بورس اوراق بهادار

چکیده

وضعیت حقوقی سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه ایران مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. مقررات محدود کننده و سخت گیرانه تا قوانینی که برای سرمایه‌گذاران خارجی مطلوبیت افزون تری داشتند و در نهایت بذل توجه خاص و تخصصی به فرایند سرمایه‌گذاری خارجی،‏ خصوصیاتی است که در هر کدام از قوانین و مقررات مرتبط با سرمایه‌گذاری خارجی،‏ تبلور خاصی یافته اند. بازار سرمایه نیز به عنوان یکی از گزینه‌هایی که دارای قابلیت فراوان برای جذب سرمایه‌های خارجی از نظر قانونگذار دور نمانده است و هرچند که در منابع قانونی اولیه سرمایه‌گذاری خارجی به طور کلی تمامی بخش های اقتصادی از جمله بازار سرمایه شامل این قوانین می‌گردیدند لکن در دوره های اخیر و بعد از برنامه ی چهارم توسعه،‏ این شکل از سرمایه‌گذاری با دید تخصصی تری نگریسته شد لکن آنچه که باعث تأسف می‌گردد آن است که در هر دوره‌ای از قانون گذاری،‏ قسمتی از بازار سرمایه و یا توانایی‌های آن مغفول مانده است و علیرغم وجود آیین‌نامه تخصصی سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه،‏ باید به ناچار قانون تشویق و حمایت از سرمایه‌گذاری خارجی را در این موارد مجرا دانست. امری که خود باعث ایجاد توالی فاسد زیادی گردیده است از جمله آنکه با وجود اصل مهم حفظ کلیت و انسجام بازار،‏ هر بخش از بازار سرمایه تحت حاکمیت اراده متفاوتی از قانونگذار گردیده که برای نمونه می‌توان به عدم شمول آیین‌نامه اجرایی بند (ج) ماده 15 قانون برنامه چهارم توسعه و همچنین آیین‌نامه سرمایه‌گذاری خارجی در بورس و بازار خارج از بورس،‏ در خصوص بورس کالای ایران اشاره نمود که تمامی این نقایص در مجموع باعث می‌گردد که از تمامی ظرفیت‌های ممکن سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه استفاده نگردد و یا اینکه سرمایه‌گذار خارجی با توجه به وضعیت مبهم و عدم شمول مقررات تخصصی بر حیطه های خاص از جمله بورس کالا دچار سردرگمی گردیده و در نتیجه تمایل کمتری به وارد نمودن سرمایه خود پیدا نماید. از این رو بررسی دقیق تمامی منابع قانونی سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه با لحاظ دو قانون مادر در این زمینه یعنی قانون تشویق و حمایت سرمایه‌گذاری خارجی و قانون بازار اوراق بهادار و تبیین دقیق آنها با هدف شناسایی و رفع نقایص این الزامات ضروری است. بنابراین بررسی جنبه حقوقی سرمایه‌گذاری خارجی و تبیین تمامی قوانین و مقررات موجود در این زمینه لازم می‌باشد که در این نوشتار سعی بر آن بوده است که بر اساس روش تحقیق و توصیفی با استفاده از سیر تحول قوانین و مقررات تمامی چالش ها و تنگناهای حقوقی وضعیت موجود بررسی و راهکارهای مقتضی ارایه شود.
وازگان کلیدی: سرمایه گذاری خارجی، بورس، اوراق بهادار، بازار سرمایه،چالش های حقوقی

فهرست مطالب

مقدمه 1
بیان مسئله 1
اهمیت و ضرورت پژوهش 3
اهداف تحقیق 4
ضرورت خاص انجام تحقیق 4
پیشینه تحقیق 4
پرسش های تحقیق 4
فصل اول 8
کلیات 8
مبحث اول – تعریف و توضیح 9
گفتار اول: تعریف بورس اوراق بهادار 9
بند اول : تعریف سهام ( سهام با نام و سهام بی نام ) 12

سهام با نام و سهام بی نام 13
انتقال سهام چیست ؟ 14
انتقال سهام در بورس اوراق بهادار 16
تعریف اوراق مشارکت 19
گواهی سرمایه‌گذاری 20
گواهی‌های سپردۀ سرمایه‌گذاری 20
تعریف صکوک و انواع آن 21
بند دوم : ابزار های مالی 22


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار دوم :بررسی فرابورس 23
تفاوت فرابورس با بورس 24
مزایای پذیرش شرکت‌ها در فرابورس 24
مبحث دوم – سرمایه گذاری خارجی 25
گفتار اول: سرمایه گذاری مستقیم 27
گفتار دوم : سرمایه گذاری غیر مستقیم 29
مبحث سوم – سرمایه گذاری خارجی 30
بند اول : سرمایه گذاری خارجی در بورس اوراق بهادار 30
بند دوم : سرمایه گذاری خارجی در فرابورس 32
فصل دوم 38
چالش های سرمایه گذاری خارجی در بورس اوراق بهادار 38
مبحث اول – مبانی حقوقی سرمایه گذا ری خارجی در بورس اوراق بهادار 39
گفتار اول – قوانین عام سرمایه گذاری خارجی 40
بند اول : قانون جلب و حمایت از سرمایه های خارجی مصوب 7/9/1334 40
بند دوم : آیین نامه اجرایی مصوب 1335 43
بند سوم : قانون بازار اوراق بهادار مصوب 1384 51
بند چهارم : مشارکت در صندوق های سرمایه گذاری کشوری 52
گفتار دوم – مرجع اعطای مجوز سرمایه گذاری خارجی در بازار سرمایه 55
بند اول : قلمرو و حدود فعالیت سرمایه گذار خارجی در بازار سرمایه 58
بند دوم : نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار بر روند سرمایه گذاری خارجی 63
مبحث دوم : مشکلات سرمایه گذاری خارجی در ایران 68
گفتار اول : مشکلات اجرای قوانین 69
بند اول : قانون کار 70
بند دوم : مالیات 71
بند سوم : مقررات مبادلات ارزی 71
گفتار اول : سیاست های کلی اصل (44) و جایگاه بورس اوراق بهادار در ایران 71
گفتار دوم – وجود نداشتن یا توسعه نیافتن سازمان های خود انتظام 76
بند اول : نبود فرهنگ غنی سهام داری در بازار سرمایه 80
بند دوم : سهم بالای اشخاص حقوقی و نهادهای دولتی و شبه دولتی از بازار سرمایه 80
بند سوم : ساختار بازار سرمایه 81
بند چهارم : نارسایی برخی از قوانین 83
بند پنجم : دست کاری در بازار و قیمت ها 84
بند ششم: سایر موانع 85
فصل سوم 87
چالش های سرمایه گذاری خارجی در فرابورس 87
مبحث اول: تشکیل فرابورس 88
گفتار اول: فلسفه و ضرورت تشکیل فرابورس 88
بند اول: فلسفه تشکیل فرابورس 88
بند دوم: ضرورت و اهداف تشکیل فرابورس 90
گفتار دوم: بازارها در فرابورس 92
بند اول: بازار اول 92
بند دوم: بازار دوم 93
بند سوم: بازار سوم (بازار عرضه) 94
بند چهارم: بازار چهارم (اوراق مشارکت) 94
گفتار سوم: مزایای فرابورس 95
گفتار چهارم: تفاوت فرابورس با بورس 96
بند اول) تفاوت در بازارها 96
مبحث دوم: بستر قانونی فرابورس ایران 97
گفتار اول: قانون برنامه سوم توسعه 97
گفتار دوم: قانون برنامه چهارم توسعه 97
گفتار سوم: قانون بازار اوراق بهادار 98
مبحث سوم – تعلیق و لغو پذیرش اوراق بهادار در فرابورس 99
گفتار اول: تعلیق پذیرش 99
گفتار دوم: لغو پذیرش 100
بند اول : لغو پذیرش اوراق بهادار به درخواست ناشر 101
مبحث چهارم ـ انتقال اوراق بهادار در فرابورس و بورس اوراق بهادار 103
گفتار اول: انتقال به بازار پایه 103
گفتار دوم: انتقال به بورس اوراق بهادار تهران 103
مبحث پنجم ـ سایر موارد 104
گفتار اول: کارمزدها 104
گفتار دوم: سایر مقررات 104
مبحث ششم: چالش های سرمایه گذاری خارجی در فرابورس 105
گفتار اول: چالش های ناشی از الکترونیکی بودن فرابورس 105
گفتار دوم: ضعف ابزارهای اجرایی 110
گفتار سوم: لزوم ایجاد نهادهای مناسب برای حمایت از سرمایه گذاری خارجی 111
گفتار چهارم: طولانی بودن مدت زمان بازگشت سرمایه 113
نتیجه گیری 114
منابع فارسی 119
منابع لاتین 122
Abstract 123
مقدمه
بیان مسئله
در نظم نوین اقتصادی کنونی، سرمایه گذاری خارجی دارای اهمیت کلیدی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی می باشد.امروزه اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان، به دلیل عدم تکافوی منابع داخلی برای سرمایه گذاری، تمایل شدیدی برای جذب سرمایه های خارجی به کشور خود پیدا کرده اند. سازمان توسعه و تجارت ملل متحد (آنکتاد) همه ساله گزارشی از سرمایه گذاری خارجی در جهان ارایه می کند. بر اساس آمار این سازمان رشد سرمایه گذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای 2007 تا 2012 رشد 142 درصدی داشته است. قوانین جمهوری اسلامی ایران با استقبال از سرمایه گذاری خارجی اعمال قوانین برابر با سرمایه گذاران داخلی، گاهی حتی نسبت به احداث شهرک های صنعتی سرمایه گذاری خارجی نیز اقدام نموده اند. سرمایه گذاری در کشورهای توسعه یافته به دلیل اعمال قوانین سخت و ضعف ساختارهای مالی جهانی، تمایل سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری در آن مناطق کاهش داده است.
بورس، به عنوان یکی از مهمترین عوامل پیشبرد توسعه اقتصادی، با عنوان پیشرفته ترین ابزار تکاملی سرمایه به شمار می رود؛ از این رو توجه سرمایه گذاران خارجی به سرمایه گذاری در بازارهای مختلف بورس در جهان به شدت جلب شده است. در قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی مصوب سال 1381 به سرمایه گذاران خارجی تسهیلاتی برای سرمایه گذاری اعطاء شده است اما، بازار بورس ایران علی رغم نیم قرن سابقه فعالیت، هیچ گاه نتوانسته بازاری قابل توجه برای سرمایه گذاران خارجی باشد، درحالی که در قانون بورس اوراق بهادار مصوب 1384 زمینه های این نوع سرمایه گذاری فراهم شده و تسهیلاتی برای سرمایه گذاران خارجی که گاه همسو با امتیازات اتباع داخلی است درنظر گرفته شده است. بازار بورس در ایران، جایگاه مناسب یک بازار سرمایه مناسب را ندارد، به عبارت دیگر سیاست های کلان اقتصادی در قوانین ایران، از جمله خصوصی سازی، پاسخگوی نیازهای سرمایه گذارا
ن نیست. بطورکلی می توان گفت که هر بازار سرمایه زمانی می تواند مطلوب تلقی بشود که:
1- انتقال وجوه را در زمان های مختلف و بین افراد مختلف با سهولت و حداقل هزینه ممکن سازد؛
2- ابزارهای متنوعی را برای مدیریت مالی فراهم کند؛
3-تجمیع و تخصیص منابع مالی، اعم از بزرگ و کوچک را میسر نماید؛
4- اطلاعات کامل را در دسترس همه شرکت کنندگان قرار دهد؛
5- در بازار سرمایه رقابت وجود داشته باشد، بگونه ای که هیچ یک از شرکت کنندگان در بازار قدرت تعیین قیمت را نداشته باشند و یا به عبارتی همه قیمت پذیر باشند و
از حداقل میزان ریسک برخوردار باشد.
موانع و چالش های سرمایه گذاری خارجی در بازار بورس:

1- شفافیت و به روز نبودن اطلاعات؛ بی عدالتی در توزیع اطلاعات، عدم دسترسی همزمان و یکسان همه افراد به اطلاعات و نیز مبهم بودن آنها برای همه مردم موجب پیدایش رانت های اطلاعاتی می شود.
2- وجود نداشتن یا توسعه نیافتن سازمان های خود انتظام؛ نظارت و قانونگذاری از مهمترین مقوله های بورس محسوب می شود. مواردی چون ساختاردهی استانداردهای قانونی، اطلاع رسانی مناسب، تعمیق و بهبود نقدینگی بازار و حضور مداوم و اطمینان بخش سرمایه گذاران بایستی مورد توجه قانونگذار قرار بگیرد. ایجاد سازمان های خود انتظام می توانند کانون معامله گران در بورس باشند که تشکیل بازارهای خارج از بورس از وظایف آنهاست.
3- نبود فرهنگ غنی سهام داری در بازار سرمایه؛ بازار سرمایه (بورس) در ایران در حال توسعه و تکامل است. اصلاح ساختار نظارتی و اجرایی، تزاید و تنوع واسطه های مالی و دیگر اهداف بازار سرمایه، بدون توجه به بسط و گسترش فرهنگ و ارتقای دانش عمومی مرتبط با آن امکان پذیر نخواهد بود.
4- سهم بالای اشخاص حقوقی و نهادهای دولتی از بازار سرمایه؛ در سال های اخیر همواره مؤوسسات و شرکت های دولتی، سهم زیادی را در معاملات بورس به خود اختصاص داده اند، درحالی که این شرکت ها و مؤوسسات به عنوان بازارساز وارد بازار شده اند، اما به جای تثبیت بازار با اقدامات غیرآگاهانه به آشفتگی این بازار دامن زده اند.
5-نارسایی برخی از قوانین؛ نارسایی یا نبود قوانین و در مواردی پیچیدگی و ابهام آنها از مشکلات بازار سرمایه (بورس) است.
حال آنکه از سوی دیگر، براساس قانون سیاست های کلی اصل 44، سهام شرکت های دولتی فقط از طریق بورس اوراق بهادار به بخش خصوصی واگذار می شود. براساس بند 7 ماده 41 قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی، هیأت واگذاری بنگاه های دولتی می تواند واگذاری بلوکی بنگاه های مذکور را در بورس

طرح توجیهی- 4 دلیل اینکه چرا یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) اهمیت دارد

 
طرح توجیهی Business Plan یک ابزار استراتژیک مهم برای کارآفرینان می باشد. یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) خوب نه تنها به کارآفرینان کمک می کند تا بر گام های خاص مورد نیاز برای به موفقیت رساندن ایده های خود تمرکز کنند، بلکه به آنها کمک می کند تا هم به اهداف کوتاه مدت و هم به اهداف بلند مدت شان دست پیدا کنند.
اگر برنامه ای نداشته باشید،‌ در واقع برای شکست خوردن برنامه دارید.   بنجامین فرانکلین
سرمایه گزار فعالیت های اقتصادی پرریسک و پیشگام سیلیکون ولی،‌ یوگین کلینرونس می گوید که نوشتن یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) شما را مجبور می کند که منظم فکر کنید. یک ایده ممکن است عالی به نظر آید، اما زمانی که همه جزئیات و آمار و ارقام آن را می نویسید،‌ ممکن است اوضاع تغییر کند.
در حالیکه یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) در کارآفرینی بسیار ضروری است،‌ همه کارآفرینان نیاز به آن را احساس نمی کنند. بسیاری از کارآفرینان اکراه دارند که طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) خود را بنویسند. در واقع،‌ مقالات آنلاین بسیاری وجود دارند که ادعا می کنند طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) مرده است یا موضوعیتی ندارد. البته همه با این حرف موافق نیستند.
شمار زیادی از متخصصان تامین مالی کسب و کار قبول دارند که داشتن یک ایده کسب و کار کافی نیست. حتی ایده های کسب و کار عالی می توانند کاملا بلااستفاده باشند اگر نتوانید آنها را تدوین کرده و یک طرح استراتژیک را برای آنها پیاده کنید تا ایده کسب و کارتان جواب دهد.
اگر دنبال آن هستید که تامین مالی ایده تان از طریق وام یا موسسات سرمایه گزار انجام شود، به خاطر داشته باشید که داشتن یک کسب و کار خوب بسیار ارزشمند است. شما باید یک طرح کسب  کار به خوبی مستند سازی شده را مد نظر قرار دهید که خودش حرف برای گفتن داشته باشد. این طرح باید واضح باشد و به راحتی قابل خواندن و فهمیده شدن باشد.
مگر اینکه تعهدی ایجاد شود، در غیر اینصورت تنها وعده است و امید؛‌ اما طرح و برنامه ای در کار نیست – پیتر اف. دروکر
قبل از نوشتن یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن )، مهم است دو عامل مهم را مد نظر قرار دهید:‌

  • خواننده این طرح چه کسی خواهد بود؟

به عنوان مثال، اگر به افزایش سرمایه علاقه مند هستید،‌ احتمال زیادی دارد که سرمایه گزاران مخاطب هدف شما باشند. اگر به شراکت و سرمایه گزاری مشترک علاقه مند هستید،‌ شرکای احتمالی کسب و کار مخاطبان شما خواهند بود.

  • می خواهید واکنش آنها چه باشد؟‌

بسته به مخاطبان هدف شما،‌ بر پیغام کلیدی که می خواهید آنها دریافت کنند تا واکنشی که می خواهید را به دست آورید تمرکز کنید.
در اینجا 4 دلیل اینکه چرا به یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) نیاز دارید ارائه شده است:

  1. به منظور جمع کردن پول برای کسب و کارتان

سرمایه گزاران و وام دهندگان بالقوه قل از اینکه به شما پول بدهند از شما یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) مکتوب می خواهند. صرفا شرح دادن کسب وکارتان کافی نخواهد بود. در عوض، اطمینان حاصل کنید که یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) و طرح مالی جامع دارید که احتمال موفقیت ایده تان و اینکه راه اندازی کسب و کارتان به چه مقدار پول نیاز دارد را نشان دهد. مثل :  طرح توجیهی مهاجرت به کانادا از طریق شرکت استارتاپ Startup  ویزای کانادا

  1. به منظور اتخاذ تصمیمات درست

به عنوان یک کارآفرین،‌ داشتن یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) به شما کمک می کند تا ایده ها و استراتژی های کسب و کارتان را تعیین کنید و بر آنها تمرکز کنید. شما نه تنها بر موضوعات مالی تمرکز می کنید،‌ بلکه بر موضوعات مدیریتی،‌ برنامه ریزی منابع انسانی،‌ تکنولوژی، و ایجاد ارزش برای مشتریان خود نیز تمرکز می کنید.

  1. به منظور کمک به شما جهت شناسایی نقاط ضعف بالقوه

داشتن یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) به شما کمک می کند تا تله ها و گلوگاه های بالقوه ای که بر سر راه ایده تان وجود دارند را شناسایی کنید. شما همچنین می توانید طرح خود را با دیگرانی که می توانند در خصوص آن به شما توصیه و نظر بدهند به اشتراک بگذارید. کارشناسان و متخصصانی را شناسایی کنید که در موقعیتی هستند که می توانند توصیه هایی ارزشمند به شما بدهند و طرح تان را با آنها به اشتراک بگذارید.

  1. به منظور منتقل کردن ایده های تان گروه های ذینفع

طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) یک ابزار ارتباطی است که می توانید از آن به منظور به دست آوردن سرمایه لازم از موسسات مالی و وام دهندگان استفاده کنید. همچنین طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) می تواند به منظور متقاعد کردن افراد برای کار کردن برای شما،‌ به دست آوردن اعتبار تامین کنندگان، و جذب کردن مشتریان بالقوه مورد استفاده قرار گیرد. مثل : ویزای خود اشتغالی کانادا
ایجاد یک طرح کسب وکار مستلزم اندیشیدن بسیار است. شما می بایست آنچه را می خواهید انجام دهید را مد نظر قرار دهید،‌ و از آن به عنوان نقطه شروع استفاده کنید. لازم نیست که این فکر خیلی پیچیده باشد. در دل این طرح،‌ باید مشخص کنید که الان کجا هستید،‌ کسب و کارتان به کجا می خواهد برسد،‌ و چطور می خواهد به آنجا برسد.
همانطور که راهنمای طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) ارنست و یانگ می گوید،‌ نوشتن یک طرح توجیهی ( بیزینس پلن ) موفقیت آن را تضمین نمی کند، اما می تواند گامی بلند در جهت کاهش احتمال شکست باشد.

کنترل اجتماعی

است.این پژوهش به رابطه بین تأثیرات محیطی و آسیب پذیری شخصیت با اعتیاد به مواد مخدر و الکل پرداخته شده است.نتایج این تحقیق نشان داد در مجموع، بین محیط و شخصیت فرد کنش متقابلی وجود دارد که نقش عمده ای را در اعتیاد فرد به مواد مخدر ایجاد می کند.

-اوکلند:الکلیسم و ویژگی های شخصیتی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای مشخص کردن ویژگی های شخصیتی خاصی که باآمادگی و استعداد الکلیسم همبسته باشد،تلاش های زیادی انجام شده است .یک مطالعه طولی که بطور وسیعی به آن استناد می شود،مطالعه طولی اوکلند است که از دهه1930 در اوکلند کالیفرنیاآغاز شد.در این مطالعه تعدادی از کودکان مورد مطالعه قرار گرفته و سپس در طول زندگیشان به دقت پیگیری می شدند.اطلاعات در زمینه الگوهای رفتاری خانوادگی،رفتار آموزشگاهی و ویژگی های شخصیتی بر مبنای آزمون های شخصیت و مصاحبه ها گردآوری شد.در 1960 با بسیاری از افراد نمونه که اکنون در نیمه های دهه سوم عمرشان بودند تماس برقرار و برای تعین الگوهای مصرف الکل با آنها مصاحبه شد(جونز؛1968؛1971)
این افراد بر اساس مصاحبه های انجام شده و از نظر رفتارشان در زمینه مصرف الکل در 5 طبقه قرار گرفته سپس اطلاعات مربوط به رشد که در سالهای کودکی شان جمع اوری شده بودبرای تعیین هر نوع ارتباط و همبسته بودن مورد آزمایش قرار گرفت.نتایج حاکی بود که اگر چه بنظر می رسد برخی ویژگی ها در پسران نوجوان که ممکن است باعث مشکلات اجتماعی بوده و به عنوان منبع فشار روانی عمل می کند(مثل حساسیت به انتقاد اجتماعی،عدم زندگی و تلاش،درک پایین اجتماعی)به مصرف الکل در آینده ارتباط دارد،ولی چنین ویژگی هایی در سایر آسیب های روانی نیز دیده می شود.یعنی اینکه چنین ویژگی هایی به طور کلی آسیب های روانی و نه
الکلیسم را به طور اخص در آینده پیش بینی می کند.در واقع تحقیقات به طور همسان دریافتن ویژگی های «شخصیت الکلی» که بین افراد الکلی و غیر الکلی را تفاوت گذارد با شکست مواجه شده است.(باندورا1969،میلر1975).مع هذا تحقیقات برای جستجوی ویژگی های خاص شخصیتی همچنان ادامه داشته است.مثلأ مگک کله لندو همکاران(1972)پیشنهاد کردند که نیازبه قدرت با نوشیدن افراطی و نوشیدن اجتماعی ارتباط دارد.آنها معتقد بودند که بعضی مردان از این نظر الکل می نوشند تابه احساسی از افزایش قدرت بخصوص قدرت پرخاشگری و جنسی دست یابند.
ناتان و دوبرین(1971)گروهی از مردان الکلی و یک گروه همتا از مردان غیر الکلی در مجموعه ای از ابعاد رفتاری مورد مقایسه قرار دادند.نتایج نشان داد که در یک دوره دوازده تا بیست و چهار ساعت اولیه نوشیدن الکل که سطح اضطراب در آن پایین می آید،دوره ای وجود دارد که در آن سطوح اضطراب و افسردگی افزایش پیدا میکند.این پژوهشگران نتیجه گرفتند که الکلیسم از آنچه که مدل ساده کاهش تنش فرض می کندبسیار پیچیده تر است .(گاچل و دیگران؛470:1377)
در سالهای اخیر تعدادی از یافته های پژوهشی برخی بینش های جدید را در زمینه ی دلایل احتمالی اشتیاق به الکل فراهم آورده است.بلام(1984) خلاصه ای از مطالعاتی را که نشان دهنده ارتباطی بین عمل و الکل و فرایندهایی که در مغز انجام می شود،از جمله تداعی بین اشتیاق به الکل و نقصی در مورد شبه افیونی (که مهم ترین آنها اندوفین ها و مت انکفالینهاست)را نشان داده است. حیواناتی که دارای سطوح پایین مت انکفالین در مغز بودند نسبت به حیواناتی که سطوح آنان طبیعی بود اتانول بیشتری مصرف کردند.بعلاوه همین همبستگی منفی بین سطوح مت انکفالین درونی و میزان اتانول مصرفی نشان داده شد که در موشهایی که الکل را ترجیح می دادند و ترجیح نمی دادند موروثی بود.بنابراین ارتباط نزدیک وتعامل بین الکل و افیونهای مغزی در رفتار نوشیدن است.(همان:475)
بلام(1984)از نظر دخالت ژنتیکی نیزپژوهشی را بررسی کرد که نشان دهنده ی این بود که موشهای آزمایشگاهی را می توان چنان باهم جفتگیری انداخت که الکل را بر آب ترجیح دهند علاوه بر این چنین موش های الکل خواهی سطوح مت انکفالین پایین تر از طبیعی داشتند.این ارتباط بین ترجیح الکل و نظام افیونی مغز یک عامل ژنتیکی را بعنوان مؤلفه ی مهم دیگری درالکلیسم معرفی می کند.
بالاخره بلام(1984)همچنین اهمیت نقشی را که عوامل روانی_محیطی می تواند در الکلیسم ایفا کند مورد تأکید
قرار داد.او نشان داد که چگونه فشارهای روانی مزمن محیط می تواند موجب نقص در مت انکفالینها و اندرو فینها شود ..(همان:475)
پریستون و گود فیلو(2006) در مطالعه خود به عوامل موثر، به خصوص اثر گروه همسالان ، بر مصرف مشروبات الکلی در گروه سنی 17-12 ساله و بالاتر پرداخته اند.هدف آن ها از این مقایسه، آزمون قدرت تبیین های مبتنی بر یادگیری اجتماعی در گروه های سنی مختلف بوده است.نتایج این تحقیقات نشان داده است که متغیرهای یادگیری اجتماعی با سوء مصرف الکل در هر گروه سنی مورد مطالعه رابطه مستقیم داشته است..با وجود این یافته های این تحقیق نشان داد که تأثیر یادگیری اجتماعی بر سوء مصرف الکل در بین جوانان بیشتر از افراد مسن بوده است.(به نقل از سراج زاده؛1386 :48)
در یک پژوهش پیمایشی طولی که در دانشگاه جیمز مدیسون (Jams Madison university) امریکا انجام شد پرسشنامه ای در سال 1995، 1997 ، 1999 در بین دانشجویان این دانشگاه انجام شد.یافته های اصلی این پژوهش نشان می دهد در حالیکه مواد مخدر خظرناک مثل کوکائین، آمفتامین ها و مواد افیونی مثل هروئین توسط اقلیت کوچکی (15%) مصرف شده است، مواد مخدر سبک مانند مار جوانا و بینج توسط بخش قابل توجهی از دانشجویان (57%) مصرف میشده و الکل شایعترین ماده ی مخدر مورد استفاده ی آنها بوده است.بنابراین به نظر میرسد مصرف مواد مخدر سبک بخشی از سبک زندگی پاره فرهنگ دانشجویی در آن دانشگاه بوده است.(Alister,1999: 10-11)
S.A.igumnov (2008) در بررسی نتیجه ی اجتماعی و اقتصادی مصرف الکل در جمهوری بلاروس به این نتیجه رسیده ان
د که سوء مصرف از الکل تاثیرات دراز مدتی دارد که میتواند برتمام جنبه های زندگی اثر بگذارد.مستی الکل ایمنی شخصی را ضعیف میکند و مرتبط با خشونت و دیگر صدمات است.اعتیاد الکل به عنوان ریسک قابل توجه نوشیدن منظم الکل است و پتانسیل اثرات سمی بر تمام ارگان ها و سیستم بدن را داراست.بیماری های مرتبط الکل بیشتر بین جوانان و نوجوانان رخ میدهد و بین مردان بیشتر از زنان رایج است…این کار منتشر شده بوسیله ی وزارتخانه ی سلامت جمهوری بلاروس، دو گروه عمده از هزینه های اقتصادی مرتبط با مستی و اعتیاد به الکل را معرفی کرده است: هزینه های اقتصاد خرد و کلان…هزینه ی الکل و سوء مصرف الکل شامل آسیب یکباره میشود، از دست دادن سود و تاثیرات غیر مستقیم، که به دو دسته ی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم میشود.آسیب ها و حوادث اجتماعی ناشی از اثر مستقیم و گسترش مصرف الکل است… در سال 2008، مخارج عمومی مرتبط با مستی و اعتیاد به الکل برای 23% از GDP کشور محاسبه شد.(GDP در سال 2008 بالغ بر 128
تریلیون بود) این هزینه 43 بیلیون دلار برآورد شده است که این آمار بر طبق بانک بین المللی بلاروس بوده است.بنابراین کاهش مصرف الکل باید از اولویت های بالایی در دولت برخوردار باشد.S.A.igumnov,2008:20) )
3-2-2-چارچوب نظری تحقیق:
در این قسمت به خلاصه ای از نظریه هایی که در تحقیق حاضر استفاده شده است اشاره میشود.
فرضیه اصلی این پژوهش که به نظر می رسد بین علل اجتماعی و گرایش به مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد، با توجه به مفاهیم نظریه گرایش فیش باین و آیزن و آلپورت تبیین شده است. زیرا این نظریه در پی یافتن یک تئوری برای تبیین رفتاربه نقش گرایش اشاره میکنند. به نظر آنها رفتار(Behavior) در پی زنجیره ای از عوامل بوجود می آید. متغیر اول گرایش به سوی رفتار را بعد شناختی،که طی آن فرد ارزیابی می کند که انجام یک رفتار یا پدیده آیا خوب است یا بد؛ متغیر دوم را بعد عاطفی که منعکس کننده ی نفوذ و فشار اجتماعی است که شخص آن را برای انجام یک رفتاری احساس و درک میکند و متغیر سوم را بعد عملی رفتار میدانند که حلقه ما قبل بروز رفتاردر قصد و نیت به انجام یک رفتار است که خود تابع دو متغیر فوق است.
نظریه بی سازمانی خانوادگی ویلیام تامس و فلورین زنانیکی به نگرش جمع گرا و فرد گرا اشاره دارد.. آنان معتقدندعلت واقعی تمام پدیده های بی سازمانی خانوادگی نفوذ ارزش های جدید خاصی است.اگر افکار اجتماعی طرفدار همبستگی خانوادگی است فرد تماس خود را با اجتماع حفظ می کند(جمع گرا)، اما اگر پیوستگی خود را از دست داده باشد فرد از جامعه منزوی شده و هیچ کنترل اجتماعی مهمی وجود ندارد که بی سازمانی را کنترل کند(فردگرا).همچنین معتقدند بی سازمانی خانوادگی صرفأ به علت از بین رفتن علایق خانوادگی به کنش اجتماعی است…و احیای روحیه اصلی خانوادگی پس از فروپاشی آن غیر ممکن است.
طبق نظریه کنترل اجتماعی هیرشی و الیوت میتوان گفت که این نظریه پردازان رتکاب جرم را معمول می انگارند مگر در حالتی که افراد کنترل شوند.از این رو از دیدگاه این نظریه پردازان، افراد مرتکب جرم میشوند مگر اینکه به درستی جامعه پذیر شوند.(Bohm & vogel,2011 :106 ).
برای هیرشی جامعه پذیری مناسب، در بر گیرنده حضور پیوندهای اخلاقی قدرتمند فرد با جامعه است…این پیوند با جامعه شامل پیوستگی(دلبستگی) به دیگران، تعهد به خطوط متداول کنش، درگیری وحضور در فعالیت های مرسوم و باور به نظو اخلاقی و قانونی است.از این رو رفتار کج روانه در شرایط زیر رخ می دهد:1.پیوستگی لازم به خانواده و والدین وجود نداشته باشد. 2.فرد به اندازه کافی به موفقیت های شغلی و آموزشی متعهد نباشد. 3.عدم درگیری مناسب با فعالیت هایی مانند ورزش. 4.عدم باور به مشروعیت و اخلاقی بودن قوانین.

.(Gottfredson & Hirschi, 1988: 67)
همچنین در نظریه کنترل شخصی و درونی رلکس و کاپلن بازدارنده یا کنترل‌های درونی به توانایی‌های درونی برای نظارت بر ‌«خود» شخص ارجاع داده می‌شود.نظریه پردازان کنترل شخصی بر این باورند که همچنان که فشارهای خارجی نظیر فقر، بی‌کاری، شرایط زندگی، تبعیض نژادی، قومیت،خرده فرهنگ‌ها و جذابیت رسانه‌های گروهی می‌تواند در کاهش کنترل افراد درگرایشی به رفتار بزهکارانه و مجرمانه مؤثر واقع شوند، فشارهای درونی مانند تنش‌ها، لذت‌جویی‌های آنی، احساس بی‌کفایتی، ترس‌ها و ضایعات مغزی نیز در این زمینه مؤثرند. فردی که خودپنداره منفی دارد، معمولاً در مورد هویت خود احساس خطر می‌کند، قدرت پذیرش خود را نداشته و به انکار خود می‌پردازد و اززندگی درخانواده، مدرسه و اجتماع احساس عدم موفقیت و شکست نموده و برای جبران مشکلات خود مرتکب رفتار بزهکارانه و مجرمانه می‌شود.در مجموع می توان گفت نظریه پردازان کنترل معتقدند که برای کاستن از تمایل به هر رفتار بزهکارانه و ومجرمانه باید همه افراد کنترل شوند.رفتارانحرافی را جهان شمول و نتیجه ضعف کارکرد کنترل اجتماعی و شخصی و درونی می دانند.
با توجه به نظریه های فوق فرضیه به نظر می رسد که بین روابط خانوادگی و گرایش به مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد در نظر گرفته شده است؛ با این فرض که هرچه روابط خانوادگی بدتر و گسسته تر باشد گرایش به مصرف مشروبات الکلی بیشتر است.
همچنین با توجه به مفاهیم نظریه کنترل اجتماعی هیرشی و الیوت و کنترل شخصی رلکس و کاپلن فرضیه سوم:به نظر می رسد که بین کارکرد نهادهای کنترلی و نظارتی و گرایش به مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد با فرض این که هرچه کارکرد نهادهای کنترلی و نظارتی ضعیف تر باشد گرایش به مصرف مشروبات الکلی بیشتر میشود. و فرضیه چهارم تحقیق حاضر: به نظر می رسد که بین در دسترس بودن مشروبات الکلی و گرایش به مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد، با این فرض که هرچه دسترسی به مشروبات آسان تر باشد گرایش به مصرف مشروبات الکلی بیشتر است، تدوین شد.
فرضیه دوم این تحقیق که به نظر می رسد بین استفاده از شبکه های رسانه ای(ماهواره و اینترنت) وگرایش به مصرف مشروبات الکلی رابطه وجود دارد از نظریه استحکام کاتز و لازارسفلد و نظریه کاشت گربنر گرفته شده است.
طبق نظریه استحکام کاتز و لازارسفلد تاثیر پیام های ارتباطی بر نگرش و رفتار مخاطب را محدود و عمدتا در جهت تقویت و استحکام عقاید و باورهای قبلی می داند(مهدی زاده، 1391: 53).این نظریه، پیام رسانه‌های جمعی،‌ بر پیام‌گیران به‌صورت فردی تأثیر نمی‌گذارد؛ زیرا فرد، متعلق به گروه است و در او تعلّقات گروهی وجود دارد .
این نظریه پردازان معتقدنددر مرحله نخست، پیام از سوی رسانه‌ها به رهبران فکری می‌رسد و در مرحله‌ی دوم، رهبران فکری، پیام را در میان اطرافیان خود منتشر می‌سازند.
نظریه کاشت گربنرنظریه کاشت به بررسی این نکته می پردازد که تماس فزاینده با تلویزیون بر مفهوم سازی مخاطبان از واقعیت اجتماعی تاثیر می گذارد و این عمل به گونه ای اتفاق می افتد که متناوب ترین، متداول ترین و پایدارترین الگوهای تصویری و ایدئولوژی را که تلویزیون ارائه می کند بازتاب می دهد.
گربنر می گوید: برنامه های تلویزیون همانند بذری که کاشته می شود و سپس رشد می کند آثاری بر روی مخاطبان باقی می گذارد و این برنامه ها آثاری دارد که عموما منفی است. گرنبرمدعی است که میا نتماشای تلویزیون واظهارنظردرموردواقعیت‌های دنیا، رابطه وجوددارد وتماشاگران پرمصرف تلویزیون نسبت به واقعیات زندگی بابینندگان کم‌مصرف اختلاف نظردارند .این نظریه معتقداست که تلویزیون دربلندمدت موجب تأثیردرجهان‌بینی ونظام ارزشی بینندگان پرمصرف خودمی‌شود وبه آنها نگرش تلویزیونی واحد درمورد واقعیات می‌بخشد. درواقع نظریه گرنبرباتفاوت قائل شدن بین مخاطب عادی وپرمصرف،تأثیرزیادتلویزیون برمخاطب پرمصرف رااثبات می‌کند.
در مجموع می توان گفت این نظریه قائل به تاثیر کاشتی پیام بر ذهن مخاطب با در نظر گرفتن شرایطی از جمله تکرار پیام از سوی رسانه و دریافت مکرر آن از سوی تماشا گران است. گربنر معتقد است اگر پیامی از تلویزیون به طور متوالی ارائه شود و بینندگان نیز در معرض آن پیام قرار بگیرند دنیای ذهنی آنان متفاوت خواهد بود. نگرش ها وباورهای افراد نسبت به رفتارهای انحرافی مانند مصرف مشروبات الکلی به خصوص در جوانان که در مرحله شکل گیری شخصیت خود می باشند از جمله اموریست که می تواند مشمول تغییرات از جانب مصرف رسانه ها به خصوص تلویزیون باشد. این فرایند شکل گیری یا حتی تغییرات در نگرش ها و ارزش های مخاطبان می تواند بوسیله برنامه های گوناگون تلویزیونی (سریال ها، فیلم های داستانی بلند و کوتاه، اخبار و ….) صورت گیرد. برنامه های مختلف تزریق این ارزش ها و شیوه نگریستن را با با ظرافت تمام – به عنوان مثال از طریق کلمات، موسیقی، ابزار و وسایل مورد استفاده در برنامه ها، تکنیک های خاص تصویری و.. که در متن برنامه ها پوشیده و مستور است در سطوح جامعه و بین مخاطبان انتقال میدهند. با در نظر گرفتن نکته های ذکر شده و این که تلویزیون به عنوان ابزاری قدرتمندتر از دیگر رسانه ها عمل می کند و می تواند با بهره گیری از فنون ارتباطی بر ایده ها و نگرش های افراد در زمینه های مختلف تاثیر گذار باشد و همچنین با ت
وجه به نظریه به کار گرفته شده (نظریه کاشت) که قائل به تغییرات نگرشی مخاطبان در برخورد با تلویزیون در زمینه های گوناگون می باشد در پژوهش حاضر مصرف رسانه ای (تلویزیون داخلی و ماهواره ای و اینترنت) به عنوان یکی از متغیرهای مستقل و تاثیرگذار بر گرایش جوانان به مصرف مشروبات الکلی در نظر گرفته شده است. با در نظر گرفتن استفاده از سه رسانه (تلویزیون داخلی و ماهواره ای و اینترنت) و همچنین نظریه کاشت سعی می شود بدانیم که آیا مصرف رسانه ها بر روی گرایش مخاطبان به مصرف مشروبات الکل دارای تاثیر بوده است یا این که متغیرهای دیگری هم دخیل می باشند.
نظریه فرهنگ طبقه پایینمیلر (1958) مبتنی بر ویژگی‌های طبقاتی جوانان طبقات پایین جامعه است و خرده‌فرهنگ‌های بزهکاری که بزهکاران طبقات پایین جامعه تولید می‌کنند پاسخ به خرده‌فرهنگ طبقه خود است.
میلر همچنین اظهار می‌دارد که پسرها در خانواده‌های طبقات پایین بیشتر از پسرهای سایر طبقات اجتماعی از آزادی و استقلال برای ترک خانه برخوردارند. آنان همچنین نسبت به

خرید پایان نامه روانشناسی : واقعیت درمانی

مناسب و جایگزین کردن آن به جای رفتارهای مشکل ساز زندگی جدیدی را برای خود طرح ریزی کند . ( گلاسر ، 1986 )
رویکرد واقعیت درمانی یک رویکرد رفتاری است زیرا بر آنچه که شخص انجام می‌دهد تأکید دارد. (نه بر آنچه که او احساس می‌کند). اما رفتاری که گلاسر می‌گوید از بعد محرک و پاسخ رفتارگراها نیست، وی رفتار را در مقابل یک ملاک عینی که او آن را واقعیت می‌نامد، مورد ارزیابی قرار می‌دهد. این واقعیت می‌تواند، واقعیتی عملی، اجتماعی، اخلاقی باشد.
گلاسر می‌گوید: باید قالب‌های فکری و عادت‌های رفتاری ناپسندی که منجر به شکست فرد شده است به‌وسیله اعمال و رفتار جدیدی شکسته شود. چرا که مراجع دیگر نتواند گذشته را ملاک رفتار ناپسندش قرار دهد و با رفتار جدید عادت‌های جدید و خوب جانشین شود.
آنچه که تاکنون مطالعات نشان می‌دهد چنین نتیجه گرفته می‌شود: رشد شناختی، رشد عاطفی، رشد اجتماعی، رشد زیستی سبب رفتار و مولد رفتار ما بوده است. اما گلاسر می‌گوید: شما رفتار کنید تا رشدهای شناختی، عاطفی، اجتماعی و زیستی در شما اتفاق بیفتد.
نظریه متداول : رفتار رشد زیستی، شناختی . . .
نظریه گلاسر: رشد زیستی ، شناختی . . . رفتار
گلاسر اعتقاد دارد که تمامی رفتارهای انسانی برای برآوردن نیازهای اساسی فیزیولوژیکی و روانی است که برای همه یکسان وجود دارد.
داشتن هویت مهم‌ترین نیاز روانی انسان است که از بدو تولد در نظام زیستی انسان متولد می‌شود . پس از آن که فرد به دنیا می‌آید باید این نیاز او پاسخ داده شود اما این نیاز نیز مانند نظریه اریکسون و نظریه بالبی یک دوره نقش پذیری، حساس و بحرانی دارد که اوج آن در سنین ۱۰-۵ سالگی است. که می‌گوید: نیاز به هویت بعد از این سن به‌سختی و با درد و رنج اتفاق می‌افتد. (چون بایستی یک فرایند غلبه بر ناکامی‌ها نیز در این بین صورت بگیرد).

2-4-3-تعریف واقعیت درمانی
واقعیت یعنی حقیقت، یعنی تشخیص درست از نادرست، تشخیص حق از باطل، واقعیت یعنی هر نوع تجربه به نوعی واقعیت است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفته می‌شود همه چیز واقعی است تنها چیزی که به واقعیت و ناواقعیت مفهوم می‌دهد این اصل است که پی‌آمدهای دور و فوری آن چیز را درنظر بگیریم.
رفتار واقعیت‌گرایانه یعنی:
رفتار و کرداری که هم پی‌آمدهای دور آن و هم پی‌آمدهای فوری آن درنظر گرفته شود و نتایج سبک سنگین شود و ارزیابی شود.
یعنی اگر لذت بعدی عملی بیشتر از تلاش و رنج آنی باشد آن را می‌توان کاری واقعیت‌گرایانه خواند.
رفتار ناواقعیت گرایانه یعنی:
یعنی اگر درد و رنج بعدی عملی بیش از لذت آنی آن باشد، ناواقعیت گرایانه است.
در واقع انسان در انتخاب بین واقعیت و ناواقعیت گاهی بخشی یا همه واقعیت را انکار می‌کند که ما نام بیمار به آنان اطلاق می‌کنیم، در واقع بیمار کسی است که ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهد و ناواقع‌گرا می‌شود .
واقعیت را چگونه بشناسیم؟
در دامن فرهنگ هر جامعه‌ای (که پایه آن آموزش و پرورش است) واقعیت وجود دارد.
واقعیت درمانی چیست؟
واقعیت درمانی گونه‌ای دیگر از درمان در روانشناسی است که بر سه اصل استوار است:
۱- واقعیت ۲- مسئولیت ۳- مشروعیت (اخلاق)
به عبارتی واقعیت درمانی یعنی شناساندن و وادار کردن درمان‌جو به پذیرش واقعیت‌ها.
– چه کسانی به درمان احتیاج دارند؟
کسانی که نیازهایشان برآورده نشده است.
– این نیازها چه نیازهایی هستند؟
۱- ارتباط (پیوندجویی) ۲- احترام ، ارزشمندی و کسب هویت
– این نیازها چگونه برآورده می‌شوند؟
– با پیشه‌کردن راستی و درستی ومسئولیت پذیری .

2-4-3-1-نیاز اول(پیوند عاطفی دوسویه)
ارتباط (پیوند عاطفی) یعنی چه؟
ارتباط یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن یک ارتباط دوسویه نه یک طرفه این نیاز در تمام شکل‌های دوست داشتن از عشق مادری گرفته تا عشق خانوادگی و عشق زن و شوهری ما را به فعالیت دایمی برای جستجوی رضایت خاطر می‌کشاند.
زمان: از خردسالی تا سالخوردگی نیازمندیم که دوست داشته باشیم و دوستمان بدارند.
فایده ارتباط چیست؟
تندرستی و شادمانی در سراسر عمر، بستگی به درجه‌ی توانایی برآورده کردن این نیاز دارد.
مشکلات عدم ارتباط چیست؟
از ناراحتی‌های خفیف، اضطراب و افسردگی گرفته تا قطع کامل ارتباط منطقی با دنیای پیرامون خویش را به‌دنبال دارد.
جایگاه پیوند عاطفی در نظریه واقعیت درمانی چیست؟(نظریه دلبستگی بالبی و اریسکون )
در این نظریه گفته می‌شود: نقطه آغاز مشکل فرد از اینجا شروع می‌شود چرا که اگر این نیاز عاطفی برآورده نشود باعث می‌شود ما راه‌های غیر واقعی را در زندگی‌مان انتخاب کنیم و از واقعیت‌ها دور شویم و بستر استفاده از عقل برچیده شود و ترجیح دهیم احساس بر عقل غلبه کند و به پاسخ‌های فوری و خوش زودگذر در رفع نیازهایمان روی آوریم.
مثال : مانند زنی که از کودکی عشق و محبت واقعی را نیاموخته است، جهت جلب عشق و محبت تلاشی غیرواقعی می‌کند و درگیر یک رشته ماجراهای ناخوشایند جنسی می‌شود و فقط هنگامی می‌تواند دست از این ارضای ناخوشایند بکشد که بیاموزد راه‌های بهتری هم برای دستیابی به عشق و دوستی وجود دارد.
بنابراین همیشه باید کسی باشد که با او صمیمانه احساس ارتباط کنیم و هرگاه این پیوند آسیب ببیند به‌سرعت دچار نارضایتی و ناتوانی در رفع نیازهای عاطفی خواهیم داشت.
آسیب شناسی ارتباط:
حال با مشکل ارتباط پیش آمده چه کنیم؟
در نظریه واقعیت درمانی گفته می‌شود، اینجا است که باید بین درمان‌گر و درمانجو یک پیوند عاطفی بوجود بیاید. تا فرد اول نیازش برآورده شود و بعد در سایه برآورده شدن این نیاز با کمک عقلش به ارزیابی رفتارش بپردازد و درست را از نادرست و حق را از ناحق با آزادی انتخاب کند و خودش مسئول انتخابش باشد.
این پیوند چگونه بین درمانگر و درمانجو به‌وجود می‌آید؟
درمانگر باید به مسائل درمانجو علاقمند باشد.
در مورد تمام جنبه‌های زندگی کنونی بیمار با او صحبت کند.
در مورد رفتار بیمار با او صحبت کند.
در مورد علایق او، بیم‌ها و امیدها، باورها و به‌ویژه ارزش‌های موردنظر او از درست و نادرست با او صحبت کند.
و هر آنچه که برای درمان سودمند است مانند سیاست، فیلم و سینما، ورزش ، سرگرمی‌ها، اقتصاد، بهداشت، ازدواج، مسایل جنسی، مذهب و . . . ، با او صحبت کند.
2-4-3-2-نیاز دوم (احساس ارزشمندی)
نیاز به احساس ارزشمند بودن برای خود و دیگران:
معمولاً فردی که دوست دارد و دوستش دارند احساس ارزشمندی می‌کند و همینطور کسی که ارزشمند است معمولاً دوستش دارند و می‌تواند دوست داشته باشد و در قبال مردم احساس مسئولیت می‌کند و فکر می‌کند به درد مردم می‌خورد و برای رسیدن به احساس ارزشمندی تلاش و کوشش می‌کند. سختی تحمل می‌کند و محرومیت می‌کشد، که به این فرد مسئولیت‌پذیر گفته می‌شود.
چه کنیم که ارزشمند باشیم؟
باید یاد بگیریم هنگامی که رفتارمان نادرست است از خود انتقاد کنیم و هنگامی که رفتارمان درست است به خود افتخار کنیم(شکل‌گیری عزت نفس)
اگر به موقع رفتار خود را ارزیابی نکنیم وقتی به پایین‌تر از حد معیار برسد به سختی قادر به بهبود رفتارمان خواهیم بود و نیاز نهادی ارزشمند بودنمان برآورده نخواهد شد و دچار رنج خواهیم شد.
یادگیری اخلاقیات، معیارها، ارزش‌ها، رفتار درست شرط لازم و اصلی برای برآورده شدن نیاز مربوط به احساس ارزشمند بودن هست.
2-4-4-مقایسه نظریه‌ها :
2-4-4-1-نظریه‌های درمانی سنتی (مخالف)
روانپزشکی سنتی عقیده دارد که بیماری روانی وجود دارد و مبتلایان بیماری روانی را پس از دسته‌بندی بایستی زیر درمان قرار داد.
روانپزشکی سنتی می‌گوید که بخش اصلی درمان بررسی زندگی گذشته‌ی بیمار است، ریشه‌یابی ناراحتی روانی موجب درک و فهم خود برای تغییر شیوه نگرش خواهد شد، پس از تغییر نگرش فرد می‌تواند الگوهای مؤثرتری در زندگی بیابد و همین مشکلات روانشناختی او را حل می‌کند.
روانپزشکی سنتی بر آن است که درمانجو باید نگرش‌هایی را که نسبت به افراد مهم در زندگی گذشته داشته، اطرافیانی که مشکلات درمانگر با انتقال عواطف مشکلات گذشته بیمار را دوباره زنده می‌کند بینش جدید موجب می‌شود او از روش فعلی دست بردارد و به این ترتیب مشکل او حل می‌شود.
روان درمانی سنتی حتی هنگام مشاوره سطحی، تأکید می‌کند که اگر بیمار می‌خواهد حالش تغییر کند باید نسبت به ژرفای ضمیر ناخودآگاه خویش درک و بینش پیدا کند درگیری‌های ناخودآگاه مهمتر از خودآگاه است.
روانپزشکی سنتی چون معتقد به وجود بیماری ذهنی است از اخلاقیات می‌پرهیزد وکژ رفتاری به‌عنوان محصول بیماری ذهنی به حساب می‌آید و بیمار مسئول نیست.
(یک بخشی دیدن انسان (ناخودآگاه)
آموز ش دادن به مردم جهت رفتار بهتر در روانپزشکی سنتی نقشی ندارد زیرا تصور می‌رود به محض آنکه ریشه‌های ناخودآگاه پیدا شد بیماران خودشان رفتار بهتر را فراخواهند آموخت.
2-4-4-2-نظریه واقعیت گرایانه
ما اصولاً مرض روحی یا بیماری ذهنی را قبول نداریم لذا بیمار نمی‌تواند به این عنوان که مسئول رفتار خودش نیست هرطور که می‌خواهد رفتار کند درمانجو صرفاً مسئولیت گریز است.
کارکردن در زمان حال و به سوی آینده است ما درگیر گذشته بیمار نمی‌شویم زیرا نمی‌توانیم گذشته‌ی او را تغییر دهیم و بیمار نیز محدود به گذشته‌اش نیست.
از چه سئوال می‌شود نه چرا – پرداختن به واقعیت‌ها
ما با بیماران رابطه‌ای همانند رابطه‌ی با خویش برقرار می‌کنیم نه به عنوان پیکره‌های انتقالی .
– ایجاد پیوند عاطفی اساس کار است.
– بیمار از خودش صحبت کند نه از دیگران
– بیمار نمی‌تواند از رفتارش گذشت کند و ما نیز همچنین .
– تغییر از رفتار شروع می‌شود به‌تدریج بینش هم ایجاد خواهد شد.

– در مورد رفتارهای بد با او همدلی نمی‌شود.
در واقعیت درمانی بر ارزش‌های اخلاقی رفتار تأکید می‌شود و ترویج درست و نادرست پیوند عاطفی را استحکام می‌بخشد.مسئولیت‌پذیری اخلاق را در دل خود دارد – ارزیابی رفتار شود – رویکرد ترکیبی است .
– آموزش موجب پیشگیری می‌شود.
به بیمار برای برآوردن نیازهایش راه‌های بهتری آموزش داده می‌شود. کمک به بیمار موجب می‌شود وی الگوهای رضایت‌بخش‌تر رفتار را پیدا کند و همین موجب پیوند عاطفی بیشتر می‌شود، آموزش رفتار نیک بخشی از درمان است.( شولتز ،1381)
2-4-4-3-عناصر اصلی نظریه واقعیت درمانی
توجه کافی و عشق ورزیدن به کودکان، برای سلامت روان آنان در آینده بسیار با اهمیت است و سبب مسئولیت پذیری آنان در آینده می‌شود.
اخلاق یا درست و نادرست ، حق و ناحق اثری بسیار شگفت و عمیق در روند واقعیت درمانی دارد.
فرهنگ که پایه و اساس آن آموزش و پرورش است برای شناخت واقعیت‌ها و پذیرش آن و برخورداری از سلامت روان، نقش اساسی دارد.
2-4-4-4- اصول اساسی نظریه واقعیت درمانی
ارزیابی کردن رفتار (داوری کردن، مورد انتقاد قراردادن خود)
توان گزینش (انتخاب) خردمندانه‌ی میان دو رفتار واقعیت گرایانه و نا واقعیت گرایانه(دلیل)
2-4-4-5- عوامل مؤثر در رشد (درمان)
سن:
سن رشد در این نظریه همه عمر ذکر شده است ولی ۱۰-۵ سالگی سنین (دوره حساس) بحرانی رشد ذکر کرده‌اند (۵ سال دوره ابتدایی).
و تلاش اصلی باید در مدرسه ابتدایی انجام گیرد .
چرا این سن بهتر است ؟
زیرا در این سن:
از نظر اخلاقی کودک به مرحله عملیاتی رسیده و می‌تواند پیامدهای رفتارش را منتج و ارزیابی کند و از نظر گلبرگ تأیید اجتماعی کم‌کم دختر خوب ، پسر خوب برایش مهم می‌شود و در مرحله (داد و ستد) و خوبی در برابر خوبی، بدی در برابر بدی قرار دارد. و همچنین در مرحله کارآیی در برابر حقارت اریکسون (۱۱-۶) قرار دارد و کودک میل به موفقیت و پیشرفت دارد و هویت موفق (عزت نفس) شکل می‌گیرد اگر حقارت اتفاق بیفتد هویت شکست شکل می‌گیرد و همچنین در مرحله اخلاق دگرپیرو پیاژه قرار دارد.
از نظر عقلی کودکان در این مرحله از لحاظ شناختی می‌توانند قادر به انجام عملیات منطقی بر اساس استدلال باشند و هنگامی که نتواند با استفاده منطقی از قوای عقلانی خویش نیازهایش را رفع نمایند به رفتار احساسی و آنی روی می‌آورند (بزهکاری وانزوا).
از نظر اجتماعی : در این سن نفوذ معلمان و همسالان بسیار مهم است به همین دلیل بحث الگو و مشاهده نیز در یادگیری رفتار نقش دارد (یادگیری اجتماعی بندورا).
شکستی که باید در طی سال‌های تحصیل متوقف شود در این سنین راحت‌تر از هر زمان دیگری قابل پیشگیری است در صورت شکست معمولاً می‌توان آن را در پنج سال دوره ابتدایی از طریق روش‌های آموزشی و پرورشی که منجر به ارضای نیازهای اساسی کودک می‌شوند، اصلاح کرد.
سن ۱۴-۷ سال سن عملیات عینی است. این کودکان می‌توانند از آنچه عینی است مانند الگوبرداری، تقلید و مشاهده که فنون مؤثری برای یادگیری هستند خزانه رفتاری خود را ارتقا ببخشند.
در این مرحله سنی اسلام به دوره اطاعت و فرمانبرداری کودک اشاره دارد.
– چون دوره اطاعت است پس می‌توان به وی معیارهای اخلاقی را داد.
– چون تبعیت پذیر و اطاعت‌پذیر است، پس حرف‌شنوی بیشتری دارد، لذا پذیرش مسئولیت‌پذیری بالا است پس انجام بسیاری از کارها را می‌توان به او سپرد. (افزایش روحیه مشارکت پذیری ).

پایان نامه ارشد روانشناسی : ساختار سازمانی-خرید پایان نامه

نگرش «توانایی انجام دادن» طرفنظر از توقعات نتایج مطلوب عملکرد دارند. توانمندی به معنی قادر بودن است و بیشتر به افزایش باور های کارکنان برای اجرای موفقیت آمیز شغل اشاره دارد تا به افزایش انتظارات آنان در مورد نتایج مطلوب عملکرد. حتی تحت شرایطی که افراد برای کسب نتایج مطلوب شکست بخورند، آنان احساس توانمندی می کنند.
مرحله پنجم:
مشاهده نتایج رفتاری توانمندسازی به عنوان نتایج فرایند قادر بودن هم شامل آغاز فعالیت و هم پشتکاری و استقامت در انجام وظایف توسط زیردستان می گردد (عبدالهی، 1386).

رویکرد های توانمندسازی
کوین و اسپریتزر (1997) با مطالعه میدانی در سطح مدیران میانی شرکت های پیشتاز، دو رویکرد متفاوت برای توانمندسازی تشخیص داده اند: رویکرد مکانیکی و رویکرد ارگانیکی
رویکرد مکانیکی
بر اساس این دیدگاه، توانمندسازی به معنی تفویض اختیار و قدرت به کارکنان رده پایین می باشد. توانمندسازی فرایندی است که طی آن مدیریت ارشد یک بینش روشن را تدوین کرده و برنامه ها و وظایف معین برای نیل به آن را در سازمان ترسیم می نمایند. او اطلاعات و منابع مورد نیاز برای انجام وظایف را برای کارکنان فراهم می نماید و اجازه می دهد تا آنان در صورت نیاز تغییرات رویه ای و اصلاح فرایند ها را انجام دهند. در این رویکرد، نتایج کار و فعالیت بیشتر تحت کنترل مدیریت می باشد و ساده سازی و روشن سازی کار و وظایف مورد تاکید است. به طور خلاصه، توانمندسازی یعنی تصمیم گیری در یک محدوده معین. راهبرد های ضمنی توانمندسازی از این دیدگاه عبارتند از:
الف: از مدیریت عالی شروع می شود.
ب: ماموریت ها، چشم اندازها و ارزش های سازمانی به روشنی تعریف می شوند.

ج: وظایف، نقش ها و پاداش های کارکنان به وضوح روشن می شوند.
د: مسئولیت ها تفویض می شوند.
ه: کارکنان در قبال نتایج پاسخگو هستند.
اکثر دست اندرکاران و نویسندگان مدیریت نسبت به توانمندسازی دیدگاه مکانیکی دارند. برای مثال، بلانچارد و همکاران (1996) برای اجرای توانمندسازی سه گام لازم را تشخیص داده اند:
الف: سهیم شدن کارکنان در اطلاعات
ب: جانشینی گروه ها به جای سلسله مراتب سنتی
ج: طراحی ساختار سازمانی مناسب (آقایی، 1385).
باون و لاولر (1992) بر سهیم شدن کارکنان در اطلاعات، تشکیل تیم ها، آموزش و پاداش تاکید دارند.
اول این که باید کارکنان آموزش لازم را ببینند و دانش و آگاهی لازم در مورد چگونگی توانمند شدن را داشته باشند. آنها باید یاد بگیرند که چگونه به صورت مشارکتی و گروهی کار کنند. باید ابزار های لازم برای حل مسئله را داشته باشند و باید عملکرد سازمانی را بدانند.
دوم این که آنان بر اهمیت پاداش، تاکید می کنند، کارکنان توانا باید برای افزایش مسئولیت پذیری و پاسخ گویی پاداش بگیرند (آقایی، 1385).
کانگرو کانانگو (1988) می نویسند که اکثر نظریه های مدیریت، به توانمندسازی به عنوان مجموعه‌ای از فنون مدیریت می نگرند و توجه کافی به ماهیت یا فرایند های آن ندارند. این موضوع ممکن است منعکس کننده جهت گیری عملی نظریه پردازان باشد و نتیجه آن ممکن است درک ناکافی از اندیشه توانمندسازی و اساس نظریه ای آن باشد. مفهوم توانمندسازی همانند مفهوم قدرت از سوی پژوهشگران مدیریتی مورد توافق قرار نگرفته است. بسیاری از محققان فرض کرده اند که توانمندسازی همان تفویض قدرت یا شرکت کارکنان در قدرت می باشد. نویسندگان فوق، این گونه نگریستن به توانمندسازی را «رویکرد ارتباطی» می نامند. بر اساس این دیدگاه توانمندسازی فرایندی است که طی آن رهبر یا مدیر قدرتش را با زیردستان تقسیم می کند. به طور کلی بیشتر صاحب نظران مدیریت، توانمندسازی با فنون مدیریت مشارکتی، مانند: مدیریت مبتنی بر هدف، حلقه های کیفیت و هدف گذاری توسط زیردستان مترادف می دانند. به دلیل آن که این رویکرد ماهیت توانمندسازی را آن طور که توسط کارکنان تجربه شده است. مورد نظر قرار نداده، سوالات مهمی از آن ناشی می شود برای مثال: آیا تفویض اختیار و تهیه منابع برای زیردستان به طور خودکار آنان را توانمند می سازد؟
به طور خلاصه بر اساس این رویکرد، هنگامی مدیران می توانند کارکنان را توانمندسازند که آنها را در اطلاعات سهیم کرده، ساختار سازمانی مناسب را فراهم نمایند، و به جای سلسله مراتب سنتی، گروه گرایی را جانشین سازند. فرصت های آموزشی را فراهم نمایند و برای ریسک ها، ابداعات و ابتکارات به آنها پاداش بدهند. تمام اقدامات فوق بخشی از فرایند توانمندسازی می باشد.
رویکرد ارگانیکی
طبق این رویکرد، توانمندسازی به معنی ریسک پذیری، رشد و تغییر و همچنین اعتماد به کارکنان و تحمل اشتباهات آنها می باشد. بزعم کوین و اسپریتزر (1997) ساختار های سازمانی موجود مانع «انجام درست کارها» می‌شوند. آنان فرض می کنند که کارکنان توانا اشتباهاتی را دارند ولی برای این اشتباهات نباید تنبیه شوند. کارکنان توانمند باید «خواستار عفو و بخشش باشند تا آسان گیری»، آنان باید کارآفرین و ریسک پذیر باشند و همچنین حس مالکیت نسبت به سازمان داشته باشند. آنان باید در تضاد خلاق به طور پیوسته با یکدیگر در چالش باشند. آنها باید برای ایجاد هم افزایی، تفاوت ها را آشکار و حل نمایند. به طور خلاصه، از این دیدگاه، توانمندسازی به عنوان فرایند ریسک پذیری و رشد شخصی تعریف شده است. راهبرد های ضمنی این رویکرد عبارتند از:
الف: توانمندسازی را از رده پایین سازمان با درک نیازهای کارکنان شروع کنیم.
ب: رفتار توانمند را برای کارکنان الگو سازیم.
ج: تیم ها را برای تشویق رفتار مشارکتی تشکیل دهیم.
د: ریسک پذیری را تعریف نماییم.
ه: به کارکنان برای انجام وظایف اعتماد کنیم.
بر اساس این رویکرد توانمندسازی بر حسب باور های شخصی افراد تعریف می شود. روی هم رفته مطابق این دیدگاه افراد توانمند دارای ویژگی های مشترکی هستند، این ویژگی ها، اقدامات خاص مدیریتی نیستند، بلکه منعکس کننده تجربیات یا باور های کارکنان در مورد نقش آنها در سازمان می باشد. بنابراین توانمندسازی چیزی نیست که مدیران برای کارکنان انجام دهند، بلکه (تلقی) کارکنان در مورد نقش آن‌ها در سازمان می‌باشد. در عین حال مدیریت سازمان می تواند بستر لازم را برای توانمند تر شدن کارکنان فراهم نماید. اما باید کارکنان توانمند را گزینش و به کار گمارد. آنان باید خودشان احساس کنند که دارای آزادی عمل و قدرت تصمیم گیری هستند، آنها باید شخصاً احساس تعلق به سازمان کرده، احساس شایستگی و تبحر در مورد توانایی های خود بکنند و شایسته تاثیر گذاری بر سیستمی باشند که در آن کار می کنند. افراد توانا خود را توانمند می‌کنند. ویژگی‌های سازمانی می تواند به توانمند شدن آنان کمک نماید (کوین و اسپریتزر، 1997).
کانگرو کانانگر (1988) این دیدگاه را رویکرد انگیزشی می نامند. در ادبیات روان شناسی از
قدرت به عنوان حالت انگیزش یا انتظار درونی استفاده شده است. برای مثال، افراد نیاز قدرت دارند. قدرت انگیزش درونی برای تاثیرگذاری و نفوذ بر سایرین اشاره دارد. هنگامی که افراد بپذیرند که قدرت دارند یا هنگامی که باور کنند که میتوانند وقایع و موقعیت ها و یا سایر افراد را کنترل کنند، نیاز قدرت قابل دستیابی است. ولی اگر افراد احساس ناتوانی کنند و یا باور داشته باشند که قادر نیستند تقاضا های اجتماعی و روانی محیطی را اداره و کنترل کنند، نیاز قدرت آنان از بین می رود. قدرت در رویکرد انگیزشی فرد، به نیاز درونی به خود مختاری و یا باور درونی به خود کارآمدی شخص اشاره دارد. هر راهبرد مدیریتی که نیاز خودمختاری یا باور خود کارآمدی را در کارکنان تقویت نماید، موجب افزایش احساس توانمندی در آنان خواهد شد بالعکس هر راهبرد یا فن مدیریتی که آن دو نیاز را تضعیف نماید، احساس ناتوانی را افزایش خواهد داد، براساس دیدگاه انگیزشی، توانمندسازی به معنی قادر بودن است. قادر بودن به برانگیختن از طریق افزایش کارآمدی شخصی اشاره دارد. بنابراین توانمندسازی عبارت است از فرایند افزایش احساس خود کارآمدی در کارکنان از طریق شناسایی و حذف شرایطی که موجب ناتوانی آنان شده است.
توماس و ولتهوس (1990) توانمندسازی را بر اساس متغییر های شناختی که تعیین کننده انگیزش در کارکنان می باشد تعریف کرده اند و معتقدند که توانمندسازی موضوعی چند بعدی است و آن را به عنوان فرایند افزایش انگیزش درونی شغل می دانند که شامل موثر بودن، شایستگی، معنی دار بودن و حق انتخاب می شود (عبدالهی، 1386).
اسپریتزر (1996، 1995) با توجه به الگوی توماس و ولتهوس توانمندسازی روان شناختی را به عنوان یک مفهوم انگیزشی متشکل از چهار بعد شایستگی، خودمختاری (حق انتخاب)، معنی دار بودن و موثر بودن تعریف می کند که این ابعاد جمعاً منعکس کننده یک جهت گیری شخصی به نقش کار در سازمان می باشد. وتن و کمرون (1998) ضمن تأکید بر چند وجهی بودن توانمندسازی و تایید چهار بعد فوق، بعد اعتماد را نیز به آن اضافه کردند (ایران نژادپاریزی، 1381).

شرایط سازمانی زمینه ساز توانمندسازی کارکنان
نظریه پردازان مدیریت و سازمان معتقدند برای این که کارکنان احساس توانمندی کنند باید شرایط و بستر های لازم در سازمان فراهم شود. سازمان، مدیریت و کارکنان باید آمادگی های لازم را داشته باشند. اسکات و ژافه (1991) تغییر سازمان هرمی به سازمان دایره ای، تغییر طرز تلقی کارکنان، ایجاد انگیزش از طریق قدرت و منزلت، مدیریت مشارکتی، استقرار رهبری تسهیل کننده و تشکیل گروه های توانمند را از عوامل توانمند سازی کارکنان می دانند.

آلن راندولف برای هدایت برنامه توانمندسازی سه روش:
سهیم شدن کارکنان در اطلاعات
ساختار سازمانی مناسب
تشکیل گروه را ضروری می داند. (به نقل از کوین و اسپریتزر)
باون و لاولر (1995) برای توانا ساختن کارکنان سازمان های خدماتی سه سطح:
مشارکت در پیشنهادات (نظام پیشنهادات، غنی سازی شغل و آزادی عمل متوسط)
مشارکت زیاد (آزادی عمل زیاد، سهیم شدن در تمام اطلاعات و مشارکت در عملکرد) را پیشنهاد کرده اند.
وتن و کمرون (1998) بر اساس پژوهش های کانتر (1983)، باندورا (1986) و هاکمن و الدهام (1980) برای توانمندسازی کارکنان تعداد نه راهبرد مدیریتی مطرح می کنند که مدیران با به کارگیری این راهبرد ها، ابعاد توانمندسازی را در کارکنان پرورش می دهند. این راهبرد ها عبارتند از:
داشتن اهداف روشن
پرورش تجربه تسلط شخصی
الگوسازی
حمایت کردن
برانگیختگی هیجانی
فراهم نمودن اطلاعات
تهیه منابع
پیوند با نتایج و ایجاد اعتماد (عبدالهی، 1386).
بلاک (1987) مطرح می کند که ساختار های دیوان سالار و سبک های مستبدانه مدیریت به پرورش وابستگی کارکنان،عقاید آن‌ها، با مهارت انجام ندادن کار، عدم معنی‌دار بودن اهداف سازمانی، ناتوانی در کارکنان را «تشویق می کند» (به نقل از کانگرو کانانگو، 1988).
در سازمان های توانمند ساختار سازمانی به گونه ای طراحی شده است که کارکنان می‌توانند برای نیل به نتایج مورد نظرشان و آنچه انجام دادن آن لازم است، کار کنند، نه این که صرفاً ادای تکلیف کنند و از بابت آن پاداش دریافت نمایند. در دهه های اخیر تغییر ساختار سازمانی از ساختار هرمی که مبتنی بر کنترل شدید است به ساختار دایره ای (شبکه ای) که در آن درگیری ذهنی و عاطفی و خودگرانی کارکنان در حد بالایی است و همچنین کنترل در حداقل است، آغاز شده است. سازمان های سنتی سلسله مراتبی دارای ساختار هرمی هستند و سازمان های جدید دارای ساختار شبکه ای هستند.
اسکات وژافه (1991) در رابطه با ویژگی های ساختار سازمان سلسله مراتبی هرمی بیان می کنند که انقلاب بوروکراتیک اوایل قرن بیستم، سنت تخصصی کردن مشاغل را به نام مدیریت علمی آغاز کرد. این امر، به ایجاد سازمان هرمی با وظایف تخصصی بالا، مرز های شغلی روشن، شرح شغل های محدود و کنترل شدید به وسیله سرپرستان منجر گردید تا اطمینان حاصل شود که کار به طور منسجم و سریع انجام می گیرد در سازمان های هرمی که روی کنترل تاکید می شود، انسان های رده بالای سازمان می اندیشند و برنامه می ریزند، در صورتی که رده های پایین تر، کار را انجام می دهند، بیشتر سازمان ها تا این اواخر، تقریباً بر اساس همین اصول عمل می کردند.
اسکات وژافه (1991) شکل سازمان های جدید را، دایره‌ای یاشبکه‌ای نامیدند، زیرا می‌توانند به عنوان مجموعه‌ای از گروه‌های هماهنگ به نظر آیند که به وسیله مرکز (به جای رئیس هرم) با هم مرتبط شده‌اند.
کوین و اسپریتزر (1997) در پاسخ به این سوال که آیا واقعاً می خواهیم کارکنان توانمند باشند؟ می گویند واقعیت این است که بسیاری از ما با تقویت ساختار سازمانی دیوان سالاری و نظام های کنترلی به طور عمدی یا غیر عمدی پیامی را می فرستیم که واقعاً به کارکنان اعتماد نداریم. این امر موجب سست کردن برنامه توانمندسازی می شود. این گونه ساختار ها و نظام های کنترلی به جای آرامش، فشار هایی را ایجاد می کنند که ابتکار و ریسک پذیری کارکنان را از بین ببرد. یکی از موانع عمده توانمندسازی در سازمان های بزرگ را فرهنگ دیوان سالاری تشخیص داده اند. فرهنگ دیوان سالاری شامل لایه های چند سطحی از سلسله مراتب می شود که مانع تغییر می باشد. این فرهنگ از طریق دستورات از بالا به پایین، نبود بینش برای آینده، تفکر کوتاه مدت مدیریت و فقدان حمایت مدیریتی از تغییر بر حفظ وضع موجود تاکید دارد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دراکر (1991) معتقد است وقتی که سازمان ها رشد می کنند، ساختار متمرکز غیر قابل اداره کردن است وی قویاً به عدم تمرکز اعتقاد دارد و می گوید که واحد های ستادی و متخصصین باید در مقام خودشان حفظ شوند و هیچ کنترل یا دخالتی در کار مدیران صفی نداشته باشند (به نقل از پارکنیسون و رستوم جی ، 1993).

ویژگی های سازمان های یادگیرنده
در سازمان های یاد گیرنده که با عنوان سازمان های جدید شناخته شده اند، مدیران به توانمندسازی و اقدامات مدیریتی مبتنی بر آن علاقه زیادی از خود نشان داده اند، این علاقه به دلیل آن است که توانمندسازی در ترویج فرهنگ یادگیری نقش بسزایی دارد (لندون و اسصیدر ، 1999).
از نظر لوتانز (1998) سازمان های یادگیرنده واجد سه ویژگی مهم می باشند:
آنها مدام با زیر سوال بردن الگو های فکری رایج سازمان و به چالش کشاندن وضع موجود، عطش یادگیری را در خود زنده نگه می دارند.
سازمان های یادگیرنده با داشتن تفکر نظام دار به ایجاد بینش مشترک، هم افزایی فکری و پذیرش اندیشه های جدیدی اشاره دارند.
مهم ترین ویژگی این گونه سازمان ها این است که با اقداماتی نظیر توانمندسازی، تیم سازی و نظام پیشنهادات برای ترویج فرهنگ یادگیری تلاش می کنند.

عطش یادگیری :
به چالش طلبیدن وضع موجود، زیر سوال بردن قالب های
فکری رایج فرهنگ تسهیل کننده یادگیری:

-‌ توانمندسازی تفکر نظام دار:

-‌ نظام پیشنهادات سازمان بینش مشترک

-‌ تیم سازی یادگیرنده هم افزایی فکری، استقبال از ایده نو

نمودار 2-3: ویژگی های سازمان یادگیرنده (لوتانز، 1998)

تاریخچه بهره‌وری
شاید به طور رسمی و جدی، نخستین بار لغت «بهره‌وری» در مقاله‌ای توسط فردی به نام «کوئیزنی » در سال 1766 میلادی ظاهر شد. بعد از بیش از یک قرن یعنی در سال 1883، آن طور که فرهنگ لغت شناسی لاروس بیان می‌کند. فردی به اسم «لیتر » بهره‌وری را بدین گونه تعریف کرد: «قدرت و توانایی تولید کردن» که در واقع در این جا بهره‌وری اشتیاق به تولید را بیان می کند. از اوایل قرن بیستم این واژه مفهوم دقیق تری، به عنوان رابطه بازده (ستاده)، و عوامل و وسایل به کار رفته برای تولید آن بازده (نهاده یا داده)، را به دست آورد.
فردی به نام «ارلی » در سال 1900 بهره وری را ارتباط بین بازده و وسایل به کار رفته برای تولید این بازده عنوان کرد، در سال 1950 «سازمان همکاری اقتصادی اروپایی » تعریف کاملتری

پایان نامه ارشد روانشناسی : ایجاد کسب و کار

خارک
2-‌ بررسی مؤلفه‌های کارآفرینی بر بهره‌وری کارکنان پتروشیمی خارک
3-‌ بررسی توانمندسازی بر هریک از مؤلفه‌های بهره‌وری کارکنان پتروشیمی خارک
4-‌ بررسی کارآفرینی بر هر یک از مؤلفه‌های بهره‌وری کارکنان پتروشیمی خارک

فرضیه های تحقیق
فرض اصلی تحقیق
بین توانمندسازی و کارآفرینی با بهره وری کارکنان پتروشیمی خارک رابطه معنادار وجود دارد.
فرض های فرعی تحقیق
1-بین مؤلفه‌های توانمندسازی و بهره‌وری رابطه معنادار وجود دارد.
2-بین مؤلفه‌های کارآفرینی و بهره‌وری رابطه معنادار وجود دارد.
3-بین توانمندسازی و هر یک از مؤلفه‌های بهره‌وری رابطه معنادار وجود دارد.
4-بین کارآفرینی و هر یک از مؤلفه‌های بهره‌وری رابطه معنادار وجود دارد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییر ها
تعاریف مفهومی متغییر ها
کارآفرین : فردی که منابع لازم را برای شروع و یا رشد کسب و کاری بسیج نماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرایند، محصول یا خدمات جدید می باشد. اگر این فرد تحت حمایت یک شرکت یا سازمان باشد، کارآفرین سازمانی است و اگر با مسئولیت خود این وظیفه را دنبال کند کارآفرین (مستقل) است (احمدپور داریانی، 1380).
کارآفرینی : فرایندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می گردد. به عبارت دیگر فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصت ها (احمدپور داریانی، 1380).
توانمندسازی : فرایند نیل به بهبود مستمر در عملکرد سازمان است که از طریق ایجاد و گسترش نفوذ مبتنی بر صلاحیت افراد و گروه ها بر تمام قلمرو ها و وظایف صورت می گیرد و بر روی عملکرد کارکنان و عملکرد کلی سازمان اثر می گذارد (دنیس، 1929).
بهره وری : عبارت است از نسبت بین مجموعه خروجی های یک سیستم به ورودی های آن (استیگل، 1970).

تعاریف عملیاتی متغییر ها
کارآفرینی: در این پژوهش توسط پرسشنامه کارآفرینی، میزان کارآفرینی کارکنان سنجیده می شود که حاوی 31 سوال تستی می باشد.
توانمندسازی: در این پژوهش توسط پرسشنامه توانمندسازی، میزان توانمندسازی کارکنان سنجیده می شود که حاوی 30 سوال تستی می باشد.
بهره وری: در این پژوهش توسط پرسشنامه بهره وری، میزان بهره وری سازمانی کارکنان پتروشیمی خارک سنجیده می شود که حاوی 20 سوال تستی است.

مقدمه
اهمیت شرکت های نفتی و پتروشیمی و سهم فزاینده آنها در درآمد های نفتی و صادرات نفتی به کشور های جهان و ایجاد اشتغال در بازار کار طی 15 یا 20 سال گذشته در اکثر کشور های نفت خیز و صادرکننده نفت واقعیتی پذیرفته شده است این نوع موضوع نشان دهنده تحولی است که روند چند دهه اخیر را تغییر داده و اهمیت وافر بهره‌وری سازمانی را در این شرکت ها نشان می دهد، تربیت انسانی ماهر و متخصص مهمترین عامل در موفقیت هر سازمان در مواجه شدن آن با تغییرات محیطی است و مقوله های کارآفرینی و توانمندسازی کارکنان می تواند عامل مؤثری برای نیل به اهداف سازمانی باشد و مؤلفه بهره‌وری سازمانی در شرکت های نفتی را افزایش دهد (احمدپور داریانی، 1380).

تاریخچه کارآفرینی
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده ارائه تعریف روشن از آن است. (کارآفرینان تکنولوژیک) زمانی ظهور کردند که انسان های اولیه ابزار سازی را کشف کردند، آنها ابزار هایی را برای دیگران می ساختند و آن ابزار ها را با غذا و سایر مایحتاج خود، معاوضه می کردند. قدمت واژه کارآفرینی به سال 1709 میلادی بر می گردد. در اوایل سده شانزدهم کسانی را که در امر هدایت مأموریت‌های نظامی بودند کارآفرین می‌خواندند. واژه کارآفرینی دیر زمانی پیش از آن که مفهوم کلی کارآفرینی به زمان امروزی پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد. «سی » اقتصاددان قرن هیجدهم میلادی، کارآفرین را فردی تعریف کرد که منابع اقتصادی را از حوزه ای با بهره وری پایین تر بیرون می کشد و آنها را به حوزه ای با بهره وری و سود بیشتر منتقل می کند (آقایی، 1378).
در نیمه اول قرن بیستم «شومپیتر » اقتصاددان و نظریه پرداز اجتماعی مطالب گسترده ای پیرامون کارآفرینی و تاثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز «شومپیتر» این بود که کارآفرینان نوآور موجب نوعی عدم تعادل پویا در اقتصاد می شوند. همچنین وی بود که فرد کارآفرین را یک تخریب گر خلاق قلمداد کرد و با تجاری سازی نوآوری و جا انداختن آن در محیطی که قبلاً فاقد آن بود، تعادل اقتصادی را بر هم می زند. بعد از ژزف شومپیتر پدر علم کارآفرینی 1934 محققان زیادی مباحث کارآفرینی را دنبال کردند. پیتر دراکر پدر مدیریت در سال 1985 کتابی پیرامون اصول نوآوری و کارآفرینی نوشت. با ورق خوردن تاریخ نسل دیگری از کارآفرینان ظهور کرده اند که با صنایع مبتنی بر دانش ارتباط دارند. این نخبگان کارآفرین در ابتدا از حوزه هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه های قرن بیستم با رونق گرفتن تکنولوژیک اطلاعات، سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد. کارآفرینانی چون «بیل گیتس » مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیدند. در نگاه تاریخی به کارآفرینی تکنولوژیک دو الگوی عمده را تشخیص می دهیم. در دویست سال گذشته کارآفرینی از الگوی «مخترع – کارآفرینی» به سمت الگوی «نوآور – کارآفرینی» متمایل شده است.

«الگوی مخترع – کارآفرینی» با افرادی مثل «آلفردنوبل » «مخترع دینامیک»، «گراهام بل » «مخترع تلفن» و «توماس ادیسون » «مخترع چراغ برق» و … مشخص می شود.
الگوی «نوآور – کارآفرین» نیز با افرادی مثل «بیل گیتس» (پدید آورنده سیستم های عامل کامپیوتر) و «گوردن مور » (پدید آورنده ریز پردازنده‌ها) مشخص می‌شود. برخلاف فرانسویان که تعاریف نسبتاً منسجم و گسترده ای را از کارآفرینان ارائه می کنند. انگلیسی ها سه اصطلاح متفاوت را در خصوص کارآفرینی به کار می گرفتند که عبارت بودند از (ماجراجو، متعهد و کارفرما). ریشه مفهوم کارآفرینی (امروزی) به قرن 18 میلادی باز می گردد. یعنی زمانی که (ریچارد کانیتون ) عوامل اقتصادی را به سه دسته تقسیم کرد:
مالکان زمین
عوامل اقتصادی
دستمزد بگیر.
آن دسته از عوامل اقتصادی که با قبول خطر در بازار بورس فعالیت می‌کنند. بدین ترتیب «کانتیون» اولین فردی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع کرد و آن را چنین تعریف کرد. «کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار، خریداری می‌کند» کارآفرین درهنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد. وی عمده فروشان را به عنوان اصلی ترین گروه کارآفرینان محسوب می کرد (آقایی، 1378).
«ژان باتیست‌سی» در سال 1800 اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در جابهجایی منابع اقتصادی بر اساس اصول بهره وری تاکید کرد. حدود سال 1800 ژان باتیست سی کارآفرینی را مختص فردی می دانست که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری و سود پایین به حوزه ای دارای بهره وری بالا و سود بیشتر منتقل می کند. لازم به یادآوری است که پژوهش در حوزه کارآفرینی در دهه های آخر 1950 و 1960 رایج شد. اما در دهه های 1970 و 1980 با سکون مواجه شد و از اواخر دهه 1980 دوباره توجهات را به سوی خود معطوف کرد (احمدپور داریانی، 1380).
مفهوم واژه کارآفرین
هنوز تعریف رسمی که مورد توافق کلیه یا اکثریت صاحب نظران و اندیشمندان درباره کارآفرین وجود ندارد، لذا برای فهم بهتر واژه کارآفرین شایسته است تعدادی از معروف ترین تعریف ها را گردآوری و ارائه شود.
کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید (پیتر دراکر ، 1974).
کارآفرین وظیفه تعیین نوع کسب و کار مورد نظر را بر عهده داشته و یا آن را می پذیرد (هربرتون ایوانز ، 1980).
کارآفرینان مهندسان پیشرفت صنعتی و عوامل اصلی تولید هستند (فرانسیس واکر ).
میل کارکرد و عمل کارآفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کارآفرین را مخاطره پذیری معرفی می کرد (جان استوارت میل ، 1972).

تعریف واژه کارآفرینی شرکتی
کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرایند های جدید و نظام های سازمانی نوین است (احمدپور داریانی، 1380).
کارآفرینی چیست؟
کارآفرینی به عنوان موتور توسعه اقتصادی کشور و کلید حل مشکلات می باشد و می تواند با خلاقیت و نوآوری خویش، جهش اقتصادی شرکت ها، سازمان ها و در نهایت پیشرفت یک کشور را سبب گردد. کارآفرینی فرزند، ایده های تجاری است و همواره در سیمای کسب و کار نو تجلی می کند. اما شکفتن ایده های نو، اغلب نیازمند استفاده از تکنولوژی های جدید است و اصطلاحاً به کارآفرینی تکنولوژیک منجر می شود. از ابتدای بلوغ فکری بشر در زمینه اقتصادی و ایجاد کسب و کار، دغدغه ای برای رشد تولید و توسعه مشاغل وجود داشته است. امروزه نیز آنچه به عنوان اصلی ترین عامل برای به دست آوردن مزیت رقابتی در بازار های تجاری شناخته می شود.
وجود عاملی به نام «کارآفرین» است که با قبول ریسک معقول و خطرات ناشی از شروع یک فعالیت تازه و یا بازنگری در روش های قبلی کار ایده های جدید خود را به خدمت و یا محصولات پرفروش در بازار تبدیل و عرضه می نماید. همچنین در جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه با تلاش و اعتماد به نفس بدون تحمل هزینه بر دوش دولت یا دیگران و یا جذب سرمایه از سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر به معرفی محصول و نوآوری های خود در بازار می پردازد.
«فرانسیس واکر » وجه تمایز سرمایه دار و کارآفرین را مورد تأکید قرار می دهد و کارآفرینان را مهندسان پیشرفت و عوامل اصلی تولید قلمداد می کند. عینکی که کارآفرین بر چشم دارد سبب می گردد تا خلاء های بازار را بهتر و سریعتر از سایرین تشخیص دهد و از میان ایده های مطروحه در ذهن خود «فرصت » را شناسایی نماید (به نقل از رضائیان، 1374).
کارآفرین با بازاریابی و تبلیغات مناسب و همچنین استفاده از منابع مالی فردی و سازمانی به شناسایی خلاء های بازار و انتخاب بازار هدف می پردازد. نقش کارآفرین یا عامل تغییر در ایجاد اشتغال و پیشرفت سازمان تحت مدیریت وی، به عنوان نیروی طلایی کاملاً مفید و اثربخش می باشد، به طور کلی کارآفرینی یکی از اصلی ترین راهبرد ها برای ایجاد فضای رقابتی، ایجاد فرصت های شغلی و بقا در زمینه تجارت می باشد. الگوی صفحه بعد به بررسی نحوه شناسایی ایده و تبدیل آن به فرصت برای ایجاد کسب و کار نو می پردازد:

+
=

نمودار (2-1): نحوه شناسایی ایده و تبدیل آن به فرصت (عصر کارآفرینی، 1384)
همانطور که در الگو دیده می شود اگر ما فرصت‌ها و یا خلاءها و نواقص بازار را درست درک نکنیم یا حتی اگر درست ایده را نشناسیم و بهترین ایده را بیان نکنیم، مشکلات و موانع کارآفرینی به وجود خواهد آمد.

عوامل اجتماعی و روانی کارآفرینان
نتیجه پژوهش ها نشان داده است که عوامل اجتماعی و روانی به اضافه صلاحیت ها و شایستگی های ممتاز، از ویژگی های کارآفرینان است.
-‌ عوامل روانی : کارآفرینان مانند اکثر مردم، انسان های پیچیده ای هستند و هیچ تئوری منحصر به فردی نمی تواند تمام رفتار آنها را توجیه کند. شاید نخستین و مطمئن ترین تئوری درباره ریشه های روانی کارآفرینان، در دهه 1960 به وسیله دیوید مک کللند ارائه شده باشد. او دریافت افرادی که خط مشی خود را بر کارآفرینی می گذارند (مثل فروشندگان) بیش از حد جاه طلب هستند و از نظر روانی احساس نیاز می کنند که همواره به موفقیت دست یابند که البته برای رسیدن به آن خطر را هم می‌پذیرند. وی همچنین دریافت که برخی از جوامع افرادی را که در پی پیشرفت و ترقی نسبتاً زیادی هستند، پرورش می دهد. عده دیگری از پژوهشگران هم انگیزه‌ها و هدف‌های کارآفرینان را مورد مطالعه قرار داده‌اند که از آن جمله:
ثروت، قدرت، حیثیت و اعتبار، امنیت شغلی، خودشکوفایی و خدمت به جامعه است. اینها از جمله هدف ها و انگیزه کارآفرینان بوده اند.
«توماس بگلی و دیوید پی بوید » در دهه 1980 وجه تمایز افراد کارآفرین و کسانی که سازمان‌های کوچک را اداره می‌کنند، بیان کردند:
نیاز به کسب موفقیت: که همواره در پی هدف‌های بلند پروازانه هستند و می‌خواهند بیشتر موفق شوند.
مرکز کنترل: این که فرد، حاکم بر زندگی خویش است و می تواند زندگی خود را کنترل کند.
تحمل ریسک: کارآفرینانی که ریسک متوسط را می پذیرند، از کسانی که هیچ ریسکی نمی کنند، از محل سرمایه گذاری خود بازده بیشتری دارند.
رویارویی با وضع مبهم: هر مدیری با چنین وضعی روبهرو می شود، ولی کارآفرینان با وضعی مبهم تر و نامشخص تر روبهرو هستند، زیرا آنها دست به کار هایی می زنند که برای نخستین بار انجام می شود.
رفتار از نوع A : یعنی باید در زمانی به دستاورد های بیشتری رسید و اگر ایجاب کند، باید اعتراضات دیگران را هم نادیده گرفت.
«الن فاگنسون » به تفاوت بین کارآفرینان و مدیران از زاویه ای دیگر نگاه می کند. او دریافته است که اکثر کارآفرینان برای چیز هایی مانند احترام شخصی، آزادی، احساس داشتن توانایی در تکمیل نمودن کار ها و شیوه زندگی هیجان انگیز ارزش زیادی قائل هستند. از سوی دیگر، مدیران می‌کوشند به دوستی حقیقی، فردگرایی، رستگاری و خوشی و تفریح اهمیت بیشتری بدهند. او به این نتیجه می رسد «یک کارآفرین، در مقایسه با یک مدیر، خواسته دیگری از زندگی دارد» (احمدپور داریانی، 1380).
-‌ عوامل اجتماعی : اغلب اعضای گروه های اقیت در شرکت ها چنین احساس می کنند که کارفرمایان، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم درباره آنها تبعیض قائل می شوند و در واقع، اگر ما پیشرفت گروه های مختلفی که تشکبل دهنده این جامعه ناهمگون هستند و شکایت هایی را که آنها علیه شرکت ها نموده اند، مورد توجه قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که اغلب این احساس بر مبنای واقعیت ها قرار دارند. برخی از گروه های اقلیت برای این که در فرهنگ سازمانی یا شرکت مربوطه بتوانند موفق شوند، باید روح خود را بفروشند یعنی هویت جنسی، قومی و نژادی خود را از دست بدهند یا از آن دست بردارند. برخی دیگر از گروه ها دست به کار های جدید می زنند و به گونه ای درصدد تامین خواسته ها و نیاز های خود برمی‌آیند که این خود نیز باعث افزایش کارآفرینی در بین گروه های اقلیت است (احمدپور داریانی، 1380).

انواع کارآفرینی
کارآفرینی فردی
کارآفرینی آزاد: فرایندی است که کارآفرین طی می کند تا فعالیت کارآفرینانه ای را به طور آزاد به ثمر رساند.
کارآفرینی درون سازمانی : فرایندی است که کارآفرین طی می کند تا فعالیت کارآفرینانه ای را در سازمانی که معمولاً سنتی و بوروکراتیک است، به ثمر رساند، که به دو بخش انتفاعی و غیر انتفاعی تقسیم می شود.
کارآفرینی گروهی
کارآفرینی سازمانی : فرایندی است که سازمان طی می کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی یا شرکت تحت پوشش خود مختار به ثمر رسد (صمد آقایی، 1378).
وجوه مشترک کارآفرینان
ریسک پذیری (ریسک متوسط و حساب شده)
نیاز به توفیق
مرکز کنترل
نوآوری، خلاقیت، ایده سازی
اعتماد به نفس
پشتکار زیاد

آرمان گرایی
پیش‌قدم بودن
فرصت گرا بودن (در جستجوی فرصت ها هستند تا تهدیدات)
نتیجه گرا بودن
اهل کار و عمل بودن
آینده گرایی
هدف گرا
خود محور
انعطاف پذیر
قاطعیت
واقع بین، نتیجه گرا، وفادار به عهد و پیمان و صادق

دارای تفکر واگرا و هم تفکر همگرا
خیلی راحت نتیجه اعمال خود را می پذیرند و دارای ثبات شخصیت اند (صمد آقایی، 1385).
همچنین به دنبال یافتن پایخ برای سوالات زیر هستند:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در کجا فرصت وجود دارد؟
بر روی فرصت به دست آمده چگونه سرمایه گذاری شود؟
چه منابعی مورد نیاز است؟
از چه راهی می توان منابع را به کنترل درآورد؟
چه ساختاری بهتر است؟

نظریه های مختلف در ارتباط با کارآفرینی
الف: کارآفرینی در دیدگاه اقتصاد

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: ویژگیهای شخصیتی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

متشکل از سه عنصر«هوشمندی »،«دانش» و «مهارتهای فنی»است. پیتر دراکردر این مورد بیان می کند خلاقیت نیز مانند کوششهای دیگر نیاز به استعداد، دانش و مهارت دارد.
هوشمندی:

عبارت است از شایستگی ذاتی در یک زمینه خاص به عنوان مثال اگر فردی یصورت غریزی کنجکاو و یا کاریزما باشد این یک نوع هوشمندی است که هوشمندی هر فرد منحصر به فرد، ذاتی و اکتسابی است. هر انسان طبیعی در زمینه ای خاص می تواند خلاق باشد.
دانش:
برای ساختن توانمندی به دو گونه دانش مرتبط با زمینه هوشمندی وخلاقیت نیاز داریم که هر دو اکتسابی و قابل یاد گیری است.یکی دانش بنیادی و دیگری دانش تجربی، که دانش بنیادی ، دانش حاصل از کلاسهای درس و کتابهای راهنما است و دانش تجربی ، دانشی است که نمی توان آنرا از کلاس درس آموخت بلکه بایستی رفته رفته با تمرین ، خود را به نظم ویژه آنهاعادت داد. ویزبرگ در این زمینه عنوان می کند خلاقیت با دانسته های شخص شروع می شود.
مهارت های فنی : توانایی به کارگیری دانش حاصل از آموزش و تجربه در انجام وظایف مربوطه را شامل می شود.
2- ویژگیهای شخصیتی: خلاقیت فرد تابع ویژگیهای شخصی اواست. بعضی از محققین دریافتند که وجود بعضی از ویژگیهای شخصیتی در افراد در مقایسه با دیگران باعث خلاقیت بیشتری می شود. مهمترین صفات مشخصه افراد بسیار خلاق شامل«تصور قوی از خلاق بودن خود» «پشتکار و استقامت»،«ابهام پذیری»،«ریسک پذیری»،«استقلال»،«نیار به موفقیت»و«اعتماد به نفس» می باشد. در این زمینه مالتز بیان می کند” شما تا حدود زیادی همانی هستید که فکر می کنید و می توانید آنچه را که فکر می کنید از عهده شما ساخته است انجام دهید”. “هر چند خلاقیت مستلزم استعداد،دانش و مهارت است اما وقتی که اینها تامین شد، نیاز به سعی و تلاش وافر و کار سخت دارد.افراد خلاق ابهام را نوعی فرصت تلقی می کنند.
3- سبک شناختی: عبارت است از روش ترجیحی فرد برای جمع آوری، پردازش و ارزیابی اطلاعات. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که سبک شناختی تاثیر مستقیم بر روی خلاقیت دارد.(آمابیل،1980) به عقیده کرتن(1999)همه افراد خلاق بوده و آنها خلاقیت خود را به سبک و شیوه خاص خود نشان می دهند.بعضی خلاقیت خود را به شیوه نوآورانه و بعضی دیگر به شیوه انطباقی ارائه می کنند.خلاقیت نوآورانه وضع موجود را به روش انقلابی تغییر می دهد. خلاقیت انطباقی وضع موجود را حفظ کرده و آنرا به شیوه تکاملی بهبود می بخشد که هر دو سبک مورد نیاز سازمانها می باشند و جنبه کاربردی دارند. نتایج بیانگر این است که افراد با سبک نوآورانه تمایل بیشتری به خلاق بودن دارند تا آنهایی که دارای سبک انطباقی می باشند.
4- هوش: یکی از پیش نیازهای خلاقیت است و پایین بودن درجه هوش فرد معمولا به پایین قرار گرفتن خلاقیت منجر می شود. اما هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن فرد نمی کند. در نتیجه محققین خلاقیت متوجه شده اند که خلاقیت سطح بالا و هم خلاقیت سطح پایین ، هر دو در افراد دارای هوش متوسط به بالا دیده می شود.(آمابیل،1980) از مجموع تحقیقات گسترده در زمینه رابطه ی هوش و خلاقیت می توان نتیجه گیری کرد که هوش زیاد لزوماً به خلاقیت منجر نشده ، اما کم هوشی می تواند مانع خلاقیت شود.
5- چالش پذیری: شاید بتوان گفت یکی از مؤثرترین کارها برای تحریک خلاقیت، برقراری تناسب بین توانمندی و چالش کاری است. مدیران می توانند افراد را به مشاغلی انتصاب کنند که با هوشمندی ، دانش و مهارتهای آنها همخوانی داشته باشد.در نتیجه یکی از مرسوم ترین روشها برای سرکوب خلاقیت ناهماهنگی افراد با مشاغلشان می باشد.بدین صورت که بین فرد و شغلش پیوندی مصنوعی برقرار می شود.

ب – عوامل محیطی (گروهی و سازمانی):
حتی خلاق ترین افراد در محیط نامناسب ممکن است موفق نباشند.(جین و تریاندیس) با بیش از دو دهه تحقیق در زمینه ارتباط بین محیط کار و خلاقیت که در آن دهها سازمان و صدها فرد و گروه مورد پژوهش قرار گرفتند به این نتیجه رسیدند که خلاقیت به شدت متأثر از محیط کسب و کار است.فیدلر(1985) بیان میدارد، تغییر افراد دشوار است و بهترآن است که به جای تلاش برای تغییر دادن افراد، موقعیت (محیط) آنها را تغییر داد. همانطوری که کشاورز نمی تواند جوانه را از دانه بیرون بیاورد، اما می تواند شرایط مناسب را برای رشد دانه فراهم سازد.در مورد خلاقیت نیز همین وضع صادق است.
1- عوامل گروهی: انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است. تمایل افرادبه معاشرت با یکدیگرهدفی فی ذاته دارد.بر اساس یکی از نظریه های اساسی درباره خلاقیت ، یکی از مهم ترین کارکردهای گروه، سینرژی خلاق می باشد.چنانچه فعالیتهای خلاق در گروه انجام شود به صورت متزاید در آمده و حالت سینرژیکی به خود می گیرد. زیرا اعضای گروه به واسطه تفاوتهای فردی ، ایده ها و راه حلهای بیشتر و بهتری ارائه خواهند کرد.خلاقیت در سازمان عمدتا اقدامی تیمی است، که ناشی از فرآیند تعامل بین اعضای گروه می باشد.چرا که عمده خروجی های خلاق سازمان نظیر سفینه ها،مدارس،پارکها،کامپیوتر و … نتیجه خلاقیت جمعی و گروهی است. بر این اساس مهمترین متغیرهای گروهی موثر بر خلاقیت عبارتند از:«اندازه گروه»،«تنوع گروه»،«انسجام گروه»،«سیستم ارتباطات گروه ».
اندازه گروه :

مدل فرهنگ سازمانی شاین:"پایان نامه درباره فرهنگ سازمانی"

مدل شاین
برای درک مفهوم واقعی فرهنگ سازمانی مدل مفهومی شاین کمک بسیارخوبی کرده است.مدل سه لایه شاین ابزارمناسبی برای طبقه­بندی عناصرفرهنگ سازمانی ایجادکرده است.علی­رغم این واقعیت که بسیاری ازنویسندگان وصاحب­نظران ازاین مدل درکارهایشان استفاده کرده­اندامابه صورت کلی بحث فرهنگ سازمانی درمطالعات وتئوری­هابه خوبی ساخته وپرداخته شده است.به هرحال از آنجا که مدل مفهومی شاین  درطول زمان تغییرات وسازگاری­های بسیاری یافته است نیازبه حرکت به سمت ایجادیک اجماع همگانی برسراین مدل کاملا احساس می­شود(اوت[1]،1989). به طورکلی در مدل شاین فرهنگ به سه سطح تقسیم می­شود:1)مفروضات اساسی فرهنگ که متکی برریشه فرهنگ بوده وبه صورت ناخودآگاه است که شامل باورها،ادراکات،افکارواحساسات می­شود. 2)ارزش­های قراردادی که ازمفروضات اساسی لایه زیرزمین نشأت می­گیرندوشامل استراتژی اهداف و… ساخته دست بشربوده وشامل ساختارهای سازمانی وفرآیندهای قابل قبولی می­باشند.3)بالاترین سطح مدل شاین علایم،سمبل­هاونمادهای فیزیکی دردسترس است.این سطح مشاهده ­هاست (دنیسون،2000).
2-1-2-2-7- مدل ساکس­بی[2]
ساکس­بی به همراه همکاران خود(2002)دریک مطالعه مدل دشپندراتوسعه داده­اندبراساس ساکس­بی فرهنگ قبیله­ای چهارویژگی دارد؛محیط غیرقابل تحلیل است،سازمان ازفرآیندمدیریت ارگانیک بهره­منداست،کارکنان سازمان ازروش­های نظارتی غیرفعال ومنفعل استفاده می­کنندوسازمان توجه به داخل دارد.درواقع فرهنگ قبیله­ای ازرویکردنظارتی غیرفعال ومنفعل استفاده می­کندوسازمان توجه به داخل دارد.درواقع فرهنگ قبیله­ای ازرویکردنظارت غیررسمی به محیط استفاده می­کند. مشخصه واقع مربع بازارکه درنقطه مقابل مربع قبیله­ای قرارداردمحیط قابل تحلیل است.ازاین گذشته سازمان فرآیندمدیریت مکانیکی روش­های فعال نظارت محیطی ازروش تحلیلی استفاده می­کند. در سومین مربع که متخصص سالاری نام­گذاری شده است محیط غیرقابل پیش بینی است. ازاین گذشته سازمان­ها دراین فرهنگ مدیریت ارگانیک روش­های فعال نظارتی وتوجه به بیرون را به کار می­گیرند وازاین رومی­توان گفت فرهنگ متخصص­سالاری روش اکتشافی رادرنظارت محیطی به کارمی­گیرد. در نقطه مقابل فرهنگ سلسله مراتبی قراردارد.دراین فرهنگ محیط قابل تحلیل است.ازاین گذشته سازمان فرآیندمدیریت مکانیکی رابه کارمی­گیردوازروش­های منفعل نظارتی وتوجه به داخل سازمان استفاده می­کند. ازاین رومی­توان گفت فرهنگ سلسله مراتبی شیوه­های ساخت­یافته ومنضبط را در نظارت محیط به کارمی­گیرد.یکی ازنکات قابل توجه دراین مدل نوع استراتژی عمومی سازگارباویژگی­های فرهنگی چهارگانه ارایه شده درمدل است که به نظرمی­رسدازاستراتژی­های عام چهارگانه ومباحث نظری ارایه شده توسط مایلزواسنواستفاده کرده است.
 
 
 
 
 
 

نگهداری داخلی روش فعال
 
موقعیت­یابی خارجی روش منفعل  
 
 
 
 
 
فرآیندارگانیک
محیط غیرقابل تحلیل
 
 
 
 
 
 
فرآیندمکانیکی
محیط قابل تحلیل
فرهنگ متخصص سالاری
رویکردنظارتی:اکتشافی
استراتژی عمومی:آینده­نگر
ویژگی­های غالب:کارآفرینی، خلاقیت،
سازگاری
سبک­رهبری:کارآفرین ،نوآور،ریسک­پذیر
قید:کارآفرینی،انعطاف­پذیری، ریسک
تأکیداستراتژیک:نوآوری ،رشد،منابع جدید
فرهنگ قبیله­ای
رویکردنظارتی:غیررسمی
استراتژی عمومی:واکنشی
ویژگی­های غالب:پیوستگی نزدیک، مشارکت،کارتیمی،احساس خانوادگی
سبک رهبری:مربی،تسهیل­کننده ،پدرانه
قید:وفاداری، سنت
تأکیداستراتژیک:تعهد،اخلاق ،توسعه منابع انسانی
فرهنگ بازار
رویکردنظارتی:تحلیلی
استراتژی عمومی:تحلیل­گر
ویژگی­های غالب:رقابتی،هدف­گرایی
سبک رهبری:قاطع،نتیجه­گرا
قید:هدف­گرایی،تولیدگرایی،رقابت­گرایی
تأکیداستراتژیک:نوآوری، رشد،منابع جدید
فرهنگ سلسله مراتبی
رویکردنظارتی:نظم­یافته،دارای ساختار
استراتژی عمومی:تدافعی
ویژگی­های غالب:دستوری ،مقررات، یکسان­سازی
سبک رهبری:هماهنگی، اجرایی
قید:قواعد،سیاست­هاوروش­ها
تأکیداستراتژیک:ثبات وعملیات یکنواخت

جدول2-6:مدل ساکس­بی ،2002،فرهنگ سازمانی دنیسون(ترجمه،منوریان،1387)
[1].Ott
[2].Saxby
لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:
رابطه رهبری تحول­آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز

زنجیره تامین، آسیب پذیری، تامین کننده

و ناتوانی بازار[32].

1-9. مثال های از اختلالات موردی اتفاق افتاده در دنیای واقعی :
طوفان های زمستانی در چین در سال های 2008 و 2010 زنجیره های تامین سبزیجات و زغال سنگ رو دچار اختلال کرده است.[7,30,119]
زلزله در سال1995 که در کوب28 ژاپن اتفاق افتاد سطح وسیعی از لینک های انتقال رو در این شهر و یکی از مهمترین مراکز حمل و نقل جهانی رو تخریب کرد.[116]
آتش سوزی در مارچ سال 2000 در کارخانه تولید مواد نیمه رسانای فیلیپس در شهر آلبوکورکو امریکا در نیو مکزیکو باعث شد یکی از مشتریان اصلی این کمپانی ، اریکسون،400 میلیون دلار درآمد بالقوه خود رو از دست بدهد. در حالی که یکی دیگر از مشتریان این کمپانی (نوکیا) با تخصیص تامین کننده گان رزرو توانست اثر این اختلال را کاهش دهد. [73,131]
اختلالی که در سیستم حمل و نقل هوایی در جنوب شرقی آسیا در اثر حمله 11 سپتامبر و طوفان های سنگین در این منطقه از آسیا رخ داد، باعث زیان 150 میلیون دلاری برای کمپانی COMPAQ شده است.[40]
زمانی که تامین کنندگان کمپانی dell در اثر زلزله سال 1999 در تایوان دچار اختلال شدند ، با در نظر گرفتن سیاست های نظیر قیمت گزاری پویا و ارتقای سیسم ها با هزینه پایین توانست مشتریان خود را راضی نگه دارد.[143,92]
حادثه تروریستی 11 سپتامبر باعث لغو پروازها در چند روز شد.که این تاخیرات موجب بیکار شدن چندین خط تولید کمپانی فورد بدلیل نرسیدن اجزا از طرف تامین کنندگان شد.[116,105]
زلزله سال 2011 در ژاپن باعث اختلال در دوازده خط مونتاژ تویوتا شد که منجر به کاهش تولید 14000 وسیله نقلیه شد و بسیاری از کارخانجات تولیدی این کشور با کمبود مواد خام، سوخت و انرژی مواجه شدند . [8]
کمپانی تلفن همراه موتورولا درسنگاپور به دلیل شیوع بیماری سارس بسته شد.[92]
کمپانی اپل به دلیل کمبود تراشه هایDRAM در اثر زلزله 1999 در تایوان تعداد زیادی از مشتریان خود را از دست داد.[92]
خاموشی های آمریکای شمالی در14 اگوست سال 2003 بر بسیاری از تجارت ها اثر منفی گذاشت و یک آتش سوزی در یکی از تامین کنندگان رده دوم اریکسون مشکلات جدی را برای این کمپانی بوجود آورد.[68]
دو شرکت بزرگ فورد و تویوتا در چند روز اول پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر،ضررهای کلانی را به دلیل مختل شده جریان مواد به کارخانه های مونتاژ خود در شمال آمریکا تجربه کردند،که بدلیل کنترل فراگیر بنادر،فرودگاهها و کلیه کانال های ارتباطی ایجاد شده بود.[1]
هنریکس و سینگال اختلال های بوجود آمده در ژورنال والستریت طی دهه 1990 را مورد بررسی قرار داده و نشان دادند که اختلال بر عملکرد سرمایه ای و سهام این سازمان ها و همینطور عملکرد عملیاتی آنها (هزینه، فروش و سود) تاثیر قابل توجه منفی گذاشته است . [53]
1-10. تاثیر اختلال بر عملکرد زنجیره تامین :
از آنجایی که وقوع اختلالات در زنجیره تامین غالبا غیر قابل پیش بینی و دور از انتظار هستند و میتوانند تاثیرات هنگفتی بر عملکرد زنجیره داشته باشند،لذا مواجه با این موارد ممکن است سازمان‌ها را مجبور کند تا استراتژی های خود را تغییر دهند،از تکنولوژی جدید استفاده کنند یا شیوه تصمیم‌گیری خود را اصلاح کنند.[1]
هندریکس و سینگال یافته ها و شواهد تاثیرات بلند مدت اختلالات زنجیره تامین را بر عملکرد سازمان نشان داده اند .این یافته ها بر اساس مطالعه نزدیک به 830 مثال علمی اختلالات زنجیره تامین در سازمان های دولتی است.
تاثیرات اصلی اختلال در زنجیره تامین عبارتند از:
سازمان ها بین 33 تا 40 درصد افت بازگشت سرمایه دارند در بازه ای سه ساله (یک سال قبل از اختلال و دو سال پس از اختلال)
افت قیمت سهام در سال پس از اختلال 13.5 درصد بیشتر از سال گذشته بوده است
اختلال تاثیر منفی قابل توجهی بر سود دهی دارد.میانگین این تغییرات به صورت زیر است.
107درصد کاهش درآمد مالیاتی
نرخ رشد فروش 7 درصد کمتر شده است
افزایش 11 درصد در هزینه

اختلال تاثیر ضعیف کننده ای بر عملکرد زنجیره دارد که سازمان پس از اختلال به راحتی ترمیم29 نمیشود، یک سازمان حد اکثر تا دو سال پس از اختلال عملکرد پایینی دارد.
اختلال تاثیر منفی زیادی بر نرخ بازگشت سرمایه، سوددهی وتغییرات قیمت سهام دارد.
مدیران باید توجه داشته باشند که منابع اختلال چه چیزهایی میتوانند باشند،به منظور کاهش ریسک اختلالات چه کارهایی میتوان انجام داد و در مقابل بروز اختلالات چه واکنشهایی میتوان انجام داد.
جمله زیبایی که هندریکس و سینقال در سال 2005 در باره اختلال :
” اختلال توان بالقوه ای برای نابودی ارزش های خلق شده دارد “
زنجیره های تامین ناب و کارا بیشتر با اختلال مواجه میشوند.ارتباط معکوسی بین کارایی و ریسک وجود دارد.سازمان ها نمیتوانند مدت زیادی فقط روی کاهش هزینه ها تمرکز کنند و سرمایه گزاران زنجیره تامین باید توجه داشته باشند که چگونه این سرمایه ها و تغییرات، ریسک های اختلالات در زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار میدهند. ارتباط معکوس بین اختلال و عملکرد زنجیره تامین بارها توسط مطالعات عملی و تئوری مورد اشاره قرار گرفته است ولی شواهد محکم برای این موضوع بسیار محدود هستند و نکته جالب اینکه مطالعات نشان داده است، تاثیر اختلال برای سازمان های کوچک بسیار بیشتر از سازمان های بزرگ است [53,54].

1-11. ضرورت مطالعه اختلال های زنجیره تامین:
لوی در سال 1995 بیان نموده است که بروز اختلال در زنجیره تامین منجر به هزینه های غیر
ق
ابل پیش بینی شده و زمان های تامین30 بسیار طولانی میشود. البته وی اظهار میدارد که مدیران در رابطه با اختلال بیشتر تمایل به برخوردی مشابه با یک حادثه یک دفعه ای دارند و غافل از این هستند که شاید رخداد این اختلال ناشی از عدم وجود یک استراتژی پایدار در زنجیره باشد.
یکی دیگر از مشکلات سازمان ها در برخورد با اختلال، ناتوانی آنها برای تخمین هزینه های حاصله از آن میباشد، با وجود تمام آسیب های هنگفتی که اختلالات برای زنجیره تامین دارند، هنوز هم مطالعات صورت گرفته در این زمینه بسیار ناچیز است. از جمله خلا های موجود در این زمینه کم توجهی به مسایلی چون میزان انعطاف پذیری و سرعت زمان ترمیم است.همچنین اختلال های مورد بررسی غالبا به صورت کلی و بدون در نظر گرفتن شرایط خاص و منابع وقوع هر اختلال است، در حالیکه توجه به این مسایل می تواند تاثیر بسزایی در استراتژی انتخابی برای کاهش اثرات یا مقابله با اختلال داشته باشد . [142]
اما نکته قابل توجه این است که ریسک های اختلال کاملا وابسته به بستر هستند و چه بسا موردی در یک کشور ریسک جدی اختلال تلقی شود، حال آنکه در ادبیات به هیچ وجه به آن اشاره نشده باشد [1].
1-21. آسیب پذیری زنجیره تامین:
اختلال در زنجیره تامین،صدمات بسیاری را به آن وارد میکند اما به نظر میرسد آمادگی زنجیره تامین برای صدمه دیدن از چنین موقعیتی نیز امر مهمی است که آن را آسیب پذیری زنجیره تامین میگویند.تعاریف و رویکرد های بسیاری در زمینه آسیب پذیری زنجیره تامین وجود دارد.پک پایه مفهومی آسیب پذیری را ناگهانی بودن رخداد ها ارزیابی میکند.[99] کریستوفر و لی در سال 2004 آسیب پذیری زنجیره تامین را به شکل “ظهور یک اختلال شدید” تعریف کرده اند. در ادبیات مربوط به مدیریت بحران و خطرات طبیعی، آسیب پذیری به عنوان ظرفیت یک فرد یا گروه در پیش بینی، مقابله و پایداری پس از اثر یک خطر طبیعی تعریف شده است.برخی از محققین زنجیره تامین، آسیب پذیری را به شکل آمادگی وقابلیت زیان دیدن به دلیل برخی شرایط سازمانی تعریف کرده اند.در واقع آسیب پذیری زنجیره تامین، تابعی از ویژگی های خاص زنجیره تامین است و آسیب و زیانی که به یک شرکت میرسد ناشی از آسیب پذیری زنجیره تامین نسبت به یک نوع اختلال زنجیره تامین است.[21]
بر اساس گفته جوتنر برای کاهش این آسیب پذیری ها سازمان ها می بایست ریسک درونی خود و نیز ریسک برخاسته از همکاری ها و پیوندهای خود با سایر شرکت ها را تعیین و مدیریت کنند.[64]

1-13. عوامل تشدید کننده آسیب پذیری زنجیره تامین در برابر اختلال:
بسیاری از محققین به چگونگی تاثیر ویژگی های خاص یک زنجیره تامین بر افزایش یا کاهش آسیب پذیری آن اشاره کردند. فرضیاتی مبنی بر افزایش آسیب پذیری زنجیره تامین به واسطه عواملی چون وابستگی به مشتریان، وابستگی به تامین کنندگان، تمرکز بر تامین کننده، تک منبعی بودن و داشتن منبع جهانی وجود دارد[99].
مهمترین عواملی که باعث افزایش احتمال وقوع اختلال و در نتیجه افزایش آسیب پذیری زنجیره تامین میشود،توسط محققین مورد بررسی قرار گرفتند که در زیر به تشریح برخی از این عوامل می پردازیم.
محیط رقابتی :
امروزه کسب و کارها رقابتی تر از سابق شده اند. عواملی چون تقاضاهای فرار، بالا رفتن تقاضا برای شخصی سازی، بالا رفتن تنوع محصولات و چرخه کوتاه عمر محصولات موجب تشدید رقابت میشوند.این شرایط هماهنگ کردن عرضه و تقاضا را بسیار چالش برانگیز میکند.به عبارت دیگر سازمان ها با مشکلات روزافزونی برای پیش بینی تقاضا و هماهنگی با تغییرات پیش بینی شده در چرخه عمر محصولات و تغییر خواسته های مشتری مواجه هستند. [53]
افزایش پیچیدگی :
پیچیدگی زنجیره تامین به دلیل وجود منابع جهانی وجهانی شدن و مدیریت تعداد زیادی از شرکا روز به روز پیچیده تر میشود.این پیچیدگی، هماهنگی عرضه و تقاضا را مشکل تر میکند و بنابراین ریسک اختلال را افزایش میدهد . زمانی که هر یک از اعضا به دنبال بهینه سازی محلی31 هستند و همکاری بین شرکا پایین است و از سوی دیگر انعطاف پذیری زنجیره تامین کم است، این ریسک بیشتر نشان داده میشود [53].
برون سپاری و مشارکت :
افزایش برون سپاری32 و مشارکت باعث افزایش وابستگی های داخلی میشود و اخلال های ایجاد شده در یک عضو، به راحتی به دیگری اتقال میابد. با وجود منافعی که این مشارکت و برون سپاری دارد، برای دستیابی به این مزایا،ضروری است که اعضا با یکدیگر همکاری نمایند، اطلاعات و برنامه ها به اشتراک گذاشته شود و عملیات اعضا برای یکدیگر قابل دید باشد.چنین تغییراتی نیازمند سرمایه گذاری های کلان در سیستم های ارتباطی، تغییر در نسخه های عملکرد تعهد به استراک گذاشتن یافته ها و ایجاد اعتماد بین اعضای زنجیره است که دستیابی به این موارد کار ساده ای نیست.[53]
بافرهای محدود شده33 :
تمرکز بر کاهش موجودی، افزایش ظرفیت و کاهش مازاد های زنجیره تامین، مواردی هستند که بشدت با امکان خطا ارتباط دارند. تحویل های به موقع و موجودی صفر از جمله اهدافی هستند که غالبا در زمره اهداف سازمان ها قرار میگیرند، بدون توجه به این واقعیت که این استراتژی ها میتوانند زنجیره تامین را بسیار شکننده و ضعیف (غیر قابل انعطاف) و در نهایت آسیب پذیر تر نماید. [53]
تمرکز بر کارایی :
زنجیره های تامین تمرکز زیادی بر افزایش کارایی(کاهش هزینه ) دارند و هزینه این افزایش کارایی، افزایش ریسک ناشی از اختلال است.بسیاری از س
ازمان ها به رابطه بین کارایی و ریسک توجه ندارند.[53]

تجمیع بیش از حد عملیات ها:
سازمان ها به منظور دستیابی به مزیت های حاصل از مقدار اقتصادی تولید، تخفیف روی حجم و تعاملات کمتر و یا در ارتباط با مشتریان وتامین کنندگان،عملیاتشان را بیش از حد در یک مکان متمرکز میکنند.این اقدامات باعث کاهش انعطاف پذیری زنجیره تامین برای پاسخ به تغییرات محیط میشود و منجر به مستعد شدن زنجیره تامین در برابر اختلالات و آسیب پذیری بیشتر زنجیره تامین میشود.[53]
وابستگی به مشتری و تامین کننده:
وابستگی یک ویژگی در روابط خریدار- تامین کننده است. وابستگی به تامین کننده وقتی دیده میشود که منابع یک سازمان از یک تامین کننده (یا بیشتر) وارد شوند که تنها تعداد اندکی منابع جایگزین وجود داشته باشند.در چنین شرایطی شرکت خریدار آسیب پذیر است چون امکانات کمی برای مانور دارد درحالی که تامین کننده بر روابط مسلط است و قدرت

منابع تحقیق با موضوع زنجیره تامین، زنجیره تأمین، برنامه ریزی خطی

متعادل کردن سطح موجودی اطمینان، بیشینه کردن سطح خدمت به مشتری، بیشینه کردن استواری تصمیمات در ارتباط با این سه تابع هدف در مواجهه با تقاضای غیرقطعی و افزایش سطح رضایت تمامی شرکاء از قیمت توافق شده هستند. برای حل این مدل از روش تصمیم گیری فازی با دو فاز استفاده شده است.
کاهش دوره عمر محصولات و افزایش انتظارات مشتریان، مدیریت زنجیره تأمین را به ویژه برای محصولات نوآورانه با دشواری همراه می کند. اگرچه محصولات نوآورانه، سازمان را قادر می‌سازند تا سود حاشیه ای بیشتری کسب کند اما به دلیل در دست نبودن اطلاعات تاریخی، تقاضای این گونه محصولات برای سازمان ها قابل پیش بینی نیست. در این رابطه، ونگ و شو در سال 2005، یک روش تصمیم گیری فازی را در شرایط عدم قطعیت در اطلاعات یا فقدان اطلاعات تاریخی توسعه دادند که یک چارچوب جایگزین برای پرداختن به عدم قطعیت ها در زنجیره تأمین و تعیین استراتژی های موجودی زنجیره فراهم می کند. این مدل زنجیره تأمین فازی بر اساس تئوری احتمالات به منظور ارزیابی عملکرد زنجیره توسعه داده شده است و هزینه موجودی زنجیره را کمینه می نماید. مدل پیشنهادی به تصمیم گیرندگان این امکان را می دهد تا رویکرد خود نسبت به ریسک را بیان کنند و مبادله بین سطح خدمت به مشتری و سرمایه گذاری موجودی را تحلیل نمایند. از رویکرد شبیه سازی به منظور اعتباربخشی50 به مفاهیم توسعه یافته استفاده شده است.
جن و سیاریف[43] در سال 2005، یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط را به منظور برنامه‌ریزی تولید و حمل در زنجیره های تأمین پیشنهاد کردند و مدل ارایه شده را با استفاده از الگوریتم ژنتیک و تکنیک های فازی حل نمودند. اسکی گان [34] و همکاران در سال 2005، در شبکه زنجیره تأمین شامل چندین کارخانه، مرکز توزیع و ناحیه تقاضا، در مورد روش حمل مستقیم و غیرمستقیم و راه اندازی انبارها تصمیم گیری کرده اند. هر کارخانه در حمل انواع محصولات خرید به هر مقصد تنها می تواند از یک روش حمل استفاده کند. انبارها نیز فقط از یک کارخانه محصولات را دریافت می نمایند. تابع هدف به صورت کمینه کردن هزینه ها است و فرض محدودیت ظرفیت برای انبارها وجود دارد. برای زمان تحویل هزینه ای در نظر گرفته شده و در تابع هدف وارد شده است. سایر مؤلفه های تابع هدف، هزینه های مربوط به حمل و نقل و تأسیس انبارها هستند. روش محاسبه زمان تدارک یکی از وجوه تمایز این مدل از مدل‌های قبلی است. مدل توسعه یافته در ابتدا غیرخطی است (به دلیل روش محاسبه زمان تامین)، که با جایگزینی متغیرها، به مدلی به صورت خطی صفر و یک تبدیل می شود. برای حل مدل برنامه ریزی خطی صفر و یک حاصل، از روش ابتکاری لاگرانژ استفاده شده است.
آلتی پارماک[4] و همکاران 2006، یک مدل برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط51 چند‌هدفه را برای مسئله طراحی زنجیره تأمینی چهار سطحی و تک محصولی ارایه کرده اند. توابع هدف مسئله به صورت کمینه سازی هزینه کل زنجیره تأمین (هزینه های ثابت باز کردن و عملیاتی کردن کارخانه‌ها و مراکز توزیع، هزینه های متغیر حمل مواد اولیه از تأمین کنندگان به کارخانه ها و حمل محصولات از کارخانه ها به مشتریان از طریق مراکز توزیع)، بیشینه‌سازی سطوح خدمت به مشتری و بیشینه سازی توازن استفاده از ظرفیت مراکز توزیع هستند. برای حل مسئله از دو روش وزنی مختلف و الگوریتم ژنتیک استفاده شده و داده های آن از یک شرکت پلاستیک سازی در ترکیه گرفته شده است.
آزاد و داوودپور[9] در سال2008، مسئله طراحی شبکه توزیع در سیستم زنجیره تأمین را که شامل تصمیم گیری در مورد مکان، موجودی و حمل و نقل است، را مورد مطالعه قرار داده اند. این مسئله در قالب مدل برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط فرموله شده و برای حل آن از الگوریتم ترکیبی شبیه سازی تبرید و جستجوی ممنوع52 استفاده شده است.
طالعی زاده و همکاران[128] در سال 2008، یک مدل برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح را به منظور بهینه‌سازی یک مسئله کنترل موجودی چند دوره ای در زنجیره تأمینی متشکل از یک فروشنده و یک خریدار ارایه نمودند. برای حل این مدل که در آن کمبود موجودی جایز است و تقاضاها دارای ماهیت احتمالی هستند از الگوریتم شبیه سازی تبرید استفاده شده است.
یا او و هوانگ[58] در سال2011 ، با اشاره به مشکل اصلی بسیاری از زنجیره های تأمین سنتی که در آنها استراتژی زنجیره تأمین به طور کامل با استراتژی رقابتی سازمان ها هماهنگ نیست و اعضای زنجیره اهداف متفاوت خود را دنبال می کنند که ممکن است بر عملکرد کل زنجیره تأثیر نامطلوب داشته باشد، روشی بهینه سازی ارایه نمودند که نه تنها استراتژی های زنجیره تأمین و سازمان ها را یکپارچه می کند بلکه اهداف متفاوت اعضای زنجیره را به منظور بیشینه سازی عملکرد زنجیره تأمین هماهنگ می نماید. میرزاپور آل هاشم و همکاران[94] در سال2011، در زنجیره تأمینی متشکل از چندین تأمین کننده، چندین تولید کننده و چندین مشتری، یک مدل برنامه ریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط چند هدفه را برای مسئله برنامه ریزی تولید ادغامی در شرایط عدم قطعیت ارایه نمودند. در این مدل، تابع هدف اول، کل هزینه های زنجیره تأمین شامل هزینه تولید، هزینه های استخدام، اخراج و آموزش، هزینه حمل و نقل، هزینه کمبود و هزینه نگهداری موجودی را کمینه می نماید و تابع هدف دوم، رضایت مشتریان را از طریق کمینه سازی مجموع ماکزیمم مقدار کمبودها در تمام دوره ها برآورده می سازد. سطوح کاری، بهره وری کارگران، ا
ض
افه کاری، مدت زمان تحویل، ظرفیت ذخیره سازی و قراردادها در این مدل در نظر گرفته شده اند و مدل پیشنهادی با به کارگیری روش وزنی متریک به صورت مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط تک هدفه حل شده است.
سجادی و داوودپور [113] در سال 2012، به مسئله طراحی یک شبکه زنجیره تأمین دو سطحی، چند محصولی و تک دوره ای پرداخته اند. این مسئله در قالب مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط فرموله شده و در برگیرنده هر دو سطح استراتژیکی و تاکتیکی برنامه ریزی زنجیره تأمین است. این مدل، تصمیمات مربوط به جایابی کارخانه های تولیدی و انبارهای توزیع، تخصیص تقاضای خرده فروشان به انبارها و تقاضای انبارها به کارخانه ها و نیز انتخاب روش های حمل و نقل را در نظر می گیرد و کل هزینه های شبکه شامل هزینه های حمل و نقل، مدت زمان های تحویل، هزینه های نگهداری موجودی، هزینه های راه اندازی و هزینه های عملیاتی تسهیلات را کمینه می نماید. برای حل مسایل در اندازه واقعی با زمان محاسباتی قابل قبول از یک الگوریتم ابتکاری بر پایه لاگرانژ استفاده شده است.
لیو و پاپاگرگیو[79] در سال 2013، یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط را به منظور برنامه‌ریزی تولید، توزیع و ظرفیت در زنجیره های تأمینی جهانی ارایه نمودند. مدل پیشنهادی به طور همزمان سه هدف هزینه، پاسخگویی و سطح خدمت به مشتری را در نظر می گیرد و از دو استراتژی به منظور حل آن استفاده می گردد. روش محدودیت اپسیلون، مجموعه ای حل های بهینه پارتو را حاصل می کند و روش لکسیکوگرافی حل رضایت بخشی را در منحنی بهینه پارتو می یابد.
در پایان، تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در جدول جامعی جمع آوری شده است.

ردیف
محققین
ساختار زنجیره تامین
نوع مدلسازی
اهداف مساله
رویکرد حل
1
Pirkul, H., Jayaraman, V., (1998)
چند تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر لانگراژ
2
Jayaraman, V., Pirkul, H., (2001)
چند تامین کننده، تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر ازاد سازی لانگراژ و بیهنه سازی زیر گرادیان
3
Syarif, A., Yun, Y., Gen, M., (2002)
چند تامین کننده، تولید کننده، مرکز توزیع
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
الگوریتم ژنتیک مبتنی بر درخت فراگیر
4
Hwang, H.S., (2002)
یک تولید کننده، چندین مرکز توزیع و چندین مشتری
برنامه ریزی خطی صفر ویک
مینیمم سازی هزینه های لجستیک و مینیمم سازی تعداد انبارهایی که میتوانند راه اندازی شوند
برنامه ریزی شئی گرا مبتنی بر الگوریتم ژنتیک
5
Lee, Y.H., Kim, S.H., (2002)
چند تولید کننده، انبار میانی و مشتری
مدل ترکیبی
ریاضی – شبیه سازی
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
رویکرد ترکیبی
6
Chen, C.L., Wang, B.W., Lee, W.C., (2003),
یک تولید کننده، چندین مرکز توزیع و چندین مشتری
برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه
ماکسیمم سازی سود، سطح خدمت، موجودی های اطمینان
رویکرد تصمیم گیری فازی دو مرحله ای
7
Chen, C.L., Lee, W.C., (2004)
یک تولید کننده، چندین مرکز توزیع و چندین مشتری
برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه
ماکسیمم سازی سود، سطح خدمت، موجودی های اطمینان
رویکرد تصمیم گیری فازی دو مرحله ای
8
Miranda, P.A., Garrido, R.A., (2004)
یک تولید کننده، چندین مرکز توزیع
برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر ازاد سازی لانگراژ و بیهنه سازی زیر گرادیان
9
Gen and syarif
2005
چند تولید کننده، چند مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
الگوریتم ژنتیک و تکنیک های فازی
10
Eskigun, E., Uzsoy, R., Preckel, P.V J.D., (2005)
چند تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر لانگراژ
11
Park, Y.B., (2005)
چندین تولید کننده و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
ماکسیمم سازی کل سود خالص زنجیره تامین
الگوریتم ابتکاری
12
Altiparmak, F., Gen, M., Lin, L., Paksoy, T., (2006)
چند تامین کننده، تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه
مینیمم سازی کل هزینه ها، ماکسیمم سازی سطوح خدمت به مشتری و توازن استفاده از ظرفیت مراکز توزیع
الگوریتم ژنتیک
13
Amiri, A., (2006)
چند تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر ازاد سازی لانگراژ و بیهنه سازی زیر گرادیان
14
Miranda, P.A., Garrido, R.A., (2006)
چند تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر ازاد سازی لانگراژ و بیهنه سازی زیر گرادیان
15
Park, B.J., Choi, H.R., Kang, M.H., (2007),
چند تامین کننده، تولید کننده، مرکز توزیع
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
الگوریتم ژنتیک
16
Aliev, R.A., Fazlollahi, B., Guirimov, B.G., Aliev, R.R., (2007)
چند تولید کننده، مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی ریاضی فازی
ماکسیمم سازی س
ود زنجیره تامین، ماکسیمم سازی سطح خدمت
الگوریتم ژنتیک
17
Eksioglu, S.D., Eksioglu, B., Romeijn(2007 )
چند تولید کننده و مشتری
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
روش ابتکاری مبتنی بر لانگراژ
18
Roghanian, E., Sadjadi, S.J., Aryanezhad, M.B., (2007),
چند تولید کننده، یک مرکز توزیع و یک مشتری
برنامه ریزی خطی چند هدفی احتمالی
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
تکنیک های فازی برای حل مدل قطعی برنامه ریزی غیر خطی چند هدفه
19
Azad, N., Davoudpour, H., (2008),
چندین مرکز توزیع و مشتری
برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه های زنجیره تامین
الگوریتم ترکیبی شبیه سازی تبرید و جست و جوی ممنوع
20
Rizk, N., Martel, A., D’amours, S., (2008)
یک تولید کننده و چند مرکز توزیع
برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط
مینیمم سازی کل هزینه

1 2 3 4