میزان ویتامینها و آنزیمها در گیاه و درصد جوانه زنی بذور باعث افزایش کمیت و کیفیت محصولات زراعی از جمله گندم، ذرت و . . . . می شود. همچنین سبب بهبود فیزیکی و شیمیای و بیولوژیکی و تجدید حیات خاک می گردد ( می هیو، ۲۰۰۴؛ جوز و همکاران، ۱۹۸۸). با توجه به خواص اسید هیومیک، کاربرد این ماده آلی باعث افزایش توان رقابتی گیاه زراعی نسبت به علف های هرز باشد.
ویتا و همکارن (۲۰۱۰) در آزمایشی با محلول پاشی ۲ بار اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت در جوانه های غوطه ور برنج دریافتند که کاربرد اسید هیومیک در تراکمهای پایین علف هرز باعث افزایش فعالیت ریشه، افزایش رشد محصول و افزایش بنیه بذر می گردد، که در نتیجه این عمل علفهای هرز سرکوب می شوند. علاوه بر این، دوبار محلول پاشی برگ با اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت سبب افزایش رشد محصول می شود، دلیل این امر توانایی رقابت بهتر گیاه برنج نسبت به علف های هرز می گردد.
۲-۳-۵- اثر متقابل اسید هیومیک و نیتروژن در رقابت ذرت با علف های هرز
در ساختمان شیمیایی اسید هیومیک ازت به دو فرم نیتروژن و اسید آمینه موجود است. از سوی دیگر باعث افزایش تداوم اثر ازت و جلوگیری از شستشوی آن در خاک شده که در نهایت کارایی اثر ازت[۲] را افزایش می دهد (جیحونی، ۱۳۸۹). پینتون و همکاران (۲۰۰۸) اثر مواد اسید هیومیک را در جذب نیترات توسط ریشه ذرت مطالعه کردند. نتایج بررسی این محققان نشان داد که اسید هیومیک جذب نیترات و فعالیت آنزیمATP آن را در غشاء پلاسمای سلولهای ریشه به طور معنی داری افزایش داد که به نظر می رسد فعال شدن پمپ پروتون غشاء پاسخ اولیه به اسید هیومیک در جذب عناصر غذایی باشد.کایزر و اعظم (۱۹۸۵) طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد. تحقیقات نشان داد که هر گونه افزایش در وزن ریشه در دسترسی بهتر عناصر خاک و بنابراین بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک نتیجه می دهد (لیو و کوپر، ۲۰۰۰). کاربرد اسید هیومیک به همراه نیتروژن در گیاهان زراعی سبب کاهش رشد، عدم دسترسی به مواد غذایی از جمله نیتروژن و کاهش توان رقابتی علفهای هرز می گردد.
فصل سوم
مواد و روش
۳-۱- زمان و مکان مورد آزمایش
آزمایش در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود واقع در بسطام اجرا گردید.
۳-۲- موقعیت شهر بسطام از نظر جغرافیایی
شهر بسطام در عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی و طول جغرافیایی ۵۴ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است و میانگین ارتفاع آن از سطح دریا ۱/۱۳۴۹ متر است. بر اساس تقسیم بندی اقلیمی منطقه بسطام دارای اقلیم سرد و خشک است.
۳-۳- خصوصیات خاک مورد آزمایش
قبل از انجام عملیات آماده سازی زمین و اجرای نقشه آزمایش، به منظور تعیین بافت خاک و وضعیت عناصر غذایی از جمله نیتروژن، فسفر و پتاسیم از عمق ۳۰-۰ سانتیمتری در ۱۰ نقطه از خاک مزرعه نمونه برداریهایی به طور تصادفی صورت گرفت. برای این منظور از هر نقطه معادل یک کیلوگرم خاک جدا گردید، سپس نمونه های جمع آوری شده را روی هم ریخته و مخلوط کرده و نهایتاٌ یک نمونه مرکب یک کیلوگرمی که در بر گیرنده کل نمونههاست جهت تجزیه به آزمایشگاه منتقل شد. نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک در جدول (۳-۱) نشان داده شده است.
جدول۳-۱- نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک مزرعه

عوامل مورد تجزیه عمق (سانتیمتر) هدایت الکتریکی (ds/m) اسیدیته خاک (pH) ازت کل (%) کربن آلی (%) منیزیم قابل جذب(me/l)
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

شکل۴-۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن بلال ………………………………………………………………………………۵۳
شکل۴-۱۰- اثر کنترل علف هرز بر وزن بلال ……………………………………………………………………………۵۴
شکل۴-۱۱- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۵
شکل۴-۱۲- اثر اسید هیومیک بر تعداد ردیف دانه در بلال ………………………………………………………۵۶
شکل۴-۱۳- اثر کنترل علف هرز بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۷
شکل۴-۱۴- اثر کنترل علف هرز بر تعداد دانه در بلال ……………………………………………………………..۵۸
شکل۴-۱۵- اثر تقسیط نیتروژن بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………..۶۱
شکل ۴-۱۶- اثر کنترل علف هرز بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………۶۱
شکل۴-۱۷- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۲
شکل۴-۱۸- اثر کنترل علفهرز بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۳
شکل۴-۱۹- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن خشک چوب بلال ……………….۶۳
شکل۴-۲۰- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن صد دانه ………………………………………………………………………۶۵
شکل ۴-۲۱- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن صد دانه ……………………………..۶۶
شکل۴-۲۲- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………….۶۸
شکل ۴-۲۳- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………..۶۸
شکل۴-۲۴- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۵- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۶- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک…………………………۷۲
شکل۴-۲۷- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد علفهای هرز …………………………………………………………….۷۶
شکل۴-۲۸- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر تعداد کل
علفهای هرز ………………………………………………………………………………………………………………………………۷۷
شکل۴-۲۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک کل علفهای هرز ……………………………………………۷۹
شکل ۴-۳۰- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر وزن خشک
کل علفهای هرز …………………………………………………………………………………………………………………………۸۰
فصل اول
مقدمه و کلیات
۱-۱- مقدمه
ذرت یکی از مهمترین گیاهان زراعی است که اهمیت زیادی در تغذیه انسان، دام، تغذیه و طیور دارد. ذرت به علت موارد مصرف زیاد و کیفیت و ارزش غذایی بالا در سطح وسیعی از جهان کاشت می شود و بعد از گندم و برنج سومین گیاه زراعی مهم دنیا است و اهمیت آن هم به علت پر محصولی و هم به علت قابل کشت بودن آن در محدوه وسیعی از جهان می باشد (خواجه پور، ۱۳۸۰). در سالهای اخیر به منظور کاهش واردات سالیانه ذرت تلاش زیادی برای افزایش سطح زیر کشت آن صورت گرفته و تحقیقات زیادی در زمینههای مختلف مرتبط با زراعت ذرت به اجرا گذاشته شده است.
نیتروژن نخستین عنصری است که کمبود آن در مناطق خشک و نیمه خشک (به دلیل کمبود میزان مواد آلی) مورد توجه قرار گرفته است (ملکوتی و همایی، ۱۳۸۲). انتخاب بهترین منبع کودی، مقدار و زمان مصرف کودهای نیتروژندار در افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاهان زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان با وجود سهم بالای کودهای نیتروژنه، کارایی استفاده از این کودها پایین می باشد (رضایی و ملکوتی، ۱۳۸۰). در شرایط کمبود نیتروژن، فتوسنتز از راه کاهش توسعه سطح برگ و تسریع پیری برگ کاهش می یابد (کوچکی و بنایان، ۱۳۷۳). تحت شرایط کمبود نیتروژن در مرحلهی گلدهی نشانههایی مانند تاخیر در ظهور کاکل و کاهش وزن بلال دیده می شود (موچو و داویس، ۱۹۸۸). نوع و مقدار کود مصرفی با آزمایشهای خاک مشخص می شود. کودهای شیمیایی را می توان قبل از کاشت، هنگام کاشت و یا به صورت سرک مصرف نمود. تحقیقات نشان داده است که اغلب هیبریدهای ذرت عکس العمل مطلوبی به مصرف کود از خود نشان می دهند (شرما و همکاران ۱۹۸۷).
یکی از مشکلات مربوط به تولید ذرت وجود علفهای هرزی است که از طریق رقابت باعث کاهش عملکرد ذرت می گردند (فاتح و همکاران، ۱۳۸۵). علفهای هرز از طریق رقابت با گیاهان زراعی مجاور خود بر سر نور، آب و مواد غذایی عملکرد گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار می دهند (راجکان و سوانتون، ۲۰۰۱). علیرغم اینکه کاربرد کود در شرایط عدم رقابت منجر به افزایش عملکرد محصول زراعی می گردد از سوی دیگر موجب افزایش تراکم و بیوماس علف های هرز نیز می گردد که ممکن است افزایش تولید بذر آنها را بدنبال داشته باشد و از آنجا که تولید بذر همبستگی مثبتی با بیوماس می تواند داشته باشد لذا مصرف کود ها بخصوص نیتروژن بر تولید بذر علف های هرز موثر خواهد بود (فاوکتت و اسلیف، ۱۹۷۸ و سالاس و همکاران، ۱۹۹۷). سالاس و همکاران (۱۹۹۷) نشان دادند که نوع ترکیب کودی بکار رفته نیز می تواند بر نحوه عکس العمل علف های هرز موثر باشد.
امروزه بحث کاهش مصرف علف کشها، به علت مخاطرات زیست محیطی مصرف آنها، از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی، بقایای علف کشها در غذا، تاثیر بر موجودات غیر هدف و نیز شیوع علفهای هرز مقاوم به علف کشها، به یک امر جدی مبدل گشته است (دیهیم فرد و همکاران، ۱۳۸۳). در بین سموم مورد استفاده در محصولات زراعی مختلف، علف کشهای مورد استفاده در کنترل علفهای هرز ذرت از شایع ترین آفت کشهای موجود در آبهای سطحی و زیرزمینی می باشند (کراف و همکاران، ۱۹۹۲و شورای ملی تحقیقات، ۱۹۸۹). بنابراین هر روشی مدیریتی که بتواند سبب کاهش مصرف این دسته از ترکیبات در زراعت ذرت شود خود می تواند گامی موثر در حفظ محیط زیست و سلامت غذا محسوب گردد. همچنین بکارگیری روشهای یک جانبه در کنترل علفهای هرز که باعث بوجود آمدن مشکلاتی در تولید محصولات زراعی، اعم از عدم کنترل مناسب علفهای هرز و نیز ظهور مقاومت می گردد، لزوم تلفیق روشهای کنترل علفهای هرز را ضروری ساخته است.
استفاده از انواع کودهای طبیعی و از جمله اسید هیومیک بدون اثرات مخرب زیست محیطی جهت بالا بردن عملکرد مفید می باشد، به طوری که مقادیر بسیار کم اسیدهای آلی به دلیل وجود ترکیبات هورمونی اثرات مفیدی در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی دارند. مالکوم و واگان(۱۹۷۹) نیز نشان دادند که جذب نیتروژن در حضور اسید هیومیک افزایش می یابد. به همین دلیل اسید هیومیک در افزایش طول ریشه و وزن خشک آن بسیار موثر است. تحقیقات نشان داده است که هر گونه افزایش رشد ریشه در دسترسی بهتر عناصر غذایی خاک و بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک موثر خواهد بود. به طور کلی کاربرد اسید هیومیک می تواند سبب کاهش مصرف کودهای شیمیایی و باعث کاهش آلودگی محیط زیست شود و چنین گفت که استفاده از اسید هیومیک علاوه بر افزایش در عملکرد ذرت، می تواند نقش به سزایی را در جهت نیل به اهداف کشاورزی پایدار ایفا کند. هدف از این تحقیق بررسی کاربرد اسید هیومیک به طور ترکیبی با تقسیط کود نیتروژن برروی گیاه ذرت و همچنین بر روی پتانسیل رقابتی ذرت با علف های هرز است که تا کنون تحقیقی انجام نشده است.
۱-۲- کلیات
۱-۲-۱- اهمیت غلات در تغذیه انسان
از ۳۵۰ هزار گونهی گیاهی موجود بر روی زمین، تنها ۱۵۰ گونه آن به عنوان گونههای غذایی مورد استفاده قرار می گیرند که از این تعداد فقط ۱۵ گونه در سطح تجاری تولید و بخش عمده عرضه غذا در بازار جهانی را تشکیل می دهند (گالاگر، ۱۹۸۴). بنابراین، غلات حایل بین بشر و گرسنگی هستند. مشارکت گندم در تأمین پروتئین مورد نیاز بشر برابر مجموع مشارکت پروتئین ناشی از گوشت، شیر و تخم مرغ است. به نظر نمی رسد غلات در آینده جایگزینی داشته باشند (ایوانز، ۱۹۹۳). غلات مهمترین گیاهان غذایی کره زمین و تأمین کننده ۷۰ درصد غذای مردم کره زمین می باشند. گندم و برنج روی هم تقریباً ۶۰ درصد انرژی مورد نیاز بشر را تأمین می کنند به طور کلی بیش از انرژی و پروتئین مورد نیاز بشر از غلات تأمین می شود (گالاگر، ۱۹۸۴) و براستی غلات پایه اصلی تغذیه و بقای بشر به شمار می روند (امام، ۱۳۸۳). گیاهان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تقریباً کل غذای مورد نیاز بشر را تأمین می کنند.
۱-۲-۲- اهمیت اقتصادی ذرت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف …

۰/۱۰

رسیدگی فیزیولوژیکی حداکثر تجمع ماده خشک.

۱-۲-۶-کولوژی
۱-۲-۶- ۱- حرارت
نیاز حرارتی ذرت در دوره رشد نسبتاً زیاد بوده و کاشت آن در مناطق گرم بهترین محصول را تولید می نماید. این گیاه از حدود ۵۰ درجه عرض شمالی تا ۴۲درجه عرض جنوبی رشد می نماید. نیاز حرارتی ذرت در مرحله تولید جوانه بیش از گندم و جو می باشد و حداقل درجه حرارت مورد نیاز در این مرحله حدود ۶ درجه سانتی گراد است. هرگاه در زمان کاشت، درجه حرارت محیط به ۶ درجه برسد، تولید جوانه از بذر ذرت متوقف می گردد. مناسب ترین درجه حرارت در طول دوره رشد ذرت حدود ۲۰ تا ۳۰ درجه است. به طور کلی نیاز حرارتی ذرت های زودرس که دوره زندگی آنها کوتاه است، نسبت به ذرت های دیررس کمتر بوده و بین ۱۵۰۰تا ۱۸۰۰ درجه روز و در مورد ذرتهای دیررس و خیلی دیررس حدود۲۲۴۰ تا ۲۳۰۰ درجه روز می باشد.
۱-۲-۶-۲- نور
ذرت جزو گیاهان روز کوتاه بوده و کاهش نور در هفتههای اول پس از سبز شدن طول مراحل رشدی را کوتاه مینماید. گیاهک در مراحل اولیه روزانه به ۵/۱۱-۵/۱۰ ساعت روشنایی نیاز دارد که بعدا به ۱۳ ساعت افزایش می یابد. البته عکس العمل ارقام مختلف ذرت نسبت به طول روشنایی متفاوت است ( ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۷-کاشت ذرت
به دلیل گوناگونی زیاد در ارقام ذرت، امکان کشت آن در محدوده های گستردهای از شرایط آب و هوایی وجود دارد. ذرت در خاکهای گوناگونی به عمل می آید و قدرت تحمل pH در محدوده ۵ تا ۸ را داراست (اسپراگو و همکاران، ۱۹۸۸). دمای کمینه برای جوانه زنی ذرت ۱۰ درجه سانتیگراد است. کاشت زود هنگام ذرت بهاره با هدف استفاده بیشتر از انرژی تابشی، ممکن است نهال بذر را با خطر سرمای اول فصل روبرو کند. چنانچه در اول فصل، هوا سرد (کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد) و مرطوب باشد، رشد اولیه نهالهای بذر بسیار کند خواهد بود و ممکن است سبز شدن بذرها تا یک ماه به طول انجامد (اسپراگو و همکاران، ۱۹۸۸). بر عکس، در خاکهای گرم و مرطوب، ممکن است بذر ذرت ۴ تا ۵ روز سبز شود (فائو، ۲۰۰۰ و تولنار و همکاران، ۱۹۹۹). عمق کاشت بذر در ذرت زیادتر از گندم است. بذر های ذرت دانهای در شرایطی که رطوبت فراهم باشد، در عمق ۵ تا ۵/۷ سانتیمتری سطح خاک و در شرایط کمبود رطوبت و زیاد بودن دمای سطح خاک گاهی تا عمق ۱۰ سانتیمتری سطح خاک کشت می شود (فائو، ۲۰۰۰).
۱-۲-۸- آبیاری ذرت
ذرت گیاهی است یکساله و با رشد خیلی زیاد، ارتفاع ساقه های آن نسبتاً زیاد بوده و از طرفی برای رشد و نمو و تولید محصول کافی لازم است در مناطق گرم و معتدل کاشته شود، بدین منظور یکی از مسائل مهم و قابل توجه در مورد ذرت تأمین آب مورد نیاز آن و همچنین مراحل مختلف آبیاری این گیاه است. در مناطقی که طول دوره رشد آن، بارندگی کامل برای تأمین مقدار آبی که این گیاه احتیاج دارد ریزش نداشته باشد، میباید مزارع ذرت را به موقع آبیاری نمود. مقدار آب و مراحل آبیاری بسته به شرایط جوی محیط، بافت خاک و مقدار رطوبت موجود در خاک دارد و با در نظر گرفتن درجه حرارت محیط هر ۷ تا ۱۲ روز یکبار باید ذرت را آبیاری نمود. ذرت در دوران رشد خود به آب نسبتاً زیادی نیاز دارد و در مناطقی که میزان بارندگی به ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیمتر و با پراکندگی زمانی مناسب برسد، بخوبی رشد و نمو می نماید. مقدار آب مورد نیاز برای ساختن یک کیلوگرم ماده خشک در ذرتهای زودرس حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر و در مورد ذرتهای دیررس ۳۵۰ تا ۴۰۰ می باشد. مقدار آب مورد نیاز در دوره رشد نسبت به تغییرات درجه حرارت و مراحل مختلف رشد متفاوت بوده و در زمان تولید گل و گرده افشانی احتیاج آن به آب بیشتر می باشد (خدابنده، ۱۳۷۷).
۱-۲-۹- نیاز غذایی ذرت
جذب مواد غذایی توسط گیاه ذرت در مراحل رشدی مختلف انجام می پذیرد. ذرت در مقایسه با غلات پاییزه دارای طول زمان رشدی نسبتا کوتاه و سریع است. لذا نیاز آن به مواد غذایی که مدت کوتاهی در اختیار آن قرار می گیرد، بالا است. این گیاه ۱۵-۱۰ روز قبل و ۳۰-۲۵ روز بعد از ظهور گل نر ۷۵-۷۰ درصد از کل مواد معدنی مورد نیاز را جذب می کند. در هرحال برای رسیدن به حداکثر محصول بایستی نیاز کودی گیاه تامین شود (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۹-۱- کودهای حیوانی و سبز
ذرت به کودهای حیوانی که زمین را از جهات مختلف اصلاح می کنند احتیاج زیاد دارد. کودهای حیوانی را معمولا قبل از کاشت در زمین با وسایل مختلف پخش و با خاک مخلوط می کنند. مقدار مصرفی کود حیوانی ۴۰-۲۰ تن در هکتار می باشد. کودهای سبز مانند انواع شبدر، لوپن و انواع ماشک گل خوشهای دارای خواصی می باشند که برای اصلاح زمین در مورد ذرت بکار می روند (کریمی، ۱۳۸۷).
۱-۲-۹-۲- کود فسفر
فسفر بر روی تبادلات انرژی گیاه ذرت تاثیر می گذارد. فسفر بر روی تولید نشاسته، قند، پروتئین و اندام های جنسی موثر است. نیاز ذرت به کود فسفر بالاست، که بر اساس سطح محصول بین ۱۴۰-۸۰ کیلوگرم در هکتار به صورت P2O5 قرار دارد. کلا نسبت به نوع خاک میزان ۲۰۰-۱۲۰ کیلوگرم در هکتار P2O5 نتیجه مناسبی می دهد. کود فسفر را معمولا در پاییز به زمین می دهند، مگر اینکه به صورت مخلوط با کود ازته در بهار داده شود (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴).
۱-۲-۹-۳-کود پتاس
پتاسیم قابل دسترس در خاک یکی از مؤثرترین عوامل تعیین کننده واکنش عملکرد دانه ذرت به کاربرد کود پتاسیم است. پتاسیم در مکانیسم انتقال سایر عناصر غذایی از غشای سلولی دخالت داشته و وجود آن برای انجام فتوسنتز مؤثر و ضروری می باشد (کاستلبری و کروم، ۱۹۸۴). جذب این ماده زودتر و سریع تر از فسفر شروع گردیده و از زمان تولید جوانه، پتاس شروع به جذب شدن نموده و تا حدود سه هفته بعد از گل دادن، جذب پتاس انجام می شود. مقدار کود پتاسه مورد نیاز در هر هکتار زراعی حدود ۷۵ تا۱۰۰ کیلو گرم است (خدابنده، ۱۳۷۷).
۱-۲-۹-۴- نیتروژن
نیتروژن از جمله مهمترین عناصر غذایی است که به مقدار زیاد مورد نیاز گیاه است و باید به مقدار کافی در اختیار گیاه قرار گیرد در غیر اینصورت تولید محصول ذرت را محدود می کند (سالاردینی، ۲۰۰۵). ذرت قادر است نیتروژن را به اشکال نیترات، نمکهای آمونیوم، نیتریت و به شکل نیتروژن آلی جذب نماید، ولی مطلوب ترین فرم جذب آن نیترات است (امام، ۱۳۸۵). کمبود آن باعث می شود گیاهان در رشد عقب مانده، برگها بعلت کمبود کلروفیل زرد رنگ شوند. ازت عنصر اساسی پروتئینها است. جذب ازت بستگی به روند رشد و نمو گیاه ذرت، مقدار و توزیع بارندگی دارد. ذرت برای رشد اولیه نیاز مبرمی به ازت دارد. نیاز به ازت با تولید ساقه و برگها بیشتر می گردد، بطوریکه نیاز به ازت سه هفته قبل از ظهور گل نر تا پایان گل دهی به حداکثر میرسد (ایران نژاد و شهبازیان، ۱۳۸۴). مقدار مصرف کودهای ازته در هر هکتار زمین زراعتی به طور معمول برابر ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم اوره می باشد (خدابنده، ۱۳۷۷).
گزارش های متعددی نیز در مورد واکنش هیبریدهای ذرت به مصرف نیتروژن در مناطق مدیترانه ای منتشر شده است. به عنوان مثال، در پژوهشی با کاشت هیبریدهای تجاری ذرت دانه ای نشان داده شده که بهترین واکنش گیاه ذرت به نیتروژن، با مصرف ۳۰۰-۲۵۰ کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار بدست آمده است (دیاپلو و رینالدی، ۲۰۰۸). براساس آزمایش سابدی و همکاران (۲۰۰۶) عملکرد دانه ذرت با افزایش مقدار نیتروژن به طور نمایی افزایش یافت و حداکثر آن با مصرف ۲۲۵ کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد.
۱-۲-۱۰- اسید هیومیک
مواد هیومیکی نام خود را از هوموس گرفته اند. از آنجا که این ماده pH اسیدی ضعیف ( ۳٫۸ تا ۵ ) دارد و مشتق از هوموس می باشد به نام هیومیک اسید هم شناخته می شود. اما حقیقتا هیچ شباهتی به اسیدهای شناخته شده چه معدنی و چه آلی ندارد. مواد هیومیکی در واقع طیف وسیعی از ترکیبات آلی– معدنی گوناگون نظیر اسیدهای آمینه، پپتیدها، فنولها، آلدئیدها و اسیدهای نوکلئیک در پیوند با انواع کاتیونها می باشند که مجموعاً ترکیب بسیار پیچیده و شگفت انگیزی را ساختهاند که می تواند میلیونها سال درطبیعت دوام بیاورد و اعمال بسیار شگرفی را انجام دهد که قابل قیاس با هیچ ترکیب دیگری نیست (داعی، ۱۳۸۹). در همه خاکهای کشاورزی هیومیک اسید بطور طبیعی وجود دارد و درواقع ۸۰ درصد مواد ارگانیک خاک را تشکیل می دهد. میزان ایده ال مواد آلی در خاکهای کشاورزی بین ۴ تا ۶ درصد است. درخاکهای کشاورزی اروپا این میزان بین ۲تا ۴ درصد و در بعضی از نقاط اروپای شرقی نظیر اوکراین به ۶ درصد می رسد. اما درسرزمین های خشک و کویری ماده آلی خاک و به تبع آن هیومیک اسید بسیار ناچیز می باشد (داعی، ۱۳۸۹).
تا بحال کسی موفق به تجزیه کامل این ترکیب بسیار پیچیده یعنی مواد هیومیکی نشده است. اما در بررسی های ابتدایی سه بخش عمده در آن قابل تشخیص است :
هیومیک اسید که در مواد قلیایی محلول و در آب و اسید نامحلول است.
فولویک اسید که درآب، قلیا و اسید محلول می باشد.
هیومین که درقلیا، اسید و آب نامحلول است(داعی، ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۰-۱- تفاوت اسید هیومیک با اسید فولویک
اسید هیومیک با وزن مولکولی ۳۰-۳۰۰ کیلو دالتن سبب تشکیل کمپلکس پایدار و نامحلول با عناصر میکرو گردیده و دارای درصد کربن بیشتری نسبت به اسید فولویک می باشد ولی اسیدهای فولویک اکسیژن بیشتری دارند. میزان گروه های کربوکسیل اسید فولویک بیشتر از اسید هیومیک است (سماوات و ملکوتی، ۲۰۰۵).
۱-۲-۱۰-۲- اهمیت اسید هیومیک
با توجه به ملاحظات زیست محیطی، اخیرا استفاده از انواع اسیدهای آلی برای بهبود کمی و کیفی محصولات زراعی و باغی رواج فراوان یافته است. مقادیر بسیار کم از اسیدهای آلی اثرات قابل ملاحظهای در بهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک داشته و به دلیل وجود ترکیبات هورمونی اثرات مفیدی در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی دارند (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). مواد هوموسی به عنوان مهم ترین بخش مواد آلی نقش اساسی در کیفیت خاک داشته و به طور مستقیم روی رهاسازی عناصر غذایی ، ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت بافری فسفر و ابقاء مولکولهای آلی فلزی و سمی نقش مهمی دارند. تا مدت ها تصور می شد که اثرات تحریک کنندگی مواد هوموسی شبیه به هورمون های اکسین، سیتوکنین و اسید آبسزیک است ولی بعداً مشخص شد که اثرات مواد هوموسی در ارتباط مستقیم با افزایش جذب عناصر غذایی ماکرو مثل,N P ,S و عناصر غذایی میکرو مثل Fe Zn ,Cu ,Mn می باشد. مواد هوموسی جذب کانی ها را از طریق تحریک و افزودن فعالیت میکروبیولوژی زیاد می کند (فرقانی و جوانمرد، ۱۳۸۴).

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir