پایان نامه عوامل مؤثر بر ارتکاب جرم زنان درجامعه

دلایل روان شناختی متفاوتی در شکل گیری و ارتکاب جرم تاثیر دارد. زنان نسبت به مردان در گرایش به جرم، کمتر پیشقدم می شوند اما چرا؟ یک دلیل آن وجود هورمون تستوسترون در مردان است. دومین علت آن بافت و نظام فرهنگی زنان جامعه است. همچنین عوامل بازدارنده ای هستند که زنان احساس می کنند انجام چنین رفتاری در شان یک خانم نیست. در مقابل مرد براحتی دست به رفتارهای پرخطر می زند. مساله بعدی، محدودیت های جسمی است که باعث می شود زنان کمتر به ارتکاب جرم گرایش داشته باشند.[۱]

اما این که چرا برخی زنان به سمت ارتکاب جرم گرایش پیدا می کنند، دلایل متفاوتی دارد. دلیل اول، وجود اختلال شخصیتی – روانی در این زنان است.در واقع فرد توانمندی هایی در خودش احساس می کند و به موجب آن مرتکب جرم می شود.مثلا قبلا نمی توانست از قید و بند خانواده اش رها شود اما حالا که دانشجو شده این طور فکر می کند تا هرساعتی که بخواهد می تواند بیرون از خانه باشد. در چنین افرادی با این طرز تفکر، احتمال بروز جرم بیشتر است. چون با مهارت هایی که برای مقابله با رفتارهای خانواده شان پیدا کرده اند، راحت تر می توانند آنها را فریب دهند.[۲]

دلیل دیگر، عقده ها و ناکامی های گذشته است. فردی که عقده های روانی دارد و احساس حقارت می کند، براحتی مرتکب جرم می شود. مثلا دختری که در گذشته دوستی داشته که در ازدواج به او خیانت کرده است، از پسران انتقام می گیرد.در واقع این عقده ها دختران را به سمت بزه های رفتاری می کشاند.مساله سوم، فضا و محیطی است که زنان در آن رشد کرده اند. افرادی که رفتارهای پرخطر داشته اند، براحتی دیگران را نیز به سمت ارتکاب رفتار مجرمانه سوق می دهند. مساله چهارم، محرومیت های اجتماعی است.وقتی زنی احساس می کند بار مالی خانواده به دوش اوست. و باید درآمدزایی کند، ممکن است به سمت جرم برود.دلیل دیگر گرایش برخی زنان به ارتکاب جرم، ضعف ساختار شناختی است. برخی زنان به علت نداشتن تصور شناختی و تحلیل درست، فریب زنان دیگر را می خورند و با باور حرف های آنها درباره رفاه و امکانات مالی، به سمت ارتکاب جرم می روند.[۳]

مسئله ای مهم، نبود ارتباط عاطفی میان زنان و دختران با خانواده است. وقتی نیازهای عاطفی این افراد در خانواده تامین نشود،آنها سعی می کنند با عضویت در گروه های تبهکار، این نیاز را برطرف کنند.حال این سوال پیش می آید که چرا همه زنانی که به نوعی با مشکلات مختلفی در خانواده مواجه هستند، مرتکب جرم نمی شوند؟ دلیل آن واضح است. چون برخی افراد مهارت «نه» گفتن را بلد هستند یا پشتوانه مذهبی دارند. مذهب عامل مهم بازدارنده محسوب می شود و فرد حتی اگر نیاز مادی شدیدی هم داشته باشد، عامل بازدارنده مذهب مانع از آن می شود که به سمت ارتکاب جرم برود.[۴]

گفتار اول: عوامل و خصوصیات فردی[۵]

بی تردید یکی از عوامل مؤثر در رفتار بزهکارانه خصوصیات شخصی افراد است. عده ای از جرمشناسان تحت عناوین مجرمین مادرزادی و یا تیپ شناسی جنائی به بررسیهای مفصل در این زمینه پرداخته و معتقدند شخصیت مجرم تأثیر فراوانی در ارتکاب بزه داشته و بررسی ابعاد شخصیتی مجرمین کمک شایانی به تدوین مبانی و اصول جرم شناسی می نماید. ظهور اندیشه، آزمایش علمی شخصیت در قوانین کیفری کشورهای پیش رفته  از همین طرز فکر نشأت گرفته است، این آزمایش دارای سه بعد مختلف: پزشکی، روانپزشکی، و اجتماعی است و این آزمایش امروز، عمدتاً در مورد جوانان بزهکار متداول است.

هدف اصلی جرم شناسان و متخصصین حقوق کیفری جدید از بررسی شخصیت بزهکار ملحوظ داشتن شخص بعنوان صاحب یک حق است، نه صرفاً موضوعی جهت اعمال مجازات. بنابراین خصوصیات فردی اشخاص از قبیل سن، میزان سواد رنگ پوست، و حتی شکل ظاهری بعضی اندامها در علاقمندی یا عدم علاقمندی آنها به ارتکاب بزه مؤثر است.

بطور خلاصه شناخت طبع و سرشت افراد یکی از فاکتورهای مهم در تشخیص خلق و خوی بزهکاری در انسانهاست و این طبع و سرشت منتجه عناصر مهمی از قبیل وراثت، تعلیم و تربیت، عواطف و غیره  می باشد.

گفتار دوم :عوامل محیطی شامل عوامل اجتماعی به معنای خاص و عوامل جغرافیائی و خانوادگی و غیره[۶]

تأثیر عوامل محیطی بر رواج بزهکاری امری مسلم و تردید ناپذیر است. همانطور که قبلاً اشاره شد این عوامل شامل شرایط خانوادگی، عوامل جمعیتی و عوامل طبیعی یا جغرافیائی است.

بجرأت می توان گفت عامل نخست از مؤثرترین عوامل در ازدیاد یا کاهش میزان جرائم است. خانواده آینه شخصیت کودکان است. در کانونهای خانوادگی ناهمگن که معمولاً عواطف خانوادگی ضعیف و مخدوش است افراد بزهکار بیشتر پرورش می یابند. بعنوان مثال به اعتقاد همه محققان و حقوقدانان طباق و ایجاد گسیختگی بین همسران، از عوامل مؤثر در پرورش افراد بزهکار بوده و در این قبیل خانواده ها بدلیل محرومیت فرزندان و نوجوانان از عواطف و ملاطفت های خانوادگی و مهر و محبت مادران، کودکان بخشونت گرائیده و بعضاً تمایلات رفتار مجرمانه یا بزهکاری در آنها بروز میکند. همچنانکه عوامل جمعیتی نیز نقش مؤثر دارد. توسعه شهرها و تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ نیز از عوامل محیطی جرمزا محسوبند. بدین توضیح که در شرایط تراکم جمعیت امکانات و سیعتری برای ارتکاب جرم در دسترس اشخاص قرار می گیرد. بنابراین تراکم جمعیت و گمنامی و تحرک که برای مجرمین امکان فرار از چنگال قانون را فراهم می سازد نباید نادیده گرفت. آمار منتشره در کشورهای پیش رفته حکایت از این دارد که وقایع بزهکارانه مهم در شهرها بیشتر از محیطهای روستائی و در بین شهرها آنجا که تراکم جمعیت بیشتر است موارد ارتکاب جرم فراوانتر می باشد.

منظور از عوامل طبیعی و جغرافیائی عواملی از قبیل آب و هوا و سرزمین و تغییرات جوی و غیره است که می تواند در رشد روح بزهکاری یا تخفیف آن مؤثر باشد. مثلاً وجود مخفیگاهها و یا محلهای دور افتاده و یا جنگی و رودخانه پرآب و بالاخره خرابه ها و ابنیه مخروبه از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم محسوبند.

جرائم ارتکابی توسط زنان به لحاظ کیفیت و کمیت در سال های اخیر تغییراتی داشته است. در جرائم قدیمی که زنان اکنون مرتکب می شوند مثل سرقت یا قتل با افزایش چندان زیادی مواجه نیستیم اما درخصوص جرایم جدید بویژه جرایم مربوط به فضای مجازی، مشارکت زنان بیشتر است و به نوعی در مجموع افزایش جرائم زنان در مقایسه با مردان خطرناک و نگران کننده تلقی می شود. نوع جرائمی که در این سال ها رو به افزایش بوده، جرائم مربوط به مسائل جنسی، فضای مجازی و معاونت با مردان در قاچاق و مصرف مواد مخدر، تشکیل باندهای سازمان یافته و حتی سرقت است.[۷]

بنابراین می توان گفت جرائم فضای مجازی توسط زنان نسبت به مردان با افزایش قابل توجهی روبه روست. چرایی این موضوع به پدیده های صنعتی برمی گردد.فناوری ضمن این که فرصت هایی را برای سازندگی فراهم می سازد، زمینه های تخریب را هم مهیا می کند.[۸]

تکنولوژی مربوط به رایانه بویژه اینترنت حس کنجکاوی را تحریک می کند و از سوی دیگر چون حراست و مراقبت از افراد در زمان استفاده از این فناوری و امکان اعمال کنترل اجتماعی کمتر است، افراد مستعد بیش از بقیه به ارتکاب جرایم مربوط به آن روی می آورند. هک کردن، سرقت اطلاعات، انتشار تصاویر مستهجن و بسیاری جرائم دیگر، با بهره گرفتن از همین فناوری بوقوع می پیوندد.فضای مجازی ارتکاب جرائم را برای همه جوانان ایجاد کرده است و در واقع جوانان نسبت به افراد مسن تر، نقش فعال تری در این زمینه دارند. در گذشته طبق آمار، زنان ۲۰ درصد جرایم ارتکابی را به خود اختصاص می دادند و ۸۰ درصد بقیه جرم ها را مردان مرتکب می شدند اما در سال های اخیر، روند جرایم زنان بیشتر شده و نقش زنان در هر ده هزار فقره جرم به چهار تا پنج هزار مورد افزایش یافته است.[۹]

درمورد جرایم سنتی نیز، با افزایش این جرائم مثل رابطه غیراخلاقی، مصرف مواد مخدر، شوهر کشی، سقط جنین و بچه کشی مواجه هستیم. چون این جرائم کمتر آشکار می شوند معمولا در آمارها بازتاب واقعی ندارند. ضمن آن که به نظر می رسد جامعه نیز چندان درصدد کشف اسرار مجرمانه برای تمام آحاد بویژه کسانی که اشاره کردیم، نیست و با تساهل و تسامح با این موضوع برخورد می کند و جز با شعار، حرکتی عملی از خود بروز نمی دهد. اگر این روال ادامه یابد، بتدریج جامعه بی تفاوت می شود و آسیب هایی نظیر مصرف مواد مخدر و برقراری روابط غیراخلاقی و نامشروع جنبه عادی پیدا می کند.[۱۰]

 پایان نامه : بررسی جرم شناختی جرایم زنان و راه های پیشگیری از آن

مقاله - متن کامل - پایان نامه

[۱] گسن، ریمون. روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل جرم، ترجمه علی حسین نجفی ابرندآبادی، مجله تحقیقات حقوقی، دانشگاه شهید بهشتی، شماره ۲۰ ۱۹ ، ۱۳۷۶ ،ص۹۷

[۲] همان،ص۹۸

[۳] نجفی ابرند آبادی، علی حسین؛ پیشگیری عادلانه از جرم، مندرج در علوم جنایی (مجموعه مقالات در تجلیل از دکتر آشوری  تهران، سمت، ۱۳۸۳، چاپ اول،ص۳۶

[۴] احمدی، حبیب، جامع هشناسی انحرافات، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، ۱۳۸۴ ،ص۶۰

 

www.blogylaw.com  سایت [۵]

همان[۶]

[۷] احمدی خراسانی، نوشین، فصلنامه ی زنان، نشر توسعه، ۱۳۸۰ ،ص۲۱

[۸] همان،ص۲۲

[۹] بخشی فروزنده، علی، فصل نامه ی امنیت اجتماعی، شماره ی ۱، سال سوم،.۱۳۸۵،ص۹۸

[۱۰] همان،ص۹۹