پایان نامه رشته روانشناسی درباره : سیستم بازداری رفتاری

دانلود پایان نامه

) .
در سطح های فردی و شخصیت ، حساسیت بالای BIS مترادف است با آمادگی و گرایش به اضطراب که فرد را برای مواجهه ی مناسب با شرایط محیطی آماده می کند (کارور وایت ، 1994 ) .
به اعتقاد کر (2008 ، ص. 11) BIS سیستمی است که در کل مسئول حل تعارض بین اهداف است (مانند ، تعارض بین BAS- گرایش و FFFS- اجتناب ، تعارض بین BAS و BAS و تعارض بین FFFS و FFFS). این سیستم یک سیستم پسخوراند منفی است که مسئول مقابله با انحراف از وضعیت بدون تعارض است ، و موجب هیجان اضطراب می شود . اضطراب ناشی از فعالیت این سیستم مستلزم بازداری رفتارهای بالقوه تعارض برانگیز ، درگیری با فرآیندهای ارزیابی خطر ، و مرور محتویات حافظه و محیط به منظور حل تعارض موجود می باشد .
تعریف عملیاتی
در این تحقیق برای سنجش سیستم بازداری رفتاری از زیر مقیاس BIS مقیاس BIS/BAS (کارور وایت ، 1994 ) استفاده شده است . با توجه به تحلیل هایی که در مورد ساختار عاملی این مقیاس صورت گرفته است در یک نمونه ی آمریکایی ( پویترس و همکاران ، 2008 ) و یک نمونه ی ایرانی (این مطالعه ) این زیر مقیاس خود متشکل از دو زیر مقیاس است که یکی مربوط به سیستم بازداری رفتاری است که اساسا اضطراب را می سنجد( پویترس و همکاران ، 2008 ) ودارای 5 آیتم می باشد (BIS-A) و دیگری مربوط به سیستم جنگ و گریز است که اساسا ترس را می سنجد (پویترس و همکاران ، 2008 ( و داری 2 آیتم می باشد (FFS-F) . در تحقیق حاضر نمراتی که افراد در 5 آیتم مربوط به زیر مقیاس BIS-Aکسب می کنند نشان دهنده فعالیت سیستم بازداری رفتاری می باشد .
سیستم فعال سازی رفتاری (BAS)
تعریف نظری
مکانیسم فیزیولوژیکی که مسئول کنترل انگیزش مثبت و خوشایند است سیستم روی آوری رفتاری ( گری ، 1981، الف ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994 ) یا سیستم فعال سازی رفتاری ( BAS در مقایسه با BIS با دقت کمتری مشخص شده است ، با این وجود عقیده براین است که در BAS مسیرهای کاتکولامینرژیک و به ویژه مسیرهای دوپامینرژیک نقش محوری را ایفا می کنند (استلار ، و استلار ، 1985 ف ، به نقل از کارور و وایت ، 1994 ).
این سیستم در برابر علائم پاداش ، عدم تنبیه ، و رهایی از تنبیه حساسیت نشان می دهد. فعالیت این سیستم باعث شروع (یا افزایش ) حرکت شخص به سمت اهداف خود می شود . همچنین گری معتقد است که BAS مسئول تجربه احساس های مثبت از قبیل امید ، سرخوشی ، و شادمانی است (گری ، 1977 ، 1981 ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994 ) .
در سطح تفاوت های فردی و شخصیت ، حساسیت بالاتر BAS مترادف است با آمادگی و تمایل بیشتر به درگیری با تلاش های معطوف به هدف و تجربه ی احساس های مثبت در شرایطی است که فرد با پاداش بلاواسطه مواجه است (کارور وایت ، 1994 ) .
به اعتقاد کر (2008 ، ص ، 20 ) BAS سیستمی است که به تمامی محرک های خوشایند شرطی و غیرشرطی پاسخ می دهدو هیجان خوشایند امید به لذت پیش بینی شده را برمی انگیزد . این سیستم شامل سه مولفه متفاوت به شرح زیر می باشد :
پاسخ دهی در برابر پاداش : تلاش فرد برای بدست آوردن پاداش های جدید
کشاننده : پی گیری فعال اهداف خوشایند
تفریح طلبی : نشان دادن احساسهای مثبت به هنگام بدست آوردن پاداش ( کاوروایت ، 1994؛ کر ، 2008) .
تعریف عملیاتی
دراین تحقیق برای سنجش سیستم فعال سازی از زیر مقیاس BAS مقیاس BAS/BIS (کاوروایت ، 1994 ) استفاده شده است . از 13 آیتم مربوط به زیر مقیاس BAS 5 آیتم مربوط به زیر مقیاس پاسخدهی در برابر پاداش ، 4 آیتم مربوط به زیر مقیاس کشاننده و 4 آیتم مربوط به زیر مقیاس تفریح طلبی می باشد . نمرات آزمودنیها در هر یک از زیر مقیاس های سیستم فعال سازی رفتاری نشان دهنده چگونگی فعالیت این سیستم می باشد .
سیستم جنگ / گریز / بهت (FFFS)
تعریف نظری
کاور وایت (1994) براساس تعاریف اولیه ای که در نسخه ای اولیه ی نظریه حساسیت به تقویت (گری ، 1981، 1987 الف ، 1990 ، به نقل از کارور وایت ، 1994) در مورد سیستم جنگ / گریز (FFS) صورت گرفته است بدون متمایز کردن آن از سیستم بازداری رفتاری آن را جزئی از نظام حساس به تنبیه در نظر می گیرند ، لذا تعریف مستقلی از آن ارائه نمی کند .
اما کر (2008 ، ص . 10) براساس اصلاحات اعمال شده در RST ، سیستم جنگ / گریز /بهت (FFFS) را به عنوان سیستمی تعریف می کند که به تمامی محرک های ناخوشایند شرطی و غیرشرطی پاسخ می دهد و موجب هیجان ترس و رفتارهای اجتناب و گریز می شود .
این سیستم نمونه ای از یک سیستم پسخوراند منفی است که برای کاهش فاصله بین وضعیت تهدید آمیز بی واسطه و وضعیت دلخواه (مانند ، امنیت ) ، طراحی شده است (کر، 2008 ، ص . 10 ) .
اساس عصبی این سیستم شامل آمیگدالا و قشر پیش پیشانی میانی و بطنی میانی میباشد (دیویس ، 2006 ؛ کیرک ، روسو ، بارون ، لبورن ، 2000 ؛ سیرا – مرکادو ، کورکوران ، لبرون – میلاد ، و کیرک ، 2006 ) .
تعریف عملیاتی
در این تحقیق برای سنجش سیستم جنگ / گریز / بهت نیز از زیر مقیاس BIS مقیاس BAS/BIS (کارور وایت ، 1994 ) استفاده شده است . همانطور که پیش از این اشاره شد تحلیل هایی که در مورد ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی این مقیاس صورت گرفته است (برای مثال ، پویترس و همکاران ، 2008 ؛ هایم و همکاران ، 2008 ) نشان داده اند که این زیر مقیاس خود متشکل از دو زیر مقیاس است که یکی مربوط به سیستم بازداری رفتاری است و دارای 5 آیتم می باشد ( BIS- Anxiety) و دیگری مربوط به سیستم جنگ / گریز / بهت است که دارای 2 آیتم می باشد ( FFFS – Fear) .
در تحقیق حاضر نیز با توجه به نتایج تحقیقات فوق و تحلیل عاملی اکتشافی صورت گرفته در خود این تحقیق و همچنین با توجه به این که فرآیند تحقیق براساس نسخه ی تجدیدنظر شده ی نظریه حساسیت به تقویت بوده است ، 2 آیتم مربوط به سیستم ترس به عنوان زیر مقیاس FFFS-Fear معرفی شده است و نمراتی که افراد در این زیر مقیاس کسب می کنند نشان دهنده فعالیت سیستم جنگ /گریز / بهت – ترس می باشد .
1-6-3 تاب آوری
تعریف نظری
تاب آوری به فرایند پویای انطباق مثبت با تجربه های تلخ و ناگوار اطلاق می شود (بونانو ، 2004 ). کانر (2006) تاب آوری را به عنوان روشی برای اندازه گیری توانایی فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملی که سلامت روان فرد را تهدید می کند ، تعریف کرده است .
سلامت روان افراد آسیب دیده ، تحت تاثیر پیامدهای منفی پیشامدهای ناگوار قرار می گیرد . سرسختی و خود تاب آوری از منابع درون فردی هستند که می توانند سطوح استرس و ناتوانی را در شرایط ناگوار تعدیل نمایند و اثرات منفی استرس را کم رنگ تر جلوه دهند (ویسی و همکاران ، 1379) .
راتر خاطر نشان می کند که تاب آوری نوعی تعامل با عامل خطر است یعنی ماهیتی روبه رشد دارد که از بیولوژی و تجارب اولیه زندگی منشأ می گیرد و عوامل محافظتی می توانند از طریق شیوه های مختلف در مراحل متفاوت رشد ، عمل کنند .
تعریف عملیاتی
در این تحقیق برای سنجش تاب آوری از مقیاس تاب آوری کانر دیویدسون استفاده شده است . مقیاس تاب آوری کانر _دیوید سون (CD-RISC):یک ابزار 25 سوالی است که سازه تاب آوری را در اندازه های پنج درجه ای لیکرت از صفر تا چهار را می سنجد.
حداقل نمره تاب آوری آزمودنی در این مقیاس صفر و حداکثر نمره وی صد است .نتایج مطالعه ی مقدماتی مربوط به ویژگی های روانسنجی این مقیاس ، پایایی و روایی آن را تایید کرده است(کانر و دیوید سون،2003).
همسانی درونی ،پایایی باز آزمایی و روایی همگرا و واگرای مقیاس کافی گزارش شده اند و گرچه نتایج تحلیل عاملی اکتشافی وجود پنج عامل (شایستگی/استحکام شخصی،اعتماد به غرایز شخصی/تحمل عواطف منفی،پذیرش مثبت عواطف/روابط ایمن،مهار،معنویت)را برای مقیاس تاب آوری تایید کرده است.
پایایی و روایی فرم فارسی مقیاس تاب آوری نیز در مطالعات مقدماتی نمونه های بهنجار و بیمار مورد بررسی و تایید قرار گرفته است(بشارت ،1386) .
منظور از تاب آوری آزمون تاب آوری کانر –دیویدسون می باشد و نمره ای است که شرکت کننده از این آزمون می گیرد و نمرات آزمودنیها در هر یک از زیر مقیاس های تاب آوری نشان دهنده چگونگی فعالیت این سیستم می باشد .
فصل دوّم
ادبیات پژوهشی
در این فصل سعی بر این بوده است که هریک از متغیر های پژوهش تا حد امکان به صورت جامع شرح داده شود و پیشینه ای از بررسی های مربوط به روابط بین آنها ارائه گردد.برای این منظور کل محتوای این فصل در چهار بخش کلی ارائه شده است .
بخش اول شامل تعریف بیماری عروق کرونر قلب است که مباحثی از قبیل همه گیرشناسی بیماری قلبی – عروقی، عوامل خطر بیماری کرونری قلب ، الگوی رفتاری تیپ A ، تفاوت های فردی در پاسخدهی به استرس،نقش خلق و خو در پاسخدهی به استرس ،تجربیات هیجانی استرس و استرس و بیماری کرونر قلب را در بر می گیرد.
در بخش دوم به معرفی نظریه کمال گرایی پرداخته شده است که شامل مباحثی از قبیل تعریف کمال گرایی ،ابعاد کمال گرایی و نظریه های متعدد درباره کمال گرایی ،رشد و تحول کمال گرایی ، کمال گرایی و جنبه های آسیب شناختی و الگوی رفتاری تیپ A و کمال گرایی می باشد .
در بخش سوم به معرفی سیستم های مغزی /رفتاری پرداخته شده است که شامل مباحثی از قبیل تعریف سیستم های مغزی/رفتاری ،جنبه های هیجانی سیستم مغزی /رفتاری و اختلالات مربوط به آن ،سیستم مغزی /رفتاری و پاسخ فیزیولوزیک می باشد .
در بخش آخر به معرفی تاب آوری و مباحثی از قبیل تعریف تاب آوری ، نظریه ها و رویکردهای مختلف در مورد تاب آوری و رابطه تاب آوری با عروق کرونر پرداخته میشود .
2-1 بیماری عروق کرونر
2-1-1 همه گیر شناسی بیماری قلبی_ عروقی
بر اساس اطلاعاتی که از پژوهش های همه گیر شناسی بر می آید(دنولت ،1997،سارافینو،1384) ،بیماریهای قلبی – عروقی در ایالات متحده ، در راس علل مرگ قرار دارد.و در اکثر ممالک صنعتی نیز چنین است و در کنار سرطان و سکته مغزی از علل اصلی مرگ در جهان است .این بیماریها از عوامل مربوط به رفتارها ،عادات و شیوه های زندگی افراد تاثیر می پذیرند .کاپلان و همکاران (1382)تعداد بیماران مبتلا به بیماری قلبی در آمریکا را 17 میلیون نفر دکر نموده اند،که 11 میلیون نفر آنها به بیماری عروق کرونر قلب مبتلا هستند . براساس نظر انجمن قلب آمریکا هر سال در حدود 5/1 میلیون نفر آمریکایی دچار سکته قلبی می شوند و بیش از 3/1 درصد آنان معمولا پیش از رسیدن به بیمارستان جان می بازند .حدودا نیمی از قربانیان سکته قلبی ، زمانی بیش از دو ساعت طول می کشد تا به بیمارستان برسند ، و گاه این زمان تا چندین ساعت هم می رسد (یارزبسکی و همکاران ،1994، به نقل از خوسفی و همکاران ،1386).
سارافینو (2001)براساس پژوهش های همه گیر شناسی ، بیماری عروق کرونر را بیماری جوامع پیشرفته دانسته چرا که در این جوامع از یک طرف افراد سالمند بیشتر وجود دارند و از طرف دیگر عوامل مخاطره مانند فربهی ، کم تحرکی و تنیدگی بیشتری در آنها مشاهده می شوند .
همگام با آمارهای کشور های صنعتی ، در کشورهای شرق مدیترانه و خاورمیانه – مانند ایران – بیماریهای قلبی یک مشکل عمده بهداشتی و اجتماعی به شمار می رود که ابعاد آن به سرعت در حال افزایش است . در بررسی هایی که بصورت پراکنده انجام شده ، نسبت مرگ ناشی از بیماری های قلبی در ایران ،25 تا 45 درصد گزارش شده است .طبق آمار گزارش شده از منطقه 13 تهران در سال 1380 ، 8/8 درصد مردان و 7/12 زنان این منطقه به بیماری قلبی مبتلا بودند . اداره آمار و خدمات ماشینی معاونت پژوهشی وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در سال 1374 میزان شیوع بیماری های ایسمیک قلب را در کل کشور 28/69 درصد گزارش نموده است .از کل مرگ و میر های کشور در سال 1375، 745550 مورد مربوط به بیماری کرونری قلب بوده که این رقم 89/35 درصد کل مرگ و میرها را شامل می شود(سعیدی ، 1383،خوسفی و همکاران ، 1386).
2-1-2 عوامل خطر بیماری کرونری قلب
عواملی که باعث بروز و یا تشدید بیماری کرونر قلب می شوند ، دو دسته اند ، که در ذیل به آنها پرداخته می شود . البته منطقی است که عوامل روانشناختی به گونه ای عمیق تر مورد بررسی قرار گرفته است .
2-1-2-1 عوامل خطر فیزیولوژیکی:
عوامل خطر کرونری ، عبارت است از یک ویژگی محیطی یا جمعیتی که احتمال ظهور یا بروز بیماری قلبی – عروقی را در فرد افزایش می دهد . مطالعات بسیاری در طی 50 سال اخیر برای شناسایی این عوامل انجام شده است و این مطالعات به شناسایی مجموعه ای از عوامل فیزیکی خطر برای بیماری کرونر قلب منجر شده اند که عبارتند از :
الف . عوامل غیر قابل تعدیل : برخی از عوامل خطر بیماری کرونری قلب غیر قابل کنترل هستند و شامل سن ، جنس ، نژاد و تاریخچه خانوادگی است . میزان شیوع بیماری قلبی با افزایش سن ، به ویژه پس از 45 سالگی بیشتر می شود.در سالهای پیش از سنین کهنسالی ، تعدادبسیار بیشتری از مردان نسبت به زنان به بیماری قلبی مبتلا می شوند و بر اثر آن می میرند . اگرچه زنان کمتر به این بیماری مبتلا می شوند ، در صورت ابتلا ، احتمال مرگ آنان بیشتر است (بیاضی ، 1376 ، سارا فینو ، 1384).
در سرتاسر طول زندگی و به خصوص دوره جوانی ، مردان بیشتر از زنان در معرض ابتلا به CHD قرار دارند ، و یکی از دلایل عمده این موضوع ، وجود اثرات حمایتی و محافظت کننده هورمون های زنانه می باشد(کاچل و همکاران ، 1989، به نقل از بیاضی ، 1376).
ب .عوامل خطر قابل تعدیل : حتی اگر افرادی به خاطر داشتن عوامل غیر قابل کنترل ، جزء گروه های پر خطر بیماری قلبی باشند ،می توانند با تعدیل کردن عادت ها و شیوه های زندگی خود میزان خطر را به حداقل کاهش دهند .بخشی از نقش سن ، جنس و عوامل فرهنگی در تفاوت های موجود در خطربیماریهای قلبی ، مربوط به تفاوت های شیوه زندگی و عوامل زیستی است (AHA،1994،به نقل از سارافینو ،1384).
برای مثال ، سیگار کشیدن یک رفتار قابل پیشگیری است . میزان مرگ و میر به خاطر حملات قلبی در بین افراد سیگاری بیشتر از افراد غیر سیگاری است .برای کسانی که عادت سیگاری کشیدن را ترک می کنند ، میزان مرگ و میر تا حد افراد غیر سیگاری است . برای کسانی که عادت سیگار کشیدن را ترک می کنند ، میزان مرگ ومیر تا حد افرادی که هرگز سیگار نکشیده اند کاهش می یابد (همان).
فشارخون بالا، یک عامل خطر عمده برای بیماری قلبی محسوب می شود . عوامل ژنتیکی مرتبط با فشارخون عبارتند از :سن ، نژاد ، تاریخچه خانوادگی ،رژیم غذایی پرنمک وچاقی . علاوه بر این تعدادی عوامل اجتماعی ، محیطی و فرهنگی نیز وجود دارند که با زمینه ژنتیک درافراد مستعد فشارخون بالا تعامل دارند .فشارخون یک شاخص حساس نسبت به استرس روانشناختی است . درجوامعی که دارای تغیرات فرهنگی سریعتری هستند افرادی دارای مشاغل با استرس زیاد ،بیشتر مستعد فشارخون بالا هستند (بیاضی، 1376).
مقدار کلسترول خون نیز یک پیش بینی کننده قوی بیماری های قلبی است . کلسترول به وسیله لیپوپروتئین ها در خون حمل می شود و یکی از اجزا اساسی پلاکت هایی است که در داخل سرخرگ ها ساخته شده و به بیماری قلبی منجر می شوند . کلسترول بطور عمده ای تحت تآثیر عوامل ژنتیکی و رژیم غذایی است اما ورزش ،چاقی و مصرف الکل نیز درآن نقش دارند (کاپلان و همکاران ، 1382).
2-1-2-2 عوامل خطر روانشناختی
اخیرا علایق بسیاری از پژوهشگران به تحقیق بیشتر در مورد ارتباط میان عوامل روانشناختی و بروز بیماریهای قلبی جلب شده است .عوامل سنتی خطر بروز بیماریهای قلبی ،سبب بیماری 58 تا 75 درصد از بیماران قلبی است .بنابراین مطالعه و پژوهش درباره دیگر عامل های مهم خطر آفرین مانند عوامل اجتماعی ، از نو و با قدرت آغاز شده است .با این دیدگاه ،5 حوزه روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته است که عبارتند از :استرس مزمن زندگی ، افسردگی ، وضعیت اجتماعی / اقتصادی ، ویژگی های شخصیتی و حمایت اجتماعی (بیگل هول و منگوس ،2002،استرایک و استپتو،2004).
الف . استرس مزمن زندگی:این استرس ها شامل اضطراب ها و نگرانی های افراد ،در ابعاد مختلف زندگی روزمره خانوادگی و اجتماعی آنهاست . حدود 10 تا 40 درصد از افراد شاغل ، از استرس های شغلی رنج میبرند و حدود یک سوم این افراد دچار

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید