مقاله رایگان درباره نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و استراتژی های تأمین مالی


Widget not in any sidebars

بررسی ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
استیورات(1991)معتقد است که شرکت هایی که تلاش های ان ها جهت ایجاد ارزش برای سهامداران با شکست روبرو شده است به این دلیل بوده است که از سیستم مدیریت مالی سنتی استفاده کرده اند.به نظر وی برای دستیابی به ارزش باید اهداف مالی ، ابزار ارزیابی عملکرد و رویه های ارزیابی مورد توجه و تاکید قرار گیرند. همچنین جنسن و مک لینگ(1999) معتقدند اگرچه بسیاری از شرکت ها از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد مثل نرخ بازده حقوق صاحبان سهام استفاده می کنند، اما آن در معرض تحریف شدن به وسیله اعمال مدیران است. به دنبال اظهارات جنسن و مک لینگ ، بلک و همکاران(2001)، بیان کردند که معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد هم جهت با ایجاد ارزش برای سهامداران نیست . برای مثال گردش دارایی ها نرخ بازده حقوق صاحبان سهام را که یکی از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد است تحت تاثیر قرار می دهد و این در حالی است که گردش دارایی ها لزوما منافعی برای سهامداران ایجاد نمی کند اما سبب افزایش نرخ بازده حقوق صاحبان سهام می شود .
برای رفع نواقص مربوط به معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد استورات(1991) جنسن و مک لینگ(1999) از سال ها قبل استفاده از ارزش افزوده اقتصادی را برای ارزیابی عملکرد مدیرلن پیشنهاد کردند. همچنین کاپلان و اتکینسون(2005) بیان کردند که مدیران مالی باید به منطور ارتقای معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد از معیارهایی استفاده کنند که به واقعیت های اقتصادی نزدیک تر است .آن ها نیز استفاده از معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد مثل ارزش افزوده اقتصادی را پیشنهاد کردند که با استفاده از آن نقایص مربوط به استفاده از ابزارهای سنتی ارزیابی عملکرد برطرف خواهد شد.
به نظر باش و همکاران(2003) استفاده از ارزش افزوده اقتصادی که یک رویکرد خاص از ارزش افزوده باقیمانده است و بر این مبنا استوار است که مدیران باید بازدهی بیشتر از هزینه سرمایه به کار رفته در شرکت بدست آورند موجب افزایش ثروت سهامداران می شود. از بین همه رویکردهای سود باقیمانده به عنوان مبنای ارزیابی عملکرد ارزش افزوده اقتصادی مورد بیشترین توجه قرار گرفته است. برای ایجاد بهبود وضعیت سهامداران سود عملیاتی شرکت باید از هزینه سرمایه بکار رفته در شرکت بیشتر باشد.همچنین گیسر و لیبنبرگ (2002)بیان کردند که ارزش افزوده اقتصادی که یک معیار اندازه گیری عملکرد مالی و یک ابزار برای محاسبه میزان ارزش ایجاد شده برای سهامداران و همچنین یک ابزار برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری در یک شرکت است معیاری است که در آن برای ارزیابی عملکرد شرکت هزینه سرمایه به کار رفته در شرکت نیز در نظر گرفته می شود. ارزش افزوده اقتصادی بازده اضافی ایجاد شده در اثر انجام یک سرمایه گذاری است. از سوی دیگر باسیدرو همکاران(1997) بیان کردند که ارزش افزوده اقتصادی می تواند به عنوان یک ابزار اندازه گیری عملکرد مالی مبنای محاسبه پاداش مدیران قرار گیرد، زیرا ارزش افزوده اقتصادی از یک طرف ارتباط زیادی با تغیر در ثروت سهامداران دارد و از طرف دیگر اثر منفی بر قیمت سهام شرکت ندارد. همچنین ارزش افزوده اقتصادی به برقراری ارتباط بین داده های حسابداری یک شرکت و عملکرد بازار سهام آن می پردازد.همچنین از ارزش افزوده اقتصادی علاوه بر ارزیابی عملکرد مدیران می توان به عنوان ابزاری برای تحلیل مالی شرکت و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری در پروژه های مختلف استفاده کرد(فارسیو و همکاران،2000 :115).
ارزش افزوده اقتصادی ،سود خالص عملیاتی پس از کسر هزینه فرصت مربوط به سرمایه بکار رفته در یک شرکت و یا یک پروژه است. ارزش افزوده اقتصادی ،برآوردی از میزان سود اقتصادی یک شرکت است و به صورت معادله زیر بیان می شود:
EVA= NOPAT-KW(Capitalt-1)
در معادله بالا؛ NOPAT به عنوان سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات به علاوه هر گونه افرایش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول ، ذخیره ارزشیابی بر مبنای اولین صادره از آخرین وارده ، استهلاک سرقفلی، خالص مبالغ سرمایه گذاری شده به عنوان هزینه های پژوهش و توسعه و سایر سودهای عملیاتی است.در بین تمام رویکردها به اندازه گیری عملکرد بر مبنای سود باقیمانده، ارزش افزوده اقتصادی (EVA) بیشترین توجه رابه خود جلب نموده است. فلسفه زیربنایی EVA آن است که از آنجایی که سرمایه گذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری در انتظاردریافتپاداش هستند، سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران، از هزینه سرمایه فراتر برود و مـوجب افزایـش ثروت سهام داران شود.ایـن موضـوع از طـریق رابـطه زیـر بیـانمی شود(باسیدور و همکاران):
که در آن :
NOPATt = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره t
WACC = میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه
Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهایt-1)
همانگونه که از فرمول بالا استنباط می شود، عوامل محرک ارزش درالگوی EVA به سهگروه اصلی تقسیم می شوند(پناهیان،1382)
1-سودآوری عملیاتی شرکت
2-میانگین موزون هزینه سرمایه
3-میزان سرمایه بکار گرفته شده
در این ارتباط استراتژی های اساسی شرکت را می توان به چهار گروه تقسیم کرد(همان منبع):
استراتژی هایی برای بهبود بازده حاصل از سرمایه های موجود و به همراه آن بهبود سودآوری و بهره وری سرمایه شرکت
استراتژی های تأمین مالی به منظور بهینه سازی ساختار سرمایه و کاهش هزینه سرمایه
استراتژی سرمایه گذاری در طرحهای پربازده
استراتژی آزاد کردن دارایی های کم بازده وغیر مولد
Capital (سرمایه بکار گرفته شده) و NOPAT (سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات)