سایت مقالات فارسی – بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی بر رفتار خرید مصرف کننده محصولات لبنی در استان مازندران با استفاده …

۲ – ۲۱ – ۱ – ۳٫ ارزیابی گزینه ها و خرید
پس از جمع آوری اطلاعات و دستیابی به مجموعه گزینه هایی که می توانند به عنوان محصول مورد نظر انتخاب شوند مصرف کننده آماده تصمیم گیری است. مصرف کننده با استفاده از اطلاعات ذخیره شده در حافظه خود و همچنین دستیابی به منابع خارجی، معیارهایی برای خود تعیین می کند . مشکل ممکن است کوچک یا بزرگ، ساده یا پیچیده باشد. که یک مشکل به دو طریق ممکن است بروز کند. حالت اول اینکه ایده‌آل‌های مصرف کننده ارتقا پیدا کنند (شناسایی فرصت) و حالت دوم اینکه وضعیت فعلی فرد تنزل کند (شناسایی نیاز)، که در هر حال میان وضعیت موجود مطلوب فرد فاصله ایجاد می شود.
هدف یک مدیر بازاریابی شناسایی عدم تبادل میان وضعیت دلخواه و وضعیت موجود مصرف کننده است. خواسته زمانی به وجود می آید که یک فرد نیازی برآورده نشده دارد و در عین حال کالا یا خدمت خاصی برای ارضای آن نیاز تعیین شده است. فرصت اغلب زمانی شناسایی می‌شود که مصرف کننده به دنبال کالاهای متفاوت یا محصولات با کیفیت بهتر و بالاتر باشد. این انتقال اغلب زمانی رخ می‌دهد که شرایط فرد به دلیلی تغییر کرده باشد، مثلاً به دانشگاه رفته یا شغل جدیدی را کسب کرده باشد. نیاز هم به چند روش قابل شناسایی است.
به عنوان مثال زمانی که نیازهای جدیدی به وجود می‌آیند. مصرف کنندگان به‌راههای مختلف به خواسته‌های برآورده نشده خود پی می‌برند ولی دو روش عمده‌ای که مصرف کنندگان برای شناسایی این خواسته ها به کار می‌برند زمانی است که محصول موجود عملکرد مناسبی ندارد. همچنین مصرف کنندگان خواسته‌های برآورده نشده خود را با دیدن محصولاتی که در آینده تولید خواهند شد و یا شنیدن نکاتی در مورد آنها شناسایی می‌کنند.
این معیارها مصرف کننده را در ارزیابی و مقایسه گزینه ها یاری می‌رساند. هدف مدیران بازاریابی تعیین مهمترین ویژگیهای تأثیر گذار بر انتخاب مصرف کننده است. چندین عامل به طور مشترک ارزیابی مصرف کننده از محصول را تحت تأثیر قرار می‌دهند. یک ویژگی مانند قیمت، به تنهایی برای توصیف چگونگی ارزیابی مصرف کننده کافی نیست. به علاوه ویژگیهایی که به نظر بازاریاب از اهمیت زیادی برخوردارند ممکن است برای مصرف کننده اهمیت چندانی نداشته باشد.
پس از ارزیابی گزینه ها ، مصرف کننده یا تصمیم به خرید یکی از محصولات را گرفته است و یا تصمیم می گیرد هیچ یک از محصولات را خریداری نکند. مرحله بعدی، ارزیابی محصول پس از خرید آن است.
۲ – ۲۱ – ۲٫ رفتار پس از خرید
زمانی که محصول خریداری می شود، مصرف کنندگان توقع نتایج معینی از خرید خود دارند. تفاوت میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا تعیین می کند که آیا مصرف کننده از خرید کالا راضی یا ناراضی است. اگر کالا در حد انتظار باشد، رضایت مصرف کننده تامین خواهد شد و اگر در حد انتظار او نباشد، مصرف کننده از خرید خود ناراضی و پشیمان خواهد شد و در صورتی که بیش ازحد انتظار باشد، رضایت و خشنودی مصرف کننده را به دنبال خواهد داشت. هر قدر فاصله میان انتظارات مصرف کننده و عملکرد کالا بیشتر باشد نارضایتی وی بیشتر خواهد بود.
به طور متوسط هر مشتری راضی از کالای شرکت، رضایت خود را به سه نفر انتقال می دهد در حالی که هر مشتری ناراضی، نارضایتی خود را به یازده نفر منتقل می کند، بنابراین شرکتها باید به طور منظم رضایت مشتری را اندازه‌گیری کنند.
مصرف کنندگان علاوه بر اینکه به دنبال اطلاعاتی هستند که نظرمثبتشان را در مورد کالای خریداری شده تقویت کنند از اطلاعاتی که با تصمیم گیری آنها تناقض داشته باشد هم اجتناب می کنند. زمانی که مردم احساس کنند میان ارزشها یا عقاید آنها و رفتارشان ناهماهنگی وجود دارد، احساس درونی به آنها دست می دهد که به آن نا هماهنگی شناختی گفته می شود. ناهماهنگی شناختی به این دلیل بروز می کند که شخص در می یابد کالای خریداری شده علاوه بر مزایا نقاط ضعفی هم دارد.
۲ – ۲۱ – ۳٫ انواع تصمیمات خرید و درگیری مصرف کنندگان
تصمیمات خریدی که توسط مصرف کنندگان گرفته می‌شود در سه گروه زیر قرار دارند. تصمیم گیری پیچیده محدود و عادی یا روزمره
۲ – ۲۱ – ۳ – ۱٫ تصمیم‌گیری پیچیده
تصمیماتی که برای حل مسائل پیچیده اتخاذ می‌شود مطابقت زیادی با دیدگاههای سنتی تصمیم گیری دارد. فرایند تصمیم‌گیری برای حل مسائل پیچیده، معمولاً با انگیزه دستیابی به کالای مناسب آغاز می‌شود. تصمیمات اتخاذ شده همواره با مقدار زیادی خطر همراه است. مصرف کننده سعی می‌کند در حد امکان اطلاعات موجود را، اعم از آنچه در حافظه خود دارد(جستجوی داخلی) و همچنین منابع خارجی (جستجوی خارجی) جمع آوری کند. هر محصول بر اساس اهمیت تصمیم، به دقت ارزیابی می شود و میان ارزیابی اغلب با توجه به ویژگیهای یک مارک خاص و ملاحظه نحوه عملکرد مارک متناسب با وضعیت مطلوب، انتخاب صورت می‌گیرد.
۲ – ۲۱ – ۳ – ۲٫ تصمیم‌گیری محدود
تصمیم‌گیری محدود معمولاً آسانتر و قابل درکتر است. خریداران انگیزه چندانی برای جمع آوری اطلاعات ندارند و در ارزیابی گزینه‌ها سختگیری نمیکنند. آنها از قواعد ساده ای برای انتخاب یکی از گزینه‌ها استفاده میکنند. اینگونه روشهای شناختی باعث می شود که مصرف کنندگان به جای اینکه در آینده تصمیم گیری خود را از اول آغاز کنند، بتوانند از یک راهنمای عمومی بدین منظور استفاده کنند.
۲ – ۲۱ – ۳ – ۳٫ تصمیم‌گیری عادی
هم در تصمیم‌گیری پیچیده و هم تصمیم‌گیری محدود، مقداری سنجش و جمع‌آوری اطلاعات صورت می‌گیرد. بسیاری از تصمیمات خرید به صورت عادی و روزمره و زمانیکه کالا درون قفسه فروشگاه دیده میشود، گرفته میشوند. انتخاب اینگونه کالاها با حداقل تلاش و بدون آگاهی از ویژگیهای محصول و معمولاً خودکار صورت میگیرد. خرید بر اساس عادت و تکرار رفتار خرید، به مصرف کنندگان این امکان را میدهد که حداقل انرژی را صرف تصمیم گیری خرید این گونه کالاها کنند .
تصمیم‌گیری برای خرید کالاها و خدمات را در این سه طبقه میتوان توسط عوامل زیر بهتر مورد بررسی قرار داد:
میزان درگیری مصرف کننده،
زمان هزینه یک کالا یا خدمت،
مقدار جمع آوری اطلاعات
تعداد گزینه های مورد نظر
شاید به جرأت بتوان گفت که سطح درگیری مصرف کننده مهمترین عامل تعیین کننده در طبقه بندی تصمیمات خرید است.
مصرف کنندگان زمانی با تصمیم گیری پیچیده مواجه میشوند که بخواهند محصولی گران قیمت را که آشنایی چندانی هم نسبت به آن ندارند خریداری کنند. این فرایند پیچیده ترین نوع تصمیم گیری در خرید است. در این تصمیم گیری مصرف کنندگان تا حدود زیادی با محصول درگیر می شوند.
فرایند تصمیم گیری پیچیده شبیه همان مراحلی است که در ابتدای بحث مطرح شد، یعنی شناسایی مشکل، جمع آوری اطلاعات، ارزیابی گزینه ها، خرید و رفتار پس از خرید. این امر مستلزم آن است که مصرف کننده تصمیم درستی اتخاذ کند. بنابراین باید اطلاعات زیادی را در مورد محصول و مارکهای موجود جمع آوری کنند و مورد ارزیابی قرار دهند. خریداران از معیارهای متعددی برای ارزیابی گزینه های موجود استفاده می‌کنند، همچنین زمان زیادی نیز به جمع آوری اطلاعات اختصاص می دهند. به عنوان مثال خرید یک ماشین یا خانه نیازمند تصمیم گیری پیچیده است.
۲ – ۲۱ – ۴٫ عوامل تعیین کننده سطح درگیری مصرف کننده
سطح درگیری در خرید وابسته به پنج عامل زیر است.
۲ – ۲۱ – ۴ – ۱٫ تجربیات پیشین
زمانی که مصرف کنندگان در مورد کالا یا خدمتی تجربه قبلی دارند، معمولاً پس از مصرف نمونه‌های آزمایشی کالا می‌آموزند که به سرعت کالای مورد نظر را انتخاب کنند زیرا با محصول آشنا می‌شوند و در می‌یابند که آن کالا می‌تواند نیاز آنها را برآورده کند و به همین دلیل سطح درگیری کاهش می یابد.
۲ – ۲۱ – ۴ – ۲٫ علاقه
سطح درگیری مستقیماً با علاقه آنها ارتباط دارد. به عنوان مثال برخی از مردم به اتومبیل علاقه مند هستند و بعضی به موسیقی و… معمولاً موضوعات گوناگونی که افراد به آنها علاقه مند هستند از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
۲ – ۲۱ – ۴ – ۳٫ خطر پذیری
هر قدر خطر پذیری شخصی در خرید یک محصول افزایش یابد سطح درگیری مصرف کنندگان نیز افزایش ی‌یابد. انواع خطر هایی که مصرف کنندگان با آن سرو کار دارند عبارت اند از خطر مالی، خطر اجتماعی و خطر روانی. خطر مالی به مورد از دست دادن ثروت یا قدرت خرید شخص اشاره دارد، زیرا خطر زیاد با خرید گران قیمت در ارتباط است. به همین دلیل مصرف کنندگان بسیار متمایل به درگیری با کالاها هستند. به عنوان مثال فردی که می خواهد خانه ای خریداری کند زمان و تلاش زیادی برای تصمیم گیری صحیح صرف می کند.
مصرف کنندگان زمانی پذیرای خطر اجتماعی هستند که خریداری کالا بتواند بر عقیده و نظر مردم نسبت به آنها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، رانندگی با یک ماشین کهنه و تصادفی می تواند بر نظر مردم نسبت به شخص تأثیر داشته باشد. همچنین مصرف کنندگان زمانی متحمل خطر روانی می شوند که احساس کنند تصمیم گیری اشتباه می تواند موجب اضطراب و نگرانی شود. به عنوان مثال می توان به والدین کارمند اشاره کرد که برای نگهداری از فرزندانشان می توانند پرستار استخدام کنند یا او را به مهد بسپارند.
۲ – ۲۱ – ۴ – ۴٫ موقعیت
شرایط خرید ممکن است از یک تصمیم گیری کم درگیری به تصمیم گیری پردرگیری مبدل شود. به عنوان مثال فردی برای ناهار روزانه خود ساندویچ مصرف می کند ولی زمانی که همراه با رییس خود برای صرف غذا می رود او را به یک رستوران مجلل دعوت می کند.
۲ – ۲۱ – ۴ – ۵٫ قابلیت رویت پذیری اجتماعی
هر قدر قابلیت رویت پذیری اجتماعی یک محصول افزایش یابد، سطح درگیری با آن محصول نیز افزایش می یابد. محصولات اغلب نشان دهنده موقعیت اجتماعی صاحبان خود هستند. کالاهایی مانند لباس (با مارک معروف) ماشین و…بیانگر موقعیت اجتماعی شخص هستند و بنابراین خطر اجتماعی با خود همراه دارند.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تاثیر آمیخته بازاریابی بر رفتار خرید مصرف کننده محصولات لبنی در استان مازندران با …

۲ – ۲۲٫ روش های پیش بینی فروش
دو نوع مختلف پیش بینی وجود دارد. پیش بینی مبتنی بر اطلاعات قبلی و پیش بینی در زمانی که اطلاعات قبلی وجود ندارد. نوع دوم پیش بینی فروش در حالتی به کار گرفته می شود که اطلاعات قبلی وجود ندارد, یا شرکت تازه آعاز به کار کرده است. یا محصول کاملا ابداعی و جدید است. در این موارد فرد باید ترکیبی از روش ها را به کار گیرد.
روش های مختلفی برای دو نوع پیش بینی فروش مذکور وجود دارد. انتخاب روش به موجود بودن اطلاعات, بودجه, وقت و تجربه و مهارت پیش بینی کننده بستگی دارد. برای ساده تر کردن مطلب می توان روش ها را به کمی و کیفی تقسیم کرد. پیش بینی های کیفی بیشتر بر قضاوت و تجربه مبتنی است.
۲ – ۲۲ – ۱٫ روش های کیفی پیش بینی فروش
مزایای این روش این است که افرادی که به بازارهای خاصی آشنا هستند می توانند براساس معلومات خود راجع به پویایی های بازار, میزان فروش را به طور صحیح تخمین بزنند و از جمله معایب آن این است که کیفیت این گونه پیش بینی ها تاحد زیادی به ویژگی های پیش بینی کننده بستگی دارد.
۲ – ۲۲ – ۱ – ۱٫ بررسی نظر هیات مدیران
در این روش پیش بینی فروش با بررسی عقاید مدیران حاصل می شود. اعضای این گروه ممکن است شامل کارکنان فروش, بازاریابی و امور مالی باشند. این روش برای پیش بینی های کوتاه مدت بسیار مناسب می باشد.
۲ – ۲۲ – ۱ – ۲٫ روش دلفی
در این روش که مشابه با روش قبلی است اغلب از کارشناسان خارج از سازمان استفاده می شود. روش دلفی برای مشخص کردن روندهای آینده و فرصت های بازار برای محصولات جدید به کار می رود, بخصوص هنگامی که اطلاعات قبلی راجع به بازار موجود نباشد. ویژگی های اصلی این شیوه عبارتند از:
اعضای شناخته نشده گروه
تکرار با بازخورد کنترل شده
پاسخ گروهی آماری
۲ – ۲۲ – ۱ – ۳٫ بررسی نظر نیروی فروش
بسیاری از شرکت های بازرگانی از شیوه پیش بینی فروش از پایین به بالای سازمان استفاده می کنند. در این شیوه از کارشناسان فروش سازمان خواسته می شود که فروش کوتاه مدت پیش بینی شود. این شیوه پیش بینی برای زمانی بکار گرفته می شود که بازر تعدادی کمی مشتری را شامل شده و این مشتریان دارای نیازهای خاصی می باشند.
۲ – ۲۲ – ۱ – ۴٫ بررسی قصد مصرف کنندگان از خرید
روش مستفیم پیش بینی فروش پرسش مستقیم از مشتریان بالقوه در مورد قصد خرید آن ها است. این شیوه هنگامی موثر است که شرکت مشتریان بالقوه محدودی داشته باشد. از مزایای این روش می توان به صحت پیش بینی انجام گرفته اشاره کرد.
۲ – ۲۲ – ۱ – ۵٫ شبیه سازی آزمایش بازار
در این شیوه سعی می گردد رفتار خرید مشتریان بدون وقوع خرید واقعی اندازه گیری شود. برای انجام این کار دو راه وجود دارد. را اول این است که برای مثال در یک سوپر مارکت آزمایشی از برخی از مشتریان به عنوان نماینده جمعیت خواسته می شود که با انتخاب محصولات موجود از سوپر مارکت خرید می کنند. با تعمیم نتایج به کل جمعیت به طور نسبی می توان فروش را پیش بینی کرد.
۲ – ۲۲ – ۱ – ۶٫ آزمایش بازار
در این شیوه محصول مورد نظر به بازار ارائه شده و واکنش مشتریان نسبت به آن مشاهده و بررسی می شود. اجرای این شیوه تحلیل بازار را نمی توان در سطح گسترده استفاده کرد. عموما این شیوه در سطح چند شهر محدود اجرا و بررسی می شود.
۲ – ۲۲ – ۲٫ روش های کمی پیش بینی فروش
۲ – ۲۲ – ۲ – ۱٫ تحلیل سری های زمانی
استفاده از این روش ها بر مبنای این فرض است که الگوهای فروش موجود در آینده نیز وجود خواهد داشت. از آنجا که این فرض احتمالا در کوتاه مدت صحیح تر است از این روش ها برای پیش بینی های کوتاه مدت استفاده می شود. عیب اصلی پیش بینی های آماری این است که نقطه های عطف را هنگامی تغییرات شدید در محیط بازار وجود داشته باشد دقیق نخواهد بود.
۲ – ۲۲ – ۲ – ۲٫ روش های تصمیم گیری چنده متغیره
این شیوه های تصمیم گیری عموما به دو دسته کلی تقسیم می شود: ۱) تصمیم گیری چند معیاره ۲) تصمیم گیری چند هدفه
این شیوه عموما در مواردی کاربرد داشته که برای محصول مورد نظر رقبای مشابهی در بازار وجود داشته و بازاریاب عمدتا خود را به جای مشتری گذاره و مسئله انتخاب محصول را بین چند گزینه با معیارهای مختلف حل می کند. روش هایی مانند تصمیم گیری سلسله مراتبی[۴], تاپسیس[۵] از جمله این شیوه ها هستند.
۲ – ۲۳ آمیخته های بازاریابی
بوردون ادعا می کند اولین کسی است که از اصطلاح آمیخته بازاریابی استفاده کرده است و آن را مشتکل از عناصر یا اجزا مهمی که یک برنامه بازاریابی را تشکیل می دهند می داند. در واقع آمیخته بازاریابی مجموعه ای از عناصر قابل کنترل می باشند که یک سازمان می تواند آن ها را به منظور تاثیر گذاری بر روند کسب و کار خود در ارتباط با ذینفعان به کار گرفته و کنترل کند(۱۵).
آمیخته بازاریابی در حقیقت فهرست طبقه بندی شده از متغیرهای بازاریابی است که موسسات از آنها برای رسیدن به اهداف بازاریابی خود در بازارهای هدفشان استفاده می کنند. مک کارتی این ابزارها را در چهار گروه قرار داده و آن ها را چهار پی بازاریابی می نامد. چهار پی مخفف چهار واژه محصول, قیمت, مکان(توزیع) و ترفیع است(کاتلر). برنامه بازاریابی از تصمیماتی راجع به چهار پی تشکیل می شود. این ها مهمترین بخش هایی هستند که مدیران بازاریابی برای رسیدن به اهداف فروش و سودآوری, منابع شرکت را به آن اختصاص می دهند [۱۸].
 
شکل ۲ – ۲٫ محیط بازایابی و جایگاه مدل جامع آمیخته بازاریابی
توسعه آمیخته های بازاریابی همانند توسعه استراتژی بازاریابی تحت تاثیر دو دسته از متغیرها قرار دارد: ۱) متغیرهایی که با آمیخته بازاریابی در ارتباط هستند و ۲) متغیرهایی که با محیط بازاریابی ارتباط دارند. برای دستیابی به اهداف سازمانی بازاریابان می بایست به طور مستمر درگیر طراحی آمیزه ای ازفرآیندها و سیاست های بازاریابی برای دست و پنجه نرم کردن با محیط یا به عبارتی, متغیرهای غیر قابل کنترل باشند. در شکل ۳ – ۱ محیط بازاریابی و جایگاه آمیخته بازاریابی و اجزای این آمیخته نمایش داده شده است. در این شکل ۹ عنصر برای آمیخته بازاریابی تعریف شده است که ما در این تحقیق تنها به بررسی چهار مورد اصلی تر آن ها خواهیم پرداخت([۱۵]).
۲ – ۲۴ قیمت
قیمت از نظر لغوی یعنی سنجش, ارزیابی, اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارتست از ارزش مبادله ای کالا و خدمات که به صورت واحد پول بیان می شود. باید به این نکته توجه کرد که نوسان قیمت در سود دهی و میزان فروش می تواند تاثیر گذار باشد [۱۸].
همان طور که گفته شد قیمت یکی از چهار عامل عمده آمیخته بازاریابی می باشد و از این جهت که ارتباط نزدیکی با جایگاه یابی محصول دارد ازاهمیت استراتژیک والایی برخوردار است. علاوه بر این, قیمت گذاری تاثیر بسزایی بر دیگر عوامل آمیخته بازاریابی از جمله ویژگی های محصول, تصمیمات توزیع و ترویج محصول می گذارد. از طرفی قیمت عاملی از آمیخته بازاریابی است که موجب ایجاد درآمد شده و بقیه عوامل عمداتا موجب هزینه می شوند. همچنین قیمت منطعف ترین عامل آمیخته بازاریابی است که می تواند به راحتی تغییر کند ولی تغییر در دیگر عوامل آمیخته بازاریابی سخت تر می باشد([۱]).
۲ – ۲۴ – ۱٫ قیمت گذاری
قیمت گذاری نقش بسیار حیاتی در چارچوب آمیخته بازاریابی بازی می کند, چراکه خوبی و بدی سیاست قیمت گذاری در میزان بازگشت سرمایه سازمان تاثیر گذار خواهد بود. قیمت گذاری میزان ارزش یک محصول را برای مشتری مشخص می کند و همچنین نقش موثری در ایجاد ذهنیت خوب مشتری از یک محصول و نام تجاری دارد. در بسیاری موارد نیز سیاست قیمت گذاری تفکرات فراسوی محصول مانند کیفیت را در ذهن مشتری تداعی می کند.
از سوی دیگر باید توجه داشت که قیمت گذاری علاوه بر مشتری بر تمامی فعالان کانال تولید و توزیع مانند تامین کنندگان, تولید کنندگان, توزیع کنندگان و خرده فروشان و همچنین رقبای سازمان نیز تاثیرگذار خواهد بود.
قیمت گذاری در سازمان ها عمدتا به دلایل زیر انجام می گیرد:

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir