تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۲۳

این تابع کلیه ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک ها را به جز شرط ضرورت تأمین می کند. تابع خطی متداخل در این فرم وجود دارد. علاوه بر این همانند تابع تولید ترانسلوگ، کشش های تولیدی در این تابع نیز بستگی به میزان مصرف نهاده ها دارد و مشتق آن محدودیتی از نظر علامت ندارد. این تابع سه ناحیه تولیدی را نشان می دهد. در این تابع نیز پارامترهای روابط متقابل نهاده ها برآورد می شود و در نتیجه امکان ارزیابی هم زمان اثر متقابل نهاده ها بر یکدیگر فراهم می شود. در این تابع شرط تقعر کلیت ندارد. مقادیر تولید نهایی و کشش عامل تولیدی در تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته به قرار زیر است.

(۳-۱۰) تولید نهایی
کشش جزئی عامل تولیدی

۳-۴- استخراج تابع تقاضا نهاده آب آبیاری در حالت کلی
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو، تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و فناوری تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلاً یک مزرعه تولید برنج دانه بلند مرغوب مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های x() و از جمله نهاده آب تولید می کند.
به علاوه، فرض کنید این واحد تولیدی بتواند نهاده ها را از بازار رقابت آزاد و با قیمت ri، تهیه نماید و محصول تولیدی را با قیمت P در بازار به فروش برساند. برای این واحد تولیدی سود حاصل از تولید و فروش محصول (π) به صورت زیر نشان داده می شود:

(۳-۱۱)

حال چنان چه این واحد بخواهد سود خود را حداکثر نماید، بر اساس اصول بهینه یابی می بایست هر یک از نهاده ها و از جمله آب را تا آن جا مصرف نماید که مصرف هر واحد از هر یک از نهاده ها حداقل به اندازه قیمت هر واحد از این نهاده ها به ارزش تولید اضافه نماید. به عبارت دیگر، ارزش تولید نهایی (کرانه ای) هر واحد از یک نهاده حداقل برابر قیمت آن واحد از نهاده باشد.
با زبان ریاضیات اصل مطرح شده در بالا بدین معنی است که واحد تولیدی باید رابطه (۳-۱۰) را نسبت به هر یک از نهاده ها حداکثر نماید که این کار با مشتق گیری از رابطه (۳-۱۰) نسبت به مقدار هر یک از نهاده ها و برابر صفر قرار دادن آن ها حاصل می گردد. برای مثال مقدار مصرف نهاده i ام (مثلاً آب) بر اساس رابطه زیر مشخص می گردد:

(۳-۱۲)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

متن کامل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

پیتافی و روماست[۵۳] (۲۰۰۳)، به تعیین قیمت کارای آبهای زیر زمینی و سرمایه گذاری های حفاظتی در آبریزها پرداختند که به منظور دستیابی به اهداف مطالعه خود، از روش برنامه ریزی خطی استفاده نمودند.
آبرنتی و همکاران[۵۴] (۲۰۰۰)، در دره نیجر متوسط قیمت آب را از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ برای کشت برنج معادل ۱۲۴ دلار به ازای هر هکتار در هر فصل محاسبه و بیان کردند که در این کشور قیمت آب حتی با نرخ بسیار بالای جمع آوری حق آبه ها نیز نمی تواند کل هزینه های تامین آب را پوشش دهد.
در تحقیق کالاخن و یو[۵۵] (۲۰۰۰)، ارزش آب برای مصارف صنعتی را با استفاده از توابع تقاضای آب و توابع هزینه کل شرکت ها تخمین زده است. نتایج تخمین ها نشان می دهد که ارزش بهره وری نهایی آب برای صنعت به طور متوسط ۲۰۵ یوان بر مترمکعب است. همچنین متوسط کشش قیمتی تقاضای آب صنعتی حدود ۱/۰ است که نشان می دهد قیمت گذاری اهرمی مناسب برای دولت چین به منظور استفاده کارا از آب می باشد.
هوک و تیلور[۵۶] (۲۰۰۰)، در مطالعه‌ی خود ضمن تقسیم‌بندی زمین‌های کشاورزی به پنج گروه، با به کارگیری برنامه‌ریزی خطی، قیمت سایه‌ای آب‌های سطحی را برای کشت یونجه در هر گروه به دست آوردند. نتایج این پژوهش، دامنه‌ی قیمت سایه‌ای را بین ۳۸/۴ و ۴۴/۱۵ دلار (ایکر- فوت) تعیین نمود.
آب های زیرزمینی در نیجریه توسط آچاریا و باربیر[۵۷] (۲۰۰۰) با استفاده از روش تابع تولید ارزش گذاری گردید. در این مطالعه برای دو محصول گندم و سبزیجات، توابع تولید خطی و غیر خطی با استفاده از نهاده های نیروی کار، زمین، بذر، کود و آب تخمین زده شد. با توجه به معیارهای F و R2 تعداد ضرایب معنی دار و تعداد پارامترهای کم تر، تابع تولید غیر خطی انتخاب شد. سپس با محاسبه ارزش تولید نهایی، ارزش آب به دست آمد.
جان گریگوری[۵۸] (۱۹۹۹)، در مطالعه خود در کشور آمریکا به این نتیجه رسیدند که ارزش آب بستگی به نوع زمین کشاورزی دارد و ارزش هر ایکر- فوت آب مصرفی در زمین کلاس یک برابر ۴۴دلار و در زمین کلاس ۵ برابر ۹ دلار است.
۲-۱۰- جمع بندی
در این فصل ضمن معرفی بازار آب، ویژگیهای آن بر شمرده شد. از سوی دیگر، بیان نقش آب در کشاورزی، مدیریت تقاضای آب و ابزارهای آن، قیمتگذاری آب آبیاری و اثرات آن بر مصرف و در نهایت روشهای قیمتگذاری آب آبیاری و تعیین ارزش اقتصادی این نهاده از دیگر موارد مورد توجه در این بخش است. همچنین، با بررسی مطالعات داخلی و خارجی مرتبط چارچوب اصلی مدنظر در روششناسی و متغیرهای اصلی مورد استفاده تعیین شد. با بهرهگیری از مبانی نظری ارائه شده و تجربه موجود در مطالعات پیشین، در فصل بعد روششناسی مورد استفاده در این پژوهش معرفی میشود.
فصل سوم
مواد و روشها
۳-۱- مقدمه
هدف اصلی در این پژوهش محاسبه ی ارزش اقتصادی آب آبیاری است، این کار به وسیله محاسبه ی ارزش بهره وری نهایی نهاده آب صورت می گیرد. بدین منظور ابتدا فرمهای تابعی مورد استفاده در برازش تابع تولید برنج دانه بلند مرغوب در منطقه فومنات را معرفی کرده و ویژگی های هر یک را بر می شماریم. همچنین، با استخراج تابع تقاضای آب میزان حساسیت تقاضای آب به قیمت یا همان کشش قیمتی آب به دست می آید. در آخرین بخش این فصل نیز جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری این پژوهش ارائه می شود.
۳-۲- تابع تولید
فرض کنید بتوان تکنولوژی یک واحد تولیدی برنج دانه بلند مرغوب در ناحیه فومنات را که از n نهاده ی تولید استفاده می کند، توسط تابع تولید F که حداکثر تولید Y، را در طول یک زمان مشخص نشان می دهد به صورت زیر ارائه نمود:

(۳-۱)

که در آن، بردار مقادیر نهاده های تولید است. این عبارت متناظر با مجموعه ی امکانات تولید Y(مجموعه تمامی ترکیب های ممکن نهاده ها و محصول) است[۵۹]. معمولاً فرض می شود که مجموعه امکانات تولید یک مجموعه منظم است، یعنی مجموعه ای غیر تهی، یکنواخت، بسته، محدب و مشتق پذیر است و همین طور فرض می شود، موقعی که سود به حداکثر می رسد تابع تولید دو بار مشتق پذیر، اکیداً شبه مقعر و هموتتیک می باشد[۶۰]. چامبرز به صورت مشخص دو شرط یکنوایی و ضرورت را نیز جزء خصوصیات تابع تولید می داند.
۳-۳- توابع تولید مهم در کشاورزی
انواع مختلف از فرمهای تابعی تولید وجود دارد که در این جا به توضیح خصوصیات برخی از اشکال آن پرداخته می شود که در مطالعات تجربی در زمینه کشاورزی بارها مورد استفاده قرار گرفته اند.
۳-۳-۱- تابع تولید کاب- داگلاس[۶۱]
یکی از معروف ترین توابع تولید که از گذشته های دور مورد استفاده قرار گرفته است، تابع کاب- داگلاس می باشد. شکل کلی تابع تولید فوق که گاهی اوقات به آن تابع تولید توانی نیز می گویند، به صورت زیر است:

(۳-۲)

که در آن، Y مقدار محصول (شلتوک)، Xi مقدار نهاده i ام و نیز پارامتر کارایی می باشد. فرم لگاریتمی آن نیز به قرار زیر است:

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

علمی : تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۱۷

در تقسیم بندی دیگر روش های قیمت گذاری را می توان به دو صورت روش های مستقیم و غیرمستقیم نام گذاری کرد. از روش های غیر مستقیم می توان به روش قیمت گذاری کیفی (روش هدانیک[۲۹]) و از روش های مستقیم می توان به روش های مربوط به تابع تولید یا تابع هزینه اشاره کرد.
۲-۷-۲-۱- روش قیمت گذاری هدانیک
روش قیمت گذاری هدانیک از قیمت یک کالا برای ارزش گذاری ویژگی های آن کالا، که در بازار به شکل رسمی معامله نمی شود، استفاده می کند. این تکنیک برای برآورد ارزش مکان های تفریحی و گردش گری، کیفیت آب و هوا و مانند آن ها استفاده می شود (باتیسک[۳۰]، ۲۰۰۷). این روش بر پایه ی ارتباط میان قیمت مشاهده شده ی کالاهای مختلف و تعدادی از ویژگی های و صفات مرتبط با این کالاهای تولید شده پایه ریزی شده است. این مدل بیان می کند که می توان کالا را بر اساس مطلوبیت حاصل از ویژگی هایش قیمت گذاری نمود. ضرایب هدانیک، قیمت های ضمنی ویژگی های کالا است. به تعبیر دیگر این قیمت ها میزان اهمیت ویژگی های موجود در کالاها را نشان می دهد.
مدل هدانیک برای قیمت، از تئوری مصرف لانکستر[۳۱] در سال ۱۹۶۶ و رزن[۳۲] در سال ۱۹۷۴ به دست آمده است و نشان می دهد که یک کالا مجموعه ای از تعداد زیاد ویژگی های مختلف است که این ویژگی ها، در ترکیب با هم، بر مطلوبیت مصرف کننده تاثیر گذار است (چین[۳۳]، ۲۰۰۳). حال اگر دو کالا ویژگی های یکسانی داشته باشند، قیمت های یکسانی نیز خواهند داشت. اگر مقدار یکی از ویژگی ها، در یکی از این کالا افزایش یابد قیمت پرداختی هم برای این کالا افزایش می یابد.
حال به دلیل محدودیت هایی که در تعیین ارزش بازاری کالاهایی مثل زمین و آب وجود دارد، از روش هدانیک برای تعیین ارزش زمین های کشاورزی آبی و دیم استفاده می شود تا بتوانیم به شکل نامستقیم قیمت آب را از قیمت زمین استخراج کنیم. این روش بیان می کند که دست کم قیمتی که فروشنده (عرضه کننده) حاضر است در قبال فروش یا اجاره زمین و آب خود دریافت کند چقدر است.
۲-۷-۲-۲- روش مستقیم
استفاده از روش تابع تولید یا تابع هزینه نیز در این دستهبندی قرار میگیرد. در این روش ابتدا به حداکثر سازی تابع سود با توجه به قید هزینه و یا حداقل سازی تابع هزینه با توجه به قید تابع تولید پرداخته می شود تا تابع تقاضای نهاده استخراج شود سپس با توجه به تابع تقاضای نهاده و معیار ارزش تولید نهایی نهاده ارزش اقتصادی نهاده تعیین می شود. روش مستقیم برای قیمت گذاری آب همان روش پارامتری است که در بالا به تفصیل توضیح داده شده است.
۲-۷-۳- روش های تجربی قیمت گذاری آب در ایران
یکی از چالش های مهم در مدیریت منابع آب کشاورزی نحوه تعیین و دریافت آب بها از مصرف کنندگان (بهره برداران و تولید کنندگان محصولات کشاورزی) می باشد. شیوه های مختلفی برای این کار وجود دارد که بسته به شرایط و محدودیت های هر منطقه، روش های آبیاری و ابزار و تاسیسات کنترل کننده و اندازه گیری مقدار آب تحویلی از آن ها استفاده می شود. در این قسمت به تشریح برخی از معمول ترین این شیوه ها که در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گرفته و در تحقیقات و مطالعات مربوط به قیمت گذاری آب چه در داخل کشور و چه در خارج به آن ها اشاره شده است، پرداخته می شود. شیوه های اخذ آب بها در دو روش کلی حجمی و غیر حجمی تقسیم بندی می شوند.
۲-۷-۳-۱- روش های حجمی
۲-۷-۳-۱-۱- روش حجمی تک نرخی
در این روش اخذ آب بها در قبال تحویل حجمی آب صورت می گیرد. برای اعمال این روش می بایستی حجم آب مصرف شده توسط کشاورز برآورد گردد. این کار نیز نیازمند به کار گیری امکانات و تجهیزات اندازه گیری دقیق حجم آب و محاسبه ی دقیق هزینه های تولید و انتقال آب می باشد. در این حالت نیاز به یک مرکز قوی کنترل کننده وجود دارد که مقادیر تحویلی و مصرف شده را کنترل کند و بر اساس آن آب بها را دریافت کند. در کشور ما سازمان آب نقش این مرکز را ایفا می کند. هر چند این روش مناسب ترین روش اخذ آب بها می باشد ولیکن هزینه ی بسیار زیاد نصب دستگاه های اندازه گیری و امکان تخریب و دستکاری در آن ها به خصوص در شبکه های روباز از مشکلات اجرای این روش می باشد. البته در مناطقی که نیروی انسانی فراوان و ارزان است، می توان از دستگاه های ساده تر که نیاز به قرائت مستمر دارد، استفاده کرد و با استخدام یک نفر برای هر چند تا دستگاه مشکل را تا حدی برطرف ساخت. ایجاد تشکل های محلی و کارامد آب بران و سپردن این مسئولیت به آنان از راهکارهای نوین و مناسب در این زمینه محسوب می شود.
در این روش اگر جریان آب به دلایلی ثابت باشد با اندازه گیری زمان جربان آب می توان حجم آب مصرف شده را تعیین کرد. در این حالت اطلاعات کمتری مورد نیاز است و می تواند در پروژه های آبیاری کوچک با تعداد استفاده کنندگان کمتر هر روز مورد استفاده قرار گیرد. اگر حجم آب تحویلی از طریق منبع آب هر ساعت رو به کاهش باشد، آن گاه قیمت موثر هر واحد آب به طور نسبی افزایش می یابد. مثال هایی از این نوع روش دریافت را می توان در ماهاراشترا[۳۴] (هندوستان)، مراکش، اسپانیا و کلمبیا نام برد (استر و همکاران، ۱۹۹۷).
۲-۷-۳-۱-۲- روش حجمی دو نرخی[۳۵] (چند نرخی)
تقاضا برای آب در تمام فصول سال یکسان نیست. از این رو تعیین قیمت یکنواخت برای تمام فصول منطق اقتصادی ندارد. در این گونه موارد روش حجمی دو نرخی به جای روش یک نرخی به کار می رود. در روش چند نرخی، نرخ های آب در مواقعی که حجم آب کشاورزی مصرف شده از یک آستانه تجاوز نماید، تغییر می کند. در این روش علاوه بر اخذ آب بها آب بر اساس حجم مصرف شده و به منظور پوشش هزینه های ثابت سرمایه گذاری در بلند مدت مبلغ ثابتی نیز سالانه از هر بهره بردار به صورت حق اشتراک[۳۶] دریافت می شود (لوفنت و تیلور، ۱۹۹۴). در کشورهای ترکیه . اسپانیا این روش قیمت گذاری آب مورد استفاده می باشد (محمدی نژاد، ۱۳۸۰).
۲-۷-۳-۲- روش های دریافت غیر حجمی
در مواردی که دریافت آب بها بر اساس روش های حجمی با مشکل مواجه است از روش های غیر حجمی[۳۷] برای این کار بهره می گیرند. مجموعه ای از روش های دریافت آب بها در این گروه قرار دارند که شامل موارد ذیل می باشد: دریافت آب بها بر حسب درصدی از محصول تولیدی[۳۸]، دریافت بر اساس سطح زیر کشت[۳۹]، دریافت بر حسب مصرف سایر نهاده ها و دریافت بر اساس حق مرغوبیت اشاره کرد.
۲-۷-۳-۲-۱- اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید
در این روش آب بهای آب به صورت کالایی (محصول تولید شده) به دو شکل ثابت یا درصدی تعیین و دریافت می شود:
کشاورزان ملزم به پرداخت مقدار ثابتی از تولید در واحد سطح می باشند. مثلا کشاورزان متعهد می شوند ۱۰ کیلوگرم شلتوک به ازای هر هکتار سطح زیر کشت برنج که از آب استفاده می کنند پرداخت نمایند.
کشاورزان ملزم به پرداخت درصدی از کل محصول تولیدی می باشند. مثلا ۶درصد از کل تولید شلتوک را در مقابل مصرف آب در تولید برنج می پردازند.
دریافت آب بها بر اساس روش اول می تواند موجب دقت بیشتر در مصرف بهینه ی آب و سایر نهاده ها شود، زیرا اگر به دلیل سوء مدیریت و کم توجهی در مصرف مناسب نهاده ها و از جمله آب تولید کاهش یابد، کشاورز همچنان موظف به تحویل مقدار معین محصول به عنوان بهای آب خواهد بود و از این بابت هزینه ی مضاعفی را تحمل خواهد کرد. برعکس، اگر تلاش کند با اعمال مدیریت بهتر تولید را افزایش دهد، در واقع سهم هزینه ی آب از قیمت تمام شده کاسته و سود خود را افزایش خواهد داد. به علاوه، در این حالت کشاورز از مصرف آب در تولید محصولاتی که خطر کاهش تولید آن ها به دلایل غیر مدیریتی از جمله مناسب نبودن شرایط آب و هوایی و در نتیجه مناسب نبودن محصول برای کشت در آن مکان وجود دارد خودداری خواهر کرد که این امر موجب مصرف بهینه آب با هدایت غیر مستقیم الگوی کشت به سمت الگوی مناسب خواهد شد. علاوه بر این، در استفاده از این روش نیازی نیست که همه ساله برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا بر اساس آن سهمیه فروشنده آب مشخص گردد. لذا، از این بابت هم هزینه کمتری بر عرضه کننده آب تحمیل می شود. بنابراین از دیدگاه مدیریت منابع آب و از جهت هزینه جمع آوری اطلاعات این روش، یک شیوه ی کارآمدتری محسوب می شود. به علاوه، در این روش خطر مخاطرات اخلاقی[۴۰] که در اغلب قراردادهای دو جانبه به وقوع می پیوندد با تعیین مقدار ثابت از محصول به عنوان آب بها از بین می رود.
در حالی که روش اول دارای مزایایی از دیدگاه مدیریت منابع آب است، لیکن استفاده از روش دریافت آب بها به صورت درصدی از کل محصول (روش دوم) برای تولید کنندگان مناسب تر است. زیرا، در این روش در سال هایی که میزان تولید کمتر است کشاورزان هم بهای کمتری پرداخت می کنند و بر عکس ، در سال هایی که تولید زیاد است، هزینه ی بیشتری در قالب تحویل محصول بیشتر را نیز می پردازند. بدین ترتیب مبلغ آب بها بر حسب مقدار تولید تعدیل شده و از این بابت فشاری بر کشاورزان وارد نمی شود و فروشنده آب هم در افزایش و کاهش تولید سهیم می گردد. علاوه بر این، این شیوه زمینه را برای تعیین آب بها بر مبنای ارزش تولید نهایی در مصرف هر یک از محصولات فراهم می نماید. به عبارت دیگر، با توجه به این که ارزش آب بر حسب درصدی از مقدار محصول تولید شده و به تفکیک هر محصول محاسبه می شود لذا، چنان چه در تعیین درصد محصول به عنوان آب بها، ارزش تولید نهایی آب مبنا قرار گیرد این روش بر اصول اقتصادی تعیین بهای آب نیز منطبق خواهد بود. اشکال این روش این است که کشاورز بهای مضاعفی برای سوء مدیریت خود در مصرف‌آب و سایر نهاده ها نمی پردازد. علاوه بر این، همه ساله می بایست برآوردی از میزان تولید کشاورزان صورت گیرد تا سهم عرضه کننده آب معلوم شود. در همین جاست که خطر بروز مخاطرات اخلاقی نیز وجود دارد. البته یک اشکال کلی در هر دو مورد وجود دارد و آن اینست که چون به طور مستقیم و روشن قیمتی برای هر مترمکعب آب تعیین نمی شود که علامتی برای کشاورز در میزان مصرف آب باشد، ممکن است آب کشاورزی جایگزین مصرف سایر نهاده های تولیدی شده و به تخصیص غیر بهینه آن منجر شود.
به طور کلی، روش اخذ آب بها بر اساس مقدار تولید در مناطقی که اندازه گیری حجم آب مصرفی غیر ممکن و یا پرهزینه است، روشی مناسب است. البته با توجه به توضیحاتی که گذشت، برای استفاده از این روش داشتن اطلاعات درست در مورد محصولاتی که از آب استفاده می کنند ضروری است. به علاوه، همه ساله می بایست سهم فروشنده آب از محصول تولیدی جمع آوری شود که کاری هزینه بر می باشد. در مواردی که تعدد محصولات کشت شده در منطقه تحت پوشش منبع آب است و اطلاعات مربوط به محصول برداشت شده به راحتی قابل دسترس است استفاده از این روش مناسب است و موجب صرفه جویی در هزینه های مبادله[۴۱] می شود.
۲-۷-۳-۲-۲- اخذ آب بها بر اساس سطح زیر کشت
در این روش کشاورزان مبلغ ثابتی را برای هر هکتار زمین زیر کشت، به ازای حجم مشخص آب تحویلی توسط سازمان توزیع کننده آب می پردازند. به عبارت دیگر ارزش آب مصرفی بر حسب سطح زیر کشت معادل سازی می شود و مطابق آن کشاورزان آب بها را بر حسب سطح زیر کشت می پردازند. در این مورد حقابه های دریافتی با توجه به نوع محصول آبی کشت شده، روش آبیاری، فصل رشد گیاه و عوامل دیگر تعیین می شود. این روش با در اختیار داشتن اطلاعات مربوط به اندازه ی مزرعه و سطح زیر کشت هر محصول (در حالت تفاوت در حقابه های محصولات مختلف) به سهولت و با هزینه ی کم و بدون نیاز به اندازه گیری حجم مصرفی قابل اجرا است و سازمان توزیع کننده آب می تواند با اعمال حقابه های متفاوت برای محصولات مختلف، کشاورزان را به تغییر الگوی کشت به سوی کشت محصولات معین (مثلاً مقاوم در برابر خشکی) و ایجاد انگیزه لازم برای کشت محصولات به صورت دیم در صورت امکان پذیر بودن آن و در نتیجه کاهش تقاضا برای آب کشاورزی ترغیب نماید.
در این روش چون هزینه ی ثابتی بر اساس سطح زیر کشت اخذ می شود، لذا ممکن است توجهی به میزان آب مصرفی نشده و در نتیجه موجبات تلفات زیاد آب و کاهش بازدهی آبیاری شود.
۲-۷-۳-۲-۳- قیمت گذاری بر اساس حق مرغوبیت[۴۲]
این روش یک رهیافت کیفی در قیمت گذاری آب آبیاری می باشد. در این روش برآوردی از ارزش ضمنی آب آبیاری بر اساس افزایش ارزش زمین به خاطر وجود آب به دست می آید و معادل آن به عنوان ارزش آب یا آب بها منظور می گردد. در این روش تفاوت ارزش و یا اجاره زمین آبی با زمین دیم در یک منطقه به عنوان برآوردی از ارزش آب که در قیمت و یا اجاره زمین تاثیر می گذارد، به حساب می آید. با تقسیم اختلاف ارزش فوق بر مقدار آب (حق آبه) زمین آبی تقریبی از ارزش هر واحد آب به دست می آید.
از بررسی شیوه های مختلف اخذ آب بها چنین بر می آید که هر کدام از این روش ها در شرایط خاصی قابل استفاده هستند. از میان روش های یاد شده در مواقعی که تاسیسات و امکانات اندازه گیری حجم آب وجود داشته باشد روش تحویل حجمی مناسب تر از بقیه خواهد بود. زیرا در این روش کشاورزان آب تحویلی را بر اساس اولویت به بهترین و با ارزش ترین مورد مصرف آن تخصیص می دهند. بدین ترتیب آب بر اساس بیشترین بازدهی در میان فعالیت های مختلف تخصیص می یابد. کاربرد این روش در شبکه های آبیاری مدرن از جمله شبکه آبیاری مورد مطالعه حاضر که تجهیزات اندازه گیری حجم آب تحویلی وجود دارد، امکان پذیر است. اما در مواقعی که امکان اندازه گیری حجم آب مصرفی وجود ندارد روش اخذ آب بها بر اساس درصدی از محصول تولید شده به شرط آن که ارزش تولید نهایی آب مبنای تعیین درصد محصول به عنوان آب بها باشد و به سهولت دسترسی به اطلاعات تولیدی کشاورزان امکان پذیر باشد مناسب تر می باشد. در این حالت، در صورت نوسان قیمت محصولات میزان آب بها نیز به نسبت قیمت محصول تعدیل می شود. بنابراین، در مواقعی که قیمت گذاری آب بر اساس نوع محصول مورد نظر باشد و همچنین در زمانی که قیمت محصولات نوسان زیادی داشته باشند اخذ آب بها بر حسب درصدی از محصول مناسب تر از بقیه روش های غیر حجمی خواهد بود. از نظر سهولت در دریافت آب ها، روش دریافت بر اساس سطح زیر کشت به صورت ثابت مناسب تر از سایر روش های ذکر شده می باشد.
۲-۸- مبانی نظری تقاضا برای نهاده آب
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و تکنولوژی تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلا یک مزرعه مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های x() و از جمله نهاده آب تولید می کند و فرض کنید برای این واحد تولیدی تکنولوژی تولید در قالب یک تابع تولید به شرح زیر نمایش داده شود:

(۲-۱۷)
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

(۲-۲۰)

در رابطه (۲-۲۰)، قیمت نهاده iام (مثلاً آب) و قیمت نهاده های دیگر و قیمت محصول می باشد. با توجه به رابطه فوق هر گونه تغییر در قیمت سایر نهاده ها نیز منجر به جابجایی منحنی تقاضا برای نهاده آب و در نتیجه تغییر در میزان تقاضا برای این نهاده خواهد شد.
از آن جا که بر اساس نظریه های اقتصادی تولید قیمت نهاده های مصرفی از عوامل موثر برسود و هزینه یک بنگاه تولیدی می باشند، یعنی:

(۲-۲۱)

لذا تغییر در قیمت نهاده ها تغییر در هزینه و سود واحد تولیدی (مزرعه) را نیز به دنبال خواهد داشت. بر همین اساس اثر تغییر در سیاست قیمت گذاری برای یک نهاده خاص تنها به تغییر در تقاضا برای آن نهاده ختم نمی شود بلکه طیف وسیعی از تغییرات اقتصادی را به دنبال می آورد. به علاوه تغییر در تقاضا برای یک نهاده صرفاً تحت تاثیر تغییر در قیمت آن نهاده نیست بلکه تغییر در قیمت محصول، قیمت سایر نهاده ها، میزان تولید و تکنولوژی تولید می تواند منجر به تغییرات قابل ملاحظه در تقاضا برای یک نهاده گردد.
۲-۹- مروری بر مطالعات انجام شده
مطالعات انجام شده در رابطه با قیمت گذاری آب را در دو بخش مطالعات داخلی و خارجی در ذیل آورده شده است.
۲-۹-۱- مطالعات داخلی
شرزه ای و امیر تیموری (۱۳۹۱)، به تعیین ارزش اقتصادی آب های زیر زمینی شهرستان راور در سال زراعی ۸۷-۱۳۸۶ پرداخته اند. به این منظور روش محاسبه ارزش بهره وری نهایی نهاده مورد استفاده قرار گرفته است. به کارگیری این روش نیازمند تخمین تابع تولید محصول است. لذا ابتدا تابع مناسب برای محصول پسته تخمین زده شده و سپس ارزش اقتصادی آب با محاسبه ی ارزش بهره وری نهایی تعیین گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که ارزش اقتصادی هر مترمکعب آب زیرزمینی از شهرستان راور به طور متوسط ۱۹۸۷۰ ریال می باشد. با توجه به سهم ۴۹ درصدی آب از کل ارزش پسته و کمیاب بودن این نهاده در شهرستان راور لازم است قیمت آن به تدریج به مقدار واقعی خود نزدیک و به ترویج و تشویق کشاورزان به منظور مصرف بهینه آب پرداخته شود.
ابونوری و همکاران (۱۳۹۰)، در مطالعه ای از روش هدانیک برای ارزش اقتصادی آب کشاورزی در شهرستان سبزوار استفاده نموده اند. جامعه آماری در این پژوهش، تمام قطعه زمین های آبی و دیم اجاره شده ی شهرستان سبزوار در سال ۸۸-۸۷ است. قیمت زمین های آبی و دیم منطقه بر مبنای ویژگی ها و خصوصیات کیفی و کمی آن ها و با روش حداقل مربعات معمولی صورت گرفت. پس از تفاوت قیمت زمین های آبی و دیم، قیمت اجاره یک ساله آب برای یک هکتار زمین به دست آمد. نتایج نشان می دهد که بیشترین قیمت برای آب مربوط به زمین های لومی که با آب شیرین و نسبتا شیرین آبیاری می شود است. این قیمت معادل ۲۵۴۱۱۱ و ۲۶۴۱۰۳ تومان برای اجاره یک ساله آب در یک هکتار از این زمین هاست.
شمس الدینی و همکاران (۱۳۸۹)، در پژوهشی با هدف تعیین ارزش اقتصادی آب با استفاده از تحلیل تابع تولید در میان بهره برداران چغندرقند شهرستان مرودشت، به جمع آوری اطلاعات از میان ۵۰ بهره بردار در سال ۱۳۸۵ که با روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای پرداختند. نتایج حاصل از برآورد تابع تولید نشان داد که نهاده های آب، نیروی کار و کود شیمیایی بر تولید اثر مثبت دارند. بر اساس ضرایب حاصل مشخص شد ۱۰ درصد افزایش در میزان استفاده از نیروی کار حدود ۵۸/۱ درصد افزایش در تولید را به دنبال خواهد داشت. این رقم در مورد نهاده های آب و کود شیمیایی به ترتیب ۳ و ۴/۳ درصد به دست آمد. ارزش نهایی هر مترمکعب آب مورد نیاز در تولید چغندرقند برابر ۶/۲۱۱ ریال بر پایه قیمت های سال ۱۳۸۵ به دست آمد. در حالی که به ازای هر مترمکعب آب از تولید کنندگان تنها حدود ۸/۲۶ ریال دریافت می شود. همچنین نتایج تابع تقاضای آب نشان داد قیمت آب بر تقاضای آن اثر معنی داری ندارد اما افزایش قیمت محصول می تواند منجر به افزایش تقاضا برای آب شود.
نجفی و نجفی (۱۳۸۹) طی پژوهشی با استفاده از روش حداکثرسازی سود اقدام به تخمین تابع تقاضای آب در مزارع پرورش ماهی و محاسبه‌ی کشش قیمتی تقاضای آب نمودند. نتایج این مطالعه حاکی از این است که چون کشش قیمتی تقاضا برابر ۲۷/۱- بوده لذا با اطمینان می‌توان گفت که قیمت‌گذاری مناسب و منطقی برای آب سبب کاهش مصرف آب شده و مانع استفاده‌ی بی‌رویه از آن می‌گردد.
زارع پور و شاوردی (۱۳۸۸)، به تعیین ارزش اقتصادی آب در تولید محصولات زراعی استان گلستان پرداختهاند. برای این منظور از روش اقتصادسنجی و برآورد توابع تولید مختلف استفاده شده است. سپس با استناد به معیارهای اقتصاد سنجی از بین فرمهای تابعی بهترین فرم انتخاب گردیده و هزینه انتخاب فرم تابعی نامناسب را نشان دادهاند. نتایج نشان داد که برای محصول گندم آبی تابع تولید ترنسلوگ و برای محصولات سویا آبی و گوجه فرنگی آبی تابع لئونتیف تعمیم یافته به عنوان بهترین فرمهای تابعی شناخته شد و با استفاده از آنها، ارزش اقتصادی آب در تولید این محصولات به ترتیب ۱۶۲۴، ۲۰۸۴ و ۳۲۵۰ ریال بر متر مکعب بدست آمد. همچنین، متوسط وزنی ارزش اقتصادی آب در مصارف کشاورزی استان گلستان ۱۷۹۵ ریال بر متر مکعب است، ضمن اینکه عدم توجه به معیارهای اقتصاد سنجی در محاسبه ارزش اقتصادی آب با استفاده از رویکرد تابع تولید، می تواند نتایج گمراه کنندهای به همراه داشته باشد.
امینیان و همکاران (۱۳۸۸)، در مطالعه ای به برآورد ارزش اقتصادی آب از دیدگاه تولید کننده با استفاده از برآورد تابع تولید در رشته محصول پسته و تعیین ارزش اقتصادی آب از دیدگاه عرضه کننده با استفاده از رهیافت اقتصاد سنجی به روش تعیین هزینه متوسط استحصال در شهرستان دامغان از توابع استان سمنان پرداختند. بدین منظور در سال زراعی ۸۷-۱۳۸۶ از طریق روش نمونه گیری تصادفی دو مرحله ای تعداد ۱۹۴ باغدار پسته متناسب با حجم نمونه انتخاب و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تولید محصول و مشخصات فنی چاه از طریق پرسشنامه تهیه گردید. با توجه به معیارها و آزمون های اقتصاد سنجی تابع تولید ترانسلوگ به عنوان تابع برتر شناخته شد. نتایج نشان داد که ارزش اقتصادی آب در پسته به ازای هر مترمکعب معادل ۱۴۲۶ ریال می باشد. این در حالی است که ارزش واقعی آب از دیدگاه عرضه کننده معادل ۳۷/۲۳۳ ریال به دست آمد. ارزش مبادله ای آب نیز به طور متوسط در زمان حداکثر تقاضای آب برابر ۸۷/۷۸۸ ریال می باشد. همچنین نهاده آب در پسته بعد از نهاده نیروی انسانی بالاترین کشش تولید را دارد.
تهامی پور (۱۳۸۴)، به تعیین ارزش اقتصادی آب آبیاری، بررسی حد بهینه استفاده از نهادهها و بررسی اثر تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بر سطح رفاه اجتماعی بهره برداران در تولید پسته شهرستان زرند پرداخته است. برای رسیدن به اهداف یاد شده ابتدا تابع تولید مناسب تخمین زده شده و با استفاده از آن ارزش اقتصادی آب و همچنین بهره وری متوسط و جزئی نهادهها مورد بررسی قرار گرفته و برای تعیین حد اقتصادی مصرف نهادهها از آنها استفاده شده است. در مرحله بعد، به تخمین تابع هزینه و تشکیل تابع سود یا رفاه اجتماعی پرداخته شده است تا اثر تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بر مقدار رفاه اجتماعی تولید کنندگان بررسی گردد. در قسمت دیگری از این مطالعه با استفاده از روش برنامهریزی خطی به تعیین قیمت سایهای آب در بخش کشاورزی پرداخته شده است. پس از اجرای الگوی برنامهریزی برای هر دشت، قیمت سایه ای آب و ترکیب بهینه مصرف آب مشخص گردیده است. در مرحله بعد با استفاده از تابع تقاضای معیاری به تعیین مقدار تقاضای آب در هر دشت پرداخته شده و در نهایت با استفاده از تابع تقاضای خطی تخمین زده شده، جهت تعیین اندازه بهینه بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی در دشتهای مذکور اقدام گردیده است. نتایج قسمت اول نشان داد که ارزش اقتصادی آب در منطقه مورد مطالعه ۸۶/۷۱۹ ریال به ازای هر متر مکعب میباشد. نهادههای آب و نیروی کار کمتر از حد بهینه و نهاده کار ماشینی بیشتر از حد بهینه استفاده میشود و یک متر افزایش در عمق چاه یا کاهش در سطح آبهای زیر زمینی باعث کاسته شدن ۴۳۰۰۱۲ ریال از سود اجتماعی بهره برداران خواهد شد. نتایج قسمت دوم نشان میدهد که متوسط قیمت سایهای برای آب با شوریهای مختلف برای دشت های زرند و سیریز به ترتیب ۴۶۴۵ و ۲۶۱۹ ریال به ازای هر متر مکعب بوده و کشش قیمتی تقاضای آب برای هر کدام از این دشتها به ترتیب ۲۴/۰- و ۴۳/۰- میباشد که نشان میدهد تقاضای آب در دشت سیریز نسبت به دشت زرند کشش پذیرتر است ولی در عین حال برای هر دو دشت تقاضای آب بیکشش میباشد.
محمدی نژاد و همکاران (۱۳۸۰)، در پژوهشی در اراضی زیر سد ساوه، با برآورد تابع تولید محصولات منطقه، ارزش اقتصادی آب را برای هر یک از محصولات غالب کشت شده در محدوده طرح، تعیین نمودند. آن ها حداقل ارزش اقتصادی آب در محل سد برای روستاهای محدوده طرح کشت محصولات گندم، پنبه و جالیز و باغات را به ترتیب ۹/۷۳ ، ۸/۱۲۵، ۷/۱۲۸و ۹/۸۷ ریال محاسبه نمودند. محققین پیشنهاد نمودند که با توجه به شرایط خاص فروش آب سد به بهره برداران، براساس حقابه آنها و امکانات شرکت بهره برداری از‌ آب های سطحی ساوه در اندازه گیری حجمی آب اعمال قیمت به روش منطقه ای می تواند مناسب باشد.
۲-۹-۲- مطالعات خارجی
ادوسومیلی و همکاران[۴۵] (۲۰۱۱)، در مطالعه ای به تخمین تابع تقاضای آب آبیاری در دشت های بلند تگزاس پرداختند. به دلیل حجم کم بارش سالانه در این منطقه (تقریبا ۵/۲۰ اینچ) از آب آبیاری به عنوان مکمل برای بارش استفاده می کنند و این آب از منابع زیرزمینی پمپاژ می شود. ترجیحات آشکار شده تولید کنندگان این منطقه نشان می دهد که تخصیص زمین برای کشت محصولات مختلف به طور تقریبا برابری تحت تاثیر قیمت محصول و آب است. در حالیکه تقاضای آب بیشتر به قیمت آب حساس است تا قیمت محصول. کشش قیمتی آب برای محصول دانه سویا در این تحقیق ۱۰۶/۰- برآورد شد که حاکی از آن است که کشاورزان این منطقه به سیاست افزایش قیمت آب حساسیت کمی دارند.
دیویدسون و هلگرز[۴۶] (۲۰۱۱)، کشش خودی ‌قیمتی تقاضای آب آبیاری را در حوضه‌ی آبریز موسی[۴۷] در هند براورد نمودند. کشش قیمتی ‌خودی برای ۲۵ محصول که آب بیش‌ترین ارزش را داشت معادل ۱/۲- برآورده شد در حالی که مقدار کشش برای ۳۱ محصول دیگر که آب، ارزش کمتری داشت برابر ۴۴/۰- محاسبه شد و به طور کلی مقدار کشش معادل ۶۴/۰ برآورد گردید.
مطالعه‌ی مولن و همکاران[۴۸] (۲۰۰۹)، حاکی از این است که تقاضای آب توسط کشاورزان منطقه‌ی جورجیا[۴۹] در آمریکا به میزان کمی تحت تأثیر قیمت آب آبیاری قرار دارد به گونه‌ای که کشش‌های قیمتی بین ۰۱/۰- و ۱۷/۰- بوده در حالی که حساسیت تقاضای آب نسبت به قیمت محصول بیش‌تر بوده به طوری که میزان کشش بین مقادیر ۵/۰ و ۸۲/۰ بوده است.
مساجورادو و همکاران[۵۰] (۲۰۰۸)، در مطالعه ای به بررسی سیاست ها و بازار آب کشاورزی در منطقه ای در جنوب اسپانیا پرداخته اند و از روشی به نام روش باقیمانده به منظور ارزش گذاری آب کشاورزی در محصولات مختلف برای سال ۲۰۱۵ نسبت به ۲۰۰۵ بهره گرفتند. در این روش، هزینه‌ی استفاده از همه‌ی نهاده‌ها به جز نهاده‌ی آب از بازده ناخالص کسر شده و باقی‌مانده‌ی بازده ناخالص به آب نسبت داده می‌شود.
بریند[۵۱] (۲۰۰۶)، قیمت گذاری آب را به عنوان راه حل نهایی مقابله با بحران آب معرفی میکند. وی به منظور قیمت گذاری آب برای محصولات کشاورزی از رهیافت تابع تولید استفاده کرده است. نتایج نشان میدهد استفاده از روش هزینه ی نهایی برای قیمت گذاری آب، افزایش رفاه، سطح GDP، و سرمایه گذاری و کاهش بیکاری را ممکن می سازد و توزیع آب آشامیدنی رشد می کند؛ در حالیکه استفاده از هزینه ی متوسط برای قیمت گذاری آب که هم اینک در سنگال اجرا می شود، اقتصاد بلند مدت را به سمت بحران هدایت کرده و کاهش تولیدات کشاورزی و کاهش شدید رفاه و افزیش بیکاری را به دنبال خواهد داشت.
لینهارت و همکاران[۵۲] (۲۰۰۴)، بیان می‌کنند که برنامه‌ریزی و مدیریت منابع آب در اغلب کشورها به موضوع بسیار مهمی تبدیل شده است و به عنوان بخشی از این مسأله، براورد دقیق تقاضای آب کشاورزی عاملی ضروری برای مدیریت آب می‌باشد. این محققین در مطالعه‌ی خود، تقاضای آب آبیاری را برای واحدهای شبیه‌سازی انفرادی محاسبه و سپس آن را به سطح منطقه‌ی مورد مطالعه (جنوب غرب فرانسه) تعمیم دادند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

فایل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

جدول ۴-۳۳- نتایج حاصل از برازش تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته ………………………………… ۹۰
جدول ۴-۳۵- نتایج حاصل از آزمونهای ناهمسانی واریانس اجزاء اخلال در برآورد اولیه تابع درجه دوم تعمیمیافته ……………………………………………………………………………………………….. ۹۱
جدول ۴-۳۶- نتایج حاصل از برازش تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته بر مبنای وزندهیHCCM …… 92
جدول ۴-۳۸- کشش جزئی عوامل تولید در فرم تابعی درجه دوم تعمیمیافته …………………………. ۹۴
جدول ۴-۳۹- معیارهای انتخاب فرم تابعی تولید برتر …………………………………………………. ۹۵
فهرست شکلها
شکل ۲-۱- تاثیر تغییر در قید مقدار نهاده شبه ثابت بر کاهش هزینه ………………………………….. ۳۱
شکل ۲-۲- منحنی ارزش تولید نهایی آب (تابع تقاضای آب) …………………………………………. ۴۰
شکل ۴-۱- پراکنش سنی شالیکاران مورد مطالعه ……………………………………………………… ۶۱
شکل ۴-۲- پراکنش سطح آموزش شالیکاران مورد مطالعه …………………………………………….. ۶۲
شکل ۴-۳- پراکنش سابقه شالیکاران …………………………………………………………………… ۶۳
شکل ۴-۴- پراکنش میزان آب مصرفی …………………………………………………………………. ۶۴
شکل ۴-۵- پراکنش میزان کود مصرفی ………………………………………………………………… ۶۵
شکل ۴-۶- میزان مصرف سم ساقه خوار ………………………………………………………………. ۶۶
شکل ۴-۷- میزان مصرف سم علف کش ………………………………………………………………. ۶۷
شکل ۴-۸- میزان مصرف بذر ………………………………………………………………………….. ۶۸
شکل ۴-۹- وضعیت نیروی کار ………………………………………………………………………… ۶۹
شکل ۴-۱۰- پراکنش هزینه ماشین آلات ………………………………………………………………. ۷۰
شکل ۴-۱۱- پراکنش هزینه کل ………………………………………………………………………… ۷۱
شکل ۴-۱۳- پراکنش درآمد زارعین ……………………………………………………………………. ۷۳
شکل ۵-۱- ساز و کار اجرایی در پژوهش حاضر ……………………………………………………… ۹۸
فصل اول
کلیات
۱-۱- مقدمه
در سال های اخیر، رشد جمعیت، تغییر اقلیم و پدیده صنعتی شدن، محدودیت منابع آب را به همراه داشته است. بخش کشاورزی بزرگترین مصرفکننده آب بوده و کمترین راندمان مصرف آب را به خود اختصاص داده است. از این رو، طی سالهای اخیر تلاشهای گستردهای به منظور برآورد ارزش اقتصادی مصرف آب در بخش کشاورزی به منظور بهبود برنامهریزیهای توسعهای صورت گرفته است. در این فصل ابتدا به بیان مسأله مدنظر در پژوهش حاضر پرداخته، سپس متغیرهای پژوهش، ویژگی های منطقه مورد مطالعه و روش و ابزارها مورد استفاده معرفی می گردند. همچنین، ضرورت تحقیق، اهداف و فرضیه های تحقیق به تفسیر ارائه شده و در نهایت به تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی پژوهش پراخته می شود.
۱-۲- بیان مسأله
ایران جزء مناطق خشک و نیمه خشک آب و هوایی بوده و آب یکی از عوامل محدودکننده‌ی فرایند تولید در بخش‌های اقتصادی و به ویژه بخش کشاورزی است. از این ‌رو، مدیریت منابع آب از اولویتهای برنامه‌های سیاستی در کشور محسوب میشود. مدیریت منابع آب به عنوان مهمترین منبع طبیعی تجدیدپذیر اما محدود، یکی از مهمترین چالشهای قرن حاضر بوده و موجبات نگرانیهای عمده‌ی جهانی را فراهم آورده است (لینر[۱]، ۲۰۰۹). منابع آب در معرض تنش فزاینده ناشی از آثار متقابل رشد جمعیت، توسعهی اقتصادی، تنوع اقلیمی و توزیع ناهمگون زمانی و مکانی منابع آب، تغییر اقلیم و حفاظت از اکوسیستم است (وادا[۲] ، ۲۰۱۰). این موارد سبب بروز مسائلی جدی مانند فقر، ایجاد اختلال در فرایند رشد و توسعهی پایدار اقتصادی- اجتماعی، تهدید تولید جهانی غذا و ناپایداری منابع طبیعی میشود (آنگلس[۳]، ۲۰۱۱).
کشاورزی با ۸۵ درصد مصرف جهانی آب به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده‌ این منبع، نقش مهمی در تعادل مقدار آب بین استفادههای رقیب دارد (پونگکیوراسین[۴]، ۲۰۰۷). در دهههای آینده، تأمین بیش از دو سوم عرضهی فزاینده‌ی غذای مورد نیاز جمعیت رو به گسترش جهان بر عهده‌ی کشاورزی مبتنی بر آبیاری خواهد بود (الجئیدی[۵]، ۲۰۰۹). و پیشبینی میشود در سال ۲۰۵۰ میلادی تقاضا برای آب کشاورزی به دو برابر برسد (پفیستر و همکاران[۶]، ۲۰۱۱).
دستیابی به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی سالها در سرلوحه کار وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد. ولی عاملی که تحقق این هدف را با چالش مواجه میسازد، محدودیت منابع و فقدان سرمایههای کافی در داخل کشور میباشد که لاجرم دست اندرکاران و محققین را به سمت روشهای استفاده بهینه و اقتصادی از منابع تولید هدایت مینماید. تاکید بر بهره وری در استفاده از منابع موجود و تخصیص منابع و سرمایهها به مصارفی که حداکثر بازدهی را ایجاد مینماید، اصولی است که همگان بر آن اتفاق نظر دارند. در این راستا، آب به عنوان محدودکنندهترین عامل تولید در کشاورزی از اهمیت بسزایی برخوردار است و برنامهریزی برای تخصیص مناسب آن به نحوی که حداکثر بازدهی در تولید محصولات کشاورزی ایجاد گردیده و در عین حال رفاه نسلهای آینده و محیطزیست حفظ شود، بسیار اهمیت دارد. در واقع تقاضای روز افزون منابع آب و محدودیت منابع آبی کشور، شکاف بین عرضه و تقاضای آب را روز به روز افزایش میدهد و امروزه محدودیت منابع اب تعیین کننده الگوی کشت بوده و در این راستا یکی از موثرترین راههای دستیابی به خودکفایی، تولید داخلی بیشتر و بهره وری افزونتر، تخصیص مناسب آب بر اساس معیارهای اقتصادی می باشد. از دیدگاه پارتو زمانی تخصیص منابع تولید بهینه اقتصادی خواهد بود که با تخصیص مجدد آن امکان افزایش مطلوبیت یا بازده اقتصادی در هیچ یک از بهره برداریها وجود نداشته باشد. در این راستا، معیارها و ابزارهای اقتصادی مختلفی میتواند نمایانگر بازده اقتصادی و فیزیکی نهادهها در بین بهره برداریها و کشتهای مختلف باشد که از مهمترین آنها ارزش اقتصادی میباشد. در واقع مقایسه ارزش اقتصادی بین محصولات زراعی مختلف نشاندهنده این است که الگوی تخصیص فعلی چقدر با اصول اقتصادی مطابقت دارد.
مباحث و مطالعاتی که پیرامون موضوع آب به عنوان یکی از محوریترین اجزای توسعهی پایدار صورت پذیرفته، مدیریت ضعیف، ناکارامد و ناپایدار آب و نه محدودیتهای واقعی فیزیکی عرضه را مسئول چالشهای امروزی میداند (استراتون[۷]، ۲۰۰۸) به طوری که بسیاری از مشکلات، توسط مدیریت کارا و پایدار آب آبیاری قابل اداره شدن میباشد که این امر مستلزم حفاظت از منابع آب و افزایش درآمد خالص تولیدکننده است (OECD، ۲۰۰۹). بانک جهانی و سایر سازمان‌های مربوط، ارزیابی میزان تقاضا را هسته‌ی مرکزی فرایند مقابله با بحران‌های پیش‌گفته شناخته و برآوردی از طبیعت تقاضا به عنوان پیش‌نیاز طراحی پایدار پروژه‌ها و برنامه‌ها و هدایت تصمیمات سرمایه‌گذاری در بخش آب مطرح است (دردن[۸]، ۱۹۹۸). از این رو، استخراج تابع تقاضای آب آبیاری و تعیین ارزش اقتصادی و میزان بهرهوری این نهاده کمیاب گام نخست طراحی راهبرد بهینه بهرهبرداری میباشد.
ناحیه آبیاری فومنات در شبکه آبیاری و زهکشی سفیدرود مشتمل بر پنج واحد عمرانی بوده که اراضی زراعی بالغ بر ۶۶/۴۹ هزار هکتار را تحت پوشش خود دارد. براساس آخرین اطلاعات موجود، سهم محصولات زراعی مختلف در الگوی کشت این ناحیه آبیاری عبارت از برنج دانه بلند مرغوب با ۷۳/۸۸ درصد، برنج دانه بلند پرمحصول با ۵۶/۹ درصد و سایر محصولات زراعی با ۷۱/۱ درصد است (). ارقام برنج دانه بلند با دارا بودن ۲۹/۹۸ درصد سطح زیر کشت، زراعت غالب در این ناحیه آبیاری میباشد. از سوی دیگر، کل سود ناخالص زراعت در ناحیه آبیاری فومنات براساس مقادیر پولی دوره زراعی ۹۰-۱۳۸۹ معادل با ۹۶/۰ هزار میلیارد ریال برآورد میشود. تأمین آب آبیاری در این ناحیه توسط چهار منبع اصلی شامل شبکه آبیاری سفیدرود، رودخانهها و انهار محلی و زهکشها، آببندانها و منابع زیرزمینی صورت میگیرد. با توجه به مصرف آب آبیاری بالغ بر ۴۸۷ میلیون متر مکعب در این ناحیه آبیاری، سهم هر یک از منابع چهارگانه فوق در تأمین آب آبیاری به ترتیب برابر با ۰۶/۶۰، ۰۸/۳۱، ۲۴/۲ و ۶۲/۶ درصد میباشد (). استخراج تابع تقاضای آب آبیاری، تعیین ارزش اقتصادی و بهرهوری این نهاده در منطقه مورد مطالعه نقش شایان توجهی در بهبود سیاستهای مدیریت منابع آب در اراضی پایاب سد و شبکه سفیدرود دارد.
۱-۳- ضرورت تحقیق
با نگاهی به اسناد بالادستی توسعه در سطح استانی و کشوری، ضرورت خاص انجام پژوهشهایی از این دست را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
ضرورت تعدیل سیاستهای قیمتگذاری و تعیین تعرفه آب آبیاری بر مبنای ارزش اقتصادی.
ارائه دورنمای مناسب برای برآورد منافع اقتصادی از دست رفته ناشی از تغییر شرایط تخصیص آب آبیاری.
۱-۴- پرسش های تحقیق
با توجه به شرایطی محیطی و چالشهای آتی پیشروی استان گیلان در بخش آب مهمترین پرسشهای مدنظر از طراحی این پژوهش به قرار زیر است:
آیا ارزش اقتصادی آب آبیاری بیشتر از نرخ تعرفه فعلی آب در ناحیه فومنات است؟
واکنش یا حساسیت شالیکاران این ناحیه به تغییرات قیمت این نهاده به چه میزان است؟

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

دسترسی متن کامل – تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ۸

نرمال

۶/۳۵

۷/۲۸

۷۶/۵۰

۵۷/۸

۱/۹۲

۷۶/۲۱۵

ترسالی

۶/۳۵

۷/۲۸

۸۸/۱۰۶

۵۷/۸

۶/۱۰۰

۳/۲۸۰

مأخذ: شرکت بهره برداری از شبکه های آبیاری و زهکشی گیلان.

۱-۸- روش و ابزار گردآوری اطلاعات
اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه حضوری بدست میآید. همچنین، علاوه بر منابع اطلاعاتی میدانی پایگاههای اطلاعاتی رسمی کشوری و استانی به همراه اطلاعات حاصل از ارگانها و سازمانهای مرتبط، دیگر روش گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر میباشند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل بانکها و منابع اطلاعاتی، ارگانها و سازمانهای مرتبط و پرسشنامه میباشد. پرسشنامه مورد استفاده در سه بخش اصلی شامل بخش اول ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی زارعین، بخش دوم منابع آب آبیاری در دسترس و هزینه تأمین آب آبیاری و بخش سوم مقادیر مصرف نهادههای تولید و هزینههای مربوط به تأمین نهادهها طراحی شده است.
۱-۹- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
به منظور استخراج ارزش اقتصادی آب، از روش ارزش بهره وری نهایی نهاده آب استفاده شده است. بدین منظور ابتدا مناسب ترین تابع تولید با توجه به معیارهای انتخاب بهترین فرم تابعی تعیین می شود و سپس با حداکثر سازی تابع سود نسبت به قید هزینه و مشتق گرفتن نسبت به مقدار نهاده آب، و برابر صفر قرار دادن آن، ارزش تولید نهایی نهاده استخراج می شود. همچنین، با استخراج تابع تقاضای نهاده ی آب، میزان حساسیت مصرف آب به تغییرات قیمت آن به دست می آید.
۱-۱۰- کلید واژه ها
قیمت سایهای[۹]: قیمت سایهای قیمتی است که از تقاطع منحنی های عرضه و تقاضای کالا حاصل نمی شود اما به نوعی میتواند بر اساس محدودیت منابع تعیین شود. قیمت سایهای برای کالاهایی که فاقد بازار آزاد بوده، کاربرد دارد.
ارزش بهرهوری نهایی[۱۰]: مطابق نظریه بهرهوری نهایی، دستمزد نهادهها باید برابر ارزش تولید آخرین واحد نهاده استخدام شده باشد.
کارایی[۱۱]: کارایی عبارت است از نسبت بازده واقعی بدست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) یا نسبت مقدار کاری که انجام می‌شود به مقدار کاری که باید انجام شود.
کشش قیمتی تقاضا[۱۲]: میزان حساسیت تقاضا به تغییرات قیمت را نشان میدهد. در واقع همان درصد تغییرات تقاضا به درصد تغییرات قیمت می باشد.
مدیریت تقاضا: مدیریت تقاضا شامل تصمیمات و سیاست هایی است که طرف تقاضا را کنترل و مدیریت میکند. در بحث مدیریت تقاضا سعی میشود به وسیله ی ابزارهای قانونی و اقتصادی اولاً تقاضای آن منبع کنترل شود و ثانیاً به صورت کارا بین مصارف مختلف تخصیص یابد.
۱-۱۱- سازماندهی پژوهش
پژوهش حاضر در پنج فصل مختلف ارائه میشود. در فصل اول به کلیات پژوهش پرداخته شده است، و در آن پس از بیان مسأله و آشنایی با موضوع تحقیق، منطقه مورد مطالعه و متغیرهای پژوهش معرفی شد. در فصل دوم، مبانی نظری تحقیق به تفصیل بیان شده و در آخر مهمترین مطالعاتی که در این زمینه انجام شده بود، معرفی شد. فصل سوم به روش تحیق اختصاص داده شده است. در این فصل نحوه تعیین ارزش اقتصادی آب و استخراج تابع تقاضا توضیح داده شده است. فصل چهارم مربوط به تجزیه و تحلیل دادهها است که در آن پس از تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای لازم، نتایج آن در قالب جدول و یا نمودار گزارش شده است. در فصل آخر نیز، خلاصه ای از یافتههای پژوهش ارائه شده و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. همچنین در این فصل به فرضیات پژوهش پاسخ داده و محدودیتها، پیشنهادات تحقیق بیان میشود.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
در ایران، کشاورزی بزرگترین متقاضی آب است، به طوری که حدود ۹۳ درصد از آب قابل استحصال، سالانه در این بخش استفاده می شود. این باور وجود دارد که پایین بودن قیمت نسبی نهاده ی آب در مقایسه با سایر نهاده های مورد استفاده در کشاورزی موجب از بین رفتن انگیزه سرمایه گذاری در تکنولوژی آب اندوز به جای تکنولوژی های سنتی موجود و عدم صرفه جویی در مصرف آب و اتلاف آن تا بیش از ۸۰ درصد شده است. که اگر تنها راندمان کاربردی آب در این بخش به میزان پنج درصد افزایش یابد، مقدار آب صرفه جویی شده معادل با کل نیاز بخش های دیگر خواهد بود. یکی از راهکار هایی که برای توازن تقاضا و عرضه آب و حل مشکل اتلاف آب و استفاده بهینه از آن مطرح است متعادل کردن قیمت آن است.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت …

۵-۳- بحث ۱۰۶
۵-۴- پیشنهادها ۱۰۶
۵-۴-۱- پیشنهادهای پژوهش حاضر ۱۰۶
۵-۴-۲- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ۱۰۷
منابع ۱۰۸
فهرست جداول
جدول ۱-۱- سهم منابع مختلف در تأمین آب آبیاری ناحیه فومنات……………………………………… ۶
جدول ۱-۱- سهم منابع مختلف در تأمین آب آبیاری ناحیه فومنات……………………………………. ۲۱
جدول ۲-۲- آثار کمتر شناخته شده سیاست افزایش قیمت آب………………………………………… ۲۲
جدول ۴-۱- وضعیت سنی شالیکاران مورد مطالعه……………………………………………………… ۶۰
جدول ۴-۲- وضعیت سطح آموزش شالیکاران مورد مطالعه……………………………………………. ۶۲
جدول ۴-۳- وضعیت میزان سابقه شالیکاران…………………………………………………………… ۶۳
جدول ۴-۴- وضعیت آب مصرفی بر حسب متر مکعب……………………………………………….. ۶۴
جدول ۴-۵- وضعیت میزان مصرف کود شیمیایی بر حسب کیلوگرم………………………………….. ۶۵
جدول ۴-۶- وضعیت میزان مصرف سم ساقه خوار بر حسب لیتر……………………………………… ۶۶
جدول ۴-۷- مصرف سم علف کش بر حسب لیتر……………………………………………………… ۶۷
جدول ۴-۸- وضعیت میزان مصرف بذر برحسب کیلوگرم…………………………………………….. ۶۸
جدول ۴-۹- وضعیت تعداد نیروی انسانی……………………………………………………………… ۶۹
جدول ۴-۱۰- هزینه ماشین آلات……………………………………………………………………….. ۷۰
جدول ۴-۱۱- هزینه های متغیر کل……………………………………………………………………… ۷۱
جدول ۴-۱۲- توصیف موارد مربوط به هزینه های متغیر کل…………………………………………… ۷۲
جدول ۴-۱۳- وضعیت درآمد زارعین…………………………………………………………………… ۷۲
جدول ۴-۱۴- آمار توصیفی مربوط به درآمد……………………………………………………………. ۷۳
جدول ۴-۱۵- نتایج حاصل از آزمون همخطی تجزیه واریانس…………………………………………. ۷۴
جدول ۴-۱۶- نتایج حاصل از برازش تابع تولید کابداگلاس………………………………………….. ۷۴
جدول ۴-۱۷- نتایج حاصل از آزمونهای ناهمسانی واریانس اجزاء اخلال در برآورد اولیه تابع کابداگلاس………………………………………………………………………………………………….. ۷۵
جدول ۴-۱۸- نتایج حاصل از برازش تابع تولید کاب- داگلاس بر مبنای وزنHCCM ……………… 76
جدول ۴-۱۹- ماتریس واریانس- کواریانس ضرایب رگرسیون فرم تابعی کاب- داگلاس ……………. ۷۷
جدول ۴-۲۰- ماتریس همبستگی ضرایب رگرسیون فرم تابعی کاب- داگلاس ……………………….. ۷۷
جدول ۴-۲۱- نتایج حاصل از برازش تابع تولید ترانسندنتال ………………………………………….. ۷۹
جدول ۴-۲۲- نتایج حاصل از آزمونهای ناهمسانی واریانس اجزاء اخلال در برآورد اولیه تابع ترانسندنتال …………………………………………………………………………………………………………… ۸۰
جدول ۴-۲۳- نتایج حاصل از برازش تابع تولید ترانسندنتال بر مبنای وزندهی HCCM…………………. 80
جدول ۴-۲۴- کشش جزئی عوامل تولید در فرم تابعی ترانسندنتال ……………………………………. ۸۱
جدول ۴-۲۵- ماتریس واریانس- کواریانس ضرایب رگرسیون فرم تابعی ترانسندنتال ………………… ۸۳
جدول ۴-۲۶- ماتریس همبستگی ضرایب رگرسیون فرم تابعی ترانسندنتال …………………………… ۸۴
جدول ۴-۲۷- نتایج حاصل از برازش تابع تولید ترانسلوگ ……………………………………………. ۸۵
جدول ۴-۲۹- نتایج حاصل از آزمونهای ناهمسانی واریانس اجزاء اخلال در برآورد اولیه تابع ترانسلوگ …………………………………………………………………………………………………………… ۸۶
جدول ۴-۳۰- نتایج حاصل از برازش تابع تولید ترانسلوگ بر مبنای وزندهی HCCM ……………… 87
جدول ۴-۳۲- کشش جزئی عوامل تولید در فرم تابعی ترانسلوگ …………………………………….. ۸۹

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مقاله – تاثیر اسید هیومیک و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت در رقابت با علف های …

۴-۱-۵- طول بلال
نتایج تجزیه واریانس نشان داد (جدول۴-۱) که تقسیط کود نیتروژن و اسید هیومیک تاثیر معنی داری بر طول بلال نداشت، ولی اثر کنترل علف هرز بر طول بلال تأثیر معنی دار (P<0.01) داشت. مجدم (۱۳۸۸) نیز گزارش نمود که تقسیط نیتروژن (۵۰ درصد در هنگام کاشت +۵۰ درصد در مرحله شش برگی، ۲۵ درصد در هنگام کاشت + ۷۵ درصد در مرحله شش برگی، ۲۵ درصد در هنگام کاشت +۵۰ درصد در مرحله شش برگی +۲۵ درصد در مرحله دوازده برگی) تاثیر معنی داری بر طول بلال ندارد. نتایج بدست آمده از آزمایش همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) نیز حاکی از آن است که تقسیط کود به صورت ۲/۱ و ۳/۱ بر روی طول بلال اثر معنی داری نداشته است، ولی اثر سطوح کودی نیتروژن بر روی طول بلال معنی دار بوده است. قربانی و همکاران (۱۳۸۹) نیز گزارش کردند که کاربرد اسید هیومیک در آب آبیاری تاثیر معنی داری بر روی طول بلال ندارد. تاریخ پسند مدبر (۱۳۹۱) طی پژوهشی گزارش کرد که طول بلال تحت تأثیر کاربرد اسید هیومیک (محلول پاشی) قرار گرفت، به طوری که بیشترین طول بلال به میزان ۲/۱۸ سانتی متر با کاربرد ۲۴۰۰ میلی لیتر اسید هیومیک در هکتار حاصل شد.
مقایسه میانگین طول بلال در سطوح کنترل علف هرز (شکل۴-۷) نشان داد که با کنترل علف هرز، طول بلال افزایش یافت به طوری که طول بلال در تیمار وجین به میزان ۷۶/۳۰ درصد نسبت به عدم وجین افزایش یافت. علت کاهش طول بلال در تیمار عدم وجین، رقابت شدید علفهای هرز با ذرت برای کسب نور، آب، مواد غذایی و سایر عوامل محدود کننده رشد می باشد. طول بلال با افزایش خود بر روی تعداد دانه در ردیف اثر مثبت داشته و موجب افزایش تعداد دانه در بلال گردیده است. نتایج حاصل از جدول تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه تیمارها بر روی طول بلال تاثیر معنی داری نداشت.
شکل۴-۷- تاثیر کنترل علف هرز بر طول بلال
۴-۱-۶- تعداد دانه در ردیف بلال
نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثر تقسیط کود نیتروژن و کاربرد اسید هیومیک بر تعداد دانه در ردیف بلال از لحاظ آماری معنی دار نبود، اما تأثیر کنترل علف هرز بر این صفت معنی دار (P<0.5) شد. همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) گزارش کردند که تاثیر تقسیط کود نیتروژن بر روی تعداد دانه در ردیف معنی دار نمی باشد. حمیدی و همکاران (۱۳۷۸) گزارش کردند که افزایش طول بلال در نتیجه تاثیر کود نیتروژن بر تعداد دانه در ردیف بلال می باشد. مقایسه میانگین تعداد دانه در ردیف (شکل ۴-۸) نشان داد که کنترل علف هرز به طور معنی داری تعداد دانه در ردیف را افزایش می دهد به طوری که بالاترین تعداد دانه در ردیف مربوط به تیمار وجین به میزان ۳۱/۳۱ عدد می باشد. که ۶۳/۱۲ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. حسینی و همکاران (۱۳۸۸) گزارش کردند که رقابت بین گیاه زراعی و علف هرز می تواند تعداد دانه در ردیف را در ذرت کاهش دهد. همچنین نتایج تحقیقات فریدونی و همکاران (۱۳۸۹) با یافته های این تحقیق مطابقت دارد بطوریکه گزارش کردند که در تیمارهای کنترل شده و عاری از علفهای هرز تعداد دانه در ردیف افزایش می یابد چون رقابت بین گیاه اصلی (ذرت) و علفهای هرز بر سر نور و مواد غذایی به حداقل ممکن می رسد و در نتیجه تعداد دانه در ردیف و متعاقباً تعداد دانه در بلال افزایش می یابد. همچنین نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول ۴-۱) نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه بر روی تعداد دانه در ردیف معنی دار نبود.
شکل ۴-۸- اثر کنترل علف هرز بر تعداد دانه در ردیف
۴-۱-۷- وزن بلال
براساس نتایج بدست آمده (جدول۴-۱) سطوح تقسیط نیتروژن بر صفت وزن بلال تاثیر معنی داری در سطح ۵ درصد نشان داد. نتایج حاصل از مقایسه میانگینها (شکل۴-۹) نشان داد که بیشترین وزن بلال به میزان ۷۸/۱۴۹ گرم در تیمار عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بدست آمد، بطوری که وزن بلال در تیمار مذکور ۶۳/۳۰ درصد نسبت به تیمار شاهد (بدون مصرف نیتروژن) افزایش نشان داد. روضاتی و همکاران (۱۳۸۹) گزارش کردند که اثر تقسیط کود نیتروژن بر وزن بلال معنی دار می باشد. موت کامرا و همکاران (۲۰۰۵) نیز با استفاده از میزان مساوی کود در گلدهی گیاه ذرت کمترین وزن بلال را بدست آوردند. یوهارت و آنداراد (۱۹۹۵) گزارش کردند که افزایش میزان نیتروژن در زمان گلدهی منجر به افزایش تخصیص ماده خشک به بلال شد و در نهایت سرعت رشد بلال افزایش یافت، آنها همچنین بیان نمودند که تنش کمبود نیتروژن سبب کاهش نسبت سرعت رشد بلال به سرعت رشد گیاه در مرحلهای گلدهی یا به عبارتی سبب کاهش ضریب توزیع مواد فتوسنتزی به بلال شد. بر اساس نتایج بدست آمده از تجزیه واریانس، تأثیر کاربرد اسید هیومیک بر صفت وزن بلال معنی دار نبود (جدول۴-۱). همچنین نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که کنترل علف هرز، وزن بلال را بطور معنی داری در سطح ۱ درصد تحت تاثیر قرار داد. مطابق نتایج حاصل از مقایسه میانگینها (شکل ۴-۱۰) بیشترین وزن بلال ۴۷/۱۴۹ گرم مربوط به تیمار وجین بود که ۷۶/۳۰ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. میر شکاری و همکاران (۱۳۸۸) بیان کردند که صفت وزن بلال تحت تاثیر تداخل علف هرز قرارمی گیرد. وجین علفهای هرز باعث کاهش شدید رقابت ذرت بر سرمنابع غذایی، نور و آب می گردد. کاهش رقابت موجب افزایش جذب نور، فتوسنتز، سرعت رشد گیاه، شاخص سطح برگ و دوام آن در ذرت شده و درنهایت سبب تجمع و توزیع ماده خشک بیش تر در بلال می شود.
همچنین نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات متقابل دوگانه و سه گانه از نظر وزن بلال اختلاف معنی داری نداشتند.
شکل ۴-۹- اثر تقسیط نیتروژن بر وزن بلال
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی
شکل ۴-۱۰- اثر کنترل علف هرز بر وزن بلال
۴-۱-۸- تعداد ردیف دانه در بلال
نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) حاکی از این است که اثر تقسیط نیتروژن بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح آماری ۵ درصد معنی دار می باشد. نتایج مقایسه میانگین ها (شکل ۴-۱۱) نشان داد که بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال مربوط به تیمار عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بود که البته با تیمار شاهد و تیمار ۳/۱ در یک گروه آماری از نظر معنی داری قرار داشت. کمترین مقدار مربوط به تیمار مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی بود. سرخوش و همکاران (۱۳۹۱) گزارش کردند که تقسیط کود نیتروژن سبب افزایش تعداد ردیف دانه در بلال می گردد. بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال در تیمار کاربرد ۳/۱ هنگام کاشت + ۳/۱ در مرحله ۶-۴ برگی+ ۳/۱ در مرحله قبل از ظهور گل آذین نر بدست آمد. افزایش نیتروژن بطور معنی داری تعداد روزهای لازم برای خروج گل تاجی و کاکلدهی ۷۵ درصد بوتهها را کاهش داده که ضمن افزایش طول دوره موثر پرشدن دانه، وزن هزار دانه، تعداد ردیف دانه در بلال افزایش می یابد (ال-رودا و ال-یونیس، ۱۹۷۸).
مطابق نتایج تجزیه واریانس (جدول۴-۱) اثر اسید هیومیک بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح آماری ۵ درصد اختلاف معنی داری نشان داد. نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۲) اثر اسید هیومیک نشان داد که کاربرد اسید هیومیک سبب افزایش ۴۸/۵ درصدی تعداد ردیف دانه در بلال در مقایسه با شاهد (عدم کاربرد اسید هیومیک) گردید. شاه حسینی (۱۳۸۹) گزارش کرد که کاربرد اسید هیومیک باعث افزایش تعداد ردیف دانه در بلال به میزان ۸۱/۲ درصد نسبت به شاهد شد.
شکل ۴-۱۱- اثر تقسیط نیتروژن بر تعداد ردیف دانه در بلال
A1: شاهد (بدون مصرف نیتروژن) ، A2: مصرف ۳/۱ در زمان کاشت + ۳/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + ۳/۱ در زمان ظهور گل تاجی، A3: عدم مصرف نیتروژن در زمان کاشت + مصرف ۲/۱ در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی A4: مصرف ۲/۱ در زمان کاشت + عدم مصرف نیتروژن در زمان ۶ تا ۸ برگی + مصرف ۲/۱ در زمان ظهور گل تاجی
شکل ۴-۱۲- اثر اسید هیومیک بر تعداد ردیف دانه در بلال
همچنین نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول۴-۱) نشان داد که اثر کنترل علف هرز بر روی تعداد ردیف دانه در بلال در سطح ۱ درصد معنی دار بود. نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۳) نیز حاکی از این است که بیشترین تعداد ردیف دانه در بلال مربوط به تیمار وجین می باشد. که ۴۰/۷ درصد نسبت به تیمار دارای علف هرز بیشتر بود. با توجه به اینکه این صفت ژنتیکی است ولی این صفت می تواند تحت تأثیر عوامل محیطی بخصوص رطوبت، عناصر غذایی و تراکم تغییراتی داشته باشد (لرزاده و همکاران، ۱۳۸۹). حسینی و همکاران (۱۳۸۸) گزارش کردند که تداخل علفهای هرز بر روی تعداد ردیف دانه در بلال تاثیر گذار می باشد. یکی از عوامل مهم در عملکرد دانه ذرت، تعداد ردیف در بلال می باشد زیرا که تعداد دانه در هر بلال بیشتر توسط تعداد دانه در هر ردیف بلال تعیین می شود (فرقانی، ۱۳۷۵).
شکل ۴-۱۳- اثر کنترل علف هرز بر تعداد ردیف دانه در بلال
۴-۱-۹- تعداد دانه در بلال
تجزیه واریانس دادههای (جدول۴-۱) مربوط به تیمار تقسیط کود نیتروژن نشان داد که تعداد دانه در بلال تحت تاثیر این تیمار قرار نگرفت. همایون فر و بهرامی نژاد (۱۳۸۷) در آزمایشی دریافتند که تقسیط نیتروژن ۲/۱ و ۳/۱ بصورت سرک در ۳ مرحله همزمان با کاشت + مرحله ۴ برگی + مرحله ۸ برگی بر روی تعداد دانه در بلال معنی دار نمی باشد.
مطابق نتایج جدول تجزیه واریانس (جدول۴-۱) کاربرد اسید هیومیک بر تعداد دانه در بلال از لحاظ آماری تاثیر معنی داری نشان نداد. در حالیکه کنترل علف هرز بر تعداد دانه در بلال دارای اثر معنی داری در (P<0.01) بود. طبق نتایج مقایسه میانگین (شکل ۴-۱۴) بیشترین تعداد کل دانه معادل ۹/۴۳۱ متعلق به تیمار وجین علف هرز بود و کمترین آن معادل ۷۸/۳۴۹ متعلق به تیمار عدم وجین بود. بر اساس این نتایج عدم وجین علف های هرز می تواند کاهش ۴۴/۲۳ درصدی تعداد دانه در بلال ذرت را به همراه داشته باشد. این نتایج با تحقیقات فریدونی و همکاران( ۱۳۸۹) مطابقت دارد که گزارش کردند بیشترین تعداد دانه در بلال در تیمار وجین علفهای هرز معادل ۶/۴۶۰ و کمترین تعداد دانه در بلال درتیمار عدم وجین معادل ۸/۳۹۳ بدست آمد. بر اساس تحقیقاتی که انجام شده است، حساس ترین جزء عملکرد ذرت به تداخل علفهای هرز تعداد دانه در بلال می باشد، به طوری که افزایش میزان تداخل علفهای هرز موجب کاهش سیگموئیدی تعداد دانه در بلال می شود (ایوانز و همکاران، ۲۰۰۳). حسینی و همکاران (۱۳۸۸) نیز گزارش کردند که تداخل علفهای هرز بر تعداد دانه در بلال اثر معنی داری دارد و با افزایش مدت زمان تداخل علفهای هرز، تعداد دانه در بلال در مقایسه با شاهد بدون رقابت به طور معنی داری کاهش می یابد. در شرایط رقابت گیاه زراعی با علفهای بدلیل کاهش فراهمی عناصر غذایی، رشد محصول در مرحله کاکل دهی کاهش یافته و موجب افزایش سقط دانهها می گردد (نور محمدی و همکاران، ۱۳۷۷). در واقع واکنش تعداد دانه در بلال نسبت به شدت رقابت علفهای هرز یک رابطه منطقی است، زیرا استراتژی گیاه جهت مقابله با تنش رقابت، عمدتاً کاهش تعداد دانه در بوته است تا بدین وسیله وزن دانهها ثابت مانده و بنیه کافی جهت جوانه زنی بذور و تولید نسل آینده تامین شود.
شکل ۴-۱۴- اثر کنترل علفهرز بر تعداد دانه در بلال
جدول ۴-۱- نتایج تجزیه واریانس صفات مورد مطالعه ذرت.

میانگین مربعات
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است