تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد درکیفیت زندگی بیماران مبتلا به …

همه افراد در طول زندگی خود با استر سوء استفاده های جنسی، جسمی و هیجانی، گرفتاریهای شغلی و اجتماعی مواجه می شوند. در چنین شرایطی مهارتهای مقابله ای انطباقی۱ می تواند مسئله مدار۲، هیجان مدار۳ یا اجتماع مدار۴ باشد، به جریان می افتد. افراد مسئله مدار که به عنوان افراد تاب آور شناخته می شوند مشکلات و مسایل بوجود آمده را به عنوان فرصت هایی برای ترقی می بینند. به عبارت دیگر اینگونه افراد نخست با یک ارزیابی مثبت و منطقی سعی می کنند از لا به لای مشکلات موجود با صبر و شکیبایی راه حل های منطقی را در پیش گیرند. اما افراد هیجان مدار با ارزیابی منفی که از رویدادهای استرس زا دارند، برخوردهای هیجانی و موقتی در جهت کاهش استرس موقعیت های تهدید کننده دارند. این گونه راه حل ها شاید در کوتها مدت استرس افراد را کاهش دهد اما در بلند مدت در کاهش استرس نقش اساسی ندارد و خلاصه اینگونه افراد اجتماع مدار به دنبال حمایت های عاطفی و فکری دیگران هستند و همیشه انتظار دارند دیگران مسایل و مشکلات آنها را حل و فصل نمایند ( فریدریکسون۵ ، ۲۰۰۳). تحقیقات ماستن (۲۰۰۷) نشان داده است افراد هیجان مدار و اجتماع مدار، تاب آوری کمتری دارند و در برخورد با فشارهای روانی خود را کم طاقت و ضعیف می بینند لذا بطور منفی با فشارهای روانی برخورد می کند.

  1. Adaptive coping skills
  2. Focused problem
  3. Focused emotion
  4. Focused- social
  5. Fredrickson

۳-۲) درد
۱-۳-۲) تعریف درد
دردهای مزمن به عنوان یکی از مهمترین معضلات پزشکی در تمام جهان می باشند. زیرا سالیانه میلیونها نفر از افراد بشر گرفتار آن می شوند، ولی متاسفانه درمان مناسبی دریافت نمی نمایند. در سراسر دنیا دردهای مزمن مهمترین علت رنج و معلولیت انسانها بوده و به طور جدی بر روی کیفیت زندگی افراد بشر تاثیر میگذارند.
درد کلمه ای است که برای انواع مختلفی از تجربه استفاده می شود و نه تنها به احساس درد، بلکه به چگونگی تاثیر آن بر ما نیز اشاره دارد. بر اساس تعریف انجمن بین المللی درد (IASP): ” درد یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با یک آسیب بافتی فعال یا بالقوه می باشد یا بدان صورت بیان می گردد”
بطور کلی درد به دو دسته عمده تقسیم بندی می شود: دردهای حاد و دردهای مزمن
درد حاد به دردهایی گفته می شوند که در اثر آسیب به بافتهای بدن و فعال شدن گیرنده های حس درد در محل ضایعه بافتی ایجاد می گردند.
درد مزمن به انحاء متفاوتی تعریف شده است. درد مزمن به دردهایی اطلاق می شود که بیش از یک ماه نسبت به دوره کلی یک بیماری حاد با یک زمان منطقی برای بهبود یک عارضه ادامه داشته باشد(وال۱ ۱۹۸۴).

  1. Wall

وال در تعریف درد مزمن می گوید که چنین دردهایی در واقع ” طولانی شدن ساده یک درد حاد نیستند. استرنباخ۱ نیز اضافه می کند که اگر چه درد حاد به عنوان علامتی از یک بیماری می باشد، ولی دردهای مزمن خود یک بیماری اند که معمولا از نظر فیزیکی، روانی و اجتماعی، مخرب هستند. از مشکلات همراه با درد مزمن می توان به افسردگی اشاره کرد، همچنین بالمر۲ و هیلبرون۳ اذعان دارند که از مشکلات دیگر همراه با درد مزمن اضطراب، عصبانیت و خشم می باشند.
مشکلاتی همچون اختلالات خواب، تحریک پذیری و خستگی، سبب کاهش فعالیت و تحمل درد می شوند که این مسایل خود بر مشکلات بیماران مبتلا به درد مزمن می افزایند. وجود دردهای مزمن غیر بدخیم می تواند سبب تغییر در نقش ها، سطوح ارتباط و فعالیت ها در خانواده و سر کار شود، که ین امر ممکن است سبب احساس فقدان و انزوا گردد. علاوه بر تغییرات خانوادگی و شغلی که برای بیمار اهمیت دارد، ممکن است بیمار برای حفظ و ایجاد رابطه با متخصصین سلامتی نیز با مشکل مواجه باشد. اگر چه متخصصین سلامتی مرتبا در حال تلاش اند که از درد این بیماران بکاهند ولی در تسکین کامل درد آنها ناکام مانده اند که این مسئله برای هر دو طرف نا امید کننده می باشد. بنا براین با توجه به این مسئله که پایان درد در بیماران نامعلوم می باشد و درمان های متعددی که بر روی بیماران انجام می شود با موفقیت کمی همراه است باعث افزایش نگرانی های بیمار می گردد. چنین دردهایی غالبا علت فیزیکی مشخصی ندارند و سبب می شوند که حتی در برخی موارد فرد بیمار، به عنوان شخصی که تمارض می نماید، تصور شود.

  1. Sterenbach
  2. Bulmer
  3. Heilborn

وقتی مشخص می شود که شخصی درد مزمن غیر بدخیم دارد، هدف درمان لزوما متوقف کردن درد نیست بلکه به قول ویلیامز۱، کمک به بیمار برای کنترل و یا کنار آمدن با دردهایش است، این بدین معنا نیست که به آنها بگوییم، کاری بیشتر از این نمیتوانیم انجام دهیم و آنها مجبورند که با آن درد زندگی کنند، بلکه موثرترین درمان برای این گونه بیماران ایجاد تمایل برای رفتن به کلینیکهای چند تخصصی درد است که تمام تجارب دردها در آنجا مورد توجه قرار گرفته و شیوه های درمانی مثل تمرین ها و فعالیت های درجه بندی شده، کاهش دارو درمانی، روش های شناختی و ادراکی و رفتاری بر روی آنان انجام می شود(کروک۲،ریدون۳،بروان۴،۱۹۸۴). البته قابل ذکر است که نباید اولین خط درمانی یعنی کارکرد پزشکان عمومی را در مورد این بیماران نا دیده انگاشت، چون آنها هستند که به خوبی می توانند غربالگری بیماران را در این زمینه انجام داده و بیماران نیازمند به این خدمات را از میان سایر بیماران انتخاب نموده و به مراکز پیشرفته تر در این زمینه ارجاع نمایند، تا بدین ترتیب از هزینه های گزاف بی دلیل بیمارانی که احتیاج به چنین سیستم هایی ندارند کاسته شده و بیماران نیازمند نیز به سهولت به خدمات مورد نیاز دسترسی پیدا کنند.
درد در اساس زندگی روزانه فرد دخیل است پس درمان درد مزمن محتاج مداخله در زندگی روزمره فرد می باشد. دردهای مزمن از این لحاظ باید مورد تامل قرار گیرند که در بسیاری از موارد، علت آنها می تواند سایکولوژیک یا عوامل محیطی باشند و حتی باورها و فرهنگ بیماران نیز بر این مسئله تاثیر گذار است.

  1. Williams
  2. Crook
  3. Rideout
  4. Brown

از آنجاییکه دانش پزشکی در زمینه مکانیزم ایجاد دردهای مزمن هنوز ناکافی است، تشخیص و درمان دردهای مزمن بسیار سخت تر از دردهای حاد خواهد بودهمچنین مطالعات نشان داده اند که بیماران دچار درد مزمن اغلب از یک بیماری تحلیل برنده نیز رنج می برند. در نتیجه وقتی درد مزمن به طور موثر درمان نشود یا بهبود نیابد اثرات معنوی بسیاری بر روی تمام وجوه سلامتی فرد از جمله کیفیت زندگی فرد می گذارد(کروک و همکاران) .
بر خلاف دردهای حاد، دردهای مزمن و مداوم معمولا هیچگونه عملکرد بیولوژیک (هشدار دهنده) ندارند. کیفیت زندگی تقریبا در تمام بیماریها بسیار مهم است زیرا با بیماریزایی و مرگ و میر مرتبط می باشد. درد مزمن از جمله مسائلی است که کیفیت زندگی را به علل گوناگونی تحت تاثیر قرار می دهد و با توجه به اینکه درد مزمن طیف وسیعی از بیماریها شامل بیماریهای روماتولوژیک، سایکولوژیک، ارتوپدیک و … می باشد، بنابراین شمار زیادی از افراد جامعه از درد مزمن رنج می برند که مجبورند هزینه های بسیاری صرف بیماری خود کنند و همچنین ضرر بسیاری را در اثر اختلال در شغل، متحمل می شوند که باعث ایجاد مشکلات سایکولوژیک در این افراد می شود. البته این را هم باید در نظر گرفت که فرهنگ ها نیز تاثیر بسزایی بر روی درد و نحوه ابراز آن دارند در نتیجه کیفیت زندگی افراد به ناچار از این مسئله تاثیر می پذیرد. حتی باورها و اعتقادات مردم عامه نیز عامل تعیین کننده در بیان و حتی پذیرش درمان های پزشکان می باشد به خصوص در این بیماران که به علت روند طولانی درمان و اینکه درمانها به راحتی و به سرعت به نتیجه نمی رسد، این افراد به ابزارهای دیگری همچون خرافه ها متوسل می شوند که نه تنها بهبودی به ارمغان نخواهد آورد بلکه موجب یاس و ناامیدی بیشتر آنها شده و در نتیجه کیفیت زندگی را بیش از پیش در این افراد کاهش می دهد.
درد با بسیاری دیگر از مسایل پزشکی و اختلال عملکرد مرتبط است و علت اصلی مراجعه به مراکز درمانی می باشد. هنگامی که نمی توان درد مزمن را بطور موثر درمان کرد یا بهبود داد، درد مزمن می تواند اثرات مضری بر روی تمام وجوه زندگی فرد داشته باشد.
۲-۳-۲)تاثیر درد بر کیفیت زندگی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد درکیفیت زندگی بیماران مبتلا …

درد مزمن بر ابعاد گوناگون کیفیت زندگی تاثیر می گذارد ، از جمله از لحاظ مشکلات جسمی ایجاد شده در اثر خود بیماری یا اثرات جانبی آن، که ممکن است بیمار را از فعالیتهای فیزیکی همیشگی باز دارد، و یا ابعاد روانی و یا کاهش فعالیتهای بیمار و یا اختلال در شغل و اموری که بیمار به آنها علاقه دارد. و باعث کاهش روابط اجتماعی و روزمره فرد می شود. همچنین بعد اجتماعی زندگی بیماران نیز به دنبال مشکلات فیزیکی یا مسائل روانی ناشی از درد بیمار، تحت تاثیر قرار می گیرد. اثرات فیزیولوژیک درد شامل مشکلات خواب و اشتها، یبوست، افزایش تحریک پذیری، کم شدن میل جنسی، کم شدن فعالیت های سایکوموتور و بالاخره کم شدن تحمل بیمار نسبت به درد می باشد. این عوامل، همراه با کم شدن احتمالی سروتونین و آندورفین ها که در بیماران دچار درد مزمن با آن مواجه هستیم، باعث کم شدن تحمل بیمار نسبت به ساده ترین دردها می گردد. در بسیاری از بیماران دچار درد مزمن شاهد اختلالاتی در رابطه با ر فتارهای مربوط به تغذیه می باشیم. عده ای از آنها دچار کم اشتهایی و لاغری می گردند و عده ای نیز با پرخوری نامتعادل و کم حرکتی، فربه می شوند و این چاقی اغلب برمشکلات قبلی اضافه میگردد..
در بسیاری از این بیماران، این تغییرات رفتاری، ناشی از داروهای زیادی است که توسط پزشکان مختلف تجویز می شود که گاهی به اصرار بیمار و یا اطرافیان وی است. بسیاری از این بیماران تدریجا خود را از تمام فعالیت های اجتماعی جدا نموده و تصور می کنند که مرزهای دنیای ایشان بسیار محدود و کوچک شده است. آنها هر چه بیشتر و بیشتر با درد خود مشغولند و به دنیای اطراف کمتر توجه دارند، دنیای این افراد به خانه، مطب پزشک و داروخانه محدود می گردد در چنین وضعیتی است که درد آنها غیر قابل تحمل تر می شود.
کم شدن فعالیت های جسمی و مصرف زیاد دارو و مراجعات مکررر به پزشکان و هزینه های زیاد و اغلب بدون نتیجه، همگی باعث خستگی عمومی و از کار افتادگی بیمار می گردد و به دنبال این مسایل مشکلات خانوادگی نیز ایجاد می گردد.
تاثیرات روانی درد مزمن تا حد زیادی به عوامل زیر بستگی دارد:
مدت زمانی که درد وجود داشته است
شدت درد
زمانهای تکرار درد
وضعیت روانی فرد
عامل مدت زمان درد بسیار مهم است. دردهای طولانی، مداوم و شدید بر روی روند فکری فرد اثر نموده و تمام ارگانیسم وی را تحت الشعاع قرار می دهند. درد ممکن است مقدمتا در رابطه با عناصر روانشناختی به وجود آید. استمرار درهایی که ریشه ارگانیک دارند، ممکن است نهایتا به صورت پریشانیهای روحی۱ نمایان گردد که خود را به صورت افسردگی، اضطراب، خشم نشان می دهد .

  1. Neurusis

در مطالعه ای که توسط کویک۱،اندرسون۲،اسپنسر۳،هو۴ در سال ۲۰۰۲ انجام شده ۳۷-۷۱% از بیماران دچار افسردگی بوده اند . در مطالعه ای دیگر ریخ و همکاران در سال ۱۹۸۳ انجام دادند، در ۲۵ درصد از افرادی که درد مزمن داشتند افسردگی قابل توجه دیده میشد و در ۶۰ تا ۱۰۰ درصد مبتلایان به درد مزمن علایم افسردگی قابل مشاهده بود. هر چند در تعدادی از بیماران افسردگی ثانویه به درد است ولی بسیاری از ایشان مبتلا به اختلال افسردگی ای هستند که انکار می شود (ریچ و همکاران ،۱۹۸۴) .
یکی از مشکلات شایع اختلال پانیک می باشد که یکی از ناتوان کننده ترین مشکلات به شمار می رود. همچنین در بررسی های متعدد دیگری بین ۳۰-۶۰% مراجعین به درمانگاههای غیر روانپزشکی را دردمندان روانی تشخیص می دهند و حتی تا ۶۴% بیماران بستری در بخشهای داخلی به نحوی از مشکلات روانی در رنج هستند و درصد قابل توجهی از آنها به بیماری روانی با تظاهرات جسمی مبتلا هستند(پارسا ،۱۳۷۴) .
پس دانستن این مطلب که در کشور ما کدامیک از این مسائل بارزتر است می تواند در یافتن راه حلی در این باب کمک کنننده باشد .

  1. Coviec
  2. Anderson
  3. Spencer
  4. Howe

۴-۲)مروری برمطالعات پیشین انجام شده در داخل و خارج از کشور
در تحقیقی که (فرایبرگ۱وهمکاران۲۰۰۵)با هدف بررسی صحت پیش بینی مقیاس تاب آوری برای بزرگسالان RSA بر روی ۴۲زن و۳۸ مبتلا به دردهای مزمن با میانگین سنی ۲۵ انجام دادند.به نتایج زیر رسیدند:۱٫عامل تاب آوری بیشتر بر فشارهای روانی ذهنی تاثیر دارد تا دردهای روانی.۲٫افراد دارای تاب آوری بالا بیشتر به خودشان در برابر ناملایمتیها وفشارهای روانی زندگی کمک میکنند.۳٫تاب آوری میتواند به سازگاری موفقیت امیز با چالشها کمک کند.۴٫تاب آوری باعث تطابق بیشتر و افزایش حفاظت در برابر موقعیتهای فشارزا میشود.
در تحقیقی که ( کارولی و همکاران ۲۰۰۶) برروی ۹۷۵۹ بیمارمبتلا به درد مزمن انجام دادند که ۷۳۵۲ افراد دارای ویژگی تاب آوری و ۲۴۰۷ نفر که تاب آوری داشتند انجام دادند نتایج نشان دادند که بین این دوگروه از افراد ازنظر واکنش به درد و سن، جنس رابطه ی معناداری وجود ندارد و فقط زنهای مسن در هر دو گروه به درد واکنش بیشتری دادند. مقایسه تاب اورها و غیر تاب آورها در مورد مقابله با درد نشان داد که تاب آورها از نظرحفاظت بسیار پایین تر بودند و از نظر سلامت روان ، تداوم کار و وظایف، گفتار درونی مثبت، نادیده گرفتن بسیار بالاتر بودند. درمورد باورها و نگر شها نسبت به درد تاب آورها در کنترل در کنترل درد بسیار قوی تراز غیرتاب آورها بودند اما دراعتقاد به درمان پزشکی، اعتقاد ناتوانی و ترس ناشی از درد ،بسیار پایین تر بودند.در ضمن تفاوتی بین دوگروه از لحاظ دریافت حمایت اجتماعی وجود نداشت اما پاسخ اجتماعی آنان به درد متفاوت بود و غیرتا اورها نسبت به دریافت درمان های جاری بیشتر علاقه داشتند و همچنین آنها ازنظر پیگیری پزشکی خیلی بیشتر از تاب آورها پیگیری دارند.

  1. Freiberg

میر (۱۳۸۷)، در مطالعه ای با هدف تعیین کیفیت زندگی و شیوههای مقابله با استرس در افراد مراقبت کننده مبتلایان به بیماری مالتیپل اسکلروزیس بر روی ۲۰۰ نفر از اعضای خانواده مراقبت کننده از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس و عضوانجمن MS اهواز با استفاده از ۳ پرسشنامه بی نام مورد ارزیابی قرار دادند، که از این تعداد ۱۰۸ نفر مرد و ۹۰ نفر وارد مطالعه شدند، تمامی ابعاد سطح کیفیت زندگی خانواده ها در حد متوسط به دست آمد. به طور کلی سطح کیفیت زندگی مردان به ویژه در بعد روانی بالاتر از زنان بود در تمامی ابعاد ارزیابی شده کیفیت زندگی افراد مراقبت کننده ارتباط همبستگی مستقیم و معناداری با سطح تحصیلات ایشان داشت اکثر زنان و مردان به ترتیب از روش های متوسط و خوب برای مقابله با استرس استفاده کرده بودند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی بهتر در افراد مراقبت کننده دارای سطح تحصیلات بالاتر و مواردی که از شیوه های مقابلهای مناسب استفاده کرده بودند ضرورت حمایتهای اجتماعی و طراحی برنامه های آموزش به خانوادههای مراقبت کننده از مبتلایان به MS خصوصاً در خانوادههای با سطح آگاهی پایین را مشخص میکند .
در تحقیقی که (حسینی، ۱۳۸۸) برروی ۱۰۱مراجعه کننده زن و مرد به انجمن درد ایران که اکثراّ زن و متاهل بودند و تنها ۷/۲۸درصد ازآنها شاغل بودند انجام داد، نتایج پژوهش نشان داد که بین شاغل بودن این زنان باکیفیت زندگیشان رابطه ی معناداری وجود ندارد ولی با شدت درد ارتباط معناداری دارد، مصرف مسکن در میان این بیماران۲/۷۸ بوده و میانگین مدت درد۵۰ ماه بوده است. بین مدت مصرف مسکن و وضعیت تاهل، سطح تحصیلات با کیفیت زندگی رابطه ی معناداری وجود نداشت، ولی بین شدت درد و کیفیت زندگی رابطه ی معناداری وجود داشت.
درتحقیقی که (اقاجانلو,۱۳۸۶ ) برروی ۱۵۰ بیماردیابتی نوع دو مراجعه کننده به مراکزآموزش سینا واقع در شهر تبریز انجام گردید، نتایج نشان دادکه ۶۶/۲۸درصد بیماران دربعد جسمی، ۷/۸۰ درصد در بعد روانی ،۳/۲۱درصد در بعد اجتماعی ازکیفیت زندگی مطلوبی برخوردارند و۸۴ درصد از آنها کیفیت زندگی اختصاصی مطلوبی داشتند. همچنین مشخص شد که عواملی همچون سن، تاهل، میزان درآمد ماهیانه خانواده، وضعیت اشتغال و جنسیت، با کیفیت زندگی بیماران دیابتی رابطه ی معناداری وجود دارد، درحالی که رابطه ی معناداری بین عواملی مانند محل سکونت، سابقه وجود دیابت در خانواده و شکل داروی مصرفی با کیفیت زندگی بیماران دیابتی وجود نداشت.
هاکینگ۱(۱۹۹۵) مطرح کردکه افرادمبتلا به MS به علت ناتوانی و محدودیت های جسمانی خود نمی توانند به سطح بالایی از فعالیت و روابط اجتماعی دست یابند و به همین سبب رضایت کمتری از سطح زندگیشان دارند و ازسلامت روانی کمتری برخوردار هستند و به احتمال بیشتری مستعد افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات روان شناختی هستند(به نقل از بتیس و همکاران،۲۰۰۲).
در سال ۲۰۰۵ با هدف پیش بینی کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان استخوان بر روی ۱۵۷ بیمار بالغ بالای ۱۸ سال، مطالعه ای توسط تون راستن و همکاران انجام گرفت و با در نظر گرفتن فاکتورهای مثل مشکلات جسمی، اجتماعی و مشکلات روانی مثل استرس و افسردگی در این بیماران مورد بررسی قرار گرفت نتایج حاصله نشان داد که علاوه بر فاکتورهای گفته شده استرس و افسردگی مهم ترین عامل های تاثیرگذار در کیفیت زندگی این افراد می باشد.
در پژوهشی که توسط جنسن۲، تامسون۳، هاستد۴،۲۰۰۶ در دانمارک انجام شده است اکثر افراد مورد مطالعه زنان ۴۵ تا ۶۶ سال متاهل بودند. ۵۴% از این افراد حداقل ۵ سال از درد مزمن رنج می برند و اکثر آنها از دردهای نوروپاتیک رنج می برند و محل آن اکثرا کمر می باشد. همچنین در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۲ در همین مرکز انجام شده است نیز اکثر شرکت کنندگان خانم های متاهل بودند که نشان می دهد که زنان در خطر بیشتری نسبت به آقایان از نظر مشکلات جسمی و روحی قرار دارند و با سطح تحصیلات و وضعیت تاهل رابطه آماری معنی داری ندارد و درد سوماتیک در دهه سوم زندگی به بعد در افراد بدون تحصیلات عالیه و بیکار بیشتر دیده می شود.

  1. Howking 3. Thomson
  2. Jensen 4. Hoisted

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تحقیق – تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد درکیفیت زندگی بیماران مبتلا به …

  • Turk
  • Quality Of Life
  • Fallo field
  • Garrall
  • در واقع درد مزمن۱سراسر زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد، چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظهای روانی و اجتماعی، عوامل بسیار زیادی در جنبه های مختلف می توانند از شدت تاثیر درد بر جنبه های مختلف کیفیت زندگی فرد بکاهند. بخصوص عوامل روانشناختی موثر در کاهش تاثیر درد، یکی از این فاکتورهای بسیار تاثیر گذار تاب آوری۲ است. که امروزه به عنوان یک عامل بسیار مهم در مواجه شدن با مشکلات از جمله روبرو شدن با درد و بیماریها در زندگی ایفا میکند.
    تاب آوری اشاره به مفهومی دارد که در آن فرد موفق به سازگاری در مقابل مشکلات و فشارهای روانی زندگی با وجود گرفتاریها و اتفاقهای ناگوار و ناگهانی و بازگشت به شرایط عادی می شود(گارمزی۳، ماستن۴).
    در دو دهه گذشته تلاش روز افزونی برای شناسایی این عامل روانشناختی در حوزه های مختلف روانشناسی، بخصوص روانشناسی تحولی صورت گرفته است. در واقع تاب آوری تنها پایداری در مقابل آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط است. آنها تاب آوری را توانمندی افراد در بر قراری تعادل زیستی _روانی در شرایط خطرناک می دانند. افزون بر این مححققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است .(لوتار۵،سیچتی۶ ،بکر۷،۲۰۰۰) .
    با توجه به مطالب ذکر شده تا به اینجا پژوهش حاضر به منظور تعیین سهم تاب آوری، مدت و شدت درد در کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن انجام میگیرد و پژوهشگر قصد دارد با اجرای پرسشنامه تاب آوری و کیفیت زندگی و اندازه گیری مدت، شدت درد سهم آنها را در پیش بینی کیفیت رندگی افراد مبتلا به درد مزمن در حوزه های مختلف مشخص نماید .

    1. Chronic pain 6. Cichetti
    2. Resilience 7. Becker
    3. Garmezy
    4. Masten
    5. Luthar

    ۲-۱) بیان مسئله
    درد یکی از شکایات شایع ودشوار در مراجعان درمانهای سرپایی است و یکی از دشوارترین و وقت گیرترین شکایات پزشکی به شمار میرود. که اغلب به رهیافت طلبی و جست وجوی یک آسیب عضوی جواب نمیدهد(ورهاک۱، به نقل از نوروزی ۱۳۸۷،).درد در علوم زیستی، پزشکی، روانی و اجتماعی یکی از مقولات بسیار چالش انگیز به شمار میرود و مهم تر ازآن نحوه کنارآمدن با زندگی توام با درد است، همچنین چالشی برای تسکین و کاستن از اثرات مخرب آن بر زندگی فرد است.
    از نظر IASP ۲ درد به معنی یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند همراه با یک آسیب بافتی فعال یا بالقوه است یا بدان صورت بیان می گردد. درد بر زندگی روزانه افراد اثرگذار است، پس شناخت، پیشگیری و درمان آن نیازمند مداخله در زندگی روزمره افراد می باشد. درمان دردهای مزمن ازین لحاظ باید مورد توجه قرار گیرند که در بسیاری از موارد علت آنها می تواند روانشناختی و محیطی باشد و در این بین شناخت علم پزشکی از اثر درد بر سلامت روان افراد به خصوص درد مزمن بسیار ناکافی وکم است، زیرا درد مزمن سرتاسر زندگی فرد را در برمیگیرد و بر ابعاد گوناگون کیفیت زندگی فرد اثر میگذارد .
    کیفیت زندگی مفهومی چند بعدی است که شامل سطح بهینه ای از احساس بهزیستی در زمینهای کارکردهای جسمانی، شناختی، روانی و اجتماعی میباشد.

    1. Verhak
    2. International Association of The Study of Pain

    منظور از این احساس بهزیستی نایل شدن به آهداف فردی است که به وسیله ی شیوه هایی که فی النفسه ارزشمند و توسط فرد برگزیده شده اند و موجب تسهیل در زندگی روزمره میگردند.(کنتروساندرسون۱،۱۹۹۹؛به نقل ویلهایت۲،کلر۳،هودز۴،کادول۵،۲۰۰۳).
    به عنوان مثال درد مزمن باعث ایجاد مشکلات جسمی شده و ممکن است فرد بر اثر خود بیماری یا اثرات جانبی آن ازفعالیت های فیزیکی برای همیشه بازداشته می شود و همچنین باعث اختلال درابعاد روان شناختی، کاهش فعالیتهای بیمار و کیفیت زندگی در رابطه دردهای حاد و مزمن پرداخته شود. بنابراین باید به دنبال شناسایی عواملی باشیم که دردها به خصوص دردهای مزمن و حاد به وسیله آنها برروی کیفیت زندگی افراد تاثیرمی گذارند، که بتوانیم به حداقل رساندن این عوامل، تاثیر مخرب آنها را بر کاهش کیفیت زندگی افراد کاهش دهیم. یکی از مفاهیم بسیار مهم در مجامع علمی امروز که نقش بسیارمهمی در به حداقل رساندن تاثیرات مخرب درد و سایر عوامل تاثیرگذار برکیفیت زندگی دارد مفهوم تاب آوری است. مفهومی که گرچه هنوز درمورد ماهیت آن توافق چندانی صورت نگرفته اما به دلیل اینکه یکی ازشاخصه های سلامت روانی است اهمیت خاصی دارد. مفهوم تاب آوری اشاره دارد به سازگاری موفق در مقابل مشکلات و فشارهای روانی زندگی با وجود گرفتاریها و اتفاق های ناگهانی و ناگوار و برگشتن به شرایط عادی(گرمزی ومستان،۱۹۹۱).در دو دهه ی گذشته تاب آوری در حوزه ی روانشناسی تحولی توجه روز افزون پیدا کرده است. مفهوم تاب آوری در برگیرنده ی دوعامل بسیارمهم است. عامل عملکردی و عامل پویشی، که به عملکرد موثر در وظایف زندگی به وسیله ی یک تعامل پیچیده بین ریسکهای گوناگون و عاملهای محافظتی است.(کارولی۶،رولمن۷،۲۰۰۶).

    1. Sanderson 5.Caldwell
    2. Whilhite 6.Karoly
    3. Keller 7.Ruehlman
    4. Hodges

    کانر۱ دیویدسون۲(۲۰۰۳(معتقد هستند که تاب آوری تنها پایداری در برابر آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط است، آنها تاب آوری را توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی – روانی درشرایط خطر ناک میدانند. افرون بر این محققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پی آمد های مبثت هیجانی، عاطفی و شناختی است (لوتار وهمکاران ۲۰۰۰). با این که تاب آوری بیشتر با مفهوم مقابله و کنارآمدن ارتباط و شباهت دارد. بیشتر باعث گسترش قابل ملاحظه ای در هدف های فردمی شود. تاب آوری نه تنهاعاملهای محافظتی بالقوه مثل سعی در خودآگاهی درمقابل بیماریها و مشکلات را مشخص می کند بلکه شامل ژنتیک، عصب شناسی، فاکتورهای رشدی، میان فردی، معنوی و ویژگیهای شناختی غیر وابسته فشارروانی را هم شامل میشود(مثل هوش).(فریتاس۳،دونی۴،۱۹۹۸؛کورتیس۵ و سیچتی ۶،۲۰۰۳).:
    امروزه تاب آوری به عنوان یک عامل تعدیل کننده مهم در کاهش ناراحتی ها و فشارهای روانی ناشی از دردها
    بخصوص درد مزمن مورد توجه است. در تحقیقی که (فرایبرگ۷،همدا۸،روزنوینگ۹،مارتینسن۱۰،۲۰۰۵)با هدف بررسی صحت پیش بینی مقیاس تاب آوری برای بزرگسالان RSA11 بر روی ۴۲زن و ۳۸ مبتلا به دردهای مزمن با میانگین سنی ۲۵ انجام دادند. به نتایج زیر رسیدند:۱٫ عامل تاب آوری بیشتر بر فشارهای روانی ذهنی تاثیر دارد تا دردهای روانی ۲٫ افراد دارای تاب اوری بالا بیشتر به خودشان در برابر ناملایمتیها و فشارهای روانی زندگی کمک میکنند۳٫ تاب آوری میتواند به سازگاری موفقیت امیز با چالشها کمک کند۴٫ تاب آوری باعث تطابق بیشتر و افزایش حفاظت در برابر موقعیتهای فشارزا میشود.

    1. Conner 7. Freiberg
    2. برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

    دسته بندی علمی – پژوهشی : تعیین سهم تاب آوری، شدت و مدت درد درکیفیت زندگی بیماران مبتلا به …

    نمودار۴-۴)میانگین نمرات طول مدت درد به تفکیک جنس و نوع بیماری …………………………………………….. ۷۱
    نمودار۴-۵)همبستگی بین تاب آوری و کیفیت زندگی …………………………………………………………………………….. ۷۲
    نمودار۴-۶)همبستگی بین شدت درد و کیفیت زندگی …………………………………………………………………………….. ۷۳
    نمودار۴-۷)همبستگی بین مدت بیماری و کیفیت زندگی ……………………………………………………………………….. ۷۴
    نمودار۴-۸)همبستگی بین تاب آوری و شدت درد ……………………………………………………………………………………. ۷۵
    نمودار۴-۹) همبستگی بین تاب آوری و شدت درد…………………………………………………………………………………..۷۶
    نمودار ۴-۱۰) پیش بینی کیفیت زندگی………………………………………………………………………………………………….. ۷۷
    نمودار ۴-۱۱) پیش بینی بعد جسمانی کیفیت زندگی …………………………………………………………………………….۷۹
    نمودار ۴-۱۲) پیش بینی بعد روانی کیفیت زندگی ………………………………………………………………………………..۸۱
    نمودار ۴-۱۳) پیش بینی بعد اجتماعی کیفیت زندگی…………………………………………………………………………….. ۸۳
    جدول ۴-۱) فراوانی نمونه ها بر اساس جنس، سن و تحصیلات ……………………………………………………………… ۶۱
    جدول ۴-۲) فراوانی نمونه ها بر اساس جنس و نوع بیماری ……………………………………………………………………. ۶۲
    جدول ۴-۳) آمار توصیفی مربوط به متغیر های مستقل و وابسته …………………………………………………………… ۶۳
    جدول ۴-۴)میانگین و خطای استاندارد میانگین مربوط به متغیر های مستقل به تفکیک جنس، سن و میزان تحصیلات………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۶۴
    جدول ۴-۵)میانگین و خطای استاندارد میانگین مربوط متغیرهای وابسته به تفکیک جنس، سن و میزان تحصیلات …………………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۶۵
    جدول ۴-۶)میانگین و خطای استاندارد میانگین متغیر های مستقل به تفکیک نوع بیماری ………………… ۶۶
    جدول۴-۷)میانگین و خطای استاندارد میانگین متغیرهای وابسته به تفکیک نوع بیماری ……………………. ۶۷
    جدول۴-۸)ضرایب رگرسیون برای کیفیت زندگی……………………………………………………………………………………… ۷۸
    جدول۴-۹)ضرایب رگرسیون برای بعد جسمانی………………………………………………………………………………………….۸۰
    جدول۴-۱۰)ضرایب رگرسیون برای بعد روانی…………………………………………………………………………………………… ۸۲
    جدول۴-۱۱)ضرایب رگرسیون برای بعد اجتماعی…………………………………………………………………………………….. ۸۴
    جدول۴-۱۲)ضرایب رگرسیون برای بعد محیطی……………………………………………………………………………………… ۸۶
    چکیده
    پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم تاب آوری، شدت درد و مدت درد بر کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن انجام گرفت. این تحقیق از نوع همبستگی بوده و به صورت میدانی و مقطعی انجام شد. جامعه مورد پژوهش را کلیه بیماران مراجعه کننده به مراکز درد در بیمارستان های شهر تهران درسال ۱۳۹۰ تشکیل داده اند، که تعداد ۳۰۰ نفر از این بیماران به عنوان نمونه به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری سطح تاب آوری نمونه ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون و برای اندازه گیری شدت درد از مقیاس ۰ تا ۱۰ استفاده شد، همچنین مدت درد بیماران نیز از آنها پرسیده شد. داده های جمع آوری شده از بیماران بوسیله شاخص های آمار توصیفی، همبستگی و رگرسیون برای بخش استنباطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تاب آوری و شدت درد در سطح معناداری کیفیت زندگی بیماران را پیش بینی میکند، اما مدت درد در هیچ سطحی نتوانست کیفیت زندگی و ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی را در این افراد پیش بینی کند، از طرفی شدت درد رابطه معناداری با ابعاد اجتماعی و محیطی کیفیت زندگی نداشت .نتایج این پژوهش نشان که تاب آوری و شدت درد در مقایسه با مدت درد نقش مهمتری در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن دارند .
    کلید واژه ها : کیفیت زندگی، تاب آوری، شدت درد، مدت درد
    Abstract
    This investigation has been done aimed with anticipation of the effects of resilience, pain intensity and duration on quality of life of patients suffering from chronic pain. The cross-sectional and field research studies have been done using correlation methodology. The study population has been chosen from the whole patients have come from pain centers in Tehran hospitals in the year of 1390, by multistage random sampling. Totally, 300 individuals have been involved in this study. Conner and Davison resilience questionnaire has been used for measurement of resilience. Moreover, pain intensity has been defined by different scales from 0 to 10 and pain duration has been also considered. The obtained data have been statistically analyzed. Consequently, correlation and regression for inferential statistics and some different descriptive variables (mean, median, SEM and….) have been calculated separately. Our results illustrated that resilience and pain intensity but not the pain duration could significantly anticipate the quality of life. However, there is not any significant interaction between the pain intensity and environmental and social domains of quality of life. It can be concluded that resilience and pain intensity are more important factors than the pain duration and demographic variables to predict the quality of life in people suffering from chronic pain.
    Key words: Quality of life, Resilience, Pain intensity, Pain duration
    فصل اول
    کلیات پژوهش
    ۱-۱) مقدمه:
    شاید درد۱، عمومی ترین مشکل جسمانی است که در زندگی با آن مواجه هستیم. هیچکدام از علایم جسمانی دیگر به فراگیری درد نیستند. از ابتدای تاریخ مدون بشر، تلاش برای کنترل درد از اهداف اصلی ادمی بوده است. اما علیرغم این تاریخ طولانی و با وجود پیشرفتهای دانش فیزیولوژی حسی و نیز علم تشریح و زیست شیمی و با وجود ساخت داروهای ضد درد قوی، ابداع روش های نوین پزشکی و جراحی های نوین، رهایی از درد همچنان برای بسیاری از بیماران، امری دور از دسترس باقی مانده است. در واقع درد هنوز هم برای بیمار، خانواده او، مراقبان بهداشتی و کل جامعه، مشکلی اساسی به شمار می آید .
    امروزه، علاوه بر مبنای جسمانی، روانشناختی درد، نقش عوامل روانی_ اجتماعی در درد تاکید بسیار می شود. بنابراین برای اطمینان یافتن از موفقیت های درمانی، عوامل روانی_ اجتماعی مذکور باید در پیوند با عوامل جسمانی و عوامل زمینه ساز روانشناختی مورد ارزیابی ودرمان قرار گیرند. گذشته از این، پژوهش ها نشان میدهند که زمینه های خانوادگی و اجتماعی که درد در انها تداوم می یابد نیز، نقشی اساسی در استمرار ناتوانی ناشی از درد بعهده دارد (گچل۲، ترک ۳ ۲۰۰۲).
    درد به عنوان یک فشار زای بسیار قدرتمند بر کیفیت زندگی۴ افراد در ابعاد مختلف تاثیر می گذارد. کیفیت زندگی مجموعه از اطلاعات ذهنی است که معمولا بیمار در مورد نوع تجارب خود از بیماری، مانند : درد، ضعف و ناتوانی، جنبه های وسیعتری از وضعیت جسمانی، عاطفی، اجتماعی و شغلی بیان می نماید.(فالوفیلد۵، گارال۶، ۲۰۰۲).

    1. Pain
    2. Gatchel
    3. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.