تحقیق درباره قابلیت اندازه گیری و برنامه ریزی مالی


Widget not in any sidebars

مختلف برنامه ساده سازی سیستم مالیاتی محسوب میشوند. (زایر ،1388) یکی از عوامل مهم در وصول اسان درامدهای مالیاتی کاهش پیچیدگی مالیاتی است
پیچیدگی مالیاتی مبحثی است که در تحلیل اقتصادی استاندارد سیستم های مالیتی گنجانده نمی شود و تعریف دقیقی ندارد. این مفهوم می تواند ویژگیهای متفاوتی را شامل شود مانند عدم فرانمایی. یک سیستم مالیاتی متشمل از گروهی قوانین و قواعد مالیاتی است که نرخ های متفاوت و مسئولیت هایی را شامل می شود که مربوط به تراکنش های مختلف توسط اشخاص یا تجارت ها می باشد و روش های کارکردی اجرایی ای است که افراد یا شرکت ها می بایست طی کنند تا از قواعد مربوط به فراهم آوری اطلاعات٬ تکمیل فرم های مالیاتی٬ پرداخت مالیات و تحمل تفصحات در صورتیکه فرم های مالیاتی به چالش کشیده شوند پیروی کنند.(داویس الف ،2014) در این فصل به بیان مسئله وضرورت واهمیت سنجش شاخص پیچیدگی وتعاریف اولیه از کلمات کلیدی تحقیق پرداخته ایم .
1-2بیان مسئله
پیچیدگی مالیاتی حاصل از افزایش پیچیدگی در قوانین مالیاتی است (,راچارد وساوای ،2001) پیچیدگی مالیاتی شکل های گوناگونی از جمله مشکل بودن محاسبات٬ پیچیدگی فرم ها (,موسسه رسمی حسابداران امریکایی ،1992)٬ پیچیدگی تمکین٬ پیچیدگی قواعد ( کارنس وکوشیا ،1996), ٬ پیچیدگی مراحل (کاکس وانگر،2006)٬ و دشواری در خواندن(پائول وهمکاران ،2007 ؛ساو وسایر ،2010)می تواند داشته باشد (ناترا ساد ،2014)
روش های متعددی برای توضیح یا تعریف پیچیدگی مالیاتی (یا بلعکس سادگی آن) وجود دارد. بدیهی ترین رویکرد توصیف آن توسط گروهی خواص بنیادین و مفصل می باشد. با استفاده از این روش اسلمراد (1989) چهار جنبه از پیچیدگی سیستم مالیاتی را مشخص می کند: قابل پیش بینی بودن٬ قابل به اجرا گذاشتن٬ مشکلات و قابل تغییر بودن. قابل پیش بینی بودن و به اجرا درآوردن مربوط به قوانین مالیاتی بوده در حالیکه مشکل بودن و قابل دست بردن مربوط به پاسخگویی مودیان مالیاتی به قانون مالیاتی می شود. .(اوانس وهمکاران ،2013) همچنین تقسیم بندی های دیگری که درپیچیدگی مالیاتی بیان شده است اوانس (2010) ان را به دو گروه سادگی قانونی (قابل خواندن و فهم بودن قانون مالیاتی) و سادگی موثر (قابلیت تعیین میزان مالیات پرداختی بصورت صحیح) نیز تقسیم بندی کرد. (اوانس وتران ،2010) انجمن رسمی حسابداران امریکایی در بررسی عوامل ایجاد کننده پیچیدگی به دو گروه عمده از عوامل عمومی ناشی از اعمال سیاستهای مالیاتی و عوامل خصوصی ناشی از فضای حاکم بر روابط اقتصادی به عنوان علل ایجاد کننده پیچیدگی سیستم مالیاتی اشاره میکند)انجمن رسمی حسابداران امریکایی ،2002) می توان تمایزی نیز بین پیچیدگی قانونی و پیچیدگی موثر قائل شد. پیچیدگی قانونی می تواند پیچیدگیهای سیاست گذاری و اجرایی را شامل شود. پیچیدگی موثر (یا اقتصادی) منظور زمان و تلاش (برای مثال ارزش منابع) صرف شده توسط اجتماع در جمع آوری درآمد مالیاتی معینی باشد.(چریس اوانس وهمکاران ،2013)
در این پژوهش سعی می شود با توجه به تقسیم بندیهای در مطالعات گذشته شاخص ها ی پیچیدگی مالیاتی در داخل شناخته واندزه گیری شود چراکه به علت شناخته نشدن شاخص های پیچیدگی و غیرقابل فهم بودن قوانین مالیاتی ، فرهنگ مالیاتی در میان عموم مودیان مالیاتی ارتقا نیافته است. برای آنکه مردم مالیات خود را به طور داوطلبانه پرداخت نمایند ارائه خدمات مداوم ، بی طرفانه و سریع همچنین هماهنگی نزدیک و حسن تفاهم و همکاری و مشارکت با آنها شرط اصلی می باشد . ارائه خدمت به مودیان میزان اطاعت از قوانین را بالابرده ، اعتماد آنها را جلب کرده و تحمل تمکین و پرداخت مالیات را سهل تر می سازد (بیرگرنر، 2001 ). بنابراین سازمان مالیاتی باید ابهامات موجود در قانون مالیاتها و پیچیدگیهای نظام مالیاتی را شناسایی ورفع کرده و در محتوای برخی از قوانین تجدید نظر کند. (لشکری زاده،1390) در زمینه مطالعات تجربی مربوط به پیچیدگی مالیاتی کارهای متعددی ارائه شده اند که پیچیدگی را تعریف کرده٬ هزینه های آن و ارتباطشان را بسط می دهند. لافر و همکاران (2011) از افرادی هستند که معتقدند کد مالیات بسیار پیچیده بوده که از روی هزینه های آن قابل روئیت واندازه گیری است: هزینه اجرایی+هزینه تمکین+ضررهای بار مشقت+عایدات جمع آوری شده. رویکردهای سودمندی را در بنیاد مالیاتی کار (2005)٬ اسلمراد (2005) و موسسه سیاست پیش رونده (واینستین 2014) می توان یافت. موسسه مالیاتی پیچیدگی مالیاتی را بر اساس میزانی می سنجد که مبتنی بر تعداد لغاط بکار رفته در کد سازمان عایدات داخلی و قواعد آن می باشد که از سال 1955 تا 2005 به اندازه 64% افزایش یافته است در حالیکه تعداد فصول 61% افزایش یافته است. اسلمراد بعنوان میزان سنجش پیچیدگی تعداد خطوط موجود در فرم مالیات بر درآمد و تعداد صفحات کتابچه دستورالعمل مالیات بر درآمد فزاینده را ملاک قرار می دهد. سپس میزان پیچیدگی را با استفاده از متغییرهای سیاسی٬ دموگرافی و مالیاتی توضیح می دهد. از یافته های او آنست که “اگر عوامل دیگر را ثابت نگه داریم٬ پیچیدگی بر اساس تعداد خطوط فرم ارتباط منفی ای با حضوریابی رای دهندگان و رابطه مثبتی با درآمد بیشتر قانونگذار و نرخ مالیاتی بیشتری دارد. (ماکرولاگو ،2014) واینستین تعداد خرج های مالیاتی توسط ایالت را نشانی از پیچیدگی مالیاتی می داند. نوع سیستم مالیاتی میزان پیچیدگی را تعیین نمی کند. سیستم های پیچیده مالیاتی (بر اساس تعداد هزینه های مالیاتی) در ایالتهایی یافت می شوند که مالیات بر درآمد پیش رونده داشته٬ نرخ مالیات بر درآمد آنها ثابت است و ایالتهایی که مالیات بر درآمد ندارند (ولیکن مالیات بر فروش و گونه های دیگر مالیاتی دارند). با توجه به این که یکی از مشکلات اساسی که در نظام مالیاتی کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است پیچیدگی سیستم مالیاتی و از همه مهمتر پیچیدگی قوانین مالیاتی می باشد.در این پژوهش با هدف تعیین شاخص های برای اندازه گیری پیچیدگی مالیاتی انجا م شده است .
و آیا این متغیرهای تعیین شده در این پژوهش از پیچیدگی مالیاتی شاخص های مناسبی هستند؟ چگونه میتوان متغیرهای تعیین شده را با با توجه به درنظر گرفتن ویژگی های اصلی پیچیدگی مالیات است به قابلیت اندازه گیری شاخص های پیچیدگی وصول مالیات دست یافت ؟
1-3 اهمیت وضرورت
ساده سازی سیستم مالیاتی یکی از اهداف کلیدی بسیاری از برنامه های اصلاح مالیاتی در کشورهای مختلف است.این امر نه تنها به دلیل اثراتی است که پیچیدگی سیستم روی هزینه های تمکین و فرار مالیاتی دارد بلکه در مورد سیستم مالیات بر درآمد مانع بزرگ در برابر عدالت و کارایی قلمداد میشود بدون تردید، ساده سازی سیستم مالیاتی بدون شناخت عوامل ایجاده کننده پیچیدگی میسر نیست.(زایر ،1388) با بررسی عوامل متعدد اقتصادی و غیر اقتصادی بر روی فرار مالیاتی دریافته است که بین تمامی عوامل موثر پیچیده بودن سیستم مالیاتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. در بسیاری از کشورها پیچیده بودن قوانین و مقررات مالیاتی عامل اصلی فرار مالیاتی می باشد.(ریچارد سون ،2006)
ساده سازی ورفع پیچیدگیهای نظام مالیاتی به دلیل تاثیر آن بر افزایش اثربخشی و کارآیی دستگاه مالیاتی موضوعی است که می تواند بسیاری از مشکلات ذکر شده را حل و فصل کند. زیرا وجود قوانین پیچیده و مبهم، دشواری هایی برای مودیان ایجاد می کند که این امر علاوه بر افزایش هزینه های تمکین، احتمال بروز فساد را نیز افزایش می دهد. ساده سازی قوانین، درک آن را برای مودیان آسان کرده و می تواند تاثیر بسزایی در کاهش فرار مالیاتی داشته باشد. لذا ساده سازی می تواند کارایی و اثربخشی نظام مالیاتی را افزایش داده و مودیان را وادار به تمکین کند.(عطایی ،1389) بدون شک تلاشها برای ساده سازی قوانین مالیاتی با چالشهای متعددی همراه است. اگرچه هدف اصلی سیستم مالیاتی باید تامین درآمد برای دولت باشد، از نظامهای مالیاتی برای دستیابی به مجموعهای از اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی استفاده میشود.. بسیاری از کسانی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در سیستم مالیاتی درگیر هستند بر پیچیده بودن نظام مالیاتی کشور اذعان دارند و بر این اعتقادند که ساده سازی مالیات برای تضمین برنامه های خوداظهاری از یک طرف و برای افزایش کارایی نظام مالیاتی از طرف دیگر لازم و حیاتی میباشد(زایر ،1388) از اینرو حمایت مشهود برای توجیه و پیشبرد برنامه ساده سازی قوانین ورفع پیچیدگیهای مالیاتی ضروری است. در این پژوهش به تعیین شاخص های پیچیدگی پرداخته می شود در مطالعاتی در کشور امریکا اهمیت این شاخص در اصلاحات مالیاتی نشان داده شد ،این شاخص چندین یافته را که مربوط به مباحثه اصلاح مالیات ملی می باشد برجسته می سازد:
1- کلیه سیستم های مالیاتی-چه بر درآمد یا فروش بوده٬ تک یا چند نرخی بوده-از پیچیدگی زیادی برخوردار اند.
2- نوع سیستم مالیاتی میزان پیچیدگی را تعیین نمی کند. سیستم های مالیاتی پیچیده (متناسب با تعداد هزینه های مالیاتی) در ایالاتی که مالیات بر درآمد پیش رونده دارند٬ ایالاتی که نرخ ثابت مالیات بردرآمد دارند و ایالاتی که هیچ مالیاتی بر درآمد ندارند (ولیکن مالیات بر فروش و غیره دارند) یافت می شوند.
3- کاهش پیچیدگی از طریق حذف هزینه های مالیاتی می تواند نرخ های مالیاتی پایین تر را از نظر مالی حمایت کرده و عدالت را افزایش دهد(پیش روندگی) زیرا که نفع آنها بیشتر به افراد با درآمد بالاتر و تجارت ها تعلق می گیرد.(پاول ویستین ،2013)
برای کاهش پیچیدگی مالیاتی ، پیدا کردن ساده ترین رویکردها، حداقل کردن هزینه های تمکین مالیاتی، پرهیز از تغییرات مکرر قوانین مالیاتی، استفاده از مفاهیم و تعاریف یکسان، در نظر گرفتن هزینه های اداری،پرهیز از کاربردهای محدود قوانین مالیاتی در کنار کاهش تعدد نرخها، ساده کردن نرخها، محدود کردن مشوقهای مالیاتی و..، نظر به اینکه در سالهای اخیر توجه ویژه ای به خود اظهاری و مشارکت داوطلبانه مؤدیان پرداخت داوطلبانه مالیات شده است، بدون تردید در کنار فرهنگ سازی و اطلاع رسانی، اثربخشی و کارایی این رویکرد تا حدود زیادی به توانایی و تمایل مالیات دهندگان در فهم و عمل به وظایف و تعهدات قانونی خود و نیز توانایی ادارات مالیاتی در تفسیر و اجرای عادلانه قوانین مالیاتی بستگی دارد. بنابراین شناخت شاخص های پبچبدگی در راستای کاهش پیچیدگیها وافزایش کارایی نظام مالیاتی از طرف دیگر امری ضروری میباشد چراکه در صورتی پیچیدگی مالیاتی زیاد باشد مخارج زیادی را متحمل می سازد(الف ،2013) ودر این پژوهش تلاش است در جهتی صورت بگیرند که طراحی سیستم مالیاتی را اصلاح کنند با رهنمودها و اطلاعاتی که در اختیار مودیان مالیاتی قرار می دهد باعث اصلاح سیستم مالیاتی شود.
1-4 اهداف
در این پژوهش سعی بر ان است تا ازطریق اندازه گیری پیچیدگیهای مالیاتی در ابعاد مختلف بتوانیم اهداف زیر را به سرانجام برسانیم .
1-رفع ابهام یا عدم قطعیت در قوانین مالیاتی
2- اسان کردن عملیات جبری مشکل
3-تغییرات مکرر و جدید در قوانین
4- حذف جزئیات (قواعد زیاد و استثنائات به قواعد)
5-جمع آوری مدارک خاص با جزئیات
6- رفع شکل فرم ها و دستورالعملشان که می تواند گیج کننده باشد.
1-4 تعاریف
1-4-1پیچیدگی مالیاتی
پیچیدگی مالیاتی مفهومی چند بعدی است که توسط افراد مختلف با دیدهای مختلف تعریف می شود
اوانز و ترننم (2013) سه تعریف مختلف از پیچیدگی مالیاتی ارائه می کنند
از نظر کارگذار مالیاتی٬ پیچیدگی مالیاتی زمانی است که لازم است برای آماده کردن مالیات بر درآمد شامل برنامه ریزی مالیاتی یا زمانیکه لازم است راهنمایی و مشاوره ارائه کنند.