مقاله جبران خسارت بزه دیده و انگیزه ارتکاب جرم

خود. لیکن منافع شامل مواضع نیز هست.
Widget not in any sidebars

2-فراموش نکنید که همواره یک راه دیگر نیز وجود دارد. به عبارتی احساس نکنید در مذاکره با بن بست مواجه شده و نتیجه مذاکره به شکست خواهد انجامید، بلکه به منظور مقابله با این احساس به فکر راه حل بعدی باشید.
-3 در مذاکره نباید به خاطر مسئله خود، طرف مقابل را سرزنش کرد چراکه با این عمل، باعث ملامت طرف مقابل شده و نتیجتاً او نیز در پی پاسخگویی به این ملامت و سرزنش برخواهد آمد و وارد حل مسئله نخواهد شد.
-4 اجازه دهید طرف مقابل، ناراحتی و شکایت خود را از مسئله ناخوشایندی که امور مالی و اقتصادی و غیره برایش بوجود آمده است، بیرون بریزد. چه در این حالت مذاکره در یک فضای آرام و به دور از تشنج برگزار خواهد شد و احتمال موفقیت در مذاکره بیشتر است.
-5 در مذاکره، در راستای منظور، مقصود و مقصد خود صحبت کنید و از منافع و اهداف خود خارج نشوید و حاشیه نروید چراکه در غیر اینصورت اهداف اصلی مذاکره تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.
-6 لازم است با مشکل و معضل بوجود آمده روبرو شد نه با افراد اما معمولاً در مذاکرات عکس این حالت اتفاق می افتد به عنوان مثال چنانچه در جلسات شما کسانی هستند.
2-6-نقش مشارکتی ریش‌سفیدان و پیشگیری با تأکید بر عدالت ترمیمی
ریش‌سفیدان بسته به نحوه برخورد با مسائل و مشکلات و جرائم، توانایی تشدید ناامنی و تشدید و گسترش دامنه جرم رادارند، از سوی دیگر نتایج نشان می‌دهد که آن‌ها با ایفای نقش اصلی خود به‌عنوان کدخدا و با دخالت در جرائم، بااطلاع رسانی و مواجه با طرفین دعوا ضمن برگزاری و حضور در جلسات متعدد می‌توانند در پیشگیری از جرائم مؤثر باشند. همچنین ریش‌سفیدان می‌توانند با پیروی از یافته‌های عدالت ترمیمی نقش یک میانجی گر را در کاهش آسیب‌های اجتماعی و جرائم و ترمیم خسارات مادی و معنوی ناشی از جرم داشته باشد، که همین تسکین آلام طرفین جرم به‌ویژه بزه دیدگان می‌تواند مانع از ترویج و گسترش جرائم گردد. به‌طورکلی غالباً ریش‌سفیدان با تأکید بر امتیاز نفوذپذیری و احترام خود در بین طوایف، در ترویج و یا پیشگیری از جرائم نقش بسیار مؤثری را ایفا می‌نمایند(هاشمی و چراغی: 1390، 235).
2-7-جنبه مشارکتی میانجی گیری کیفری
شرکت دادن گروه‌های اجتماعی در شبکه کیفری، چه به‌طور فردی و چه به‌طور جمعی، امروزه اشکال فعال‌تری یافته است، مبین مشارکت حقوق گروه اجتماعی در قالب فرآیند کیفری است. زیرا ازاین‌پس گروه‌های اجتماعی سازمان‌یافته در قالب انجمن‌ها یا تشکل‌ها با مشارکت مستمر در این فرآیند ظهور کرده که دیگر به‌عنوان رکنی از نظام کیفری محسوب می‌شوند. بدین‌سان از طریق تقسیم مجدد نقش‌ها بین دولت و جامعه مدنی در یک سیاست کیفری مشارکتی ترسیم می‌شود که هدف و موضوع آن پیشبرد روش آموزش و مسئولیت و مساعد کردن زمینه مردم‌سالاری محلی است( رهگشا: 1382، 51).
گستردگی دامنه جرائم و افزایش جمعیت مجرمان و ناتوانی دولت در پیشگیری و مهار آن، دکترین جرم‌شناسی را بر آن داشته که بر نقش نهادهای مردمی در مبارزه با جرم تأکید نماید. امروزه استفاده از نهادهای مردمی در کنار دادگستری امری معمولی است. جامعه مدنی به‌طور متفاوت می‌تواند، نظام کیفری را در اجرای عدالت و رفع ظلم یاری نماید. این مشارکت هم می‌تواند در مرحله قبل از وقوع جرم و در قالب امر پیشگیری‌کننده از وقوع بزه صورت گیرد و هم می‌تواند در مرحله اجرایی مجازات صورت گیرد. این مشارکت می‌تواند توسط جامعه مدنی، بزه دیده و بزهکار صورت گیرد( پیشین، 52).
طرفین درگیر در جرم لزوماً در میانجی‌گری مشارکت دارند. میانجی گر مقید به اعمال قواعد حقوقی نیست و طرفین را در جهت یافتن راه‌حلی که برنده و بازنده ندارد،مشارکت می‌دهد. یعنی راه‌حلی که هر یک از طرفین به گذشت قسمتی از حق خود، به‌منظور حل‌وفصل دعوی و بازگشت آرامش و صلح، در آن شرکت می‌کنند که در برخی از این موارد کدخدا منشی قبایل در اختلافات قومی و قبیله‌ای، بزرگ یا ریش‌سفید قوم در این خصوص اغلب در حصول راه‌حل، اقدامات و هزینه‌هایی را متقبل می‌شود. بزرگان طوایف، نهادهای مذهبی، خانواده و مدرسه و……می‌توانند با تبلیغ الگوهای رفتارهای صحیح و کاهش فرصت ارتکاب جرم در پیشگیری از جرم نقش مؤثری را ایفا نمایند. برنامه‌های بزرگان طوایف به‌عنوان میانجی گر کیفری، از اصل عدالت کیفری مشارکتی پیروی می‌نماید که با تشکیل جلسات خود با بزرگان طوایف مقابل سعی در صلح و سازش و پیوند مجدد ارتباطات گسیخته به‌منظور جلوگیری از اثرات آن هستند، که این موضوع می‌تواند از هزینه‌ی دستگاه عدالت کیفری نیز بکاهد. در جلسات میانجی‌گری کیفری بزرگان طوایف با دعوت از بزه دیده و بزهکار و رودررو کردن آن‌ها و بیان احساسات و رنج‌های متقابل و بیدار نمودن وجدان جمعی و درنهایت قبول بزه و آثار و مسئولیت‌های آن را جانب بزهکار، یک احساس همدردی و یکدلی را می‌توان با بزه دیده به وجود آورد که این خود می‌تواند در
پیشگیری از تکرار جرم در موقعیت‌های مشابه تأثیرگذار باشد. تعیین راهکارهای مناسب توافقی در جهت جبران خسارت بزه دیده و همچنین تعیین و بررسی اوضاع‌واحوالی که بزهکار را با شرایط ایده آل به جامعه برگرداند، موردبررسی قرار می‌گیرد(هاشمی و چراغی: پیشین، 230).
2-8-اهداف میانجی گیری
میانجی‌گری کیفری با توجه به اصول ویژگی‌های منحصربه‌فرد، اهداف و غایت‌هایی را دنبال می‌کند که برخی از این اهداف ناظر بر طرفین میانجی‌گری (بزه دیده و بزه‌کار) و برخی از آن‌ها مربوط به اهداف و انگیزه‌های مرتبط با جامعه انسانی است و برخی مرتبط با نظام عدالت کیفری است. در این حوزه‌های چهارگانه (بزه دیده، بزه‌کار، جامعه و دستگاه عدالت کیفری) اهداف میانجی‌گری کیفری را جداگانه به تفکیک دنبال می‌کنیم( عباسی: 1382، 92).
2-8-1- اهداف میانجی‌گری کیفری در قبال بزه دیده
بامطالعه تاریخ حقوق کیفری از ابتدا تاکنون آشکار می‌شود که تا چندی پیش، ازجمله خصوصیات درخور توجه نظام عدالت جزایی، این واقعیت بود که اشخاصی که خود را قربانی و متضرر از وضعیت‌های مجرمانه می‌دانستند، در دادرسی‌های جزایی واجد نقشی فعال نبوده‌اند، لیکن تمایلاتی که در خلال تفکرات نو در حوزه حقوق کیفری و جرم‌شناسی به چشم می‌خورد، نشان‌گر پذیرش مشارکت فعالانه بزه دیده در کارکردهای دستگاه عدالت کیفری است. در این راستا، نظریه نفی تأثیر اراده بزه دیده در دادرسی‌ها که متأثر از اندیشه‌های مکتب کلاسیک سال‌ها بر نظام‌های حقوقی جهان حاکم بود، به‌طورجدی وسیع موردتردید واقع‌شده است(صادقی: 1384، 122).
حقوق قربانیان جرائم، یکی از مهم‌ترین موضوعات آیین دادرسی کیفری جدید است و حال‌آنکه تا این اواخر برای بزه دیده در محاکمه کیفری به‌عنوان مدعی خصوصی حق ناچیزی شناخته می‌شد، اما امروزه بزه دیده در حقوق کیفری موقعیتی ممتاز دارد، تا بدان حد که سخن از یک سیاست جنایی مبتنی بر حقوق بزه دیدگان است ( گسن: 1370، 122).
این تحولات در نقش بزه دیده در فرآیند رسیدگی کیفری سبب شده است که امروزه حقوق‌دانان برای بزه دیده در رسیدگی‌های کیفری نقش ویژه‌ای در نظرگیرند. بزه دیده براثر ارتکاب جرم مورد آسیب شدید مادی و معنوی قرارگرفته است و گاه روبه‌رو شدن و صحبت کردن با متهم برای بزه دیده، مهم‌تر و ارزشمندتر از اجرای مجازات است. بنابراین یکی از اهداف میانجی‌گری، تخلیه عاطفی و روانی بزه دیده است و در ادامه، حمایت از وی همدردی از ناحیه همراهان حاضر در جلسه است. بزه‌کار می‌تواند در بازگرداندن اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته بزه دیده و جلوگیری از بزه دیدگی مجدد وی، نقش اساسی را ایفا کند. مهم‌ترین هدف میانجی‌گری جبران خسارت بزه دیده است. در این نشست‌ها، سعی بر آن است که با تعیین دقیق میزان خسارات وارده به بزه دیده، که شامل خسارات مادی و معنوی است در کمترین زمان و به بهترین شکل خسارات وارد به وی جبران شود.
2-8-2-اهداف میانجی‌گری کیفری در قبال بزه‌کار
یکی از اهدافی که در این فرآیند در ارتباط با بزه‌کار موردتوجه قرار دارد، خنثی‌سازی است. نظریه خنثی‌سازی که از ناحیه متزا مطرح‌شده، بر ابن مبنا پایه‌گذاری شده است که بزه‌کار پیش از ارتکاب جرم، با ایجاد ذهنیات و تصورات غلط واهی در خود، زشتی بزه را برای خود از بین می‌برد و خود را محق در انجام بزه فرض می‌کند. مانند سارقی که با توجیه نامشروع منشأ اموال مال‌باخته، سرقت را توجیه می‌کند و یا کارمندی با این استدلال که کمتر از حق خود حقوق دریافت می‌کند، اموال شرکت را اختلاس می‌کند. جلسات میانجی‌گری و گفتگوهای حاصل از آن می‌تواند این ذهنیت غلط را اصلاح نماید. این فرآیند می‌تواند برای بزه‌کار نیز مزایایی به دنبال داشته باشد. ازجمله این‌که، وی را در معرض اعلام گذشت از ناحیه شاکی قرار داده و با توافقات صورت گرفته و نظر مساعد بزه دیده و مجریان میانجی‌گری، ضمانت اجراهای کیفری را محدود و مضیق کند.
2-8-3-اهداف میانجی‌گری کیفری در قبال جامعه محلی
بامطالعه در مکاتب مختلف اجرای عدالت کیفری، کاشف به عمل می‌آید که جامعه محلی فاقد هرگونه نقش مؤثر درروند اجرای عدالت بوده و همواره در حاشیه فرایند اجرای عدالت حضورداشته است، لیکن قریب به سه دهه است که با افول نظام عدالت کیفری سنتی و ظهور مکتب عدالت ترمیمی، فصل نوینی از مداخلات جامعه محلی و نقش بخشی به این نهاد درروند اجرای عدالت گشوده شده است و افراد جامعه محلی که نهایتاً در حد شاهد یا مجری حکم در اجرای عدالت مداخله داشته‌اند، امروزه در کنار روش‌هایی هم چون میانجی‌گری، فرصت حضور در کانون اصلی اجرای عدالت را پیداکرده‌اند. میانجی‌گری باید فضای مشارکتی را جهت مداخله جامعه محلی در مذاکرات سازشی و اجرای عدالت فراهم کرده، احساس مشارکت را در این نهاد ایجاد کند. و جهت ترمیم گسست‌های اجتماعی ناشی از جرم، ترتیبی اتخاذ نماید. فرآیند میانجی‌گری کیفری، از ابزارهای سرکوب‌ گری که باعث گسست و اختلال بیشتر در جامعه می‌شود، بهره‌ای نمی‌برد و با تمسک به روش‌های غیر کیفری از ایجاد این اختلالات و پسامدهای ناشی از آن جلوگیری می‌کند و نهایتاً این فرایند باید با تقابل بزه‌کار و جامعه محلی و اخذ تضمین‌های لازم از بزه‌کار در جهت جلوگیری از وقوع جرم، جامعه محلی را از ترس ارتکاب مجدد بزه توسط مرتکب رهایی داده و آرامش را به پیکره اجتماع
بازگرداند( غلامی: 1383، 733).
2-8-4-اهداف میانجی‌گری در قبال نظام عدالت کیفری
یکی از انتقادات اساسی وارد بر کلیت نظام عدالت کیفری، گرانی و هزینه‌بر بودن آن است. منتقدین معتقدند که این نظام در عین انجام سرمایه‌گذاری‌های کلان مالی و انسانی، در تحقق عدالت و حل معمای بزه‌کاری به توفیق چندانی دست نیافته است. شاید بتوان یکی از علل این ناکامی را هجمه پرونده‌هایی دانست که سنگینی آن‌ها فرصت هرگونه ابتکار عملی را از این نظام کیفری سلب کرده است. جریان میانجی‌گری و امکان احاله بخشی از پرونده‌ها به این فرایند، افزون بر این‌که بار دستگاه عدالت کیفری را سبک‌تر و جریان اجرای عدالت را تسهیل می‌کند، هزینه اجرای عدالت را تقلیل داده و مدل عدالت کیفری را کارآمدتر می‌نماید. فرآیند میانجی‌گری کیفری، از ابزارهای سرکوبگری که باعث گسست و اختلال بیشتر در جامعه می‌شود، بهره‌ای نمی‌برد و با تمسک به روش‌های غیر کیفری از ایجاد اختلالات و پسامدهای ناشی از آن جلوگیری می‌کند( پیشین).
2-9-وظایف و نقش میانجی گر
در اکثر نقاط ایران به‌ویژه شهرستان‌ها و روستاهای جامعه محلی آن را گروه‌های و طوایف مختلفی تشکیل داده‌اند، که هرکدام از آن‌ها دارای هنجارها و ارزش‌های مخصوص خود هستند و به جهت احترام و اهمیت همه‌جانبه شخص و خانواده و تعصبات بی‌جای آن‌ها در برخی از موارد جرائم زیادی رخ می‌دهد، به‌طوری‌که شکست هر شخص از یک طایفه به منزله شکست ننگ تمام قبیله یا طایفه است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی دولت‌های استعماری نیز به‌منظور ایجاد گسستگی و انحطاط و از بین بردن اتحاد ایرانیان سعی نمود که با ایجاد اختلاف مبنی بر زبان، فرهنگ و نژاد آن‌ها به این اختلافات و ایجاد آشوب و جرم دامن زنند. در فرهنگ ملی و مذهبی ما به‌ویژه در بین اقوام برای بزرگ‌ترها و ریش‌سفیدان قوم تأکید فراوانی بر حفظ احترام آن‌ها شده است. ازاین‌رو ریش‌سفیدان و بزرگان قوم جایگاه و منزلت خاصی در بین بستکان خوددارند و در احوال قوم در مواردی که با مشکلاتی مواجه می‌شوند تأثیر بسزایی در رفع اختلافات دارند. البته می‌توان یکی از دلایل احترام به بزرگان و ریش‌سفیدان قوم را ریشه در آن دانست که همواره خانواده‌ها سعی دارند که این امر را به‌عنوان یک ارزش در بین خود و فرزندانشان نهادینه‌سازی نمایند و تأثیری که این بزرگان بر مسائل و مشکلات و امور قوم خوددارند و تعریف و تمجیدهایی که در غیاب و حضور از آن‌ها می‌شود، همواره به‌عنوان یک الگو هستند که می‌توانند ضمن تأثیر بر دیگران قدرت نفوذ خاصی را ازلحاظ رفتاری و گفتاری بر دیگران داشته باشند. بنابراین با عنایت به موارد فوق از این ویژگی بزرگان قوم و ریش‌سفیدان در امر میانجی‌گری به سبب نفوذ خاصی که در رفتار دیگران دارند، استفاده می‌شود و در اختلافات قومی که به وجود می‌آید، ضمن پیشگیری از گسترش آن می‌توانند نقش بسیار مهمی را در مهار و کنترل آن به شیوه‌ی کدخدا منشی داشته باشند. لذا حضور چنین مهره‌های ارزشمندی در بین طوایف به‌منظور رسیدگی به مشکلات آن‌ها و میانجی‌گری می‌توانند در پیشرفت و شدت گسترش آن جلوگیری نماید. اقدامات و نقش میانجی در عدالت ترمیمی بسیار مهم و حساس است، قبل از روبرو شدن مجنی علیه با مجرم می‌بایستی یکی از افراد مذکور با هر دو طرف تماس گرفته، وضعیت و انگیزه ارتکاب جرم وضع مالی طرفین و هدف از اجرای روش مذکور را به هر دو طرف تفهیم نماید تا حس اعتماد را جلب، تا با رضایت خاطر سازش را بپذیرد. این امر مستلزم شناخت شخصیت بزهکار توسط میانجی خواهد بود. نقش میانجی تسهیل تبادل بین طرفین، تعیین خود مسئله و کمک به بحث و گفتگوست. وی باید از قضاوت‌های اخلاقی یا تحمیل راه‌حل‌ها خودداری کند، آنچه واجد اهمیت است، تدارک امکان گفتگو صحبت کردن برای طرفین در مورد احساسات، مشکلات و رفتارهای طرفین است و لازم است تا طرفین را در ورود به جریان کیفری و کمک به حل‌وفصل موضوع مشارکت دهد و اجازه دهد تا بزهکار راه‌حل جبران خسارت و روبرو شدن با بزه دیده را بیابد تا بتوان به اهداف میانجی‌گری دست‌یافت( پیشین، 232).

مقاله قانون آیین دادرسی کیفری و آیین دادرسی کیفری

در یک نمای کلی و به‌طور خلاصه می‌توان نقش و اقداماتی که ریش‌سفیدان طوایف در پیشگیری از جرم می‌توانند داشته باشند، به شکل زیر ترسیم نمود:
Widget not in any sidebars

2-9-1-وظایف میانجی گر قبل از وقوع جرم
در این مرحله ریش‌سفیدان می‌توانند در پیشگیری از وقوع جرم نقش‌های زیر را ایفا نمایند:
1. در خصوص پیشگیری از جرم در وهله نخست دو نوع پیشگیری در اذهان متجلی می‌شود، اول پیشگیری کیفری و سپس پیشگیری غیر کیفری، در بحث پیشگیری کیفری که هدف آن به‌صورت واکنشی است، سعی دارد با اجرای سریع و حتمی قوانین اعمال مجازات ضمن اصلاح مجرمین از وقوع و تکرار جرم جلوگیری نماید.
2. در نگاه دیگر به پیشگیری از جرم می‌توان به پیشگیری غیر کیفری اشاره نمود. ازجمله مواردی که می‌توان علل و انگیزه جرم‌شناسان را از روی آوردن به پیشگیری غیر کیفری در امر پیشگیری از وقوع جرم بیان نمود، اثرات محدود و نتایج غیرقابل قبولی است که در بحث پیشگیری از جرم داشته است، ازاین‌رو صرف مجازات و برخورد واکنشی به جهت بالا بردن هزینه عملکرد دستگاه قضایی و افزایش آمار زندانیان نیز در امر پیشگیری را کافی ندانسته‌اند، ازاین‌رو به پیشگیری غیر کیفری روی آورده شده است( پیشین).
در یک تقسیم‌بندی پیشگیری غیر کیفری خود بر دو قسم است:
الف. پیشگیری اجتماعی
ب. پیشگیری وضعی
در پیشگیری اجتماعی سعی می‌شود که با کمک از نهادهای اجتماعی و عوامل مؤثر و تأثیرگذار و قابل‌نفوذ در اعضای جامعه بر شخصیت افراد، طوایف و اقوام تأثیر لازم گذاشته شود و با سالم‌سازی محیط اجتماع از طریق شرایط اجتماعی جرم‌زا و تبیین انگیزه‌های جرم به‌منظور کاهش آن به پیشگیری اجتماعی از آن تمرکز گردد که در این پیشگیری غیر کیفری نقش و جایگاه ریش‌سفیدان در پیشگیری غیر کیفری از جرم دارای اهمیت خاص ویژه‌ای است. در خصوص پیشگیری وضعی از جرم هدف آن حمایت از آماج‌های جرم، بزه دیدگان بالقوه و اعمال تدابیر لازم در جهت جلوگیری از بزه دیدگی افراد و آماج‌های جرم در برابر بزهکاران است که درنهایت به شکل غیرمستقیم از وقوع جرم جلوگیری می‌شود( نجفی ابرندآبادی: پیشین، 19).
در این خصوص ریش‌سفیدان می‌توانند نقش‌های زیر را در جهت پیشگیری از وقوع جرم ایفا نمایند:
1. به جهت آشنایی با محیط و طوایف محلی خود می‌توانند به اشکال خاص جرم توجه نمایند.
2. تماس با افرادی که به دلیل اختلافات قبلی احتمال می‌رود درگیری بین آن‌ها به وجود آید.
3. حمایت از قشر آسیب‌پذیر( هاشمی و چراغی: پیشین، 233).
2-10- بررسی دامنه اختیارات میانجی گرها در عدالت ترمیمی
پاسخ‌های غیر کیفری در قبال جرائم ارتکابی برحسب نوع جرم می‌تواند متفاوت باشد. ناگفته پیداست که میانجی گرها در هر جرمی مجوز برگزاری جلسات میانجی در جهت پیشگیری از آثار زیان‌بار ناشی از جرم را ندارند. چراکه به‌طورکلی در یک تقسیم‌بندی می‌توان جرائم را به دو گروه حق‌الناس و حق الهی دسته‌بندی نمود. در جرائم دارای حیثیت غالب خصوصی این‌گونه پاسخ به‌صورت میانجی‌گری در قالب مداخله اشخاص ثالث با ابتکار خود در مخاصمات و دعاوی مطرح بین افراد به‌منظور اصلاح ذات البین و عفو مجرم توسط قربانی یا مداخله اشخاص ثالث در این‌گونه دعاوی به تقاضا و با توافق متداعین به‌طور حتم اختلاف با داوری در آموزش‌های اخلاقی و حقوقی اسلام توصیه و مقررشده است(حسینی: 1381، 125).
در جرائم حق الهی قابل عفو تر توسط حاکم نیز میانجی‌گری اشخاص ثالث نزد حاکم، به نفع مجرم، به‌منظور عفو او یا تخفیف مجازاتش، تحت عنوان شفاعت تشریح گردیده و می‌تواند نقش سازنده و مهمی در اعمال تاکتیک سیاست جنایی کیفر زدایی ایفا نماید( پیشین، 209).
ضمن اینکه در برخی از حدود نیز میانجی گر می‌تواند درروند دادرسی نیز به طرفین جرم به‌ویژه بزهکار کمک فراوانی نماید، به‌عنوان‌مثال در غالب جرائم نزاع‌های دسته‌جمعی که جرم قذف رایج است و در میان طوایف به لحاظ حساسیت ناموسی زیاد می‌تواند منجر به نزاع‌های شدیدتری گردد که در این حد الهی می‌توان با میانجی‌گری ریش‌سفیدان با اخذ رضایت از بزه دیده موضوع را فیصله داد. در قوانین و مقررات کشور ما به دلیل عدم توجه کافی به مسئله میانجی‌گری از جرائمی که می‌توانند به نهاد میانجی‌گری وارد شوند و از طریق مصالحه و سازش میان بزه دیده- بزه‌کار موضوع خاتمه یابد، ذکری به میان نیامده و صرفاً در برخی مواد قانونی ازجمله ماده 192 قانون آیین دادرسی کیفری یا ماده 15 طرح قانون تشکیل دادگاه‌های اطفال و نوجوان، بحث میانجی گیری به‌طورکلی مطرح‌شده است. اما در یک بررسی می‌توان گفت، در جرائم حدی، امکان میانجی‌گری وجود ندارد و در جرائم تعزیری بایستی قائل به تفکیک شد:
1. در جرائم قابل‌گذشت، به‌طور مطلق امکان میانجی‌گری با حصول توافق میان طرفین جرم، جهت رسیدگی متوقف می‌شود.
2.در جرائم غیرقابل‌گذشت، حصول توافق میان طرفین جرم صرفاً از موجبات تخفیف مجازات است. البته ذکر این نکته به‌جاست که در خصوص ضرر زیان ناشی از جرم در این‌گونه جرائم، امکان صلح و سازش وجود دارد( مومن‌آبادی: 1383، 24).
2-11-عدالت ترمیمی و پیشگیری از جرم
2-11-1-اقسام عدالت ترمیمی
ازآنجایی‌که نظام عدالت کیفری سنتی با محدودیت‌ها و تنگناهای عمده‌ای ازجمله، فساد و عدم سلامت ارکان مختلف این نظام، عدم دسترسی کافی و برابر همه افراد به آن، دخالت مراجع سیاسی در اجرا و عدم اجرای عدالت کیفری، ناکارایی این نظام و عدم‌حمایت شایسته از بزه دیدگان و گروه‌های آسیب‌پذیر در مقابل بزه روبه‌رو بوده و تقاضا برای اصلاح و تغییر آن را افزایش داده است، بر این اساس، «عدالت ترمیمی» با مجموعه‌ای از اصول، مفاهیم و روش‌ها و همچنین با ارائه و تبیین متفاوت نقش‌ها، نیازها و مسئولیت‌های سهام‌داران اجرای عدالت در امور کیفری، به‌عنوان رقیب عدالت کیفری سنتی مطرح‌شده است. این مفهوم را این‌گونه تعریف کرده است: «عدالت ترمیمی فرآیندی است برای درگیر کردن کسانی که سهمی در یک جرم خاص دارند، تا آنجا که امکان‌پذیر است از طریق جمعی، نسبت به تعیین و توجه به صدمات و زیان‌ها و تعهدات برای التیام و بهبود بخشیدن و راست گردانیدن امور اقدام کنند». عدالت ترمیمی دارای ساختاری فلسفی است که نوع دیگری از اندیشه و تفکر نسبت به جرم و عدالت کیفری را عرضه می‌کند. درواقع، عدالت ترمیمی روش جدید اندیشیدن هم درباره جرم و هم درباره چگونگی پاسخ به آن است. از طرفی، عدالت ترمیمی نوعی از عدالت مبتنی بر جبران است. به این معنا که در اجرای آن باید تلاش شود تا آثار وخامت بار جرم و ضرر و زیان ناشی از آن، خواه به‌صورت کامل یا به‌گونه‌ای نمادین ترمیم شود. صرف‌نظر از اینکه بزه ارتکابی چرا و چگونه به وقوع پیوسته است، وی استدلال می‌کند که در فرآیند اجرای عدالت کیفری، بیشترین تأکید باید بر جبران زیان از طرف بزهکار باشد. در این راستا صرف‌نظر از پرداخت خسارت، جبران ممکن است شامل مشارکت داوطلبانه بزهکار در مشاوره درمانی یا آموزش نیز بشود. بر این اساس، جبران ضرر و زیان کسانی که درنتیجه وقوع جرم متضرر شده‌اند موضوع اساسی عدالت ترمیمی بوده و هدف کلیه فرآیندهای عدالت ترمیمی نیز بهبود و التیام بخشیدن به همین افراد و ازجمله بزه دیده و حتی خود بزهکار است. البته مهم‌ترین هدف در این زمینه جبران زیان‌های بزه دیده توسط بزه‌کار است، اگرچه ترمیم آرامش و نظم اجتماعی مختل شده نیز هدف دیگری است( غلامی: 1385، 2-5).
عدالت ترمیمی عدالتی است که تلاش می‌کند بین منافع بزه دیده و جامعه و نیاز به باز پذیری اجتماعی بزهکار توازن و تعادل ایجاد کند و می‌کوشد تا ترمیم و بهبود وضعیت بزه دیده را تا حد امکان عملی ساخته و در این مسیر تمام اشخاصی را که به نحوی در حادثه مجرمانه نفعی دارند. مانند، بزه دیده، بزهکار، وابستگان آن‌ها، نمایندگان جامعه و مقامات عدالت کیفری به مشارکت فعال و سازنده برای ایجاد چنین توازنی فرامی‌خواند. درمجموع می‌توان چنین گفت که این فرآیند که در ربع آخر قرن بیستم به‌عنوان بدل یا مکمل الگوهای کلاسیک عدالت کیفری پیشنهادشده است، به‌جای تمرکز بر بزه که شاخص عدالت سزا دهنده است و یا بزهکار که عدالت باز پرورانه به آن نظر دارد، اساسی‌ترین رسالت خود را ترمیم ضرر و زیان بزه دیده و نیز جامعه به‌عنوان متأثر از جرم می‌داند(احمدی ندوشن: 1386، 37).
یکی از چارچوب‌های نظری عدالت ترمیمی، جرم‌زدایی است که در مقام محدود کردن قلمرو مداخله نظام عدالت کیفری و مشارکت دادن جامعه مدنی به شیوه‌های مختلف در قبال بزهکاری است. عدالت ترمیمی دارای نکات ارزشمندی است و در آن، اصول و ارزش‌هایی مطرح می‌شوند که به‌نوبه خود مبنایی را معرفی می‌کنند که بر طبق آن و به کمک آن می‌توان اجرای عدالت و انجام قضاوت را به‌صورت شایسته‌ای انجام داد. به‌ویژه این روش، در مورد جرائم نوجوانان نظیر، خراب‌کاری، دیوارنویسی و سرقت که ضرورتاً خشونتی برعلیه اشخاص صورت نگرفته است کارایی بسیاری دارد(سوتیل و همکاران: 1383، 192-193).
همچنین عدالت ترمیمی دارای اصول مشخصی است. به نظر برخی نویسندگان این اصول عبارت‌اند از:
1) جرم تعدی و تجاوز نسبت به مردم و روابط میان فردی است.

مقاله قانون آیین دادرسی کیفری و جبران خسارت بزه دیده


Widget not in any sidebars

2) تعدی و تجاوز موجب تعهداتی می‌شود.
3) اصلی‌ترین تعهد، اصلاح امور یعنی درست کردن آنچه خراب‌شده است. به‌این‌ترتیب، برابر اصل اول، جرم ابتدا تعدی و تجاوز به روابط میان انسان‌ها و سپس تعدی به قانون است و بنابراین در ضمانت اجرا نیز این ترتیب باید در نظر گرفته شود. اصل دوم، زمینه مشارکت تمامی افرادی را که دارای حق، سهم و نفعی در یک جرم خاص هستند فراهم می‌کند و اصل سوم نیز منافع بزه دیده را در اولویت قرار داده واصلی‌ترین وظیفه بزهکار را جبران آثار زیان‌بار ناشی از جرم خود می‌داند(احمدی ندوشن: پیشین، 39).
پیشگیری از جرم یکی از حوزه‌هایی است که عدالت ترمیمی با پرسش‌های بسیار مهمی در رابطه با آن روبه‌رو است. ازجمله این‌که عدالت ترمیمی چه ابزارهایی را برای کاهش نرخ جرم در اختیار دارد و یا اصولاً برنامه‌های عدالت ترمیمی می‌تواند از رشد نرخ بزهکاری پیشگیری کند یا خیر. پاسخ‌هایی که نظریه‌پردازان عدالت ترمیمی به این پرسش‌ها داده‌اند در دو رویکرد کلی جای می‌گیرد:
2-11-1-1- رویکرد غیرمستقیم به پیشگیری از جرم
پیروان این رویکرد بر این باور هستند که اساساً عدالت ترمیمی به‌منظور کاهش نرخ جرم برنامه‌ریزی نشده است. برنامه عدالت ترمیمی اغلب به‌عنوان روش‌هایی جهت کاهش نرخ تکرار جرم مورد ارزیابی قرارگرفته‌اند و درواقع دلایل خوبی برای اعتقاد به این امر وجود دارد که چنین برنامه‌هایی نرخ تکرار جرم را کاهش خواهند داد. به‌علاوه تا آنجا که تحقیقات نشان می‌دهند به‌خصوص در مورد کودکان بسیار تشویق‌کننده هستند. بااین‌وجود کاهش نرخ تکرار جرم دلیل اجرای برنامه‌های عدالت ترمیمی نیست. تکرار جرم کمتر، یکی از نتایج جانبی برنامه‌های عدالت ترمیمی است و عدالت ترمیمی ازآن‌جهت اجرا می‌شود که، نیازهای بزه دیدگان باید موردتوجه قرار گیرد. بزهکاران باید تشویق شوند که مسئولیت‌پذیر باشند و آنانی که از ارتکاب جرم متضرر و متأثر شده‌اند باید در فرآیند رسیدگی به آنان مشارکت یابند. جدا از آن‌که بزهکاران دستگیرشده و نرخ بزهکاری آنان کاهش یابد یا نه(بریث ویت: 1383، 286).
2-11-1-2- رویکرد مستقیم به پیشگیری از جرم
پیروان این رویکرد معتقدند پیشگیری از جرم باید به‌طور مستقیم موضوع برنامه‌های عدالت ترمیمی ‌باشد. جان بریث ویت، ازجمله افرادی است که به این نگرش تمایل دارد. وی که نظریه «شرمساری بازگرداننده» را در عدالت ترمیمی مطرح کرده، معتقد است برنامه‌های عدالت ترمیمی باید به‌طور مستقیم بر مسئله پیشگیری از جرم متمرکز باشند و از این طریق محدودیت‌های دیگر روش‌های پیشگیری از جرم را برطرف سازند. واقعیت این است که بزهکاری نتیجه کنش‌ها واکنش‌های عوامل و زمینه‌های گوناگون است و تنها یک عامل، علت اصلی وقوع جرم نیست. بنابراین نباید انتظار داشت که با یک یا چند ابزاری که عدالت ترمیمی در دست دارد بتوان علل بزهکاری را از بین برد. البته نظریه عدالت ترمیمی نیز ادعا نمی‌کند که به‌طورکلی مسئله جرم را در جامعه حل کرده، از وقوع احتمالی آن در آینده به‌طورقطع جلوگیری می‌کند، اما برنامه‌های عدالت ترمیمی در عمل نشان داده که با توسل به راه‌کارهایی چون، مسئولیت‌پذیری آگاهانه بزهکار، ترمیم شخصیت انسانی او، شرکت اختیاری افراد همراه با تضمین‌های حقوق بزه دیده و بزهکار در فرآیند میانجی‌گری و بازگرداندن موفقیت‌آمیز آن‌ها به صحنه اجتماع به‌دوراز معایب برچسب‌زنی، تا حدودی از احتمال بزهکاری مجدد کاسته است( پیشین، 287-288).
2-11-2-اهداف و آرمان‌های عدالت ترمیمی
همان‌طور که به‌اختصار اشاره شد، عدالت ترمیمی چند هدف عمده را دنبال می‌کند که عبارت‌اند از:
2-11-2-1- بازتوانی بزه دیده
بزه دیدگان نیازمند جبران خسارات ناشی از ضرر و زیان حاصل از جرم هستند. باوجوداین، بسیاری از بزهکاران نوجوان و جوان قادر به تأمین منابع مالی کافی برای جبران ضرر و زیان وارده نیستند. بدیهی است در چنین فرضی، اجرای عدالت ترمیمی منوط به مشارکت جامعه یا دولت صرف‌نظر از تعقیب، دستگیری و محاکمه بزهکار، در جبران خسارت بزه دیده است و دولت نباید از مسئولیت تأمین و جبران زیان‌های بزه دیده شانه خالی کند.
2-11-2-2- بازتوانی اجتماع
آرمان عدالت ترمیمی ارتقای نقش جامعه در جبران ضرر و زیان بزه دیده و باز پذیری بزهکار است. بسیاری از برنامه‌های عدالت ترمیمی بر نقش اجتماع در پاسخ به جرم و پیشگیری از آن تأکید می‌کنند. در این برنامه‌ها تأکید می‌شود که جامعه می‌تواند نسبت به جبران زیان بزه دیده‌ها و جذب مجدد بزهکاران اقدام کند. باوجوداین، در همه جوامع مشارکت در برنامه‌های عدالت ترمیمی یکسان نیست و درجات مختلفی از فعالیت جوامع محلی قابل‌مشاهده است.
2-11-2-3- باز پذیری بزهکار
در توضیح این مفهوم باید خاطرنشان کرد که بسیاری از بزهکاران از حاشیه اجتماع برمی‌خیزند. البته حاشیه‌نشینی بزهکار لزوماً به این معنا نیست که وی در خارج از قلمروِ جغرافیایی یک شهر یا جامعه مشخص زندگی می‌کند، بلکه ممکن است بزهکار در داخل شهر و جامعه زندگی کند، اما به لحاظ فرهنگی، دارای
آداب‌ورسوم و عقایدی کاملاً حاشیه‌نشین باشد. او ممکن است زندگی در اجتماع را تجربه کند؛ اما نه به‌عنوان یک عضو مؤثر، فعال و مفید در جامعه، بلکه به‌عنوان عضوی بیگانه و حتی دشمن جامعه. در صورت وجود رابطه مخاصمه آمیز میان بزهکار و جامعه، بزهکار حق خود می‌داند که به هر صورت ممکن جامعه را در معرض مشکل و معضل قرار دهد. باوجوداین، اگر پذیرفته شود که میان بزهکاری و بزه دیدگی تفاوت اندکی وجود دارد، بنابراین چنین می‌توان نتیجه‌گیری کرد که بسیاری از بزهکاران، خود ازجمله قربانیان و بزه دیده هایی هستند که از انواع مزایای اجتماعی و انسانی مانند، داشتن والدینی مسئول یا برخورداری از آموزش و اشتغال محروم بوده‌اند. در چنین فرضی، تأکید عدالت ترمیمی بر ضرورت ایجاد احترام متقابل میان بزهکار و اجتماع، قابل توجیه است. به‌گونه‌ای که در فرآیند عدالت ترمیمی نه‌تنها بزهکار مسئولیت جبران زیان وارده را بر عهده می‌گیرد، بلکه اجتماع نیز مسئولیت باز پذیری وی را عهده‌دار می‌شود (غلامی: پیشین، 87).
2-11-2-4- تشکیل گروه کاری حمایتی
یکی دیگر از اهداف عدالت ترمیمی تشکیل و ایجاد یک گروه یا یک اجتماعِ کاری است تا از بازپروری بزهکاران و بزه دیدگان و پیشگیری از بزهکاری حمایت کند (رایجیان اصلی: 1381، 20).
2-12-تبیین میانجی گیری کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری جدید
پیشینه‌ی برخی از مجازات به‌ویژه مجازات‌های انتقامی، حکایت از توجه به بزه دیده داشته است، اما در دوران جدید، توجه بیش‌ازاندازه به‌حق جمعی در برابر حق فردی و فاصله گرفتن از رویکرد انتقامی، موجب شده که بزه دیده به‌عنوان ضلع چهارم پدیده‌ی مجرمانه کمتر موردتوجه قرار گیرد. دادرسی ترمیمی با لحاظ قواعد ماهوی (عدالت ترمیمی)، فرایندی است که قواعد شکلی و نحوه‌ی شرکت سهام‌داران پدیده‌ی مجرمانه را در رسیدگی کیفری تبیین می‌کند. تأثیر حقوق اسلامی بر نظام حقوقی ایران و تحولاتی که در غرب اتفاق افتاد، موجب شد جنبه‌ی حمایتی از بزه دیده بیش‌تر موردتوجه قرار گیرد و از ظرفیت‌های عدالت ترمیمی و به‌تبع آن دادرسی ترمیمی استفاده شود. پدیده‌ی مجرمانه در تحولات حقوق کیفری، سه رویکرد نسبت به سهام‌داران مشاهده می‌شود. رویکرد سزا دهنده بدون توجه به شخصیت بزهکار، درصدد سرکوب و سزا دهی وی است که عدالت کیفری جرم مدار نامیده می‌شد. در رویکرد دوم، این اندیشه شکل گرفت که واکنش جامعه باید تابع شخصیت مجرم و انگیزه و اوضاع‌واحوال ناظر به او باشد. بدین ترتیب بر عدالت کیفری، نگرشی بالینی و کلینیکی حاکم شد. این رویکرد به عدالت بازپرورانه نیز شهرت یافت. به دو رویکرد فوق، عدالت کیفری یک اطلاق می‌شود. مهم‌ترین هدف این نظام، بازدارندگی، بازپروری و اصلاح مجرم است. ناتوانی این رویکرد جهت پاسخگو نمودن بزه‌کار به طریق معنی‌دار و ناتوانی آن از ارائه‌ی پاسخ مناسب به نیازهای بزه دیده، ازجمله انتقادات وارد بر این نظام است. در نظام عدالت کیفری، دولت با وضع قاعده و اصل قانونی بودن تعقیب و اعطای خصیصه‌ی عمومی به جرائم و هم‌چنین گسترش جرم انگاری را از آن خود کرد. هنگامی‌که دولت‌ها حق جرائم بدون بزه دیده، جایگاه بزه دیده تعقیب جزایی را به انحصار خود درآوردند و غرامت قابل پرداخت به بزه دیده را به جریمه‌ی قابل پرداخت به خزانه تبدیل نمودند، بزه دیده به‌صورت یک فردِ ازیادرفته و فاقد موقعیت حقوقی درآمد( عبدالفتاح: 1371، 91).
به‌تدریج با توجه به انتقادات وارده به‌نظام عدالت کیفری کلاسیک و فراگیر شدن احساس عمومی در رابطه با ناتوانی این سیستم در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی و نیز با افزایش ناگهانی نرخ جرم، اندیشه‌ی جایگزینی رویکردی جدید گرفت و زمینه‌ی توسل به میانجی‌گری و رویکرد سوم بیش‌تر شد. در سال 1977 نیل کریستی با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان «اختلاف به‌عنوان دارایی»، اختلاف برخاسته از جرم را به دارایی و مال بزه دیده و بزه‌کار تشبیه نمود که سهام‌داران اصلی شامل بزه دیده، بزه‌کار و جامعه‌ی محلی بوده و مستقیماً از وقوع جرم متأثر می‌شوند. سهام‌داران فرعی نیز اعضای خانواده، دوستان و سایر افراد جامعه‌ی محلی می‌باشند. کسی است که از یک اقدام مخرب و زیان‌آور دچار درد و رنج شده است. توسط مقامات عدالت کیفری و مقامات عمومی جامعه به سرقت رفته است و بایستی به مالک اصلی آن برگردانده شود( عباسی: پیشین، 58).
وصف این رویکرد، ترمیمی است. دادرسی ترمیمی، حلقه و دایره‌ی سهام‌داران را فراتر از دولت و بزه‌کار، به بزه دیده و اعضای جامعه‌ی محلی نیز توسعه می‌دهد( نجفی ابرندآبادی: پیشین، 12).
در این دیدگاه جرم، بیش از آن‌که تعرض به قانون، حکومت و جامعه تلقی شود، به‌عنوان تعرض واقعی و ملموس به انسان‌ها در جامعه تلقی می‌شود. در این فرایند، بزه دیده و بزه‌کار مستقیماً با یکدیگر به گفت‌وگو می‌نشینند و به بزه، به‌عنوان اختلافی میان افراد نگریسته می‌شود که قابل حل‌وفصل و جبران است.
2-12-1-مفهوم دادرسی ترمیمی(میانجی گیری کیفری)
در دادرسی ترمیمی، اعتقاد بر این است که در فرایند رسیدگی کیفری باید به نظر و خواسته‌ی بزه دیده ارزش بیشتری داده شود و مانند بزه‌کار مشمول برنامه‌های درمانی، بازپروری و بازپذیرسازی اجتماعی شود. در دادرسی ترمیمی، در اغلب م
وارد، جرم بیش از آن‌که با مفهوم ذهنی یا انتزاعی، مخل نظم عمومی به‌حساب آید، با نگاهی عینی، اقدامی زیان‌بار علیه بزه دیده تلقی می‌شود و تلاش دادرسی در مرحله‌ی اول، معطوف به جبران خسارت و التیام روابط گسیخته شده در بین سهام‌داران است. در این نظام، به مجرم به‌عنوان فردی نگریسته می‌شود که تحت شرایط خاص مرتکب عملی زیان‌بار علیه شخص دیگری از جامعه یا علیه جامعه‌ی خود شده است که باید در موقعیتی سرش از احترام و صمیمیت و از طریق سازوکارهای مبتنی بر مشارکت فعال همه‌ی سهام‌داران و نیز با تأکید بر مذاکره و گفت‌وگو، ضمن پذیرش مسئولیت عمل ارتکابی خود و با مساعدت و همیاری جامعه، به جبران خسارت بزه دیده و رفع مشکات و التیام روابط اختلاف یافته‌ی جامعه بپردازد. در این نظام، اصل بر رویارویی و مواجهه‌ی حضوری بزه‌کار و بزه دیده است. درحالی‌که در فرایند رسیدگی کیفری، قاضی، هیئت‌منصفه، مقامات دولتی، شهود و متهم، نقش فعالی دارند و مهم‌ترین هدف در این فرایند، اصلاح مجرم و اعاده‌ی نظم عمومی مختل شده است. فرایند ترمیمی، هر فرایندی است که در آن بزه دیده، بزه‌کار و در صورت لزوم، هر فردی از جامعه که از جرم ارتکابی اثر پذیرفته، به‌طور فعال و معمول به کمک یک تسهیل‌کننده، در حل مسائل برخاسته از آن جرم، مشارکت می‌کنند. این فرایند دارای سازوکارهای متنوعی است( رایجیان اصل: پیشین، 59).
بسیاری از برنامه‌های دادرسی ترمیمی، حول محور ایجاد زمینه‌ی ملاقات و مواجهه‌ی میان بزه دیده و بزه‌کار و احتمالاً اعضای جامعه‌ی محلی حرکت می‌کنند، ولی رهیافت ترمیمی، حتی زمانی که بزه‌کار دستگیر نشده و یا یکی از طرفین تمایل به ملاقات دیگری ندارد، یا قادر به انجام آن نیست، نیز مهم است. بنابراین، رویکرد ترمیمی صرفاً محدود به ایجاد مواجهه میان طرفین نیست(زهر: پیشین، 36).
دادرسی ترمیمی مشتمل بر قواعدی است که ناظر به نحوه‌ی مشارکت فعال بزه دیده، بزه‌کار و جامعه‌ی محلی

مبارزه با قاچاق

) لزوم ایجاد نظم اقتصادی در سطح جامعه 12
ب) لزوم حمایت از تولید داخلی 14
ج) لزوم توجه به اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی کشور 16
مبحث دوم: پیشینه تاریخی 18
گفتار نخست: سیر تاریخی، قانونگذاری قاچاق قبل از انجام اصلاحات گمرکی در ایران 18
الف) گمرک در ایران باستان 18
ب) گمرک ایران در دوره اسلامی 19
ج) گمرک ایران پس از مشروطیت 22
گفتار دوم: سیر تاریخی و تقنینی قاچاق بعد از انجام اصلاحات گمرکی در ایران 23
الف) تا قبل از تشکیل مجلس شورای ملی 23
ب) بعد از تشکیل مجلس شورای ملی 25
1- قوانین مصوب تا قبل از تصویب قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب 1312 27
2- قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب 1312 و قوانین بعد از آن 30
2-1- قوانین مربوط به قاچاق ارز 31
2-2- قوانین مربوط به قاچاق خاویار 32
2-3- قوانین مربوط به قاچاق هیزم و ذغال 32
2-4- قوانین مربوط به امور گمرکی 33
2-5- قوانین مربوط به نحوه جمع‌آوری و فروش کالای قاچاق 33
مبحث سوم: آثار و انواع قاچاق کالا 34
گفتار نخست: آثار قاچاق 34
الف) آثار اقتصادی قاچاق 34
1- اخلال در سیاستهای اقتصادی دولت 34
2) افزایش فقر 35
3- ایجاد اختلال و رکود در بخش تولید و کاهش فرصتهای شغلی 35
4- کاهش درآمد و عواید گمرکی دولت 36
ب) آثار فرهنگی، اجتماعی قاچاق 36
1- قاچاق و تهاجم فرهنگی 37
2- افزایش ناهنجاریهای اجتماعی – فرهنگی 38
3- آثار سوء بهداشتی 38
گفتار دوم: انواع قاچاق 39
الف) قاچاق ارز 39
ب) قاچاق کالای گمرکی و تجاری 41
ج) قاچاق سلاح و مهمات 43
د) قاچاق آثار ملی و عتیقه‌جات 45
هـ) قاچاق کالاهای دخانی 46
و) قاچاق مواد افیونی و مخدر 47
فصل دوم: ارکان مجرمانه، راهکارها و درآمدی بر واکنش کیفری و مراجع صالح رسیدگی به قاچاق کالا و ارز
مبحث اول: ارکان مجرمانه قاچاق، راهکارها و درآمدی بر نوآوری‌های لایحه جدید 50
گفتار اول: بررسی ارکان و عناصر عمومی تشکیل دهنده جرایم قاچاق کالا و ارز 50
الف) رکن قانونی 51
1- رکن قانونی در دوران قبل از انقلاب 55
2- رکن قانونی قاچاق در دوران بعد از انقلاب 56
ب) رکن مادی 57
1) رفتار مرتکب 58
2) مرحله شروع به اجرا جرم 60
3) نتیجه مجرمانه 60
ج) رکن معنوی 61
1) سوء نیت عام 62
2) سوء نیت خاص 62
گفتار دوم: راهکارهای اصلاحی و نوآوری‌های لایحه 63
الف) راهکارهای اصلاحی 63
1) راهکارهای کوتاه مدت 64
2) راهکارهای بلندمدت 65
ب) نوآوری‌ها و ویژگی‌های لایحه مبارزه با قاچاق کالا و ارز 66
مبحث دوم: واکنش کیفری در قبال قاچاق کالا و ارز و درآمدی بر مراجع صالح رسیدگی 77
گفتار اول: واکنش کیفری در قبال قاچاق کالا و ارز 77
الف) ‌مجازاتهای اصلی 77
1) مجازاتهای محاربه و افساد فی‌الارض 77
2) مجازات سالب آزادی 78

2-1- مجازات حبس 78
2-2- بازداشت بدل از جزای نقدی 79
3- مجازاتهای مالی 80
3-1- مجازات نقدی 80
3-2- ضبط و مصادره اموال 82
4) مجازاتهای بدنی 83
ب) مجازات شروع به جرم قاچاق، معاونت و شرکت در قاچاق کالا و ارز 83
1) مجازات شروع به جرم قاچاق 83


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-1) مجازات شروع به جرم قاچاق کالا با بهای معادل ده میلیون ریال یا کمتر از آن 83
1-2) مجازات شروع به جرم قاچاق کالا با بهای بیش از ده میلیون ریال 84
2) مجازات معاونت در قاچاق کالا 84
3) مشارکت در جرم قاچاق 86
ج) قواعد ناظر بر تعدد و تکرار قاچاق کالا و ارز 88
1) تعدد جرم قاچاق کالا و ارز 88
2) تکرار جرم قاچاق کالا و ارز 92
گفتار دوم: مراجع صالح به رسیدگی 92
الف) مراجع اداری (ادارات مأمور وصول درآمدهای دولت) 93
1) در صورتی که بهای کالا یا ارز قاچاق معادل ده میلیون ریال یا کمتر از آن باشد: 94

2) در صورتی که بهای کالا یا ارز قاچاق بیشتر از ده میلیون ریال باشد 96
2-1- متهم حاضر به پرداخت جریمه می‌باشد 97
2-2- متهم حاضر به پرداخت جریمه نمی باشد 98
2-3- متهم امکان پرداخت فوری جریمه را ندارد 99
ب) مراجع قضایی (دادگاههای عمومی و انقلاب) 100
1) صلاحیت دادگاههای انقلاب اسلامی 102
2) صلاحیت دادگاههای عمومی 104
ج) صلاحیت مراجع شبه قضایی (سازمان تعزیرات حکومتی) 106
1) صلاحیت اولیه 107
2) صلاحیت ثانویه 108
نتیجه‌‌گیری 112
پیشنهادات 114
منابع و مآخذ 115

علائم و اختصارات

ق. م. م. ق قانون مجازات مرتکبین قاچاق
ق. م. ا. قانون مجازات اسلامی
ق. آ. د. ک قانون آیین دادرسی کیفری
ق. ا. قانون اساسی
ق. ا. گ قانون امور گمرکی
ق. ت. ح. ق. ک. ا قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز
چکیده
پدیده قاچاق از دیرباز تاکنون همواره به عنوان یک حرفه کاذب و پردرآمد در عین حال کم هزینه برای عده‌ای ازافراد مطرح بوده، بالاخص در شرایط کنونی جهانی، سازمانهای تبهکار بین‌المللی و بنگاههای چند ملیتی اقتصادی، قاچاق کالا و ارز را به عنوان حرفه‌ای کارساز در راستای اهداف مالی خود در کشورهای جهان سوم به کار گرفته‌اند. قاچاق کالا و ارز پدیده‌ای است ماهیتاً اقتصادی که از دیرباز وجود داشته و دولتها همواره و به غلط، صرفا و منحصرا با دیده بزه به آن نگریسته و بیش از آنکه به فکر حل ریشه‌ای آن از طریق اصلاح سیستم اقتصادی خود با اقداماتی نظیر پیوستن به بازار جهانی و کاهش یا حذف تعرفه های گمرکی باشند فقط به شکل مبارزه با آن به عنوان یک جرم همانند دیگر جرایم پرداخته و در واقع به مبارزه با معلول به جای علت پرداختند غافل از آنکه نمی‌توان فقط از طریق سیاست کیفری وبا دیده جرم انگاری به مبارزه با آن پرداخت وبه نتیجه مطلوب رسید.
سیاست جنایی ایران در قبال مرتکبین قاچاق کالا و ارز دارای اشکالات متعدد است و همین موجب عدم توفیق در ریشه کن شدن بزه مذکور شده است.
قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز که آخرین اراده قانونگذار در مبارزه با امر قاچاق کالا و ارز می‌باشد در ابتدا برخلاف اصول مسلم حقوقی و قانون اساسی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید که دارای ایرادات متعدد شکلی و ماهوی می‌باشد.
اکنون نیز لایحه مبارزه با قاچاق کالا و ارز که در حال تصویب شدن توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌باشد بسیاری از این ایرادات را مرتفع نموده که تصویب هرچه سریعتر آن کمک شایانی به همه عوامل اجرایی و اقتصاد کشور می‌نماید.
کلید واژگان: سیاست کیفری، قاچاق، کالا، ارز، لایحه جدید قاچاق

مقدمه
با به وجود آمدن جوامع اولیه و بدوی انسانی، داد و ستد پایاپای اشیای موردنیاز و کالاهای ضروری برای بقای حیات معمول گردید. چه اینکه همکاری و تعاون اجتماعی و ضرورت تقسیم کالا در جوامع، چنین امری را اجتناب ناپذیر می‌نمود. بعدها مبادله کالا با نمادهایی که دارای ارزش اقتصادی معینی بودند (طلا و نقره) رواج یافت، ولی به جهت کوچک بودن حیطه‌های اجتماعی و محدود بودن مبادلات، همچنین عدم تشکیل نظامها و هیأت‌هایی که حاکم بر جامعه بوده و پدیده‌ها و نظامات آن را کنترل نمایند، ایجاد محدودیت و نظارت بر داد و ستد ما معنایی نداشت.
رفته رفته با متشکل شدن جمعیت‌های انسانی و قرارگرفتن حکومت‌ها یا دوات‌های مستقل در رأس آنها، پدیده‌ای که ناشی از ورود مصنوعات جامعه‌ای دیگر به یک جامعه یا خروج سرمایه و مواد اولیه از آن بود نظر حاکمان را به خود جلب نمود و کنترل مرزها و نظارت بر ورود و خروج کالاها معمول گردید. به طوریکه باتوسعه و رشد روزافزون فن‌آوری و ارتباط و افزایش مبادلات اقتصادی، این نظارت برای کشورها به عنوان امری حیاتی جهت بقای سیاسی اجتماعی تبدیل شد. دولتها رفته رفته با اعمال قانون و مقررات در مبادی ورودی و خروجی تجارت و مبادلات کالا اقدام به اخذ عوارض گمرکی نموده و به همین علت همیشه قاچاق کالا و ارز به علت سوددهی بالا و هزینه کم برای برخی افراد مطرح بوده است.
قاچاق کالا و ارز همیشه آثار مخربی را به دنبال دارد که یکی از ابعاد بسیار مهم قاچاق کالا تأثیر منفی آن در امنیت ملی است. قاچاق کالا به طرق مستقیم و غیرمستقیم امنیت ملی کشورها را تهدید می‌کند. زیرا اصولاً بیشترین هدف و انگیزه قاچاق همان سودآوری است (عاملی که گروه مافیای اقتصادی را شکل می‌دهد) و برای رسیدن به این هدف تمامی اصول اخلاقی، ملی، فرهنگی و مذهبی را زیرپا می‌گذارند. از طرف دیگر قاچاق کالا را زیر یکی از مهمترین راههای ورود کالاهای ضد فرهنگی و به بیان دیگر ابزارهای تهاجم فرهنگی به داخل کشور است که از این طریق نسل جوان جامعه و فرهنگ کشور را در معرض تهدید قرار می‌دهند قاچاقچیان کالا سلامت و بهداشت عموم مردم را قربانی زیاده‌خواهی‌های خود نموده و به دلیل رعایت نشدن ضوابط قانونی و بهداشتی جامعه را آماج تهدید قرار می‌دهند که این امر موجب بروز بیماری‌های فراگیر در میان مردم و گاه مرگ افراد می‌گردد.
عوارض ناشی از قاچاق که به طور کلی عبارتند از: عدم پرداخت حقوق و عوارض دولتی، برهم خوردن تعامل بازار رقابتی، سودآوری زیاد و فساد مالی و اخلاقی، مختل شدن تولید کشور بروز ارتشاء و فساد در نظام اداری، عدم مدیریت صحیح دولت بر امور اقتصادی و اجتماعی خطرپذیری رقابت تجاری سا
لم، تأثیر منفی بر کارکرد سیاستهای تجاری و اقتصادی و معضلات فرهنگی و بهداشتی، خود حاکی از آن است که برای رسیدن به یک سیاست جنایی مطلوب در مبارزه با قاچاق نیاز به جامع‌نگری و شناسایی و بررسی دقیق علل و عوامل موجد قاچاق کالا بوده که اگر به درستی شناسایی، ارزیابی و تحلیل نشود و برپایه آن سیاست جنایی تدوین نگردد، چه بسا در امر مبارزه رودرو با عوامل قاچاق حتی با صرف هزینه‌های هنگفت موفقیتی بدست نیاید.
الف) اهمیت و ضرورت تحقیق
قاچاق کالا یکی از پدیده‌های شوم اجتماعی، اقتصادی است که اکثر کشورهای جهان به نوعی از آن رنج می‌برند. ایران نیز از این موضوع بی‌نصیب نبوده و سالانه لطمات جبران ناپذیری را از این بابت متحمل می‌شود.
در حال حاضر نیز با توجه به اینکه تحریم‌های ظالمانه‌ای علیه کشورمان اعمال شده قاچاق کالا بزرگترین خطری است که بخشهای مختلف صنعتی و تولیدی کشور را تهدید می‌کند. در شرایط کنونی قاچاق از جمله مهمترین عوامل بحران سرمایه‌گذاری و اشتغال در کشور محسوب می‌شود که باید برای مبارزه با آن اقدام اساسی صورت گیرد.
اهمیت تحقیق و تفحص در مسأله قاچاق کالا و ارز آنگاه روشن می‌شود که بدانیم تجار شمال عراق و ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، با قاچاق کالاهایی نظیر پارچه و لوازم خانگی و الکتریکی و لوازم و قطعات یدکی و. . . و کالاهای غیرمجاز همانند مشروبات الکلی، فیلم‌های مبتذل، ورقهای بازی، تجهیزات دریافت از ماهواره و. . . . ایران به ثروت هنگفتی رسیدند.
در کنار این مسایل، ناکارآمدی قوانین و مقررات موجود و عدم تبیین واقعی مسأله قاچاق، عدم ارائه تعریف جامع و مانع از قاچاق و مشخص نبودن تلقی کارگزاران از قاچاق، تعدد مراکز تصمیم‌گیری و عدم هماهنگی بین مراجع مجری قانون و لزوم ارائه راهکارهایی برای رفع این موانع ضرورت بحث و بررسی پیرامون مسأله قاچاق را روشن می‌سازد.

ب) اهداف تحقیق
هدف این تحقیق بررسی همه جانبه مسئله قاچاق کالا و ارز و ارائه راهکارهای مفید و کارآمد جهت رفع مشکلات موجود در مبارزه با قاچاق کالا و ارز و بیان نقاط ضعف قوانین موجود و بیان نوآوری‌های لایحه جدید قاچاق کالا و ارز و بیان

متن کامل پایان نامه مبارزه با قاچاق

الف) لزوم ایجاد نظم اقتصادی در سطح جامعه 12
ب) لزوم حمایت از تولید داخلی 14
ج) لزوم توجه به اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی کشور 16
مبحث دوم: پیشینه تاریخی 18
گفتار نخست: سیر تاریخی، قانونگذاری قاچاق قبل از انجام اصلاحات گمرکی در ایران 18
الف) گمرک در ایران باستان 18
ب) گمرک ایران در دوره اسلامی 19
ج) گمرک ایران پس از مشروطیت 22
گفتار دوم: سیر تاریخی و تقنینی قاچاق بعد از انجام اصلاحات گمرکی در ایران 23
الف) تا قبل از تشکیل مجلس شورای ملی 23
ب) بعد از تشکیل مجلس شورای ملی 25
1- قوانین مصوب تا قبل از تصویب قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب 1312 27
2- قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب 1312 و قوانین بعد از آن 30
2-1- قوانین مربوط به قاچاق ارز 31
2-2- قوانین مربوط به قاچاق خاویار 32
2-3- قوانین مربوط به قاچاق هیزم و ذغال 32
2-4- قوانین مربوط به امور گمرکی 33
2-5- قوانین مربوط به نحوه جمع‌آوری و فروش کالای قاچاق 33
مبحث سوم: آثار و انواع قاچاق کالا 34
گفتار نخست: آثار قاچاق 34
الف) آثار اقتصادی قاچاق 34
1- اخلال در سیاستهای اقتصادی دولت 34
2) افزایش فقر 35
3- ایجاد اختلال و رکود در بخش تولید و کاهش فرصتهای شغلی 35
4- کاهش درآمد و عواید گمرکی دولت 36
ب) آثار فرهنگی، اجتماعی قاچاق 36
1- قاچاق و تهاجم فرهنگی 37
2- افزایش ناهنجاریهای اجتماعی – فرهنگی 38
3- آثار سوء بهداشتی 38
گفتار دوم: انواع قاچاق 39
الف) قاچاق ارز 39
ب) قاچاق کالای گمرکی و تجاری 41
ج) قاچاق سلاح و مهمات 43
د) قاچاق آثار ملی و عتیقه‌جات 45
هـ) قاچاق کالاهای دخانی 46
و) قاچاق مواد افیونی و مخدر 47
فصل دوم: ارکان مجرمانه، راهکارها و درآمدی بر واکنش کیفری و مراجع صالح رسیدگی به قاچاق کالا و ارز
مبحث اول: ارکان مجرمانه قاچاق، راهکارها و درآمدی بر نوآوری‌های لایحه جدید 50
گفتار اول: بررسی ارکان و عناصر عمومی تشکیل دهنده جرایم قاچاق کالا و ارز 50
الف) رکن قانونی 51
1- رکن قانونی در دوران قبل از انقلاب 55
2- رکن قانونی قاچاق در دوران بعد از انقلاب 56
ب) رکن مادی 57
1) رفتار مرتکب 58
2) مرحله شروع به اجرا جرم 60
3) نتیجه مجرمانه 60
ج) رکن معنوی 61
1) سوء نیت عام 62
2) سوء نیت خاص 62
گفتار دوم: راهکارهای اصلاحی و نوآوری‌های لایحه 63
الف) راهکارهای اصلاحی 63
1) راهکارهای کوتاه مدت 64
2) راهکارهای بلندمدت 65
ب) نوآوری‌ها و ویژگی‌های لایحه مبارزه با قاچاق کالا و ارز 66
مبحث دوم: واکنش کیفری در قبال قاچاق کالا و ارز و درآمدی بر مراجع صالح رسیدگی 77
گفتار اول: واکنش کیفری در قبال قاچاق کالا و ارز 77
الف) ‌مجازاتهای اصلی 77
1) مجازاتهای محاربه و افساد فی‌الارض 77
2) مجازات سالب آزادی 78
2-1- مجازات حبس 78
2-2- بازداشت بدل از جزای نقدی 79
3- مجازاتهای مالی 80
3-1- مجازات نقدی 80
3-2- ضبط و مصادره اموال 82
4) مجازاتهای بدنی 83
ب) مجازات شروع به جرم قاچاق، معاونت و شرکت در قاچاق کالا و ارز 83
1) مجازات شروع به جرم قاچاق 83
1-1) مجازات شروع به جرم قاچاق کالا با بهای معادل ده میلیون ریال یا کمتر از آن 83
1-2) مجازات شروع به جرم قاچاق کالا با بهای بیش از ده میلیون ریال 84
2) مجازات معاونت در قاچاق کالا 84
3) مشارکت در جرم قاچاق 86
ج) قواعد ناظر بر تعدد و تکرار قاچاق کالا و ارز 88
1) تعدد جرم قاچاق کالا و ارز 88
2) تکرار جرم قاچاق کالا و ارز 92
گفتار دوم: مراجع صالح به رسیدگی 92
الف) مراجع اداری (ادارات مأمور وصول درآمدهای دولت) 93
1) در صورتی که بهای کالا یا ارز قاچاق معادل ده میلیون ریال یا کمتر از آن باشد: 94
2) در صورتی که بهای کالا یا ارز قاچاق بیشتر از ده میلیون ریال باشد 96
2-1- متهم حاضر به پرداخت جریمه می‌باشد 97
2-2- متهم حاضر به پرداخت جریمه نمی باشد 98
2-3- متهم امکان پرداخت فوری جریمه را ندارد 99
ب) مراجع قضایی (دادگاههای عمومی و انقلاب) 100
1) صلاحیت دادگاههای انقلاب اسلامی 102
2) صلاحیت دادگاههای عمومی 104
ج) صلاحیت مراجع شبه قضایی (سازمان تعزیرات حکومتی) 106
1) صلاحیت اولیه 107
2) صلاحیت ثانویه 108
نتیجه‌‌گیری 112
پیشنهادات 114
منابع و مآخذ 115

علائم و اختصارات

ق. م. م. ق قانون مجازات مرتکبین قاچاق


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ق. م. ا. قانون مجازات اسلامی
ق. آ. د. ک قانون آیین دادرسی کیفری
ق. ا. قانون اساسی
ق. ا. گ قانون امور گمرکی
ق. ت. ح. ق. ک. ا قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز
چکیده
پدیده قاچاق از دیرباز تاکنون همواره به عنوان یک حرفه کاذب و پردرآمد در عین حال کم هزینه برای عده‌ای ازافراد مطرح بوده، بالاخص در شرایط کنونی جهانی، سازمانهای تبهکار بین‌المللی و بنگاههای چند ملیتی اقتصادی، قاچاق کالا و ارز را به عنوان حرفه‌ای کارساز در راستای اهداف مالی خود در کشورهای جهان سوم به کار گرفته‌اند. قاچاق کالا و ارز پدیده‌ای است ماهیتاً اقتصادی که از دیرباز وجود داشته و دولتها همواره و به غلط، صرفا و منحصرا با دیده بزه به آن نگریسته و بیش از آنکه به فکر حل ریشه‌ای آن از طریق اصلاح سیستم اقتصادی خود با اقداماتی نظیر پیوستن به بازار جهانی و کاهش یا حذف تعرفه های گمرکی باشند فقط به شکل مبارزه با آن به عنوان یک جرم همانند دیگر جرایم پرداخته و در واقع به مبارزه با معلول به جای علت پرداختند غافل از آنکه نمی‌توان فقط از طریق سیاست کیفری وبا دیده جرم انگاری به مبارزه با آن پرداخت وبه نتیجه مطلوب رسید.
سیاست جنایی ایران در قبال مرتکبین قاچاق کالا و ارز دارای اشکالات متعدد است و همین موجب عدم توفیق در ریشه کن شدن بزه مذکور شده است.
قانون نحوه اعمال تعزیرات حکومتی راجع به قاچاق کالا و ارز که آخرین اراده قانونگذار در مبارزه با امر قاچاق کالا و ارز می‌باشد در ابتدا برخلاف اصول مسلم حقوقی و قانون اساسی توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید که دارای ایرادات متعدد شکلی و ماهوی می‌باشد.
اکنون نیز لایحه مبارزه با قاچاق کالا و ارز که در حال تصویب شدن توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌باشد بسیاری از این ایرادات را مرتفع نموده که تصویب هرچه سریعتر آن کمک شایانی به همه عوامل اجرایی و اقتصاد کشور می‌نماید.
کلید واژگان: سیاست کیفری، قاچاق، کالا، ارز، لایحه جدید قاچاق

مقدمه
با به وجود آمدن جوامع اولیه و بدوی انسانی، داد و ستد پایاپای اشیای موردنیاز و کالاهای ضروری برای بقای حیات معمول گردید. چه اینکه همکاری و تعاون اجتماعی و ضرورت تقسیم کالا در جوامع، چنین امری را اجتناب ناپذیر می‌نمود. بعدها مبادله کالا با نمادهایی که دارای ارزش اقتصادی معینی بودند (طلا و نقره) رواج یافت، ولی به جهت کوچک بودن حیطه‌های اجتماعی و محدود بودن مبادلات، همچنین عدم تشکیل نظامها و هیأت‌هایی که حاکم بر جامعه بوده و پدیده‌ها و نظامات آن را کنترل نمایند، ایجاد محدودیت و نظارت بر داد و ستد ما معنایی نداشت.
رفته رفته با متشکل شدن جمعیت‌های انسانی و قرارگرفتن حکومت‌ها یا دوات‌های مستقل در رأس آنها، پدیده‌ای که ناشی از ورود مصنوعات جامعه‌ای دیگر به یک جامعه یا خروج سرمایه و مواد اولیه از آن بود نظر حاکمان را به خود جلب نمود و کنترل مرزها و نظارت بر ورود و خروج کالاها معمول گردید. به طوریکه باتوسعه و رشد روزافزون فن‌آوری و ارتباط و افزایش مبادلات اقتصادی، این نظارت برای کشورها به عنوان امری حیاتی جهت بقای سیاسی اجتماعی تبدیل شد. دولتها رفته رفته با اعمال قانون و مقررات در مبادی ورودی و خروجی تجارت و مبادلات کالا اقدام به اخذ عوارض گمرکی نموده و به همین علت همیشه قاچاق کالا و ارز به علت سوددهی بالا و هزینه کم برای برخی افراد مطرح بوده است.
قاچاق کالا و ارز همیشه آثار مخربی را به دنبال دارد که یکی از ابعاد بسیار مهم قاچاق کالا تأثیر منفی آن در امنیت ملی است. قاچاق کالا به طرق مستقیم و غیرمستقیم امنیت ملی کشورها را تهدید می‌کند. زیرا اصولاً بیشترین هدف و انگیزه قاچاق همان سودآوری است (عاملی که گروه مافیای اقتصادی را شکل می‌دهد) و برای رسیدن به این هدف تمامی اصول اخلاقی، ملی، فرهنگی و مذهبی را زیرپا می‌گذارند. از طرف دیگر قاچاق کالا را زیر یکی از مهمترین راههای ورود کالاهای ضد فرهنگی و به بیان دیگر ابزارهای تهاجم فرهنگی به داخل کشور است که از این طریق نسل جوان جامعه و فرهنگ کشور را در معرض تهدید قرار می‌دهند قاچاقچیان کالا سلامت و بهداشت عموم مردم را قربانی زیاده‌خواهی‌های خود نموده و به دلیل رعایت نشدن ضوابط قانونی و بهداشتی جامعه را آماج تهدید قرار می‌دهند که این امر موجب بروز بیماری‌های فراگیر در میان مردم و گاه مرگ افراد می‌گردد.
عوارض ناشی از قاچاق که به طور کلی عبارتند از: عدم پرداخت حقوق و عوارض دولتی، برهم خوردن تعامل بازار رقابتی، سودآوری زیاد و فساد مالی و اخلاقی، مختل شدن تولید کشور بروز ارتشاء و فساد در نظام اداری، عدم مدیریت صحیح دولت بر امور اقتصادی و اجتماعی خطرپذیری رقابت تجاری سالم، تأثیر منفی بر کارکرد سیاستهای تجاری و اقتصادی و معضلات فرهنگی و بهداشتی، خود حاکی از آن است که برای رسیدن به یک سیاست جنایی مطلوب در مبارزه با قاچاق نیاز به جامع‌نگری و شناسایی و بررسی دقیق علل و عوامل موجد قاچاق کالا بوده که اگر به درستی شناسایی، ارزیابی و تحلیل نشود و برپایه آن سیاست جنایی تدوین نگردد، چه بسا در امر مبارزه رودرو با عوامل قاچاق حتی با صرف هزینه‌های هنگفت موفقیتی بدست نیاید.

الف) اهمیت و ضرورت تحقیق
قاچاق کالا یکی از پدیده‌های شوم اجتماعی، اقتصادی است که اکثر کشورهای جهان به نوعی از آن رنج می‌برند. ایران نیز از این موضوع بی‌نصیب نبوده و سالانه لطمات جبران ناپذیری را از این بابت متحمل می‌شود.
در حال حاضر نیز با توجه به اینکه تحریم‌های ظالمانه‌ای علیه کشورمان اعمال شده قاچاق کالا بزرگترین خطری است که بخشهای مختلف صنعتی و تولیدی کشور را تهدید می‌کند. در شرایط کنونی قاچاق از جمله مهمترین عوامل بحران سرمایه‌گذاری و اشتغال در کشور محسوب می‌شود که باید برای مبارزه با آن اقدام اساسی صورت گیرد.
اهمیت تحقیق و تفحص در مسأله قاچاق کالا و ارز آنگاه روشن می‌شود که بدانیم تجار شمال عراق و ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، با قاچاق کالاهایی نظیر پارچه و لوازم خانگی و الکتریکی و لوازم و قطعات یدکی و. . . و کالاهای غیرمجاز همانند مشروبات الکلی، فیلم‌های مبتذل، ورقهای بازی، تجهیزات دریافت از ماهواره و. . . . ایران به ثروت هنگفتی رسیدند.
در کنار این مسایل، ناکارآمدی قوانین و مقررات موجود و عدم تبیین واقعی مسأله قاچاق، عدم ارائه تعریف جامع و مانع از قاچاق و مشخص نبودن تلقی کارگزاران از قاچاق، تعدد مراکز تصمیم‌گیری و عدم هماهنگی بین مراجع مجری قانون و لزوم ارائه راهکارهایی برای رفع این موانع ضرورت بحث و بررسی پیرامون مسأله قاچاق را روشن می‌سازد.

ب) اهداف تحقیق
هدف این تحقیق بررسی همه جانبه مسئله قاچاق کالا و ارز و ارائه راهکارهای مفید و کارآمد جهت رفع مشکلات موجود در مبارزه با قاچاق کالا و ارز و بیان نقاط ضعف قوانین موجود و بیان نوآوری‌های لایحه جدید قاچاق کالا و ارز و

تدوین الگوی شایستگی کانونی تخصصی و سنجش آن در میان دانشجویان دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های تهران، شهید چمران اهواز، شیراز و فردوسی مشهد- قسمت ۷

کارشناسی 

 

———– 

 

آشنا ساختن دانشجویان با اهمیت نقش کتابخانه در گسترش فرهنگ و علوم و فنون در جامعه به نحوی که آمادگی لازم را جهت کار در انواع مختلف کتابخانه پیدا کنند و مهارتهای لازم را در انجام این امور کسب نمایند. 

 

 

کارشناسی ارشد 

 

کتابخانه های دانشگاهی 

 

هدف کلی: باتوجه به گسترش سریع علوم و فنون و حجم روز افزون انتشارات علمی و سایر رسانه ها و نیز نیازهای متغیر جامعه استفاده کننده اطلاعات، وجود کارشناسان متخصص و آزموده رشته های علم اطلاعات و دانششناسی برای اداره کتابخانهها و مراکز اسناد و مدارک و سازمان دادن برای بهره برداری صحیح و نیز ارائه خدمات متناسب با نیاز، امری لازم است. علاوه بر این لزوم پوشش دادن پژوهش در این زمینه از علوم و فنون و نیز احتیاجات آموزشی این رشته تربیت متخصصان واجد شرایط و مستعد را که بتوانند در زمینه های آموزشی و پژوهشی فعالیت نمایند، ایجاد میکند. بنابراین، هدف این سطح از برنامه، تربیت مدیران و پژوهشگران در شاخه های۴  گانه پیشبینی شده است. 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

تربیت کتابداران متخصص برای انجام اداره و انجام امور تخصصی کتابخانه های دانشکده ای و دانشگاهی و موسسات آموزش عالی و نیز پژوهش در زمینه مسائل کتابخانه های فوق 

 

 

کتابخانه های آموزشگاهی 

 

تربیت کتابداران برای اداره و انجام کارهای تخصصی کتابخانه های آموزشگاهی و مراکز منابع آموزشی و نیز پژوهش در امور خدمات اینگونه کتابخانه ها و مراکز. 

 

 

کتابخانه های عمومی 

 

آماده کردن کتابداران متخصص برای اداره و نظارت بر انجام امور فنی و خدماتی این کتابخانه ها، ست رشد دامنه فعالیت کتابخانه های عمومی و پژوهش در زمینه مسائل و فعالیتهای مربوط. 

 

 

اطلاع رسانی 

 

فراهم کردن امکانات آموزشی لازم برای تربیت متخصصان این رشته جهت اداره و انجام کارهای تخصصی و پژوهشی در مراکز مدارک، کتابخانه های تخصصی و سازمانها و موسساتی که در زمینه های مربوط به خدمات اطلاع رسانی فعالیت مینمایند 

 

 

دکتری 

 

———– 

 

تربیت متخصصانی که با احاطه یافتن بر آثار این حوزه و آشنا شدن با روش های پیشرفته تحقیق در این زمینه و دستیابی به آخرین پیشرفتها در این رشته بتوانند با نوآوری در این زمینه، خصوصاً در مسائل مربوط به ایران به پیشرفت رشته در ایران کمک کنند. هدف دیگر، تربیت نیروی انسانی خلاق و کارآمد برای تدریس و تحقیق در موسسات آموزشی و پژوهشی است 

 

بررسی اهداف مقاطع مختلف تحصیلی بیانگر این است که تاکید بر کسب مهارتهای حرفهای در دوره کارشناسی، اداره انواع کتابخانهها و پژوهش در دوره کارشناسی ارشد و نیز آموزش، پژوهش و کمک به سازندگی رشته در دورهی دکتری تخصصی از جایگاهی قابل توجه می‌باشند. این نکته در تصویر ۲-۲ نشان داده شده است. انتظار می‌رود هر چه از قاعدهی هرم به سمت راس آن حرکت کنیم، تاکید بر پژوهش و سازندگی رشته بیشتر و تلاش برای انتقال این آموختهها به قاعده هرم بیشتر خواهد شد. البته همانطور که نمی‌توان اهداف این سهم قطع را از یکدیگر جدا دانست و آموختههای سطوح پایینتر تحصیلی در تجلی یافتن اهداف مقاطع بالاتر موثر است، جریان دستاوردهای حاصل از تحقق اهداف سطوح بالا به بخشهای زیرین هرم و تاثیر مداوم آن نیز ناگزیر است. بر این اساس هر چه فرایندها و به ویژه برنامههای آموزشی و محتوای آنها دقیق‌تر، عالمانهتر و هشیارانهتر تنظیم شوند، بالندگی اهداف در دوره های زمانی مختلف و در آینده امکان‌ پذیرتر و واقع بینانهتر خواهد بود (آخشیک، ۱۳۹۱، ص ۸ و۹).
انتظار می‌رود مقاطع تحصیلی رشته، ارتباط مستدلی با یکدیگر داشته باشند و درسهای ارائه شده در سطوح  کارشناسی ارشد و دکتری همانطور که حیدری (۱۳۹۰، ص ۹۷ ) نیز اشاره می‌‌کند باید به صورت پایه، در دوره کارشناسی ارائه گردند و در دوره های بالاتر ابعاد تخصصی آنها مدنظر قرار گیرد، نه اینکه دانشجو در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری با مفاهیم اولیه آشنا شود، درحالی که در گذشته فرصتی برای تأمل درباره آنها پیدا نکرده باشد.

تصویر۲-۲: اهداف مقاطع مختلف تحصیلی و برهمکنش آنها ( آخشیک، ۱۳۹۱)
ورودیهای رشته که در مقاطع مختلف تحصیلی با این اهداف مشخص و از پیش تعیین شده وارد سیستم آموزش علم اطلاعات و دانش شناسی می‌شوند، بیش از هر چیز نیازمند فرایندها و
بخشهایی هستند که آنها را متناسب با اهداف آموزشی مقطع مربوطه تغییر دهد. مهمترین قسمت بخشهای تغییر دهنده این سیستم، برنامههای درسی است که متناسب با هدف هر مقطع و با بهره‌ گیری از منابع (امکانات و تجهیزات مراکز آموزشی، منابع آموزشی، مدرسان) تدوین شده و
خروجی های سیستم آموزشی را شکل می‌دهند. بدیهی است توجه انحصاری به این بخشها بدون در نظر داشتن کیفیت ورودیها و نیز امکانات و منابع مورد نیاز نمی‌‌تواند خروجی های مطلوبی داشته باشد. همانطور که در تصویر۲-۳ نیز آمده است، فرایندهای سیستم آموزشی که بر مبنای اهداف این نظام تدوین شده‌اند. از منابع سهگانه پیش گفته تغذیه می‌کنند و مسلم است کمبود این منابع، بر فرایندها تأثیر گذار است.
پس از گذشت ۵ دهه از آغاز آموزش این رشته در ایران، بیش از۱۵۰۰ عنوان کتاب در این حوزه به انتشار درآمده است که به لحاظ کمّی،‌ رقم قابل ملاحظهای است و انتظار می‌رود کمک درخور توجهی در تأمین منابع آموزشی باشد، اما متأسفانه بررسی کیفی در این مقوله انجام نگرفته است تا مشخص شود میزان کارآمدی این انتشارات در ساختار آموزشی رشته تا چه اندازه است. وجود بیش از صد فارغ التحصیل مقطع دکتری در رشته علم اطلاعات و دانششناسی، بستر مناسبی در تغذیه آموزش عالی کشور فراهم نموده است. البته توانمندیهای این عده و نحوهی استفاده از تخصصشان در بعد آموزش، به طور علمی‌ مورد بررسی قرار نگرفته است بدیهی است کادر آموزشی باید توانمندی اداره برنامههای آموزشی را داشته باشند. همچنین وضعیت امکانات و تجهیزات موجود آموزشی نیز به طور دقیق مشخص نیست و بدون داشتن این اطلاعات قضاوت در مورد کارآیی فرایندهای آموزشی چندان دقیق نخواهد بود.

تصویر۲-۳: اجزاء سیستم آموزش رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و تعامل آنها با یکدیگر (آخشیک، ۱۳۹۱)
در نهایت، خروجی ها عناصری هستند که به واسطه فعالیتهایی که در بخشهای تغییر دهنده در ورودیها انجام شده، آنها بر اساس اهداف سیستم آموزشی رشته شکل داده شده‌اند. آنچه به عنوان ورودی سیستم در نظر گرفته می‌‌شود، در پایان بایستی از سیستم خارج شوند. این خروجی ها، یا وارد مقاطع بالاتر تحصیلی می‌شوند یا اینکه به احتمال زیاد خود را برای ورود به بازار کاری آماده می‌سازند که متناسب با اهداف هر مقطع تحصیلی باشد بهطور منطقی، انتظار می‌رود هر چه به مقاطع بالاتر تحصیلی نزدیک می‌شویم از تعداد ورودیها کاسته شود و در عین حال عمق آموزه ها افزوده گردد (آخشیک، ۱۳۹۱، ص ۱۰)
رشته علم اطلاعات و دانششناسی بنا بر تقاضای اجتماعی به دنیا آمده است. بنابراین بازسازی مستمر آموزش برای پاسخگویی به رشد فناوری جدید و تقاضای اجتماعی را متعهد کرده است. در این موقعیت بسیار بیثبات، مجبوریم به آنچه بنیادی و آنچه موقتی است چنگ بزنیم از بنیادها است که میتوانیم علم اطلاعات و دانششناسی را باز هم رشد دهیم و پایه گذاری کنیم (ام یوشیدا، ۱۳۷۶، ص ۱۰). ازجمله این بنیادها نظریهی شایستگی اطلاعات و نظریهی کوانتومی اطلاعات است که با الهام از این نظریه ها و کمک گرفتن از سایر پژوهشهای پیشین قادر خواهیم بود تمام ابعاد یا به عبارتی تمام مؤلفه های تشکیل دهندهی رشته علم اطلاعات و دانششناسی را شناسایی کرده و آنها را برای طراحی و تدوین الگویی منسجم و کارآمد برای تعیین محتوای اطلاعاتی تمامی گرایشها و مقاطع تحصیلی این رشته استفاده کنیم.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۳٫ پیشینهی پژوهش در خارج و ایران
با مراجعه به متون مختلف حوزه علم اطلاعات و دانششناسی چنین برداشت میشود که در چند دههی اخیر مطالعاتی دربارهی وضعیت آموزش علم اطلاعات و دانششناسی در ایران و ضرورت بازنگری و هماهنگسازی محتوای رشته با نیازهای در حال تغییر جامعهی اطلاعاتی در کشور انجام گرفته است، و هر یک از پژوهشگران به بحث دربارهی تغییر و ضرورت بازنگری در برنامهی آموزشی علم اطلاعات و دانششناسی پرداختهاند. در برخی از این پژوهشها توجه به مهارتها و ویژگیهای مورد نیاز کتابداران و اطلاعرسانان با رویکردی نو – امّا نه تحت عنوان شایستگیهای کانونی- مورد مطالعه قرار گرفته است، با این وجود تاکنون پژوهش جامعی در زمینهی شایستگیهای مورد نیاز متخصصان اطلاعات و سنجش میزان تسلط آنها بر شایستگیهای مورد نظر انجام نگرفته است. از
آنجا که پژوهش حاضر قصد دارد مزیت آموزش مبتنی بر شایستگی کتابداران و متخصصان اطلاعات بیان کند لاجرم پیشینهها در دو دسته شایستگیهای مورد نیاز کتابداران و وضعیت آموزش شایستگیهای کانونی تخصصی کتابداران تقسیم بندی شدهاند در ادامه پس از بیان پیشینهی پژوهش در خارج از کشور، به شمهای از مطالعات صورت گرفته در حوزهی علم اطلاعات و دانششناسی در ایران پرداخته خواهد شد.
۲-۳-۱٫ پیشینهی پژوهشهای شایستگیهای مورد نیاز کتابداران در خارج
محمود[۵۷] (۲۰۰۱) در پژوهشی به بررسی مهارتهای مورد نیاز کتابداران دانشگاهی آینده پاکستان از نظر مدیران کتابخانه های سازمانها و مؤسسات عمومی و خصوصی پرداخت. در این پژوهش که به روش پیماشی انجام شد، علیرغم اختلاف نظرها کتابداران درباره هر یک از شایستگیها، همپوشانی قابل توجهی بین نظرات کتابداران بخش خصوصی و عمومی دیده شد. بر اساس اداراکات مدیران کتابخانهها، مهمترین مهارتهای مورد نیاز کتابداران آینده، توانایی آنها در استفاده از فناوری اطلاعات (همچون استفاده از پست الکترونیکی، اینترنت، اینترانت و چند رسانهایها) است. مهارتهای مورد نیاز برای تبدیل فعالیتهای فهرستنویسی، امانت، فراهمآوری، و نشریات ادواری از حالت دستی به خودکار در رده دوم اهمّیّت قرار داشت.
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
میدلتون[۵۸] (۲۰۰۳) در پژوهشی با عنوان مهارتهای مورد انتظار از فارغالتحصیلان کتابداری به ارزیابی میزان تسلط فارغالتحصیلان دوره های مختلف علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه صنعتی کوینزلند[۵۹] بر مهارتهای مورد نیاز آنها پرداخت. در این پژوهش که به روش پیمایشی صورت گرفت، پس از بررسی مدارک موجود دربارهی دانش، مهارتها و شایستگیهای مورد نظر، ۱۶۹ مهارت در نه دستهی کلی طبقهبندی و بین اعضای جامعه توزیع شد. نتایج نشان دهندهی تسلط بالای فارغالتحصیلان در زمینهی ارائه “خدمات اطلاعاتی[۶۰]” و “ارتباطات[۶۱]” بود، به گونهای که از میان ۱۰ مهارتی که بیشترین امتیاز را کسب کردند ۷ مهارت در دستهی خدمات اطلاعاتی و ۳ مهارت در دستهی ارتباطات جای گرفت. هم چنین میزان تسلط کتابداران بر مهارتهای مرتبط با “نظامهای اطلاعاتی[۶۲]” و “به کارگیری فنون آمار استنباطی” که متعلق به حوزهی پژوهش است، بسیار ضعیف بود.
در حوزهی ژنتیک پذیرفته شده که هر شخص (صرف نظر از دوقلوهای همسان) الگوی دی.ان.ای[۶۳] منحصر به فردی دارد. این الگو که از دو رشته مارپیچ تشکیل شده، ویژگیها و
کیفیتهایی را مشخص میکند، که هر شخص نشان میدهد. پارتریج و هالم[۶۴] (۲۰۰۴)، با الهام از الگوی واتسون و کریک [۶۵] بر روی تصویری از مارپیچ مضاعف دی.ان.ای انسانی، الگوی دی.ان.ای متخصص اطلاعات را ارائه دادند. بر اساس این الگو، مارپیچ مضاعف یک متخصص اطلاعات از رشته های مکمل دانش تخصصی و شایستگیهای عمومی تشکیل میشود. پژوهشگران در گام بعدی با هدف شناسایی واحدهای سازندهی هر کدام از این رشته ها دست به مرور گستردهی متون موجود زدند. در گام بعدی جلساتی با حضور شرکت کنندگانی از بخشهای مختلف علم اطلاعات و دانششناسی برگزار شد. پس از بحث و گفتوگو به این نتیجه رسیدند که حوزهی دانش علمی و توانایی های عمومی کاملاً به هم پیوسته و مرتبط و برای موفقیت متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی در قرن بیست و یکم ضروریاند. در پایان حاصل بحث و گفتوگوی شرکت کنندگان در قالب سیاههای از دانش تخصصی و توانایی های عمومی مورد نیاز متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی ارائه شد.
جدول ۲-۲: دانش تخصصی و توانایی های عمومی مورد نیاز متخصص اطلاعات (پارتریج و هالم، ۲۰۰۴)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانش تخصصی اطلاعات و جامعه، مسئولیت قانونی و اخلاقی، سازماندهی اطلاعات، خدمات اطلاعاتی، مدیریت و گسترش مجموعه، منابع اطلاعاتی و بازیابی، مدیریت اطلاعات، نظامهای اطلاعاتی برای متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی، مدیریت محتوای وب، مهارتهای برنامه ریزی شغلی، مدیریت اسناد و آرشیو، پژوهش
توانایی های عمومی سواد اطلاعاتی، یادگیری مادامالعمر، کار گروهی، مسئولیت اجتماعی و اخلاقی، مدیریت پروژه، تفکر انتقادی، حل مسأله، تیز هوشی تجاری، خود مدیریتی

 

ماریون[۶۶] و دیگران (۲۰۰۵) در پژوهش خود که به روش تحلیل محتوا انجام دادند به بررسی انتظارات کارفرمایان از متخصصان اطلاعرسانی در ایالات متحده آمریکا و استرالیا پرداختند. آنان محتوای ۳۹۵ مورد آگهی استخدامی را در دو کشور مذکور مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مهارتهای بین فردی و ویژگیهای رفتاری به کرّات در آگهیهای استخدامی تکرار شدهاند و از اهمیت ویژهای برخوردارند. کارفرمایان در استرالیا و آمریکا از کارمندان میخواهند که در محیطهای متغیر، انعظافپذیر و قابلیت به روز شدن را داشته و به مجموعهای از مهارتهای مورد نیاز و مورد انتظار مجهز باشند.
کنان و دیگران [۶۷] (۲۰۰۶) در مجموعه پژوهشهایی که در سالهای ۱۹۷۴، ۱۹۸۴، ۱۹۹۴ و ۲۰۰۴ انجام دادند، به بررسی انتظارات متغیر کارفرمایان از متخصصان اطلاعات پرداختند. از نظر ایشان دورهی مذکور حامل تغییرات زیادی بوده که به واسطهی حضور روزافزون فناوریهای اطلاعات، تغییر در محیطهای کاری و انتظارات مراجعهکنندگان اتفاق افتاده است. آنان در بررسی آگهی استخدام متخصصان اطلاعرسانی، که از طرف کارفرمایان ارائه میشود به بیان وضعیت شغلی کتابدارن (تماموقت، پارهوقت، قراردادی و موقتی)، شایستگیها، تجربیات و مهارتهای مورد نیاز برای جذب آنان در خلال دوره های زمانی مذکور پرداختهاند. به باور آنان سیر این آگهیها نشان دهندهی حرکتی است که از سادگی آن در سال ۱۹۷۴ از خدمات مرجع شروع و به پیچیدگی و تخصصی شدن شان در سال ۲۰۰۴ به مهارتهای بین فردی و خصوصیات رفتاری ختم میشود. زیرا در سال ۱۹۷۴، خدمات فنی و مرجع به ترتیب با ۶۱ و ۶۴ درصد بیشترین انعکاس را در آگهیهای استخدامی داشتند در حالیکه مهارتهای بین فردی و ویژگیهای رفتاری بالاترین درصد را در سال ۲۰۰۴ به خود اختصاص دادند.
وارالاکشمی[۶۸] (۲۰۰۶) در مقالهای با عنوان “آموزش متخصصان کتابخانه و علم اطلاعات در قرن بیست و یکم: بررسی نیازها و انتظارات متخصصان و فارغالتحصیلان کتابخانه و علم اطلاعات هند”، عقاید متخصصان باتجربه و جوان علم اطلاعات و دانش شناسی راجع به درسهای علم اطلاعات و دانششناسی، توانایی هایشان در برآورده کردن نیازها و مسئولیتهای رو به افزایششان را بیان
میکند. این بررسی نشان میدهد که مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات باید در اولویت قرار گیرد و کارشناسان اطلاعات بر این باور بودند که برای اینکه بتوانند در دنیای جدید نقش بیافرینند، آموزش آنان باید مهارتهای فناوری[۶۹]، مدیریتی و مهارتهای نرمافزاری[۷۰] را در برگیرد؛ همچنانکه آموزش در کشورهای آمریکا و انگلستان سیر پیشرفتهای در دروس داشته و مواردی از جمله ابتکارات مدیریتی و فناوری نظامهای اطلاعاتی بین سازمانی، تفسیر اطلاعات، معماری اطلاعات، اطلاعات دیجیتالی، کتابخانه های دیجیتالی، فناوری اینترنت، استعمال و به کارگیری فناوری اینترنت، طراحی پایگاه اطلاعات مفهومی و ارزیابی محتوای پایگاه های اطلاعاتی را در برنامه خود جای داده است.
چان لین[۷۱] (۲۰۰۹) در بررسی خود با عنوان “تدوین پرسشنامهی شایستگی برای دانشجویان کارشناسی کتابخانه و علم اطلاعات در دانشگاه کاتولیک فیو-جن[۷۲]” ضمن اشاره به ضرورت کسب مهارتها و شایستگیهای جدید توسط متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی به منظور سازگاری با فناوریهای جاری و پاسخگویی به نیازهای جامعهی امروزی، به تدوین چارچوبی برای ارزشیابی دانشجویان کارشناسی کتابخانه و علم اطلاعات این دانشگاه پرداخت. در این پژوهش ۳۱ مهارت در ۵ مقولهی اصلی جای گرفت، که از میان آنها “خدمات اطلاعاتی کتابخانه” با میانگین ۱۹۵/۳ بالاترین و “توسعهی نظامها” با میانگین ۴۱۲/۲ کمترین میزان شایستگی در بین دانشجویان را به خود اختصاص دادند. به منظور بررسی اینکه آیا بین سالهای تحصیلی دانشجویان و میزان شایستگی آنها رابطهای مثبت وجود دارد یا نه، از آزمون تی استفاده شد. اختلاف معنادار مقوله های “خدمات اطلاعاتی کتابخانه”، “سواد رسانهای[۷۳]“، “سواد شبکهای[۷۴]“، “توسعهی نظامها[۷۵]“، نشانگر مهارت بالاتر دانشجویان سالهای سوم و چهارم نسبت به دانشجویان سالهای اول و دوم بود. یافتهها نشان داد که هیچ تفاوتی در مهارت “سواد رایانهای[۷۶]” دانشجویان وجود ندارد، چرا که امروزه این مهارت جزء مهارتهای عمومی در علم اطلاعات و دانششناسی است.
جابر[۷۷] (۲۰۱۰) در مقالهای با عنوان “سنجش شایستگیهای متخصصان عمّانی اطلاعات از دیدگاه متخصصان” با در نظر گرفتن تغییرات وسیعی که در برنامههای آمادهسازی متخصصان اطلاعات در سراسر جهان رخ داده به بررسی شایستگیهای متخصصان عمانی بر اساس معیارهای انجمن کتابخانه های اختصاصی پرداخته است. به طور کلی تحلیل شایستگیهای متخصصان اطلاعات تحت بررسی، بیانگر نگرش مثبت آنها نسبت به شایستگیهای تخصصی مندرج در پرسشنامه بود. با این وجود، متخصصان بیشتر بر شایستگیهای مرتبط با مهارتهای فنی، دانش عمومی از فناوری، و شایستگیهای آگاهیرسانی جاری تأکید داشتند که ناشی از آموزش تخصصی پیشین آنها است. نسبت به شایستگیهای مرتبط با ابزارها و فنون جدید مدیریتی همچون کتابداری مبتنی بر شواهد، مذاکره، مشورت، شبکه های همکاری و سنجش رضایتمندی توجه کمتری شده بود و متخصصان چندان با آنها موافق نبودند.
انجمن کتابخانه های تحقیقاتی کانادا (CARL ) (2010) برای کتابدارن خود لیستی از شایستگیها را تعیین کرده است. در این گزارش که با نام صلاحیتهای اصلی کتابداران قرن ۲۱ CARL منتشر شده است شایستگی های مورد نیاز کتابداران را در ۷ گروه تقسیم بندی کرده است. که عبارتند از: دانشهای بنیادین، مهارتهای فردی، رهبری و مدیریت، توسعه مجموعه، سواد اطلاعاتی، تحقیقات و ابداعات حرفه، مهارتهای فناوری اطلاعات.
۲-۳-۱٫ پیشینهی پژوهشهای وضعیت آموزش شایستگیهای کانونی تخصصی کتابداران در خارج
در پژوهش ویچ[۷۸] (۱۹۹۴) تحت عنوان آموزش اقتصاد اطلاعات[۷۹] در مدارس کتابداری و اطلاعرسانی ایالات متحده آمریکا، تحلیل محتوایی شرح درس اقتصاد اطلاعات در برخی مدارس معتبر علوم کتابداری و اطلاعرسانی ایالات متحده آمریکا مد نظر بوده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تنها ۶ مدرسه مشغول ارائه این درس بودهاند. این درحالی است که ۲۳ مدرسه این درس را از برنامه آموزشی خود حذف کردهاند.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

شناسایی وتبیین رابطه بین هوش هیجانی با عملکرد شغلی کارکنان ۹۳- قسمت ۱۷

تشویق و تنبیه
تعیین مسیر شغلی
تعیین حقوق و مزایا
شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان
تعیین روایی و آزمونهای استخدامی (سعادت،۱۳۷۵، ۲۱۵)
بخش سوم
رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد
۲-۳-۱- مقدمه:
یکی از عمده‌ترین دغدغه‌های مدیران کارآمد در سطوح مختلف چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی در تمام حرفه‌هاست تا آنها با مدیریت بر احساسات خود و تعهد کامل به مسائل در جامعه و حرفه خود بپردازند، هوش هیجانی به دلیل کاربردهایی که دارد، جایگاهی بسیار مهمی پیدا کرده است. بویژه برای کارکنان سازمان ها که کمک های بسیاری میکند. هوش هیجانی به کارکنان کمک میکند تا در موقعیت های تهدید کننده ، عکس العمل مناسب تری انجام دهند. همچنین با کمک هوش هیجانی می توانند به ریشه های غم و شادی در خود پی ببرند و آن را مدیریت کنند.حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به کارکنان کمک می کند تا نیازهای دیگران را درک کنند و حداقل با همدلی به آنها کمک کنند و با کنترل بر احساسات خود، حس مسئولیت پذیری در خود را تقویت کنند. در مجموع هوش هیجانی به خصوص به کارکنان کمک می کند تا یادگیری بهتر ی داشته باشند و خوشحال تر و سالم تر و موفق تر از دیگران باشند( بیولیس، والکر و اسپراگو[۴۲]،۲۰۱۰).
همچنین متون علم مدیریت بر این باور هستند که رهبران و مدیران با هوشهای هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترلشان دارند. یافته های جدید نشان می دهد عملکرد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند اما فاقد هوش هیجانی و اجتماعی هستند در مقایسه کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، ضعیف تر است. در این قسمت شواهد مربوط به رابطه بین هوش هیجانی و مولفه های آن با عملکرد در حوزه های مختلف بویژه عملکرد در حوزه شغلی و محیطهای سازمانی را به بحث خواهیم گذاشت.
۲-۳-۲- بررسی رابطه هوش هیجانی با عملکرد تحصیلی:
امروزه برای دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان بسیار حیاتی است که از نظر دانش و تکنولوژی شغل محور خود را آماده نموده و شایستگی های لازم راکسب نمایند. وقتی دانش آموزان در این حوزه ها دارای آمادگی نباشند از نظر فردی و اجتماعی هزینه های آن مثل سطوح بالایی از بیکاری ، پرداختهایپایین، مشکلات بهداشتی مرتبط با کناره گیری اولیه از مدرسه می تواندبسیار بالا باشد(جیمرسون و همکاران[۴۳]،۲۰۰۸، ریز و همکاران[۴۴]،۲۰۰۹).
صرفا برای یک حوزه شهری در آمریکا هزینه های برآورده شده کناره گیری، غیبت و ترک تحصیل دانش آموزان تا حدود سه و دو دهم بیلیون دلار گزارش شده است( رامسبرگر[۴۵]،۱۹۹۵) در عین حال هزینه های کیفیت زندگی افراد در تخمین یک چنین هزینه ای لحاظ نشده است( الن بوگن و کمبرلند[۴۶]،۱۹۹۷). البته سلامت روانی ضعیف و رفتار ضد اجتماعی برخی از اثرات مستند یک چنین رفتاری هستند( بیولیس، والکر و اسپراگو[۴۷]،۲۰۱۰). با توجه به اهمیت فزاینده پیشرفت و موفقیت شغلی و کاری، تعجب آور نیست که میزان قابل توجهی از پیشینه تحقیق بر عوامل افزایش دهنده موفقیت و پیشرفت تحصیلی متمرکز بودهاند.یکی از حوزه های نوین که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است. تاثیرات شایستگی های اجتماعی و هیجانی بر پیشرفت تحصیلی است. اولین تحقیقات مطرح در حوزه رابطه بین هوش هیجانی و پیشرفت در محیطهای تحصیلی متفاوت شدیدا بر ارتباط نیرومند بین این دو متغیر تاکید نموده اند.( الیاس و همکاران[۴۸] ،۱۹۹۷) اگر چه اغلب این گونه گزارشهای تحقیقاتی به دنبال برجسته سازی و رشد و گسترش برنامه های مداخله در راستای اثر گذاری بر مولفه های هوش هیجانی بوده اند. ولی به باور مایروکب [۴۹](۲۰۰۹) کارآمدی این نوع مداخله ها چندان هم روشن نمی باشد. البته بر اساس گزارش پارکر و همکاران[۵۰] (۲۰۰۸) طی سالهای اخیر تعداد کمی تحقیق علمی با مبنای روش شناسی نیرومند توسط محققان ارائه شده که از طریق آن بر قابلیت هوش هیجانی در جهت تاثیرگذاری بر پیشرفت و موفقیت شغلی و تحصیلی صحه گذاشته است. در یک مطالعه طولی که از طریق آن انتقال از دبیرستان به دانشگاه تحت مطالعه بوده پارکر و همکاران(۲۰۰۸) پی بردند که ابعاد مختلف هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی در دانشگاه است. این محققان با استفاده از یک الگو در باب هوش هیجانی (بار- اون[۵۱]،۱۹۹۷ و ۲۰۰۰) که شامل چهار توانایی مرتبط با هم میباشد( تواناییهای درون فردی، تواناییهای بین فردی، سازش پذیری و مدیریت استرس)در آغاز ترم تحصیلی از نمونه بزرگی از دانشجویان تمام وقت درخواست نمودند سیاهه هوش بهر هیجانی فرم کوتاه آن را پر نموده و در پایان ترم تحصیلی نمرات اخذ شده برای هر یک از دانشجویان در فرم کوتاه هوش بهر هیجانی با اطلاعات تحصیلی هر یک از آنها مطابقت داده شده در این راستا دو گروه شناسایی شدند: گروه اول دانشجویانی بودند که از نظر تحصیلی موفق بودندو گروه دوم نیز دانشجویانی بودند که از نظر تحصیلی میزان موفقیت آنها کم یا ضعیف بود. همسو با انتظارات مورد نظر، گروه موفق در چندین بعد از هوش هیجانی در شرایط مطلوب تری بودند. این برتریها در حوزه تواناییهای درون فردی، سازش پذیری و مدیریت استرس بود. دانشجویانی با سطوح بالایی از این تواناییها به نظر می رسد که بهتر قادرند با تقا ضا های اجتماعی و هیجانی انتقال از دبیرستان به دانشگاه مقابله کنند. بر مبنای تحقیقات موجود در حوزه شایستگی های هیجانی این باور وجود دارد که در دانشجویان شایستگی های هیجانی اجتماعی باعث بهبود عملکرد و پیشرفت می شود.(پارکر و همکاران[۵۲]،۲۰۰۸). بنابراین چنانچه در تحقیقات مرور شده مشخص است هوش هیجانی به خوبی ممکن است در عملکردو پیشرفت در حوزه های دانشگاهی و به طور کلی تحصیلی نقش سازنده و اثربخشی داشته باشد.
۲-۳-۳- تاثیر هوش هیجانی بر عملکرد اجتماعی و خانوادگی:
تحقیقات اخیر نشان می دهد که هوش هیجانی تقریبا عملکرد در تمامی حوزه های زندگی را از خود متاثر می سازد( لیونز و اشنایدر[۵۳]،۲۰۰۵). در واقع این یافته همسو با این تعریف هوش هیجانی است:
هوش هیجانی سازه ای است مشتمل بر مهارتهایی بر مبنای دریافت و ابزار دقیق هیجانها، ادغام سازی هیجانها با پردازش شناختی، فهم هیجانها و تلویحات آنها برای موقعیتهای مختلف و مدیریت آنها ( مایر و سالوی[۵۴]،۱۹۹۷) ادراک هیجانی توانایی توجیه هیجانها به طور دقیق در خود و در محیط اطراف و سپس ابراز آنها به شیوه ای مطلوب است. براین مبنا ادراک هیجانی باید قادر به تمیز میان تهدیدها و یا منافع حاصله از محیط اطراف باشد. این بعد از هوش هیجانی به خصوص در روابط اجتماعی و خانوادگی حائز اهمیت تلقی شده چرا که باعث میشود تا عوامل فشار زای محیطی در محیط خانواده و اجتماع از طریق جهت دهی توجه به نشانه های وابسته به استرس تا اندازه ای تحت کنترل فرد درآیند، از طرف دیگر تسهیل شناختی نیز به عنوان یکی از مولفه های مطرح در هوش هیجانی، به عنوان استفاده از هیجانها در کمک به فرایندهای شناختی معرفی شده است. بر این مبنا افراد کارآمد کسانی معرفی شده اند که هیجان و شناخت خود را به طور متوازن با یکدیگر ادغام می نمایند و حتی آنها را در راستای ترویج خلاقیت، پردازش اطلاعات اکتشافی و حتی استفاده از هیجانهای منفی برای حفظ تمرکز درزمان مورد نیاز استفاده می کنند.این بعد از شایستگی های هیجانی نیز در روابط میان فردی بااعضای خانواده و حتی دیگر افراد اجتماع به خوبی در اداره و کنترل رفتار افراد وارد عمل می شود(لیونز و اشنایدر،۲۰۰۵).
تحقیقات ثابت نموده اند که هوش هیجانی عملکرد را در ارتباطات بین اعضا خانواده ، نحوه مدیریت و کارهای گروهی، تکالیف شناختی و حتی عملکردزمینه ای و بافتی را افزایش می دهد( جردن و همکاران[۵۵]،۲۰۰۹، اسلاسکی و کارترایت[۵۶]، ۲۰۰۶) به هر حال در برخی موارد نیز مانند عملکرد در سایر جنبه های زندگی تحقیقات اندکی در باب تاثیر هوش هیجانی بر عملکرد صورت گرفته است.دی و کارول(۲۰۰۴) رابطه میان ابعاد متفاوت توانایی های مبتنی بر هوش هیجانی و عملکرد را در تکالیف مربوط به تصمیم گیری مورد بررسی قرار داده اند. یافته این محققان چنین گزارش شده که ادراک هیجانی به تنهایی با عملکرد بهتر ارتباط دارد. جالب توجه اینکه تحقیقات دیگر پی برده اند که هنگام سخنرانی میزان ادراک هیجانی فرد از زمره مهمترین عواملی بوده که جذابیت و توانمندی فرد را در نظر دیگران افزایش می دهد. همین امر در روابط میان فرد با همکاران و یا با همسر و فرزندان در درون خانواده وارد عمل می شود و از طریق تاثیر بر فرایند تحلیل افکار باعث افزایش تنوع راهکارهای پردازش اطلاعات می شوند.( فورگاس[۵۷]،۱۹۹۵) برای مثال هیجانهای مثبت درارتباطات خانوادگی باعث افزایش پردازشهای اکتشافی شده و ممکن است برای تکالیف و برخوردهای خلاقانه بسیار سودمند و مفید باشد و در عوض هیجانهای منفی ممکن است در شرایطی باعث پردازش عمیق و بهبود عملکرد در تکالیف فضایی گردد(گری[۵۸]،۲۰۱۰) هیجان و شناخت می تواند در تاثیر بر عملکرد در بسیاری از تکالیف اعم از تکالیف خانوادگی و اجتماعی وارد عمل شوند .
۲-۳-۴- هوش هیجانی و ارتباط آن با رفتارهای روزمره :
مجموعه شواهد دیگری وجود دارد که بر اساس انها ادعا شده که هوش هیجانی پایین با رفتارهای خود مخرب نظیر رفتارهای انحرافی، مصرف سیگار و مواد مخدر ارتباط دارد( براکت و مایر[۵۹]،۲۰۰۳). در حالی که هوش هیجانی بالا با پیامدهای مثبتی نظیر رفتارهای مثبت جامعه پسند، گرمی و صمیمیت والدینی و روابط مثبت با همکاران و دوستان ارتباط دارد( سالوی، مایر، کاروسو و لوپز[۶۰]،۲۰۰۱). از دیدگاه علمی نیز چنین مطرح شده که توناییهای صفات گونه از قبیل هوش هیجانی باید بر حسب نمادهای رفتاری خود در دنیای واقعی مورد توجه قرار گیرند.(فاندر[۶۱]،۲۰۰۱)
مایر و همکاران [۶۲]، (۱۹۹۷) مفهوم بسیار جامعی را برای کاربردهاای مفهوم هوش هیجانی دررفتارهای روزمره ارائه نمودند. این مفهوم در واقع همان بحث فضای زندگی است این دو محقق فضای زندگی را از لوین نظریه پرداز نظریه میدانی در روان شناسی اقتباس نموده و آن را دارای چهار حوزه وسیع معرفی نمودند:۱- فضای زیست شناختی (وزن ،قدو سلامتی جسمی)،۲- عناصر موقعیتی( شامل داراییها از قبیل پوشاک، تابلوها و …)،۳- فضاهای تعاملی( رفتارهای مراقبت از خویش و فعالیت همراه دوستان) ، ۴- فضاهای همکارانه (عضویت در گروههای ورزشی) با استفاده از چنین رویکردی مایر و همکاران یک مقیاس فضای زندگی ۲۶ سوالی را رشد و گسترش بخشیدند که تمامی این چهار بعد را در بر می گیرد. جالب توجه اینکه همه این زیر مقیاسها با ویژگیهای صنعتی نظیر ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی دارای همبستگی هستند.
به باور مایر و همکاران(۱۹۹۷) این همبستگی نشان از آن دارد که بسیاری از رفتارهای روزمره انسان متاثر از تواناییهایی نظیر شایستگی هیجانی هستند. بر اساس گزارشهای ارائه شده نظیر براکت، مایرو وارن[۶۳] (۲۰۰۴) رفتارهای مطرح در حوزه فضای زندگی به یکی از چهار مقوله یا جنبه های بیرونی و قابل مشاهده عینی در محیط اطراف فرد باز می گردد. جالب توجه اینکه مطالعات اولیه مایر و همکاران (۱۹۹۷) و به دنبال آن فرمیکا[۶۴] (۱۹۹۸) نشان داده که نمودهای مختلف هوش هیجانی با ابعاد مختلفی از رفتارهای روزمره که با رفتارهای مطرح در پرسشنامه ی فضای زندگی مورد ارزیابی قرار گرفته است دارای همبستگی مثبت است. فرمیکا ( ۱۹۹۸) نشان داده که هوش هیجانی به طور مثبت با میزان برقراری ارتباط و ابعاد وابستگی مرتبط است و در عوض با کنترل منطقی و رفتارهای مخرب دارای رابطه منفی است . جالب توجه اینکه تحقیقات فرمیکا (۱۹۹۸) دو سوال مهم در رابطه با هوش هیجانی به وجود آورد: یکی اینکه آیا رابطه میان هوش هیجانی و رفتارها در دنیای واقعی یک رابطه قابل تکرار است و دیگر اینکه هوش هیجانی با چه عواملی دیگری به جز رفتارها در دنیای واقعی می تواند رابطه داشته باشد؟
مطالعه براکت، مایر و وارنر(۲۰۰۴) به خوبی نشان داده که هوش هیجانی بالا با گستره ی وسیعی از رفتارهای مختلف در زندگی روزمره از جمله با برقراری دلبستگی ایمن، با رفتارهای جامعه پسند در مدرسه و اجتماع و مدیریت اثر بخش در خانواده و محیط کار رابطه دارد.این دست تحقیقات توسط رایس[۶۵] (۱۹۹۹) تکرار شده است بر همین اساس نیزکلید روان شناسان و متخصصان علوم تربیتی نیز به کاربردهای هوش هیجانی در زندگی روزمره انسانها بسیار علاقه مند هستند . بسیاری از مطالعات صورت گرفته در حوزه مطرح در فضای زندگی که اغلب آنها بر روی مردان انجام گرفته اند، نشان می دهند که مردانی با هوش هیجانی پایین دارای رفتارهای دوستانه ضعیفی هستند. بر همین اساس نیز پیشنهاد شده افرادی که دارای هوش هیجانی پایین هستند دربرقراری تعاملات اجتماعی با ثبات و معنی دار با مشکل مواجه هستند. علاوه بر آن مردانی با هوش هیجانی پایین همواره به اثبات رسیده که بیش از زنان در رفتارهای بالقوه خطرآفرین ، نظیر مصرف داروهای غیر مجاز ، مصرف الکل به صورت افراطی و در گیری در رفتارهای انحرافی و پرخاشگرانه شرکت دارند جالب توجه اینکه در بسیاری از مطالعات از جمله براکت، مایر و وارنر(۲۰۰۴) این ارتباط حتی با کنترل پنج صفت شخصیتی بزرگ نیز کماکان معنی دار باقی مانده است. از طرفی مطالعه براکت، مایر و وارنر(۲۰۰۴) نشان داده است که زنان به طور کلی ازمردان دارای هوش هیجانی بالاتری هستند و به تبع آن این هوش هیجانی بالاتر ممکن است به خوبی در رفتارهای مطرح در فضای زندگی روزمره نمود خود را به جای گذارد . البته تحقیقات سالهای گذشته نیز به طور نسبی نشان داده اند که زنان بهتر از مردان قادر به فهم اطلاعات اجتماعی بیان نشده نظیر احساسات منعکس شده در چهره و دیگر نشانه های غیر کلامی هستند( هال[۶۶]،۱۹۸۴، روزنتال و همکاران[۶۷]،۱۹۷۹). دلایل مطرح شده به این امر بدین شکل است که زنان احتمالا هوش هیجانی بیشتری را به دلیل تعاملات والد- کودک در خود رشد و گسترش می دهند. برای مثال برادی[۶۸] (۱۹۸۵) با مروری بر تحقیقات صورت گرفته نشان داد که مادران نه تنها با دختران خود در باب احساساتشان بیشتر صحبت میکنند بلکه احساسات گسترده تری را نیز نسبت به آنها ابراز می دارند. بر عکس مادران ممکن است با پسران خود بسته تر و محافظه کارانه تر از نظر هیجانی برخورد کنند. برادی (۱۹۸۵) همچنین گزارش نموده که وقتی ارتباط مادران و دختران مطرح می شود.آنها اغلب از نمودارهای چهره ای زنده تر استفاده می کنند و همین امر میتواند برای دخترها در رشد تشخیص بهتر هیجانها کمک شایان توجهی کند.برخی از محققان نظیر براکت ، مایر و ارنر(۲۰۰۴) در حوزه تاثیر هوش هیجانی بر رفتارهای روزمره اثر آستانه را معرفی کرده اند. به باور این محققان سطح حداقلی از هوش هیجانی برای سازگاری با محیطهای اجتماعی ضروری است براین اساس نسبت مردانی که زیر این حد آستانه قرار می گیرند احتمالا بیش از عده زنانی است که زیر این حد قرار می گیرند.بر اساس نظر براکت ، مایر و وارنر (۲۰۰۴) در سطوح بالاتر از این آستانه افزایش بیشتر در هوش هیجانی ممکن است چندان هم با رفتار در زندگی روزمره ارتباط نداشته باشد . درپایان تبیین دیگری که برای نقش هوش هیجانی در رفتارهای روزمره مطرح شده این است که افرادی با هوش هیجانی پایین دارای دانش هیجانی کمتری نسبت به افراد دیگر هستنددر همین راستا نیز بسیار احتمال دارد که دانش هیجانی را بتوان از طریق آموزش و تعلیم و تربیت بهبود بخشیدباید توجه کرد که چنین آموزشی از کاهش یا افزایش هوش امری متفاوت است . اگر رابطه بین هوش هیجانی و رفتارهای روزمره (در کلیه محیطهای اجتماعی ) یک رابطه عکس باشدبنابراین شاید آموزش کودکان و بزرگسالان در هوش هیجانی و مولفه های آن (بویژه در مردان ) احتمالا به رفتارهای سازگارانه تری منجر شود. برای مثال برنامه های القایی هوش هیجانی که در چهار چوب برنامه های درسی مدارس به مرحله اجرا درآمده باعث افزایش هوش هیجانی و فعالیت در برابر آغاز و پیشرفت رفتارهای آسیب زا می شود( برون باتلر و همکاران[۶۹]،۱۹۹۷) البته در این حوزه احتمالا مطالعات طولی با طرح تحقیقی مستحکم و علمی قادر به پاسخگویی بسیاری از سوالاتی است که تا کنون پاسخ داده نشده است .
۲-۳-۵- رابطه هوش هیجانی با عملکرد شغلی:
گذشته ازسه حوزه مطرح شده در بالا ، هوش هیجانی موضوعی نسبتا نوین برای مشاوران و محققان حوزه های روان شناختی ، تعلیم و تربیت و مدیریت است(ویزبینگر[۷۰]،۲۰۱۰). بسیاری از سازمانها در حال حاضر بسیاری از کارمندان و پرسنل خود را در دوره های آموزشی هوش هیجانی که بوسیله مشاوران مدیریت معرفی می شوند شرکت میدهند پیشنهاد دهندگان مفوم هوش هیجانی این مسئله را مورد بحث قرار داده اند که هوش هیجانی نه تنها سلامت جسمانی و روانی بلکه پیشرفت و رشد شغلی را از خود متاثر میسازد. بر اساس گزارش ونگ و لاو (۲۰۰۸) هوش هیجانی و مو لفه های آن ریشه در مفهوم هوش اجتماعی دارد که برای اولین بار توسط ثرندایک[۷۱] در سال (۱۹۲۰) مطرح شده .ثرندایک هوش اجتماعی را بعنوان توانایی فهم و مدیریت در مردان و زنان و پسران و دختران برای عمل خردمندانه در روابطانسانی تعریف نموده است. سالوی و مایر[۷۲] (۱۹۹۰) از اولین کسانی بودند که هوش هیجانی را با این نام معرفی نمودند و منظور آنها نیز توانایی افراد برای مواجهه با هیجانهایشان بود. آنها هوش هیجانی را بعنوان زیر مجموعه ای از هوش اجتماعی تعریف نمودند که شامل توانایی نظارت و درک هیجانها و احساسات خود و دیگران ، توانایی تمیز بین هیجانات و احساسات خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات برای هدایت تفکر و اقدامات خود می باشد(برمن، ۲۰۱۰، ۵۴).
گلمن[۷۳] (۱۹۹۵) نیز با پذیرش تعریف سالوی و مایر پیشنهاد داد که هوش هیجانی باید شامل تواناییهایی باشد که بتوان آنها را در یکی از طبقات خودآگاهی[۷۴]، مدیریت هیجانها[۷۵]، خودبرانگیختگی[۷۶]، همدلی[۷۷] و مدیریت و دستکاری روابط[۷۸] جای داد. بنابراین در این پژوهش نیز تعریف هوش هیجانی به عنوان مجموعه ای از مهارتهای به هم مرتبط که با توانایی درک دقیق ف ارزیابی و بیان هیجانها سر و کار دارد توانایی دست یابی یا ایجاد احساسات در جهت تسهیل افکار ، توانایی فهم هیجانها و دانش هیجانی[۷۹] و توانایی تنظیم هیجانها برای ارتقا رشدعقلانی و هیجانی در نظر گرفته شده است. براین مبنا چنانکه مشاهده می شود علیرغم بحثهای نظری و حتی شواهد تجربی گسترده ای که در باب هوش هیجانی و مولفه های آن وجود دارد و همچنین بحثهای گسترده ای که در باب تعامل میان نظامهای عصبی – شناختی و غیر شناختی در مغز انسان و اینکه چگونه هیجانها و شناختها با یکدیگر تعامل می نمایند( ایزارد[۸۰]،۱۹۹۲ و ۱۹۹۳) وجود دارد، متاسفانه تا کنون نظریه ای که به طور اخص نقش هوش هیجانی و چگونگی اثر گذاری آن را بر عملکرد و پیشرفت در سازمانها و صنایع مورد بحث و توجه قرار دهد در دسترس قرار نگرفت. بنابراین برای فهم دقیق تر اثرات هوش هیجانی و مولفه های آن در سازمانها و صنایع لاجرم الگویی از گروس [۸۱] در باب تنظیم هیجانی که تااندازه زیادی با بحث رابطه بین هوش هیجانی و مولفه های آن با پیشرفت و عملکرد شغلی ارتباط پیدا می کند را به بحث خواهیم گذاشت( گروس، ۱۹۹۸).
گروس هیجانها را به عنوان رفتارهای سازشی و تمایلات پاسخ فیزیولوژیکی که به طور مستقیم توسط موقعیت های مهم تکاملی بکار انداخته شده اند تعریف نموده است. بنابراین همانطور که هیجانها را میتوان به مثابه گرایشات پاسخ که قابل تعدیل شدن نیز هستند در نظر بگیریم همانطور هم میتوان آنها را تنظیم و تحت کنترل و اداره درآورد. به همین صورت تنظیم هیجانها اشاره به فرایندهایی است که از آن طریق افراد تخت نفوذ هیجانهایی که تجربه می کنند قرار میگیرند بویژه در مواقعی که هیجان زده هستند و همچنین اشاره ای نیز به چگونگی تجربه و ابراز این هیجانها نیز میباشد(گروس،۱۹۹۸). این تعریف از تنظیم هیجانها با تعریف مایر و سالوی (۱۹۹۷) از هوش هیجانی همخوانی دارد . پیش از اینکه افراد بتوانند هیجانهای خود راتنظیم نمایند آنها باید به خوبی این هیجانها را فهمیده باشند( در واقع باید خودآگاهی هیجانی داشته باشند). از طرف دیگر بسیاری از پاسخهای هیجانی ما بوسیله هیجانات افراد دیگر برانگیخته می شود. بنابراین فهم هر کس از هیجانهای خود با توانایی او در فهم هیجانات افراددیگر بخوبی ارتباط پیدا می کند( در واقع باید دیگر آگاهی هیجانی[۸۲] داشته باشند) (لارسن، ۲۰۱۱، ۱۹).
الگوی تنظیم هیجانی گروس ، چنین تجویز میکند که هر کس می تواند چگونگی تجربه هیجانها به اضافه چگونگی ابراز آنها را تعدیل نماید. بنابراین شاید بتوان این پیش بینی احتمالی را مطرح کرد که برحسب تعریف هوش هیجانی و تنظیم هیجانی افرادی با هوش هیجانی بالا باید بیشتر بتوانند گرایشات پاسخ خود را تعدیل نموده و همچنین دارای فرایندهای تنظیم هیجانی موثرتری هم باشند.در نتیجه الگوی گروس از تنظیم هیجانی به نظر می رسد که مبنای نظری معقولی برای بررسی اثرات هوش هیجانی در محیطهای کاری باشد. به زعم گروس(۱۹۹۸) گرایشات پاسخ هیجانی را می توان هم بر حسب دستکاری ورودی به سیستم ( تنظیم هیجانی متمرکز بر پیشایندها[۸۳]) و یا برحسب خروجی سیستم( تنظیم هیجانی متمرکز بر پاسخ[۸۴]) تنظیم نمود.
تنظیم هیجانی متمرکز بر پیشایندها، طی چهار گام صورت میگیرد: ۱- انتخاب موقعیت[۸۵]، که طی آن فرد از افراد یا موقعیتهای معین بر پایه احتمال تاثیر هیجانی آنها دوری و یا به آنها گرایش پیدا می کند.۲- اصلاح موقعیت[۸۶]، که طی آن فرد موقعیت یا محیط را به گونه ای که تاثیر هیجانی آن را تغییر دهد، تغییر می دهد.۳- گسترش توجه[۸۷]، که طی آن فرد توجه خود را به سوی و یا در جهت دوری از بعضی از اموربه منظور تاثیر بر روی هیجانهای خود معطوف می کند و ۴- تغییر شناختی[۸۸]، که طی آن فرد یا موقعیتی را که در آن قرار دارد و یا توانایی خود را برای مدیریت موقعیت در جهت تغییر هیجانهای خود مورد ارزیابی مجدد قرار می دهد.به طور مشابه نیز تنظیم هیجانی متمرکز بر پاسخ نیز شامل گامهای چند گانه ای است. در این خصوص فرد ممکن است تجارب هیجانی پیش روی خود را در راستای اهداف معینی تشدید کند[۸۹]، تضعیف کند[۹۰]، ادامه دهد[۹۱] و یا آنها را متوقف سازد[۹۲]. هنگامی که این الگو در باب هوش هیجانی در محیطهای سازمانی به کار گرفته میشود، بر اساس آن میتوان مفروضات جانبی دیگری را مطرح کرد(هارول،۲۰۰۹، ۴۴).
یکی از این مفروضات این است که میتوان تصور کرد که کارکنان قادرند ادراک خود را از محیط کار تعدیل نمایند. چنین ادراکاتی هیجانهای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. مسیر چنین تاثیری بدین صورت است که افراد از طریق تنظیم هیجانی مبتنی بر پیشایندها نسبت به افرادی که با آنها تعامل دارندانتخابی عمل می کنند.. سپس باعث تغییر و اصلاحاتی در الگوی تعاملات در محیط کار میشوند و بدین ترتیب بر جنبه های خاصی از محیط کاری خود متمرکز میشوند و یا در نهایت مجبور به تغییر ارزیابی خود از محیط کار میشوند. کارکنان در یک محیط سازمانی علاوه بر آن میتوانند اثر تحریکات هیجانی در محیط کار را از طریق تنظیم هیجانی مبتنی بر پاسخ نظیر تشدید، تضعیف، ادامه و یا توقف هیجانهای معین تعدیل نمایند. در چنین شرایطی افرادی با هوش هیجانی بالا میتوانند به طور موثری این ساز و کارهای تنظیم هیجانی را برای ایجاد هیجانهای مثبت به علاوه افزایش رشد عقلانی و هیجانی استفاده نمایند. در مقابل افراد دارای هوش هیجانی پایین نمیتوانند تنظیم هیجان متمرکز بر پیشایندها و متمرکز بر پاسخ را به طور موثری استفاده کنند، لذا از رشد هیجانی و عقلانی آهسته تری برخوردار خواهند بود. حال چنانکه محیطهای سازمانی را به عنوان محیطهایی که در آن تعامل به شیوه های فعال صورت میگیرد تعریف نماییم، به خوبی نقش هوش هیجانی و مولفه های آن بر نحوه عملکردشغلی معلوم میشود. بسیاری از تعاملات درون سازمانی با عملکرد و انجام وظایف شغل مثل ارائه خدمات به مشتریان ، دریافت آموزشها، گزارش دهی به سرپرست و یا همکاران و هماهنگی با همکاران ارتباط دارد. در واقع کارکنانی با هوش هیجانی بالا کسانی هستند که روشهای تنظیم هیجانی مبتنی بر پیشایندها و پاسخ را به طور موثری استفاده می کنند و تعامل آنها با دیگران به شیوه های موثرتری صورت می گیرد. اشکاناسی و هوپر[۹۳] (۱۹۹۹) این پیشنهاد را مطرح کرده اند که تعهد عاطفی نسبت به دیگر افراد یک مولفه ضروری برای تعامل اجتماعی است. و در واقع نشان دادن هیجانات مثبت با احتمال موفقیت بالا در کار و شغل مرتبط است. آبراهام[۹۴](۱۹۹۹) نیز بر اساس مشاهدات خود مبنی بر اینکه فروشندگان بیمه که دارای خوش بینی[۹۵] بودند نسبتا به فروشندگان بدبین[۹۶] دارای عملکرد بهتری بودند، نیز پیشنهاد داده که هوش هیجانی به طور مستقیم با عملکرد ارتباط دارد. در واقع یافته های محققان فوق با مشاهدات گلمن (۱۹۹۵) مبنی بر اینکه هوش هیجانی با عملکرد شغلی رابطه دارد، همسویی نشان می دهد(باتلر و همکاران،۲۰۰۹، ۱۷).
هوش هیجانی همچنین با دیگر پیامدهای عاطفی شغل نظیر رضایت شغلی ، تعهد سازمانی و قصد ترک خدمت ارتباط دارد. در واقع توانایی به کارگیری تنظیم هیجانی متمرکز بر پیشایندها و متمرکز بر پاسخ باید افراد را قادر به برقراری ارتباط بهتر با همکاران و سرپرستان به اضافه رضایت بیشتر از شغل خود نماید. علاوه بر این ، وجود حالتهای هیجانی مثبت در کارکنان منجر به احساس عاطفی مثبت نسبت به محیط کار و سازمان می شود. در نتیجه تجربه مثبت در کار و حالتهای هیجانی و عاطفی مثبت باید افراد را به سازمان خویش متعهد تر نموده و احتمال ترک خدمت را کاهش دهد. این نتایج در تحقیقات ابراهام (۱۹۹۹) و اشکاناسی و هوپر (۱۹۹۹) مورد تایید قرار گرفته است. البته علیرغم بحثهای فوق در باب اثرات هوش هیجانی و مولفه های آن بر پیامدهای شغلی نظیر عملکرد و پیشرفت دشوار است که بگوییم اثرات هوش هیجانی بر پیامدهای شغلی در میان مشاغل مختلف یا طبقات مشاغل ، یکسان و مشابه است. بسیاری از مشاغل هستند که طی آنها افراد تعامل خیلی زیادی با مشتریان یا همکاران دارند در مقابل مشاغلی نیز هستندکه ماهیت آنها ایجاب می کند که افراد تعامل کمی با دیگران داشته باشند.این مسئله در مورد کارگران خط تولید در کارخانجات و صنایع کاملا مشهود است بسیاری از محققان و صاحب نظران هیجانها را در محیط کار به مثابه کالاهایی می نگرند که بوسیله کارکنان در مبادله با پاداشهای فردی ارائه می شوند( برای مثال موریس و فلدمن[۹۷]، ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷، وارتون واریکسون[۹۸]، ۱۹۹۵) . به زعم این صاحب نظران، حداقل سه شیوه یا کار در مبادله با پاداش در سازمانها توسط کارکنان صورت می پذیرد. یکی از این مولفه ها کار ذهنی است این پدیده اشاره ای است به مهارتها و دانش شناختی بعلاوه میزان تخصص کارکنان کار فیزیکی دومین مولفه است که در واقع تلاشهای فیزیکی کارکنان برای دست یابی به اهداف سازمان است. و بالاخره سومین مولفه کار هیجانی است که اشاره ای است به گستره ای که کارکنان لازم است هیجان مناسب را به منظور انجام یک شغل به شیوه ای کارامد و موثر نشان بدهند.نمونه ای از مشاغلی که نیازمند سطح بالایی از کار هیجانی است مهمانداری هواپیما است که لازم است مهماندار در برابر مشتریان خوشرو و خوش رفتار باشد، حتی وقتی که از نظر خلقی در شرایط بدی به سر می برد. بر اساس نظر متخصصان و صاحب نظران گستره کار هیجانی مورد نیاز برای مشاغل گوناگون با یکدیگر متفاوت است.در راستای اهمیت رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی میتوان به تحقیقات جدیدی نظیر گلداشتاین و همکاران[۹۹] (۲۰۰۹) و ون روی و ایزوزواران[۱۰۰] (۲۰۱۱) اشاره کرد که نتایج آن نشان میدهد که تواناییهای شناختی تقریبا حدود ۲۵ درصد از واریانس عملکرد شغلی را تبیین میکند. بنابراین بخشی از اهمیت بررسی رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی در این است که این متغیر و مولفه های وابسته به آن احتمالا خواهد توانست درصدی از واریانس تبیین نشده عملکرد شغلی را تبیین نماید. در قسمت پایانی این فصل تحقیقات مطرح در حوزه موضوع پژوهش را مرور خواهیم کرد
.
۲-۳-۶- بررسی رابطه بین خشنودی شغلی و عملکرد:
۱-ارتباط بین خشنودی شغلی و عملکرد
شاید بحث انگیز ترین موضوعی که چندین دهه از تحقیقات مربوط به نگرش و رفتار کارکنان را به خود مشغول کرده است.
ارتباط بین خشنودی شغلی و عملکرد شغلی است(پتی و مک گی،۱۹۸۴) ارتباط مبهم بین این دو متغیر برای بیش از پنجاه سال محققان سازمانی را به خود مشغول کرده است. ایافالدانو و موچینسکی(۱۹۸۵) اولین تحقیق را در مورد ارتباط بین نگرشها و بهره وری در سازمانها انجام داده اند و از آن زمان به بعد چندین خلاصه از بازنگری مربوط به ارتباط بین خشنودی شغلی و عملکرد شغلی خود وجود ندارد.البته بعد از آن تحقیقات زیادی در این زمینه انجام یافته است و نتایج مختلفی حاصل شده است(نعامی،۱۳۸۸)
سه دیدگاه در مورد رابطه بین خشنودی شغلی و عملکرد شغلی مطرح شده است که عبارتند از:
۱-خشنودی شغلی علت عملکرد شغلی است.
۲-عملکرد شغلی علت خشنودی شغلی است.
۳- ارتباط بین خشنودی شغلی- عملکرد شغلی به وسیله متغیرهای دیگری تعدیل می گردد.
در اینجا بعضی از تحقیقات مربوط به هر سه حیطه را ارائه می دهیم:
خشنودی شغلی علت عملکرد شغلی است:این دیدگاه ریشه در تئوری روابط انسانی داردکه از مطالعات هاثورن در اواخر ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۳۰ نشات می گیرد. در پیشینه پژوهش مطرح شده است که همراه با حرکت و جنبش روابط انسانی خشنودی شغلی به طور مثبتی با عملکرد شغلی همراه شده است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

مقاله – شناسایی عوامل انگیزشی و بررسی سطح رضایت گردشگران خارجی از سفر به …

یکی از تعاریف موفقیت در صنعت گردشگری ، وجود گردشگران راضی است. بر این اساس اندازه گیری و مدیریت رضایت مشتری، برای بقا،توسعه و موفقیت خدمات گردشگری بسیار مهم است. از این رو توسعه یک سیستم مبتنی بر مصرف کننده برای ارزیابی عملکرد خدمات گردشگری با تمرکز بر رضایت گردشگر از اهمیت زیادی برای مدیریت مقصد گردشگری برخوردار است.
اولیور[۵۷](۱۹۹۷)، اظهار می دارد تا وقتی که در مورد تعریف رضایت مشتری سوال نشده ، این مفهوم برای همه آشناست.بسیاری از پژوهشگران بسیاری از مطالعات خود را به فرض مشخص بودن این مفهوم انجام داده وتأکید تمرکز خود را بر مطالعه و بررسی اعتبار الگوهای متفاوت قرار داده اند. به مفهوم عام مفهوم رضایت مشتری نوعی ارزشیابی از واقعیت های مصرف است که در دامنه ای از مطلوب تا نامطلوب تغییر می یابد.از طرفی برخی محققان دیدگاهی اقتصادی نسبت به رضایت مشتری دارند، یعنی نتیجه مصرف را مورد مطالعه قرار می دهند، اما برخی فرایند ارزشیابی را مورد توجه قرار داده اند،که دیدگاهی شناختی است (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
به عقیده کاندمپولی[۵۸] (۲۰۰۷)، بهترین راه برای اندازه گیری رضایت مشتری ،توجه به کیفیت خدمات است(راکتیدا،۲۰۰۹). و از آن جا که گردشگری کسب و کاریی است مردمی،به این معنا که برخورد بین ارائه دهندگان خدمات و گردشگران از ویژگی های مهم این صنعت است. از این رو بسیاری از عاملان گردشگری علاقه مند به اتخاذ استانداردهای گسترده و بین المللی شناخته شده برای اطمینان از سطح بالای کیفیت خدمات هستند.
رضایت نتیجه ای است که حداقل فراتر از انتظارات مصرف کننده است . رضایت مشتری اغلب در قلب فعالیت های بازاریابی شرکت قرار دارد، زیرا به شرکت ها کمک می کند، تا اطمینان حاصل کنند که به نتایج استراتژیک مورد نظر خود دست یافته اند.سطح بالای رضایت مصرف کننده به احتمال زیاد به افزایش وفاداری مشتری، کاهش کشش قیمتی،جداسازی سهم حاضر بازار رقبا،کاهش هزینه های شکست،جذب مشتریان جدید،کمک به شهرت و توسعه سازمان در بازار منجر می شود (هایان[۵۹]،۲۰۱۱).
مطالعات راس و کینگهام[۶۰](۲۰۰۴)، نشان می دهد که رضایت مشتری و کیفیت خدمات تأثیر قابل توجهی بر روی حفظ مشتری، سهم بازار و سودآوری دارد.این نتیجه با یافته های نظریه خروج-اعتراض مطابقت دارد، این نظریه چنین می پندارد که مصرف کنندگان ناراضی معمولا خروج (رفتن به سوی رقیب ) و یا اعتراض را برای جبران کردن خسارت دنبال می کنند، در حالی که افزایش رضایت باعث کاهش تمایل مصرف کنندگان به شکایت می شود و در عین حال وفاداری نسبت به یک محصول و یا خدمت را افزایش می دهد (امین بیدختی،۱۳۸۶).
آگوستین و هو[۶۱](۲۰۰۸)، اشاره می کنند که به طور متوسط، وفاداری مشتری ارزشی ده برابر ارزش خرید یک مشتری بی ثبات است و اگر مشتریان به خدماتعلاقه مند باشند،آن را با ۳ نفر درمیان می گذارند و اگر از خدمات رضایت نداشته باشند، نارضایتی یشان را با ۱۱ نفر درمیان می گذارند.این رابطه به دلیل این که ایجاد وفاداری میان مشتریان مقرون به صرفه تر از پیدا کردن و متقاعد کردن مشتریان جدید است،مورد نظر بسیاری از سازمان هاست(آگوستین و هو، ۲۰۰۸).
سازمان های گردشگری نیز به مفهوم وفاداری مشتری علاقه مندند و بسیاری از طرح های وفاداری را پیاده سازی می کنند.شواهد تجربی نشان می دهد که به دست آوردن تعهد گردشگران به یک مقصد، ممکن است منجر به کاهش هزینه های بازاریابی و افزایش وفاداری گردد. اورگینر و اوراز [۶۲] برآورد کردند که حفظ گردشگران موجود نسبت به کسب گردشگران جدید،حداقل ۵ برابر بیشتر مقرون به صرفه است .علاوه بر این تکرار گردشگران نه تنها موجب ایجاد یک منبع درآمد ثابت می شود بلکه موجب ایجاد پیام های دهان به دهان مثبت و موثر می شود.
مطالعات دیگر نیز تایید می کند که گردشگران راضی به احتمال بیشتری درگیر پیام های دهان به دهان مثبت می شود.مطالعات متعددی اثر مثبت رضایت گردشگر بر وفاداری و افزایش احتمال استفاده مجدد از خدمات مشابه را گزارش کرده اند.به طور کلی، بخش های اصلی طرح های وفاداری شرکت و مطالعات مصرف کننده نشان می دهد که شواهد فراوانی برای روابط مثبت بین رضایت گردشگران و قصد بازدید مجدد آن ها، قصد و نیت توصیه مقصد به دیگران وکاهش احتمال شکایت وجود دارد (اورگینر و اوراز،۲۰۰۶).
با توجه به نظریه ناهماهنگی شناختی، هنگامی که افراد بین دو شناخت ،تناقض وناهماهنگی درک کنند،آن ها در وضعیت ناهماهنگی و ناهنجاری روانی قرار می گیرند که ممکن است احساس ناراحتی روانی را تجربه کنند. مصرف کنندگان به کاهش این تنش روانی علاقه مندند،آنها با تغییر در باورهای ناهنجار خود؛سازگاری بیشتری ایجاد می کنند.در زمینه اختلاف بین انتظارات و عملکرد ادراک شده،ممکن است مشتریان به منظور کاهش تنش ناخوشایند انتظارات خویش را از عملکرد محصولات و خدمات کاهش دهند.در زمینه گردشگری، این امر حاکی از آن است که با بالا بردن انتظارات گردشگر ممکن است عملکرد ادراک شده افزایش پیدا کند،که رضایت بیشتر گردشگر را افزایش می دهد(هایان،۲۰۱۱).
مکلیت[۶۳]و همکارانش(۲۰۰۱)، تایید کردند که رضایت گردشگر به وسیله انتظارات او تحت تاثیر مثبت قرار میگیرد.دیگر دانشمندان نیز بیان کردند که رضایت مصرف کننده با ارزش محصولات و خدمات مرتبط است که این امر نیز به نوبه خود به قیمت پرداخت شده برای آن بستگی دارد.ارزش درک شده میتواند به عنوان یک ابزار ارزیابی محصولات و خدمات در نظرگرفته شود،که نشان دهنده رابطه جایگزینی بین آنچه که دریافت میشود(مانند حجم،کیفیت،راحتی)و آنچه که پرداخت می شود(مانند پول،زمان،تلاش) ، ارزش درک شده توسط مصرف کنندگان را افزایش می دهد)مکلیت و همکارانش،۲۰۰۱).
یکی از نظریه هایی که در زمینه رضایت مشتری ، پذیرش عمومی و گستردگی توجه دارد، نظریه عدم تأیید انتظارات است. این نظریه از چهار جزء اصلی برخوردار است؛ انتظارات،عملکرد استنباط شده،عدم تأیید و رضایت مشتری.
فرض اصلی این نظریه آن است که رضایت مشتری از یک محصول یا خدمت، حاصل مقایسه انتظارات و ادراک از عملکرد است و به اندازه و جهت عدم تأیید آن بستگی دارد. در این الگو اگر عملکرد متناسب با سطح انتظارات باشد،تجربه ی مصرف کننده، تأیید کننده انتظارات است. اما اگر عملکرد کمتر از سطح انتظارات باشد،مصرف کننده عدم تأیید منفی انتظارات را تجربه می کند.سر انجام در صورتی که عملکرد بالاتر از سطح انتظارات باشد، مصرف کننده عدم تأیید مثبت انتظارات را تجربه خواهد کرد(فیلیپس و با مگارتنر[۶۴]،۲۰۰۲).
در گذشته تصور بر آن بود که رضایت حاصل انتظارات و عدم تأیید آن است یعنی جهت مثبت و منفی آن مورد نظر بوده است (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
تحقیقات انجام شده اخیر نشان داده است که عدم تأیید می تواند تابعی منفی از انتظارات و تابعی مثبت از عملکرد استنباط شده باشد و عملکرد استنباط شده به طور مثبت متأثر از انتظار است. از جهت دیگر سطح انتظارات در بین مصرف کنندگان مختلف متفاوت است. زیرا انتظارات می تواند ماهیت هنجاری داشته باشد،یعنی هر مصرف کننده انتظارات خاصی از یک محصول دارد(فیلیپس و با مگارتنر،۲۰۰۲).
اگر چه فرض بر آن بوده که عدم تأیید انتظارات میزان رضایت را مشخص می کند، اما در تحقیق ریزک و چاندک[۶۵](۲۰۰۲)نشان داده شده که انتظارات ، خود بر سطح رضایت تأثیر دارند.یعنی افرادی با سطح انتظارات کم، سطح رضایت بالایی به دست می آورند(ریزک و چاندک،۲۰۰۲).
تحقیقات متعددی، پیشنهاد اضافه شدن هیجانات مصر ف را در الگوی رضایت داشته اند،نتایج این تحقیقات بیانگر تأثیر هیجانات مثبت ومنفی بر سطح رضایت بوده است.البته در صورتی که هیجانات حین مصرف را در الگو اضافه کنیم، مفروضات در مورد رضایت تغییر می کند و رضایت به یک فرایند شناختی تبدیل می شودکه دارای عنصر عاطفی نیز هست (فیلیپس و با مگارتنر،۲۰۰۲).اگر چه این فرض همیشه صادق نیست و رضایت آمیخته ای از هیجانات و شناخت است، اما شرایطی وجود دارد که در آن رضایت بیشتر یک فرایند شناختی است و در شرایطی دیگر این رضایت بیشتر حاصل یک فرایند عاطفی است (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
هیو[۶۶] و همکارانش(۲۰۰۷)، رضایت و بازدید دوباره از سنگاپور را با استفاده از گروه های مختلف گردشگران از اروپا ، آسیا ،اقیانوسیه و شمال آمریکا سنجیدند .گردشگران به طور کلی از اجناس و وسایل رفاهی راضی بودند . گردشگران اروپایی و آسیایی از جاذبه ها رضایت داشتند، در حالیکه فرهنگ در رضایت گردشگران اقیانوسیه بااهمیت بوده است . مسکن و غذا عوامل اساسی بودند که باعث رضایت آمریکاییها می شدند . بیشتر گردشگران آسیایی به دلیل کمبود تفریحات شبانه و مناطق و مناظر طبیعی و دیدنی در شهر،از بازدید از سنگاپورناراضی بودند(هیو و همکارانش،۲۰۰۷).
پاویترا و تن[۶۷](۲۰۰۳)، ، رضایت از سنگاپور را از دیدگاه گردشگران اندونزیایی بررسی کردند . آنها به ضعف ها و قوت های اساسی سنگاپور پی بردند. قوت های آن شامل این موارد بود : بی همتایی در آمیزه ی محلی از چند فرهنگی بودن ، تفریحات فراوان شبانه ، شیوه ی زندگی محلی مدرن و راحتی و سهولت در پیدا کردن کالاها و خدماتی با برند هایی در سطح جهانی . ضعف های سنگاپور؛ مردمان محلی غیر صمیمی ،خریدهای گران و مکان های نه چندان بی نظیر و اقامت گاه هایی که زیاد راحت نیستند ونمایشگاههای بین المللی که جالب نیستند و در دسترس نبودن طیف گسترده ای از محصولات است (پاویترا و تن،۲۰۰۳).
سهیل[۶۸] و همکارانش(۲۰۰۷)، رضایت مهمانان از هتل های متوسط مالزی را بررسی کردند ودریافتند که رضایت کلی مشتریان میزان متوسطی است . مشتریان از پاکیزگی و پولی که بابت هتل ها می دادند ، راضی بودند ؛ اگرچه کارایی و دقت و توجه کارکنان هتل پاسخگوی نیازهای مشتریان نبود (سهیل و همکارانش،۲۰۰۷).
لاو و پون[۶۹] (۲۰۰۵)، رضایت مشتریان آسیایی و غربی در مورد هتل های مالزی مطالعه کردند و فهمیدند که مشتریان آسیایی درجه ی رضایت پایین تری در مورد ویژگی های هتل ، نسبت به مشتریان غربی داشتند . مشتریان آسیایی در مورد پولی که پرداخت کرده بودند که آیا ارزشش را دارد ،نگران بودند ،در حالیکه نگرانی مشتریان غربی در مورد امنیت وسلامتی بود . غذا و نوشیدنی عوامل جذابی برای مسافران هتل بودند(لاو و پون،۲۰۰۵).
هونگ و چنگ [۷۰](۲۰۰۰)، رضایت گردشگران در ارتباط با خرید کردن در هنگ کنگ را بررسی کردند و اشاره کردند که کیفیت خدمات کارکنان بیشترین تاثیر را بر سطح رضایت گردشگران داشته است و پس از آن ارزش کالا و درجه ی اعتماد به کالا از مهمترین عوامل بوده اند . نتایج این تحقیق نشان داد که گردشگران از نور پردازی و نشستن در مغازه ها ، و ویترین آرایی و ساعت ها یی که شهر بازاست، راضی هستند و از قابلیت اعتماد به کالاها ناراضی اند . همچنین کیفیت خدمات کارکنان به عنوان مهمترین عامل تاثیر گذار در سطح رضایت گردشگر شناخته شده بود(هونگ و چنگ،۲۰۰۰).
جوپ[۷۱] و همکارانش (۲۰۰۱) ، رضایت گردشگران از تورونتوی کانادا را با استفاده از رویکرد اهمیت رضایت تطبیقی مطالعه کردند . گردشگران عواملی را از مهمترین تا کم اهمیت ترین به ترتیب درجه بندی کردند: امنیت شخصی ،خدمات هتل و اقامتگاه ،خدمات مربوط به غذا ، ارزش پول ،پاکیزگی ، تنوع چیزهایی که می توان دید؛ را در میان عواملی اصلی که بر رضایت گردشگر تاثیرمی گذارند رتبه بندی کردند (جوپ و همکارانش،۲۰۰۱).
مستر و پریدیوکس[۷۲] (۲۰۰۰)،رضایت گردشگران تایوانی از سفرشان به جنوب شرقی کوین لند را مطالعه کردند و فهمیدند که تفاوت های فرهنگی (برای مثال عادات خرید ، روش های آشپزی ،و زبان ) تاثیر چندانی بر رضایت نداشتند . بعضی از پاسخ دهندگان به نارضایتیشان از تفاوت های فرهنگی اشاره کردند ، اما این تاثیری در تجربه ی کلی مسافرت نداشت(مستر و پریدیوکس،۲۰۰۰).
یوکسل و یوکسل[۷۳] (۲۰۰۷)، رابطه ی بین ادراک ریسک خرید کردن و رضایت گردشگر را مطالعه کردند.این مطالعه به این نتیجه رسید که ادراک بیشتر ریسک های داخلی و خارجی ،رضایت گردشگران و وفاداری آنها در خرید کردن را تحت تاثیر قرار می دهد(یوکسل و یوکسل،۲۰۰۷).
جورج[۷۴] (۲۰۰۳)، ادراک گردشگران را از ایمنی و امنیت مورد مطالعه قرار داد و دریافت که گردشگران کمتر جذب سفر به مقصدهای گردشگری می شوند که احساس کنند در آنجا جرم و بزهکاری وجود دارد. گردشگرانی که قبلاً در جریان سفرشان تجربه برخورد با تبهکاران را داشته اند، احساس امنیت کمتری دارند. گردشگران در طول شب احساس عدم امنیت بیشتری نسبت به روز دارند(جورج،۲۰۰۳).
یو و گولدن[۷۵] (۲۰۰۵)، گردشگران بین المللی از اروپا، آمریکا، ژاپن و دیگر کشورهای آسیا/اقیانوسیه را در رابطه با جاذبه های گردشگری ، خدمات، امکانات و قیمت ها در مغولستان را مورد بررسی قرار دادند. این بررسی ها نشان داد که گردشگران با مواردی چون زیبایی های طبیعی، شیوه زندگی طبیعی و جشنواره ها، مهمان نوازی سنتی، نوع برخورد پرسنل محلی و غذاهای محلی راضی اند. گردشگران از مواردی مثل امکانات رفاهی، بهداشت، حمل ونقل و کلوب های شبانه ناراضی بودند(یو و گولدن،۲۰۰۵).
چن و تسای[۷۶] (۲۰۰۷)، اثر تصویر مقصد و آگاهی از ارزش های مقصد را بر نیت های رفتاری مطالعه کردند. مطالعه نشان داد که هر چه احساسات گردشگران در مورد تصویر مقصد مثبت باشد، درک بهتری از کیفیت سفر خواهند داشت و نیت های رفتاری مثبت تری نسبت به مقصد خواهند داشت(چن و تسای،۲۰۰۷).
۲-۱۴ بازدید دوباره از مقصد وتوصیه به دیگران
گردشگرانی که برای نخستین بار به یک مقصد سفر می کنند با آن هایی که چنین سفری را تکرار می کنند ، دو گروه جداگانه به حساب می آیند،زیرا هر یک رفتار، انتظارات و انگیزه های متفاوتی برای سفر به آن مقصد دارند. از آن جا که حفظ و جذب هر دو گروه برای موفقیت مقصد گردشگری دارای اهمیت است، مدیریت مقاصد گردشگری تلاش می کند تا نسبتی از هر دو را در میان بازدیدکنندگان خود داشته باشند. هرچند نسبت بازدیدکنندگان تکراری به کل گردشگرن، به عنوان شاخصی مهم برای تصمیم گیری مدیران محسوب می شود، اما کاهش تعداد گردشگران جدید می تواند نشانه ی روند تقاضای نزولی مقصد مورد نظر باشد. به هر حال، جذب مشتری جدید امری پر هزینه است، ضمن این که اطمینان از تداوم این ارتباط یا تکرار سفر وجود ندارد (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶). اینک مناسب است تا برخی شواهد آماری را در خصوص تکرار سفر در مقاصد گردشگری مختلف مرور کنیم.
بر اساس آمار واطلاعات موجود، حدود ۶۵ تا ۷۳ درصد گردشگران خارجی سفر کرده به انگلستان در سال های ۹۶-۱۹۸۶ میلادی، گردشگران تکراری بوده اند.آمار گردشگران سال ۲۰۰۱ میلادی کشور امریکا نیز حاکی از آن است که ۸۰ درصد کل گردشگران خارجی سفر کرده به این کشور را کسانی تشکیل می دهند که قبلا به امریکا سفر کرده اند.در هنگ کنگ آمار و اطلاعات حکایت از آن دارد که در سال ۲۰۰۱ میلادی، ۵۹ درصد گردشگران سفر کرده به این جزیره ،کسانی بوده اند که قبلا تجربه سفر به آن جا را داشته اند(وانگ[۷۷]،۲۰۰۴).
در ادبیات موجود بازاریابی ادعا می شود که هزینه جذب یک مشتری جدید،گاه پنج تا شش برابر متقاعد کردن مشتری موجود به تکرار خرید است.گردشگرانی که به صورت تکراری از یک مقصد بازدید می کنند، معمولا با آن مقصد آشنا هستند و دلیل تکرار دیدار از آن مقصد نیز رضایت حاصل از تجربه قبلی ایشان است. معمولا این دسته افراد درآمد با ثباتی برای مقصد گردشگری ایجاد می کنند(لا و مکرچر[۷۸]،۲۰۰۴).گردشگران تکراری برای مقصد گردشگری نوعی کانال ارتباطی محسوب می شوند، زیرا با توجه به رضایت آن ها از دیدار قبلی اطلاعات مطلوب مقصد را با دوستان ،اقوام، آشنایان و دیگر گردشگران بالقوه در میان می گذارند و گفته های آن ها تبلیغ خوبی برای مقصد گردشگری به حساب می آید. به عبارت دیگر، این دسته معمولا سفیران مقصد گردشگری در بازارهای بالقوه هستند.بازدیدکنندگان تکراری همچنین از نظر ایجاد و حفظ سهم بازار به خصوص برای مقاصد شناخته شده دارای اهمیت فراوان اند (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
گردشگران بار اول، اطلاعاتی در مورد شرایط، امکانات و داشته های مقصد مورد نظر ندارند و برای اولین بار این مسایل را تجربه می کنند.اما گردشگران تکراری با مقصد آشنا هستند و گاهی علاقه مندند که تجارب خوش گذشته را تکرار نمایند و یا از جاذبه های دیگر موجود در مقصد، که در سفر گذشته فرصت دیدار از آن را نداشته اند، بازدید نمایند.این دو گروه باید انگیزه های متفاوتی برای سفر داشته باشند، که بر رفتار و رضایت خاطر حاصل از تجربه ی عملی آن ها در مقصد تاثیر می گذراند (راکتیدا،۲۰۰۹).
اینک در چارچوب مطالعات خاص صنعت گردشگری که موضوع تکرار تجربه سفر و رضایت مشتری را مد نظر قرار می دهند،نیز می باید به برخی موارد پرداخته شود.
کوزاک و رمینگتون[۷۹]، تجارب و ادراک گردشگران را اساس انتخاب آن ها در مورد مقصد گردشگری می دانند.آن ها چنین بیان می دارند که رضایت حاصل از سفر به یک مقصد با تمایل تکرار سفر به آن مقصد و با پیشنهاد آن مقصد به دیگران ارتباط دارد. در مطالعه کوزاک و رمینگتون اشاره شد که بازدیدکنندگان تکراری نسبت به بازدید کنندگان بار اول جنبه هایی از مقصد را رضایت بخش تر استنباط می کنند (کوزاک و رمینگتون،۲۰۰۰).
در مطالعه دیگر، چنین اشاره شده است که بازدیدکنندگان مرتبه اول در مقایسه با بازدیدکنندگان تکراری تصویر ذهنی و همچنین رضایت متفاوتی از یک مقصد گردشگری دارند.تصویر ذهنی استنباط شده شامل خود محصول،نگرش و برخورد کارکنان بخش گردشگری با بازدیدکنندگان و محیط است.آن ها اشاره کرده اند که آشنایی و آگاهی نسبت به مقصد گردشگری،تصویر استنباط شده از آن مقصد را تحت تأثیر قرار می دهد.یعنی کسانی که نسبت به یک مقصد آشنایی دارند (به دلیل تجربه) تصویر ذهنی مثبت تری از آن مقصد داشته و همچنین علاقه بیشتری برای بازدید از آن محل دارند.در این مطالعه ، نشان داده شده که تجربه ی قبلی سفر به یک مقصد، رضایت بازدیدکنندگان را در سفر بعدی و احتمال تکرار سفر توسط ایشان را تحت تأثیر قرار می دهد (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
بیشتر گردشگران بین المللی، وقتی که برای بار اول به یک مقصد گردشگری وارد می شوند،از آنچه که در مقصد در انتظار آن هاست درک محدود و نامشخصی دارند، بنابر این کسب آگاهی بیشتر مستلزم پی جویی و درک از جانب گردشگر است. از جهت دیگر گردشگر از نظر میزان علاقه برای اکتشاف و کسب تجربه جدید متفاوت اند. و این نکته بر میزان رضایت آن ها تأثیر می گذارد(تسی و کروتس[۸۰]،۲۰۰۵).چارچوبی که پلاگ ارائه داده است می تواند راه حلی برای این مسئله باشد،او شخصیت افراد را روی یک طیف مورد مطالعه قرار داده،که در یک سوی این طیف افراد درون گرا هستند.این دسته افراد نسبت به مسایل قابل پیش بینی و مشخص عکس العمل مثبت تری دارند.جانب دیگر این طیف،افراد برون گرا قرار دارند که ماجراجو و کنجکاو بوده و میل زیادی برای اکتشاف دارند.بر اساس مطالعه پلاگ، افراد اغلب تعادلی بین این دو عامل ایجاد می کنند (پلاگ،۲۰۰۱).

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

منابع تحقیق درباره چهارمحال و بختیاری و تجزیه واریانس


Widget not in any sidebars
3-2-4- روش بررسی فیتوشیمیایی گیاهان
برای شناسایی ترکیب‌های اسانس از دستگاه‌های کروماتوگرافی (GC) و گاز کروماتوگراف متصل به طیف‌سنجی جرمی (GC/MS) استفاده شد. پس از تزریق اسانس به دستگاه‌های فوق با استفاده از زمان بازداری ترکیب‌ها (RT)، اندیس بازداری (KI)، طیف جرمی و مقایسه این مؤلفه‌ها با ترکیب‌های استاندارد و یا با اطلاعات موجود در کتابخانه ترکیب‌های تشکیل‌دهنده اسانس مورد بررسی کمی و کیفی قرار گرفت (Davies 1990 & Adams, 1996).
3-2-4-1- دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‏سنج جرمی (GC/MS):
در کروماتوگرافی گازی (GC) مرحله‌ی ساکن به صورت یک فیلم نازک روی یک جسم جامد بی‌ اثر پخش شده است و نمونه پس از انتشار بین دو مرحله از مرحله مایع خارج می‌گردد و حلال برای اجسام مختلف جذب متفاوت داشته، بنابراین در گاز حامل ترکیب‌ها به طور جداگانه از ستون خارج گردیده و پس از وارد شدن در دتکتور ثبت می‌شوند. تشخیص اجزاء به دست آمده از روی زمان بازداری آن‌ها صورت می‌گیرد به این ترتیب هر جسمی در شرایط (RT) ثابتی دارد و با در دست داشتن استانداردهایی از اجزاء سازنده اسانس‌ها عمل تشخیص صورت می‌گیرد. البته کروماتوگرافی گازی اسانس‌ها به طور معمول جدایی کامل تمام اجزاء موجود را در یک‌بار ارائه نمی‌دهد و پیک اجزاء هیدروکربن‌ها اغلب با ترکیب‌های اکسیژن‌دار روی هم می‌افتند و به طور معمول برای شناسایی و خالص کردن ترپن‌های فرار موجود در فرآورده‌های گیاهی از روش‌های دیگر مانند Liquid – Solid – Chromathography و به ویژه کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) کمک گرفته می‌شود . برای تعیین ساختمان ترپن‌های جدا شده باید طیف مادون قرمز (FR) و هم چنین طیف‌سنج جرمی (Mass) آن موجود باشد و در اصل می‌توان دو تکنیک کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) و کروماتوگرافی گازی را در تجزیه ترپن‌ها مکمل یکدیگر دانست و حتی در مورد سزکوئی ترپن‌ها هم که کم فرار هستند، کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) بهترین تکنیک می‌باشد. امروزه برای جداسازی و تشخیص اجزاء موجود در اسانس از ادغام دو دستگاه کروماتوگرافی گازی و طیف‌سنج جرمی (GC/MS) استفاده می‌گردد و لیکن در آزمایشگاه‌هایی که امکانات کافی و دستگاه‌های پیشرفته وجود ندارد، هنوز هم از روش کروماتوگرافی ستونی و تقطیر فراکسیونی و تهیه مشتقات آن‌ها به عنوان روش‌های تحقیق جهت جداسازی و تشخیص مواد تشکیل‌دهنده اسانس‌ها استفاده می‌شود (احمدی و همکاران، 1380).
نمونه به حالت مایع با حجمی معادل چند دهم میکرولیتر (1/0 میکرولیتر)، به شکل یک جریانی توپی (Plug Flow) و توسط سرنگ‌های میکرولیتری ابتدا به قسمت تزریق وارد و پس از تبخیر در این قسمت با فشار اعمال شده از طرف گاز حامل (هلیوم، ازت یا هیدروژن) داخل قسمت جداسازی (ستون) می‌گردد. با عبور نمونه از داخل ستون، اجزاء موجود در آن که هر کدام حلالیت معینی در فاز ثابت دارند، بر اساس قانون تعادل بین این فاز و فاز گازی، توزیع می‌شوند. از جنبه‌ی نظری، هر قدر تعداد تعادل‌های انجام شده بین دو فاز بیشتر باشد، بازده یک ستون کروماتوگرافی بیشتر بوده و جداسازی (‌Resolution) بهتر و مطلوب‌تری به دست خواهد آمد. بازده یک ستون کروماتوگرافی به پارامترهای مختلفی بستگی دارد که از میان آن‌ها طول و قطر داخلی ستون و هم‌چنین ضخامت فیلم فاز ثابت (GLC) یا قطر ذرات جامد و نحوه‌ی توزیع آن‌ها داخل ستون (GSC) و ترکیب شیمیایی این فاز از بیشترین اهمیت برخوردار می‌باشند. ستون‌هایی که در ابتدا مورد استفاده قرار می‌گرفتند و امروزه نیز در موارد خاصی به کار می‌روند، به ستون‌های پر شده (Packed Columns) معروف هستند. این ستون‌ها دارای طول 20-2 متر و قطر داخلی 8-1 میلی‌متر می‌باشند. تعداد تعادل‌های انجام شده در بهترین نوع این ستون‌ها حداکثر به 20000 یا کمی بیشتر (N > 20000) می‌رسد، در حالی که ستون‌های جدید که به ستون‌های مویینه (Capillary Columns) معروف بوده و اعتبار و ارزش بالای کروماتوگرافی گازی به مقدار قابل توجهی مرهون پیشرفت در تکنولوژی ساخت چنین ستون‌هایی می‌باشد، واجد قطر داخلی 5/0 – 25/0 میلی‌متر و طولی برابر یکصد متر یا بیشتر می‌باشند و فاز ثابت نیز به صورت لایه‌ی بسیار نازکی به ضخامت 25/0 میکرون (و گاهی کمتر) در سطح داخلی آن‌ها توزیع شده است. در این نوع ستون‌ها تعداد تعادل‌های انجام شده که به تعداد سینی‌های نظری نیز معروف است، گاهی از 100000 نیز تجاوز می‌کند که نشانگر بازده بالای این ستون‌ها نسبت به ستون‌های پر شده می‌باشد. اجزاء خارج شده از ستون، یکی پس از دیگری وارد آشکارساز شده و در آن‌جا توسط مکانیسمی که به نوع آشکارساز مورداستفاده بستگی دارد، علائمی به ازای هر جزء نشان داده می‌شود که پیک (Peak) نام دارد. هر پیک واجد دو مشخصه بوده که اولی، زمان ظهور آن و دومی سطح زیر منحنی متناظر با آن به شمار می‌رود. مشخصه‌ی اول برای شناسایی کیفی (‌تعیین نام جزء) و مشخصه‌ی دوم برای شناسایی کمی (تعیین غلظت مربوط به آن جزء)‌ به کار می‌روند (احمدی و همکاران، 1378).
3-2-4-2- شناسایی ترکیبات فرار
جهت تجزیه ترکیبات فرار در اسانس گونه‌های مختلف مرزه از GC و GC/MS استفاده شد. تجزیه GC، توسط دستگاه A Agilent 7890 و نوع ستون HP-5MS 5% (طول ستون m30، قطر داخلی ستون m 25/0، قطر بیرونی ستون mm 25 /0) انجام شد. گاز حامل هلیوم با سرعت ml/min8/0 جریان داشت. دمای اولیه‌ی ستون C 60 و دمای نهایی ستون C 280 بود . افزایش دما تا C/min 4 برنامه‌ریزی شد. نسبت جداسازی 40:1 تنظیم شد. دمای تزریق‌کننده C 3
00 بود. خلوص گاز هلیوم 999/99٪ بود. جهت تزریق نمونه‌ها از میزان 1/0 میکرولیتر اسانس با استفاده از سرنگ میلتون استفاده شد. تجزیه GC/MS توسط دستگاهC 5975 Agilent انجام شد. انرژی یونیزاسیون در طیف‌سنج جرمی 70 الکترون ولت انتخاب شد . طیف جرمی از 50-550 m/z بود. شاخص‌های بازداری (IR) برای تمام اجزا با استفاده از یک‌سری هومولوگ از ان – آلکان‌ها (C5-C24) که در شرایط مشابه شرایط نمونه‌ها تزریق شدند، محاسبه گردید. شناسایی اجزای اسانس بر اساس مقایسه‌ی دفعات بازداری آن‌ها با دفعات بازداری استانداردهای معتبر و نیز با مقایسه‌ی الگوهای تجزیه‌ای طیفی جرم آن‌ها انجام شد (Adams, 2007).

شکل3-6- دستگاه GC/MS(عکس از نگارنده)
3-3- روش محاسبات آماری
به منظور تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات به دست آمده از تحقیق حاضر، از طرح کاملاً تصادفی (یک‌طرفه ـ یک‌سویه) با 3 تکرار با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 19 انجام شد. در نهایت مقایسه‌ی میانگین با آزمون دانکن در سطح احتمال 5 درصد مورد مقایسه قرار گرفتند و با استفاده از نرم‌افزار Excel, Office 2007 نمودارهای مربوطه رسم گردید.

فصل چهارم
نتایج و بحث

4-1- خصوصیات اکولوژیکی دو گونه مرزه بختیاری و کلاری
مرزه کلاری و مرزه بختیاری به ترتیب از منطقه‌ی کوه کلار و سبزکوه واقع در استان چهارمحال و بختیاری به ترتیب در زمان گل‌دهی (برگ‌ها به همراه 10٪ گل‌دهی) و قبل از گل‌دهی (برگ‌ها به همراه ساقه‌ها) در تیرماه 1391 جمع‌آوری گردید. میانگین دمای کوه کلار و سبزکوه به ترتیب 43/10 و 88/10 درجه سانتی‌گراد و متوسط مجموع بارندگی به ترتیب 367 و 5/447 میلی‌متر می‌باشد. ویژگی‌های بافت خاک در این مناطق عبارتند از: کوه کلار دارای اسیدیته‌ی خاک 47/7، ماده‌ی آلی خاک 204/2 درصد، شوری خاک 509/0 دسی زیمنس بر متر، و دارای 0/35 ٪ رس، 0/48 ٪ سیلت و0/17 ٪ شن می‌باشد و منطقه‌ی سبزکوه دارای اسیدیته‌ی 60/7، ماده‌ی آلی خاک 79/2 درصد، شوری خاک 62/0 دسی زیمنس بر متر و دارای 24٪ شن، 40٪ سیلت و 36٪ رس می‌باشد. کوه کلار در ارتفاع 2116 متر از سطح دریا و منطقه سبزکوه در ارتفاع 2292 متر از سطح دریا قرار دارد. گیاهان همراه مشاهده شده با این دو گونه در محل جمع‌آوری عبارت از: Viola rupestris Rosea. ،Potentilla speciosa Willd. ،Fresen. Phagnalon nitidum،Phagnalon rupestre L.،DC. pentanema Pulicariiforme ، Boiss. Tanacetum dumosum ، Rosularia elymetica (Boiss.& Hausskn.) Bornm.‌، Dionysia revolute Boiss.،( schlecht.) Boiss. ferulago angulata بودند.
با توجه به مشاهدات به عمل آمده در تحقیق حاضر می‌توان چنین بحث کرد که دو گونه‌ی مرزه کلاری و بختیاری در ارتفاع بیشتر از 2000 متر رویش دارند و اغلب رویشگاه‌های طبیعی مرزه بختیاری سنگلاخی و دارای خاک بسیار سبک می‌باشند بنابراین یکی از شرایط اکولوژیکی مهم این گیاه زهکشی خاک و اراضی با خاک سبک می‌باشد.
4-2- عملکرد اسانس
عملکرد اسانس زردرنگ مرزه کلاری 15/0 میلی‌لیتر در 100 گرم ماده خشک اندام هوایی و نیز عملکرد اسانس در مرزه بختیاری، مرزه زراعی و مرزه خوزستانی به ترتیب 39/1، 7/0، 53/0 میلی‌لیتر در 100 گرم ماده خشک می‌باشد. عملکرد اسانس مرزه بختیاری که یکی از گونه‌های اندمیک در همان زیستگاه مرزه کلاری است 71/1 میلی‌لیتر در 100 گرم ماده خشک گزارش شده است (Ghasemi Pirbaloti et al., 2013). به علاوه، عملکرد اسانس به دست آمده از سایر گونه‌های اندمیک مرزه به ترتیب 2٪ از S. laxiflora C. Koch (et al., 2004 Sonboli)، 2-3٪ ازS. khuzestanica Jamzad (Sefidkon and Ahmadi, 2000‌) و 7/1-3/3٪ از . Bornm S. sahendica (Akbarnia et al., 2009) گزارش شده است. عملکرد اسانس در S. boliviana Briq. 27/0٪ و در S. parvifolia (Benth) Briq. 57/0٪ گزارش شده است (v/w نمونه تازه) (Viturro et al .,2000 ). در مطالعه‌ای دیگر، عملکرد اسانس به دست آمده 7/1٪ برایS. montana L. و 3/0٪ برای S. cuneifolia Ten. حجم به وزن خشک گزارش شده است (Skocibusic and Bezic, 2004).
نتایج تحقیق حاضر نشان می‌دهد که اسانس گیاه مرزه بختیاری در مقایسه با سه گونه مرزه دیگر تفاوت معنی‌دار دارد اما مرزه کلاری دارای عملکرد اسانس کمتری در مقایسه با سایر گونه‌های مرزه می‌باشد (نمودار 4-1).
جدول4-1- نتایج حاصله از تجزیه واریانس میزان عملکرد اسانس

دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیر و سلوک و تقدیرگرایی


Widget not in any sidebars

مرحلۀ سوم، که با مضمون اصلی سیر و سلوک در رمانس مطابقت دارد، آن نوع تراژدی است که با موفقیت یا کمال توفیق قهرمان سخت موکد میگردد. تعزیه مسیح متعلق به این مرحله است.[…]
مرحلۀ چهارم همان سرنگونی قهرمان به واسطۀ هوبریس و هامارتیاست. در این مرحله، از خط مرزی معصومیت میگذریم و به تجربه میرسیم که مسیر فروافتادن قهرمان هم هست.[…]
سیر وقایع مرحلۀ پنجم تا حد فراوانی معرف تراژدیِ جهت گمشده و فقدان آگاهی است و بیشباهت به مرحلۀ دوم نیست، الّا اینکه بافت آن دنیای تجربه و بلوغ است. اودیپ متعلق به این مرحله است و همچنین است جملگی تراژدیها و وقایع تراژیکی که افادۀ وجودی قدریگرا میکنند[…]
مرحلۀ ششم دنیای هول و هراس است و تصاویر اصلی چنین دنیایی تصاویر اسپاراگموس-یعنی آدمخواری و مثله شدن و شکنجه- است. واکنش خاص معروف به هول یا یکه خوردن با اوضاع و احوال ستمگری یا بیداد مناسبت دارد.» (همان:264-267)
در مورد مرحله ششم باید دو نکته را در نظر داشت اول اینکه این مرحله کمتر به عنوان مضمون اصلی تراژدی درنظر گرفته میشود و بیشتر جنبۀ فرعی تراژدی است. نکته دوم به مرحلهای مربوط میشود که پس از این مرحله قرار میگیرد. در واقع این مرحله، مرحلۀ جدایی نیست و در دل همین مرحله جای میگیرد. فرای این مرحلۀ جدید را نقطۀ تجلی دوزخی مینامد که زندانها، تیمارستانها و ابزارآلات مرگ در قالب سمبولهایی نوین بروز پیدا میکنند.
میتوس زمستان: طنز و هزل
مسالۀ مهم قبل از ورود به بحث فرای ترجمۀ این دو واژه است که چندان دقیق به نظر نمیرسد. آنچه به عنوان طنز و هزل در برگردان صالح حسینی از تحلیل نقد ترجمه شدهاند در اصل انگلیسی معادل irony و satire انتخاب شدهاند که صحیح به نظر نمیرسند و بهتر است از دو واژۀ کنایه و هجو سود جست.
اما به نظریات فرای نیز که بازگردیم در کنارهم قرار دادن این دو اصطلاح مشکلاتی را ایجاد میکند.
«در مورد میتوس کنایه و هجو، مسالهای آنی بروز میکند که به خود اصطلاحات مربوط میشود و آن اینکه کنایه و هجو چیست و آنها چگونه با هم به یک روایت مثالی یا ساختار طرح شکل میدهند. آنها را نمیتوان همتراز و یکسان تلقی کرد، صرفاً به این دلیل که میتوان یک اثر ادبی را هجو نامید اما نمیتوان آن را کنایه خواند.»(همیلتون1377: 91)
فرای در این باب مینویسد:
«تمایز عمدۀ کنایه و هجو این است که هجو کنایه پرخاشگر است، هنجارهای اخلاقی آن نسبتاً معلوم است و عناصر بیتناسب و احمقانه را با معیارهای مفروض آن میسنجد. سقط گفتن خالی یا دشنام دادن هجوی است که به نسبت کنایه چندانی در آن نیست. از سوی دیگر، هرگاه که خوانندهای یقین نداشته باشد که حالت و گرایش نویسنده یا خودش چیست، طنز در کار است و هجو آن به نسبت چندان نیست.»(فرای1377: 269)
با توجه به آنچه خود فرای در طرحریزی شش مرحلۀ این میتوس مدام از عنصر جدال و پرخاش بهره میگیرد بهتر است این میتوس را کنایه بدانیم. فرای سه مرحلۀ نخست را مراحل هجو میداند و آنها را با مراحل کنایهآمیزکمدی منطبق میداند.
«مرحلۀ نخست از این لحاظ با مرحۀ نخستِ کمدی کنایهآمیز مطابقت دارد که در آن جامعۀ سودایی اصلاً جابجا نمیشود. مفهوم پوچی دربارۀ این چنین کمدی پس از خواندن اثر، به صورت نوعی یادآوری بروز میکند. با رسیدن به پایان اثر، کویر بیهودگی از هر طرف سربرمیآورد و به رغم شوخطبعی، حس کابوس برما حاکم میشود و در مییابیم به چیزی دوزخی نزدیک شدهایم.]…[ هجو شاخص این مرحله را میتوان هجو هنجار فروتر بنامیم. در این نوع هجو دنیایی مسلم انگاشته میشود که مملو از ناهنجاری و بیعدالتی و حماقت و جرم است و با این حال همیشگی و غیرمتبدل است.]…[
سادهترین نوع منطبق با مرحلۀ دوم، کمدی گریز است که قهرمان پای در گریز میگذارد و به جامعهای میرود که سازگارتر است، منتها جامعۀ خود را تغییر نمیدهد.]…[پس مضمون اصلی در مرحلۀ دوم یا مرحلۀ دون کیشوتوار هجو عبارت است از قرار دادن اندیشه و تعمیم و نظریۀ اصل بر زندگیای که قرار است از آن بگوید.]…[
مرحلۀ سوم هجو، یعنی هجو متعلق به هنجار برتر است. در هجو مرحلۀ دوم چه بسا دفاع مصلحت بینانهای در برابر جزماندیشی به کار آید، اما در اینجا ناچاریم از معیار عقل سلیم هم درگذریم. چون عقل سلیم نیز بعضی جزمهای مستتر در خود دارد که بارزتر از همه یکی این است که دادههای تجربۀ محسوس قابل اعتماد و پیگیر است و دیگر اینکه تداعیهای عادی ما در مورد چیزها مبنای استواری برای تفسیر حال و پیشبینی آینده است.
با رسیدن به مرحلۀ چهارم دوری میزنیم و به سمت جنبۀ طنزآمیز تراژدی سیر میکنیم و هجو اندک اندک پس مینشیند.]…[ در مرحلۀ چهارم، از پایین، یعنی از منظر اخلاقی و رئالیستی تجربه، به تراژدی نگاه میکنند. انسانیت قهرمان موکد میشود و معنای ناگریزی آیینی در تراژدی به حداقل میرسد و برای فاجعه توضیح اجتماعی و روانی آورده میشود و درماندگی بشری زیادی و اجتنابپذیر جلوه میکند.
مرحلۀ پنجم که با مرحلۀ پنجم یا مرحلۀ تقدیرگرایی تراژدی مطابقت دارد، کنایهای است که تاکید عمده در آن بر دایرۀ طبیعت است، یعنی گردش بیوقفه و ناگسستۀ چرخ سرنوشت یا بخت. مانند مرحلۀ همسان در تراژدی، گرایش در این مرحله آنقدرها که تعمیمیافته و فلسفی است اخلاقی نیست و آنقدرها که رواقی و رضا به قضا داده است بهبودگرا نیست.]…[
در مرحلۀ ششم، زندگی انسان برحسب اسارتی عرضه میشود که خلاصی از آن ممکن نیست. زمینههای آن نمایش زندان و دارالمجانین و تودۀ لینچ کننده و اع
دامگاه است و فرق آن با دوزخ عمدتاً در این است که در تجربۀ انسان رنج با مرگ به پایان میرسد. شخصیتهای انسانی این مرحله شمایل درندگی و جنوناند و نقش آنها اغلب اوقات نقیضۀ شخصیتهای عرصۀ رمانس است.»(فرای 1377: 271-287)
طرح کلی میتوسهای فرای با ساختارمندی مناسبی روبرو میشویم که دنیای ادبیات را در قالبهایی مشخص به ما عرضه میکند. جهان شش مرحلهای هر کدام از میتوسها، تاکیدی مدام بر ایدۀ ابتدایی فرای دربارۀ چرخۀ تکرارپذیر ادبیات دارد. البته شش مرحله در میتوس کنایه به قدرت سه میتوس دیگر نیست و به نظر میرسد فرای در بخشهایی سعی داشته تا بیشتر بتواند ساختار مفروض ذهنی خود را به هرشکل در این میتوس نیز متبلور سازد.

فصل چهارم:
فرای و رمانس
کلیات
میتوس تابستان، رمانس؛ دیگر نوع ادبی است که به برآورده کردن آرزوهای انسانی هر دوره نزدیکتر است.
«در هر دور و زمانهای، طبقۀ اجتماعی یا فکری حاکم آرمانهای خود را در شکلی از اشکال رمانس فرافکنی میکند و در عرصۀ آن قهرمانان (مذکر) با فضیلت و قهرمانان (مونث) زیبا نمودگار این آرمانهایند و آدمهای خبیث هم تهدیدی برای صدرنشینی آنها. خصلت کلی رمانس شهسواران در قرون وسطی و رمانس اشرافی در دوران رنسانس و رمانس طبقۀ متوسط از قرن هجدهم به بعد و رمانس انقلابی در روسیه چنین است. با این حال، عنصر پرولتاریایی اصیلی هم در رمانس هست که تناسخهای گوناگونش هرگز برای آن بس نیست و واقع اینکه نفس همین تناسخها نشان میدهد که هر تغییر و تحولی در جامعه رخ بدهد، رمانس با همان جوع همیشگی سر برمیآورد و برای سدّجوع چشم به راه امیدها و آرزوهای تازهای مینشیند.»(همان: 226)

1 2