بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در شرکت‌های …

روش تحقیق از جهت طرح تحقیقنهایتاً با عنایت به اینکه داده‌های اصلی تحقیق در کار میدانی بر مبنای عملکرد گذشته و داده‌های تاریخی (Historical Data) مندرج در صورت‌های مالی به‌دست‌آمده است، طرح تحقیق ” پس رویدادی ” است.
جامعه آماری
جامعه آماری مربوط به این تحقیق شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار بوده است که شرایط زیر را دارا باشند:
۱) سهام شرکت از سال ۸۸ تا ۹۲ در بورس اوراق بهادار تهران معامله‌شده باشد.
۲) نماد معاملاتی شرکت به تابلوی غیررسمی منتقل نشده باشد.
۳) نماد معاملاتی شرکت فعال و برای حداقل یک‌بار در سال معامله‌شده باشد.
۴) سال مالی شرکت به پایان اسفندماه ختم شود و در دوره موردمطالعه تغییر سال مالی نداده باشد.
۵) اطلاعات مالی شرکت در دوره موردمطالعه در دسترس باشد.
۶) شرکت باید در گروه شرکت‌های واسطه‌گری مالی نباشد.
شرکت‌هایی که اطلاعات موردنیاز جهت محاسبه متغیرهای تحقیق را ارائه ننموده‌اند، از جامعه مطالعاتی حذف و درنهایت ۱۲۵ شرکت به‌عنوان جامعه مطالعاتی تحقیق برای یک دوره ۵ ساله انتخاب شدند.
حجم نمونه و کفایت آن
شرکت‌هایی که اطلاعات موردنیاز جهت محاسبه متغیرهای تحقیق را ارائه ننموده‌اند، از جامعه مطالعاتی حذف و درنهایت ۱۲۵ شرکت به‌عنوان جامعه مطالعاتی تحقیق برای یک دوره ۵ ساله انتخاب شدند. سپس با توجه به جدول مورگان، تعداد نمونه موردنظر۹۰ شرکت می‌باشد که با استفاده از روش تصادفی ساده، نمونه‌ تحقیق را به دست آوردیم؛ بنابراین حجم نهایی نمونه۴۵۰ سال-شرکت بوده است که به‌عنوان داده‌ها در آزمون فرضیه‌ها استفاده‌شده‌ است.
حجم نمونه موردنظر با استفاده از جدول مورگان به‌دست‌آمده است. جدولی که به نام جدول مورگان معروف است یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای محاسبه حجم نمونه آماری است. جدول مورگان درواقع حاصل زحماتی است که Robert v. Krejcie و Daryle w. Morgan کشیده‌اند و به ازای مقادیر مختلف از اندازه‌های جامعه با استفاده از فرمول کوکران نمونه را برآورد کرده‌اند.
روش نمونه‌گیری و دلیل انتخاب
روش نمونه‌گیری در این تحقیق، روش تصادفی ساده بوده است. بدین منظور جامعه آماری به شرح تعریف‌شده در بند ۳-۴ با اعداد ۱ تا ۱۲۵کدگذاری شده و با استفاده از شبیه‌سازی کامپیوتری در این بازه، ۹۰عدد انتخاب گردید. در انتها بر اساس فهرست کدگذاری شرکت‌ها، شرکت‌های متناظر با کدهای انتخاب شده به‌عنوان نمونه تصادفی آماری انتخاب و داده‌های خام عملکردی در ارتباط با آن‌ها گردآوری شد.
روش گردآوری داده‌ها
۱) روش مطالعه کتابخانه‌ای: از این روش برای تبیین مبانی نظری تحقیق و گردآوری پیشینه تحقیق استفاده می‌شود. در این راستا کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و مقاله‌های فارسی و انگلیسی موردبررسی و استفاده قرارگرفته است.
۲) روش مطالعه اسناد و مدارک: به‌منظور دستیابی به داده‌های موردنیاز برای پردازش فرضیه‌های تحقیق، از روش مطالعه اسناد و مدارک با توجه به اطلاعات ارائه‌شده شرکت‌ها استفاده‌شده است. در این راستا، صورت‌های مالی و یادداشت‌های توضیحی شرکت‌ها مورداستفاده قرارگرفته است.
۳) کاوش اینترنتی: برای تبیین بخشی از مبانی نظری تحقیق و گردآوری پیشینه تحقیق استفاده‌شده است.
ابزار گردآوری داده‌ها
الف) فیش: برای ثبت و ضبط مطالب به‌دست‌آمده در بررسی اسناد و مدارک در مطالعات کتابخانه‌ای که اعتبار و پایایی خود را در سطح بالایی حفظ می‌کند، استفاده‌شده است.
ب) جدول: جهت تلخیص داده‌ها با استفاده از اطلاعات شرکت‌ها و با توجه به اسناد و مدارک ارائه‌شده توسط آن‌ها به سازمان بورس اوراق بهادار تهران از جداول تلخیص داده‌ها استفاده‌شده است.
اعتبار ابزار تحقیق
اعتبار ابزار تحقیق: برای تعیین اعتبار محتوایی، در تحقیقات پس رویدادی از منابع یا مدارک ممیزی شده و نیز استفاده از منابع موازی که همدیگر را تائید کنند استفاده می‌شود که این کار دقت و اعتبار را بالا می‌برد. در این تحقیق هم برای تعیین اعتبار به مطالعه و بررسی صورت‌های مالی و یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی استناد شده است.
روش‌ها و ابزار تجزیه‌وتحلیل داده‏ها
در این تحقیق جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به ترتیب از ابزار و روش‌های زیر استفاده‌شده است:
۱) روش‌های آماری:
که در چهار دسته روش‌های توصیفی، روش‌های تحلیل پیش‌فرض‌ها، روش‌های تعیین ارتباط بین متغیرها و نهایتاً روش‌های تعمیم‌یافته‌ها از نمونه به جامعه آماری تقسیم می‌شوند.
الف) روش‌های توصیفی:
که در این تحقیق از جدول توزیع فراوانی، نمودار میله‌ای و هیستوگرام، نمودار پراکندگی، شاخص‌های آماری میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر، ضرایب چولگی و کشیدگی استاندارد برای توصیف نمونه آماری و توصیف داده‌ها استفاده‌شده است.
ب) روش‌های تحلیل پیش‌فرض‌ها:
ازآنجاکه به تبعیت از تحقیقات مشابه و مرتبط در این تحقیق نیز از رگرسیون خطی مرکب استفاده‌شده و در این تحلیل رگرسیونی از داده‌های عملکردی سال‌های (۱۳۸۸-۱۳۹۲) به‌عنوان یک بازه زمانی ۵ ساله و درنتیجه به روش داده‌های تابلویی (DATA Panel) استفاده‌شده است، پیش‌فرض‌های این روش به شرح زیر ارزیابی شده است:
یک) ارزیابی نرمال بودن توزیع متغیرها: از این روش برای ارزیابی نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته و مستقل تحقیق استفاده‌شده و آزمون مورداستفاده با آماره جارک- برا بوده و در مواردی که فرض نرمال بودن برقرار نبوده از تبدیل لگاریتم مجذورات متغیر بهره گرفته‌شده است.
دو) ارزیابی نرمال بودن توزیع باقی‌مانده‌ها: در این راستا از مقایسه هیستوگرام توزیع خطاها با منحنی متناظر نرمال استاندارد استفاده‌شده است. تقریباً صفر بودن میانگین و یک بودن انحراف معیار توزیع خطاها حاکی از انطباق توزیع خطاها بر توزیع نرمال تلقی شده است.
سه) آزمون ثبات واریانس‌ها: در این زمینه از آزمون وایت با فرض صفر همسانی یا برابری واریانس‌ها و نمودار پراکندگی استفاده‌شده است
چهار) استقلال خطی متغیرهای مستقل: به‌منظور ارزیابی استقلال خطی متغیرهای مستقل و به تعبیری برقراری فرض جمع‌پذیری از تحلیل همبستگی خطی پیرسون استفاده‌شده است که در آن به صفر میل کردن ضرایب همبستگی حاکی از قابل‌اغماض بودن تأثیرات متقابل متغیرها و به تعبیری استقلال خطی متغیرهای مستقل بوده است.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

سایت مقالات فارسی – بررسی رابطه بین نسبت‌های مالی و میزان موفقیت در آینده در شرکت‌های …

نسبت‌های سودآوری

‫۱۳‪.Mحاشیه‌ی ﺳﻮد ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ
‫۱۴‪.Mحاشیه‌ی ﺳﻮد ﻗﺒﻞ از ﻛﺴﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت
‫۱۵‪.Mﺑﺎزده ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ
۱۶‪.Mبازده‌ی ارزش وﻳﮋه
۱۷‪.Mحاشیه‌ی ﺳﻮد ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ
۱۸‪.Mحاشیه‌ی ﺳﻮد ﺧﺎﻟﺺ

‫ﻓﺮوش ﺧﺎﻟﺺ/ (ﺑﻬﺎی تمام‌شده ﻛﺎﻻی ﻓﺮوش رﻓﺘﻪ- ﻓﺮوش) =۱۳‪M
ﻓﺮوش ﻛﻞ/ﺳﻮد ﻗﺒﻞ از ﻛﺴﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت =۱۴‪M
‫ﻛﻞ دارایی‌ها/ﺳﻮد ﺧﺎﻟﺺ ﭘﺲ از ﻛﺴﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت =۱۵‪M
‫(ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺪﻫﻲ- ۱) / ﻧﺮخ ﺑﺎزده سرمایه‌گذاری =۱۶‪M
‫ﻓﺮوش ﺧﺎﻟﺺ/ﺳﻮد ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ =۱۷‪M
‫ﻓﺮوش ﻛﻞ/ ﺳﻮد ﺧﺎﻟﺺ ﭘﺲ از ﻛﺴﺮ ﻣﺎﻟﻴﺎت =۱۸‪M

نسبت‌های بازار سرمایه

‫۱۹‪.Mﻧﺴﺒﺖ ﻗﻴﻤﺖ ﺳﻬﺎم ﺑـﻪ درآﻣـﺪ ﻫـﺮ
۲۰M. ﺳﻮد ﻫﺮ ﺳﻬﻢ

‫ﻋﺎﻳﺪی ﻫﺮ ﺳﻬﻢ/ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﺎزار ﺳﻬﺎم =۱۹‪M
‫ ‫ ﺗﻌﺪاد ﺳﻬﺎم ﻋﺎدی/ (ﺳﻮد ﺳﻬﺎم ﻣﻤﺘﺎز- ﺳﻮد ﺧﺎﻟﺺ) =۲۰‪M

متغیر وابسته: عملکرد مالی
معیار عملکرد مالی در این تحقیق نسبت کیو توبین است، این نسبت به شرح زیر است:
ارزش دفتری دارایی‌های شرکت/(ارزش بازار سهام شرکت +ارزش دفتری بدهی‌های شرکت)=توبین Q
شایان‌ذکر است که جهت بررسی و تحلیل فرضیه اصلی دوم، نیاز به تفکیک شرکت‌ها به دودسته موفق و عدم موفق داریم، که در این پژوهش مبنای تمایز شرکت‌های موفق و ناموفق نسبت کیو توبین، است.
بدین‌صورت که در ابتدا بر اساس رابطه بالا نسبت کیو توبین را برای شرکت‌های نمونه محاسبه کرده، و آن‌ها را بر اساس مقدار صعودی به نزولی مرتب می‌نماییم، سپس شرکت‌هایی را که در ۳۰ در صد بالای نمونه قرار دارند را به‌عنوان شرکت‌های موفق و شرکت‌هایی که در ۳۰ در صد پایین نمونه قرار دارند در دسته‌ی شرکت‌های ناموفق قرار می‌گیرند.
نرم‌افزارها
با عنایت به استفاده ازسری‌های زمانی داده‌ها و به عبارتی ۵ نمونه وابسته در گردآوری داده‌ها و لزوم به‌کارگیری تحلیل‌های تابلویی جهت انجام محاسبات و تحلیل‌های آماری از نرم‌افزار Eviews و SPSS استفاده‌شده است. پیش از آن از نرم‌افزار Excel جهت پردازش اولیه داده‌ها و آماده‌سازی آن‌ها به‌عنوان متغیرهای تحقیق بهره گرفته‌شده است. بعلاوه از نرم‌افزار ره‌آورد نوین نیز برای استفاده از اطلاعات و داده‌های بورس مورداستفاده قرارگرفته است.
فصل چهارم:
یافته‌های تحقیق
 
مقدمه‏
در فصل سوم، روش کلی تحقیق، تعریف جامعه آماری، نحوه تعیین حجم نمونه و روش نمونه‌گیری، روش‌ها و ابزار گردآوری داده‌ها و نهایتاً روش‌ها و ابزار تجزیه‌وتحلیل داده‌ها موردبحث قرار گرفت. در این فصل داده‌های موردنیازی که جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق جمع‌آوری‌شده، به‌عنوان منبعی برای تجزیه‌وتحلیل استفاده شده است. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از روشهای توصیفی و استقرایی آزمون فرضیه استفاده شده است. ساختار کلی فصل حاضر بر مبنای توصیف نمونه آماری، توصیف یافته‌ها، تحلیل پیش‌فرض‌ها، تحلیل روابط بین متغیرها و نهایتاً تعمیم‌یافته‌ها از نمونه تصادفی به جامعه آماری تنظیم شده است. پیش‌فرض‌های مورد ارزیابی به‌تبع تحقیقات مرتبط یا مشابه، بر مبنای استفاده از رگرسیون خطی مرکب به‌منظور تعیین رابطه بین متغیرها موردبررسی قرارگرفته‌اند.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

علمی : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۷

در تقسیم بندی دیگر روش های قیمت گذاری را می توان به دو صورت روش های مستقیم و غیرمستقیم نام گذاری کرد. از روش های غیر مستقیم می توان به روش قیمت گذاری کیفی (روش هدانیک[۲۹]) و از روش های مستقیم می توان به روش های مربوط به تابع تولید یا تابع هزینه اشاره کرد.
۲-۷-۲-۱- روش قیمت گذاری هدانیک
روش قیمت گذاری هدانیک از قیمت یک کالا برای ارزش گذاری ویژگی های آن کالا، که در بازار به شکل رسمی معامله نمی شود، استفاده می کند. این تکنیک برای برآورد ارزش مکان های تفریحی و گردش گری، کیفیت آب و هوا و مانند آن ها استفاده می شود (باتیسک[۳۰]، ۲۰۰۷). این روش بر پایه ی ارتباط میان قیمت مشاهده شده ی کالاهای مختلف و تعدادی از ویژگی های و صفات مرتبط با این کالاهای تولید شده پایه ریزی شده است. این مدل بیان می کند که می توان کالا را بر اساس مطلوبیت حاصل از ویژگی هایش قیمت گذاری نمود. ضرایب هدانیک، قیمت های ضمنی ویژگی های کالا است. به تعبیر دیگر این قیمت ها میزان اهمیت ویژگی های موجود در کالاها را نشان می دهد.
مدل هدانیک برای قیمت، از تئوری مصرف لانکستر[۳۱] در سال ۱۹۶۶ و رزن[۳۲] در سال ۱۹۷۴ به دست آمده است و نشان می دهد که یک کالا مجموعه ای از تعداد زیاد ویژگی های مختلف است که این ویژگی ها، در ترکیب با هم، بر مطلوبیت مصرف کننده تاثیر گذار است (چین[۳۳]، ۲۰۰۳). حال اگر دو کالا ویژگی های یکسانی داشته باشند، قیمت های یکسانی نیز خواهند داشت. اگر مقدار یکی از ویژگی ها، در یکی از این کالا افزایش یابد قیمت پرداختی هم برای این کالا افزایش می یابد.
حال به دلیل محدودیت هایی که در تعیین ارزش بازاری کالاهایی مثل زمین و آب وجود دارد، از روش هدانیک برای تعیین ارزش زمین های کشاورزی آبی و دیم استفاده می شود تا بتوانیم به شکل نامستقیم قیمت آب را از قیمت زمین استخراج کنیم. این روش بیان می کند که دست کم قیمتی که فروشنده (عرضه کننده) حاضر است در قبال فروش یا اجاره زمین و آب خود دریافت کند چقدر است.
۲-۷-۲-۲- روش مستقیم
استفاده از روش تابع تولید یا تابع هزینه نیز در این دستهبندی قرار میگیرد. در این روش ابتدا به حداکثر سازی تابع سود با توجه به قید هزینه و یا حداقل سازی تابع هزینه با توجه به قید تابع تولید پرداخته می شود تا تابع تقاضای نهاده استخراج شود سپس با توجه به تابع تقاضای نهاده و معیار ارزش تولید نهایی نهاده ارزش اقتصادی نهاده تعیین می شود. روش مستقیم برای قیمت گذاری آب همان روش پارامتری است که در بالا به تفصیل توضیح داده شده است.
۲-۷-۳- روش های تجربی قیمت گذاری آب در ایران
یکی از چالش های مهم در مدیریت منابع آب کشاورزی نحوه تعیین و دریافت آب بها از مصرف کنندگان (بهره برداران و تولید کنندگان محصولات کشاورزی) می باشد. شیوه های مختلفی برای این کار وجود دارد که بسته به شرایط و محدودیت های هر منطقه، روش های آبیاری و ابزار و تاسیسات کنترل کننده و اندازه گیری مقدار آب تحویلی از آن ها استفاده می شود. در این قسمت به تشریح برخی از معمول ترین این شیوه ها که در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گرفته و در تحقیقات و مطالعات مربوط به قیمت گذاری آب چه در داخل کشور و چه در خارج به آن ها اشاره شده است، پرداخته می شود. شیوه های اخذ آب بها در دو روش کلی حجمی و غیر حجمی تقسیم بندی می شوند.
۲-۷-۳-۱- روش های حجمی
۲-۷-۳-۱-۱- روش حجمی تک نرخی
در این روش اخذ آب بها در قبال تحویل حجمی آب صورت می گیرد. برای اعمال این روش می بایستی حجم آب مصرف شده توسط کشاورز برآورد گردد. این کار نیز نیازمند به کار گیری امکانات و تجهیزات اندازه گیری دقیق حجم آب و محاسبه ی دقیق هزینه های تولید و انتقال آب می باشد. در این حالت نیاز به یک مرکز قوی کنترل کننده وجود دارد که مقادیر تحویلی و مصرف شده را کنترل کند و بر اساس آن آب بها را دریافت کند. در کشور ما سازمان آب نقش این مرکز را ایفا می کند. هر چند این روش مناسب ترین روش اخذ آب بها می باشد ولیکن هزینه ی بسیار زیاد نصب دستگاه های اندازه گیری و امکان تخریب و دستکاری در آن ها به خصوص در شبکه های روباز از مشکلات اجرای این روش می باشد. البته در مناطقی که نیروی انسانی فراوان و ارزان است، می توان از دستگاه های ساده تر که نیاز به قرائت مستمر دارد، استفاده کرد و با استخدام یک نفر برای هر چند تا دستگاه مشکل را تا حدی برطرف ساخت. ایجاد تشکل های محلی و کارامد آب بران و سپردن این مسئولیت به آنان از راهکارهای نوین و مناسب در این زمینه محسوب می شود.
در این روش اگر جریان آب به دلایلی ثابت باشد با اندازه گیری زمان جربان آب می توان حجم آب مصرف شده را تعیین کرد. در این حالت اطلاعات کمتری مورد نیاز است و می تواند در پروژه های آبیاری کوچک با تعداد استفاده کنندگان کمتر هر روز مورد استفاده قرار گیرد. اگر حجم آب تحویلی از طریق منبع آب هر ساعت رو به کاهش باشد، آن گاه قیمت موثر هر واحد آب به طور نسبی افزایش می یابد. مثال هایی از این نوع روش دریافت را می توان در ماهاراشترا[۳۴] (هندوستان)، مراکش، اسپانیا و کلمبیا نام برد (استر و همکاران، ۱۹۹۷).
۲-۷-۳-۱-۲- روش حجمی دو نرخی[۳۵] (چند نرخی)
تقاضا برای آب در تمام فصول سال یکسان نیست. از این رو تعیین قیمت یکنواخت برای تمام فصول منطق اقتصادی ندارد. در این گونه موارد روش حجمی دو نرخی به جای روش یک نرخی به کار می رود. در روش چند نرخی، نرخ های آب در مواقعی که حجم آب کشاورزی مصرف شده از یک آستانه تجاوز نماید، تغییر می کند. در این روش علاوه بر اخذ آب بها آب بر اساس حجم مصرف شده و به منظور پوشش هزینه های ثابت سرمایه گذاری در بلند مدت مبلغ ثابتی نیز سالانه از هر بهره بردار به صورت حق اشتراک[۳۶] دریافت می شود (لوفنت و تیلور، ۱۹۹۴). در کشورهای ترکیه . اسپانیا این روش قیمت گذاری آب مورد استفاده می باشد (محمدی نژاد، ۱۳۸۰).
۲-۷-۳-۲- روش های دریافت غیر حجمی
در مواردی که دریافت آب بها بر اساس روش های حجمی با مشکل مواجه است از روش های غیر حجمی[۳۷] برای این کار بهره می گیرند. مجموعه ای از روش های دریافت آب بها در این گروه قرار دارند که شامل موارد ذیل می باشد: دریافت آب بها بر حسب درصدی از محصول تولیدی[۳۸]، دریافت بر اساس سطح زیر کشت[۳۹]، دریافت بر حسب مصرف سایر نهاده ها و دریافت بر اساس حق مرغوبیت اشاره کرد.
۲-۷-۳-۲-۱- اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید
در این روش آب بهای آب به صورت کالایی (محصول تولید شده) به دو شکل ثابت یا درصدی تعیین و دریافت می شود:
کشاورزان ملزم به پرداخت مقدار ثابتی از تولید در واحد سطح می باشند. مثلا کشاورزان متعهد می شوند ۱۰ کیلوگرم شلتوک به ازای هر هکتار سطح زیر کشت برنج که از آب استفاده می کنند پرداخت نمایند.
کشاورزان ملزم به پرداخت درصدی از کل محصول تولیدی می باشند. مثلا ۶درصد از کل تولید شلتوک را در مقابل مصرف آب در تولید برنج می پردازند.
دریافت آب بها بر اساس روش اول می تواند موجب دقت بیشتر در مصرف بهینه ی آب و سایر نهاده ها شود، زیرا اگر به دلیل سوء مدیریت و کم توجهی در مصرف مناسب نهاده ها و از جمله آب تولید کاهش یابد، کشاورز همچنان موظف به تحویل مقدار معین محصول به عنوان بهای آب خواهد بود و از این بابت هزینه ی مضاعفی را تحمل خواهد کرد. برعکس، اگر تلاش کند با اعمال مدیریت بهتر تولید را افزایش دهد، در واقع سهم هزینه ی آب از قیمت تمام شده کاسته و سود خود را افزایش خواهد داد. به علاوه، در این حالت کشاورز از مصرف آب در تولید محصولاتی که خطر کاهش تولید آن ها به دلایل غیر مدیریتی از جمله مناسب نبودن شرایط آب و هوایی و در نتیجه مناسب نبودن محصول برای کشت در آن مکان وجود دارد خودداری خواهر کرد که این امر موجب مصرف بهینه آب با هدایت غیر مستقیم الگوی کشت به سمت الگوی مناسب خواهد شد. علاوه بر این، در استفاده از این روش نیازی نیست که همه ساله برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا بر اساس آن سهمیه فروشنده آب مشخص گردد. لذا، از این بابت هم هزینه کمتری بر عرضه کننده آب تحمیل می شود. بنابراین از دیدگاه مدیریت منابع آب و از جهت هزینه جمع آوری اطلاعات این روش، یک شیوه ی کارآمدتری محسوب می شود. به علاوه، در این روش خطر مخاطرات اخلاقی[۴۰] که در اغلب قراردادهای دو جانبه به وقوع می پیوندد با تعیین مقدار ثابت از محصول به عنوان آب بها از بین می رود.
در حالی که روش اول دارای مزایایی از دیدگاه مدیریت منابع آب است، لیکن استفاده از روش دریافت آب بها به صورت درصدی از کل محصول (روش دوم) برای تولید کنندگان مناسب تر است. زیرا، در این روش در سال هایی که میزان تولید کمتر است کشاورزان هم بهای کمتری پرداخت می کنند و بر عکس ، در سال هایی که تولید زیاد است، هزینه ی بیشتری در قالب تحویل محصول بیشتر را نیز می پردازند. بدین ترتیب مبلغ آب بها بر حسب مقدار تولید تعدیل شده و از این بابت فشاری بر کشاورزان وارد نمی شود و فروشنده آب هم در افزایش و کاهش تولید سهیم می گردد. علاوه بر این، این شیوه زمینه را برای تعیین آب بها بر مبنای ارزش تولید نهایی در مصرف هر یک از محصولات فراهم می نماید. به عبارت دیگر، با توجه به این که ارزش آب بر حسب درصدی از مقدار محصول تولید شده و به تفکیک هر محصول محاسبه می شود لذا، چنان چه در تعیین درصد محصول به عنوان آب بها، ارزش تولید نهایی آب مبنا قرار گیرد این روش بر اصول اقتصادی تعیین بهای آب نیز منطبق خواهد بود. اشکال این روش این است که کشاورز بهای مضاعفی برای سوء مدیریت خود در مصرف‌آب و سایر نهاده ها نمی پردازد. علاوه بر این، همه ساله می بایست برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا سهم عرضه کننده آب معلوم شود. در همین جاست که خطر بروز مخاطرات اخلاقی نیز وجود دارد. البته یک اشکال کلی در هر دو مورد وجود دارد و آن اینست که چون به طور مستقیم و روشن قیمتی برای هر مترمکعب آب تعیین نمی شود که علامتی برای کشاورز در میزان مصرف آب باشد، ممکن است آب کشاورزی جایگزین مصرف سایر نهاده های تولیدی شده و به تخصیص غیر بهینه آن منجر شود.
به طور کلی، روش اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید در مناطقی که اندازه گیری حجم آب مصرفی غیر ممکن و یا پرهزینه است، روشی مناسب است. البته با توجه به توضیحاتی که گذشت، برای استفاده از این روش داشتن اطلاعات درست در مورد محصولاتی که از آب استفاده می کنند ضروری است. به علاوه، همه ساله می بایست سهم فروشنده آب از محصول تولیدی جمع آوری شود که کاری هزینه بر می باشد. در مواردی که تعدد محصولات کشت شده در منطقه تحت پوشش منبع آب است و اطلاعات مربوط به محصول برداشت شده به راحتی قابل دسترس است استفاده از این روش مناسب است و موجب صرفه جویی در هزینه های مبادله[۴۱] می شود.
۲-۷-۳-۲-۲- اخذ آب بها بر اساس سطح زیر کشت
در این روش کشاورزان مبلغ ثابتی را برای هر هکتار زمین زیر کشت، به ازای حجم مشخص آب تحویلی توسط سازمان توزیع کننده آب می پردازند. به عبارت دیگر ارزش آب مصرفی بر حسب سطح زیر کشت معادل سازی می شود و مطابق آن کشاورزان آب بها را بر حسب سطح زیر کشت می پردازند. در این مورد حقابه های دریافتی با توجه به نوع محصول آبی کشت شده، روش آبیاری، فصل رشد گیاه و عوامل دیگر تعیین می شود. این روش با در اختیار داشتن اطلاعات مربوط به اندازه ی مزرعه و سطح زیر کشت هر محصول (در حالت تفاوت در حقابه های محصولات مختلف) به سهولت و با هزینه ی کم و بدون نیاز به اندازه گیری حجم مصرفی قابل اجرا است و سازمان توزیع کننده آب می تواند با اعمال حقابه های متفاوت برای محصولات مختلف، کشاورزان را به تغییر الگوی کشت به سوی کشت محصولات معین (مثلاً مقاوم در برابر خشکی) و ایجاد انگیزه لازم برای کشت محصولات به صورت دیم در صورت امکان پذیر بودن آن و در نتیجه کاهش تقاضا برای آب کشاورزی ترغیب نماید.
در این روش چون هزینه ی ثابتی بر اساس سطح زیر کشت اخذ می شود، لذا ممکن است توجهی به میزان آب مصرفی نشده و در نتیجه موجبات تلفات زیاد آب و کاهش بازدهی آبیاری شود.
۲-۷-۳-۲-۳- قیمت گذاری بر اساس حق مرغوبیت[۴۲]
این روش یک رهیافت کیفی در قیمت گذاری آب آبیاری می باشد. در این روش برآوردی از ارزش ضمنی آب آبیاری بر اساس افزایش ارزش زمین به خاطر وجود آب به دست می آید و معادل آن به عنوان ارزش آب یا آب بها منظور می گردد. در این روش تفاوت ارزش و یا اجاره زمین آبی با زمین دیم در یک منطقه به عنوان برآوردی از ارزش آب که در قیمت و یا اجاره زمین تاثیر می گذارد، به حساب می آید. با تقسیم اختلاف ارزش فوق بر مقدار آب (حق آبه) زمین آبی تقریبی از ارزش هر واحد آب به دست می آید.
از بررسی شیوه های مختلف اخذ آب بها چنین بر می آید که هر کدام از این روش ها در شرایط خاصی قابل استفاده هستند. از میان روش های یاد شده در مواقعی که تاسیسات و امکانات اندازه گیری حجم آب وجود داشته باشد روش تحویل حجمی مناسب تر از بقیه خواهد بود. زیرا در این روش کشاورزان آب تحویلی را بر اساس اولویت به بهترین و با ارزش ترین مورد مصرف آن تخصیص می دهند. بدین ترتیب آب بر اساس بیشترین بازدهی در میان فعالیت های مختلف تخصیص می یابد. کاربرد این روش در شبکه های آبیاری مدرن از جمله شبکه آبیاری مورد مطالعه حاضر که تجهیزات اندازه گیری حجم آب تحویلی وجود دارد، امکان پذیر است. اما در مواقعی که امکان اندازه گیری حجم آب مصرفی وجود ندارد روش اخذ آب بها بر اساس درصدی از محصول تولید شده به شرط آن که ارزش تولید نهایی آب مبنای تعیین درصد محصول به عنوان آب بها باشد و به سهولت دسترسی به اطلاعات تولیدی کشاورزان امکان پذیر باشد مناسب تر می باشد. در این حالت، در صورت نوسان قیمت محصولات میزان آب بها نیز به نسبت قیمت محصول تعدیل می شود. بنابراین، در مواقعی که قیمت گذاری آب بر اساس نوع محصول مورد نظر باشد و همچنین در زمانی که قیمت محصولات نوسان زیادی داشته باشند اخذ آب بها بر حسب درصدی از محصول مناسب تر از بقیه روش های غیر حجمی خواهد بود. از نظر سهولت در دریافت آب ها، روش دریافت بر اساس سطح زیر کشت به صورت ثابت مناسب تر از سایر روش های ذکر شده می باشد.
۲-۸- مبانی نظری تقاضا برای نهاده آب
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و تکنولوژی تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلا یک مزرعه مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های x() و از جمله نهاده آب تولید می کند و فرض کنید برای این واحد تولیدی تکنولوژی تولید در قالب یک تابع تولید به شرح زیر نمایش داده شود:

(۲-۱۷)
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir