مقاله درمورد مواد غذایی و رطوبت نسبی

دانلود پایان نامه

  • O. crenata و ریشه های شدیداً سازگار گیاه Vicia narbonensis را نشان داد (Dorr and Kollmann, 1995). با توسعه یافتن اتصالات مکنده سلولهای مهاجم درون مکنده مسیرشان را بوسیله آنزیم های پکتولیتیک (Pectolytic (Enzymes تسهیل می کنند و این مسیر را از طریق اپیدرم (Epidermis) و کورتکس میزبان ادامه می دهند. آوند چوبی ارتباط مستحکم بین سیستم آوندی میزبان و انگل را برقرار می کند (Boumeester et al., 2003).
    پس از برقراری ارتباط بین انگل و میزبان مکنده شده و گرهک را بوجود می آورد، پس از یک تا دو هفته جوانه ای روی آن پدید آمده و با رشد طولی آن اندام هوایی گیاه انگلی تشکیل و در بالای خاک ظاهر می شود (مین باشی معینی، 1382).
    پ- ساختمان و بافت غده (Structure and Tissue of Nodule)
    بخش بیرونی غده گل جالیز دارای سلول های مریستمی است که با یک یا دو لایه سلول های واکوئولی شده پوشیده می شوند. این منطقه نقش مهمی را بازی می کند چرا که نهایتاً باعث تولید یک غده می شود. اندازه غده به شرایط اقلیمی و قوی بودن میزبان وابسته است. هرچه قوت میزبان بیشتر باشد غده بزرگتری را پدید می آورد. قطر این غده غالباً متجاوز از 20 میلیمتر می شود. این اندازه باز هم تأکیدی بر اهمیت در دسترس بودن مواد غذایی در ریشه و جذب آن توسط پارازیت است. هر غده دارای یک اپیدرم، کورتکس و سیستم آوندی است. سیستم آوندی O.ramosa از عناصر آوندی چوبی کوتاه و نامنظم درست شده است که نقوش آن مارپیچی، مشبک، ضخیم و از نوع ثانویه است. بافت آبکشی غده دارای عناصر آوندی غربالی است. سیستم آوندی غالباً توسط لایه های سلول های پارانشیمی دارای نشاسته و یک اپیدرم احاطه می شود. حدود 12 تا 15 روز پس از اتصالف در سطح غده تعدادی برآمدگی تولید می شود، که به مرور زمان بزرگتر و آشکارتر می شود و غده حالت زگیلی پیدا می کند. اینها سرانجام ریشه های بعدی غده را به وجود می آورند به هر حال این زگیل ها از یک حد مشخصی بزرگتر نمی شوند (Aber, 1984).
    ت- انتقال آب و مواد غذایی از میزبان به پارازیت
    انگل آب و مواد غذایی را از میزبان جذب می کند و این موجب کوتولگی میزبان و کاهش محصول می گردد. بنابراین پارازیت روی کیفیت و کمیت محصول اثر می گذارد برای مثال O. cernua در مجارستان محصول آفتابگردان را تا 30% کاهش می دهد و همچنین میزان روغن بذر پایین می آید. در نیشکر ساقه ضعیف شده و میزان عصاره قند به وسیله پارازیت کاهش می یابد. حرکت مواد فتوسنتز شده از میزبان به پارازیت اثبات شده است. در واقع پارازیت یک چاهک متابولیکی برای کربوهیدراتجهای تولید شده در میزبان است. گونه های O. cernua و O. aegyptiaca فاقد ترئونین و سرین د هیدراتاز هستند و بنابراین سنتز L- isoleucine3 را ندارند. همچنین گل جالیز سطح نوکلئوپروتئین را در ساقه میزبان کاهش می دهد و محتویات کلروفیل نیز کاهش می یابد. ظاهراً یک رابطه مستقیمی بین چاهک متابولیکی ایجاد شده توسط پارازیت و نیاز به نیتروژن در میزبان وجود دارد. نیتروژن که از ریشه های گیاه به قسمت هوایی آن در آوند چوبی در جریان است ، با جذب و مکش قندها توسط پارازیت، نیتروژن کمتری می تواند حمل گردد. به عبارت بهتر جذب و مکش قندها توسط پارازیت ، جذب و انتقال نیتروژن در میزبان را تحت الشعاع قرار می دهند. در نتیجه کاهش در اسیدآمینه ها و رشد گیاه به وجود خواهد آمد و به دنبال آن قند میزبان هم کاهش به وجود می آید. این بدان معنی است که قند کمتری به ریشه ها می رسد و این چرخه دوباره تکرار می شود (Musselman, 1980).
    ث- ظهور و تولید ساقه
    طبق مطالعاتی که مظاهری در سال 1350 در مزارع توتون ارومیه به عمل آورد، مشخص شد که معمولاً 45 روز پس از کشت نشاء، پارازیت از سطح خاک ظاهر شده و 5 تا 6 روز بعد از این تاریخ مرحله گل دادن از قسمت پایین ساقه شروع و حدود 17 روز بعد از تشکیل گل ها ، بذرها ظاهر می شود و حدود 8 روز بعد، این گونه بذرها دوران بلوغ خود را طی نموده و سپس مرگ گیاه پارازیت فرا می رسد. بنابر همین گزارش دوره زندگی هر پارازیت از دوره ظهور تا هنگام رسیدن بذور و شروع مرگ گیاه حدود 30 تا 45 روز طول می کشد ولی دوره زندگی جمعیت پارازیت در مزرعه از زمان ظهور اولین پارازیت تا زمان مرگ کلی آنها بین 60 تا 90 روز ، بسته به شرایط جوی و طول دوره زندگی گیاه میزبان تغییر می کند. (مظاهری، 1350)
    ظهور پارازیت در مزرعه توتون تدریجی بوده و معمولاً ظهور حداکثر جمعیت ان بین 10 تا 15 روز پس از ظهور اولین پارازیت در مزرعه می باشد. با توجه به این امر که تاریخ ترشح مواد محرکه تا زمانی که پروکولوم پارازیت با ریشه گیاه میزبان تماس حاصل نماید حدود 20 روز وقت لازم است، بنابراین مدت زمان گیاهی که میزبان به وسیله پرازیت مورد حمله قرار گرفته و اجباراً مواد غذایی را در اختیار آن می گذارد تا بتواند از سطح خاک ظاهر گردد حدود 25 روز خواهد بود. این مدت از بحرانی ترین دورانی است که گیاه پارازیت حداکثر خسارت خود را به میزبان جوان که عمر آن معمولاً بین 30 تا 40 روز است وارد می کند. گیاه میزبان، در این دوران که اثری از گل جالیز مشاهده نمی شود معمولاً ضعیف و کوتاه مانده و رشد آن بسیار جزئی صورت گرفته است (بهداد، 1375).
    1-2-4- اکولوژی گل جالیز
    الف- دما
    در جنس گل جالیز دمای بین 15 تا 25 درجه سانتیگراد درجه حرارت بهینه برای جوانه زدن اتصال مکنده به میزبان محسوب می شود و شاید هم به همین دلیل باشد که در برخی مناطق گرمسیری این انگل حضور ندارد. البته برخی گونه ها پس از آنکه در این دما جوانه زدند قادرند گرمای زیاد را تحمل کرده و به رشد ادامه دهند (مین باشی معینی، 1382).
    بررسی آزمایشات در دو سال مختلف نشان داد که در زمستان با میانگین درجه حرارت پایین تر نسبت به زمستان با میانگین درجه حرارت بالاتر میزان رویش گل جالیز گونه O. crenata در نخود کاهش یافت (Rubiales et al., 2003). نتایج کار محققان در شرایط کنترل شده و در درجه حرارتهای متفاوت در آفتابگردان نشان داد که میزان رویش گل جالیز گونهO. Cumana در درجه حرارتهای مختلف متفاوت است. مثلاً در 15 درجه سانتیگراد تأخیر در جوانه زنی و در 19 و 23 درجه سانتیگراد افزایش درصد جوانه زنی گل جالیز مشاهده گردید. همچنین گزارش کردند که هویج نسبت به گل جالیز گونه های O. aegyptiaca O. crenata در درجه حرارتهای بالا مقاومت دارد ولی در درجه حرارتهای پایین نسبت به آنها حساسیت نشان می دهد ((Eizenberg et al., 2004
    ب- رطوبت
    فراهم بودن رطوبت خاک شرط اولیه برای جوانه زدن و نمو گل جالیز است. رطوبت به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر رشد و نمو میزبان اثر می گذارد. از این رو تأثیر آن در انگل هم پدیدار خواهد شد. در خاکهایی که به خوبی زهکشی شده باشند انگل به خوبی رشد می کند اما شرایطی را که رطوبت بیش از حد نیاز باشد به دلیل کمبود اکسیژن و کاهش تنفس جوانه زدن بذر آن با اشکال مواجه میجشود و علاوه بر این مواد محرک جوانه زنی رقیق شده و یا شسته می شوند ( مین باشی معینی، 1382).
    گونه های گل جالیز هم در زراعتهای آبی و هم در زراعتهای دیم می رویند، O. crenata اغلب در مزارع باقلا دیم می روید و به نظر می رسد در شرایط رطوبتی جمعیت آن کاهش می یابد ولی در عین حال هویچ را در زمین های آبی آلوده می سازد. شرایط رطوبتی در حدی که موجب توسعه میزبان می گردد موجب افزایش تراکم و وزن خشک گل جالیز خواهد شد. O. cernua هم توتون دیم و هم گوجه فرنگی آبی را آلوده می سازد ، در حالی که O. cumana اغلب روی آفتابگردان دیم روئیده و O. minor هم اکثراً محصولات دیم را آلوده می سازد. O. ramosa و O. aegyptiaca نیز گرچه به طور معمول روی صیفی جات و جالیز آبی فعالیت دارند اما منحصر به کشت های آبی نمی[شوند (موسوی و شیمی، 1376).
    در مجموع می توان نتیجه گیری کرد که گونه های گل جالیز مناطقی را با رطوبت نسبی کم هوا ترجیح می دهند زیرا در چنین شرایطی تبخیر و تعرق سریع موجب جریان بهتر آب و مواد غذایی از سوی میزبان خواهد شد. غرقاب شبیه آنچه در برنج کاری صورت می گیرد موجب کاهش جمعیت انگل می شود (موسوی و شیمی، 1376).
    ج- طول روز
    کاهش شدت نور از 40 تا 170 وات بر متر مربع موجب کاهش آلودگی بهO. crenata در باقلا شده است. البته در کاهش بیشتر آن تا 9 وات بر متر مربع نیز هنوز آلودگی هایی به وجود آمده است و همچنین به نظر می رسد که نور عملاً نمی تواند مسئله مهمی باشد(موسوی و شیمی، 1376). ظاهراً طول روز تأثیر چندانی بر گسترش و پارازیت شدن گل جالیز ندارد و اغلب گونه های گل جالیز قادرند روی میزبانهایی را که در مرحله گلدهی هستند نیز پارازیت شده و گل بدهند (مین باشی معینی، 1382).
    د – نوع خاک
    خاکهایی که در خاورمیانه به گل جالیز آلوده می گردند اغلب قلیایی هستند و در خاکهای اسیدی جمعتی گل جالیز کاهش می یابد و گونه های مختلف گل جالیز نیز خاکهای قلیایی را ترجیح می دهند (مین باشی معینی، 1382 )
    1-2-5- مدیریت گل جالیز:
    1-2-5- 1- پیشگیری، یعنی ممانعت از ورود انگل به منطقه غیر آلوده که در درجه اول رعایت کامل بهداشت زراعی و باغی در این امر مؤثر است . وقتی عملبات زراعی در مزرعه یا باغی که آلوده به انگل نیست شروع می شود، باید از ورود و گسترش آن جلوگیری شود، زیرا این روش ارزانججترین و ساده ترین روش کنترل گل جالیز است. مشکل حضور گل جالیز عدم امکان ممانعت از بذر دادن آن در مزرعه به دلیل مخفی ماندن انگل در زیر برگ های بوته محصول است. خطر انتقال بذر گل جالیز توسط آب آبیاری نیز وجود دارد، مگر اینکه از عدم رویش و بذردهی انگل در حوالی مسیرهای انتقال آب اطمینان حاصل شود. یکی دیگر از خطرات جدی انتقال بذر به خاک از طریق نشاء است، لذا لازم است که خزانه نشاء در زمین های غیر آلوده ایجاد شود. انتقال بذر از طریق کود حیوانی نیز ممکن است (مین باشی معینی، 1382) .
    1-2-5- 2- کنترل مکانیکی
    الف: وجین دستی:
    کندن با دست سادهجترین و مؤثرترین راه کنترل آلودگی های اندک گل جالیز ، یعنی زمانی که هنوز تراکم آفت زیاد نیست، محسوب می شود. کارآیی وجین با دست به گونه گل جالیز و نوع محصول بستگی دارد. گونه های بزرگ و غیر منشعب با ساقه ضخیم مانند O. crenata ، O. cernua و O. minor را بهتر می توان در لابلای محصول تشخیص داد و از بین برد، در صورتی که کندن گونه های کوچک مانند O. ramose زمان بر و دشوارتر خواهد بود .این روش مانع بذردهی و خسارت بیشتر انگل می شود و توسط زارع خورده پا می تواند به کار گرفته شود. یکی از زیانجهای کندن بوته های گل جالیز آسیب رساندن به بوته های محصول و حتی کنده شدن آنهاست. در توتون رفت و آمد مکرر برای کندن انگل می تواند موجب آسیب به برگ های توتون شود (مین باشی معینی، 1382).

      موقعیت جغرافیایی و انجام آنالیز
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.