پایان نامه رسانه های الکترونیکی و نظریه گابریل آلموند

از نظر گیدنز ” اعتماد در جوامع ماقبل نوین از اهمیت کمتری در مقایسه با جوامع جوامع نوین برخوردار است. چرا که افراد هر چه فاصله زمانی- مکانی بیشتری از هم داشته باشند به اعتماد بیشتری نیاز خواهند داشت. در جوامع ماقبل نوین که خصلتی محلی و بومی دارند و کنش های متقابل بیشتر در سطح محلی و رو در رو رخ می دهند، در روابط اجتماعی افراد چنان صراحت و شفافیتی به چشم می خورد که نیازی به اعتماد ندارند، زیرا این اعتماد به طور طبیعی وجود دارد اما در جوامع بزرگ و گسترده که روابط اجتماعی در فاصله زمانی و مکانی بسیار دوری انجام می گیرد و افراد درگیر این روابط کمتر با یکدیگر آشنایی چهره به چهره دارند به اعتماد از طریق نظام های پولی و حقوقی بسیار نیازمند هستند” (به نقل از ریتزر،767:1386).
Widget not in any sidebars

گیدنز در مباحث خود بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می شود: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی. اعتماد انتزاعی در برگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی که کنشگر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند، می تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم یافته نیز دارای ایده ها و باورهایی باشد. افراد همچنین می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند. از این فرآیند می توان تحت عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به نظام های تخصصی می نامد. یعنی ممکن است کنشگر از فردی که اتومبیل یا خانه او را ساخته، شناختی نداشته باشد ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت، دارای میزانی از اعتماد باشد (شارع پور،104:1380). گیدنز همچنین برای نشان دادن نقطه مقابل اعتماد از مفهوم و اصطلاح بی اعتمادی استفاده می کند که شامل اعتماد نسبت به اشخاص و نظام های انتزاعی است (گیدنز،119:1380).
گیدنز پایه های اعتماد را در جوامع سنتی و مدرن متفاوت می داند. در نظر وی روابط خویشاوندی، اجتماع محلی، دین و سنت از جمله زمینه های اعتماد در دوران قبل مدرن است در حالی که این چهار کانون اصلی اعتماد در دوران مدرن اهمیتی ندارد؛ بلکه اعتماد به نشانه های نمادین و نظام های تخصصی مورد توجه است. افراد در جامعه مدرن به بازاندیشی پیرامون بخش های سنتی زندگی می پردازند و آنچه در این فرایند مهم است مسئله ایجاد اعتماد فعالانه است یعنی اعتماد به دیگران و نهادها (از جمله نهادهای سیاسی) که باید آن را فعالانه تولید کرد و به بحث گذاشت. گیدنز معتقد است همه صورت های تخصص به اعتماد فعالانه نیاز دارند. زیرا هر داعیه مرجعیتی در کنار داعیه های دیگر مرجعیت مطرح می شود و خود متخصصان غالبا با یکدیگر توافق ندارند. اعتماد یا عدم اعتماد به نظام های تخصصی )که نظام سیاسی جزئی از آن است ( در معرض تأثیر شدید از تجارب ما در نقاط دسترسی و همچنین دانش های روزی قرار دارد که از طریق رسانه های ارتباطی و منابع دیگر در دسترس آدم های عادی و نیز متخصصان فنی قرار می گیرد. در واقع در نظر گیدنز رسانه ها به خصوص رسانه های الکترونیکی، فضا را برای دیالوگ سیاسی و فعالیت بیشتر و بازتابی تر شهروندان باز و فراهم می کنند و به عنوان یکی از ابزارهای در دسترس افراد برای بازاندیشی در نظام های تخصصی خاصه نظامهای سیاسی شناخته می شوند (گیدنز، 1377: 108 و 123)
در مجموع کند و کاو در مباحث نظری گیدنز پیرامون اعتماد حاکی از آن است که تئوری ساختاربندی وی که در جهت فائق آمدن بر جدل های بین نظریه پردازان سطح خرد و کلان طراحی گردیده است می تواند به عنوان چارچوب نظری مناسب برای تحلیل مسأله بسیار مهم اعتماد اجتماعی باشد.
4-فرانسیس فوکویاما
ﻓﻮﻛﻮﻳﺎﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﻮﻋﻲ روﻳﻜﺮد اﻗﺘﺼﺎدی ﺑـﻪ ﻣـﺴﺌﻠﻪ اﻋﺘﻤـﺎد ﻣـﻲ ﭘـﺮدازد و ﻣﺒﻨـﺎی ﻧﻈﺮی و ﻛﺎﻧﻮن ﺗﻤﺮﻛﺰ او ﺑﺮﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ ﻣﻌﻴﻨـﻲ از ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ و ارزش ﻫﺎی ﻏﻴﺮ رﺳﻤﻲ اﺳﺖ و اﻋﻀﺎی ﮔﺮوﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﻤﻜـﺎری و ﻫﻤﻴﺎری دارﻧﺪ، در آن ﺳﻬﻴﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ. از دﻳﺪ ﻓﻮﻛﻮﻳﺎﻣﺎ اﻳﻦ ارزش ﻫـﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫـﺎ ﺑﺎﻳـﺪ ﺷــﺎﻣﻞ ﺳــﺠﺎﻳﺎﻳﻲ از ﻗﺒﻴــﻞ ﺻـﺪاﻗﺖ، ادای ﺗﻌﻬــﺪات و ارﺗﺒﺎﻃــﺎت دو ﺟﺎﻧﺒــﻪ ﺑﺎﺷﺪ(ﻓﻮﻛﻮﻳﺎﻣﺎ، 10 :1379)، ﺑﻪ ﻃﻮری ﻛﻪ ﻣﺸﺎرﻛﺖ در اﻳﻦ ارزش ﻫﺎ و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻳﻲ، ﺗﻮﺳﻂ ﮔﺮوﻫﻲ از اﻓﺮاد ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻜـﺪﻳﮕﺮ ﻫﻤﻜـﺎری دارﻧﺪ اﻋﺘﻤﺎد را ﺑﻮﺟﻮد ﻣﻲآورد. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻓﻮﻛﻮﻳﺎﻣﺎ اﻳﻦ ﻫﻤﻜﺎری و ﻫﻤﻴﺎری ﺑـﻪﻣﻨﻈﻮر اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺮه وری اﻗﺘﺼﺎدی ﺻﻮرت ﻣﻲ ﮔﻴﺮد و ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳـﻦ وی اﻋﺘﻤـﺎد را ﺑـﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و در ﻋﺮﺻﻪ اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﻄﺮح ﻣﻲﺳﺎزد.
سطوح مختلف اعتماد اجتماعی :
سرمایه اجتماعی ویژگی هایی از یک جامعه یا گروه است که ظرفیت سازماندهی جمعی و داوطلبانه برای حل مشکلات متقابل یا مسائل عمومی را افزایش می دهد. اعتماد از مولفه های مهم ، بلکه اصلی ترین مولفه سرمایه اجتماعی است . در حوزه جامعه شناسی پیش کشیدن بحث سرمایه اجتماعی در دهه های اخیر به دلیل احساس خطر اندیشمندان از اتمیزه شدن جامعه و محدود شدن روابط صمیمی و خزیدن مردم در لاک فردگرایی افراطی بوده است.
از سطوح اعتماد اجتماعی می توان به اعتماد بنیادین ، اعتماد بین شخصی ، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد به نظام یا سیستم اشاره کرد که در اینجا بنا بر ضرورت به توضیح اعتماد به نظام یا سیستم می پردازیم .
در جوامع مدرن الزاما دو سوی فرایند ارتباط را ارتباط گران انسانی تشکیل نمی دهند ، بلکه انسان ها گاهی با کنش گران غیر فردی ارتباط برقرار می کنند. به این ترتیب شکل دیگری از اعتماد مطرح می شود که متوجه ساختارهای غیر شخصی است در این مورد به دو نوع اعتماد نهادی و اعتماد مدنی یا انتزاعی اشاره می گردد.
الف : اعتماد نهادی:
بر میزان مقبولیت وکارایی و اعتمادی که مردم به نهادها (رسمی دولتی) دارند دلالت دارد . به تعبیر دوگان انعکاس فقدان اعتماد به نهادها در اغلب موارد نتیجه بی اعتمادی به افرادی است که عهده دار امور آن نهادها هستند. بنابراین میزان اعتماد نهادی برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان این نهادها در قالب ادارات ، ارگان ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آن ها ارتباط دارد سنجیده می شود.
ب: اعتماد انتزاعی (مدنی)
گیدنز نظام های انتزاعی را نظام های انجام کار فنی یا مهارت تخصصی می داند که حوزه های وسیعی از محیط مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را تشکیل می دهد . مثل نظام پزشکی ، نظام معماری و … . به نظر وی ما از اعتماد به نهادهای مدرن و نظام های انتزاعی در موقعیتی که بسیاری از جنبه های مدرنیت جهانی شده باشد ، ناگزیریم . یکی از معانی قضیه فوق این است که هیچکس نیست که بتواند از نظام های تخصصی در نهادهای مدرن کاملا دوری گزیند.
از نظر زتومکا اعتماد می تواند به مقولات انتزاعی دیگری مانند اعتماد به نظم ، دموکراسی ، علم و …. نیز تعلق پیدا کند.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت اعتماد اجتماعی در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان تخریب و تضعیف می شود؛ عوامل تخریب کننده اعتماد اجتماعی در سطح خرد، منفعت طلبی افراطی افراد است. از آنجا که انسان ها به طور ذاتی، منفعت طلب هستند، وقتی این منفعت طلبی حالت افراطی به خود بگیرد، افراد سعی می کنند با استفاده از روش های کاذب، سهم بیشتری از امکانات و منفعت را برای خود طلب کنند. در سطح میانه، موضوع رقابت های کاذب بین نهادها و مؤسسات مطرح می شود. در سطح کلان نیز، جاه طلبی کشورها عامل اصلی تخریب اعتماد اجتماعی محسوب می شود. به طوری که هرچه کشورها جاه طلبی بیشتری داشته باشند، دیگر کشورها نمی توانند به آنها اعتماد کنند
مدل نظری تحقیق
با استفاده از نظریاتی که در بالا توضیح داده شد، به تدوین مدل نظری تحقیق حاضر می پردازیم.
چنانکه ملاحظه می شود در مدل حاضر شش متغیر اقتصادی برای تاثیر گذاری بر رضایت و اعتماد سیاسی در نظر گرفته شده است. بنابراین شش متغیر مذکور بیانگر وضعیت اقتصادی جامعه می باشند که میزان رضایت دانشجویان از آن متغیرها بر میزان رضایت و اعتماد سیاسی آنان موثر خواهد بود. البته باید گفت که متغیرهای مذکور با یکدیگر در ارتباط بوده و بر هم تاثیر می گذارند؛ منتها آن روابط از حوزه کار تحقیق حاضر خارج می باشند.
منبع نظری که متغیر های مذکور از آنها اخذ شده اند را چنین می توان برشمرد: متغیر “میزان درآمد” از نظریه اینگلهارت؛ متغیر ” پاسخگویی نظام سیاسی به مشکلات اقتصادی” از نظریه لیپست؛ متغیر ” صرف درآمدهای ملی برای خدمات عمومی “، متغیر ” عملکرد رفاهی دولت ” و متغیر ” نحوه رفتار دولت در مقابل منافع اقتصادی گروههای اجتماعی” از نظریه هابرماس؛ متغیر ” توزیع مناسب فرصت های اقتصادی” از نظریه گابریل آلموند.
فرضیه های تحقیق
فرضیه اول: “بین میزان رضایت اقتصادی دانشجویان با میزان رضایت سیاسی آنان رابطه معنادار وجود دارد”.
فرضیه دوم: ” بین میزان رضایت سیاسی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنادار وجود دارد”.