پتروگرافی و دانه بندی


Widget not in any sidebars

شکل (2-14) تصاویر میکروسکپی از گابرو ها، الف: کلینو پیروکسن (اوژیت) در گابرو (شمال تکیه بالا) که از کناره ها تبدیل به هورنبلند شده است، تمرکز اکسید های آهن و تیتانیم در مرکز بلور های اوژیت در نور(XPL)، ب: بلورهای اورتوپیروکسن در گابروها در نور(XPL) (شمال تکیه بالا) ، پ: تبدیل اوژیت به اکتینولیت در نور (XPL) (جنوب مجید آباد) ت: تبدیل اوژیت به کلریت در اثر فعالیت های دگرسانی در نور (PPL) (جنوب نعمتآباد). نشانهها: Aug: اوژیت، Opx: اورتوپیروکسن، Pl: پلاژیوکلاز، Hbl: هورنبلند، Act: اکتینولیت، Mag: مگنتیت، Chl: کلریت.
هورنبلند یکی دیگر از کانیهای فرومنیزین اصلی گابروهاست که حدود 10 تا 25 درصد مقاطع را تشکیل میدهند و گاهی ما را ملزم با افزودن پیشوند هورنبلند به نام گابروها میکند، بلورهای هورنبلند نیمه شکلدار تا بیشکل، با اندازه 2/0 تا 3 میلیمتر هستند. تبدیل شدگی به اکتینولیت، کلریت و بیوتیت در آنها رخ داده است، تمرکز اکسیدهای آهن و تیتانیم در اطراف و درون آنها مشاهده شده است. در مقاطع بلورهای اولیهی هورنبلند حاصل از انجماد ماگما و بلورهای ثانویه (جانشین اوژیت) قابل تشخیص است (شکل 2-14 الف).
کوارتز به صورت بیشکل، حدود 0 تا 10 درصد، که مقدار بیشینه آن مربوط به کوارتز گابروها میباشد و معمولا فضای خالی بین کانیها را پر کرده است، دارای خاموشی موجی که گویای تنشهای اعمال شده بر سنگها است.
الیوین یکی دیگر از کانیهای فرومنیزین گابروها به صورت شکلدار تا نیمه شکلدار، حدود 0 تا 5 درصد گابروها را تشکیل میدهد.
اکسیدهای آهن و تیتانیم، شکلدار تا نیمه شکلدار، حدود 0 تا 7 درصد مقاطع را شامل میشود (شکل 2-9 پ)، بلورهای ریز آن در اوژیتها و آمفیبولها تمرکز دارند (شکل 2-14 الف).
از کانیهای فرعی گابروها میتوان آپاتیت، زیرکن، کلینوزوئیزیت، بیوتیت و ارتوکلاز را نام برد.
آپاتیت به صورت بلورهای سوزنی بلند و گاه کوتاه دیده میشود. زیرکن نیز به صورت بلورهای کوچک شکلدار تا نیمه شکلدار به صورت میانبار در کانیهای دیگر قرار گرفتهاند. بلورهای ارتوکلاز به صورت نیمه شکلدار در گابروها دیده می شود.
کانیهای ثانویه شامل اپیدوت، کلینوزوئیزیت، کانیهای رسی، اکتینولیت، کلریت و بیوتیت میباشد.
2-3-2- دیوریتها
این سنگها در نمونه دستی دارای ساخت تودهای، دانه بندی متوسط تا ریز هستند، ضریب رنگینی مزوکرات تا ملانوکرات و رنگ آن سبز تیره تا روشن است که رنگ میکرودیوریتها به دلیل ریزدانه بودن تیرهتر میباشد.

شکل 2-15- نمونههای دستی مربوط به دیوریتها، الف: دیوریت، ب: میکرودیوریت، پ:گابرودیوریت، ت: مونزودیوریت، ث: کوارتز دیوریت.
سنگشناسی آنها نشان میدهد که طیف ترکیبی این سنگها دیوریت، گابرودیوریت، میکرودیوریت، کوارتزدیوریت و کوارتزمونزودیوریت است.
بافتهای غالب دیوریتها شامل دانهدار نیمه شکلدار، اینترگرانولار و پورفیروئیدی میباشد.
کانیهای اصلی روشن آنها شامل پلاژیوکلاز 42تا 65 درصد، ارتوکلاز 5 تا 20 درصد، کوارتز 3 تا 17 درصد میباشد و کانیهای اصلی فرومنیرین شامل آمفیبول 28 تا 37 درصد، کلینوپیروکسن 5 تا 15 درصد، بیوتیت 0 تا 5 درصد واکسیدهای آهن وتیتانیم 0 تا 5 درصد میباشد.
بلورهای پلاژیوکلاز به صورت شکلدار تا نیمه شکلدار، با اندازه 1/0 تا 2/3 میلیمتر، اغلب دارای ماکل پلیسنتتیک و منطقه بندی است. پلاژیوکلازها به کانیهای رسی، کلینوزوئیزیت و اپیدوت تبدیل شدهاند (شکل2-16توث). بسیاری از سنگهای آذرین حاوی بلورهای بزرگ در یک زمینه دانه ریز یا شیشهای هستند که بافت پورفیری نامیده میشود (سپاهی 1381)، حداقل دو نسل از پلاژیوکلازها در میکرودیوریت قابل تمیز است، یک نسل پلاژیوکلازهای درشت سالمی که تحت تاثیر دگرسانی قرار نگرفتهاند و نسل دیگر پلاژیوکلازهایی ریز بلور زمینه هستند که تحت دگرسانی به کانیهای رسی، اپیدوت و کلینوزوئیزیت تبدیل شدهاند و حضور این دو نسل پلاژیوکلاز در کنار هم تشکیل بافت پورفیری در میکرودیوریتها را میدهد (شکل 2-16الف). این دو مجموعه از بلورهای پلاژیوکلازها در کنار هم میتواند به سبب آمیختگی دو ماگما با ترکیب مشابه یا تقریبا مشابه، تغییر شرایط تبلور مانند تغیرات فشار، دما و ترکیب شیمیایی و یا در اثر اختلاط ماگمایی و انتقال مکانیکی بلورهای درشت پلاژیوکلاز از ماگمای دیگری به ماگمای سازنده سنگهای مورد مطالعه به وجود آمده باشد. با توجه به شواهد پتروگرافی مانند نبود خوردگی در حاشیه بلورها احتمال انتقال مکانیکی آنها ضعیفتر است البته آنالیز نقطهای بلورهای درشت و ریز پلاژیوکلاز میتواند ما را در درک تغییرات شرایط تبلور یاری کند. در حاشیه بلورهای درشت در بعضی فنوکریستها سریسیتی و اپیدوتی شدن درکنارههای بلور صورت گرفته است که نشان دهنده تغییر شرایط تبلور است (شکل2-19ب).