علمی : برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۳۱

۲-یک مدل جاذبه می تواند برمبنای برآورد مقدار یا برآورد طبیعت و ماهیت جریان تجاری بین دو کشور بکار گرفته شود.منظور از حالت دوم،استفاده از یک شاخص تجارت درون صنعتی بعنوان متغیر وابسته می باشد.
۳- پشتوانه تئوریک قوی این مدل ها اجازه می دهد تا بتوان با استفاده از انعطاف پذیری ساختاری مدل ها،در مواقع بروز مشکلات مربوط به محدودیت یا ضعف آماری بویژه در مورد کشورهای در حال توسعه،شکل ظاهری مدل ها را بصورت متناسبی تغییر داد.
۴- نبایستی فراموش کرد که فرق زیادی بین یک مدل قابل تخمین ، بوسیله اطلاعات و آمار موجود و یک مدل ایده آل ، که بتواند کاملا بر داده ها برازش شود، وجود دارد.لذا در موارد زیادی ممکن است میزان تصریح مدل های برآوردی در حد بالایی نباشد.
۵-با توجه به نوع متغیرهای مورد استفاده،مدل های اقتصاد سنجی از نوع مدل های جاذبه ترجیحا برای برآورد داده های کلان (کل صادرات و…) مناسب تر میباشد.(فتحی ، ۱۳۸۱ ،ص۵۱)
بیکر در سال ۱۹۸۷ بررسی تئوریکی وسیعی در مورد استفاده از مدلهای جاذبه در اقتصاد بین الملل انجام داده است . او ضمن بر شمردن محاسن مدل به دو مشکل اساسی این مدل اشاره می کند.اول اینکه این مدل فاقد پایه های تئوریکی قوی است و تلاش برای ارتباط این مدل تجربی با یک چارچوب تئوریکی مشکوک است.و دوم این که مدلهای جاذبه اثرات جانشینی در تجارت بین الملل را نشان نمی دهد و در نتیجه از اثرات انحراف و ایجاد تجارت چشم می پوشند،به ظوریکه یک برآورد کمی جداگانه از هریک صادرات رقیب یکدیگر هستند و واردات سایر کشورها از یکی از کشورها در واقع می تواند جانشینی برای واردات از کشور رقیب باشد.مدل جاذبه نمی تواند برآورد خوبی از چنین انحرافاتی را ارائه دهد و امکان جانشینی بین جریانات در مدل غایب است و به همین دلیل برآوردهای جریانهای تجاری را با اریب رو به بالا ارائه می دهد.با این حال کلیه منتقدین و استفاده کنندگان از مدل معتقدند که مدل ساده است و همین سادگی نقطه اصلی قوت آن محسوب می شود،زیرا با تعداد محدودی متغیر سر و کار دارد و این کار محاسبه را آسانتر و مسئله داده ها را کنترل پذیرتر می کند.مدلهای جاذبه برآورد های خوبی از جریانهای تجاری بدست می دهند و ابزار مناسبی برای پیش بینی جریانهای تجاری هستند.به ویژه در مواردی که قبلا هیچ رابطه تجاری بین کشورها وجود نداشته باشد.با این ابزار می توان پتاسیل تجاری بین دو شور را تعیین نمود(رحمانی،۱۳۷۶،۱۴۴).
۲-۱۱-۳-الگوی تعمیم یافته مدل جاذبه
در الگوی تعمیم یافته معمولا حجم مبادلات تجاری دو کشور( مجموع واردات و صادرات کشور i به کشور j) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می شود و عوامل تأثیرگذار متعددی همچون جمعیت کشور صادر کننده و واردکننده، مشابهت مذهبی ، مشابهت فرهنگی ، قراردادها و موافقتنامه های اقتصادی و تجاری ، مرز مشترک ذخایر ارزی کشور واردکننده،نرخ ارز بین کشور واردکننده و صادرکننده و مشابهت ساختار اقتصادی کشورهای واردکننده و صادرکننده به عنوان متغیرهای توضیحی در نظر میگیریم
در این رابطه x بیانگر صادرات کشور i به j،Y درآمد دو کشور ، N جمعیت ، D مسافت ، A متغیر مجازی و U جزء است که با لگاریتم گیری به حالت خطی تبدیل می شود.
()
زمانی که شرایط مربوطه برقرار باشد متغیرهای مجازی ارزش یک میگیرند و در غیر اینصورت ارزش آنها صفر است.(لطفی پور و دیگران ، ۱۳۹۰،۸۳)
برای تشریح مطالب فوق الذکر ، هریک از عوامل مطرح شده در مدل جاذبه به اختصار توضیح داده می شود.
۱-تولید ناخالص داخلی(GDP)
بیانگر اندازه اقتصادی کشورها و همچنین ظرفیت تولید آنها می باشد.هر چه اندازه یک اقتصاد بزرگ تر و ظرفیت های تولیدی آن بیشتر باشد،امکان تولید بیشتر با هزینه کمتر فراهم می شود و در نتیجه در بازارهای بین المللی دارای مزیت نسبی خواهد بود.این موضوع باعث افزایش صادرات آن کشور می شود.از طرف دیگر این موضوع باعث می شود بازار داخلی قدرت جذب محصولات خارجی را داشته باشد.در نتیجه میزان تجارت خارجی آن کشور افزایش می یابد.در نتیجه انتظار می رود با افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها،تجارت دو جانبه بین آنها افزایش یابد.
۲-جمعیت (POP)
جمعیت کشور وارد کننده POPj و جمعیت کشور صادرکنندهPOPi یکی از عوامل مهم در توضیح مدل جاذبه می باشند که می تواند هم اثر مثبت و هم منفی در مبادلات بین دو کشور داشته باشد چرا که از یک طرف با افزایش جمعیت و اتکاء به بازارهای داخلی ، میزان تولیدات در داخل کشور بیشتر شده و در نتیجه میزان واردات کاهش می یابد و در نتیجه حجم مبادلات بین دو کشور کاهش می یابد.همچنین با اضافه کردن جمعیت به مدل می توان نتیجه صرفه جویی های ناشی از مقیاس،تقسیم ناپذیری تولید و نفوذ درآمد سرانه برتنوع بخشی به واردات را نیز مد نظر قرار دارد.از طرفی جمعیت عاملی است که انگیزه تجاری را با افزایش اندازه ی بازار داخلی و ارتقای سطح فعالیت در داخل ، کاهش می دهد.چرا که کشورهایی با جمعیت بالاتر ، گرایش بیشتری به داخل دارند.زیرا بهتر می توانند از مقیاس اقتصادی نشات گرفته از بازارهای داخلی خویش بهره برداری نمایند.(لطفعلی پور و دیگران ،۱۳۹۰،ص۸۹)
۳-مساحت فیزیکی
انتظار می رود که مساحت فیزیکی جریانهای تجاری را کاهش دهد تا اندازه ای که کشورهای با مواهب طبیعی کم تر وابستگی بیشتری به تجارت دارند تا منابع طبیعی ای را که در کشور خود نمی یابند، به دست آورند.بنابراین ضریب این متغییر می تواند منفی باشد.
۴-متغیر فاصله(DIS)
متغیر فاصله، فاصله بین دو کشور را بیان می کند و عامل مهمی در الگوهای جغرافیای تجاری است.جدایی بیشتر دو شریک بالقوه تجاری و هزینه حمل و نقل بیشتر تجارت دو طرفه سبب می شود که منافع حاصل از تجارت کاهش یابد.از این رو علامت ضریب آن منفی می باشد.
۵-فرهنگ و مذهب
مشابهت فرهنگ و مذهب بین دو کشور اثر مثبت بر مبادلات تجاری بین آنها دارد.بطوریکه هرچه دو کشور از لحاظ فرهنگی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند روابط تجاری بین آنها بیشتر است،از آنجائیکه این متغیرها کیفی هستند به منظور بررسی تاثیر آنها روی جریانهای تجاری دو جانبه از متغیر مجازی استفاده می کنیم این متغیر دارای دو ارزش صفر و یک می باشد،ارزش یک برای وقتی که دو کشور دارای مذهب مشترک و یا فرهنگ و زبان مشترک باشند و ارزش صفر برای هنگامیکه دو کشور دارای فرهنگ یا زبان مذهب متفاوت باشند.بدین وسیله متغیر کیفی تبدیل به متغیر کمی می شود.
۶-مرز مشترک
وجود مرز مشترک بین دو کشور ، اثرات مثبت بر روی مبادلات تجاری بین دو کشور می گذارد.زیرا کشورهای مجاور می توانند با هزینه حمل و نقل کمتر و مدت زمان کوتاهتر کالا،هزینه های مبادلاتی را کاهش دهند.مرز مشترک نیز به صورت یک متغیر کیفی می باشد که با استفاده از متغیر مجازی می توان آن را کیفی نمود ارزش یک برای وقتی مرز مشترک بین دو کشور وجود داشته باشد و ارزش صفر برای زمانیکه مرز مشترک بین دو کشور وجود نداشته باشد.
۷-روابط دیپلماتیک
به منظور بررسی اهداف منظورهای غیر اقتصادی نظیر امنیت سیاسی یا نظامی و یا حوادث غیر اقتصادی نظیر احضار یا فراخوانی سفرا از محل ماموریت و یا حمایت های سیاسی از این متغیر استفاده می شود.این متغیر کیفی می باشد و برای بررسی اثر آنها باید به صورت کمی درآید بدین منظور روشهای مختلفی وجود دارد،یکی از این روش ها استفاده از متغیر مجازی است بطوریکه ارزش صفربرای وقتی که روابط دوستانه است و ارزش یک هنگامیکه روابط خصمانه است.روش دیگر که بسیار بهتر و دقیقتر از متغیر مجازی نقش عوامل سیاسی را مشخص می نماید ، استفاده از طبقه بندی رویدادهای سیاسی می باشد که عموما از وحدت کامل شروع و به جنگ تمام عیار منتهی می شود.انتظار بر این است که هر چه روابط بین دو کشور دوستانه تر باشد،تجارت بین دو کشور نیز افزایش یابد.(شیرین زاده،۱۳۹۱،ص۸۰)
۲-۱۲-پیشینه تحقیق
۲-۱۲-۱-مطالعات خارجی
در سالهای اخیر توسعه مدل جاذبه تجاری به بهبود عملکرد این مدل در ادبیات تجارت بین الملل منجر گردیده است.یک شکل تصریح شده از مدل جاذبه تجاری توسط زارزوسو و لهمن(zarzoso and lehmann,2000)جریان تجاری بین دو کشور i وj را تابعی از متغیرهای اندازه اقتصادی (GDPi,GDPj) جمعیت (Ni,Nj) ، فاصله (Dij) و متغیرهای مجازی (Aij) به عنوان توضیح دهنده مجاورت ،ترتیبات تجاری و قراردادهای همکاری اقتصادی و فرهنگی در رابطه زیر در نظر می گیرد:
معرف جزء اخلال است.در یک کار تجربی ، مطالعه ای توسط مله و همکاران(۱۹۹۰) انجام گرفته است که در آن اثرات موافقت نامه های تجاری دوجانبه اروگوئه با آرژانتین و اروگوئه با برزیل با استفاده از یک مدل جاذبه و بکارگیری متغیرهای مجازی مورد بررسی قرار گرفته است.مطالعه مزبور نقش موافقت نامه ها را روی جریان تجاری این کشور مثبت ارزیابی می کند.(طیبی،۱۳۸۳،ص۷۳)
به اعتقاد هوملز(Hummels,1998)،عامل تعیین کننده اصلی در تجارت دو جانبه هزینه های تجارت می باشد که از طریق ترکیب تعرفه ها و موانع غیر تعرفه ای و فاصله بین دو کشور یا منطقه قابل تعریف است.از آنجا که موانع تعرفه ای قیمت های بخشی و در نتیجه الگوی تولید و مصرف را تحت تاثیر قرار می دهند،لذا بکار بردن متغیرهای کلان وابسته به GDP در معادلات برآورد واردات یک کشور موجب تورش در تخمین ها می گردد.لذا در مدل های جاذبه نیز در کنار متغیرهای کلان اقتصادی نظیر GDP (بیانگر اندازه اقتصادی دو کشور) ، GDP سرانه (بیانگر درآمد یا توان خرید مصرف کنندگان) بایستی از متغیرهای مرتبط با هزینه های تجاری ، نظیر تعرفه ها ، فاصله بین دو کشور ، ترتیبات تجاری دو جانبه و حتی عوامل اجتماعی نظیر زبان و مذهب مشترک بهره گرفت.
سولوگا و وینترز(sologa and Winters,1999) در مطالعه خود با استفاده از مدل جاذبه تجاری برای کشورهای آمریکای شمالی و آمریکای لاتین به نقش متغیر فاصله در جریان تجاری بین کشورها می پردازند.فرض بر این است که پس از کنترل فاصله میان کشورهای i و j ،هر چه کشور i از بقیه شرکای تجاری خود دورتر باشد، آنگاه واردات آن از کشور j افزایش می یابد.
دنگ شینگ هانگ (Deng-shing Huang,2003) با استفاده از مدل جاذبه ، بلوک های تجاری در آسیای شرقی را مورد بررسی قرار داد.نتایج استاندارد برای مدل جاذبه ، مانند اثرات مثبت GDP و GDP سرانه ،مرز مشترک و اثر منفی فاصله حمل و نقل روی اندازه تجارت دو جانبه به اثبات رسید.
جان مک کالوم (۱۹۹۵) برای بررسی همگرایی اقتصاد کانادا و ایالات متحده از مدل جاذبه بهره جسته است.او در مدل به کار رفته در مطالعه اش متغیر مجازی را به کار برده که نشاندهنده تجارت میان ایالات های داخلی است و به این نتیجه رسیده است که همگرایی تاثیر زیادی بر تجارت میان ایالات های داخلی است و به این نتیجه رسیده است که همگرایی تاثیر زیادی بر تجارت کانادا داشته است و نه تنها تجارت میان ایالت های داخلی کاهش نیافته بلکه این تجارت به بیش از ۲۰ برابر افزایش یافته است.
ادموند و دیگران(Edmonds . and et.al) در سال ۲۰۰۸ ، از مدل جاذبه تعمیم یافته برای مقایسه رونق صادرات چین نسبت به کشورهای آسیایی شرقی و جنوب شرقی استفاده نمودند.نتایج جهت گیری بیش از حد چین به خارج را نسبت به سایر کشورها نشان می دهد.همچنین به طور احتمالی ، میزان صادرات و واردات آینده را برای چین پیش بینی می کند.
ماریموتو و دیگران(Marinoutou. And et.al) در سال ۲۰۰۹ ، مدل جاذبه استاندارد شده را برای نقش فاصله کشورها بر تجارت دو جانبه به کار بردند.داده ها مربوط به امارت متحده و ۸۵ شریک تجاری برای سالهای ۱۹۹۴-۱۹۹۶ می باشد.نتایج بیان می کند که مسافت تأثیری کمتری نسبت به تولید ناخالص داخلی ، بر میزان صادرات و واردات دارد.
روتگرس و دیگران(Rottgers.and et.al) در سال ۲۰۱۰ از مدل جاذبه تعمیم یافته برای ارتباط بین افزایش جریان تجاری با سوخت های طبیعی استفاده نمودند.آنها بیان کردند که صادرات سوخت های طبیعی اثر مثبتی بر جریان تجاری کشورهای اتحادیه اروپا داشته است، اما عوامل دیگری وجود دارد که اثر بازدارنده ای بر همگرایی تجاری بین اعضای اتحادیه اروپا دارد.
کاور و ناندا (kaur and nanda) در سال ۲۰۱۰ به بررسی پتانسیل صادرات هند به کشورهای SAARC ، در دوره زمانی ۱۹۸۱-۲۰۰۵ با استفاده از مدل جاذبه و روش پانل دیتا پرداختند.با توجه به موقعیت جغرافیایی هند (از نظر نرز مشترک با کشور های عضو) نتایج نشان می دهد که همگرایی این کشور با کشورهای SAARC باعث افزایش پتانسیل صادرات بین آنها می شود.
آرتیس و اکوبو(Artis and Okubo) در سال ۲۰۱۱ به مطالعه چرخه تجاری بین المللی ژاپن در دوره زمانی ۱۹۹۵-۱۹۵۵ از طریق مدل جاذبه پرداختند.نتایج تایید می کند هر دو کشور با GDP مشابه و مسافت کم بین آنها ، از چرخه تجاری پیروی می کنند.
روی و رایحان (Roy and Rayhan) در سال ۲۰۱۱ به تحلیل جریان تجاری بنگلادش از طریق مدل جاذبه تعمیم یافته پرداختند.آنها از متغیرهای GDP،باز بودن اقتصاد و نرخ ارز برای تجارت دو جانبه شرکای تجاری استفاده نمودند.نتایج نشان می دهد تجارت بنگلادش رابطه مثبت با اندازه اقتصاد و رابطه منفی با محدودیت های تجاری دارد.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

سامانه پژوهشی – برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۳۲

Karagoz و Ozan Saray (2010) ، در مقاله ای تحت عنوان “پتانسیل تجاری ترکیه با کشورهای آسیای و اقیانوس آرام : مدل جاذبه پنل” ، عوامل موثر بر جریان تجاری کشور ترکیه با کشورهای گینه ، پرو، میانمارک، مکزیک، لائوس، برونئی شناسایی شده است. ضرایب حاصل از مدل اثرات ثابت (Fix Effect) نشان میدهد که حجم تجارت بین کشورترکیه و کشورهای مذکور به صورت مستقیم و مثبت تحت تاثیر اندازه اقتصادی کشورها است، در حالیکه فاصله نقش منفی بر روابط تجاری دارد و جمعیت کشورها تاثیر معنی داری بر حجم تجارت نداشته است.
Nazia Gulو Hafiiz Yasin (2011) در مقاله ای تحت عنوان “پتانسیل تجاری پاکستان: کاربرد مدل جاذبه” پتانسیل تجاری کشور پاکستان را با ۴۲ کشور و برای سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۵ اندازه گیری کرده اند. ضرایب بدست آمده از مدل برای پیش بینی پتانسیل تجاری در سراسر جهان و نیز در مناطق تجاری خاص استفاده شده است. در نهایت مشخص شد کشور پاکستان بالاترین پتانسیل با کشورهای منطقه آسیا، اتحادیه اروپا،خاورمیانه، آمریکای لاتین و آمریکای شمالی دارد.به خصوص کشورهای ژاپن ، سریلانکا، بنگلادش، مالزی، فیلیپین، نیوزلند، نروژ، سوئد، ایتالیا و دانمار .
۲-۱۲-۲-مطالعات داخلی
امیررضا سوری ، احمد تشکینی( ۱۳۹۰) در مقاله ای تحت عنوان “عوامل موثر بر تجارت متقابل ایران با بلوک های منطقه ای” ،به تحلیل عوامل موثر بر تجارت متقارن ایران با کشورهای طرف تجاری در بلوک ها ی منطقه ای ASEAN ، GCC ،ECO وEU با استفاده از داده های تلفیقی دوره۲۰۰۹- ۱۹۹۵ مبتنی بر رویکرد داد ه های تلفیقی پویا و بکارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته میباشد. نتایج برآورد مدل نشان میدهد که اندازه اقتصادی، درآمد سرانه و مسافت مهمترین متغیرهای توضیح دهنده تجارت متقابل ایران و کشورهای طرف تجاری می باشند. براساس یافته های پژوهش، جریان تجاری ایران از فرضیه لیندر مبنی بر وجود رابطه مثبت بین تجارت متقابل و تفاوت درآمدها پیروی می کند. همچنین ابعاد اقتصادی و مسافت بهترتیب تاثیری مستقیم و معکوس بر جریان تجاری ایران دارد.
حمیدرضا اشرف زاده ( ۱۳۸۴) در مقاله ای تحت عنوان “یکپارچگی اقتصادی کشورهای در حال توسعه؛کاربرد مدل جاذبه با داداه های تلفیقی به روش GMMو همگرایی” از مدل جاذبه برای مطالعه یکپارچگی اقتصادی میان گروهی از کشورهای آسیایی و ،اروپایی و آفریقایی استفاده کرده است و از متغیرهای جدید مانند نسبت صادرات و واردات در مدل جاذبه وارد کرده و از بکاربردن متغیرهای مجازی و متغیر فاصله خودداری کرده است.تصریح مدل جاذبه براساس روش ماتیاس(Matyas,1997) انجام شده که صورتی از مدل جاذبه با داده های تلفیقی (panel data) با سه جمله اثر ثابت (Fixed Effect)ارائه کرده و مشخص گردید کشش بلندمدت صادرات بزرگتر از واردات است و در بلند مدت پس از یکپارچگی تراز تجاری مثبت خواهد شد
سید کمیل طیبی و کریم آذربایجانی (۱۳۸۲)، تحقیقی با عنوان “بررسی پتانسیل تجاری موجود میان ایران و اوکراین ” و با بهره گیری از مدل جاذبه انجام دادند ،و با بکارگیری عوامل تأثیرگذار هر دو کشور از قبیل ویژگی های ساختار اقتصادی آنها،فاصله جغرافیایی ، و موافقت نامه های تجاری – اقتصادی را قالب مدل اقتصاد سنجی بررسی شد.در قالب این مدل ،کلیه جریان های صادرات و واردات دو کشور که با یکدیگر و با سایر کشورها در مقطع زمانی ۱۹۹۸ مورد توجه قرار گرفته است.بر این اساس ، تعداد مشاهدات مورد استفاده ۳۱۳ می باشد که بیانگر روابط دو جانبه و یک جانبه (به صورت واردات و یا صادرات)کشورهای ایران و اوکراین است که با یکدیگر و همچنین کشورهای مختلف دنیا داشته اند.نتایج به دست آمده ناشی از برآورد مدل جاذبه تجاری به روش حداقل مربعات معمولی(OLS) است.ضرایب تخمینی دو متغیر تولید ناخالص داخلی دو کشور صادرکننده و واردکننده به عنوان مناسب ترین متغیر هایی که اندازه اقتصادی کشورها را تعیین می کنند،از لحاظ آماری در سطح ۹۵ درصدی اطمینان معنی دار و به ترتیب دارای مقادیر مثبت ۰٫۷۱ و ۰٫۵۷ می باشند.ضریب لیندر در مدل حدود ۰٫۰۶- می باشداین ضریب اگرچه به لحاظ آماری معنی دار و دارای علامت منفی است اما تأثیر آن ناچیز است.ضریب متغیرDIS (فاصله جغرافیایی) بین دو کشور معنی دار و برابر با ۰٫۶۴۹- است،طبیعتا هر چه فاصله بیشتر باشد ،هزینه حمل و نقل افزایش می یابد و تأثیر منفی بر روابط تجاری دو جانبه کشورها داشته است.برای بررسی میزان همکاری های تجاری و اقتصادی بین ایران و اوکراین با افزودن متغیر مجازی به مدل سناریوی لازم ایجاد می شود،به گونه ای که برای روابط تجاری دو جانبه دو کشور عدد یک و برای سایر کشور صفر منظور می گردد.نتایج برآورد شده حاکی از آن است که این متغییر ، علاوه بر این که دارای علامت مورد انتظار منفی است،معنی دار نیز نمی باشد.به عبارتی ،همان طور که از مقایسه شاخص های اقتصادی دو کشور نتیجه می شود،شرایط اقتصادی آنها هنوز ایجاد یکپارچگی بین دو کشور را امکان پذیر نمی نماید.به علاوه ، تأثیری بر این مدعا می باشد.
کریمی هسنیجه در مقاله ای تحت عنوان”جهانی شدن ،یکپارچگی اقتصادی و پتانسیل تجاری:بررسی مدل جاذبه در تحلیل تجاری ایران” پس از ارائه حجم جریانات دو طرفه تجاری ،موضوع یک پارچگی اقتصادی را به عنوان یک فرصت در قالب اقتصاد جهانی با استفاده از مدل جاذبه بررسی و تحلیل می کند.مدل جاذبه نیز با استفاده از داده های بین المللی سالانه ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۵ با روش داده های پنل ، برآورد شده است تا ضمن در نظر گرفتن اثرهای انفرادی مربوط به کشورهای عضو،جریانات تجاری دو جانبه کشور ایران برای حضور در یکپارچگی اقتصادی شورای همکاری های خلیج فارس و یکپارچگی کشورهای حوزه اقیانوس هند مورد بررسی قرار گرفته است .در این مطالعه از مدل جاذبه تعمیم یافته به شکل زیر استفاده شده است:
 
در این رابطه متغیر های به کار گرفته شده عبارت است از:
Xij: جریان تجاری بین کشور iوj
Yi و Yj:تولید ناخالص داخلی دو کشور
POPi و POPj :اندازه جمعیت دو کشور
Dij: فاصله فیزیکی و جغرافیایی میان مراکز اقتصادی دو کشور
STRij:تفاوت ساختاری اقتصادی دو کشور صادرکننده و وارد کننده است که به صورت زیر محاسبه شده است:
متغیرهای stri و strj عبارتند از نسبت تولید بخش اصلی به تولید ناخالی داخلی که معرف ساختار اصلی اقتصاد دو کشور هستند
Aij: متغیرهای مجازی
غلامی (۱۳۸۵) به بررسی نقش سیاست های آزاد سازی تجارت در قالب موافقتنامه های تجاری منطقه ای می پردازد. او از مدل جاذبه تعمیم یافته جهت نقش آزادسازی تجاری بر بازرگانی خارجی بین ایران و کشورهای اسلامی (شامل ۱۶ شریک تجاری) استفاده کرده است . نتایج بیانگر آن است که با بهتر شدن سیاست های تجاری و تعرفه ای و حذف موانع غیر تعرفه ای و ریشه کنی فساد در گمرکات و سازمان های مرتبط به بحث تجارت، تجارت این کشورها در قالب بلوک منطقه ای افزایش می یابد.
رحمانی و عابدین(۱۳۸۷) با استفاده از تصریح ماتیاس (۱۹۹۷) و با وارد کردن نسبت صادرات و واردات،طرح یکپارچگی اقتصادی را بین کشورهای در حال توسعه برآورد می کنند او از روش همگرایی GMM استفاده کرده و نشان می دهد اگرچه در کوتاه مدت رشد واردات سریع تر از رشد صادرات و هر دو سریع تر از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) تک تک کشورهاست، اما کشش بلند مدت صادرات بزرگتر از واردات است و در بلند مدت پس از یکپارچگی،تراز تجاری مثبت خواهد شد.همچنین بیان می کند که کشش واردات نسبت به ذخایر ارزی و نرخ ارز واقعی کم است و رشد بهره وری به مثبت شدن تراز تجاری کمک می کند.
شکیبایی و بطا(۱۳۸۹) در مقاله همگرایی اقتصادی در منطقه آسیای جنوب غربی،برای برآورد اثرات همگرایی تجاری در منطقه آسیای جنوب غربی از مدل جاذبه با استفاده از روش پانل دیتا در دوره زمانی ۱۹۹۵-۲۰۰۶ استفاده نمودند. نتایج نشان داده که متغیرهای مستقل تولید ناخالص داخلی و فاصله جغرافیایی بین آنها تا حد زیادی همکاری های اقتصادی دو جانبه بین آنها را توجیه می کند، که این می تواند زمینه ساز افزایش جریانات تجاری دو جانبه میان کشورهای مذکور باشد.طبق این تحقیق پتانسیل تجاری ایران و یکپارچگی اقتصادی کشورهای عضو بلوک منطقه آسیای جنوب غربی در تجارت دو جانبه مقدار ۶۱ درصد برآورد می گردد و این مقدار در صورت عدم وجود ایران در این منطقه همگراتر شده و به ۷۱درصد افزایش می یابد.
جلایی و سلیمانی (۱۳۸۵) در مقاله ای تحت عنوان “یکپارچگی تجاری ایران با کشورهای عضو اکو: کاربرد یک مدل جاذبه” جریانات تجارت دو جانبه ای بین ایران و کشورهای عضو اکو برای مقطع زمانی ۲۰۰۳ وجود دارد بررسی و هم گرایی که بین ایران و این کشورها را ارزیابی کرده اند و سپس این همگرایی با هم گرایی که بین ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا وجود دارد مقایسه شده است.نتایج حاکی ست که الگوی تجارت دو جانبه ای که بین ایران و سایر شرکای تجاریش در اکو وجود دارد الگوی هکشر- اوهلین سنتی با تجارت بین صنعتی می باشد
فصل سوم
روش تحقیق و تبیین مدل
۳-۱-مقدمه
تجزیه و تحلیل و چگونگی استفاده از روش‌های آماری جهت پیشبرد اهداف تحقیق یکی از پایه‌های اساسی در تحقیق به شمار می‌رود. در این فصل با استناد به این موضوع، و اهمیت شناسایی متغیرهای تأثیر گذار، روش‌شناسی تحقیق و آمارهای متغیرهای اساسی اثرگذار بر متغیر وابسته مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
۳-۲-روش تحقیق ( مدل پانل دیتا )
اطلاعات آماری مورد استفاده در مباحث اقتصاد سنجی به سه دسته تقسیم می‌شود که عبارتند از:
الف-اطلاعات سری زمانی که مربوط به اندازه گیری یک متغیر در یک دوره از زمان است نظیر آمار حسابهای ملی
ب-اطلاعات مقطعی که مربوط به اندازه گیری یک متغیر در یک زمان معین برای واحدهای مختلف است. همانند آمار بودجه خانوار که در هر سال از خانوارهای نمونه مناطق مختلف کشور تهیه می‌شود.
ج-اطلاعات تلفیقی سری زمانی و مقطعی، بسیاری از مطالعات اخیر که در زمینه اقتصاد صورت گرفته از مجموعه دادهای تلفیقی استفاده کرده اند. در این گونه اطلاعات چندین بنگاه، خانوار، کشور و … از لحاظ کمی‌ و کیفی در طول زمان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. در بسیاری از موارد، محقق می‌تواند از پانل ‌دیتا[۲] برای مواردی که مسائل را نمی‌توان به صورت سری زمانی و یا مقطعی بررسی کرد استفاده کند. مثلا در بررسی‌های تابع تولید مسئله این است که بتوان تغییرات تکنولوژیکی را از صرفه‌های ناشی از مقیاس تفکیک کنیم. (رسولی،۱۳۸۱،ص۲۲) حالا سؤال این است که چرا ما از مدل‌های تلفیقی استفاده می‌کنیم. در ذیل به مزایا و محدودیتهای این مدل می‌پردازیم.
اطلاعات آماری مورد استفاده در مباحث اقتصاد سنجی به سه دسته تقسیم می‌شود که عبارتند از:
الف- اطلاعات سری زمانی که مربوط به اندازه‌گیری یک متغیر در یک دوره از زمان است نظیر آمار حسابهای ملی
ب- اطلاعات مقطعی که مربوط به اندازه‌گیری یک متغیر در یک زمان معین برای واحدهای مختلف است. همانند آمار بودجه خانوار که در هر سال از خانوارهای نمونه مناطق مختلف کشور تهیه می‌شود.
ج- اطلاعات تلفیقی سری زمانی و مقطعی، بسیاری از مطالعات اخیر که در زمینه اقتصاد صورت گرفته از مجموعه دادهای تلفیقی استفاده کرده اند. در این گونه اطلاعات چندین بنگاه، خانوار، کشور و … از لحاظ کمی ‌و کیفی در طول زمان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. در بسیاری از موارد، محقق می‌تواند از پانل دیتا برای مواردی که مسائل را نمی‌توان به صورت سری زمانی و یا مقطعی بررسی کرد استفاده کند. مثلا در بررسی‌های تابع تولید مسئله این است که بتوان تغییرات تکنولوژیکی را از صرفه‌های ناشی از مقیاس تفکیک کنیم. (همان منبع)
حالا سؤال این است که چرا ما از مدل‌های تلفیقی استفاده می‌کنیم. در ذیل به مزایا و محدودیتهای این مدل می‌پردازیم.
۳-۲-۱- محاسن استفاده از مدل پانل‌دیتا
به دلیل افزودن به مشاهدات، درجه آزادی زیاد می‌کند لذا استنتاج آماری قویتر می‌شود. استنتاج براساس ۲۰ مشاهده ضعیفتر از ۱۰۰ مشاهده است. تغییرات مشاهدات را زیاد می‌کند که باعث کاهش Var برآوردگر می‌شود. در مدل مرسوم دو متغیره:
Var(
لذا به یافتن نتایج معنادار کمک می‌کند: زیرا:
۳-۱) به دلیل بند ۱ یعنی افزایش درجه آزادی، مقدار جدول توابع آزمون کم شود، مقدار بحرانی t,F کم می‌شود.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

پژوهش دانشگاهی – برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۳۴

که در آن متغیر وابسته مربوط به واحد iام در زمان t تابعی است از که مقادیر k متغیر مستقل مربوط به واحد iام در زمان t را در بر دارد. اما جمله خطا، که در ادبیات اقتصاد سنجی برآیند تأثیر کلیه متغیرهایی است که بر تاثیر دارند،صریحاً وارد الگو نگردیده که نقطه افتراق اقتصاد سنجی اطلاعات تلفیقی با اقتصاد سنجی اطلاعات سری زمانی و یا مقطعی است. در رابطه فوق جمله خطا می‌تواند توسط سه جزء هدایت شود:
الف- ، متغیرهایی که برای واحدهای مقطعی متفاوت، اما در طول زمان ثابت هستند، به عنوان نمونه ای از این متغیرها می‌توان به مدیریت در نمونه ای متشکل از چند شرکت تولیدی و در یک دوره زمانی معین اشاره کرد. عامل مدیریت بین شرکتها تفاوت دارد، اما برای هر شرکت در طول زمان ثابت است. جنسیت، توانایی و متغیرهای اقتصادی، اجتماعی نیز نمونه‌های دیگر از این متغیرهاست.
ب- ، متغیرهایی که برای تمام واحدهای مقطعی در زمان مشابه یکسان هستند اما در طول زمان تغییر می‌کنند. نمونه این نوع متغیرها، می‌تواند قیمت، نرخ بهره و یا انتظارات نسبت به آینده باشد.
ج- ، متغیری که نه تنها در طول زمان تغییر می‌کنند بلکه در هر زمان بین واحدهای مقطعی نیز متفاوتند. مثال این متغیره، حجم سرمایه، فروش و یا سود در واحدهای تولیدی است.
در اقتصاد سنجی اطلاعات سری زمانی و یا مقطعی، جمله خطا تنها از جزء سوم تشکیل شده است، یعنی اما در اقتصاد سنجی اطلاعات تلفیقی در حالت اصطلاحاً یکطرفه و برای حالت دو طرفه می‌باشد که عرض از مبدأ برای مدل‌های دوطرفه و یکطرفه به صورت ذیل می‌باشد.
و برای مدل های یک طرفه:
برای حالت یک طرفه در مدل ما فرض می‌کنیم که عرض از مبدأهای مختلف در مقاطع گوناگون اما در طول زمان یکسان است.گزینش شکل و نوع خطا از بین دو حالت ذکر شده مقوله ای تجربه است.
قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این تحقیق در حوزه تجارت خارجی قرار دارد و شامل برآورد شکاف تجاری ایران با کشورهای منتخب می باشد
قلمرو زمانی
اطلاعات ثانویه این تحقیق از سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ می باشد.
قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این تحقیق شامل ۱۰ کشوری است که طی سالهای مورد مطالعه بیشترین حجم تجارت با ایران را داشته اند.و عبارت است از: امارات متحده عربی– چین– جمهوری کره– ترکیه–سوئیس– آلمان – هند – ایتالیا – فرانسه – ژاپن – انگلیس – عراق و افغانستان .
۳-۴-بررسی و تحلیل آماری متغیرهای تحقیق
سعی شده است ،ساختار مدل به گونه ای باشد که عوامل مؤثر بر پتانسیل تجاری کشور ایران با کشورهای را تشریح نماید.لذا با توجه به ویژگی داده های به کار گرفته شده که شامل ترکیب سری زمانی و مقطعی است، الگوی مزبور به روش پنل دیتا می باشد.در این قسمت از مطالعه متغیرهای موثر تبیین میشود وسپس برای تصریح هر چه بهتر تابع ، از نمودار پراکنش جهت نمایش ارتباط بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل استفاده می کنیم
۳-۴-۱-متغیر وابسته
حجم تجارت ایران با کشورهای منتخب (مجموع واردات و صادرات)
افزایش مبادلات تجاری کشور ایران ، افزایش رفاه و صرفه های ناشی از مقیاس را در پی خواهد داشت ، لذا حجم مبادلات ایران با کشورههای منتخب به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است و عوامل تاثیر گذار بر آن تحت عنوان متغیر وابسته در زیر آمده است.در نمودار زیر حجم مبادلات کشور ایران با ۱۳ طرف تجار نشان داده شده است .کشورهای مورد نظر طی سالهای مورد مطالعه بیشترین حجم تجارت ایران را تشکیل داده اند.و همانطور که مشاهده میگردد از این بین ، امارات متحده عربی بیشترین سهم و افغانستان کمترین سهم را دارا هستند. اطلاعات متغیر مزبور از سایت اتاق بازرگانی ، صنایع ، معادن و کشاورزی تهران استخراج شده است.
نمودار ۳-۱- میانگین حجم مبادلات کشور با کشورهای منتخب طی سالهای ۲۰۱۱-۲۰۰۱
۳-۴-۲-متغیر های توضیحی
تولید ناخالص سرانه داخلی ایران و شرکای تجاری منتخب(GDP و GDPI)
هر چه اندازه یک اقتصاد بزرگ تر و ظرفیت های تولیدی آن بیشتر باشد،امکان تولید بیشتر با هزینه کمتر فراهم می شود و در نتیجه در بازارهای بین المللی دارای مزیت نسبی خواهد بود و امکان تجارت بیشتر میسر می شود.در مطالعه حاضر تولید ناخالص داخلی ایران و شرکای تجاری منتخب آن ، معیار اندازه اقتصادی و ظرفیت تولیدی کشور در نظر گرفته شده است که انتظار میرود با حجم مبادلات بین کشورها رابطه مستقیم داشته باشد. تولید ناخالص داخلی کشورها از سایت بانک جهانی استخراج شده است که پس از تقسیم بر جمعیت کشور مربوطه تولید ناخالص سرانه داخلی بدست آمده است.در نمودار زیر ارتباط حجم مبادلات کشور و تولید ناخالص داخلی نمایش داده شده است و مشاهده میگردد که ارتباط مثبت و مستقیمی وجود دارد.
نمودار ۳-۲- ارتباط حجم مبادلات و تولید ناخالص داخلی ایران
جمعیت ایران و شرکای تجاری منتخب (POPI , POP)
جمعیت کشور وارد کننده POPj و جمعیت کشور صادرکننده POPi یکی از عوامل مهم در توضیح مدل جاذبه می باشند که می تواند هم اثر مثبت و هم منفی در مبادلات بین دو کشور داشته باشد چرا که از یک طرف با افزایش جمعیت و اتکاء به بازارهای داخلی ، میزان تولیدات در داخل کشور بیشتر شده و در نتیجه میزان واردات کاهش می یابد و در نتیجه حجم مبادلات بین دو کشور کاهش می یابد.همچنین با اضافه کردن جمعیت به مدل می توان نتیجه صرفه جویی های ناشی از مقیاس،تقسیم ناپذیری تولید و نفوذ درآمد سرانه برتنوع بخشی به واردات را نیز مد نظر قرار دارد.از طرفی جمعیت عاملی است که انگیزه تجاری را با افزایش اندازه ی بازار داخلی و ارتقای سطح فعالیت در داخل ، کاهش می دهد.چرا که کشورهایی با جمعیت بالاتر ، گرایش بیشتری به داخل دارند.زیرا بهتر می توانند از مقیاس اقتصادی نشات گرفته از بازارهای داخلی خویش بهره برداری نمایند.(لطفعلی پور و دیگران ،۱۳۹۰،ص۸۹)اطلاعات مربوط به جمعیت کشورها از سایت بانک جهانی استخراج شده است.با توجه به نمودار پراکنش زیر مشاهده میگردد که بین حجم مبادلات و جمعیت ایران و نیز میانگین جمعیت کشورهای منتخب رابطه مثبتی وجود دارد.
نمودار ۳-۳- حجم مبادلات و جمعیت ایران
نمودار ۳-۴–حجم مبادلات و میانگین جمعیت کشورهای منتخب
فاصله پایتخت کشور ایران با پایتخت شرکای تجاری منتخب(DIS)
متغیر فاصله، فاصله پایتخت کشور ایران با پایتخت شرکای تجاری منتخب را بیان می کند و عامل مهمی در الگوهای جغرافیای تجاری است.فاصله بیشتر دو شریک تجاری و هزینه حمل و نقل بیشتر تجارت دو طرفه سبب می شود که منافع حاصل از تجارت کاهش یابد.از این رو علامت ضریب آن منفی می باشد.اطلاعات مربوطه از سایت www.geobytes.com /city distance استخراج شده است.
با توجه به نمودار زیر که مبین ارتباط فاصله پایتخت کشورهای منتخب با تهران هستند، مشاهده میگردد گرچه شمای کلی مبنی بر وجود رابطه منفی بین فاصله و حجم مبادلات است ولی این ارتباط کاملا مستقیم نبوده است، و کشورهایی وجود دارند که با وجود فاصله جغرافیایی زیاد ، حجم تجارت بالایی با ایران دارند .مانند کشورهای چین و کره.
نمودار۳-۵ – حجم مبادلات و فاصله
متغیر لیندر(LIN)
اگر تولید ناخالص سرانه داخلی دو کشور به عنوان نماینده تشابه مطلوبیت یا تشابه ساختارتقاضای دو کشور در نظر گرفته شود، به احتمال زیاد کشورها پس از اشباع بازار داخلی خود به بازار کشورهایی با الگوهای تقاضای مشابه چشم خواهند دوخت ،زیرا تشابه بیشتر دو کشور در محصولات تقاضا شده ، نشان دهنده پتانسیل تجاری بزرگتر خواهد بود ، لذا رابطه شاخص لیندر با حجم مبادلات رابطه مستقیم دارد.نمودار زیر مبین ارتباط مثبت حجم مبادلات و شاخص لیندر می باشد.
نمودار ۳-۶- حجم مبادلات و تشابه اقتصادی
فصل چهارم
تخمین مدل
۴-۱-مقدمه
در این فصل تلاش میشود ، مدل مناسبی که بتواند در حد قابل قبولی تغییرات متغیرها را توضیح دهد، طرح و برآورد شود. سپس به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته و آزمون فرضیات مطابق با روش‌ تحقیق مطرح شده در فصل سوم مورد بررسی قرار خواهد گرفت. آنچه مسلم است اینست که کلیه مباحث مطروحه در فصول قبل زمانی از اهمیت لازم برخوردار خواهند‌بود، که اطلاعات جمع‌آوری شده در این فصل به صورت دقیق و صحیح مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات به درستی تفسیر شود، بنابراین انتخاب شیوه صحیح تحلیل اطلاعات در این فصل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۳۰

معیار F-K در واقع دو کشور a و b را با یک بازار سوم در نظر می گیرد و بدین ترتیب تشابه صادرات را بین دو کشور اندازه گیری می کند و البته تنها آن قسمتی از تجارت را محاسبه می نماید که در یک زمان رخ می دهد.این معیار نیز بین دو عدد بحرانی صفر و یک تغییر می کند، اما چنانچه آن را برای سهولت اندازه گیری به شاخص تبدیل کنند،بین دو عدد صفر و صد قرار می گیرد. در اینجا بر خلاف معیار Cosine دو مفهوم تشابه و درجه تکمیل همسان نبوده و متضاد می شوند ، یعنی تشابه کامل در صادرات بین دو کشور (۱۰۰ درصد) نشان دهنده عدم درجه تکمیل تجاری است.در این صورت دو کشور رقیب تجاری یکدیگر خواهند بود و عدد صفر عکس حالت فوق را نشان می دهد.برای ساده تر شدن انجام محاسبات می توان معیار F-K را به صورت زیر نشان داد:
S=Σ Min (Xibc/Xac, Xibc/Xbc)
و پس از انجام اعمال ریاضی : S=1-0.5 Σ Min (Xibc/Xac- Xibc/Xbc)
در این صورت کافی است که مجموع تفاضل سهم صادرات کالای X از کل صادرات کشور a و سهم صادرات کالای X از کل صادرات کشور b را محاسبه نمود و در فرمول فوق قرار داد.این فرمول نیز بین دو عدد بحرانی صفر و یک در تغییر است(Lbid, 456).
۲-۱۰-۵-معیار کسینوس(Cosine)
این معیار برای اولین بار در کتاب اقتصاد ریاضی “روی آلن” در سال ۱۹۷۵ مطرح گردید.وی درجه اکمال تجاری را بر اساس کسینوس زاویه دو بردار صادرات و واردات دو کشور اندازه گرفت(رحمانی،عابدین مقامکی،۱۳۸۷،۱۵۷) بدین منظور دو ماتریس n×۱ که یکی صادرات کشور i به جهان و دیگری واردات کشور j از جهان است تعریف می شود.سپس با تعیین زاویه بردار در فضای کالای n بعدی می توان این دو بردار را با هم مقایسه نمود.زاویه کوچک نشان می دهد که ترکیب کالایی صادرات کشور i شبیه به ترکیب کالایی واردات کشور j است و همچنین زاویه بزرگ نشان می دهد که ساختار صادرات کشور i و ساختار واردات کشور j غیر مشابه هستند و قابلیت انطباق ندارند.بزرگی زاویه دو بردار کالا به طور متداول بر حسب کسینوس اندازه گیری می شود(Panchamuchi & Etal, 1995, 125).
معیار کسینوس به صورت زیر تعریف میشود:
 
Eik:صادرات کشورi از کالای X به جهان.
Mjk:واردات کشور j از کالای k از جهان.
اگر حاصل کسر یک باشد نشان دهنده درجه اکمال کامل است، یعنی الگوی کالایی کشور صادر کننده و وارد کننده دقیقا شبیه به هم می شود. و اگر صفر باشند، واضح است که تجارت بین دو کشور ممکن نیست. یعنی بردارهای Ei و Mj بر هم عمودند و هیچ درجه تکمیلی وجود ندارد. بنابراین کسینوس می تواند بین دو ارزش بحرانی صفر و یک قرار بگیرد.
۲-۱۰-۶-معیار تشابه(EIS)
معیار دیگری برای محاسبه تشابه صادرات – واردات وجود دارد که به آسانی از شاخص تشابه صادرات فینگر – کرینین به دست می آید، شاخص تشابه EIS است که به صورت زیر تعریف می شود.این معیار برای اندازه گیری درجه تشابه صادرات و واردات نیز استفاده می شود.هر چه تشابه در این مورد بیشتر باشد نشان دهنده وجود پتانسیل و زمینه های همکاری تجاری بین آنهاست.بدین ترتیب می توان معیار EIS را به صورت زیر نشان داد.
 
در رابطه فوق:
Xik:سهم کالای k در کل صادرات کشور i به جهان
Mjk: سهم کالای k در کل واردات کشور j به جهان
تشابه صادرات کشورi با واردات کشور j برابر است با جمع حداقل سهم صادرات کالای k ام در کل صادرات کشور i و سهم واردات کالای kام در کل واردات کشو j است که صورت عددی بیان می شود(حسن پور و ثاقب،۱۳۸۳،۱۴۹).
۲-۱۰-۷-شاخص مزیت نسبی آشکار شده(RCA)
چهل سال پیش بالاسا مقاله ای با استفاده از محاسبه مزیت نسبی آشکار شده چاپ کرد.از آن به بعد، این معیار در پژوهشهای مختلفی به کار گرفته شد و تحت عنوان معیار تخصصی تجارت بین الملل تلقی گردید.البته کاربرد هر شاخص مزیت نسبی تحت تاثیر محدودیت ها و امکانات پیش آمده در فرایند تحقیق است.مزیت نسبی آشکار شده گروه کالای صادراتی کشور j به شرح زیر است:
 
صورت کسر مبین درصد سهم صادرات کشور j در گروه کالای i از صادرات جهانی آن گروه کالا و مخرج کسر نشان دهنده درصد سهم صادرات کل کشور j از کل صادرات جهان است.ارزش بیشتر از یک مبین وجود مزیت نسبی صادرات آشکار شده کشور j در مورد صادرات کالای i است.اکنون اگر برای تمامی کالاهای دو یا چند کشوری که می خواهیم امکان تجارت بین آنها را بررسی کنیم مزیت نسبی آشکار شده محاسبه شود، هر چه تعداد کالاهای مشابه که هر دو کشور در آن دارای مزیت نسبی بیشتر از یک باشد،کمتر باشد امکان تجارت بین دو کشور افزایش می یابد.البته مزیت نسبی هر کشور در صادرات کالاهای مختلف اطلاعات مفیدی در مورد تعداد و تنوع محصولات دارای مزیت نسبی هر کشور و رقابت یا عدم رقابت کشورها برای صدور محصولات ارائه می دهد(اخوی و حسینی،۱۳۵۸،۱۳۴).
۲-۱۰-۸-شاخص گروبل – لوید
معیارهای مختلفی از شدت تجارت بین صنایع وجود دارد، اما شدت بهترین آنها شاخص G.L باشند که به صورت زیر محاسبه می گردد:
 
مقدار Bj بین صفر و ۱۰۰ است.هر گاه Bj ارزش ۱۰۰ داشته باشد بدین معنا ست که صنعت j می تواند کلیه مایحتاج خود را از صنایع دیگر در داخل کشور فراهم نماید(Greenaway & Milner, 1981, 757).
۲-۱۱- برآورد پتانسیل تجاری از مدل جاذبه
مدل جاذبه از مدل های بسیار مناسبی است که در توضیح جریانات تجاری دو جانبه اهمیت زیادی دارد و بیان مناسبی از پتانسیل تجاری را به نمایش می گذارد.کنترل پذیر بودن داده ها و تعداد متغیرهای مناسب از جمله مزیت های مربوط به مدل جاذبه است(کریمی،۱۳۸۵،ص ۱۲۳).در اقتصاد بین الملل ، این مدل ها امکان برآورد پتانسیل تجاری دو جانبه در یک مقطع خاص و به طور همزمان از دیدگاه کشور صادر کننده و وارد کننده را فراهم می آورد . در واقع برآورد پتانسیل تجاری بین دو کشور در یک مدل خاص جاذبه با استفاده از عواملی که می توانند تعیین کننده آن باشند، صورت می گیرد این عوامل ویژگی های اقتصادی دو کشور و موانع و مشوق هایی هستند که برای تجارت بین دو کشور وجود دارند.در واقع در چهارچوب این دو مدل می توان موانع و تشویق های موجود را به صورت متغیر کمی و یا کیفی که در بازارهای خاص و قابل قبول کمی شده اند وارد مدل کرده و تاثیر آن را بر تجارت دو جانبه بررسی نمود(طیبی و آذربایجانی،۱۳۸۰،۷۲)
در ساده ترین حالت ،مدل جاذبه ی تجارت بین کشورها دخیل می داند.به این صورت که درآمد شرکای تجاری نقش نیروی جذب را ایفا کرده و افزایش آنها منجر به افزایش سطح تجارت بین کشورهای مربوطه می شود.و فاصله جغرافیایی بین دو کشور منجر به کاهش تجارت بین آنها گردیده و بنابراین نقش دافعه ایفا می نماید.بنابراین مدل استاندار و سنتی جاذبه به صورت زیر است:
جریان تجاری دو جانبه (صادرات+واردات)بین دو کشور i وj
وتولید ناخالص داخلی کشور i و j
فاصله جفرافیایی بین دو کشور i وj می باشد
این مدل ،شباهت زیادی به قانون جاذبه نیوتن دارد.نیوتن نیروی جاذبه را تابعی مستقیم از اندازه ی جرم دو جسم(جاذبه) و تابعی معکوس از فاصله بین آنها (دافعه) در نظر میگیرد.بهترین متغیرهایی که می تواند اندازه ی اقتصادی کشورها را نشان دهد،متغیر تولید ناخالص داخلی است.البته در مطالعات مختلف از متغیرهای دیگری چون تولید ناخالص سرانه ،تولید ناخالص ملی نیز استفاده می شود.
از آنجایی که مدل جاذبه از انعطاف پذیری بالایی برخوردار است متغیرهای اضافی دیگری همانند:زبان مشترک که شباهت فرهنگی بین دو کشور را مشخص می نماید،مرز مشترک که نماینده ای از هزینه ی حمل و نقل بین کشورهاست،همگرایی اقتصادی در قالب موافقت نامه ها و عضویت در یک بلوک تجاریی نیز به مدل اضافه نمود(طیبی،۱۳۸۳،ص۷۵) پدیده ی تجارت درون صنعت می تواند در قالب یکی از انواع روابط تجاری دو جانبه میان دو کشور که همانند موضوع مورد بحث مدل جاذبه است تقسیم شود.یعنی مدل جاذبه ابزار یا مدلی جهت بررسی رابطه ی بین این نوع تجارت دو جانبه با توجه به عوامل تعیین کننده ی آن است.(امامی،۱۳۸۸،ص۴)
۲-۱۱-۱-تاریخچه مدل جاذبه
تنبرگن در سال ۱۹۶۳ میلادی این مدل را معرفی کرد.این مدل توسط لاینمن(lineman,1966)، آیتکن (Aitken,1973) و بلوت و سیسترمن (Bluetand, systermanns, 1968)توسعه یافت . مایس (mays) در سال ۱۹۷۸ در مقاله تحلیلی درباره مدل هایی که اثرات یکپارچگی اقتصادی را بر تجارت بررسی می کنند، از مدلهای جاذبه به عنوان ابزار اساسی که می توانند جریانهای تجاری دو جانبه را توضیح دهند، یاد کرده است که پیچیده نیستند و می توانند جریانهای دو جانبه را با متغیرهای توضیحی هر دو کشور طرف تجاری به طور همزمان توضیح دهند. در این را راستا اندرسون (Anderson,1979) اولین توصیفات تئوریک را برای مدل جاذبه بر پایه خصوصیات سیستم مخارج ارایه نمود. برگستراند (Bergstrand,1995) و دیردورف (Deardorf,1996) مبنایی نظری برای مدل جاذبه داده اند.(شیرین زاده ،۱۳۹۱،۸۲). علیرغم زیبایی ذاتی این روش اولین انتقادی که بدان وارد بود پایه های تئوریک ضعیف آن بود که منجر به تلاشهایی برای بهبود هسته تئوریک آن گشت اندرسون (۱۹۷۹) اولین کسی بود اولین کسی بود که یک زیر ساخت تئوری قوی از مدل جاذبه ارائه نمود که به وسیله هلپمن (Helpman, 1985) و کرگمن (krugman,1985) و دیردورف (۱۹۹۸) دنبال شد. بر این فرانکل (Frankel,1997) اذعان می دارد که مدل جاذبه از پایه های تئوریک ضعیف به نقطه قابل قبولی رسیده است. (Zwinkels & Beuglsdijk, 2010, 104)
۲-۱۱-۲-مزایا و معایب مدل جاذبه
بطور کلی ویژگی های مدل های جاذبه را می توان در موارد عمده زیر خلاصه کرد:
۱-معادله جاذبه یک معادله دوجانبه (دو طرفه) است ،به عبارت دیگر ،یک مدل جاذبه یک متغیر مربوط به تجارت (معمولا صادرات)را بوسیله ترکیبی از متغیر های کلان اقتصادی دو کشور (نظیر اندازه ، نرخ ارز ، قیمت ها و … ) توضیح می دهد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۵

جدول ۴-۲- نتایج آزمون ریشه واحد LLC (با عرض از مبدأ و روند) ۵۸
جدول ۴-۳- نتایج آزمون ریشه واحد LLC (با عرض از مبدأ و روند) در سطح یک ۵۸
جدول ۴-۴- نتایج آزمون همانباشتگی پدرونی ۵۹
جدول۴-۵- آزمون انتخاب مدل مناسب برای پانل ۶۰
جد.ل۴-۶-نتایج تخمین ۶۱
جدول۴-۷- میانگین شکاف تجاری کشورها طی سالهای ۲۰۰۱-۲۰۱۱ ۶۴
جدول۵-۱-خروجی تخمین ۶۸
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار ۲-۱-تولید ناخالص سرانه داخلی ۲۴
نمودار۲-۲- درجه باز بودن اقتصاد کشورها ۲۵
جدول ۲-۳-سرمایه گذاری مستقیم خارجی ۲۷
نمودار ۳-۱- میانگین حجم مبادلات کشور با کشورهای منتخب طی سالهای ۲۰۱۱-۲۰۰۱ ۵۰
نمودار ۳-۲- ارتباط حجم مبادلات و تولید ناخالص داخلی ایران ۵۱
نمودار ۳-۳- حجم مبادلات و جمعیت ایران ۵۲
نمودار ۳-۴–حجم مبادلات و میانگین جمعیت کشورهای منتخب ۵۲
نمودار۳-۵ – حجم مبادلات و فاصله ۵۳
نمودار ۳-۶- حجم مبادلات و تشابه اقتصادی ۵۳
نمودار۴-۱-شکاف تجاری کشور ایران با کشورهای منتخب ۶۲
نمودار ۴-۲-میانگین شکاف تجاری کشورها ۶۵
نمودار ۵-۱- متوسط شکاف تجاری ۶۹
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱-مقدمه
پس از پایان جنگ جهانی دوم، تجارت بین الملل رشد سریعتری به خود گرفت به طوری که طی سالهای اخیر رشد تجارت جهانی سریعتر از تولید جهان بوده است . در این میان سهم کشورهای توسعه یافته در تجارت، رشد فزاینده تری نسبت به کل تجارت داشته است. به عبارتی تجارت بین الملل به نحو گسترده ای به عنوان یکی از اجزای اصلی در دستور کار تمام کشورها قرار گرفته و فشار عوامل اقتصادی و رشد فوق العاده تکنولوژی های ارتباطی و مخابراتی، نوع جدیدی از مناسبات تجاری بین کشورها و مناطق مختلف جهان را فراهم آورده است . همچنین رشد تجارت کالا و نیز سرمایه گذاری های خارجی، نقش این عوامل را در رشد اقتصادی کشورها فوق العاده افزایش داده است(سوری و تشکینی ، ۱۳۹۰،۱۳۶). از اینرو تئوری یکپارچگی اقتصادی دلالت بر آزاد سازی تبعیض آمیز تجارت دارد و به صورت تجارت ترجیحی گروهی از کشورهای یک منطقه یا یک قاره با اعمال تبعیض تجاری علیه سایر کشورهای جهان تعریف می شود . یکپارچگی اقتصادی به صورت نوعی سیاست بازرگانی جهت کاهش محدودیتهای تعرفه ای تجارت میان کشورهای عضو اتحادیه به منظور ارتقای رشد و توسعه اقتصادی می باشد. البته در مورد تئوری یکپارچگی اقتصادی، نظریات مختلفی از سوی اقتصاددانان مطرح شده است. موافقان بر این باورند که با ایجاد طرح یکپارچگی اقتصادی و پیوند میان گروهی از کشورها، مبادلات تجاری و همکاری های اقتصادی بین این کشورها افزایش می یابد. در این حالت، منابع اقتصادی این کشورها یک کاسه می شود و یک سیستم اقتصادی بزرگتر حاصل می شود . گسترش اندازه بازار و تفاوت در الگوی هزینه ها، باعث تقسیم کار و تخصیص مجدد منابع شده و در نهایت افزایش اشتغال، افزایش تولید و افزایش رفاه را برای کشور به ارمغان خواهد آورد(شهرستانی و حیدری ، ۱۳۸۹، ۵).
در مطالعه حاضر به پتاسیل تجاری کشور ایران جهت تشکیل یکپارچگی تجاری با کشورهای منتخب پرداخته شده است تا از این رهگذر بتوان شکاف تجاری موجود را ارزیابی کرد.تحقیق حاضر در ۵ فصل تدوین شده است :
در فصل اول کلیات تحقیق و چارچوب کلی آن از جمله بیان مسئله اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیات و نهایتا روش مقتضی جهت پاسخ به سوال اصلی تحقیق آمده است
در فصل دوم سعی شده است مسئله پتانسیل تجارت خارجی از ابعاد مختلف بررسی گردد از اینرو ابتدا به ادبیات تحقیق پرداخته شده است و سپس مروری بر مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور داشته‌ایم
در فصل سوم ، پس از استخراج داده های مورد نیاز ، با توجه به ماهیت داده ها ، روابط منطقی حاکم برآنها و همچنین مطالعات مورد بررسی در فصل دوم بهترین و مناسب ترین روش تحقیق انتخاب و توضیح داده شد.
در فصل چهارم پس از تبیین مدل اقتصاد سنجی و تصریح الگوی مناسب ، به روش پنل دیتا تخمین زده شد .
در نهایت در فصل پنجم نتایج حاصل از تخمین تفسیر و سپس راهکارهای مرتبط ارائه گردیده است.
۱-۲-بیان مسأله
روی آوردن به منطقه گرایی و یکپارچگی های اقتصادی از راه حلهایی است که که اقتصاد های در حال توسعه برای مقابله و رویارویی با پدیده جهانی شدن اتخاذ می نمایند و از این طریق خود را در مقابل مشکلات جهانی شدن حفظ می کنند و به مزیت رقابتی در بازار جهانی دسترسی می یابند.در واقع درک پتانسیل تجاری کشور به عنوان گامی در جهت اقتصاد جهانی می تواند با حذف موانع گمرکی ، دسترسی کشورها را به بازارهای وسیع تر عملی نماید و موانع انتقال سرمایه و فناوری را از میان بردارد و به عنوان فرصتی ، نقاط مبهم جهانی شدن اقتصاد را شفاف نماید.کشورهای در حال توسعه سعی میکنند مسائل تجاری و اقتصادی را در مقیاس کوچکتر حل و فصل کنند تا زمینه ارتقای سرمایه گذاری و رشد اقتصادی را فراهم آورند(طیبی و آذربایجانی، ۱۳۸۰، ۶۴).
کشور جمهوری اسلامی ایران نیز از شرایط ذکر شده مستثنا نبوده و نمی تواند شرایط جهانی شدن را به یکباره مورد پذیرش یا رد قرار دهد.در این خصوص یکپارچگی های مختلف اقتصادی می تواند فرصت های موجود را به منصه ظهور رساند و مشکلات و چالش های وارد شدن در فرایند جهانی شدن را شفاف نماید(شیرین زاده، ۱۳۹۰، ۳۹)
هدف اصلی در مطالعه حاضر بستر سازی برای ورود کشور ایران در تجارت جهانی است.از اینرو باید ابتدا با توجه به روند تجارت خارجی ایران در سالهای گذشته ، کشورهایی که از پتاسیل تجاری بیشتری برخوردار هستند مشخص شوند و سپس میزان پتانسیل تجاری آنها برآورد گردد.در مطالعه حاضر ابتدا کشورهایی که در دهه ی گذشته بیشترین حجم تجارت را با ایران داشته اند مورد بررسی قرار می گیرند و تاثیرات آن از طریق مدل جاذبه بر جریانات تجارت دو جانبه کشور ایران تحلیل می شود. در واقع مسئله اصلی تحقیق حاضر اینست که بین تجارت بالقوه و بالفعل کشور ایران با کشورهای منتخب شکاف فاحشی وجود دارد و از همه پتانسیل تجارت خارجی استفاده نشده است.
۱-۳- ضرورت و اهمیت تحقیق
در دنیایی که روند جهانی شدن در آن سرعت چشمگیری دارد ، منطقه گرایی بسیار با اهمیت است ، زیرا روابط درون منطقه ای می تواند تسهیل کننده ی جهانی شدن باشد.منطقه گرایی در یک ساختار مبتنی بر صلح مثبت انجام می گیرد و غالبا ار روند های غیر سیاسی شروع می شود تا در نهایت به روند های حقوقی و سیاسی منتهی شود.(سیمبر، ۱۳۸۷ ، ۱۱۴).
متنوع نمودن درآمد های صادراتی و کاهش وابستگی به درآمدهای حاصل از نفت از جمله دغدغه هایی است که همواره در برنامه های توسعه مدنظر بوده و بر مبنای آن اهداف و سیاستها تعیین شده و اقداماتی نیز صورت گرفته است.به رغم توفیقات در گسترش صادرات غیر نفتی ، همچنان وابستگی به صادرات نفتی در کشور ادامه دارد. از جمله اقدامات به منظور گسترش صادرات غیر نفتی شناسایی بازارهای هدف است. برای شناسایی بازار های هدف لازم است که تواناییهای بالقوه ای که این بازارها برای صدور کالاهای ایرانی دارند ، تعیین شوند.در پی شناسایی بازارهای هدف (بویژه اگر این بازارها منطقه ای باشند که به دلیل کاهش هزینه های حمل و نقل شرایط مساعدتری را برای کالاهای ایرانی در رقابت با کالاهای مشابه خارجی فراهم خواهد کرد ) می توان با این کشورها به انعقاد موافقت نامه های تجاری دو جانبه و یا چند جانبه پرداخت.(شیرین زاده ، ۱۳۹۱ ،۸)
این تحقیق تلاشی است در جهت بررسی عوامل مؤثر بر حجم تجارت خارجی ایران با کشورهایی که طی دهه اخیر وزن زیادی در تجارت خارجی ایران داشته اند و نیز تعیین پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب.در واقع در پی پاسخ به این سوال هستیم که آیا ایران از تمامی ظرفیت صادراتی و وارداتی خود استفاده کرد است ؟ و شکاف تجار با کدام کشورها بارزتر است؟

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است