علمی : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۷

در تقسیم بندی دیگر روش های قیمت گذاری را می توان به دو صورت روش های مستقیم و غیرمستقیم نام گذاری کرد. از روش های غیر مستقیم می توان به روش قیمت گذاری کیفی (روش هدانیک[۲۹]) و از روش های مستقیم می توان به روش های مربوط به تابع تولید یا تابع هزینه اشاره کرد.
۲-۷-۲-۱- روش قیمت گذاری هدانیک
روش قیمت گذاری هدانیک از قیمت یک کالا برای ارزش گذاری ویژگی های آن کالا، که در بازار به شکل رسمی معامله نمی شود، استفاده می کند. این تکنیک برای برآورد ارزش مکان های تفریحی و گردش گری، کیفیت آب و هوا و مانند آن ها استفاده می شود (باتیسک[۳۰]، ۲۰۰۷). این روش بر پایه ی ارتباط میان قیمت مشاهده شده ی کالاهای مختلف و تعدادی از ویژگی های و صفات مرتبط با این کالاهای تولید شده پایه ریزی شده است. این مدل بیان می کند که می توان کالا را بر اساس مطلوبیت حاصل از ویژگی هایش قیمت گذاری نمود. ضرایب هدانیک، قیمت های ضمنی ویژگی های کالا است. به تعبیر دیگر این قیمت ها میزان اهمیت ویژگی های موجود در کالاها را نشان می دهد.
مدل هدانیک برای قیمت، از تئوری مصرف لانکستر[۳۱] در سال ۱۹۶۶ و رزن[۳۲] در سال ۱۹۷۴ به دست آمده است و نشان می دهد که یک کالا مجموعه ای از تعداد زیاد ویژگی های مختلف است که این ویژگی ها، در ترکیب با هم، بر مطلوبیت مصرف کننده تاثیر گذار است (چین[۳۳]، ۲۰۰۳). حال اگر دو کالا ویژگی های یکسانی داشته باشند، قیمت های یکسانی نیز خواهند داشت. اگر مقدار یکی از ویژگی ها، در یکی از این کالا افزایش یابد قیمت پرداختی هم برای این کالا افزایش می یابد.
حال به دلیل محدودیت هایی که در تعیین ارزش بازاری کالاهایی مثل زمین و آب وجود دارد، از روش هدانیک برای تعیین ارزش زمین های کشاورزی آبی و دیم استفاده می شود تا بتوانیم به شکل نامستقیم قیمت آب را از قیمت زمین استخراج کنیم. این روش بیان می کند که دست کم قیمتی که فروشنده (عرضه کننده) حاضر است در قبال فروش یا اجاره زمین و آب خود دریافت کند چقدر است.
۲-۷-۲-۲- روش مستقیم
استفاده از روش تابع تولید یا تابع هزینه نیز در این دستهبندی قرار میگیرد. در این روش ابتدا به حداکثر سازی تابع سود با توجه به قید هزینه و یا حداقل سازی تابع هزینه با توجه به قید تابع تولید پرداخته می شود تا تابع تقاضای نهاده استخراج شود سپس با توجه به تابع تقاضای نهاده و معیار ارزش تولید نهایی نهاده ارزش اقتصادی نهاده تعیین می شود. روش مستقیم برای قیمت گذاری آب همان روش پارامتری است که در بالا به تفصیل توضیح داده شده است.
۲-۷-۳- روش های تجربی قیمت گذاری آب در ایران
یکی از چالش های مهم در مدیریت منابع آب کشاورزی نحوه تعیین و دریافت آب بها از مصرف کنندگان (بهره برداران و تولید کنندگان محصولات کشاورزی) می باشد. شیوه های مختلفی برای این کار وجود دارد که بسته به شرایط و محدودیت های هر منطقه، روش های آبیاری و ابزار و تاسیسات کنترل کننده و اندازه گیری مقدار آب تحویلی از آن ها استفاده می شود. در این قسمت به تشریح برخی از معمول ترین این شیوه ها که در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گرفته و در تحقیقات و مطالعات مربوط به قیمت گذاری آب چه در داخل کشور و چه در خارج به آن ها اشاره شده است، پرداخته می شود. شیوه های اخذ آب بها در دو روش کلی حجمی و غیر حجمی تقسیم بندی می شوند.
۲-۷-۳-۱- روش های حجمی
۲-۷-۳-۱-۱- روش حجمی تک نرخی
در این روش اخذ آب بها در قبال تحویل حجمی آب صورت می گیرد. برای اعمال این روش می بایستی حجم آب مصرف شده توسط کشاورز برآورد گردد. این کار نیز نیازمند به کار گیری امکانات و تجهیزات اندازه گیری دقیق حجم آب و محاسبه ی دقیق هزینه های تولید و انتقال آب می باشد. در این حالت نیاز به یک مرکز قوی کنترل کننده وجود دارد که مقادیر تحویلی و مصرف شده را کنترل کند و بر اساس آن آب بها را دریافت کند. در کشور ما سازمان آب نقش این مرکز را ایفا می کند. هر چند این روش مناسب ترین روش اخذ آب بها می باشد ولیکن هزینه ی بسیار زیاد نصب دستگاه های اندازه گیری و امکان تخریب و دستکاری در آن ها به خصوص در شبکه های روباز از مشکلات اجرای این روش می باشد. البته در مناطقی که نیروی انسانی فراوان و ارزان است، می توان از دستگاه های ساده تر که نیاز به قرائت مستمر دارد، استفاده کرد و با استخدام یک نفر برای هر چند تا دستگاه مشکل را تا حدی برطرف ساخت. ایجاد تشکل های محلی و کارامد آب بران و سپردن این مسئولیت به آنان از راهکارهای نوین و مناسب در این زمینه محسوب می شود.
در این روش اگر جریان آب به دلایلی ثابت باشد با اندازه گیری زمان جربان آب می توان حجم آب مصرف شده را تعیین کرد. در این حالت اطلاعات کمتری مورد نیاز است و می تواند در پروژه های آبیاری کوچک با تعداد استفاده کنندگان کمتر هر روز مورد استفاده قرار گیرد. اگر حجم آب تحویلی از طریق منبع آب هر ساعت رو به کاهش باشد، آن گاه قیمت موثر هر واحد آب به طور نسبی افزایش می یابد. مثال هایی از این نوع روش دریافت را می توان در ماهاراشترا[۳۴] (هندوستان)، مراکش، اسپانیا و کلمبیا نام برد (استر و همکاران، ۱۹۹۷).
۲-۷-۳-۱-۲- روش حجمی دو نرخی[۳۵] (چند نرخی)
تقاضا برای آب در تمام فصول سال یکسان نیست. از این رو تعیین قیمت یکنواخت برای تمام فصول منطق اقتصادی ندارد. در این گونه موارد روش حجمی دو نرخی به جای روش یک نرخی به کار می رود. در روش چند نرخی، نرخ های آب در مواقعی که حجم آب کشاورزی مصرف شده از یک آستانه تجاوز نماید، تغییر می کند. در این روش علاوه بر اخذ آب بها آب بر اساس حجم مصرف شده و به منظور پوشش هزینه های ثابت سرمایه گذاری در بلند مدت مبلغ ثابتی نیز سالانه از هر بهره بردار به صورت حق اشتراک[۳۶] دریافت می شود (لوفنت و تیلور، ۱۹۹۴). در کشورهای ترکیه . اسپانیا این روش قیمت گذاری آب مورد استفاده می باشد (محمدی نژاد، ۱۳۸۰).
۲-۷-۳-۲- روش های دریافت غیر حجمی
در مواردی که دریافت آب بها بر اساس روش های حجمی با مشکل مواجه است از روش های غیر حجمی[۳۷] برای این کار بهره می گیرند. مجموعه ای از روش های دریافت آب بها در این گروه قرار دارند که شامل موارد ذیل می باشد: دریافت آب بها بر حسب درصدی از محصول تولیدی[۳۸]، دریافت بر اساس سطح زیر کشت[۳۹]، دریافت بر حسب مصرف سایر نهاده ها و دریافت بر اساس حق مرغوبیت اشاره کرد.
۲-۷-۳-۲-۱- اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید
در این روش آب بهای آب به صورت کالایی (محصول تولید شده) به دو شکل ثابت یا درصدی تعیین و دریافت می شود:
کشاورزان ملزم به پرداخت مقدار ثابتی از تولید در واحد سطح می باشند. مثلا کشاورزان متعهد می شوند ۱۰ کیلوگرم شلتوک به ازای هر هکتار سطح زیر کشت برنج که از آب استفاده می کنند پرداخت نمایند.
کشاورزان ملزم به پرداخت درصدی از کل محصول تولیدی می باشند. مثلا ۶درصد از کل تولید شلتوک را در مقابل مصرف آب در تولید برنج می پردازند.
دریافت آب بها بر اساس روش اول می تواند موجب دقت بیشتر در مصرف بهینه ی آب و سایر نهاده ها شود، زیرا اگر به دلیل سوء مدیریت و کم توجهی در مصرف مناسب نهاده ها و از جمله آب تولید کاهش یابد، کشاورز همچنان موظف به تحویل مقدار معین محصول به عنوان بهای آب خواهد بود و از این بابت هزینه ی مضاعفی را تحمل خواهد کرد. برعکس، اگر تلاش کند با اعمال مدیریت بهتر تولید را افزایش دهد، در واقع سهم هزینه ی آب از قیمت تمام شده کاسته و سود خود را افزایش خواهد داد. به علاوه، در این حالت کشاورز از مصرف آب در تولید محصولاتی که خطر کاهش تولید آن ها به دلایل غیر مدیریتی از جمله مناسب نبودن شرایط آب و هوایی و در نتیجه مناسب نبودن محصول برای کشت در آن مکان وجود دارد خودداری خواهر کرد که این امر موجب مصرف بهینه آب با هدایت غیر مستقیم الگوی کشت به سمت الگوی مناسب خواهد شد. علاوه بر این، در استفاده از این روش نیازی نیست که همه ساله برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا بر اساس آن سهمیه فروشنده آب مشخص گردد. لذا، از این بابت هم هزینه کمتری بر عرضه کننده آب تحمیل می شود. بنابراین از دیدگاه مدیریت منابع آب و از جهت هزینه جمع آوری اطلاعات این روش، یک شیوه ی کارآمدتری محسوب می شود. به علاوه، در این روش خطر مخاطرات اخلاقی[۴۰] که در اغلب قراردادهای دو جانبه به وقوع می پیوندد با تعیین مقدار ثابت از محصول به عنوان آب بها از بین می رود.
در حالی که روش اول دارای مزایایی از دیدگاه مدیریت منابع آب است، لیکن استفاده از روش دریافت آب بها به صورت درصدی از کل محصول (روش دوم) برای تولید کنندگان مناسب تر است. زیرا، در این روش در سال هایی که میزان تولید کمتر است کشاورزان هم بهای کمتری پرداخت می کنند و بر عکس ، در سال هایی که تولید زیاد است، هزینه ی بیشتری در قالب تحویل محصول بیشتر را نیز می پردازند. بدین ترتیب مبلغ آب بها بر حسب مقدار تولید تعدیل شده و از این بابت فشاری بر کشاورزان وارد نمی شود و فروشنده آب هم در افزایش و کاهش تولید سهیم می گردد. علاوه بر این، این شیوه زمینه را برای تعیین آب بها بر مبنای ارزش تولید نهایی در مصرف هر یک از محصولات فراهم می نماید. به عبارت دیگر، با توجه به این که ارزش آب بر حسب درصدی از مقدار محصول تولید شده و به تفکیک هر محصول محاسبه می شود لذا، چنان چه در تعیین درصد محصول به عنوان آب بها، ارزش تولید نهایی آب مبنا قرار گیرد این روش بر اصول اقتصادی تعیین بهای آب نیز منطبق خواهد بود. اشکال این روش این است که کشاورز بهای مضاعفی برای سوء مدیریت خود در مصرف‌آب و سایر نهاده ها نمی پردازد. علاوه بر این، همه ساله می بایست برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا سهم عرضه کننده آب معلوم شود. در همین جاست که خطر بروز مخاطرات اخلاقی نیز وجود دارد. البته یک اشکال کلی در هر دو مورد وجود دارد و آن اینست که چون به طور مستقیم و روشن قیمتی برای هر مترمکعب آب تعیین نمی شود که علامتی برای کشاورز در میزان مصرف آب باشد، ممکن است آب کشاورزی جایگزین مصرف سایر نهاده های تولیدی شده و به تخصیص غیر بهینه آن منجر شود.
به طور کلی، روش اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید در مناطقی که اندازه گیری حجم آب مصرفی غیر ممکن و یا پرهزینه است، روشی مناسب است. البته با توجه به توضیحاتی که گذشت، برای استفاده از این روش داشتن اطلاعات درست در مورد محصولاتی که از آب استفاده می کنند ضروری است. به علاوه، همه ساله می بایست سهم فروشنده آب از محصول تولیدی جمع آوری شود که کاری هزینه بر می باشد. در مواردی که تعدد محصولات کشت شده در منطقه تحت پوشش منبع آب است و اطلاعات مربوط به محصول برداشت شده به راحتی قابل دسترس است استفاده از این روش مناسب است و موجب صرفه جویی در هزینه های مبادله[۴۱] می شود.
۲-۷-۳-۲-۲- اخذ آب بها بر اساس سطح زیر کشت
در این روش کشاورزان مبلغ ثابتی را برای هر هکتار زمین زیر کشت، به ازای حجم مشخص آب تحویلی توسط سازمان توزیع کننده آب می پردازند. به عبارت دیگر ارزش آب مصرفی بر حسب سطح زیر کشت معادل سازی می شود و مطابق آن کشاورزان آب بها را بر حسب سطح زیر کشت می پردازند. در این مورد حقابه های دریافتی با توجه به نوع محصول آبی کشت شده، روش آبیاری، فصل رشد گیاه و عوامل دیگر تعیین می شود. این روش با در اختیار داشتن اطلاعات مربوط به اندازه ی مزرعه و سطح زیر کشت هر محصول (در حالت تفاوت در حقابه های محصولات مختلف) به سهولت و با هزینه ی کم و بدون نیاز به اندازه گیری حجم مصرفی قابل اجرا است و سازمان توزیع کننده آب می تواند با اعمال حقابه های متفاوت برای محصولات مختلف، کشاورزان را به تغییر الگوی کشت به سوی کشت محصولات معین (مثلاً مقاوم در برابر خشکی) و ایجاد انگیزه لازم برای کشت محصولات به صورت دیم در صورت امکان پذیر بودن آن و در نتیجه کاهش تقاضا برای آب کشاورزی ترغیب نماید.
در این روش چون هزینه ی ثابتی بر اساس سطح زیر کشت اخذ می شود، لذا ممکن است توجهی به میزان آب مصرفی نشده و در نتیجه موجبات تلفات زیاد آب و کاهش بازدهی آبیاری شود.
۲-۷-۳-۲-۳- قیمت گذاری بر اساس حق مرغوبیت[۴۲]
این روش یک رهیافت کیفی در قیمت گذاری آب آبیاری می باشد. در این روش برآوردی از ارزش ضمنی آب آبیاری بر اساس افزایش ارزش زمین به خاطر وجود آب به دست می آید و معادل آن به عنوان ارزش آب یا آب بها منظور می گردد. در این روش تفاوت ارزش و یا اجاره زمین آبی با زمین دیم در یک منطقه به عنوان برآوردی از ارزش آب که در قیمت و یا اجاره زمین تاثیر می گذارد، به حساب می آید. با تقسیم اختلاف ارزش فوق بر مقدار آب (حق آبه) زمین آبی تقریبی از ارزش هر واحد آب به دست می آید.
از بررسی شیوه های مختلف اخذ آب بها چنین بر می آید که هر کدام از این روش ها در شرایط خاصی قابل استفاده هستند. از میان روش های یاد شده در مواقعی که تاسیسات و امکانات اندازه گیری حجم آب وجود داشته باشد روش تحویل حجمی مناسب تر از بقیه خواهد بود. زیرا در این روش کشاورزان آب تحویلی را بر اساس اولویت به بهترین و با ارزش ترین مورد مصرف آن تخصیص می دهند. بدین ترتیب آب بر اساس بیشترین بازدهی در میان فعالیت های مختلف تخصیص می یابد. کاربرد این روش در شبکه های آبیاری مدرن از جمله شبکه آبیاری مورد مطالعه حاضر که تجهیزات اندازه گیری حجم آب تحویلی وجود دارد، امکان پذیر است. اما در مواقعی که امکان اندازه گیری حجم آب مصرفی وجود ندارد روش اخذ آب بها بر اساس درصدی از محصول تولید شده به شرط آن که ارزش تولید نهایی آب مبنای تعیین درصد محصول به عنوان آب بها باشد و به سهولت دسترسی به اطلاعات تولیدی کشاورزان امکان پذیر باشد مناسب تر می باشد. در این حالت، در صورت نوسان قیمت محصولات میزان آب بها نیز به نسبت قیمت محصول تعدیل می شود. بنابراین، در مواقعی که قیمت گذاری آب بر اساس نوع محصول مورد نظر باشد و همچنین در زمانی که قیمت محصولات نوسان زیادی داشته باشند اخذ آب بها بر حسب درصدی از محصول مناسب تر از بقیه روش های غیر حجمی خواهد بود. از نظر سهولت در دریافت آب ها، روش دریافت بر اساس سطح زیر کشت به صورت ثابت مناسب تر از سایر روش های ذکر شده می باشد.
۲-۸- مبانی نظری تقاضا برای نهاده آب
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و تکنولوژی تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلا یک مزرعه مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های x() و از جمله نهاده آب تولید می کند و فرض کنید برای این واحد تولیدی تکنولوژی تولید در قالب یک تابع تولید به شرح زیر نمایش داده شود:

(۲-۱۷)
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

(۲-۲۰)

در رابطه (۲-۲۰)، قیمت نهاده iام (مثلاً آب) و قیمت نهاده های دیگر و قیمت محصول می باشد. با توجه به رابطه فوق هر گونه تغییر در قیمت سایر نهاده ها نیز منجر به جابجایی منحنی تقاضا برای نهاده آب و در نتیجه تغییر در میزان تقاضا برای این نهاده خواهد شد.
از آن جا که بر اساس نظریه های اقتصادی تولید قیمت نهاده های مصرفی از عوامل موثر برسود و هزینه یک بنگاه تولیدی می باشند، یعنی:

(۲-۲۱)

لذا تغییر در قیمت نهاده ها تغییر در هزینه و سود واحد تولیدی (مزرعه) را نیز به دنبال خواهد داشت. بر همین اساس اثر تغییر در سیاست قیمت گذاری برای یک نهاده خاص تنها به تغییر در تقاضا برای آن نهاده ختم نمی شود بلکه طیف وسیعی از تغییرات اقتصادی را به دنبال می آورد. به علاوه تغییر در تقاضا برای یک نهاده صرفاً تحت تاثیر تغییر در قیمت آن نهاده نیست بلکه تغییر در قیمت محصول، قیمت سایر نهاده ها، میزان تولید و تکنولوژی تولید می تواند منجر به تغییرات قابل ملاحظه در تقاضا برای یک نهاده گردد.
۲-۹- مروری بر مطالعات انجام شده
مطالعات انجام شده در رابطه با قیمت گذاری آب را در دو بخش مطالعات داخلی و خارجی در ذیل آورده شده است.
۲-۹-۱- مطالعات داخلی
شرزه ای و امیر تیموری (۱۳۹۱)، به تعیین ارزش اقتصادی آب های زیر زمینی شهرستان راور در سال زراعی ۸۷-۱۳۸۶ پرداخته اند. به این منظور روش محاسبه ارزش بهره وری نهایی نهاده مورد استفاده قرار گرفته است. به کارگیری این روش نیازمند تخمین تابع تولید محصول است. لذا ابتدا تابع مناسب برای محصول پسته تخمین زده شده و سپس ارزش اقتصادی آب با محاسبه ی ارزش بهره وری نهایی تعیین گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب زیرزمینی از شهرستان راور به طور متوسط ۱۹۸۷۰ ریال می باشد. با توجه به سهم ۴۹ درصدی آب از کل ارزش پسته و کمیاب بودن این نهاده در شهرستان راور لازم است قیمت آن به تدریج به مقدار واقعی خود نزدیک و به ترویج و تشویق کشاورزان به منظور مصرف بهینه آب پرداخته شود.
ابونوری و همکاران (۱۳۹۰)، در مطالعه ای از روش هدانیک برای ارزش اقتصادی آب کشاورزی در شهرستان سبزوار استفاده نموده اند. جامعه آماری در این پژوهش، تمام قطعه زمین های آبی و دیم اجاره شده ی شهرستان سبزوار در سال ۸۸-۸۷ است. قیمت زمین های آبی و دیم منطقه بر مبنای ویژگی ها و خصوصیات کیفی و کمی آن ها و با روش حداقل مربعات معمولی صورت گرفت. پس از تفاوت قیمت زمین های آبی و دیم، قیمت اجاره یک ساله آب برای یک هکتار زمین به دست آمد. نتایج نشان می دهد که بیشترین قیمت برای آب مربوط به زمین های لومی که با آب شیرین و نسبتا شیرین آبیاری می شود است. این قیمت معادل ۲۵۴۱۱۱ و ۲۶۴۱۰۳ تومان برای اجاره یک ساله آب در یک هکتار از این زمین هاست.
شمس الدینی و همکاران (۱۳۸۹)، در پژوهشی با هدف تعیین ارزش اقتصادی آب با استفاده از تحلیل تابع تولید در میان بهره برداران چغندرقند شهرستان مرودشت، به جمع آوری اطلاعات از میان ۵۰ بهره بردار در سال ۱۳۸۵ که با روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای پرداختند. نتایج حاصل از برآورد تابع تولید نشان داد که نهاده های آب، نیروی کار و کود شیمیایی بر تولید اثر مثبت دارند. بر اساس ضرایب حاصل مشخص شد ۱۰ درصد افزایش در میزان استفاده از نیروی کار حدود ۵۸/۱ درصد افزایش در تولید را به دنبال خواهد داشت. این رقم در مورد نهاده های آب و کود شیمیایی به ترتیب ۳ و ۴/۳ درصد به دست آمد. ارزش نهایی هر مترمکعب آب مورد نیاز در تولید چغندرقند برابر ۶/۲۱۱ ریال بر پایه قیمت های سال ۱۳۸۵ به دست آمد. در حالی که به ازای هر مترمکعب آب از تولید کنندگان تنها حدود ۸/۲۶ ریال دریافت می شود. همچنین نتایج تابع تقاضای آب نشان داد قیمت آب بر تقاضای آن اثر معنی داری ندارد اما افزایش قیمت محصول می تواند منجر به افزایش تقاضا برای آب شود.
نجفی و نجفی (۱۳۸۹) طی پژوهشی با استفاده از روش حداکثرسازی سود اقدام به تخمین تابع تقاضای آب در مزارع پرورش ماهی و محاسبه‌ی کشش قیمتی تقاضای آب نمودند. نتایج این مطالعه حاکی از این است که چون کشش قیمتی تقاضا برابر ۲۷/۱- بوده لذا با اطمینان می‌توان گفت که قیمت‌گذاری مناسب و منطقی برای آب سبب کاهش مصرف آب شده و مانع استفاده‌ی بی‌رویه از آن می‌گردد.
زارع پور و شاوردی (۱۳۸۸)، به تعیین ارزش اقتصادی آب در تولید محصولات زراعی استان گلستان پرداختهاند. برای این منظور از روش اقتصادسنجی و برآورد توابع تولید مختلف استفاده شده است. سپس با استناد به معیارهای اقتصاد سنجی از بین فرمهای تابعی بهترین فرم انتخاب گردیده و هزینه انتخاب فرم تابعی نامناسب را نشان دادهاند. نتایج نشان داد که برای محصول گندم آبی تابع تولید ترنسلوگ و برای محصولات سویا آبی و گوجه فرنگی آبی تابع لئونتیف تعمیم یافته به عنوان بهترین فرمهای تابعی شناخته شد و با استفاده از آنها، ارزش اقتصادی آب در تولید این محصولات به ترتیب ۱۶۲۴، ۲۰۸۴ و ۳۲۵۰ ریال بر متر مکعب بدست آمد. همچنین، متوسط وزنی ارزش اقتصادی آب در مصارف کشاورزی استان گلستان ۱۷۹۵ ریال بر متر مکعب است، ضمن اینکه عدم توجه به معیارهای اقتصاد سنجی در محاسبه ارزش اقتصادی آب با استفاده از رویکرد تابع تولید، می تواند نتایج گمراه کنندهای به همراه داشته باشد.
امینیان و همکاران (۱۳۸۸)، در مطالعه ای به برآورد ارزش اقتصادی آب از دیدگاه تولید کننده با استفاده از برآورد تابع تولید در رشته محصول پسته و تعیین ارزش اقتصادی آب از دیدگاه عرضه کننده با استفاده از رهیافت اقتصاد سنجی به روش تعیین هزینه متوسط استحصال در شهرستان دامغان از توابع استان سمنان پرداختند. بدین منظور در سال زراعی ۸۷-۱۳۸۶ از طریق روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای تعداد ۱۹۴ باغدار پسته متناسب با حجم نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تولید محصول و مشخصات فنی چاه از طریق پرسشنامه تهیه گردید. با توجه به معیارها و آزمون های اقتصاد سنجی تابع تولید ترانسلوگ به عنوان تابع برتر شناخته شد. نتایج نشان داد که ارزش اقتصادی آب در پسته به ازای هر مترمکعب معادل ۱۴۲۶ ریال می باشد. این در حالی است که ارزش واقعی آب از دیدگاه عرضه کننده معادل ۳۷/۲۳۳ ریال به دست آمد. ارزش مبادله ای آب نیز به طور متوسط در زمان حداکثر تقاضای آب برابر ۸۷/۷۸۸ ریال می باشد. همچنین نهاده آب در پسته بعد از نهاده نیروی انسانی بالاترین کشش تولید را دارد.
تهامی پور (۱۳۸۴)، به تعیین ارزش اقتصادی آب آبیاری، بررسی حد بهینه استفاده از نهادهها و بررسی اثر تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بر سطح رفاه اجتماعی بهره برداران در تولید پسته شهرستان زرند پرداخته است. برای رسیدن به اهداف یاد شده ابتدا تابع تولید مناسب تخمین زده شده و با استفاده از آن ارزش اقتصادی آب و همچنین بهره وری متوسط و جزئی نهادهها مورد بررسی قرار گرفته و برای تعیین حد اقتصادی مصرف نهادهها از آنها استفاده شده است. در مرحله بعد، به تخمین تابع هزینه و تشکیل تابع سود یا رفاه اجتماعی پرداخته شده است تا اثر تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بر مقدار رفاه اجتماعی تولید کنندگان بررسی گردد. در قسمت دیگری از این مطالعه با استفاده از روش برنامهریزی خطی به تعیین قیمت سایهای آب در بخش کشاورزی پرداخته شده است. پس از اجرای الگوی برنامهریزی برای هر دشت، قیمت سایه ای آب و ترکیب بهینه مصرف آب مشخص گردیده است. در مرحله بعد با استفاده از تابع تقاضای معیاری به تعیین مقدار تقاضای آب در هر دشت پرداخته شده و در نهایت با استفاده از تابع تقاضای خطی تخمین زده شده، جهت تعیین اندازه بهینه بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی در دشتهای مذکور اقدام گردیده است. نتایج قسمت اول نشان داد که ارزش اقتصادی آب در منطقه مورد مطالعه ۸۶/۷۱۹ ریال به ازای هر متر مکعب میباشد. نهادههای آب و نیروی کار کمتر از حد بهینه و نهاده کار ماشینی بیشتر از حد بهینه استفاده میشود و یک متر افزایش در عمق چاه یا کاهش در سطح آبهای زیر زمینی باعث کاسته شدن ۴۳۰۰۱۲ ریال از سود اجتماعی بهره برداران خواهد شد. نتایج قسمت دوم نشان میدهد که متوسط قیمت سایهای برای آب با شوریهای مختلف برای دشت های زرند و سیریز به ترتیب ۴۶۴۵ و ۲۶۱۹ ریال به ازای هر متر مکعب بوده و کشش قیمتی تقاضای آب برای هر کدام از این دشتها به ترتیب ۲۴/۰- و ۴۳/۰- میباشد که نشان میدهد تقاضای آب در دشت سیریز نسبت به دشت زرند کشش پذیرتر است ولی در عین حال برای هر دو دشت تقاضای آب بیکشش میباشد.
محمدی نژاد و همکاران (۱۳۸۰)، در پژوهشی در اراضی زیر سد ساوه، با برآورد تابع تولید محصولات منطقه، ارزش اقتصادی آب را برای هر یک از محصولات غالب کشت شده در محدوده طرح، تعیین نمودند. آن ها حداقل ارزش اقتصادی آب در محل سد برای روستاهای محدوده طرح کشت محصولات گندم، پنبه و جالیز و باغات را به ترتیب ۹/۷۳ ، ۸/۱۲۵، ۷/۱۲۸و ۹/۸۷ ریال محاسبه نمودند. محققین پیشنهاد نمودند که با توجه به شرایط خاص فروش آب سد به بهره برداران، براساس حقابه آنها و امکانات شرکت بهره برداری از‌ آب های سطحی ساوه در اندازه گیری حجمی آب اعمال قیمت به روش منطقه ای می تواند مناسب باشد.
۲-۹-۲- مطالعات خارجی
ادوسومیلی و همکاران[۴۵] (۲۰۱۱)، در مطالعه ای به تخمین تابع تقاضای آب آبیاری در دشت های بلند تگزاس پرداختند. به دلیل حجم کم بارش سالانه در این منطقه (تقریبا ۵/۲۰ اینچ) از آب آبیاری به عنوان مکمل برای بارش استفاده می کنند و این آب از منابع زیرزمینی پمپاژ می شود. ترجیحات آشکار شده تولید کنندگان این منطقه نشان می دهد که تخصیص زمین برای کشت محصولات مختلف به طور تقریبا برابری تحت تاثیر قیمت محصول و آب است. در حالیکه تقاضای آب بیشتر به قیمت آب حساس است تا قیمت محصول. کشش قیمتی آب برای محصول دانه سویا در این تحقیق ۱۰۶/۰- برآورد شد که حاکی از آن است که کشاورزان این منطقه به سیاست افزایش قیمت آب حساسیت کمی دارند.
دیویدسون و هلگرز[۴۶] (۲۰۱۱)، کشش خودی ‌قیمتی تقاضای آب آبیاری را در حوضه‌ی آبریز موسی[۴۷] در هند براورد نمودند. کشش قیمتی ‌خودی برای ۲۵ محصول که آب بیش‌ترین ارزش را داشت معادل ۱/۲- برآورده شد در حالی که مقدار کشش برای ۳۱ محصول دیگر که آب، ارزش کمتری داشت برابر ۴۴/۰- محاسبه شد و به طور کلی مقدار کشش معادل ۶۴/۰ برآورد گردید.
مطالعه‌ی مولن و همکاران[۴۸] (۲۰۰۹)، حاکی از این است که تقاضای آب توسط کشاورزان منطقه‌ی جورجیا[۴۹] در آمریکا به میزان کمی تحت تأثیر قیمت آب آبیاری قرار دارد به گونه‌ای که کشش‌های قیمتی بین ۰۱/۰- و ۱۷/۰- بوده در حالی که حساسیت تقاضای آب نسبت به قیمت محصول بیش‌تر بوده به طوری که میزان کشش بین مقادیر ۵/۰ و ۸۲/۰ بوده است.
مساجورادو و همکاران[۵۰] (۲۰۰۸)، در مطالعه ای به بررسی سیاست ها و بازار آب کشاورزی در منطقه ای در جنوب اسپانیا پرداخته اند و از روشی به نام روش باقیمانده به منظور ارزش گذاری آب کشاورزی در محصولات مختلف برای سال ۲۰۱۵ نسبت به ۲۰۰۵ بهره گرفتند. در این روش، هزینه‌ی استفاده از همه‌ی نهاده‌ها به جز نهاده‌ی آب از بازده ناخالص کسر شده و باقی‌مانده‌ی بازده ناخالص به آب نسبت داده می‌شود.
بریند[۵۱] (۲۰۰۶)، قیمت گذاری آب را به عنوان راه حل نهایی مقابله با بحران آب معرفی میکند. وی به منظور قیمت گذاری آب برای محصولات کشاورزی از رهیافت تابع تولید استفاده کرده است. نتایج نشان میدهد استفاده از روش هزینه ی نهایی برای قیمت گذاری آب، افزایش رفاه، سطح GDP، و سرمایه گذاری و کاهش بیکاری را ممکن می سازد و توزیع آب آشامیدنی رشد می کند؛ در حالیکه استفاده از هزینه ی متوسط برای قیمت گذاری آب که هم اینک در سنگال اجرا می شود، اقتصاد بلند مدت را به سمت بحران هدایت کرده و کاهش تولیدات کشاورزی و کاهش شدید رفاه و افزیش بیکاری را به دنبال خواهد داشت.
لینهارت و همکاران[۵۲] (۲۰۰۴)، بیان می‌کنند که برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب در اغلب کشورها به موضوع بسیار مهمی تبدیل شده است و به عنوان بخشی از این مسأله، براورد دقیق تقاضای آب کشاورزی عاملی ضروری برای مدیریت آب می‌باشد. این محققین در مطالعه‌ی خود، تقاضای آب آبیاری را برای واحدهای شبیه‌سازی انفرادی محاسبه و سپس آن را به سطح منطقه‌ی مورد مطالعه (جنوب غرب فرانسه) تعمیم دادند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.