مقاله رایگان درباره خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

شکری، دانشورپور و عسکری(1386)، به بررسی تفاوت های جنسیتی در عملکرد تحصیلی: نقش صفات شخصیت پرداختند. در نمونه ای به تعداد 419 دانشجو انجام شد و نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری اثر اصلی معنادار عامل جنسیت را نشان داد. نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد که اثر مستقیم و اثر کل متغیر برونزای پژوهش( جنسیت) تنها از طریق عامل های وظیفه شناسی و روان رنجوری بر عملکرد تحصیلی معنادار است.
Widget not in any sidebars

ملکی(1385) در پژوهش خود گزارش کردند که پرداختن به اهداف تربیت در برنامه های غیر رسمی نسبت به سایر فعالیت های مساعدتر می باشد. بنابراین سرپرستان و مربیان در طراحی برنامه های فوق برنامه شایسته است تحقق این اهداف را که شامل هدف های جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، دینی، عاطفی و سیاسی است دنبال نمایند.
ترابی(1385) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد.
فضلی خانی و همکاران(1384) در بررسی خود درباره شرکت در برنامه های فوق برنامه گزارش کردند که این گونه فعالیت ها را جزیی از برنامه منظم مدرسه می دانند که در توسعه تجربیات تربیتی دانش آموزان نقش و اهمیت خاصی را ایفا می نماید.
اعرابیان، خداپناهی، حیدری و صدق پور(1383) به بررسی رابطه باورهای خودکارآمدی بر موفقیت تحصیلی 376 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه شهید بهشتی پرداختند، و تحلیل نتایج با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون نشان دادند که باورهای خودکارآمدی با موفقیت تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری ندارد، همچنین باورهای خودکارآمدی با توجه به جنسیت و گروه های تحصیلی معنادار نیست.
اثنی عشرکهنوجی(1383) به بررسی رابطه خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر و پسر شهرستان رفسنجان پرداخت، و در نتایج خود بیان داشت که بین خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی، رابطه معنی داری وجود دارد و بین خودکارآمدی و جنسیت رابطه معناداری وجود ندارد.
امیرتاش(1383) در بررسی فوق برنامه و اوقات فراغت، با تاکید برفعالیت های ورزشی در دانشگاه تربیت معلم تهران از دیدگاه مدیرن، اعضای هیأت علمی و کارکنان آن پرداخته بود و نتایج آن حاکی از این است که بیش از 90 درصد آزمودنی ها، این گونه فعالیت ها را برای سلامتی جسم و روان، همچنین ارتقای روحیه همکاری در محیط کار خیلی ضروری یا ضروری می دانند.
استوار( 1380) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که شرکت در فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر ندارد.

2-3-2. تحقیقات خارجی:
یازیسی، سییاز و آلتون (2011) در پژوهش خود به پیش بینی خودکارآمدی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی پرداخته بودند. آن ها در نتایج خود بیان داشتد که جنس و خودکارآمدی می تواند پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند. همچنین پیشرفت تحصیلی دختران بیشتر از پسران است.
چانگ و سالومون (2010) در پژوهش به بررسی رابطه بین خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی پرداختند و تحلیل نتایج نشان داد که، خودکارآمدی رابطه مثبت و معنی داری با پیشرفت تحصیلی دارد.
لی لیان (2010) در پژوهش نقش انگیزش، خودکارآمدی، و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را نسبت به درس آمار و روش تحقیق مورد بررسی قرار داد، و نتایج پژوهش نشان داد که نگرش و خودکارآمدی به طور قابل توجهی می توانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کنند.
کارول و همکاران(2009) در پژوهش خود خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی را در دانش آموزان دبیرستانی استرالیا مورد بررسی قرار دادند، و نتایج آنها حاکی از این بود که، خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی اثرمثبت و معناداری دارد. همچنین در مدل نهایی ارتباط بین آرمان های عامی و پیشرفت تحصیلی معنی داری نبوده است.
دانیل ریز (2008)، به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی پرداختند همچنین به این نکته اشاره نمودند که شرکت در فوق برنامه های ورزشی و دیگر فوق برنامه ها از قبیل عضویت در گروه های دانش آموزان موجب افزایش توانایی ها و بهبود نوجوانان در نتیجه کاهش بزه کاری می شود.
سینپ (2008) در بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه عنوان می کند، که شرکت در فعالیت های فوق برنامه موجب کاهش فساد و پرشدن اوقات فرلغت آنها می شود، و جوانانی کهدر فعالیت های فوق برنامه مشارکت دارند کمتر سراغ بزهکاری، نوشیدن مشروبات الکلی، مصرف موادمخدر می روند. فعالیت های فوق برنامه علاوه بر تاثیر بر پیشرفت تحصیلی، افزایش اعتماد به نفس، مهارت های اجتماعی و رفتاری بر سلامت دانش آموزان نیز مؤثر هستند.
کلیپ ( 2007) در زمینه تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مطالعه ای انجام داد. محصلین را باید به شرکت در فوق برنامه ها تشویق کرد. فعالیت هایی مثل فعالیت های خارج از کلاس که موقعیت به تجربه در آوردن دانش کسب شده در کلاس را برای آنها فراهم می کند؛ تاثیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی دارد.
کوهن (2007) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که، شرکت در فوق برنامه ورزشی موجب کاهش رفتارهای مخاطره آمیز می شود. مدارس فوق برنامه های ورزشی بیشتری دارند دانش آموزان شان کمتر رفتارهای مخاطره آمیز جنسی از خود نشان می دهند.
وایت (2007) در پژوهش خود در مورد تاثیر فعالیت های فوق برنامه، به این نتیجه رسید که وضعیت اقتصادی بر شرکت دانش آموزان در فوق برنامه ها موثر است. دختران بیش از پسران در فوق برنامه ها شرکت می کنند.
مارینا (2006) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد.
بیسکر (2006) به بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی می پردازد. و در پژوهش خود به این نتیجه می رسد که فعالیت های فوق برنامه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد.
گاسیل و مورفی (2004) در پژوهش خود به تاثیر خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی پرداختند و آن ها در نتایج خود بیان داشتند، که خودکارآمدی پیشرفت تحصیلی را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین بین دختران و پسران در مؤلفه های خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود ندارد.
شانک و پاجارس (2002) در پژوهش خود نقش جنسیت را در خودکارآمدی ریاضی و کامپیوتر دانش آموزان را مورد بررسی قرار دادند، و به این نتیجه رسیدند که خودکارآمدی ادراک شده ریاضی وکامپیوتر در پسران بیشتر از دختران می باشد.

تحقیق درباره کودکان مبتلا به ADHD و نقص توجه و بیش فعالی


Widget not in any sidebars

گزارش‌های میزان بروز ADHD در ایالات متحده از 2 تا 20 درصد دانش آموزان مدارس ابتدایی متغیر است.لذا رقم محتاطانه حدود 3 تا 7 درصد کودکان مدارس ابتدایی در سنین پیش از بلوغ است.در بریتانیای کبیر این رقم پایین تر و حدود 1 درصد است.ADHD در پسرها شایع تر از دختر‌ها و با نسبتی 2 بر 1 تا 9 بر 1 می‌باشد.این اختلال در پسر بچه‌های اول خانواده شایع تر است.خواهران وبرادران افراد مبتلا به ADHD با احتمال بیشتر ابتلا به این اختلال و اختلالات دیگری نظیر اختلالات رفتاری و مخرب، اختلالات اضطرابی و اختلالات افسردگی روبرو هستند، در خواهر و برادرهای کودکان ADHD همچنین احتمال بیشتری وجود دارد که در آزمون‌های پیشرفت تحصیلی نمرات پایین آورده اند وشواهدی از شکست‌های تحصیلی نشان دهند.والدین کودکان مبتلا به ADHD میزان بالاتری از‌هایپرکینزی، جامعه ستیزی، الکلیسم وهیستری نشان می‌دهند.
هر چند شروع اختلال در حدود 3 سالگی است ولی تشخیص معمولاً تا زمانی که بچه وارد مدرسه ابتدایی نشده و آموزش رسمی الگوهای رفتاری سازمان یافته، از جمله میزان توجه و تمرکز متناسب از نظر رشد را ایجاب نکرده است داده نمی‌شود[47].
1-7-14-2- سبب شناسی
علل اختلال کمبود توجه/بیش فعالی معلوم نیست.اکثر کودکان مبتلا به ADHD شواهدی از آسیب آشکار ساختمانی در دستگاه اعصاب مرکزی را نشان نمی‌دهند.بر عکس، اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات مغزی دچار نقص توجه و بیش فعالی نمی‌شوند. علیرغم فقدان اساس عصبی فیزیولوژیکی و عصبی شیمیایی خاص برای این اختلال، رابطه‌ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگری که بر عملکرد مغز تاثیر می‌گذارند، نظیر اختلالات یادگیری، وجود دارد.
عواملی که برای ADHD مطرح شده اند عبارتند از:مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زودرسی و صدمه مکانیکی قبل از تولد به دستگاه عصبی جنین.
افزودنی‌های خوراکی، رنگ‌ها، مواد نگهدارنده، وقند نیز به عنوان عوامل احتمالی رفتار بیش فعال مطرح شده اند.اما شواهد علمی سببیت این عوامل را در اختلال بیش فعالی/کمبود توجه تایید نکرده‌اند[48].
1-7-14-3- عوامل ژنتیک
همگامی بالا در دو قلوهای یک تخمکی نسبت به دو قلوهای دو تخمکی از جمله شواهدی است که نشان می‌دهد اختلال نقص توجه و بیش فعالی ممکن است پایه ژنتیکی داشته باشد.
همچنین هم شیر‌های کودکان بیش فعال دو بار بیشر از جمعیت کل در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند.یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمدتا بیش فعالی و دیگران عمدتاً بی توجهی از خود نشان دهند.
در والدین تنی کودکان مبتلا به این اختلال خطر ابتلا به ADHD بیشتر از پدر خوانده و مادر خوانده‌های این کودکان است.وقتی ADHD در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضد اجتماعی در پدر ومادر او شایع تر از جمعیت کلی است[49].
1-7-14-4- عوامل مربوط به رشد
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد سپتامبر ماهی است که اوج میزان تولد بچه‌های مبتلا به ADHD، توام با اختلالات یادگیری یا بدون آن است.مفهوم ضمنی آن این است که رویارویی مادر با عفونت‌های فصل زمستان در سه ماهه اول حاملگی ممکن است در بروز برخی نشانه‌های ADHD در بعضی از کودکان مستعد نقش داشته باشد[48].
1-7-14-5- آسیب مغزی
از قدیم تصور می‌شد که برخی از کودکان مبتلا به ADHD ضمن دوره جنینی یا پری ناتال متحمل آسیب جزئی و نامحسوس مغزی شده اند.آسیب مغزی ممکن است حاصل عوامل سمی متابولیک، مکانیکی یا سایر عوامل مثل گردش خون نامساعد یا استرس و صدمات فیزیکی مغزی در اوایل دوران شیر خوارگی ناشی از عفونت، التهاب، یا ضربه باشند.این آسیب مغزی جزئی، نا محسوس و ساب کلینیکال ممکن است مسئول پیدایش اختلالات یادگیری ADHD بوده باشد.نشانه‌های عصبی غیر موضعی در این کودکان شایع است.
عوامل عصبی شیمیایی:نوروترانسمیترهای زیادی به علائم ADHD ربط داده شده اند ، از مطالعه بر روی حیوانات به خوبی معلوم شده است که لوکوس سرولئوس که عمدتاً از نورون‌های نور آدرنرژیک ساخته شده، نقش عمده‌ای در توجه دارد.سیستم نور آدرنرژیک متشکل از سیستم مرکزی(که در لوکوس سرولئوس واقع است)و سیستم سمپاتیک محیطی می‌باشد.سیستم نورآدرنرژیک محیطی ممکن است اهمیت بیشتری در بروز ADHD داشته باشد.به این ترتیب، اختلال کارکرد در اپی نفرین محیطی، که موجب تجمع محیطی هورمون می‌گردد، احتمالا می‌تواند به سیستم مرکزی پسخوراند پیدا کرده و لوکوس سرولئوس را برای سطح پایین تری تنظیم کند.فرضیه‌های مربوط به وفور شیمیایی این اختلال از تاثیر مثبت بسیاری از داروها بر روی این اختلال نشات گرفته شده اند.
داروهایی که بیش از همه در درمان ADHDمورد استفاده قرار گرفته اند، یعنی محرک‌ها، هم بر دوپامین موثرند هم بر نوراپی نفرین، و موجب مطرح شدن فرضیه‌های ناقلین عصبی شده اند که بر طبق آن‌ها اختلال احتمالی در سیستم‌های آدرنرژیک و دوپامینرژیک در کار است.محرک‌ها از طریق تسهیل آزادسازی کاتکول آمین‌ها و مهار کردن جذب آن‌ها موجب بالا رفتن سطح آن‌ها می‌گردند.محرک‌ها و بعضی از داروهای سه حلقه‌ای مثل دزی پرامین مقدار 3-متوکسی-4-هیدروکسی فنیل گلیکول را که متابولیت نوراپی نفرین است را در ادرار کاهش می‌دهند.کلونیدین، یک آگونیست نوراپی نفرین است که در درمان بیش فعالی موثر بوده است.داروهای دیگری که موجب کا
هش بیش فعالی شده اند عبارتند از:داروهای سه حلقه‌ای و مهار کننده‌های مونوآمین اکسیداز.در مجموعه، شواهد قاطعی وجود ندارد که نشان دهد ناقل عصبی واحدی در پیدایش ADHD دخیل است، اما ناقل‌های عصبی بسیاری ممکن است در این فرآیند درگیر بوده باشند [50].
1-7-14-6- عوامل عصبی فیزیولوژیک
مغز انسان بطورطبیعی در چندین مرحله رشد سریع و ناگهانی پیدا می‌کند : 3 تا 10 ماهگی، 2 تا 4 سالگی ، 6 تا 8 سالگی، 10تا 12 سالگی و 14 تا 16 سالگی. در برخی کودکان این مراحل رشد با تاخیر صورت می‌گیرد و موجب بروز نشانه‌های ADHD می‌شود که موقتی بوده که تا 5 سالگی به حالت طبیعی در می‌آید ، یک فرضیه فیزیولوژیکی وجود انواعی از الگوی اختصاصی ، غیر طبیعی و نا منظم الکترو انسفالوگرافی است که مشخصه بچه‌های کوچک است. در بعضی از موارد یافته‌های EEG با گذشت زمان طبیعی می‌شود. مطالعه‌ای کمی که اخیراً روی الکتروانسفالوگرام‌های کمی درکودکان مبتلا به ADHD ، کودکان مبتلا به مسائل توجهی نامتمایز و برخی گروه کنترل انجام شده ، نشان داد که هر دو گروه مبتلا به مسائل توجهی درصد نسبی نوار بتا افزایش و تون نادر دامنه‌های P3000 افزایش یافته است. افزایش درصد باند بتا یا کاهش درصد باند دلتا با افزایش میزان بر انگیختگی رابطه دارد.
اسکن‌های توموگرافیک کامپیوتری مغزی در کودکان مبتلا به ADHD یافته‌های ثابتی را نشان نمی‌دهد. مطالعاتی که با استفاده از توموگرافی نشر پوزیترون انجام شده است نشانگر کاهش جریان خون مغزی و میزان متابولیسم در نواحی لوب پیشانی کودکان مبتلا به ADHD در مقایسه با گروه شاهد بوده است. اسکن‌های PET نیز نشان داده اند که دختران نوجوان مبتلا به اختلال کاهش کلی متابولیسم گلوکز در مقایسه با شاهدان دختر و پسر مبتلا به این اختلال دارند.
یک نظریه این است که لوب پیشانی در کودکان مبتلا به ADHD بطور کافی مکانیزم مهاری خود را بر ساختمانهای پایین تر اعمال نکرده و موجب مهار گسستگی می‌گردند [50].
1-7-14-7- عوامل روانی – اجتماعی