پژوهش – شناسایی وتبیین رابطه بین هوش هیجانی با عملکرد شغلی کارکنان ۹۳- قسمت …

نحوه اداره
در فرایند ارزیابی پس از تعیین اهداف ارزیابی باید اقدام به تعیین استانداردهای مورد نظر نموده، سپس باید فعالیتهای انجام شده و عملکرد افراد در این رابطه مورد بررسی قرار گیرد و سپس از آن ارزیابی مقایسه بین عملکرد با استاندارد انجام پذیرد. سپس نتایج بدست آمده را با کارکنان در میان گذاشته و مورد تجزیه و تحلیل قرار دارد .(نعامی،۱۳۸۱).
۲-۲-۱۰- سنجش عملکرد:
سنجش عملکرد به دو صورت ذهنی و عینی انجام می شود. در پژوهش حاضر سنجش ذهنی عملکرد مورد نظر است که شامل ارزشیابی عملکرد توسط خود فرد صورت میگیرد.
۲-۲-۱۱- دیدگاههای عملکرد شغلی:
مردم زمانی می توانند کارهایشان را به خوبی انجام دهند که توانایی و انگیزش لازم را داشته باشند. شرایط سازمانی می تواند این ویژگی شخصی را افزایش دهد و یا با ایجاد موانع و گرفتاریهای ممکن عملکرد شغلی مطلوب را پایین آورد. سه متغبر توانایی ،انگیزش، و گرفتاریها در شکل ۲-۲ ارائه شده اند(اسپکتور۲۰۰۰).
نمودا۲-۲: رابطه بین توانایی، انگیزش و گرفتاریهای سازمانی با عملکرد شغلی(اسپکتور۲۰۰۰)
چنانچه نمودار ۲-۲ نشان می دهد عملکرد خوب نیازمند توانایی و انگیزش است. گرفتاریهای سازمانی مثل آموزش کافی با عملکرد خوب تداخل پیدا میکند.
۲-۲-۱۱-۱- توانایی و عملکرد:
بیشتر تلاشهای روان شناسان صنعتی و سازمانی در امر گزینش کارکنان بر تعیین تواناییهای لازم برای مشاغل معین و یافتن افرادی که چنین تواناییهایی را دارا هستند متمرکز استبرای این منظور در ابتدا روش های تحلیل شغل افراد محوری برای تعیین لازم (دانش، مهارتها،توانایی و ویژگیهای دیگر شخصی) برای یک شغل مورد استفاده قرار میگیرد وقتی کهKSAOS آماده میشود در گام بعدی از روشهای گزینش برای یافتن افرادی که ویژگیهای مناسب را دارا هستنداستفاده میشود.KSAOS بیشتر طرحهای گزینش برای ارزیابی تواناییها شکل گرفته اند. سر انجام علاوه بر آن ویژگیهایی که کارکنان با خود می اورند دانش و مهرتهای اضافی و مورد نیاز از طریق آموزش انجام می گیرد.به خوبی ثابت شده که حیطه های متفاوتی از توانایی با عملکرد شغلی مرتبط هستند.
به عنوان مثال گانتنبرگ، آروی ، ازبورن و جینرت( نقل از نعامی،۱۳۸۱) نشان داده اند که توانایی شناختی عملکرد را در بیشتر مشاغل پیش بینی می کند. با وجود این هر چه شغل نیازمند توانایی ذهنی بالاتری باشد ارتباط بین توانایی شناختی و عملکرد شغلی قویتر میشود.به عبارتی توانایی برای مشاغلی که نیازمند فعالیتهای ذهنی هستند(مانند مهندسی) مهمتر است تا مشاغل ساده(مانند دفتر داری)کالدول و اورایلی (۱۹۹۰) نشان دادند که هماهنگی تواناییهای افراد با مورد نیاز برای یک شغل که از طریق تحلیل شغل بدست می آیداستراتژی مفیدی برای افزایش عملکرد شغلی محسوب KSAOSمیشود.
آنها همچنین نشان داده اند که کارکنانی که تواناییهایشان با مشاغلشان هماهنگند بیشتر خشنود هستند.این نتایج با این اندیشه که عملکرد شغلی ممکن است به خشنودی شغلی منجر شود هماهنگ است کارکنانی که ویژگیهای لازم را برای عملکرد مطلوب دارا هستند در شغل خود موفق میشوندو در نتیجه خشنود تر می شوند.
۲-۲-۱۱-۲- انگیزش و عملکرد:
انگیزش یک ویژگی فردی است ، اما می تواند هم از فرد شاغل و هم از شرایط محیطی نشات بگیرد.تلاشهای سازمانی برای افزایش نیروی کار بیشتر بر مداخله های محیطی استوار است تا گزینش فردی.به طور نظری در ابتدا باید انگیزش را در متقاضیان کار سنجید و آنهایی را که از بالاترین سطوح انگیزشی برخوردارند گزینش کرد با وجود این روان شناسان صنعتی و سازمانی بیشتر گزینش خودشان را براساس ارزیابی تواناییها متمرکز می کنند تا انگیزش افراد. برای افزایش انگیزش کارکنان باید به ساختار شغل ،سیستمهای تشویقی و طرحهای تکنولوژی توجه ویژه داشت.
۲-۲-۱۱-۳- ویژگی شخصی و عملکرد:
چندین ویژگی از ویژگیهای کارکنان با عملکرد شغلی ارتباط دارند و حتی ممکن است توانایی انجام شغل را نیز تحت تاثیر قرار دهند. در بیشتر مواقع تفکیک اثرهای توانایی از اثرهای انگیزشی در عملکرد شغلی مشکل است به عنوان مثال افراد با سطح توانایی بالا ، سطح بالایی از انگیزش را نیز دارا هستند. همزمان با این که تواناییها ی افراد به عملکرد خوب و تشویق منجر میشود ، انگیزش آنها برای عملکرد نیز بالا می رود. افراد با توانایی بالا ممکن است به دلیل برخورداری از مهارت بالا یا تلاش بیشتر و یا هر دو عملکرد بهتری داشته باشند و توانایی شناختی ( استدلال ریاضی و کلامی) عملکرد شغلی را در بسیاری از مشاغل پیش بینی کند .
در اینجا “پنج ویژگی شخصیتی عمده” مورد بررسی قرار می گیرند که بسیاری از محققان معتقدند که اینها ابعاد عمده شخصیت انسانها را تشکیل می دهند.
۲-۲-۱۲- پنج ویژگی عمده و عملکرد:
بسیاری از روان شناسان امروزه معتقدند که شخصیت انسان به وسیله پنج حیطه به نام ” پنج عامل بزرگ” یعنی: برون گرایی، ثبات هیجانی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و تجربه پذیری، تعیین می شود.(باریک و مانت۷،۱۹۹۱) در جدول ۱-۲ هر کدام از این حیطه ها بطور مختصر توصیف شده اند.
جدول۱-۲ توصیف حیطه های پنج بعد بزرگ شخصیت (باریک و مانت۷،۱۹۹۱)

توصیف حیطه
برون گرایی حراف ، خود اعمال، اجتماعی
ثبات پذیر هیجانی مضطرب، افسرده،غمگین، نگران
توافق پذیری قابل انعطاف،اهل همکاری، مودب
وظیفه شناسی سختکوش، دارای انگیزه موفقیت، مسئولیت پذیر، قابل اتکاء
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

اسید هیومیک با کلات کردن عناصر ضروری سبب افزایش جذب عناصر شده و باروری خاک و تولید در گیاهان را افزایش می دهد (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸). به علاوه نفوذ پذیری غشاهای گیاهی و جذب ریز مغذی ها را افزایش می دهد. همچنین جذب نیتروژن خاک را افزایش داده و موجب تحرک بیشتر عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم شده و دسترسی آنها را برای سیستم رشد گیاه آسان تر می سازد و جذب این عناصر را بیشتر می کند (یولکان، ۲۰۰۸). در خصوص نحوه اثر اسید هیومیک گزارش های متعددی وجود دارد اما می توان اثر آن را به دو دسته تقسیم کرد: اثر مستقیم به عنوان یک ترکیب شبه هورمونی (زانگ و اروین، ۲۰۰۳) و اثر غیر مستقیم به صورت افزایش جذب عناصر غذایی از راه ویژگی کلات کنندگی، احیاکنندگی و حفظ نفوذ پذیری غشا (شریفی و همکاران، ۲۰۰۲) افزایش متابولیسم ریز جانداران، بهبود وضعیت خاک و افزایش رشد ریشه و ساقه (آتیه و همکاران، ۲۰۰۲؛ کوپر و همکاران، ۱۹۸۸).
مشاهدات نشان می دهند که اثرات اسید هیومیک روی خاک و گیاه از بقیه نمونههای غیر آلی ماندگارتر است. گزارش شده است غلظتهای کم اسید هیومیک طول ریشه، رشد گیاه، جذب رطوبت و مواد مغذی را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. اما مقادیر مواد مغذی بیشتر در خاک خواص مواد هیومیک را در بهبود رشد به تأخیر می اندازند (یولکان، ۲۰۰۸). توسعه بیشتر ریشه گندم به ویژه در ابتدای فصل رشد از اهمیت ویژهای برخوردار است. اسید هیومیک به عنوان یک اسید آلی حاصل از هوموس و سایر منابع طبیعی از طریق اثرات هورمونی و بهبود جذب عناصر غذایی، سبب افزایش زیست توده ریشه و اندام هوایی می شود (سبزواری و همکاران، ۱۳۸۸).
۱-۲-۱۰-۳- خواص اسید هیومیک
ساختار خاک را سبک و به ریشه زایی بهترکمک می کند.
باعث نگهداری بیشتر آب درخاک می شود.
مقاومت به شوری، کم آبی و سرما را افزایش می دهد.
از سمیت کودها و عناصر اضافی موجود درخاک می کاهد.
سرعت جوانه زنی بذر را افزایش می دهد.
به بهبود کیفیت محصول کمک می کند.
pH اسیدی این محصول به اصلاح خاکهای قلیایی کمک می کند.
با کمک به رشد سریع باکتریهای مفید در خاک، به انحلال و آزادسازی عناصر ماکرو ومیکرو کمک کرده و در نتیجه نیاز به کودهای شیمیایی را به نحو محسوسی کاهش میدهد.
با طبیعت سازگار است و خطری برای گیاه و یا محیط زیست نداشته و برعکس به حفظ توازن خاک کمک می کند.
مقاومت گیاه را در مقابل انواع بیماریها افزایش داده و نیاز به مصرف سموم را به نحو محسوسی کاهش می دهد.
اما مهمترین خاصیت اسید هیومیک این است که از یکطرف به انحلال و آزادسازی عناصر تثبیت شده بخصوص در خاکهای قلیایی کمک می کند و از طرف دیگر همانند یک مخزن عناصر اضافی موجود در محیط را در خود ذخیره نموده، به موقع در اختیار ریشه می گذارد و بدین ترتیب گیاه متعادلی را می پروراند (داعی، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹).
۱-۲-۱۱- علف های هرز
تا کنون تعاریف متعددی برای علفهرز ارائه شده است. تعاریف قدیمی، علف های هرز را گیاهی می دانند که از لحاظ زیبایی یا استفاده بیارزش بوده یا فواید آن هنوز کشف نشده است. در تعاریف جدید نیز این گیاهان “نامطلوب” تلقی می شوند. انجمن علمی علفهای هرز اروپا هر گیاه یا رستنی، به استثنای قارچها، را که در اهداف یا نیازمندیهای انسان اختلال ایجاد کند را علفهرز نامیده است. از نظر انجمن علوم علفهای هرز آمریکا نیز علفهرز گیاهی است که در جای نامطلوب میروید. بر اساس تعاریف ذکر شده، انسان به علفهایهرز به چشم گیاهان مضر و آسیبرسان نگاه می کند، زیرا علف های هرز در فعالیتهای کشاورزی ایجاد اختلال می کنند (زند و همکاران، ۱۳۸۳). این ویژگی علفهایهرز باعث شده تا در انسان تصوری منفی نسبت به آنها ایجاد شود و آنها را موجوداتی رقابت کننده، مهاجم و سارقان محصولات زراعی خود تلقی نمایند و تنها در اندیشه نابودی آنها باشد (زند و همکاران، ۱۳۸۳)
تاثیر نامطلوب علفهای هرز بر روی رشد گیاهان زراعی را تداخل یا معارضه می گویند که به صورت رقابت مستقیم(برای نور، آب و مواد غذایی) و آللوپاتی است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۷۱). علفهای هرز به طور مستقیم عملکرد گیاهان را کاهش داده و به طور غیر مستقیم هزینههای محصولات کشاورزی را از طریق انرژیی که صرف آنها می شود افزایش می دهند (میرشکاری، ۱۳۸۵). کشاورزان در سراسر دنیا در مزارع و باغات خود با علفهای هرز دست به گریبان می باشند. شرایط محیطی در نقاط مختلف کره زمین سبب شده است که جهت کنترل علفهای هرز استراتژیهای متناسب با هر منطقه در نظر گرفته شود (زند و همکاران، ۱۳۸۳).
با ازدیاد و کمبود میزان عرضه غذا، هر بخش از اراضی حاصلخیز باید مورد توجه خاص قرار گیرند و در این راستا تلفات محصول توسط علفهای هرز قابل تحمل نخواهد بود(بوند و تورنر، ۲۰۰۵). محدودیت در انتخاب گیاه زراعی در هر منطقه موجب کاهش تناوب و تنوع زراعی و در نتیجه کاهش فشار انتخابی بر جوامع علفهای هرز می گردد، به طوری که امروزه بسیاری از نظامهای زراعی به شدت ساده شده و امکان سازگاری بیشتر را برای علفهای هرز فراهم ساخته است (بوت و همکاران، ۲۰۰۳).
هنگامی که دو گیاه یا بیش از آن منبعی را که تمامی نیاز آنها را تامین نکند مشترکاً مورد استفاده قرار دهند برای آن منبع رقابت ایجاد می شود. گیاهان با جذب منابع از محیط خود رشد می کنند. تناسبی که معمولاً بین رشد و مصرف منابع ملاحظه می شود به درک اثراتی که دو گیاه مجاور روی هم دارند کمک می کند، زیرا بوتههای مجاور می توانند با رقابت در جذب منابع هم به طور مستقیم سبب کاهش مصرف منابع توسط گیاه اصلی شوند و هم به صورت غیر مستقیم بر ظرفیت جذب گیاه اثر گذارند. یک گیاه مجاور زمانی داری اثر رقابتی بر گیاه هدف است که میزان فراهمی منبع را برای گیاه هدف و همچنین میزان مصرف منبع توسط گیاه هدف را کاهش دهد (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۳؛ ۱۳۸۰؛ کازرونی و همکاران، ۱۳۸۵).
۱-۲-۱۲-۱- اثر علفهای هرز بر نظامهای زراعی و غیر زراعی
با وجود اینکه در برخی از به اثرات مثبت علفهای هرز در تامین غذا، تهیه داروهای گیاهی و الیاف مورد نیاز انسان اشاره شده، اما عمدتاً بر تاثیر منفی علفهای هرز تاکید شده است. هر چند علفهای هرز تنها ۱/۰ درصد از گیاهان خشکیزی را شامل می شوند، باعث خسارت اقتصادی قابل توجهی می شوند. خسارت علفهای هرز را به ۹ گروه دستهبندی نمود: ۱) خسارت ناشی از رقابت آنها با گیاهان زراعی ۲) افزایش هزینه تولید ۳) کاهش کیفیت گیاهان زراعی و محصولات دامی ۴) افزایش هزینههای فرآوری محصولات ۵) اختلال در مدیریت آبیاری ۶) تهدید سلامت انسان ۷) کاهش گزینههای تناوبی ۸) کاهش ارزش زمین ۹) کاهش زیبایی محیط.
خسارت سالانه ناشی از علفهای هرز بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. بر اساس گزارشهای موجود با وجود اینکه سالانه بیش از ۳ میلیون تن آفت کش در دنیا مصرف می شود، خسارت ناشی از آفات، بیماریها و علفهای هرز تا قبل از برداشت محصول حدود ۴۰% است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی در حال توسعه و توسعه نیافته بیش از انواع توسعه یافته است. خسارت علفهای هرز در نظامهای کشاورزی توسعه یافته ۵% و در انواع توسعه نیافته، ۲۵% است (کوچکی، ۱۳۸۷).
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- ۱-تاثیر نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت
در ذرت کمبود نیتروژن بر روی خصوصیات مورفولوژیک تاثیر منفی دارد به طوری که در آزمایشات مشاهده شده است که کمبود نیتروژن، وزن دانه در بلال، تعداد دانه در بلال، هزار دانه و در نهایت عملکرد دانه در ذرت را به طور معنی داری کاهش می دهد (منووکس و همکاران، ۲۰۰۵). طبق گزارش وجید و همکاران (۲۰۰۷) افزایش نیتروژن از ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار بر صفاتی مانند تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت تأثیر معنی‌دار داشت. قاسمی و اصفهانی (۲۰۰۵) با اعمال مقادیر مختلف نیتروژن در ذرت افزایش معنی داری در تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه و به موازات آن عملکرد دانه مشاهده کردند. قاسمی پیر بلوطی و همکاران (۱۳۸۱) نیز همچنین گزارش کردند که وزن هزار دانه و عملکرد دانه در ذرت تحت تأثیر مقادیر مختلف نیتروژن قرار گرفتند. از طرفی گزارش مجیدیان و غدیری (۱۳۸۱) نشان داد که افزایش نیتروژن باعث افزایش طول بلال، قطر بلال، عملکرد بیولوژیکی و تعداد دانه در ردیف بلال شد. ولی شاخص برداشت تحت تأثیر نیتروژن قرار نگرفت. زعفریان و همکاران (۱۳۸۳) اظهار نمودند که اثر تراکم بوته بر عملکرد دانه، وزن هزار دانه و تعداد دانه در ریف بلال معنی دار بود.
۲-۱-۲- ضرورت کاربرد به موقع نیتروژن
کود نیتروژن معمولا تاثیر مثبت بر عملکرد و اجزاء عملکرد غلات و به ویژه ذرت دارد. مصرف مناسب و به موقع این کود می تواند بر روی عملکرد گیاه تاثیر مثبتی داشته باشد. با مصرف به موقع این کود می توان میزان پروتئین دانه را افزایش داد، علاوه بر این زمان مناسب مصرف کود ازت می تواند بر روی قدرت جوانه زنی بذرها نیز تاثیر داشته باشد .همچنین توزیع نیتروژن به موقع در زمانی که نیاز گیاه به این عنصر زیاد باشد باعث افزایش عملکرد و بهبود کارایی نیتروژن می گردد (قهرمان و همکاران،۱۳۷۷).
۲-۱-۳- تقسیط نیتروژن
بررسی ها نشان می دهد که مصرف کود اوره به صورت سرک به دلیل کاهش تلفات ناشی از شستشوی ازت مناسب تر است. همچنین در بررسیهای انجام شده در مورد مصرف چند مرحله ای کود، کارآیی مصرف ازت افزایش پیدا کرده است (کوچکی و همکاران، ۱۳۷۵). جلیز و همکاران (۲۰۰۳) در بررسی زمان اعمال نیتروژن بر گیاه ذرت بالاترین عملکرد را در زمان کاربرد۴۰ درصد کود نیتروژن در هنگام کاشت و ۶۰ درصد در هنگام ۸-۶ برگی گزارش نمودند و نتیجه گرفتند که جذب نیتروژن در شرایط سالهای خشک در میان تیمارها متفاوت نبود ولی معمولاً بیشترین کارایی نیتروژن در تیمار تحت تقسیط نیتروژن در سالهای مرطوب به دست آمد. پژوهشی مزرعه ای در استان فارس نیز، نشان داد که بهترین شیوه تقسیط نیتروژن در کشت ذرت به صورت:۲۵ درصد همزمان با کاشت، ۲۵ درصد در مرحله ۷-۵ برگی، ۲۵ درصد در مرحله ی ۱۴-۱۲ برگی و باقیمانده در مرحله ظهور گل تاجی می باشد (سیدی، ۱۹۹۹). زارع مهذبیه و همکاران (۱۳۸۹) دریافتند که کاربرد تقسیطی کود نیتروژن در گندم به صورت ۲/۱ در زمان کاشت و ۲/۱ زمان پنجه دهی سبب بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک شد.
همچنین موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) در طی آزمایشی گزارش کردند که بیشترین عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی سه مرحله(یک چهارم هنگام کاشت، یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت و یک چهارم ۴۵ روز پس از کاشت) بدست می آید و بیشترین تعداد بلال در تیمار یک دوم زمان کاشت و یک دوم ۲۵ روز پس از کاشت به دست می آید. همچنین کمترین میزان عملکرد دانه ذرت در هکتار، شاخص سطح برگ، ارتفاع، وزن چوب بلال، وزن بلال و عملکرد زیست توده از تقسیط کود نیتروژن طی دو مرحله یک دوم در زمان کاشت و یک دوم در۴۵ روز پس از کاشت به دست میآید.
رئیس سادات (۲۰۰۱) با استفاده از شیوه توزیع یک سوم کود نیتروژن در زمان کاشت و دو سوم بقیه زمانی که ارتفاع گیاه به ۹۰ سانتیمتر رسید، بیشترین میزان تعداد دانه در هر بلال و عملکرد نهایی دست یافت. گرچه نیتروژن توسط ریشهی ذرت تقریباً در تمام مراحل عمر گیاه صورت می گیرد، لیکن در مرحلهی اولیه رشد، گیاه به نیتروژن کمتری نیاز دارد، در حالی که وقتی گل آذینهای نر و ماده در مرحله ظهور هستند، نیاز به نیتروژن به حداکثر می رسد. به طور کلی ذرت یکی تا دو هفته قبل از گل دادن و سه تا چهار هفته پس از آن حداکثر نیاز را به نیتروژن دارد (هاردر و همکاران، ۱۹۸۲). زمان ظهور گل ماده در گیاه ذرت مرحله بحرانی است، زیرا در این زمان تعداد تخمکهای که تلقیح مشوند تعیین می گردد و تنش آب و مواد غذایی در طی این دوره به شدت روی عملکرد تأثیر خواهد گذاشت. هاردر و همکاران (۱۹۸۲) و کریمی (۱۳۸۷) گزارش کردند که زمان استفاده از کود نیتروژنی برای گیاه ذرت نقش مهمی بر میزان عملکرد دارد. ذرت در حدود یک تا دو هفته قبل از تشکیل بلال و همچنین سه تا چهار هفته بعد از تشکیل بلال احتیاج مبرمی به جذب نیتروژن دارد. لذا اگر کود نیتروژن به عنوان سرک یک ماه بعد از سبز شدن به مزرعه داد شود بسیار موثر خواهد بود. زیرا بعد از این زمان بلال در اکثر ارقام تشکیل می شود. داران و همکاران (۲۰۰۰) نتیجه گرفتند حداکثر سودی که از کاربرد دیر هنگام کود نیتروژن به دست می آید بستگی به شدت کمبود نیتروژن در خاک دارد. به عبارت دیگر هر چه شدت کمبود نیتروژن در خاک بیشتر باشد. الهابک (۱۹۹۶) و کراتا و همکاران (۲۰۰۲) به این نتیجه دست یافتند که هر چه میزان مصرف کود نیتروژن در زمان کاشت کمتر باشد، عملکرد بیشتر افزایش پیدا می کند.
۲-۲- ۱- بررسی اثر اسید هیومیک بر خصوصیات فیزیولوژیک گیاهان زراعی
کود آلی اسید هیومیک، در بهبود وضعیت فتوسنتز تاثیر می گذارد و پیرو آن تنفس هم یک رابطه مستقیم با فتوسنتز دارد و از آن سو این عوامل فیزیولوژیکی باعث ذخیره و حفظ مواد جامد محلول مانند قندها در برگ و انتقال آن به میوه گیاه می شود (نری و همکاران، ۲۰۰۲)، اسید هیومیک سبب تداوم بافتهای فتوسنتز کننده شده و عملکرد دانه را افزایش می دهد (قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). ولف و همکاران (۱۹۸۸) بیان داشتند یک همبستگی قوی مثبت بین وزن خشک دانه و مقدار دوام سطح برگ وجود دارد و تأیید کردند که سبزبمان برگ به اندازه تولید برگ در تعیین عملکرد دانه اهمیت دارد. هیومیک اسید از طریق اثرات مثبت فیزیولوژیک از جمله اثر بر متابولیسم سلولهای گیاهی و افزایش غلظت کلروفیل برگ باعث افزایش عملکرد گیاهان می شود (ناردی و همکاران، ۲۰۰۲). اسید هیومیک با در اختیار گذاری عناصر غذایی مفید مانند فسفر و پتاسیم در جهت نمو گیاه دخالت دارد و از آنجا که به خاطر اسیدی بودن این ماده آلی در جذب عناصر میکرو از خاک و در اختیار گذاری این عناصر برای گیاه دخالت دارد و همچنین پیرو آن عناصر میکرو باعث بهبود وضعیت متابولیسم گیاه شده و تولید میوه در بوته را تحریک می کند (صالحی و همکاران، ۱۳۸۹). افزایش عملکرد با استفاده از مواد آلی، احتمالاً ناشی از عرضه عناصر غذایی، بخصوص نیتروژن و بهبود خواص فیزیکی خاک می باشد (بهدانی و همکاران، ۱۳۸۴). افزایش پارامترهای رشد و عملکرد توسط اسید هیومیک بعلت وجود کربن در ساختار هیومیک اسید است که باعث تنظیم چرخه کربن شده و عناصر غذایی نیتروژن و فسفر و سولفور را آزاد می کند و نیاز گیاه به کود شیمیایی را کاهش می دهد (یولیکن، ۲۰۰۸). اسید هیومیک به عنوان منبع مواد آلی با افزایش ظرفیت نگهداری آب و بهبود بافت خاک همچنین جذب بیشتر عناصر غذایی بعلت توسعه بیشتر ریشه و تحریک رشد گیاه و اثر هورمونی بر عملکرد گیاه، اثر دارد (نجاد، ۲۰۰۱ و زانگ، ۲۰۰۳).
۲-۲-۲- تأثیر اسید هیومیک بر عکس العملهای رشدی و صفات زراعی گیاهان
طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد (کوثر، ۱۹۸۵). در آزمایشی دیگر بر روی گندم کاربرد اسید هیومیک به صورت محلول پاشی موجب افزایش ۲۴ درصدی عملکرد در این گیاه شد (دلفین و همکاران، ۲۰۰۵). کاربرد اسید هیومیک در محلول غذایی موجب افزایش رشد شاخه، ریشه و محتوای نیتروژن در شاخساره (تن و نوپامورن بودی، ۱۹۷۹) و از بین رفتن کلروز در برگ های ذرت گردید (فرناندز، ۱۹۶۸). در یک بررسی دیگر تأثیر اسید هیومیک روی نوعی گیاه علوفه ای نشان داد که اسید هیومیک به طور معنی داری سرعت فتوسنتز، توسعه زیست توده ریشه و محتوی عناصر غذایی گیاه را افزایش می دهد، که این افزایش به ویژه در غلظت ۴۰۰ میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بود (لیو و همکاران، ۱۹۹۶). در مطالعه دیگر معلوم شد که اسید هیومیک بیش از اسید فولویک و هیومین بر فعالیت کلروفیل b اثر می گذارد (یانگ و همکاران، ۲۰۰۴). آیاس و گالسر (۲۰۰۵) گزارش کردند که اسید هیومیک از طریق افزایش در محتوای نیتروژن گیاه سبب افز ایش رشد، ارتفاع و به تبع آن عملکرد بیولوژیک می شود. نتایج یک آزمایش نشان داد که استفاده از اسید هیومیک می تواند اثرات مثبتی را بر عملکرد دانه ذرت و برخی از صفات زراعی مرتبط با عملکرد دانه داشته باشد، که این اثرات می تواند در نتیجه اثرات فیزیولوژیکی آن باشد. کاربرد ۳۵۰۰ و ۴۵۰۰ گرم در هکتار اسید هیومیک به دلیل گسترش بیشتر سطح برگ و دوام سطح برگ بالاتر، عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به سایر تیمارها به همراه داشت. این افزایش عملکرد به افزایش طول بلال و تعداد دانه در ردیف مربوط بود ( قربانی و همکاران، ۱۳۸۹). همچنین این مواد دارای خاصیت شبه هورمونی هستند، که در گیاهان موجب افزایش جوانه زنی، سرعت طویل شدن ریشه ها، تسریع در رشد شاخه ها و تحریک طویل شدن نهالهای جوان می شود (تن، ۲۰۰۳). شریف (۲۰۰۲) در بررسی اثر اسید هیومیک بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم دریافتند که اضافه کردن ۵/۰ تا ۱ کیلوگرم در هکتار هیومیک اسید به ترتیب عملکرد دانه و عملکرد ماده خشک گندم را افزایش داد. اضافه کردن ۵/۰ کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک عملکرد دانه را ۲۵ درصد نسبت به شاهد بالا برد. اسید هیومیک در غلظتهای کم و در کنار سایر کودها از جمله NPK اثر مطلوبتری بر عملکرد داشت. شریف و همکارن (۲۰۰۳) در آزمایشات مزرعهای مشاهده نمودند که کاربرد اسید هیومیک به میزان ۵/۰ و ۱ کیلوگرم در هکتار همراه با کود NPK عملکرد ذرت را افزایش داد و احتمالا بدلیل اثر هیومیک اسید بر روی خواص خاک می باشد که منجر به افزایش رشد می شود (سیباندا و یانگ، ۱۹۸۹). خالد و فاوی (۲۰۱۱) در کاربرد محلول پاشی اسید هیومیک بر روی رشد گیاه ذرت دریافتند که محلول پاشی هیومیک اسید به میزان ۱/۰ درصد بیشترین وزن خشک ذرت را نشان داد. محققین در یک آزمایش گلخانهای اثر اسید هیومیک را بر وزن تر و خشک و عملکرد یولاف بررسی کردند و دریافتند کاربرد ۱۰۰ میلی گرم هیومیک اسید به ازای هر گلدان وزن تر و خشک گیاه را به طور معنی داری افزایش داد (میشرا و سرواستاوا، ۱۹۸۸). محققان در استفاده از اسید هیومیک دریافتند این کود آلی با افزایش مواد فتوسنتزی و بالا رفتن درصد قند و مواد جامد محلول باعث افزایش کیفیت محصول برنج شد (نری و همکاران، ۲۰۰۲).

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

سامانه پژوهشی – تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

۲-۳-۱- خسارت علفهای هرز در ذرت
اولین پی آمد وجود علفهای هرز در کنار گیاهان زراعی افزایش تراکم جامعه گیاهی است که موجب محدودیت آب، مواد غذایی و نور می شود که در نهایت موجب کاهش عملکرد می گردد. مقدار کاهش عملکرد ناشی از تداخل علفهای هرز بسته به گیاه زراعی، علف هرز و شرایط رشدی کاملاً متفاوت است (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). گیاه ذرت در مراحل اولیه رشد خود از حساسیت بیشتری نسبت به رشد علفهای هرز برخوردارست. رشد گیاه ذرت در ۳ تا ۴ هفته اول نسبتا کند می باشد و در طی همین دوره علفهای هرز می توانند رشد کرده و بر ذرت غالب شوند و با آن رقابت کنند. حداکثر رقابت علفهای هرز با ذرت طی ۶-۲ هفته پس از کاشت صورت می گیرد و پاک نگهداشتن مزرعه از وجود علفهای هرز در این دوره از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است (راشد محصل و همکاران، ۱۳۸۰).
ایوانز و همکاران (۲۰۰۳)، گزارش کردند که وزن صد دانه ذرت همبستگی منفی با مدت زمان تداخل علفهای هرز و همبستگی مثبت با مدت زمان عاری از علفهای هرز دارد. هم چنین گزارش شده است که تداخل علفهای هرز بر تعداد دانه در بلال تأثیر معنی داری دارد و با افزایش مدت زمان تداخل علف های هرز تعداد دانه در بلال در مقایسه با شاهد بدون رقابت به طور معنی داری کاهش می یابد. بنابراین به طور متوسط تعداد دانه در ردیف در تیمار تداخل علفهای هرز در مقایسه با تیمار وجین علفهای هرز ۱۷ درصد کاهش می یابد (حسینی و همکاران، ۱۳۸۸).
بر اساس مطالعات رادوسویچ (۱۹۸۸) عدم کنترل علفهای هرز در مزارع ذرت، عملکرد دانه ذرت را متناسب با تراکم گیاه تاج خروس از ۳۵ تا ۴۰ درصد کاهش داد. آقا علیخانی و همکاران (۱۳۷۸) دریافتند که آغاز زود هنگام رقابت تاج خروس با ذرت عملکرد دانه را ۵۸ درصد کاهش داد، در حالی که با ۱۲ روز تأخیر در رویش تاج خروس افت عملکرد به ۴۱ درصد و با سبز شدن آن در مرحله ۴ تا ۵ برگی ذرت میزان افت عملکرد به ترتیب به ۴۱ و ۱۹ درصد کاهش یافت. نیتو و اگوندیس (۱۹۸۲) در مکزیک در مورد خسارت ناشی از انواع علفهای هرز نشان دادند که وجود علفهای هرز پهن برگ مخصوصاً انواع تاج خروس، عملکرد ذرت را تا بیش از ۹۰ درصد کاهش داد، در حالی که مقدار کاهش عملکرد ذرت به دلیل رقابت گراسهای یکساله تنها ۲۶ تا ۶۹ درصد بود. یاکوولف و همکاران (۱۹۷۶) کاهش عملکرد ذرت را در اثر رقابت علف هرز اویارسلام ۱۷ تا ۲۰ درصد گزارش کردند. در یک بررسی مشخص شده که وجود علفهای هرز تا ۳ هفته بعد از سبز شدن ذرت، کاهش معنی داری را در عملکرد ذرت سبب نمی شود، ولی وجود علفهای هرز برای مدت ۵ هفته بعد از سبز شدن ذرت موجب کاهش معنی دار عملکرد ذرت می شود (ویزانتینوپلوس و همکاران، ۱۹۹۸).
۲-۳-۲- نقش ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
رقابت اثر متقابل کلیدی است که توسط آن پویایی و ساختارهای جمعیت و جامعه تعیین می گردد(بوت و همکاران، ۲۰۰۳) و مقدار کاهش عملکرد گیاه زراعی تا حدی زیادی به تعداد علفهای هرز رقابت کننده و وزن آنها بستگی دارد. تعداد و وزن اجزای اصلی رقابت به شمار می روند و عواملی نظیر زمان حضور علفهای هرز نقش تعدیل کنندهای به عهده دارد (راشد محصل و موسوی، ۲۰۰۶). صالحیان و همکاران (۲۰۰۳) معتقدند که برای نشان دادن کاهش عملکرد گیاهی به واسطه رقابت علفهای هرز، از میان دو فاکتور تراکم و بیومس علفهای هرز، شاخص بیومس از دقت بالاتری برخوردار است. بیشتر علف های هرز بیش از میزان مورد نیاز از عناصر غذایی استفاده می کنند و در نتیجه این مصرف کننده های لوکس ممکن است بیشتر از گیاه زراعی از کود بهره ببرند. با وجود اینکه عناصر غذایی موجب بهبود رشد گیاه زراعی می شوند، مطالعات زیادی نشان داده اند که افزودن کود بیشتر به نفع علف های هرز بوده است (توماس و همکاران، ۲۰۰۲ و لیندکویست وهمکاران، ۲۰۰۷). . علف های هرز نه تنها مقدار نیتروژن در دسترس برای محصولات زراعی را کاهش می دهند بلکه رشد تعداد زیادی از گونه های علف هرز با زیاد شدن سطوح نیتروژن خاک، افزایش می یابد (بلک شیو و همکاران، ۲۰۰۳).
بدیهی است که گیاهان زراعی و علف های هرز پاسخ های متفاوتی به سطوح عناصر غذایی خاک نشان می دهند. در میان تمام عناصر غذایی، نیتروژن عنصری است که در رابطه با رقابت علف های هرز بیشترین نگرانی را ایجاد می کند و در مورد تاثیر نیتروژن بر رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز تحقیقات زیادی انجام شده است. اکافر ودی داتا (۱۹۷۶) دریافتند که افزایش نیتروژن در برنج بیشتر به نفع اویار سلام ارغوانی[۱] است و موجب کاهش جدب نور، کاهش شاخص سطح برگ و کاهش عملکرد دانه برنج شد. همچنین تحقیقات دیگر نشان داد که زیست توده سلمه تره و خردل وحشی به طور چشمگیری با افزایش نیتروژن خاک از ۲۰ تا ۱۲۰ میلی گرم در خاک، افزایش یافت و هر دو علف هرز بیش از گندم به افزایش نیتروژن واکنش مثبت نشان دادند (اقبال و رایت، ۱۹۷۷). بلک شاو و همکاران (۲۰۰۳) گزارش کردند که با افزایش نیتروژن خاک از صفر به ۲۴۰ میلی گرم در کیلوگرم خاک، زیست توده خردل وحشی، ۸/۷ برابر افزایش یافت.
جلالی و همکاران (۱۳۸۹) بیان کردند که کاربرد ۵۰ کیلو گرم نیتروژن در هکتار در مزرعه ذرت سبب تولید حداکثر بیوماس علف هرز شد. آنها بیان کردند که جذب مقادیر بالای نیتروژن به وسیله علف های هرز (بویژه تاج خروس) در مراحل اولیه توسعه ریشه ذرت یک فاکتور مهم در رقابت محصول – علف هرز محسوب می گردد. ین و همکاران (۲۰۰۵) طی آزمایش های خود دریافتند که بعضی از علفهای هرز نسبت به گیاهان زراعی معمولا کودهای شیمیایی را سریع تر و به مقدار نسبتاً بیشتری جذب می کنند که این امر باعث کاهش مقدار کود قابل جذب برای گیاه زراعی می شود.
با افزایش میزان کود ازته از صفر تا ۱۳۴ کیلوگرم ازت در هکتار، عملکرد گندم به میزان ۶/۶ درصد افزایش نشان داد، در حالیکه در همین وضعیت وجود ۳۲ بوته یولاف در متر مربع باعث کاهش عملکرد به میزان ۵/۱۹ درصد می شود (زیمدال، ۱۹۸۰). گاهی اوقات وجود ازت در خاک سبب شکستن دوره رکود بذر علفهای هرز شده و به این ترتیب سبب افزایش تراکم علفهای هرز می شود، که در این صورت توان رقابتی علفهای هرز افزایش می یابد (سوانتون و ویز، ۱۹۹۱). در آزمایش دیگری، تاثیر تداخل علف هرز بر عملکرد ذرت در تیمار نیتروژن کم نسبت به نیتروژن بالا بیشتر بود (تولنار و همکاران، ۱۹۹۴).
۲-۳-۳- نقش زمان کاربرد ازت در رقابت گیاهان زراعی با علف های هرز
معمولاً استفاده از کود نیتروژن به صورت پایه باعث تحریک جوانه زنی علف هرز شده و رقابت بین گیاه زراعی و علف هرز را تشدید کرده و استقرار گیاهچه را به خطر می اندازد. می توان با مدیریت صحیح این خطر را کاهش داد، یکی از روش های مدیریتی در این مورد، تأخیر در زمان کاربرد کود نیتروژنه است که مانع از تحریک جوانه زنی علفهای هرز می گردد (مرادی و همکاران، ۱۳۸۹). در این حالت بذر علفهای هرز زمانی جوانه می زنند که گیاه زراعی مقداری رشد کرده و قدرت رقابت بیشتری با علف هرز خواهد داشت (مهدی زاده کوزری، ۱۳۸۹). در این صورت کارایی استفاده از کود در گیاه افزایش می یابد زیرا گیاه در اوایل رشد از ذخیره خود استفاده کرده و نیاز زیادی به کود ندارد، کود دهی در اول فصل ضمن هدر رفتن از طریق آبشویی، باعث تحریک جوانه زنی و افزایش تراکم علف های هرز و متعاقبا افزایش خسارت آنها می شود (جوانمرد، ۱۳۸۹).
مرادی و همکاران (۱۳۸۹) در آزمایشی بیان کردند که مصرف و زمان مصرف کود بر روی جمعیت علفهای هرز و رشد گیاه زراعی گندم اثر معنی داری داشته است. همچنین تأخیر در دادن کود اوره و مصرف در زمان ۳ برگی نسبت به مصرف در زمان کاشت باعث کاهش جمعیت علفهرز و افزایش وزن بوته گندم شده است. بیشترین و کمترین اثر کود نیتروژن به ترتیب بر جمعیت گیاه یولاف و خردل وحشی است (مرادی و همکارن، ۱۳۸۹). نتایج آزمایش دوسالهای نشان داد که جمعیت و گونههای غالب علفهای هرز بصورت معنی داری تحت تأثیر روشهای مختلف تقسیط کود نیتروژن قرار گرفت. بدین صورت که در تقسیط معمولی(۷۵+۲۵)، نسبت به سایر روشهای تقسیط جمعیت علفهای هرز بصورت معنی داری کمتر بود(آینه بندان، ۲۰۰۸). بنابراین انتظار می رود که دادن کود بصورت تقسیطی در بهترین زمان ممکن که گیاه زراعی به آن نیاز مبرمی دارد ضمن افزایش عملکرد، کاهش خسارت علف های هرز را به همراه خواهد داشت.
۲-۳-۴- نقش اسید هیومیک در رقابت ذرت با علف های هرز
تأثیر اسید هیومیک بر رشد گیاه ممکن است به صورت مستقیم( افزایش وزن خشک گیاه ) و یا به صورت غیر مستقیم ( افزایش راندمان مصرف کود و کاهش فشردگی خاک ) باشد. اسید هیومیک با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی، ظرفیت نگهداری آب در خاک و همچنین ایفای نقش، روی نفوذ پذیری غشاء به عنوان ناقل پروتئین، فعال کردن تنفس، چرخه کربس، فتوسنتز و تولید اسید آمینو اسید و آدنوزین تری فسفات باعث افزایش رشد گیاهان می شود (اویسی و قوشیچ، ۱۳۹۱). همچنین از طریق افزایش تقسیم سلولی و رشد گیاه، جوانه زنی و قوه نامیه بذور، جذب مواد غذایی توسط گیاه، رشد ریشه، مقاومت گیاه به خشکی، مقاومت به آفات و بیماریها، میزان ویتامینها و آنزیمها در گیاه و درصد جوانه زنی بذور باعث افزایش کمیت و کیفیت محصولات زراعی از جمله گندم، ذرت و . . . . می شود. همچنین سبب بهبود فیزیکی و شیمیای و بیولوژیکی و تجدید حیات خاک می گردد ( می هیو، ۲۰۰۴؛ جوز و همکاران، ۱۹۸۸). با توجه به خواص اسید هیومیک، کاربرد این ماده آلی باعث افزایش توان رقابتی گیاه زراعی نسبت به علف های هرز باشد.
ویتا و همکارن (۲۰۱۰) در آزمایشی با محلول پاشی ۲ بار اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت در جوانه های غوطه ور برنج دریافتند که کاربرد اسید هیومیک در تراکمهای پایین علف هرز باعث افزایش فعالیت ریشه، افزایش رشد محصول و افزایش بنیه بذر می گردد، که در نتیجه این عمل علفهای هرز سرکوب می شوند. علاوه بر این، دوبار محلول پاشی برگ با اسید هیومیک در ۳۰ و ۴۵ روز پس از کاشت سبب افزایش رشد محصول می شود، دلیل این امر توانایی رقابت بهتر گیاه برنج نسبت به علف های هرز می گردد.
۲-۳-۵- اثر متقابل اسید هیومیک و نیتروژن در رقابت ذرت با علف های هرز
در ساختمان شیمیایی اسید هیومیک ازت به دو فرم نیتروژن و اسید آمینه موجود است. از سوی دیگر باعث افزایش تداوم اثر ازت و جلوگیری از شستشوی آن در خاک شده که در نهایت کارایی اثر ازت[۲] را افزایش می دهد (جیحونی، ۱۳۸۹). پینتون و همکاران (۲۰۰۸) اثر مواد اسید هیومیک را در جذب نیترات توسط ریشه ذرت مطالعه کردند. نتایج بررسی این محققان نشان داد که اسید هیومیک جذب نیترات و فعالیت آنزیمATP آن را در غشاء پلاسمای سلولهای ریشه به طور معنی داری افزایش داد که به نظر می رسد فعال شدن پمپ پروتون غشاء پاسخ اولیه به اسید هیومیک در جذب عناصر غذایی باشد.کایزر و اعظم (۱۹۸۵) طی آزمایشی روی گندم دریافتند که اسید هیومیک به میزان ۵۴ میلی گرم در لیتر، ۵۰ درصد افزایش در طول ریشه و ۲۲ درصد افزایش در ماده خشک را به همراه داشت و همچنین جذب نیتروژن هم در حضور اسید هیومیک افزایش معنی داری نشان داد. تحقیقات نشان داد که هر گونه افزایش در وزن ریشه در دسترسی بهتر عناصر خاک و بنابراین بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک نتیجه می دهد (لیو و کوپر، ۲۰۰۰). کاربرد اسید هیومیک به همراه نیتروژن در گیاهان زراعی سبب کاهش رشد، عدم دسترسی به مواد غذایی از جمله نیتروژن و کاهش توان رقابتی علفهای هرز می گردد.
فصل سوم
مواد و روش
۳-۱- زمان و مکان مورد آزمایش
آزمایش در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود واقع در بسطام اجرا گردید.
۳-۲- موقعیت شهر بسطام از نظر جغرافیایی
شهر بسطام در عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی و طول جغرافیایی ۵۴ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است و میانگین ارتفاع آن از سطح دریا ۱/۱۳۴۹ متر است. بر اساس تقسیم بندی اقلیمی منطقه بسطام دارای اقلیم سرد و خشک است.
۳-۳- خصوصیات خاک مورد آزمایش
قبل از انجام عملیات آماده سازی زمین و اجرای نقشه آزمایش، به منظور تعیین بافت خاک و وضعیت عناصر غذایی از جمله نیتروژن، فسفر و پتاسیم از عمق ۳۰-۰ سانتیمتری در ۱۰ نقطه از خاک مزرعه نمونه برداریهایی به طور تصادفی صورت گرفت. برای این منظور از هر نقطه معادل یک کیلوگرم خاک جدا گردید، سپس نمونه های جمع آوری شده را روی هم ریخته و مخلوط کرده و نهایتاٌ یک نمونه مرکب یک کیلوگرمی که در بر گیرنده کل نمونههاست جهت تجزیه به آزمایشگاه منتقل شد. نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک در جدول (۳-۱) نشان داده شده است.
جدول۳-۱- نتایج تجزیه شیمیایی و فیزیکی خاک مزرعه

عوامل مورد تجزیه عمق (سانتیمتر) هدایت الکتریکی (ds/m) اسیدیته خاک (pH) ازت کل (%) کربن آلی (%) منیزیم قابل جذب(me/l)
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

شکل۴-۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن بلال ………………………………………………………………………………۵۳
شکل۴-۱۰- اثر کنترل علف هرز بر وزن بلال ……………………………………………………………………………۵۴
شکل۴-۱۱- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۵
شکل۴-۱۲- اثر اسید هیومیک بر تعداد ردیف دانه در بلال ………………………………………………………۵۶
شکل۴-۱۳- اثر کنترل علف هرز بر تعداد ردیف دانه در بلال ……………………………………………………۵۷
شکل۴-۱۴- اثر کنترل علف هرز بر تعداد دانه در بلال ……………………………………………………………..۵۸
شکل۴-۱۵- اثر تقسیط نیتروژن بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………..۶۱
شکل ۴-۱۶- اثر کنترل علف هرز بر قطر چوب بلال …………………………………………………………………۶۱
شکل۴-۱۷- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۲
شکل۴-۱۸- اثر کنترل علفهرز بر وزن خشک چوب بلال ……………………………………………………….۶۳
شکل۴-۱۹- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن خشک چوب بلال ……………….۶۳
شکل۴-۲۰- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن صد دانه ………………………………………………………………………۶۵
شکل ۴-۲۱- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر وزن صد دانه ……………………………..۶۶
شکل۴-۲۲- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………….۶۸
شکل ۴-۲۳- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد دانه ……………………………………………………………………..۶۸
شکل۴-۲۴- اثر تقسیط نیتروژن بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۵- اثر کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک ………………………………………………………………۷۱
شکل۴-۲۶- اثر متقابل اسید هیومیک و کنترل علف هرز بر عملکرد بیولوژیک…………………………۷۲
شکل۴-۲۷- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد علفهای هرز …………………………………………………………….۷۶
شکل۴-۲۸- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر تعداد کل
علفهای هرز ………………………………………………………………………………………………………………………………۷۷
شکل۴-۲۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن خشک کل علفهای هرز ……………………………………………۷۹
شکل ۴-۳۰- اثر متقابل دوگانه تقسیط نیتروژن و اسید هیومیک (AB) بر وزن خشک
کل علفهای هرز …………………………………………………………………………………………………………………………۸۰
فصل اول
مقدمه و کلیات
۱-۱- مقدمه
ذرت یکی از مهمترین گیاهان زراعی است که اهمیت زیادی در تغذیه انسان، دام، تغذیه و طیور دارد. ذرت به علت موارد مصرف زیاد و کیفیت و ارزش غذایی بالا در سطح وسیعی از جهان کاشت می شود و بعد از گندم و برنج سومین گیاه زراعی مهم دنیا است و اهمیت آن هم به علت پر محصولی و هم به علت قابل کشت بودن آن در محدوه وسیعی از جهان می باشد (خواجه پور، ۱۳۸۰). در سالهای اخیر به منظور کاهش واردات سالیانه ذرت تلاش زیادی برای افزایش سطح زیر کشت آن صورت گرفته و تحقیقات زیادی در زمینههای مختلف مرتبط با زراعت ذرت به اجرا گذاشته شده است.
نیتروژن نخستین عنصری است که کمبود آن در مناطق خشک و نیمه خشک (به دلیل کمبود میزان مواد آلی) مورد توجه قرار گرفته است (ملکوتی و همایی، ۱۳۸۲). انتخاب بهترین منبع کودی، مقدار و زمان مصرف کودهای نیتروژندار در افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاهان زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان با وجود سهم بالای کودهای نیتروژنه، کارایی استفاده از این کودها پایین می باشد (رضایی و ملکوتی، ۱۳۸۰). در شرایط کمبود نیتروژن، فتوسنتز از راه کاهش توسعه سطح برگ و تسریع پیری برگ کاهش می یابد (کوچکی و بنایان، ۱۳۷۳). تحت شرایط کمبود نیتروژن در مرحلهی گلدهی نشانههایی مانند تاخیر در ظهور کاکل و کاهش وزن بلال دیده می شود (موچو و داویس، ۱۹۸۸). نوع و مقدار کود مصرفی با آزمایشهای خاک مشخص می شود. کودهای شیمیایی را می توان قبل از کاشت، هنگام کاشت و یا به صورت سرک مصرف نمود. تحقیقات نشان داده است که اغلب هیبریدهای ذرت عکس العمل مطلوبی به مصرف کود از خود نشان می دهند (شرما و همکاران ۱۹۸۷).
یکی از مشکلات مربوط به تولید ذرت وجود علفهای هرزی است که از طریق رقابت باعث کاهش عملکرد ذرت می گردند (فاتح و همکاران، ۱۳۸۵). علفهای هرز از طریق رقابت با گیاهان زراعی مجاور خود بر سر نور، آب و مواد غذایی عملکرد گیاهان زراعی را تحت تاثیر قرار می دهند (راجکان و سوانتون، ۲۰۰۱). علیرغم اینکه کاربرد کود در شرایط عدم رقابت منجر به افزایش عملکرد محصول زراعی می گردد از سوی دیگر موجب افزایش تراکم و بیوماس علف های هرز نیز می گردد که ممکن است افزایش تولید بذر آنها را بدنبال داشته باشد و از آنجا که تولید بذر همبستگی مثبتی با بیوماس می تواند داشته باشد لذا مصرف کود ها بخصوص نیتروژن بر تولید بذر علف های هرز موثر خواهد بود (فاوکتت و اسلیف، ۱۹۷۸ و سالاس و همکاران، ۱۹۹۷). سالاس و همکاران (۱۹۹۷) نشان دادند که نوع ترکیب کودی بکار رفته نیز می تواند بر نحوه عکس العمل علف های هرز موثر باشد.
امروزه بحث کاهش مصرف علف کشها، به علت مخاطرات زیست محیطی مصرف آنها، از جمله آلودگی آبهای زیرزمینی، بقایای علف کشها در غذا، تاثیر بر موجودات غیر هدف و نیز شیوع علفهای هرز مقاوم به علف کشها، به یک امر جدی مبدل گشته است (دیهیم فرد و همکاران، ۱۳۸۳). در بین سموم مورد استفاده در محصولات زراعی مختلف، علف کشهای مورد استفاده در کنترل علفهای هرز ذرت از شایع ترین آفت کشهای موجود در آبهای سطحی و زیرزمینی می باشند (کراف و همکاران، ۱۹۹۲و شورای ملی تحقیقات، ۱۹۸۹). بنابراین هر روشی مدیریتی که بتواند سبب کاهش مصرف این دسته از ترکیبات در زراعت ذرت شود خود می تواند گامی موثر در حفظ محیط زیست و سلامت غذا محسوب گردد. همچنین بکارگیری روشهای یک جانبه در کنترل علفهای هرز که باعث بوجود آمدن مشکلاتی در تولید محصولات زراعی، اعم از عدم کنترل مناسب علفهای هرز و نیز ظهور مقاومت می گردد، لزوم تلفیق روشهای کنترل علفهای هرز را ضروری ساخته است.
استفاده از انواع کودهای طبیعی و از جمله اسید هیومیک بدون اثرات مخرب زیست محیطی جهت بالا بردن عملکرد مفید می باشد، به طوری که مقادیر بسیار کم اسیدهای آلی به دلیل وجود ترکیبات هورمونی اثرات مفیدی در افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات کشاورزی دارند. مالکوم و واگان(۱۹۷۹) نیز نشان دادند که جذب نیتروژن در حضور اسید هیومیک افزایش می یابد. به همین دلیل اسید هیومیک در افزایش طول ریشه و وزن خشک آن بسیار موثر است. تحقیقات نشان داده است که هر گونه افزایش رشد ریشه در دسترسی بهتر عناصر غذایی خاک و بالا بردن حاصلخیزی و باروری خاک موثر خواهد بود. به طور کلی کاربرد اسید هیومیک می تواند سبب کاهش مصرف کودهای شیمیایی و باعث کاهش آلودگی محیط زیست شود و چنین گفت که استفاده از اسید هیومیک علاوه بر افزایش در عملکرد ذرت، می تواند نقش به سزایی را در جهت نیل به اهداف کشاورزی پایدار ایفا کند. هدف از این تحقیق بررسی کاربرد اسید هیومیک به طور ترکیبی با تقسیط کود نیتروژن برروی گیاه ذرت و همچنین بر روی پتانسیل رقابتی ذرت با علف های هرز است که تا کنون تحقیقی انجام نشده است.
۱-۲- کلیات
۱-۲-۱- اهمیت غلات در تغذیه انسان
از ۳۵۰ هزار گونهی گیاهی موجود بر روی زمین، تنها ۱۵۰ گونه آن به عنوان گونههای غذایی مورد استفاده قرار می گیرند که از این تعداد فقط ۱۵ گونه در سطح تجاری تولید و بخش عمده عرضه غذا در بازار جهانی را تشکیل می دهند (گالاگر، ۱۹۸۴). بنابراین، غلات حایل بین بشر و گرسنگی هستند. مشارکت گندم در تأمین پروتئین مورد نیاز بشر برابر مجموع مشارکت پروتئین ناشی از گوشت، شیر و تخم مرغ است. به نظر نمی رسد غلات در آینده جایگزینی داشته باشند (ایوانز، ۱۹۹۳). غلات مهمترین گیاهان غذایی کره زمین و تأمین کننده ۷۰ درصد غذای مردم کره زمین می باشند. گندم و برنج روی هم تقریباً ۶۰ درصد انرژی مورد نیاز بشر را تأمین می کنند به طور کلی بیش از انرژی و پروتئین مورد نیاز بشر از غلات تأمین می شود (گالاگر، ۱۹۸۴) و براستی غلات پایه اصلی تغذیه و بقای بشر به شمار می روند (امام، ۱۳۸۳). گیاهان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، تقریباً کل غذای مورد نیاز بشر را تأمین می کنند.
۱-۲-۲- اهمیت اقتصادی ذرت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.