سازگاری اجتماعی

ی نظم و علاقمندی خاصی از خود نشان می دهند، کمتر باعث عصبانیت دیگران می شوند، گزافه گویی، اغراق و دروغ گویی در آنها کمتر دیده می شود(میلانی فر، 1380). دیدگاه دوم در مورد هوش و سازگاری به منفی بودن همبستگی بین هوش و سازگاری نظر دارد. این دیدگاه از سوی افرادی مانند لیگورت و لمبرز(1986) پذیرفته شده است، نتیجه پژوهش آنان نشان می دهد که دانش آموزانی که بهره هوشی بسیار بالا دارند از دانش آموزانی که هوش آنها کمی بالاتر از متوسط است کمتر مورد قبول دیگران واقع می شوند، دلیل این امر آن است که این گونه دانش آموزان بسیار تیز هوش تر از آنند که دیگران آنان را بفهمند، تحقیقات نشان داده که تیز هوشان جوان دچار مشکلاتی مانند تعارض داشتن با ارزش های موجود جامعه، راه های متداول زندگی و رفتار بزرگترها هستند. شاید قسمتی از مشکلات آنان درک نشدن از سوی بزرگترها و در نتیجه خصومت ورزیدن بزرگترها و معلمان نسبت به آنها باشد (چهاردولی، 1386).

دیدگاه سوم، عدم ارتباط بین هوش و سازگاری، در این دیدگاه اعتقاد بر این است که هیچ گونه ارتباطی بین هوش و سازگاری وجود ندارد(نادری و نراقی، 1370).
دیدگاه چهارم هوش بالا و پایین را دلیل بر عدم سازگاری می داند و هوش متوسط را عامل سازگاری مطلوب، هوش متوسط در صورت مساعد بودن شرایط، کودک را قادر می سازد که در سازگاری اجتماعی موفق شود. در صورتی که سازگاری اجتماعی تیزهوش و کم هوش(پایین تر از عادی) با وجود تمام شرایط با مانع برخورد خواهد کرد که این به نوبه ی خود تاثیر نامطلوبی در رشد و تکامل شخصیت کودک خواهد داشت(شعاری نژاد، 1386).
عوامل خانوادگی
از نظر رشد شخصیت و منش، مهمترین ریشه ها را باید در خانواده و در روابط بین والدین جستجو کرد. کودکان نگرش های اجتماعی را نخست از خانواده می آموزند(نوابی نژاد، 1373). چنانچه ارتباط بین اعضای خانواده بر اساس احترام و نیاز و همچنین با توجه به استقلال، همکاری و همدلی اعضاء باشد در کودک میل به ارتباط بوجود می آید و روحیه مردم گرایی افزایش می یابد، چنانچه ارتباط ناسالم باشد در کودک میل به گریز از دیگران بوجود می آید و او را در سازگاری سالم و موثر با محیط اجتماعی ناتوان می سازد(پروین، 1372).
ناکاریی والدین رفتار ضد اجتماعی را در کودکان افزایش می دهد، والدینی که در اجرای انضباط نا همساز هستند بیشتر احتمال دارد که ناسازگاری را در کودکان سبب شوند(رومکا، روسا و جکسون، 1997).
آدلر می گوید اگر چه علاقه ی اجتماعی نوعی توان فطری است که می تواند هر کسی را متعهد سازد، اما خود به خود پرورش نمی یابد، علاقه ی اجتماعی باید در جو خانوادگی سالمی پرورش یابد، که همکاری، احترام متقابل، اعتماد، پشتیبانی و تفاهم ترغیب می کند. ارزش ها، نگرش ها و الگوهای رفتاری اعضای خانواده، مخصوصاً والدین جوی را بوجود می آورد که چنانچه سالم باشد فرزندان را به تمابلات خودخواهانه به نفع علاقه ی اجتماعی به تمام بشریت ترغیب می کند(پروجسکا و نورکراس، 2002).
عوامل اجتماعی
از مجموعه عواملی که بر سازگاری اجتماعی نقش دارند می توان محیط های آموزشی، رسانه های گروهی و نقس همسالان را مطرح کرد:

محیط های آموزشی اجتماعی کردن یک شیوه ی کلی انسان است و همیشه قسمتی از تجربه ی انسانی بوده است. همانطور که اجتماعی کردن درون خانواده رخ می دهد، در حدود 6 الی 7 سالگی جامعه به شیوه ی جدید اجتماعی کردن بچه ها را آغاز می کند و طرح هایی را برای فراگیری مهارت های مورد نیازشان در زندگی بزرگسالی فراهم می آورد و یکی از راه های فراهم نمودن اطلاعات مورد نیاز بچه ها برای مهارت و آگاهی در بزرگسالی از طریق آموزش و پرورش می باشد. آموزش و پرورش شکلی از اجتماعی سازی است که در آن بزرگسالان با بهره گرفتن از آموزش دهی آگاهانه قصد انتقال دانش و مهارت تخصصی به نوجوانان را دارند. در مدرسه بچه ها با همسالان خود همراه با یک بزرگسال به همکاری می پردازند و تحصیل در مدرسه شکل ویژه ای از نگرش، روابط اجتماعی، سازماندهی اجتماعی و استفاده از زبان نوشتار است که احتمال کمک کردن به دیگران را در فرد قوی تر می نماید(کول، کول و ولایت فوت، 2005).
نقش همسالان
هارتاب(1983) در مطالعه ای که انجام داد به این نتیجه رسید که تجارب همسالان در دوران کودکی و نوجوانی با سازگاری بعدی آنان ارتباط دارد. همین طور گزارش می دهد کودکانی که روابط نامطلوب با همسالان دارند بیشتر از آنهایی که با همسالان خود به خوبی کنار می آیند احتمال دارد در بزرگسالی به روان پریشی، روان نژندی، ناسازگاری های رفتاری، بزهکاری و مشکلاتی در رفتار جنسی مبتلا شوند. هارتاب گزارش داد که میزان بزهکاری در میان جوانان و نوجوانانی که به دلیل رفتارشان دستگیر شده بودند در میان افرادی که در دوران کودکی به دشواری با همسالان خود کنار می آمدند، بیشتر بود و روابط ضعیف با همسالان به طور کلی در سبب شناسی بسیاری از ناسازگاری های عاطفی و اجتماعی دخالت دارد(ماسن، 2004).
با افزایش نفوذ گروه همسالان نفوذ والدین کاهش می رود. اکثر نوجوانان دوست دارند اوقات فراغت خود را با همسالان خود بگذرانند. عضویت در گروه همسالان برای نخستین بار افراد را در فرآیندی قرار می دهد که بیشترین میزان جامعه پذیری به شکل ناخودآگاه و بدون طرح ریزی در آنان انجام می پذیرد. در گروه همسالان بر خلاف خانواده، رضایت حول محور علایق و منافع اعضاء قرار دارد. تاثیر گروه همسالان در دوران بلوغ به اوج خود می رسد. گروه از طریق اعطای پاداش و یا انتقاد و تحریک در مقابل همنوایی، به عبارتی سازگاری اعضاء با هنجارهای گروه، تاثیر بسیار قدرتمندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی فرد اعمال می کند(ستوده، 1373).
رسانه های گروهی
نقش اصلی رسانه های گروهی، فراهم آوردن اطلاعات جدید و در اختیار گذاشتن آنها به مردم است. این اطلاع رسانی نقش دیگری نیز دارد: یعنی به واسطه ی آن هر کس در گروه خود جای می گیرد و با اعضای آن گروه روابط اجتماعی برقرار می سازد(گنجی، 1384).
در یک مطالعه که با شرکت گروهی از جامعه شناسان، روانپزشکان و مدرسان دانشگاه به عمل آمد که هدف آن بررسی اثرات فیلم بر وضعیت بدنی، ذهنی و رفتارهای اجتماعی کودکان بود این عده اعلام کردند که نقش فیلم درآینده ی دختران و پسران و تمایل آنها به بزهکاری موثر می باشد و متذکر شدند که فیلم های سینمایی و تلویزیونی می توانند اثرات نیکویی نیز بجا بگذارند(ستوده، 1373).
تحلیل فرآیند سازگاری
جریان سازگاری از مراحل پیوسته گوناگونی تشکیل شده که افراد را در حالات گوناگون در بر می گیرد. آغاز فرایند از نیاز یا سائق شروع شده و با ارضاء آن خاتمه می یابد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برای روشن شدن فرآیند سازگاری به مراحل مختلف آن و با ذکر ترتیب اشاره می شود:
1- برانگیختگی و احساس نیاز(جسمی، جنسی، روانی، اجتماعی، اخلاقی و معنوی)
2- انتخاب هدف با حرکت به سوی هدف جهت ارضای نیاز
3- برخورد با مانع یا مشکل
4- شکست در روش، تشخیص و انتخاب روش های جدیدتر
5- محافظت از اهداف از برخورد با مانع یا مشکل(ستوده، 1373).
دیدگاه های نظری سازگاری
تلاش برای انجام مشاوره و درمان بدون داشتن یک دیدگاه نظری قابل قبول مانند پرواز هواپیما بدون نقشه می باشد(کوری، 1996). در واقع مسیری که هر دیدگاه نظری به عنوان درمان مشخص می کند به عنوان راهکارهایی می توان در نظر گرفت که به درمانگر کمک می کند که توجه و هوشیاری بیشتری در حین انجام کار داشته باشد.
در این قسمت به بررسی نظریه های مختلف در رابطه با سازگاری خواهیم پرداخت:
دیدگاه روان پویایی و نظریات فروید
فروید یکی از نخستین نظریه پردازان شخصیت است که بر اهمیت سالهای نخستین کودکی و نقش آن بر اساس منش انسانی و همچنین پیوندهای موجود میان دوران کودکی و بزرگسالی تاکید ورزیده است(تادوبوهارت، 2000).
فروید به منظور توضیح دادن بسیاری از جنبه های رفتار انسان قائل به وجود انگیزه ناهشیار بوده، استفاده وی از این فرض وسیع تر از تمامی نظریه پردازان قبلی بوده، تحلیل گر بیش از هر چیز این فرض را مسلم می پندارد که رفتار سالم رفتاری است که فرد انگیزش آن را می فهمد. در این فرض علل اصلی ناسازگاری، ناهشیار می باشد(فیروزبخت، 1374).
فروید هماهنگی میان خود، نهاد و فراخود را ضروری می دانست. بطوری که از نظر او شخصیت سالم و سازگار دارای انتخاب عقلانی به جای انتخاب و کنترل غیر عقلانی و اجبار انگیزه های رانده شده است. او پرورش طبیعی در مراحل روانی- جنسی را ضروری دانسته و پرورش لازم انگیزه های ناهشیار را برای سازگاری فرد لازم می دانست(ساعتچی، 1377).
دیدگاه یادگیری اجتماعی
بندورا(1998) می گوید مردمی که می کوشند بر رویدادهایی که زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهند، اعمال کنترل کنند، بهتر می توانند آینده مطلوب را تحقق بخشند و از آینده نامطلوب جلوگیری کنند. تلاش برای کنترل شرایط زندگی، تقریباً در هر فردی حکمفرماست، زیرا این کار می تواند منافع شخصی و اجتماعی بیشماری را برای آنها تامین کند و توانایی تاثیر گذاری بر پیامدها، آنها را پیش بینی پذیر می کند. پیش بینی پذیری آمادگی انطباق را پرورش می دهد، ناتوانی در اعمال نفوذ بر امور که بصورت نامطلوب بر زندگی فرد تاثیر می گذارند، نگرانی، دلسردی یا ناامیدی را پرورش می دهد(شولتز و شولتز، 2002).
افراد خود سازگار بایددارای کارآیی شخصی باشند. کارآیی شخصی در نوجوانی برای کنار آمدن با درخواستها و فشارها، از آگاهی های جنسی گرفته تا انتخاب محل دانشگاه و شغل لازم است و در اوان بزرگسالی که مستلزم سازگاری های بیشتر چون ازدواج، پدر و مادر شدن و ارتقای شغلی است. کارآیی شخصی زیاد برای عملکرد موفق در این تکلیف ضروری است، افرادی که کارآیی شخصی کمی دارند نمی توانند با این موقعیت های اجتماعی برخورد شایسته داشته باشند و احتمالاً از عهده ی سازگاری بر نمی آیند. در سالهای میانی بزرگسالی، افراد زندگی خود را ارزیابی مجدد می کنند، با محدودیت هایشان مواجه می شوند و احساس کارآیی شخصی خود را تصحیح مجدد می نمایند و بالا بردن کارآیی شخصی خود می تواند تاثیر بیشتری بر کارآیی جسمی و ذهنی بگذارد(شولتز و شولتز، 2002).
دیدگاه اصالت وجود
تنها راه سالم بودن یک زندگی مبتنی بر سازگاری، این است که جامعه ای که فرد با آن سازگار می شود اصولاً صادق باشد. در جامعه امروزی، تنها راه فرا رفتن از این منجلاب دروغها و بی اصالتی ها، اگاهی از این واقعیت است که نیروهای اجتماعی و صنعتی، چگونه اجازه می دهند به آدمهای ماشینی تبدیل شویم که به راحتی قابل دستکاری باشیم. هشیاری و انتخاب از ویژگی های منحصر به فرد انسان است که از طریق آن می توانیم انسان منحصر به فردی شویم، دروغگویی”من” آسیب روانی است. دروغگویی نوعی فعل پذیر کردن خود است که طی آن توانایی تصمیم گیری ها و انتخاب های دیگر تجربه نمی شود. آسیب روانی با تأکید بیش از حد بر یک سطح هستی به قیمت از دست دادن سطوح دیگر مشخص می شود؛ در این مورد بر بودن با دیگران یعنی با خانواده بودن، در برابر بودن در طبیعت یا بودن برای خود تأکید بیش از حد شده است. ما باید با دیگران باشیم مبادا که لبریز از اضطراب روان رنجور شویم(پروجسکا و نور کراس، 2002).
فرد سازگار باید معنی و جهت زندگی را دریابد و احساسات منفی خالی بودن و منزوی بودن را کنار بزند و به این حد از اعتماد به نفس برسد که به جای سازش با تهدید های زندگی خویشتن، بی همتایی خود را شکوفا سازد(آزادی، 1381).
دیدگاه رفتارگرایی
رفتارگرایان متغیرهای برون ارگانیزمی و محیطی را به عنوان عوامل اساسی رفتار بیان می کنند، سازگاری زمانی که پاسخ مناسب و درست به محرکهای محیطی، به نحوی که بیشترین محرک خوشایند را به وجود می آورد، حاصل می شود. اگر ارگانیزم به شیوه ای رفتار کند که محرک آزاردهنده به دنبال آن بیاید سازگاری وی به هم خواهد خورد. با توجه به این دیدگاه سازگاری وابسته به موقعیت است، به عبارتی ارگانیزم ممکن است در موقعیتی رفتار سازگارانه داشته باشد و در موقعیتی دیگر رفتار وی ناسازگارانه باشد. مثال بارز این اموری است که رفتار وی در خانه ناسازگارانه و در مدرسه سازگارانه است. بنابراین مو
قعیت است که رفتار ارگانیزم را بر می انگیزد و این رفتار در پیوستاری از سازگاری و ناسازگاری قرار خواهد داشت(ملیزر و مک گرو، 2001).
در شرطی سازی وسیله ای رفتار بروز می کند و پیامد آن نشان می دهد که رفتار ارگانیزم در چه جایگاهی از پیوستار ناسازگاری قرار دارد. دیاگرام زیر این امر را نشان می دهد:
موقعیت موجود رفتار ارائه شده پیامد رفتار پیوستار سازگاری
ناسازگاری
یادگیری، نگهداری و تغییر رفتار بهنجار، درست مانند یادگیری و فشار غیر عادی است و رفتار عادی را می توان یک سازگاری به حساب آورد که از یک گذشته پر از تقویت ناشی شده است(پروین، 1374).
دیدگاه انسان گرایی
کارل راجرز هماهنگی خویشتن پنداری با تجربه ارگانیزمی را اساس سازگاری می داند و هر موقع ادراکات فرد از تجربه خویش صحیح باشد، بین خود و تجربیات فرد حالت هماهنگی یا سازگاری درونی بوجود می آید، عکس آن حالت یعنی ناهماهنگی میان خود و تجربیات فرد حالت ناسازگاری روانی و آسیب پذیری بوجود می آورد(شفیع آبادی و ناصری، 1378).
افرادی که از نظر روانی سالمند، می توانند خودشان، دیگران و رویدادهای موجود در محیط را به صورتی که واقعاً هستند درک کنند، به نظر آنها هیچ چیز برای خودپنداره آنها تهدید کننده نیست و نیازی به دفاع از هیچ تجربه ای به وسیله انکار یا تحریف نیست، زیرا آنها در کودکی”توجه مثبت نامشروط” دریافت کرده اند، آنها قادر به استفاده از تجربیات هستند و تمام جنبه های زندگی را پرورش داده و گرایش به خودشکوفایی را برآورده می کنند(شولتز و شولتز، 2002).
دیدگاه شناختی
از دیدگاه شناختی انسان سازگار به کسی اطلاق می شود که توانایی و قدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست و چون قادر به چنین کاری است، لذا یک نظام ارزشی واقع بینانه برای خود تنظیم می نماید تا تحت تاثیر نوسانات روانی دردناک و اختلاف با دیگران دچار آسیب نشود، این روند به او کمک می کند تا به احساس بهتری دست یابد(بک، 1992).
افراد سازگار از نظر این دیدگاه کسانی هستند که به زندگی منطقی پایبند هستند. آنان در زندگی از منطق و تجربه نگری برای حل مشکلات استفاده می کنند. از انتقاد منطقی دیدگاه ها و روش ها استقبال می کنند و به محدودیت های خود واقفند(پروجسکا و نورکراس، 2002).
الیس(1997) در بررسی های خود اساس درماندگی آموخته شده را در ریشه رفتارهای ناسازگاری می داند. تفکر خود شکست دادگی بر مفروضات نادرست و غیر منطقی که فرد در مورد خود و دیگران دارد استوار است. در جریان درمانگری، الیس به شیوه ای فعال پیش فرض های نامعقول و اشتباه آمیز درمانجویان را مورد تردید قرار می دهد و با آنها مخالفت می کند و به جای آنها باورهای سازنده ای جایگزین می نماید(آزاد، 1371).
یمینی(1371) ناسازگاری ها را به سه دسته تقسیم می کند:
ناسازگاری منشی
به کودک یا بزرگسالی ناسازگار گفته می شود که ناکافی بودن استعدادهای او یا نقایص منشی او را در ستیز مداوم با واقعیت ها و تقاضاهای پیرامون متناسب با سن و محیط اجتماعی کودک یا بزرگسال قرار دهد.
ناسازگاری نسبی
افرادی که در این رده قرار می گیرند به دلیل خاص خود، که می تواند ناشی از موقعیت های اجتماعی، خانوادگی و آموزشی باشد، لازم است که تحت نظر مربیان باشند، بدون اینکه کلاس های خاص برای آنها ترتیب داده شود. در این ناسازگاری کودک خود را به دلیل برخورد با مشکلات، در موقعیت دشواری پیدا می کند. این حالت با انزواطلبی و گوشه نشینی بروز کرده که اکثراً با منظم بودن بازده تحصیلی توأم می باشد.
ناسازگاری طبیعی
زمانی به ناسازگاری فرد، طبیعی گفته می شود که او در موقعیتی قرار گیرد که تقاضاهای جدید از او انتظار می رود، پاسخگویی به آن تقاضا به تلاش نه چندان آسان فرد نیاز دارد. ناسازگاری در عین حال به معیار های اخلاقی و ارزشهای یک جامعه نیز بستگی دارد و امری نسبی و اعتباری بشمار می رود رفتاری که در یک جامعه ناسازگار و غیر عادی تلقی می شود، در

بازاریابی اجتماعی و فناوری های نوین

P = q = برآورده نسبت صفت 5/0
(2 = میزان خطای برآورد
(همان صفحه 135)
Widget not in any sidebars

روش دیگر نمونه گیری با استفاده از جدول مورگان که یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای محاسبه حجم نمونه آماری است. جدول مورگان در واقع حاصل زحماتی است که robert v. krejcie و daryle w. morgan کشیده اند و به ازای مقادیر مختلف از اندازه های جامعه با استفاده از فرمول کوکران نمونه را برآورد کرده اند. یعنی شما هر یک از اعداد این جدول را در فرمول کوکران بگذارید همین حجم نمونه را مشاهده خواهید کرد.

جدول 3-1 جدول مورگان
در این پژوهش، از نمونه گیری در دسترس استفاده شده است . تعداد نمونه با توجه به جدول تعداد 384 با در نظر گرفتن میزان خطای %5 انتخاب شده است.

3-9)پرسش نامه
در این پژوهش از پرسش نامه ای که شامل سئوالات متناسب با فرضیه های پژوهش است و در جدول آمده است استفاده گردیده و همچنین پرسش نامه توزیع شده در قسمت پیوست های رساله آمده است :
فرضیه شماره سؤال
عامل اثربخشی در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 5-1
عامل اعتماد در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 9-6
عامل قابلیت دسترسی در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 13-10
عامل قیمت در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 17-14
عامل محصول در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 21-18
عامل تنوع در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 25-22
عامل ترویج در بازاریابی اجتماعی تجهیزات و فناوری های نوین ساختمانی و استقبال مصرف کنندگان رابطه معناداری دارد. 30-26
جدول 3-2 فرضیه ها در پرسش نامه
در رابطه با پرسش نامه مربوط به رساله حاضر می توان اینگونه عنوان کرد که هر یک از فرضیه ها شامل تعدادی سوال متناسب با آن فرضیه ها است که با مطالعه مقالات علمی که موضوعات مشابه با کار ما و همچنین سایر پرسش نامه های علمی در رابطه با موضوع مورد پژوهش و اعمال تغییراتی زیر نظر اساتید و صاحب نظران در مجموع 30 سوال بسته با طیف پاسخ های 5 گزینه ای لیکرت شامل موارد؛خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم وخیلی کم طراحی گردید که در نرم افزار مورد نظر هر یک دارای کد امتیازی مشخصی هستند که پس از توزیع پرسش نامه ها و جمع آوری نظرات به آنها می پردازیم.(اصل پرسش نامه در قسمت پیوست های رساله موجود است).
3-10) روایی ابزار اندازه گیری :
مقصود از روایی آن است که وسیله ی اندازه گیری به واقع بتواند خصیصه مورد نظر را اندازه بگیرد نه خصیصه ای دیگر را . ( هومن 1387 )برای بدست آوردن روایی پرسشنامه از نظرات استاد راهنما ، استاد مشاور و چندین تن از دیگر اساتید و متخصصین و کارشناسان استفاده شده است . و از آنها در مورد مربوط بودن سؤالات ، واضح بودن و قابل فهم بودن سؤالات و اینکه آیا این سؤالات برای پرسشهای تحقیقاتی مناسب است و آنها را مورد سنجش قرار می دهد ، نظر خواهی شد و اصطلاحات مورد نظر در پرسشنامه اعمال گردید . علت استفاده از قضاوت متخصصان این است که ( هیچ روش آماری برای تعیین ضریب روایی محتوایی وجود ندارد . در عوض برای تعیین روایی محتوای یک آزمون از قضاوت متخصصان در این باره که سؤالهای آزمون تا چه میزان معرف برنامه یا حوزه محتوایی هستند استفاده می شود ، با این حال قضاوتهای مربوط به روایی محتوا نه قطعی هستند نه نهایی ، آزمونها از سطوح مختلف روایی برخوردار هستند ومتخصصان در قضاوتهای خود همیشه با هم توافق نظر ندارند( سیف،1380: 38).
3-11) اعتبار پرسشنامه :
اعتبار آزمون به دقت اندازه گیری و ثبات و پایایی آن مربوط است. بطور کلی آزمون در صورتی دارای اعتبار است که عاری از خطای اندازه گیری غیر نظام دار می باشد. خطای اندازه گیری غیر نظام دار که بر نمره های آزمون تأثیر می گذارند غیر قابل پیش بینی بوده و اعتبار تست را کاهش می دهد . مقصود از اعتبار یک وسیله اندازه گیری آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله ( یا وسایل مشابه ) تحت شرایط مشابه دوبار اندازه گیری کنیم ، نتایج حاصله تا چه حد مشابه ، دقیق و قابل اعتماد است . آنچه در این پژوهش جهت محاسبه ضریب پایایی پرسشنامه با تاکید برهمسانی درونی سئوالات بکار رفته ، استفاده از ضریب آلفای کرونباخ می باشد . آلفای کرونباخ یک ضریب اعتبار است که میزان همبستگی یک مجموع را با هم منعکس می کند ، آلفای کرونباخ بر حسب میانگین همبستگی داخلی میان پرسشنامه هایی که یک مفهوم را می سنجد ، محاسبه می شود . هر قدر آلفای کرونباخ به عدد 1 نزدیک باشد سئوالات پایدارترند و اعتبار سازگاری درونی بیشتر است(سکاران ،1390: 112).
در این پژوهش آلفای کرونباخ 816/0 می باشد. که میزان نسبتاً خوبی برای آلفای کرونباخ کلی پرسش نامه است.

مقاله رایگان درباره پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و نظریه ی یادگیری اجتماعی


Widget not in any sidebars

به دلیل اینکه مدارس کمی در شهرستان بندرعباس فعالیت های اجرا می شود بنابراین دسترسی به مدرسه ای که فعالیت مدنظر در آن اجرا و اجازه دسترسی به دانش آموزان را بدهد دشوار بود.
بازیگوشی و سهل انگاری دانش آموزان در پرکردن پرسشنامه
منابع
منابع فارسی:
اثنی عشر کهنوجی، غلامرضا،1383)، بررسی رابطه خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفتتحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان رفسنجان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی زرند.
احمدی، فاطمه،(1384)، یادگیری و فعالیت های مکمل و فوق برنامه، مجموعه مقالات برگزیده ی همایش تبیین جایگاه فعالیت های مکمل و فوق برنامه تهران: انتشارات رسانه تخصصی.
استوارابرقویی، فاطمه صغری،(1380)، بررسی رابطه بین فعالیت های فوق برنامه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد، پژوهشکده تعلیم و تربیت تهران.
اسفندیاری، توران،(1387)، عوامل و زمینه های موثر در آموزش های غیر رسمی شهروندی، مجموعه مقالات اولین همایش آموزش و یادگیری غیر رسمی، مشهد، دانشگاه فردوسی.
امیرتاش، علی محمد،(1383)، فوق برنامه و اوقات فراغت، با تاکید بر فعالیت های ورزشی در دانشگاه تربی معلم تهران از دیدگاه مدیران، اعضای هیات علمی و کارکنان آن، فصلنامه المپیک، سال دوازدهم، شماره 2(پیاپی 26)، ص 38-57.
امین زاده، احمد؛ سلطان زاده، فرید و صلواتی، 1388رسول،(1388). ارزیابی عملکرد سازمان با مدل روش امتیازی متوازن BSC، مجله مدیریت صنعتی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج، شماره 8، صص 67 تا 73.
برزگر بفرویی،کاظم؛ سعدی پور، اسماعیل،(1391)، مدل یابی روابط بین باورهای معرفت شناختی، خودکارآمدی تحصیلی، خود نظم دهی فراشناختی و پردازش عمیق با عملرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستان، فصلنامه تاز های علوم شناختی، سال 14، شماره 1. ص 53-66.
بهرامی، هادی؛ عباسیان فرد، مهرنوش،(1390)، خودکارآمدی و انگیزه ی پیشرفت در دانش آموزان دختر دوره پیش دانشگاهی شهر تهران سال تحصیلی 88-89، مشاور مدرسه، دوره ششم، شماره 1، ص 3-7.
بیابانگرد، اسماعیل،(1378)، روش های افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، تهران: انتشارات سازمان انجمن اولیاء و مربیان.
بیرامی، منصور و بهادری، خسرو،(1389)، ارتباط شیوه های تربیتی والدین، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان راهنمایی مدارس شهر ایلخچی، مجله علوم تربیتی، شماره 10، ص 7-21.
پارسا، عبدالله،(1385)، بررسی عوامل موثر بر برنامه درسی اجرا شده و برنامه درسی آموخته شده در دوره های کارشناسی شیراز، دانشگاه شیراز.
پروین، لارنس و جان، اولیوربی،(1386)، شخصیت نظریه پژوهش. ترجمه محمد جعفر جوادی و پروین کدیور، تهران: آبپز.
پورسعید، سید مسعود،(1388)، طراحی الگوی توسعه ی منابع انسانی کارآفرین براساس نظریه ی یادگیری اجتماعی، فصلنامه پژوهش های مدیریت منابع انسانی، سال اول، شماره 3، ص 21-36.
پیری، موسی،(1388)، طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه ریزی درسی مدرسه محور، دانشگاه تربیت معلم تهران.
تاجیک اسمعیلی، عزیزالله،(1387)، بخش فوق برنامه الگوی نظری خرده نظام برنامه ریزی درسی و فناوری آموزشی از طرح تدوین سند ملی آموزش و پرورش، تهران: وزارت آموزش و پرورش.
ترابی، فاطمه،(1385)، بررسی رابطه فعالیت های فوق برنامه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد، پژوهشکده تعلیم و تربیت تهران.
جدیدی، هوشنگ؛ احمدیان، حمزه؛ یاراحمدی، یحیی و صالحی، رضا،(1389)، بررسی رابطه بین سلامت روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دوره های کاردانی و کارشناسی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 11 در سال تحصیلی 87-88، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد سنندج.
خجسته مهر، رضا؛ عباس پور، ذبیح اله؛ کرایی، امین و کوچکی، رحیم،(1391)، تاثیر برنامه موفقیت تحصیلی بر عملکرد و خودپنداره تحصیلی، نگرش نسبت به مدرسه، یادگیری شیوه موفقیت در مدرسه و سازگاری اجتماعی دانش آموزان، مجله ی روان شناسی مدرسه، دوره ی 1، شماره 1، ص 27-45.
حافظی کتایون؛ سیاسی، حوری؛ شهنی ییلاق، مریم،(1388)، بررسی مدل علی عملکرد گذشته، باورهای معرفت شناختی، جهت گیری هدف، مهارت های خودتنظیمی، خودکارآمدی و عملکرد بعدی در درس ریاضی دانش آموزان سال اول دبیرستان های شهردلفان، مجله علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه اهواز، ص 73-96.

دانلود پایان نامه درمورد حمایت اجتماعی ادراک شده و اختلالات رفتاری کودکان

– دهخدا، علی اکبر(1386). لغتنامه. با همکاری انتشارات دانشگاه تهران و مرکز بین المللی زبان فارسی.
– رحمت اللهی. فرحناز، فاتحی زاده. مریم و احمدی. سیداحمد. (1384)، آسیب شناسی زندگی زناشویی، فصلنامه تازه های روان درمانی، سال یازدهم، شماره41 و 42.
Widget not in any sidebars

– رضایی، مریم (1388). وظایف متقابل والدین و فرزندان از منظر فرهنگ دینی ، اسلام و تربیت ، سایت انجمن علمی فرهنگی میزان، 1388/02/06.
– ساروخانی، باقر؛ (1370). مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده. تهران: انتشارات سروش
– ستیر، ویرجینیا؛ (1384). آدمسازی، ترجمه بهروز بیرشک. انتشارات رشد.
– سلیمانیان، علی. (1373). بررسی رابطه بین افکار غیرمنطقی و رضایت زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت معلم.
– شارف، ر، اس.(1381).نظریه هی روان درمانی و مشاوره، ترجمه م، فیروزبخت.تهران:رسا.
– شاکر. علی، فتحی آشتیانی. علی و مهدویان. علیرضا. (1390). بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سلامت روانی با سازگاری زناشویی در زوجین، مجله علوم رفتاری، دوره5، شماره2.
– صادقی. سمیه. (1388)، بررسی ارتباط خوشبینی با بهزیستی روان شناختی و سبک های مقابله ای در دانشجویان ، فنون خانواده درمانی، انتشارات رشد.
– صدقی طارمی، علیرضا(1383). رابطه میان سبک های دلبستگی و انواع عشق در دانشجویان متاهل دانشگاه شهید بهشتی، پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه شهید بهشتی.
– عابدین زاده. محمد رضا و تقی نیا. پروانه، (چهارم1377)، فرهنگنامه لغات و تعاریف روابط انسانی، ، تهران، نشر گلستانه، چاپ ، ص 22
– عبدالله زاده، حسن (1382). بررسی تاثیر صفات شخصیتی بر رضامندی زناشویی زوج های شهر دامغان. پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه تبریز.
– قائدی، غلامحسین و یعقوبی حمید، (1387). بررسی رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی در دانشجویان دختر و پسر، مجله ارمغان دانش، دوره 13، شماره2.
– کاویان، رؤیا.(1381)«بررسی روابطه بین رضایت زناشویی والدین و بروز اختلالات رفتاری کودکان»، پایان‏نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد واحد خوراسگان
– کلینکه، ک، ال.(1383).مهارت های زندگی.ترجمه ش، محمدخانی، تهران:اسپند هنر.
– گلدنبرگ، ا و گلدنبرگ، ه.(1382)خانواده درمانی ترجمه ح، برواتی و همکاران.تهران:روان.
– گنجی، حمزه. (1380). ارزشیابی شخصیت، چاپ اول ، تهران، انتشارات ساوالان
– مردانی حموله، مرجان و حیدری، هایده، (1389)، ارتباط خوش بینی و سبک های دلبستگی با رضایت زناشویی در کارکنان بیمارستان، فصلنامه دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، دوره هشتم، شماره اول.
– مصاحبی، محمد رضا،‌(1381). ارتباط بین شباهت در ویژگی های شخصیتی زن و شوهر و رضایت از زندگی، مجله دانش و پژوهش در روانشناسی ، بهار و تابستان – شماره 11 و 12 .
– ملازاده، جواد.(1372)، بررسی ویژگیهای شخصیتی در رابطه با عوامل تنیدگی زای زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه روان شناسی عمومی، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
– موسوی، رقیه.(1374)، بررسی و مقایسه عوامل موثر بر رضامندی زناشویی در سه گروه پزشکان، کارمندان و کارگران شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، گروه مشاوره، دانشگاه تربیت معلم تهران.
– میراحمدی زاده، ع.ر.، نخعی امرودی، ن.، طباطبایی، س.ح.ر.، و شفیعیان ، ر. (1382). رضامندی زناشویی و تعیین عوامل تاثیرگذار بر آن در شیراز. اندیشه و رفتار. سال هشتم، شماره 4، 56-63.
– میکاییلی، فرزانه(1388). روابط ساختاری بین بهزیستی روان شناختی با هوش هیجانی ادارک شده، پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، سال نهم ، شماره2.
– میکائیلی، فرزانه(1389). بررسی وضعیت بهزیستی روان شناختی دانشجویان، فصلنامه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد، دوره 16، شماره4.
– مینوچین ، سالوادور و فیثمن، اچ چارلز(1381). فنون خانواده درمانی، ترجمه فرشاد بهادری و فرح سیا، تهران : انتشارات رشد
– نادری. فرح، حیدری. علیرضا و حسین زاده مالکی. زینب. (1388)، رابطه بین دانش و نگرش جنسی، مولفه های عشق و رضایت زناشویی با همسرآزاری، زن و فرهنگ، فصلنامه پژوهشی دانشگاه اهواز.

پایگاه اجتماعی

باورها،پنداشته ها،هنجارها،رسوم ومیزان آگاهی افراد و گروه ها متفاوت است.در تعریف دیگری هم آمده است که ارزش و اعتباری که گروه یا جامعه برای نقش اجتماعی واقتصادی قائل است.(همان:126).
وضعیتی است که یک شخص ، یا یک گروه در یک نظام اجتماعی در برابر دیگران می یابد.«پایگاه را پایه هایی است چون آموزش، ثروت، درآمد، خانوار و…».(ساروخانی؛1370 :58)
تعریف عملیاتی:متغیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی از مفهوم و محتوای چند نظریه انتخاب شده است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به نقش این متغیر در گرایش جوانان به سمت بزهکاری پرداخته اند که این نظریات عبارتند از: نظریه فرهنگ طبقه پایین میلر، کوهن و ناکامی منزلتی و نظریه فرصتهای مشروع افتراقی کلوارد و الین. پایگاه اجتماعی پاسخگویان در این تحقیق از ترکیب اطلاعات شغل والدین، تحصیلات والدین، درآمد خانواده، و… سنجیده می شود.در پرسشنامه طراحی شده گویه های 5-6تا1-6 براس سنجش نقش پایگاه اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته شده است.
– رسانه های جمعی
تعریف مفهومی :شکل های ارتباط،مانند روزنامه ها،مجلات،رادیو یا تلویزیون که به منظور رساندن پیام به پیام گیرندگان انبوه طرح ریزی شده اند.(شایان مهر؛1377 :280)
تعریف عملیاتی:متغییر مذکور براساس نظریه استحکام کاتز و لازار سفلد و نظریه کاشت گربنرتدوین شده و با میزان ساعاتی که افراد روزانه برای تماشای برنامه های شبکه های داخلی، ماهواره واینترنت می پردازند مورد سنجش قرار می گیرد و در پرسشنامه طراحی شده گویه های 14-3 تا 14-2 به این متغیر تعلق دارد.
– گروه های همسالان
تعریف مفهومی:یک گروه دوستی مرکب از افرادی که دارای سن و پایگاه اجتماعی مشابهی هستند.(همان:460)
تعریف عملیاتی:در این تحقیق متغیر گروه های همسالان ازنظریه شناختی-اجتماعی بندورا ، همنشینی افتراقی سادرلند، نظریه تقلید تارد و نظریه تقویت افتراقی اکرز اخذ و شاخص سازی شده است. برای سنجش این متغییر از شاخص هایی مثل دوستان ناباب،گرایش به مشابهت به دوستان،یادگیری هنجارها و ارزش های انحرافی توسط دوستان،کسب شادی و لذت جویی،نقش تشویق دوستان و…استفاده میشود. برای این متغیر مجموعأ 13 گویه طراحی شده است.گویه هایی نظیر: «معاشرت با گروه همسالان و دوستان برای من بسیار اهمیت دارد»، «گاهی برای حفظ دوستانم مجبور می شوم که از الگوهای رفتاری آنها پیروی کنم»، «خوردن مشروب در جمع دوستانه عادی است واشکالی ندارد»
-تعریف نهادهای کنترل اجتماعی و نظارتی
تعریف مفهومی:مکانیسم هایی که جامعه برای وا داشتن اعضایش به سازگاری و جلوگیری از نا سازگاری به کار می برد.(همان:442)
تعریف عملیاتی:انتخاب این متغیر بر اساس مفاهیم نظریه کنترل می باشد که برای سنجش و اندازه گیری آن از 8 گویه استفاده می شود. گویه هایی نظیر:«درست نیست که بدون پرداخت پول وارد مکانی شویم که نیاز به تهیه بلیط دارد.» یا «پیروی از قوانین ومقررات مهم است وبایدآن را رعایت کرد» مورد استفاده قرار می گیرد.تدوین گویه های این متغیرنیز بر اساس تحقیقات پیشین (جینکز، 1977؛ بامکر، 2004؛ ریچارد، 2005؛ آناستازیا، 2007) است.
– دسترسی به مشروبات الکلی
تعریف مفهومی: در تعریف دسترسی آمده است: چیزی که دست به آن برسد و دست یافتن به آن آسان باشد.دسترسی:قدرت، توانایی، توانگری و قدرت دست یافتن به چیزی(عمید؛1369 :645) این مبحث به دستیابی یا پیدا کردن راحت و آسان مشروبات الکلی بخصوص در شهرهای مرزی اشاره دارد و از آنجائیکه این دسترسی در شهرهای مرزی مثل بندر عباس راحتر است بر اساس نظریه کنترل(رسمی و غیر رسمی) بعنوان یک متغییر مستقل و تأثیرگذار مورد استفاده قرار میگیرد.
تعریف عملیاتی:برای سنجش این متغیراز پرسشنامه ی بازار مواد مخدر محمدی و همکاران،(1392) استفاده شده است.که اعتبار آن در سنجش محمدی و همکاران 83% به دست آمده است. برای تدوین گویه ها نیز از شاخص های بازار مواد مخدر استفاده شده است و 7 سؤال (گویه های 7-4 تا 1-4) در پرسشنامه ی مربوط به پژوهش حاضر به این متغیر مربوط میباشد.گویه هایی مانند: «می توان مشروبات الکلی را با قیمت خیلی ارزان خریداری کرد»، «مشروبات الکلی در منطقه به وفور یافت می شود.»، «نیروی انتظامی و پلیس اجازه دسترسی آسان به مشروبات را نمیدهند» و… .
6-3- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها:
در این پژوهش نرم افزار رایانه ای آمار در علوم اجتماعی(spss)مورد استفاده قرار می گیرد که اطلاعات گردآوری شده ابتدا کد گذاری شده و سپس داده ها ویرایش و اصلاح شده و در ادامه با بهره گرفتن از آمار توصیفی داده ها را طبقه بندی کرده و سپس برای سنجش فرضیات از آمار استنباطی استفاده می گردد.
7-3-پایایی و اعتبار اندازه گیری با آزمون الفای کرونباخ:
قضیه اعتبار به این مسأله راجع است که آیا داده های گردآوری شده تصویر راستینی از پدیده های مورد بررسی بدست می دهد یا نه.آیا این داده ها آن چنان که ادعا می شود، واقعأ شواهدی دال بر قضیه مورد بررسی اند؟(ثلاثی؛1376: 24).
مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری بتواند خصیصه مورد نظر را واقعأ اندازهبگیرد و نه صفت دیگری را.(ساروخانی؛1380: 138).یک وسیله معتبر آن است که دارای ویژگی تکرار پذیری یا بازیافت پذیری باشد؛یعنی بتوان آن را در موارد مختلف بکار برد و در همه امور نتایج یکسانی بدست آورد.اگر روش های اندازه گیری فاقد اعتبار و روایی کافی باشد، اجرای پژوهش های تجربی بی معنی خواهد بود.(هومن؛1366:139)
ضریب آلفا
ی کرونباخ بعنوان یکی از ضرایب پایایی یا قابلیت اعتماد شناخته می شود.این ضریب از عمومی ترین ضرایبی است که توسط پژوهشگران علوم اجتماعی برای سنجش پایایی ابزارهای مختلف جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار میگیرد.(ببی؛1385 :282)
در این تحقیق جهت احتساب روایی مقیاس ها از آلفای کرونباخ استفاده شده است.در جدول زیر آلفای کرونباخ محاسبه شده برای متغیرهای تحقیق در دو مرحله پیش آزمون و مرحله نهایی نمایش داده می شود.
جدول1-3. ضرایب آلفای کرونباخ
متغیرها
پرسشنامه مقدماتی
پرسشنامه نهایی
تعداد پاسخگویان
تعدادگویه ها
ضریب روایی
تعداد پاسخگویان
تعدادگویه ها
ضریب روایی
گرایش به مصرف مشروبات الکلی
30
19
0.85
400
19
0.87
عوامل خانوادگی
30
10
0.77
400
10
0.80
استفاده از رسانه های جمعی
30
12
0.57
400
14
0.61
ضعف نهادهای کنترلی و نظارتی
30
7
0.73
400
8
0.73
در دسترس بودن مشروبات الکلی
30
4
0.49
400
7
0.61
پایگاه اجتماعی
30
3
0.74
400
5
0.72
ارتباط با گروه همسالان
30
11
0.72
400
11
0.71
همانطور که از جدول فوق مشخص می باشد ضریب پایایی برای هریک از مفاهیم د حد بالا و قابل قبولی میباشد.و این موضوع نشان دهنده همبستگی درونی بین متغیرها برای سنجش مفاهیم مورد نظر می باشد.و بدین ترتیب می توان گفت که تحقیق ما از قابلیت اعتماد و پایایی لازم برخوردار است.
10-3. روش های تجزیه و تحلیل:
در پژوهش حاضر نرم افزار رایانه ای کاربرد کامپیوتر در علوم اجتماعی(spss) مورد استفاده قرار میگیرد که اطلاعات گردآوری شده ابتدا گردآوری شده سپس در نرم افزار مذکور تعریف و در ادامه با استفاده ازآمار توصیفی داده ها طبقه بندی می شود که فراوانی و درصد فراوانی و دیگر اطلاعات مربوط به داده ها و متغیرهای تحقیق را به ما می دهد .در ادامه با بهره گرفتن از آمار استنباطی(آزمونهای t مستقل، آنوا، همبستگی پیرسون و رگرسیون وتحلیل واریانس) به سنجش فرضیات و تجزیه و تحلیل روابط بین متغیرها پرداخته می شود.
فصل چهارم
نتــایـــج و یــافتـــه ها
فصل چهارم
نتــایـــج و یــافتـــه ها

4-1- مقدمه
پردازش داده‌ها دردوسطح انجام‌گرفته که عبارتنداز: توصیف داده ها وتحلیل و تبیین آنها، درمرحله توصیف داده‌ها، تنها متغیرهای زمینه‌ای واصلی تحقیق توصیف می‌شوند وتصویری ازوضع موجود ارائه می‌گردد. درقسمت تحلیل داده‌ها که از آمار استنباطی به منظور بررسی روابط بین متغیرها، تفاوت موجود در بین گروه‌های مورد مطالعه ویا تبیین متغیر وابسته از طریق متغیرهای مستقل استفاده می‌شود، یافته‌ها و نتایج درقالب تحلیل‌های دومتغیره، چند متغیره انجام و سرانجام جمع بندی ازفرضیه های تحقیق پرداخته می‌شود.
4-2- توصیف داده ها
4-2-1- متغیرهای اجتماعی
– توزیع سنی
شاخص های آماری مربوط به توزیع سنی در جدول و نمودار ذیل بیان شده است.
جدول 4-1- شاخص های مربوط به توزیع سنی
شرح
میزان
میانگین
26.41
میانه
26
مد
30
انحراف استاندارد
4.57
کمترین
18
بیشترین
35
نمودار4-1- توزیع سنی نمونه آماری
جدول و نمودار فوق نشان می دهد که میانگین سنی نمونه آماری 26.41 سال بوده است. نیمی از نمونه آماری مورد مطالعه 26 ساله و کمتر بوده اند. بیشترین فراوانی مربوط به سن 30 سال است. کمترین سن 18 و بیشترین سن 35 سال بوده است.
 جدول ونمودارزیرتوزیع فراوانی نمونه آماری براساس گروه های سنی را نشان می دهد.
جدول 4-2- توزیع فراوانی نمونه آماری براساس متغیر سن
گروه های سنی
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
18-25 سال
189
47.3
47.3
26 تا 30 سال
131
32.8
80
31 سال و بالاتر
80
20
100
کل نمونه
400
100
نمودار 4-2- توزیع فراوانی نمونه آماری براساس متغیر سن
 
داده های جدول و نمودار فوق نشان می دهد 47.3 درصد نمونه آماری 18 تا 25 سال، 32.8 درصد 26 تا 30 سال و 20 درصد بالای 30 سال سن داشتند.
– وضعیت تاهل
جدول و نمودار ذیل توزیع فراوانی مربوط به متغیر وضعیت تاهل را نشان داده است.
جدول4-3- توزیع فراوانی بر اساس متغیر وضعیت تاهل
تاهل
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
مجرد
252
63
63
متاهل
148
37
100
کل نمونه
400
100
نمودار4-3- توزیع فراوانی بر اساس متغیر وضعیت تاهل
داده های جدول و نمودار فوق نشان می دهد که 63 درصد از کل نمونه آماری را مجردان و 37 درصد را متاهلان تشکیل می دادند.

– میزان تحصیلات
جدول و نمودار ذیل نمایی از توزیع فراوانی مربوط به سطح تحصیلات نمونه آماری است.
جدول 4-4- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس سطح تحصیلات
سطح تحصیلی
فراوانی
درصد
درصد تجمعی
ابتدایی
9
2.3
2.3
راهنمایی
25
6.3
8.5
دیپلم
200
50
58.5
فوق دیپلم و بالاتر
166
41.5
100
جمع
400
100
نمودار 4-4- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس سطح تحصیلات
بر اساس داده های جدول و نمودار فوق 2.3 در نمونه آماری دارای تحصیلات ابتدایی، 6.3 درصد راهنمایی، 50 درصد دیپلم و 41.5 درصد دارای تحصیلات عالی بوده اند.

– گروه بندی شغلی پاسخگویان
جدول و نمودار ذیل نمایی از توزیع فراوانی مربوط به گروه بندی شغلی نمونه آماری است.
جدول 4-5- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس گروه بندی شغلی
گروه های شغلی
فراوانی
درصد معتبر
درصد تجمعی معتبر
مشاغل گروه 1
59
17.7
17.7
مشاغل گروه 2
22
6.6
24.3
مشاغل گروه 3
110
33
57.4
مشاغل گروه 4
142
42.6
100
سایر مشاغل
60


بی پاسخ
7


مجموع
400
100

نمودار 4-5- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس گروه بندی شغلی
مشاغل گروه 1(مانند:مهندس، پزشک،تاجر، مدرس، وکیل، مدیرکل، بازرس و…) مشاغلی با سطح درآمدی و منزلت اجتماعی بسیار بالا است که 17.7 درصد نمونه آماری در این گروه شغلی قرار دارند.مشاغل گروه 2(مانند:تکنیسین، معلم بازنشسته، کتابفروش، سرکارگر،مقاطعه کار) مشاغلی با سطح درآمدی و منزلت اجتماعی بالا است که 6.6 درصد نمونه آماری در این گروه شغلی قرار دارند. مشاغل گروه 3(مانند:مکانیک، درجه دار، تراشکار، کارمند دارای تحصیلات کارشناسی و…)، مشاغلی با سطح درآمدی و منزلت اجتماعی متوسط است که 33 درصد نمونه آماری در این گروه شغلی قرار دارند.مشاغل گروه 4(مانند:راننده، ماشین نویس، بنا، کفاش، کارگر، عمله و…) مشاغلی با سطح درآمدی و منزلت اجتماعی پایین است که 42.6 درصد نمونه آماری در این گروه شغلی قرار دارند. بنابراین اکثر نمونه آماری در سطوح شغلی پایین قرار دارند.
– گروه بندی درآمدی پاسخگویان
جدول و نمودار ذیل نمایی از توزیع فراوانی مربوط به گروه بندی درآمدی نمونه آماری است.
جدول 4-6- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس گروه بندی درآمدی
گروه های درآمدی (تومان)
فراوانی
درصد معتبر
درصد تجمعی معتبر
کمتر از یک میلیون
147
41.1
41.1
1000001 تا 1500000
78
21.8
62.8
15000001 تا 2000000
72
20.1
83
بیشتر از دو میلیون
61
17
100
سایر
40


بی پاسخ
2


مجموع
400
100

نمودار 4-6- توزیع فراوانی نمونه آماری بر اساس گروه بندی درآمدی
داده های جدول و نمودار فوق نشان می دهد که 41.1 درصد از کسانی که پاسخ معتبر به گروه بندی درآمدی داده اند دارای درآمد کمتر از یک میلیون تومان بوده اند. 21.8 درصد تا 1500000 تومان درآمد داشتند. 20.1 درصد تا دو میلیون و 17 درصد بیش تر از دو میلیون در ماه درآمد داشته اند.
– تعداد اعضای خانواده
شاخص های آماری مربوط به تعداد اعضای خانواده در جدول و نمودار ذیل بیان شده است.
جدول 4-7- شاخص های مربوط به تعداد اعضای خانواده
شرح
میزان
تعداد پاسخگویان
263

پایان نامه درمورد نقش پلیس:پیشگیری اجتماعی جرم

پیشگیری اجتماعی (Social Prevention)
این نوع پیشگیری شامل آن دسته از تدابیر و اقدام هایی است که با مداخله در فرآیند رشد افراد، بهبود شرایط زندگی آنها و سالم سازی محیط اجتماعی و طبیعی، به دنبال حذف یا کاهش علل جرم زا و در نتیجه پیشگیری از بزهکاری است.[1]
به اعتقاد گسن، این نوع پیشگیری به این دلیل پیشگیری اجتماعی گفته می شود که حاصل تجربیات پیشگیری مددکاران اجتماعی بدون مداخله بحث های پلیس و دادگستری و معطوف به مبارزه ناسازگاری جوانان بزهکار و محیط رشد آنان است.[2]
یکی از اهداف این نوع پیشگیری، کاهش یا از بین بردن علل جرم زا در محیط اجتماعی است؛ و اصولاً برای تغییر شرایطی که به وقوع بزهکاری در اجتماعات محلی و مسکونی کمک می کند، طراحی شده است.
تأسیس مکان های تفریحی و پارک ها برای تفریح، تأسیس مراکز آموزشی، پرورشی، فرهنگی، ایجاد درآمد
زایی و اشتغال زایی در محله ها، تقویت باورهای دینی از طریق فعال کردن مؤثر و مناسب مراکز مذهبی
محلی، تشکیل پلیس محلی[3] گسترش تجهیزات و تدابیری چون باشگاه های ورزشی جوانان و پروژه های مبتنی بر فعالیت ها در جهت منصرف کردن مجرمان بالفعل و بالقوه از خطاهای آینده ، [4] از مصادیق این نوع پیشگیری می باشد.
هدف دیگر در پیشگیری اجتماعی، هماهنگ سازی اعضای جامعه با قواعد اجتماعی بوده و محور اقدامات این پیشگیری نیز «فرد» می باشد.
به بیان دیگر، پیشگیری اجتماعی همانند پیشگیری کیفری، مجرم مدار و فرد مدار است و از طریق: آموزش، ترغیب، تربیت و تنبیه درصدد آن است تا معیار شناخت اَعمال خوب و بد را به فرد القاء کند و قدرت ارزش یابی عملکرد خویش را به او بدهد. نکته اساسی در این مدل از پیشگیری عبارت است از: تخصص، اندیشه و تلاش مضاعف؛ زیرا به دلیل گستردگی و پیچیدگی موضوع ممکن است با وجود سرمایه گذاری های هنگفت و کلان، نتیجه مورد نظر در کاهش جرم حاصل نشود.
پیروان این نوع پیشگیری بر این عقیده اند که از طریق شناخت علل ارتکاب جرم اعم از: فردی و اجتماعی و برطرف کردن آنها با انجام اصلاحات فردی و اجتماعی مثل: درمان بیماری ها و نارسایی های جسمی و روحی و بالا بردن ارزش های اجتماعی و تقویت نهادهای اجتماعی و تعالی فرصت های اقتصادی، تحصیلی، تفریحی، مسکن و غیره می توان از تمایلات مجرمانه در افراد جلوگیری کرد.[5]
در حقیقت پیشگیری اجتماعی مجموعه اقدام هایی است که مهار عوامل اثرگذار در شکل گیری جرم را به دنبال دارد؛ و از آن جا که علاوه بر محیط اجتماعی، بر فرد و انگیزه های او نیز تأثیر می گذارد؛ برخی به آن «پیشگیری فردمدار» [6]نیز می گویند. یکی دیگر از اهداف پیشگیری اجتماعی، تقویت بنیادهایی است که با اثرگذاری بر گروه های در آستانه خطر، به جامعه پذیری فرد کمک می کند. به دیگر سخن، پیشگیری اجتماعی به دنبال هم نوا کردن فرد با قواعد اجتماعی از رهگذر آموزش و پرورش است.آنچه دست اندرکاران این نوع پیشگیری باید انجام دهند، بیرون بردن هر چه بیشتر افراد از نظام کیفری است.
1 نیازپور، امیرحسین، حقوق پیشگیری ازبزهکاری درایران، مجله حقوقی دادگستر، 1383، صص 170 172.
2 گسن ،ريموند،جرم شناسي كاربردي،ترجمه كي نيا،انتشارات مترجم،1370،ص 101.
 
3 عباچی، مریم ، “رهنمودهای حقوق کیفری ماهوی در قبال کودکان بزه دیده”، مجله حقوقی دادگستری، شماره 52 – 54، 1383،  صص60 61.
4 گوردن، هیوز،پیشگیري از جرم؛(کنترل اجتماعی،ریسک، مدرنیته اخیر) ،ترجمه علیرضا کلامي ومحمد تقی جغتایی، انتشارات سازمان بهزیستی کشورودانشگاه علوم بهزیستی وتوان بخشی، تهران ، چ اول، 1380، ص30.
1 بيات ، بهرام و دیگران ، پيشگيري از جرم با تکيه بر رويکرد اجتماعي محور ، تهران،انتشارات معاونت اجتماعی نیروی  انتظامی جمهوری اسلامی ، اداره کل مطالعات اجتماعی ،  1387، صص47 48.
[6] Individual-Based Prevention.
 
لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:
بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم

منابع پایان نامه ارشد با موضوع مسکن اجتماعی، تامین مالی، بخش خصوصی، ریاست جمهوری

برای همه، یکی از سیاست‌های مهم در کلمبیا محسوب می‌شد. در طول سالها هر حکومتی در آمریکای لاتین بر این اعتقاد بود که تنها مسکنی با ارزش است که تحت مالکیت صاحبش باشد. حکومتهای کلمبیایی بر این اعتقاد بودند که با افزایش سطح مالکیت مسکن، میتوان با یک تیر دو نشان زد: اول اینکه ساختن خانههای بیشتر منجر به تحریک صنعت ساختوساز خواهد شد، لذا در سال ۱۹۷۰ مسکن پایه اصلی استراتژیهای چهارگانه رئیس‌جمهور کلمبیا شد. بر پایه ایدههای Lauchlin Currie حکومت، سیستم مالی مسکن جدیدی، که امید میرفت منابع جدیدی برای سرمایهگذاری انبوه در ساختوساز مسکن رسمی باشد، تاسیس کرد. چنین سرمایهگذاریهایی منجر به ایجاد شغل میشد و قیمت زمین را افزایش میداد، به این افزایش قیمت زمین مالیات تعلق گرفته و مالیات مذکور میتوانست در تامین مالی زیرساختها و خدمات مورد استفاده قرار گیرد. ساخت مسکن عمومی در کلمبیا همیشه وجود داشته و در طول پنجاه سال زندگی Currie در کلمبیا سازمان مسکن کلمبیا در ساخت و تامین مالی ۷۰۰۰۰۰ مسکن مشارکت داشت. در آن زمان هیچ خانهای برای اجاره ساخته نمیشد، بلکه بیشتر منازل به ذینفعان فروخته میشدند. متاسفانه تعداد کمی از خانوادههای فقیر توانستند مبلغ مورد نیاز را بپردازند و در سال ۱۹۷۴ انجمن انتخابات ریاست جمهوری Belisario Betancur مسکن اجتماعی را به خانوارهای کمدرآمد پیشنهاد داد. وقتی که او در سال ۱۹۸۲ رئیس‌جمهور شد منابع سازمانی را افزایش داد اما تقاضای مسکن از سازمان مسکن همچنان بیشتر بود تا جایی که ذینفعان(کسانی که باید به آنها مسکن تعلق میگرفت) از طریق قرعهکشی انتخاب میشدند. متاسفانه از آنجا که تعداد کمی از خانوادهها قسط ماهانه را پرداخت میکردند و بیرون راندنشان از نظر سیاسی غیر ممکن بود بسیاری از وامها تبدیل به یارانه شده و در سال ۱۹۹۱ سازمان مذکور اعلام ورشکستگی کرده و تعطیل شد. درسال ۱۹۹۰ حکومت جدید César Gaviria سیاست ABC را که بر پایه سه عنصر پسانداز(ahorro) یارانه(bono) و اعتبار(crédito) قرار داشت، معرفی کرد. این برنامه الهام گرفته از تجربه شیلی و تفکر اقتصاد نئوکلاسیک بود که در آن زمان بسیار بهروز محسوب میشد. این سیاست نتیجه حرکت از طرف عرضه به هدایت تقاضا بود. بجای آن‌که دولت اختیار مسکن را در دست داشته باشد و آن‌را به ذینفعان اختصاص دهد، بخش خصوصی به برنامهریزی و ساخت مسکن میپرداخت و آنها را به ذینفعان ارائه میداد. فرض بر این بود که شرکتهای خصوصی خانههای ارزانتری تولید کنند و به همین نسبت نیز انتخاب وسیعتری از مسکن را در اختیار فقرا قرار دهند. طبق برنامهریزی کلمبیا، این یارانهها به کسانی تعلق میگرفت که در حال حاضر فاقد مسکن بوده یا مسکن‌شان کیفیت مناسبی نداشته، پر جمعیت هستند یا دسترسی کمی به خدمات دارند. در آغاز، داوطلبان نیازمند مقداری از پسانداز خودشان و سطحی از یارانه که به درآمد خانواده بستگی داشت، بودند. رویکرد ABC بخشی از تعهدات هر رئیس‌جمهور کلمبیایی که در تلاش برای گسترش مالکیت مسکن بودند را شکل میداد. این رویکرد توسط تعهد انتخاباتی Álvaro Uribe مبنی بر ایجاد ملتی از مالکین مسکن در طول ریاست جمهوریاش از سال ۲۰۰۲ به بعد به خوبی به تصویر کشیده شد. وقتی که او در سال ۲۰۰۶ دوباره به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، این رویکرد را دوباره ادامه داد اما به‌دنبال افزایش نقش بخش خصوصی در تامین مالی مسکن و تشویق توسعه بخش ساختوساز رقابتی و کارآمد نیز بود. در سال ۲۰۰۹ که کشور با بحران اقتصادی شدیدی مواجه شد با اعطای یارانه به نرخ بهره کسانی که وام مسکن گرفته بودند، به احیای اقتصاد کمک کرد. با روی کار آمدن رئیس‌جمهوری جدید Manuel Santosدر سال ۲۰۱۰ برنامه ABC همچنان نقش کلیدی در سیاستهای حکومت بر عهده داشت. در این زمان Beatriz Uribe به وزارت بازسازی مسکن رسید و تعهد داد که یارانههای بیشتری به فقرا بدهد. همه این برنامهها با اعلام مسکن رایگان در آپریل۲۰۱۲ تغییر کردند. تحت تاثیر برنامه Lula’s Minha casa, minha vida در برزیل، برنامه جدید قول تامین مسکن برای ۱۰۰۰۰۰ مردم فقیر و خانوارهای جابجا شده(به خاطر جنگ و خشونت) در هر سال را میداد. حدود چهار بیلیون پسو۵۵ به این کار تخصیص داده شد (Gilbert, 2014).
۲-۳-۱-۱-۲- سیاست های تامین مسکن کم درآمدها در چین
قبل از دهه ۱۹۸۰، بازار خصوصی در مسکن شهری چین وجود نداشت. تحت لوای سیستم مسکن اجتماعی مقرونبهصرفگی چالش به شمار نمیآمد اما نابرابری مسکن یک مشکل همیشگی محسوب میشد. از اواخر دهه ۱۹۸۰ قریب به ۸۲% از ساکنان شهری در مسکنهای با مالکیت دولتی۵۶زندگی میکردند. واحدهای کار، مسکن را بهعنوان نوعی کالای رفاهی با اجاره پایین در اختیار کارمندان برای جبران حقوق پایین اختصاص میدادند. اگرچه کارمندان پایینرتبه راهی برای دسترسی به واحدهای مسکونی باکیفیت بالا نداشتند. در طول دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ حکومت، فروش واحدهای مسکونی به ساکنان آن، با تخفیف در قیمت آنها را تصویب نمود. در حین اجرای این مصوبه مستاجران ساکن در مساکن با کیفیت بهطور ویژهای از خصوصیسازی مسکن عمومی سود بردند در حالی‌که افرادی که در مساکن با کیفیت پایینتری ساکن بودند منفعت کمتری کسب نمودند اما بیکاران اصلا سودی نبردند. تحقیقات نشان میدهد که خانوارهای کمدرآمد از نابرابری در طول فرآیند خصوصیسازی مسکن رنج میبردند. در دهه ۱۹۹۰ که سیستم تامین مسکن به سیستم بازارمحور تبدیل شد، مسکن مقرونبهصرفه بهعنوان یک چالش مطرح شد. حکومت چین به‌منظور سازگاری(مطابقت) با اصلاحات مسکن اقدام به ایجاد دو برنامه متوالی مسکن مقرونبهصرفه در سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۸ نمود. مخصوصا بعد از اینکه دولت ارتباط میان تامین مسکن مقرون‌به‌صرفه و واحدهای کاری را در سال ۱۹۹۸ قطع کرد، خانوادههای معمولی برای حل مشکلات مسکنشان، بیشتر و بیشتر به کمکهای دولتی در تامین مسکن مقرونبهصرفه وابسته میشدند. هر چند از نظر منتقدان، سهم کثیری از این مساکن ارزانقیمت یارانهای به خانوارهای با درآمد بالا تعلق گرفت تا به خانوارهای کمدرآمد. از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ تامین مسکن مقرونبهصرفه از بازار تامین مسکن عقب ماند. بهدلیل افزایش صعودی قیمت مسکن، خانوارهای کم و متوسطدرآمد نه تنها فرصت مالاندوزی را از دست دادند بلکه با بازار مسکنی مواجه شدند که اصلا مقرونبهصرفه نبود. در این شرایط مسکن مقرونبهصرفه به چالش جدی تبدیل شد که پیامد گستردهای در نارضایتی جامعه داشت. با شروع سال ۲۰۱۰ حکومت مسئله مسکن ارزانقیمت را بهعنوان راهی برای حفظ ثبات اجتماعی در دستور کار قرار داد. عوامل بسیاری در عدم موفقیت سیاستهای حکومت در تامین مساکن مقرونبهصرفه کافی وجود داشت اما دلیل اصلی، ریشه در از همگسیختگی ساختار داخلی حکومت داشت. در ساختار مالی و سیاسی فعلی، تقسیم قدرتها، انگیزهها، مسئولیتها و منابع درآمدی میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی در تضاد با اهداف دولتی تامین مسکن کارآمد و موثر قرار دارد (Zou, 2014).
در طول دو دهه اخیر، چین برنامههای مسکن مقرونبهصرفه را آغاز نمود. از جمله این برنامهها عبارتند از پروژه زندگی مسالمتآمیز۵۷، مسکن راحت و اقتصادی۵۸، مسکن با اجاره پایین۵۹، سقف قیمت مسکن۶۰، مسکن اجارهای عمومی۶۱ و برنامه مسکن اجتماعی۶۲ (همان). در جدول زیر دوره اجرا و گروههای هدف هر یک از این برنامهها نشان داده شده است.
جدول ۱: مسکن مقرون‌به‌صرفه در چین (Huang, 2012)
برنامه ها
مدت زمان
نحوه تصرف مسکن
گروههای هدف
پروژه زندگی مسالمتآمیز
۱۹۹۸-۱۹۹۵
ملکی
خانوادههای کم و متوسطدرآمد
مسکن اجتماعی
مسکن ارزانقیمت اجاره محور
۱۹۹۴ تا کنون
اجارهای
خانوادههای بسیار فقیر
مسکن مقرونبهصرفه و راحت
۱۹۹۸ تا کنون
ملکی
تا قبل از سال ۲۰۰۷ خانوادههای کم و متوسطدرآمد، بعد از سال ۲۰۰۷ خانوادههای کمدرآمد
Price-Cap Housing
۲۰۰۷ تا کنون
ملکی
خانوادههای متوسطدرآمدی که توانایی پرداخت منازل بازار آزاد را ندارند
مسکن اجارهای عمومی
۲۰۱۰ تا کنون
اجاره ای
خانوادههای کم و متوسطدرآمد، کارگران جدید و مهاجران واجد شرایط در برخی شهرها
در مراحل ابتدایی حکومت برنامه مسکن مقرونبهصرفه را در راستای مکانیزمی برای حمایت از اصلاحات مسکن به کار گرفت. اخیرا برنامههای مسکن مقرونبهصرفه نقش ویژهای در رفاه اجتماعی و سیستمهای امنیت اجتماعی ایفا میکند (Zou, 2014).
۲-۳-۱-۱-۳- سیاستهای مسکن در ترکیه
اعلامیه جهانی حقوق بشر۶۳ در سال ۱۹۴۸ اعلام کرد هر کس حق داشتن سطح زندگی مناسبی را در مسکن مناسب دارد. ارگانهای دیگر از جمله سازمان ملل نیز داشتن چنین حقی را به رسمیت شناختهاند. در این چارچوب ماده ۵۷ قانون اساسی ترکیه بیان میدارد که حکومت باید در راستای برآورده کردن نیازهای شهروندان بر پایه طرحی که ویژگیها و شرایط محیطی شهرها را در نظر گرفته و از طرحهای انبوهسازی حمایت میکند، اقدامات لازم را انجام دهد (Palancioglu & Cete, 2014).
به‌منظور اجرای مسئولانه این قانون، سازمانهای حکومتی مختلف از جمله بانک املاک(زمین و مسکن) ترکیه۶۴، مدیریت کلی دفتر زمین۶۵و سازمان توسعه مسکن۶۶در طول زمان تاسیس شدند. از آن‌جا که این تلاشها برای برآورده کردن نیاز مسکن مردم کم و متوسطدرآمد کشور، که نیاز به واحدهای مسکونی حدود ۱.۵ میلیون واحد در شروع قرن ۲۱ بود، چندان کارآمد نبود، حکومت ترکیه در برنامه جامعی برای حل این مشکل دو قانون در رابطه با برنامههای اقدامات ضروری سال ۲۰۰۳ تصویب نمود. اولین قانون مربوط به جلوگیری از ساخت‌وساز سکونتگاههای غیر رسمی توسط حکومت مرکزی و حکومتهای دولتی و بازسازی سکونتگاههای غیر رسمی فعلی میباشد. دومین قانون تامین مسکن بود که با توجه به آن، مسکن مناسب از نظر کمیت و کیفیت برای گروههای کمدرآمد در کوتاهمدت با قسطهای مقرونبهصرفه و قابلپرداخت ساخته شود. مطابق با برنامه اقدامات ضروری، سازمانی برای حل مشکل مسکن و شهرسازی به‌ویژه برای گروههای کمدرآمد، تاسیس شده است. در این زمینه، حکومت به سازماندهی مجدد سازمانهای عمومی برای پاسخگویی به عرضه مسکن و زمین برای شهروندان پرداخت. اداره کل مدیریت زمین۶۷ در سال ۲۰۰۴ بسته شد، و همه وظایف این سازمان به سازمان توسعه مسکن۶۸ واگذار شد. این سازمان قدرتهای قانونی و سیاسی جدیدی بهدست آورده بود و برنامه توسعه وسیعی برای کمپانیهای مسکن و شهرسازی آغاز نمود. این سازمان امروزه یکی از بدنههای اجرایی بسیار مهم مسکن و سیاستهای سکونتی در کشور محسوب میشود که به تامین زمین و اوراق قرضه پرداخته و اجرای پروژهها را در سطح محلی ممکن میسازد (همان).
سازمان TOKI بخش دولتی غیر انتفاعی میباشد که با طیف وسیعی از وظایف و قدرت نفوذ در بخش مسکن در سال ۱۹۸۴

مفهوم استرس شغلی و عوامل اجتماعی ایجاد کننده استرس

استرس شغلی

نتیجه طولانی مدت از استرس، فرسودگی شغلی و به دنبال آن فرسودگی هیجانی می باشد که به عنوان یک سندرم، نتیجه استرس شغلی مزمن و طولانی با تحلیل نگرشی، عاطفی و جسمی تعریف می شود .

اثر استرس شغلی و فرسودگی بویژه برای کسی که در خدمات اجتماعی فعالیت می کند خطرناکتر است . یک سری استرسورها در محیط کار وجود دارد که به شرح زیر می باشد:

الف نیازها یا انتظارات مربوط به ایفای نقش :

تراکم نقش، تعارض نقش، ابهام نقش، ارتباطات رسمی و غیر رسمی در بین مجموعه نقش اعضا ، قرار داد روانی که توسط کارمندان قابل درک باشد .

ب نیازهای شغلی و ویژگی های کاری :

برنامه هفتگی کار، مهارتهای دارای کاربرد بالا و پایین، متغیر تراکم کاری، محل کار، مسئولیت برای افراد و چیز ها، مسافرت در رابطه با شغل، ویژگی های شغلی که ذاتا هیجان آور است .

ج ویژگی ها و شرایط سازمانی :

وسعت شرکت، امنیت شغلی، ساعات کار  ( هم کل کار روزانه و هم زمان کار روزانه ) ، مدت کار، ساختار سازمانی، ( شرایط شغل در سلسله مراتب  ) ، سیستم ارتباطی ( شرایط شغل و نظام شغلی ) ، سیاستها و فرایند های ستادی، روش مدیریت ، ارزیابی و کنترل و نظام پاداش، برنامه های آموزشی، جو سازمانی، فرصت پیشرفت.

د نیازها و شرایط بیرونی سازمان :

رفتن به محل کار یا برگشت از محل کار، قوانین دولتی، پیشرفت های فنی و علمی، محل جغرافیایی سازمان (جعفر پور ، 1376 )

امروزه دیگر مسلم شده است که در دنیای عصر تغییر و دگرگونی استرس یا فشار عصبی از مسایل بسیار حاد در سازمان های امروزی است که سلامت جسمی و روانی نیروی کار را به خطر انداخته و هزینه سنگینی را به سازمان ها وارد ساخته است، فشار عصبی در سازمان هم چون آفتی فعالیت ها را تحلیل داده و از بین می برد. گروهی از صاحب نظران رفتار سازمانی، استرس ناشی از شغل را بیماری شایع قرن نام گذاری کرده اند شاید هم به راستی دوران ما عصر استرس ها است که درآن انسان بیش از هر زمان دیگر در معرض عوامل استرس زا قرار گرفته و مسایل و مشکلات زیادی از هر سو او را احاطه کرده است.

بخش عمده مردمان هر جامعه را جمعیت شاغل تشکیل می دهد. صنعتی شدن کشورهای در حال توسعه و خودکار شدن فرآیندهای صنعتی در کشورهای توسعه یافته، به تغییرات سریعی در محیط روانی ـ اجتماعی سازمان ها و واکنش های کارکنان انجامیده است. تجربه استرس روانی ـ اجتماعی در محیط کار ، با برخی مسایل سلامت از قبیل اختلال های رفتاری و بیماری های روان ـ تنی پیوند دارد.

در دهه اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمان یکی ازمباحث اصلی مدیریت رفتار سازمانی را به خود اختصاص داده است و فشار عصبی در سازمان هم چون آفتی فعالیت ها را تحلیل داده و از بین می برد. توجه به محیط های شغلی و شرایط کارکنان امری است که موجب بالا بردن کیفیت کار، حفظ سلامت و بهداشت کارکنان و جهت بهره جویی بیشتر و بهتر از طول مدت سنوات کاری مورد توجه قرار گرفته است.

استرس در محیط کار هزینه های فزآینده پزشکی را به دنبال دارد. تخمین مخارج بیماری های مربوط به استرس تقریباً 45 میلیارد دلار در سال است که همین مسئله استرس ها را برای سازمان ها در مقایسه با سوانح بسیار هزینه ساز می کند. به ازای هر کارگری که براثر حوادث مربوط به شغل کشته می شود حداقل 50 نفر از بیماری قلبی ناشی از استرس رنج می برند.تخمین آثار مضر کارمند یا سرپرستی که رفتار متاثر از شرایط استرس زا دارد روی کارگران و همکاران بسیار دشوار است. شخصی که تحت شرایط استرس زا عمل می کند می تواند منشا ایجاد اضطراب و نگرانی برای دیگران شود.

پژوهش های متعددی در ارتباط با استرس شغلی انجام گرفته است. این پژوهش ها علل، نشانگان، و پیامدهای استرس شغلی و همچنین مداخلات طراحی شده برای کاهش آثار استرس بر افراد را مورد آزمون قرار داده اند. علاوه بر این هیچ توافقی درباره تعریف استرس و چگونگی مفهوم سازی آن وجود ندارد. برای مثال، همه الزامات شغل برای افراد نامطلوب نیستند. اگر چنین بود، رفتار مرجح افراد عدم فعالیت می گردید، همان گونه که می دانیم چنین نیست. افراد درجستجوی فعالیت می باشند و این فعالیت ها شامل آن نوع فعالیت هایی است که توانایی های ارزشمند آن را به کار بگیرد. با این وجود، بعضی فعالیت ها یا موقعیت ها سبب ایجاد آثار نامطلوبی چون تنش های عاطفی، نشانگان جسمانی مثل اختلال های خواب، و کاهش درعملکرد شغلی می گردد.(سلیه[1]،1976). استرس خوب از استرس بد را با اشاره ترتیبی به فشار روانی مثبت و فشار روانی منفی متمایز می سازد.

واکنش های متفاوت افراد نسبت به استرس، ارزیابی عینی از شرایط را مشکل می سازد. به رغم تغییرات روانشناختی قابل اندازه گیری که سبب استرس می شوند، رابطه میان احساس استرس که فرد گزارش می کند و اطلاعات روانشناختی که از طریق ارزیابی حاصل می شود آشکار نیست.

غیرمحتمل است که افراد بتوانند از پیامدهای استرس در شغلشان پرهیز کنند. این مهم نیست که افراد چه کاری انجام می دهند، کجا کار می کنند و یا در چه سطحی کار می کنند، استرس احتمالا کیفیت زندگی شغلی افراد را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

 

2-8 ) تعریف استرس[2]

استرس یک مفهوم چند بعدی است و ممکن است بر زبان و دیدگاه های سازمانی تعریف شود.از لحاظ زبان، در اصل از کلمه لاتین مشتق شده است که Stringere می باشد و اشاره دارد به محکم کشیده شدن برای توصیف سختی ها و رنج (کارترایت[3] و کوپر[4]،1997). این حالت اغلب زمانی اتفاق می افتد که روح و جسم فرد با هم مطابقت ندارند و یا نمی توانند به تقاضاها و قیود و یا فرصت های شغلی اش رسیدگی کند. (یوگوجی[5] ،آیسلی[6]، 2009). ممکن است دو نوع مهم استرس ایجاد شود: استرس خوب[7] و استرس بد[8] یا پریشانی(فوری[9] و همکاران،2003).

استرس خوب اغلب اوقات بوسیله افرادی که در حد متوسط وسطوح پایین استرس را تجربه می کنند ایجاد می شود و استرس بالا بوسیله افرادی که سطوح بالای استرس را تجربه کرده اند ایجاد می شود.

افرادی که استرس خوب را تجربه کرده اند قادر به برآوردن خواسته های کار خواهند بود و این ممکن است به آنها در افزایش عمر کاری مثبت کمک کند. به عنوان مثال، رضایت و ارزشهای اخلاقی مثبت.

در مقابل افرادی که پریشانی را تجربه کرده اند قادر نخواهند بودخواسته های شغل را برآورده کنند این ممکن است آنها را برای کاهش کیفیت زندگی کاری برانگیزد. به عنوان مثال ، نارضایتی و ارزشهای اخلاقی منفی .

استرس دو بعد مهم دارد: استرس فیزیولوژیک و استرس روانی. استرس فیزیولوژیک به عنوان واکنش فیزیولوژیکی بدن(سردرد، میگرن،درد شکم، سستی، کمردرد، درد قفسه سینه، خستگی، تپش قلب، اختلال خواب و درد عضلانی و همچنین تغییر در غذا خوردن، نوشیدن، خوابیدن و عادات سیگار کشیدن) به محرک های مختلف استرس زا درمحیط کار دیده شده است. (بیهر [10] و همکاران،2001).

استرس روانی اغلب به عنوان واکنش احساس اضطراب و افسردگی، فرسودگی شغلی، بیگانگی شغل، خصومت، افسردگی ، تنش، خشم، عصبانیت، تحریک پذیری و ناامیدی به اثر یک محرک در مقابل کار تعریف می شود.اگر کارکنان نتوانند این قبیل استرس ها را کنترل کنند این استرس ممکن است بر نگرش و رفتار کاری افراد مثل رضایت ، تعهد بهره وری، کیفیت و سلامت درمحیط کار تاثیر منفی بگذارد(سازمان بهداشت جهانی، 2005 ).

کانن عقیده دارد که عکس‌العمل ،بیوشیمیایی و رفتاری است که در مواجهه با خطر به انسان دست می‌دهد. شولر استرس را مجموعه‌ای از واکنش های عمومی نسبت به عوامل ناسازگار و غیر منتظره محیط می‌داند به عبارت ساده‌تر اختلال در سیستم ناسازگاری و تطبیق بدن آدمی با محیط خارجی که او را وادار می‌سازد که با اتخاذ روش جنگ وگریز با خطر مقابله نموده و یا راه فرار را انتخاب نموده و خود را از مخمصه بیرون بکشد.

استرس راگاهی ناشی از محرکات خارج می دانند و گاهی آن را پاسخ فرد به پاره‌ای از مزاحمت‌ها  عنوان کرده‌اند. بررسی‌های جدید و تئوری های جامع راجع به استرس بر تعامل فرد و محیط تاکید دارد. محققان سال‌های 1950 استرس را پاسخ فرد به فرآیندهای درونی و بیرونی که بر ظرفیت ادغام نیروهای جسمی و روانی فشار وارد می‌کنند توصیف نموده‌اند به عقیده لازاروس عکس‌العمل فرد در برابر استرس به تفسیر و ارزیابی آگاهانه یا ناآگاهانه ازحوادث زیان‌آور ،تهدید آمیز و دارای چالش بستگی دارد ( فخیمی ، 1381).

هانس سلیه را می توان نخستین کسی دانست که در سال1956 استرس را به عنوان مفهوم تازه‌ای در نوع خود به طور گسترده مورد بحث و بررسی قرار داد.  سلیه استرس را پاسخی می داند که بدن در برابر خواست هایی که بر آن وارد می‌شود نشان می دهد وی بیان می‌کند این پاسخ پاسخی غیر اختصاصی[11] است. بدین معنی که هرگاه عاملی موجب شود که بدن دچار تنش شود و ثبات و تعادلش را از دست بدهد به طور خود به خود واکنشهایی نشان می دهد تا تعادل از دست رفته را باز گرداند و به حالت پیشین و همیشگی خود برسد.مثلاً عرق کرن در هوای گرم و لرزیدن در هوای سرد در واقع کوشش هایی است که بدن به اقتضای شرایط بیرونی در جهت حفظ تعادل درونی انجام می‌دهد. (در گرما،‌ مقداری گرمای دریافت کرده را با مقدار آبی که از راه عرق بیرون می‌ریزد دفع می‌کند و در سرما با لرزش ماهیچه ای مقداری قند ذخیره را آزاد می کند و انرژی در اختیار بدن می‌گذارد)اما اگر این گرما یا سرمای محیط از حدی بگذرد که فشار را در بدن وارد کند، استرس‌زا خواهد بود، از همین رو سرما و گرما را عامل استرس می دانند.

بنابراین، اکنون با جمع بندی مفاهیمی که تا اینجا تعریف شد. می‌توان استرس را به طور کامل و دقیق‌تر چنین تعریف کرد: «استرس مجموعه واکنش‌های جسمانی ، رفتاری روانی‌ذهنی است که ارگانیسم در برابر محرک‌های درونی و بیرونی بر هم زننده ثبات و تعادل طبیعی و درونی بدن هئوستازی[12] نشان می‌دهد. هدف ا صلی این واکنش ها بازگرداندن تعادل از دست رفته ارگانیسم و سازگاری فرد با محیط است.

حال که به تعدادی از مفاهیم و تعاریف فشار روانی یا (استرس) اشاره کردیم جا دارد متذکر شویم که فشار روانی به چه عاملی اطلاق نمی‌شود.

فشارروانی همان اضطراب نیست، اضطراب در قلمرو عاطفی وروان شناختی عمل می‌کند در صورتی که فشار روانی علاوه بر این قلمرو در حوزه فیزیولوژیکی نیز عمل می‌کند. از این رو فشار روانی ممکن است با اضطراب همراه باشد ولی این دو را نمی توان مساوی هم دانست گاهی به دلیل عدم توجه به ماهیت فشار روانی و اضطراب به اشتباه آنها را معادل هم می‌دانند.

فشار روانی الزاماً موردی ویرانگر، بدیا چیزی که باید از آن اجتناب ورزید نیست. فشار روانی می تواند خوب هم باشد به عبارتی فشار روانی گاهی به صورتی است که اشخاص به جای اجتناب باید خواستار دسترسی به آن باشند البته نکته کلیدی در اینجا نحوه کنار آمدن شخص با فشار روانی است، فشار روانی اجتناب ناپذیر است ولی از ناراحتی روانی می توان جلوگیری یا آن را به نحو موثر کنترل کرد.

استرس حالتی پویا و هیجان انگیز است که فرد با یک فرصت محدودیت یا تقاضای غیر عادی مواجه می‌شود و واکنشهای احساسی ، فیزیکی و شناختی از خود نشان می دهد. همانطور که تضاد و ابهام ضرورتاً منفی نیستند. استرس نیز پدیده زشتی نیست بلکه در مواقعی باعث ایجاد چالش در افراد می شود دستاورد بالقوه مثبتی را به دنبال داشته باشد.

به طور کلی دو نوع استرس وجود دارد:

الف) استرس سازنده، مفید و خوش خیم: عبارت است از استرس مطبوع و خوشایند

احساسات مثبتی که به یک شخص دست می‌دهد ، همانند تشویق به خاطر انجام درست وظیفه، ایجاد یک راه حل جدید یا مذاکره برای دست یابی به یک توافق مطلوب

ب) استرس مخرب، مضر و بد خیم: استرسی که نامطبوع زیان‌آور و بیماری زاست. عمده تمرکز مباحث تئوریک در استرس بر روی استرس بدخیم است.

 

2-9 ) تعریف استرس شغلی

استرس شغلی شرایطی که تحت تاثیر موقعیت شغلی پدید می آید و فرد را از کنش معمولی منحرف می سازد. (مشیکی،1376).

در زمینه سازمانی، استرس شغلی به عنوان استرس کار و یا استرس کاری شناخته شده است. این واژه ها اغلب در سازمان به جای یکدیگر استفاده می شوند اما معنای آنها به چیزهای یکسانی بر می گردد (ابوالراب[13]،2004).

گروهی  از تحقیقات استرس شغلی را در مقابل رضایت از شغل عنوان می کنند ولی در پاره ای از تحقیقات مشاهده شده است که رضایت شغلی و استرس ناشی از شغل هیچ گونه همبستگی معناداری ندارند. بعلاوه همان عواملی که با رضایت همبستگی دارند با استرس نیز همبستگی دارند یعنی ممکن است برای بعضی افراد موجب استرس و برای گروهی دیگر سبب رضایت از شغل باشد ( به نقل از دوآ[14]،1994).

صاحبنظران دو مفهوم دیگر از استرس شغلی در میان مدیران مطرح کرده اند و معتقدند که این دو مفهوم استرس متفاوت است؛ یکی استرس مربوط به نقش و دیگری مربوط به وظایف فرد، که اولی ناشی از عدم تطابق بین انتظارات مدیر از نقش خود و دومی ناشی از عناصر نارضایتی از محیط و شرایط کار است (کاپلان،1987). مفهوم دیگری که در تحقیقات مربوط به استرس شغلی مشاهده شده است مفهوم فرسایش روحی است. این مفهوم را به صورت های مختلف تعریف نموده اند اما به طور کلی فرسایش روحی یک نوع پاسخ مزمن به تائید دراز مدت و جمع شوند استرس های شغلی است که میزان آن بستگی به شدت و طولانی بودن استرس دارد.

استرس شغلی را می توان روی هم جمع شدن عامل های استرس زا آن گونه وضعیت های مرتبط با شغل دانست یا بیشتر افراد نسبت به استرس زا بودن آن اتفاق نظر دارند. یکی از وضعیت های پر استرس و مرتبط با شغل این است که از یک سو کارمند یا کارگر در معرض خواسته ها یا فشارهای زیادی در محیط کار قرار بگیرد و از سوی دیگر برای برآوردن این خواست ها وقت محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است که چون نمی تواند از عهده انجام آنها برآید با ایرادگیری های پی در پی سرپرستاران روبرو می شود.

استرس ناشی از شغل، استرسی است که افراد معینی بر سر شغل معینی دستخوش آن می شوند. در این تعریف چند نکته نهفته است: شخص شاغل تا چه اندازه از تجربه برخوردار است؛میزان قدرت و ضعف او در مقابله با شرایط موجود چقدر است و چه نوع شخصیتی از خود در محیط کار نشان می دهد.

بیرونیومن فشار شغلی را چنین تعریف می کنند: شرایطی که تحت تاثیر موقعیت های شغلی پدید می آید و فرد را از کنش معمولی منحرف می سازد(مشیکی،1376).

استرس شغلی عبارت است از پاسخ انطباقی به یک موقعیت خارجی که با انحراف های جسمانی ـ روان شناختی و یا رفتار افراد منجر می شود.

 

2-9-1)منابع اصلی استرس

انواع زیادی از رویدادها می توانند برای یک نفر استرس زا باشند. در یک دسته بندی مشهور چهار نوع منابع اصلی استرس عبارتند از: ناکامی، تعارض[15]، تغییر[16] و فشار.

1- ناکامی

ناکامی زمانی احساس می شود که دنبال کردن برخی هدف ها با مانع روبه رو شده باشد. در واقع زمانی احساس ناکامی می کنید که چیزی را می خواهید ولی نمی توانید آن را داشته باشید. مثلاً ترافیک منبع عادی ناکامی است که می تواند بر خلق [17]و فشار خون[18] تاثیر بگذارد.

البته اغلب ناکامی ها کوتاه مدت و بی اهمیت هستند ولی برخی از ناکامی ها، مانند ناتوانی در گرفتن ترفیع شغل یا از دست دادن یک دوست صمیمی می تواند منابع استرس مهمی باشند.

2- تعارض

تعارض زمانی روی می دهد که دو یا چند انگیزش یا تکانه های رفتاری مغایر، برای ابزاز شدن با یکدیگر رقابت کنند. زیگموند فروید یک قرن پیش اعلام داشت که تعارض های درونی، ناراحتی های روانی زیادی ایجاد می کنند. دریافتند که تعارض در سطح بالا ، با سطوح بالای اضطراب، افسردگی و نشانه های جسمانی ارتباط دارد.

تعارض ها چهار نوعند که ابتدا کورت لوین آن ها را شرح داد و بعداً نیل میلر درباره ی آن ها مفصلاً تحقیق کرد. این چهار نوع تعارض، گرایشی ـ گرایشی ، اجتنابی ـ اجتنابی، گرایشی ـ اجتنابی و گرایشی ـ اجتنابی چندگانه هستند.

3- تغییر

توماس هولمز و ریچارد راهه معتقدند که تغییرات زندگی از جمله رویدادهای خوشایند مانند ازدواج کردن یا ترفیع گرفتن نوع مهمی از استرس است. تغییرات زندگی هر گونه تحولات محسوس در شرایط زندگی فرد هستند که به سازگاری مجدد نیاز دارد.

4- فشار

فشار عبارت است از توقعات یا انتظارات در این باره که فرد به صورت خاصی رفتار کند.به طور کلی بین فشار وانواع نشانه ها و مشکلات روانی رابطه نیرومندی یافت شده است.

 

2-9-2) عوامل استرس زا

1- عوامل استرس زای روانی ـ اجتماعی

عوامل بسیاری بر مثایه اصلاح کننده یا ایجاد کننده استرس وجود دارند که عبارتند از:

1-1- رژیم غذایی؛

1-2- فعالیت فیزیکی[19]

1-3- داشتن شخصیت خوش بین[20] یا بدبین؛

1-4- تفریحات؛

1-5- رابطه سلطه گر یا سلطه پذیر.

 

2-9-3 ) عوامل اجتماعی ایجاد کننده استرس

از جمله ی عوامل مولد استرس، عوامل اجتماعی و محیطی هستند. عواملی چون محیط فیزیکی دارای عوامل آزارنده از قبیل سر و صدا، گرما یا سرما، تراکم جمعیت و نوع معماری محل های سکونت می توانند استرس زا باشند. این عوامل هر قدر شدیدتر، غیرقابل پیش بینی تر، و غیرقابل کنترل تر باشند، میزان استرس زایی آن ها بیشتر خواهد بود. در این میان ازدحام به عنوان یکی از مهم ترین عوامل ایجاد استرس شناخته شده است. در همین ارتباط نظریه های مختلفی ابراز شده است که از آن میان می توان از نظریه ی اضافه بار، نظریه ی تداخل، نظریه ی کنترل، نظریه ی تنظیم حریم، و بالاخره نظریه ی تورم پرسنل نام برد.

 

2-9-4) محیط فیزیکی

استرس زا بودن یا نبودن محیط فیزیکی به میزان زیاد بستگی به قضاوت ذهنی و تلقی فرد از تهدیدآمیز بودن یا نبودن بالقوه محرک های محیطی برای احساس امنیت[21] و آسایش او دارد.

اهمیت استرس برای رفتار اجتماعی انسان از این جهت است که می تواند از یک سو منجر به حساسیت زدایی انسان نسبت به بعضی از قرینه های اجتماعی، و از سوی دیگر حساسیت نشان دادن بیش از حد به بعضی دیگر از قرینه های اجتماعی شود، صاحب نظران براین باورند که این از دست دادن حساسیت می تواند دلایل چند داشته باشد:

اولاً، افراد تحت استرس گسترده توجه شان محدود و باریک می شود و تنها به قرینه هایی توجه می کنند که برجستگی بیشتری داشته و به موضوع مورد نظر آنان مربوط باشد .این محدودیت گسترده توجه[22] ممکن است ناشی از دست دادن قابلیت پردازش اطلاعات در هنگام استرس باشد .

ثانیاً، مردم بعضی از اوقات می کوشند با اجتناب از اضافه بار و با نادیده گرفتن درون دادهای دارای اولویت کمتر با منبع استرس کنار بیایند.

ثالثاً، استرس ممکن است به خاطر کوشش های صرف شده برای کنار آمدن با عامل استرس زا نوعی «هزینه روانی» به شخص تحمیل کند که حاصل آن ضعیف شدن قابلیت های شناختی باشد. استرس هم چنین می تواند پاسخ هایی غیرعادی در برابر عوامل تحریک کننده پرخاشگری ایجاد کند، زیرااسترس شامل برانگیختگی است و ممکن است واکنش های ما را در برابر ناکامی، تهدید، یا توهین شدت بخشد.

 

2-9-5 ) انطباق

انطباق بر فرایندهایی اطلاق می شود که به موجود زنده امکان سازگار شدن[23] با محیط را می دهد .

وقتی انسان ها به طور مداوم در معرض محرک های مشخص محیطی قرار می گیرند، انطباق یکی از راههای تغییر ادراک از این محرک ها است.

 

2-9-6 ) سر و صدا

سروصدا به صداها و صداهای ناخواسته اطلاق می شود. وجود سر و صدا یک عامل استرس زا و ناراحت کننده است. یکی از نتایج آن کاهش احتمال نشان دادن رفتار نوع دوستی هم در جریان و هم پس از سرو صداست.

یک تبیین برای این کاهش در نوع دوستی در محیط دارای سرو صدا این است که ناراحتی مردم را مجبور می کند به جای کمک هر چه زودتر محل را ترک کنند. تبیین دیگر مبتنی بر اضافه بار است: سروصدا ممکن است توجه فرد را تا آن درجه کند که جایی برای توجه به فرد نیازمند به کمک باقی نگذارد.

سروصدا هم چنین احتمال پاسخ دهی در موقعیت های تحریک کننده پرخاشگری را افزایش می دهد.

 

2-9-7 ) گرما

همانند سروصدا، گرما نیز، بسته به شدت آن می تواند استرس ایجاد کند. به دنبال ناآرامی ها دهه های 1960 در امریکا، روان شناسان اجتماعی اعلام کردند که گرمای شدید تابستان موجب آغاز ناآرامی ها شده است. شواهدی در تایید این نظر وجود دارد. تحقیقات آزمایشگاهی دیگر حاکی از آن است که گرما به ایجاد پرخاشگری کمک می کند اما تا حد معینی. اگر گرما بسیار شدید باشد، افراد فقط می خواهند هر چه زودتر از آن موقعیت بگریزند.

 

2-9-8 ) ازدحام

ازدحام شکل دیگری از عوامل استرس زا است که بعضی اوقات در محیط های متراکم از نظر جمعیت، پیش می آید. ازدحام یک موضوع ذهنی است. یعنی واکنش یک فرد به این موقعیت ها ممکن است با واکنش فرد دیگر تفاوت داشته باشد .

[1] -selye

[2] -Stress

[3] -Cartwright

[4] -Cooper

[5] -Isele

[6] -eustress

[7] -distress

[8] -Fever

[9] -Bhgat

[10] – Beehr

[11] – non-specific

[12] – Hommeostasis

[13] -AbuAlRub

[14] -Due

[15] -Conflict

[16] -Variaton

[17] -Mood

[18] -Blood Pressure

[19] -Physical Activity

[20] -Optimistic Personality

[21] -Security

[22] -Des

[23] -Well-Adjusted

دانلود پایان نامه درمورد رضایت از زندگی زناشویی و روابط مثبت با دیگران


Widget not in any sidebars

امروزه می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناسی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که هم پوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرآیند عشق، تفاهم و میزان صمیمیت و تعهد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(بهادری و سیا، 1381).
خانواده را می توان یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده ای دانست که از پیوند زناشویی زن و مرد بنا نهاده می شود و رضایت یک فرد از زندگی زناشویی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود و رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده و در نتیجه تسهیل در امر رشد، تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه را دربر خواهد داشت. می توان رضایت زناشویی را به عنوان یک موقعیت روان شناختی در نظر گرفت که خود به خود به وجود نمی آید بلکه مستلزم تلاش هردو زوج است . نتایج به دست آمده نشان می دهد که عشق رابطه مستحکمی با رضایت زناشویی دارد و یکی از عوامل بسیار مهم در دستیابی به رضایت زناشویی در روابط زناشویی، عشق است(حافظی و جامعی نژاد، 1389).
در طی اعصار، اندیشمندان و نویسندگان کوشش نموده اند راز عشق را بگشایند. در واقع عشق همواره به موازات رشد و پیشرفت زندگی انسان، با وی همراه بوده است. در روان شناسی، اولین دیدگاه نظریه پرداز که به این زمینه علاقه نشان داد روان تحلیل گری بود. در حالی که این دیدگاه و دیدگاه های روان شناسی بالینی به طور مرتب مساله عشق را مورد بررسی و کنکاش قرار می داده اند، روان شناسی اجتماعی تجربی برای مدت زمان طولانی در به کارگیری موضوع عشق به عنوان یکی از موضوع های مهم و اساسی خود کوتاهی کرده است. مورتی و راتزین (1996) عقیده دارند که شاید برخی از سردرگمی ها در این زمینه، به جهت نگرش های دوسوگرایی است که علم نسبت به پژوهش عشق داشته است. ماهیت عشق از بعد روان شناختی به عنوان یک مساله قابل بحث باقی مانده است و تا چندی پیش، عشق به عنوان یک زمینه مهم پژوهشی مورد توجه قرار نمی گرفت(پاتو، 1381).
عوامل گوناگونی چون عوامل شخصیتی و تجارب دوران کودکی نقش به سزایی را در برقراری روابط صمیمیانه و ایجاد عشق و تفاهم در زوجین ایفا می کنند(صدقی طارمی، 1383). بهزیستی روان شناختی به عنوان احساس مثبت و احساس رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مختلف خانواده، شغل و … است تعریف می شود. دگرگونی و تغییر در زندگی انسان، مستلزم انطباق با شرایط است، حال آن دگرگونی خوشایند یا ناخوشایند باشد و در این بین روش های مقابله با تغییرات زندگی و تنیدگی‌های حاصل از آن بسیار متفاوت است و با توجه به نوع مقابله فرد، سلامت روانی وی تحت تاثیر قرار می گیرد. ویژگی روانی مهمی که فرد واجد سلامت می‌بایست از آن برخوردار باشد احساس بهزیستی یا رضامندی است(صادقی، 1388). تلاش بر آن است تا به وسیله تحقیقات منظم و تجربی و دسترسی به ساختارهای مرتبط با عشق بتوان زمینه مناسبی برای توسعه روابط عاشقانه، صادقانه و توام با تفاهم بین زوج ها فراهم ساخت(صدقی طارمی، 1383).
1-2- بیان مساله :
خانواده را موسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زناشویی زن و مرد است و در آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست براساس هم زیستی مسالمت آمیز، صفا، صمیمیت، انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می کنند. خانواده ها معمولا واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت آن را از مهم ترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوشبختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند. از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل های سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به هم نوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است، انسان موجودی چند بعدی است که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با هم نوع تشکیل می دهد. روان شناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار و انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارایه می دهند تا از این راه رسیدن به زندگی صلح آینده و توام با آسایش برای فرد فرد آدمیان امکان پذیر گردد. روان شناسان، خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند . داشتن آگاهی از نیازهای زیستی و روانی وشناخت چگونگی ارضا» و اطفا» آن ها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت تمایلات زیستی و روانی مهم تر، مسلح بودن به چگونگی ارضا» درست و سالم آن ها ضرورتی انکار ناپذیر می باشد. تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت برتائید نقش دلبستگی در پیوند های بزرگسالان و روابط زناشویی رضایت مند می باشد. تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته به طور خاص به بررسی رابطه بین الگوهای دلبستگی و سازگاری یا نگرش نسبت به روابط زناشویی پرداخته اند(تابع جماعت، 1387).
بهزیستی روان شناختی نیز به مانند عشق و دلبستگی با رضایت مندی از زندگی رابطه دارد. خوش‌بینی تمایل به اتخاذ امیدوار
انه‌ترین دیدگاه است و به یک پیش آمادگی عاطفی و شناختی در خصوص این که چیزهای خوب در زندگی مهم تر از چیزهای بد است اشاره دارد. احساس بهزیستی در برگیرنده احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی است(صادقی، 1388).
اصولاً از دیرباز دو رویکرد اصلی در تعریف بهزیستی وجود داشته است. رویکرد مبتنی بر لذت‌گرایی که معتقد است بهزیستی به معنی به حداکثر رساندن لذت و به حداقل رساندن درد است. این رویکرد در طول تاریخ حامیان خاص خود را داشته است که از آن جمله می توان اپیکور، هابز و استوارت میل را نام برد. رویکرد دوم مبتنی بر فضیلت‌گرایی ارسطو است. براساس این رویکرد، ارضای امیال، به رغم ایجاد لذت در ما، همیشه منتهی به بهزیستی نمی گردد، بلکه بهزیستی در برگیرنده تلاش برای کمال و تحقق پتانسیل‌های واقعی فرد است که ممکن است همواره توام با احساس لذت نباشد (راین و دسی ، 2001).
محققان مختلف با اتخاذ هریک از این رویکردها، مفهوم پردازی‌های متفاوتی از بهزیستی ارائه داده‌اند. پیروان لذت‌گرایی، «بهزیستی‌ هیجانی» را مطرح ساخته اند که آن را برابر حضور عواطف مثبت (مانند شادی)، غیاب عواطف منفی (مانند ناامیدی) و رضایت مندی از زندگی می‌دانند (کیز ، 2002). پیروان فضیلت‌گرایی نیز دو نوع بهزیستی روان شناختی (ریف ، 1989) و بهزیستی اجتماعی را مطرح ساخته اند. مدل سلامت، این سه نوع بهزیستی را باهم ترکیب کرده و مفهوم جامع و کاملی از بهزیستی را که هم جنبه عاطفی (بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کارکردی (بهزیستی روان شناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد، به‌وجود می‌آورد(کیز، 2002).
بهزیستی روان شناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است و 6 مولفه را در بر می گیرد: خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیراون فرد؛ انتخاب یا ایجاد روابط شخصی مناسب)، رشد شخصی (داشتن احساس رشد مداوم؛ پذیرا بودن نسبت به تجارب جدید؛ احساس کارآمدی)، روابط مثبت‌ با دیگران (داشتن روابط گرم، رضایت ‌بخش و توام با اطمینان؛ توانایی همدلی، صمیمیت و مهربانی)، هدف مندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی؛ فرد احساس کند زندگی گذشته‌اش معنایی دارد) و پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت نسبت به خود؛ پذیرفتن جنبه‌های مختلف خود؛ داشتن احساس مثبت نسبت به زندگی گذشته خود). اجزا وعناصراصلی بهزیستی روان شناختی را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود: معنویت، رشدو بالندگی فردی، رضایت از زندگی، شادی، روابط مثبت با دیگران، خویشتن پذیری، معناداری، سازگاری وتسلط برمحیط، خود پیروی، خوش بینی، هدف در زندگی. باتوجه به تحقیقات گذشته، بهزیستی روان شناختی با بیشترشدن سازش‌ یافتگی جسمانی و روانی با وقایع تنش‌زای زندگی و سطوح بالاتری از عملکرد و رضایت اززندگی رابطه دارد(کیز و ریف ، 2003).
دراین میان جوانان به عنوان عمده‌ترین قشرجامعه و قشری ازجامعه که پیوسته در معرض تنیدگی‌ها و فشارهای محیطی و روانی زیادی ازجمله مشکلات آموزشی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قراردارند، موردتوجه خاص پژوهش گران قرارگرفته‌اند و روشن است که پیامد های تنیدگی برعملکرد تحصیلی، اجتماعی وشغلی، رضایت شخصی و از همه مهم تر، سلامت روانی آن ها تاثیر نامطلوب خواهد داشت. حال محقق در این پژوهش درصدد است تا بداند چه رابطه ای بین عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی وجود دارد و هم چنین آیا رابطه ای بین هرکدام از مولفه های عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت زناشویی وجود دارد یا نه؟
1-3- اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق :
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد، دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند، از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از دیگر محیط‌ها می‌تواند نشأت‌گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه‌گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آن ها، شیوه‌های تربیتی خانواده، شغل و تحصیلات والدین، وضعیت اقتصادی و فرهنگی، محل سکونت، حجم و جمعیت، روابط اجتماعی و بسیاری متغیرهای دیگر در خانواده وجود دارد که شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند(رضایی، 1388).
خانواده با وجود این که اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، دارای پیچیدگی‌های فراوانی است؛ به طوری که شناخت آن و تاثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحب نظران مختلف بوده است و بر این اساس کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است(آزاد ارمکی، 1387).
سلامت روان و بهزیستی روان شناختی در خانواده، از عواملی است که می تواند بر رضایت مندی زوجین در زندگی زناشویی تاثیر گذارد که این امر از روابط عاطفی طرفین نشات می گیرد. روابط عاطفی و عشق میان زوجین از جمله عوامل مهم در تاثیرگذاری بر
رضایت مندی از زندگی زناشویی است که کمتر محققی در باره آن پرداخته است. به نظر می رسد که با درک و شناخت واژه عشق در زندگی می توان از بسیاری از مشکلات زناشویی چشم پوشی کرد چرا که زن و مردی که در سایه عشق زندگی می کنند از خودگذشتگی زیادی از خود نشان خواهند داد و در سایه این مهم به رضایت مندی از زندگی رسید. هم چنین پژوهش های خیلی کمی در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت زناشویی انجام شده است. آشکار است که نتایج این تحقیق می تواند از نظر عملی راه گشای شناخت جامع تر از عوامل گرایش به رضایت از زندگی زناشویی درجامعه مورد نظر باشد و راه کارهای عملی سازنده تری را برای جلوگیری از تعارضات زناشویی در بین زوجین پیشنهاد نماید. از نظر علمی هم محققان این حوزه می توانند با شناخت وجود عشق در زندگی و هم چنین بهزیستی روان شناختی و مثبت نگری و بررسی تاثیر آن ها بر روی رضایت مندی از زندگی زناشویی وارد جزئیات تخصصی تر این حوزه شوند و با تحقیق های بیشتر در این رابطه نتایج ارزشمندتری دست خواهند یافت. هم چنین نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای آموزش صحیح مهارت زندگی جهت پیش گیری از تعارضات زناشویی باشد. از این رو نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده روان شناسان، مشاوران و افراد متخصص در این زمینه قرار گیرد و در واقع بهره وران اصلی خانواده ها، زوج های جوان تر، دانشجویان این حوزه و در نهایت جامعه باشد.
1-4- اهداف تحقیق :
1-4-1- هدف کلی :
بررسی رابطه عشق و بهزیستی روان شناختی با رضایت مندی از زندگی زناشویی
1-4-2- اهداف جزیی :
تعیین رابطه بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی
تعیین رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی
1-5- سوالات تحقیق :
آیا بین عشق و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
آیا بین بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد ؟
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات :
1-6-1- تعاریف مفهومی :

عملکرد خانواده

جوامع دیگر ممکن است سازگار و عادی به شمار آید. حتی در طبقات و گروه های معین در جامعه،رفتار نابهنجار و غیر عادی معنای خاصی دارد و این امر هم امری ایستا و ثابت نیست بر اثر گذشت زمان و دگرگونی های اجتماعی دستخوش تغییر و تحول می شود بنابر این جامعه نیز همواره با مسئله سازگاری و یا بهتر بگوییم ناسازگاری افراد روبرو بوده و خواهد بود، زیرا انسان علاوه بر بعد فردی نیاز ها و انگیزه های خود که بصورت سلسله وار با آنها درگیر می باشد، باید تلاش نماید تا حوائج و خواسته های خود را در محیط اجتماعی معین و در چار چوب سیستم تولیدی و روابط اقتصادی، مقررات، انتظامات و رسوم فرهنگی خاصی تأمین کند که از قید وبند ها، موانع، مشکلات و محدودیت های طبیعی و مصنوعی انباشته شده است(آقا محمدیان، 1375).
عملکرد خانواده
خانواده مهم ترین نهاد تربیتی جامعه و نخستین پرورشگاه فرد محسوب می شود. بیان هر سخنی درباره ی تربیت کودک و نوجوان، بدون توجه به نقش حیاتی خانواده ناقص است(به پژوه، 1380). عملکرد خانواده به زمینه هایی مانند: توانایی خانواده در هماهنگی با تغییرات، حل تضادها و تعارضات، همبستگی بین اعضاء، موفقیت در اعمال الگوهای انضباطی، رعایت حد و مرز بین افراد و اجرای مقررات و اصول بر این نهاد با هدف حفاظت از کل سیستم خانواده بستگی دارد(گلدنبرگ و گلدنبرگ، 1998).
از نظر عملکرد می توان خانواده ها را در دو دسته عملکردی و غیر عملکردی تقسیم کرد: خانواده های عملکردی، مشکلات خود را با درجات و در زمان بندی های متفاوت حل می کنند. در واقع، خانواده منظومه های باز است که اعضاء به طور عاطفی به هم پیوسته اند، البته برای گسترش هویت فردی خود نیز تشویق می شوند. فضای چنین خانواده هایی مملو از عشق و پذیرش بدون قید و شرط است. در نتیجه، تعارض را تحمل می کنند و با میل و رغبت، درخواست کمک یکدیگر را اجابت می کنند(استریت، 1985 ؛ به نقل از تبریزی و علوی نیا، 1379).

خانواده ی غیر عملکردی حالت بسته دارد و اعضاء از لحاظ عاطفی به حال خود رها شده و جدا از هم هستند. مرزهای بین اعضاء سخت و حتی مبهم است. عشق مشروط بوده و اعضاء خانواده برای گسترش هویت فردی، تشویق نمی شوند. خانواده از قبول مشکل و یا درخواست کمک خودداری نموده و به نظر می رسد، مشکلات ادامه می یابند و یا به شکل های دیگر بروز می کنند(پیکرستان، 1380).
نقش خانواده در سلامت روانشناختی کودک و نوجوان
هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند چنان چه از خانواده های سالم برخوردار نباشد بی هیچ شبهه هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده به وجود آمده است . خانواده اساسی ترین نهاد جامعه پذیر کردن کودکان به ویژه در سال های حساس اولیه زندگی است خانواده تحت شرایط صحیح ،کودکان را آماده می سازد تا توانایی های بالقوه ی خود را شناسایی کنند و به عنوان افراد بالغ ، نقش های سود مندی رادر جامعه به عهده گیرند . کودکان در فرایند جامعه پذیری خانواده ، امر ونهی والدین ،تقلید و همانند سازی را که مهمترین شیوه های انتقال ارزش ها ، هنجار ها و سنت های اجتماعی است یاد می گیرند ودر حقیقت ،در خانواده است که کودکان می آموزند که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است . طبیعی است که خانواده نقش قابل ملا حظه ای در شکل گیری شخصیت و رفتار کودک دارد. پژوهش ها نشان می دهد که خانواده، موثرترین عامل محیطی در رشد و تحول شناختی کودک است و بسیاری از مشکلات کودکان از خانواده های آنها ناشی می شود(کامبرینگ و گراهام، 1989).
به طوری که خانواده به عنوان یکی از محیط های موثر در سلامت جسمی و روانی فرد در نظر گرفته می شود(وود، 1995). در مجموع، ادراک نوجوان از خانواده اش غالباً رابطه ی مستقیم و محکمی با کارکرد روان شناختی او دارد(میلیکان و همکاران، 2002). همچنین مطالعات انجام شده توسط فرانکلین و هافربری(2000) و برنشتاین و همکاران(1990) نشان دادند، که محیط خانواده بطور مستقیم و غیرمستقیم بر بهزیستی روانشناختی و سلامتی فرزندان موثر است.
یافته های احمدی(1381)، در مورد نقش عملکرد خانواده بر سلامت روان شناختی نوجوانان در کنار سایر یافته هایی که نشان می دهد خلق و خوی بچه ها و سازگاری آنها با تغییرات در سبک زندگی خانواده ارتباط دارد(شیبر و جانسون، 1992) یا اینکه درگیری ها و خشونت بین والدینی ممکن است تاثیر شدیدی بر بچه ها بگذارد، که انزوای از جامعه، اضطراب و افسردگی و ناایمنی را به همراه داشته باشد(پورتس و همکاران، 1992) و اینکه دلبستگی جوانان تحت تاثیر محیط روانی- اجتماعی و تجارب آنها در طی دوران رشد قرار می گیرد(تاناکا و همکاران، 2008) موید تاثیر محیط خانوادگی بر سلامت و بهزیستی روانشناختی نوجوانان است.
یکی از عوامل بسیار مهم و اثر گذار بر رفتار فرد ، خانواده است . محیط خانواده اولین و با دوام‌ترین عاملی است که در رشد شخصیت افراد تأثیر می کند . کودک خصوصیاتی را از والدین خود به ارث می‌برد بدین طریق پدر و مادر در زمینه‌ی رشد و پیشرفت فرزندان را فراهم می‌آورند نفوذ والدین بر فرزندان تنها محدود به جنبه‌های ارثی نیست ، بلکه پدر و مادر، در آشنایی کودک به زندگی جمعی و فرهنگ جامعه نیز، نقش مؤثری را ایفا می کنند . موقعیت اجتماعی خانواده ، وضع اقتصادی آن ، افکار و عقاید ، آداب و رسوم ، ایده‌آلها و آرزوهای والدین و سطح تربیت آنان در طرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد ( شریعتمداری، 1369)
مهمترین تماس‌های کودک در خانواده با والدین است این تماس‌ها نقطه‌ی کانونی فرهنگ کودک را ایجاد می‌کند. رفتار اولیاء کودک چه خشن ، چه محبت‌آمیز و چه منع کننده باشد یا او را آزاد بگذارد، غالباً مطابق الگوهای فرهنگی خاص انجام می‌گیرد به هر حال کودک طبق فرهنگ خاص پدر و مادر خود مراقبت و تربیت می‌شود و رفتار او از جنبه‌‌های مختلف ، مطابق با فرهنگ جامعه‌ای می‌باشد که در آن زندگی می‌کنند و نظر و رأی پدر و مادر نیز در آن مؤثر است ( ساعتچی، 1369)
نوع زندگی خانگی کودک، در رشد شخصیت او نیز تأثیر مهمی دارد و این نیز بوسیله‌ی والدین معین می‌شود مادران و پدرانی که به علت تجارب قبلی دوران کودکی خود ، در انجام دادن وظیفه خطیر خود، تزلزل و عدم اطمینان خاطر احساس می‌کنند، ثبات عاطفی ندارند و به فرزندانشان نظر نامساعد دارند، یا درباره‌ی روش تربیت با یکدیگر موافق نیستند، در این صورت زندگی نامطلوبی برای رشد شخصیت و سلامت روانشناختی کودکان و فرزندان فراهم خواهند آورد (شعاری‌نژاد ، 1372).
شک(1998) در پژوهش خود به بررسی رابطه عملکرد خانواده با سلامت روان شناختی، سازگاری تحصیلی و مشکلات رفتاری نوجوانان چینی پرداخته است. یافته های وی نشان می دهد نوجوانانی که عملکرد خانواده خود را نامطلوب گزارش داده بودند، در مقایسه با نوجوانانی که عملکرد خانواده خود را خوب گزارش کرده اند، مشکلات بهداشت روانی و رفتارهای مشکل دار بیشتری
داشته اند.
نقش خانواده بر توانایی سازگاری کودک و نوجوان

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خانواده بعنوان کوچکترین واحد اجتماعی، اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است و هر گونه نارسایی در عملکرد خانواده تاثیرات نامطلوبی در بهنجار نمودن فرزندان ایجاد می کند (ساروخانی، 1370). بیشترین افراد ناسازگار و مساله دار، وابسته به خانواده های آسیب دیده هستند و فرزندانی که مربوط به خانواده های پر کشمکش می باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز و آشفتگی بیشتر در معرض رفتارهای ناسازگارانه قرار دارند. سازگاری از رفتار مفید و موثر آدمی در تطبیق با محیط فیزیکی و روانی، به گونه ای است که تنها با تغییرات محیطی همرنگی نکرده و به پیروی ناهشیار از آن کفایت نکند و خود نیز بتواند بر محیط تاثیر گذاشته و آن را به گونه ای مناسب تغییر دهد، که این فرآیید تحت تاثیر عملکرد منفی خانواده می تواند دگرگون شود(بارلو، 1992).
آنچه این شرایط را تحت تاثیر قرار می دهد فرآیند ادراک فرد از عملکرد خانواده است. در این فرآیند، فرد با دریافت و تعبیر محرکها پنداشت ها و برداشت های خود را از محیط تنظیم و تفسیر
می کند. پژوهش ها بیانگر تاثیر زمینه ی ادراکی در عملکرد(استین برگ، 2000 ؛ مارشانت، 2001 ؛ ونتزل، 1998 و پالسون، 1994) است.
پژوهش نشان داد که بین هر یک از ابعاد عملکرد خانواده با سازگاری، رابطه ی معناداری وجود دارد؛ یعنی عملکرد سالم خانواده ها سازگاری نوجوانان را به همراه خواهد داشت و اگر فرد احساس کند که اعضای خانواده توانایی حل مشکلات و موانع را دارند و در حل مشکلات ناتوان نیستند، سازگارتر خواهند بود، همچنین اگر نوجوان احساس کند اعضای خانواده توانایی تبادل اطلاعات را دارند افکار و احساسات خود را با یکدیگر در میان می گذارند یکدیگر را درک می کنند، تقسیم وظایف بین اعضا، عادلانه صورت می گیرد و این وظایف و نقشها به وضوح و با صراحت برای اعضا تبیین شده است و اعضای خانواده می توانند عواطف متناسب با محرکهای گوناگون را از خود بروز دهند، برای مسایل یکدیگر ارزش قایل شوند، در اجرا و حفظ استانداردهایی که خانواده برای او در نظر گرفته، متعهد و مقید می شود در نتیجه، شیوه ی سازگارتری خواهد داشت.
مطالعات گلچین(1381)؛ خدایاری فرد(1383)؛ حسینیان، زهرایی و خدابخشی(1384)؛ جنانی(1380)؛ فولادچنگ(1385)؛ رستگاران(1372)؛ دادفر و امانی(1387)، رابطه مثبت بین عملکرد خانواده و سازگاری جوانان را مورد تایید قرار داده است.
در خانواده‌هایی که کشمکش دائمی در آنها است و پس از جدایی نیز این کشمکش ها به صورت دیگری ادامه دارد، بیشترین زیانها نصیب فرزندان می‌شود. هر چه اختلافات والدین بیشتر باشد به همان اندازه کمتر می‌توانند پدر و مادر خوبی باشند، زیرا آنها مشغول دعوا یا مرافعه و پرخاشگری و بی‌توجهی نسبت به یکدیگرند و یا سعی می‌کنند فرزندان خود را در مقابل دیگری قرار دهند، چنین خانواده‌های در مقایسه با خانواده‌های آرامی که حتی یکی از والدین در آن حضور ندارد. ممکن است تأثیرات منفی بیشتری بر فرزندان بگذارد هر چه سازگاری والدین با یکدیگر کمتر باشد به همان اندازه احتمال بروز رفتارهای ضد اجتماعی و اختلافات شخصیتی فرزندان بیشتر است (ساعتچی، 1370).
عزیزی، جمالودین، شهرین، موحد رجا و نوردین(2009) در تحقیقی به بررسی مسائل انضباطی دانش آموزان دوره راهنمایی مالزی پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دانش آموزان با مشکلات خانوادگی، نسبت به دانش آموزان فاقد مشکلات، با مسائل و مشکلات انضباطی بیشتری مواجه هستند. لاستر، مکادو و پایپس(2000) در پژوهشی به منظور شناسایی عوامل مرتبط با پیشرفت و سازگاری کودکان آفریقایی- آمریکایی نشان دادند که بین عوامل نامطلوب موجود در محیط خانواده و مشکلات آموزشگاهی و رفتاری کودکان رابطه ی مثبت برقرار است.
پورتس، هوول، براون و ایگنبرگ(1995) نیز در مطالعه ای به بررسی کارایی خانواده و سازگاری کودکان مدرسه پرداخته اند. نتایج این مطالعه نشان داد که از بین شش بعد تشکیل دهنده ی مقیاس سنجش عملکرد خانواده؛ مولفه های کنترل رفتار و مشارکت عاطفی، بیشترین سهم را در پیش بینی سازگاری اجتماعی دانش آموزان داشته اند.
نتایج پژوهش در خصوص رابط هی عملکرد خانواده با رفتار مطلوب انضباطی دانش آموزان نشان داد که بین عملکرد خانوادگی دانش آموزان با رفتار مطلوب انضباطی آنان در تمامی ابعاد؛ حل مشکل، ارتباط، ایفاء نقش، پاسخدهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی رابطه ی معنادار وجود دارد. دانش آموزانی که دارای عملکرد خانوادگی سالم تر هستند، در مدرسه نیز دارای رفتار انضباطی مطلوب تری در رعایت قواعد و مقررات اجتماعی و آموزشگاهی هستند. همچنین متغیرهای روا نشناختی، از عوامل دیگر مرتبط و تأثیرگذار بر رفتار دانش آموزان می باشند. نظریه پردازان عنوان می کنند که متغیرهای شناختی و روانشناختی ممکن است از جمله عواملی باشند که رفتارهای ناسازگارانه دانش آموزان مدارس را تحت تاثیر قرار دهند(تونی، 2003).
روابط خانوادگی و اهمیت آن در رشد عاطفی
یکی از علل اساسی ناراحتی‌های عاطفی کودکان را باید در طرز رفتار والدین جستجو کرد. در خانواده‌هایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر می‌برند. درباره بچه‌ها بیش از حد نگرانی نشان می‌دهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی
و رفتار فرزندان حرف می‌زنند، بیش از اندازه به اطفال کمک می‌کنند، مطیع اراده آنها می‌شوند و یا اینکه آنها را محور حیات خانوادگی قرار می‌دهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده می‌سازند. سطح آرزوها و انتظارات گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او می‌باشند و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز می‌ماند، خود را گناهکار و نالایق پندارد و گاهی نیز این امر نتیجه آروزها و هدف‌هایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آروزها و هدف‌های خود برسد، خود را بی‌کفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی می‌شود(جلالی، 1381).
اصولاً مباحث مربوط به خانواده آنقدر وسیع است که از هر بعد آن وارد شویم باز موضوع برای گفتن وجود دارد . ما در این بحث ها سعی داشتیم از فایده و لزوم تربیت و نقش والدین سخن گوئیم اهمیت خانواده و صفات و خصایص آنها را بررسی کنیم , نیازهای کودک , مراقبتها و کنترل های کودک , پرورشهای همه جانبه کودک جزء وظایف والدین محسوب می شود .والدین در همه حال باید مراقب کودکان باشند ,از هر جهت و جنبه ای , زیرا به گفته یکی از بزرگان , کودک پدر یا مادر دنیای آینده است . و بررسی چنین مسائلی احتیاج به ژرف نگریها ی بیش از این دارد و والدینند که به کودکان جهت فکری و عملی می دهند.
خانواده اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح و احیاء و شکوفایی استعدادهاست. هرگونه تحول و تغییر اجتماعی باید ازخانواده شروع شود. دوران کودکی دوران حساس، دوران نقش پذیری، پایه گذاری و رشد شخصیت، دوران اقتباس و تقلید، دوران کسب عادت و پی ریزی خلقیات و دوران سازندگی عاطفی است هرگونه لغزش و مسامحه و بی توجهی موجب خطر آفرینی است. کودک از زمانی که پا به عرصه جهانی می گذارد با خودش اضطراب را می آورد که وظیفه مادر همانا از بین بردن آن است. هنگامی که از سینه مادر شیر می خورد نمی تواند وجودش را از مادر منفک بداند و با مادر عجین شده، مادر برایش در حکم منبع تغذیه، منبع حیات و منبع عشق است وی که می تواند سرمنشاء امنیت بخصوص امنیت عاطفی باشد و چون تصویر ثابتی از مادر در ذهن خود ندارد عینیت او برایش حکم جدایی دایم را دارد. پس این سرچشمه انرژی حیات چگونه موجودی بایستی باشد تا بتواند موجودی سالم به لحاظ تحول روانی ـ عاطفی ـ اخلاقی … پرورش دهد. وجود الگوپذیری امروز که خود فردا نقش الگو را خواهد داشت پس از مرحله گذرا از مرحله حسی ـ حرکتی و جهت شناخت دنیای اطرافش خطاهایی از او سر می زند در این مرحله نقش والدین بخصوص مادر بسیار احساس می شود. بدین منظور برای تربیت و آگاهی کردن آنان نباید از خود محبت عاطفی استفاده کرد. زیرا عشق هدف است نه وسیله. به طور مثال اگر فرزندمان در حین بازی وسیله ای را شکست یا خرابکاری به بار آورد به او نگوییم دیگر دوستت ندارم زیرا پیامدهای عاطفی چنین جمله ای بسیار ناخوشایند است. کودک بیشتر از اینکه نگران شکستن وسیله باشد نگران از دست دادن مهر و محبت والدین است. پس اگر در حین بازی یا برطرف کردن حس کنجکاوی چیزی را شکست آن را پنهان می کند و اگر از او سؤال کنیم به ما دروغ می گوید. بنابراین با وجود یک جمله به فرزندمان هم دروغگویی و هم پنهان کاری ناخواسته و نادانسته آموخته ایم. بهتر است به جای جمله دوستت ندارم، بگوییم این کار تو را دوست ندارم یعنی او را متوجه اشتباهش کنیم نه اینکه اضطراب را به جایش بیندازیم که عشق من به تو خدشه دار شده است. کودکی که پیوسته نگران قهر و بی مهری والدینش باشد به واکنش های اضطرابی مثل جویدن ناخن، ادرار بی اختیاری و بهانه جویی های آزاردهنده متوسل می شود. کودکان وابسته نیز از این دسته اند که با حالت چسبندگی به مادر هم خودش رنج می برد و هم مادر را اذیت می کند . در واقع وی در دنیای کودکانه اش چنین تصور می کند که

1 2 3 6