پایان نامه رایگان درمورد پاداش و کیفر و فقه امامیه


Widget not in any sidebars
الف) حکم عقل به خوب بودن احتیاط
احراز واقع و امتثال قطعی تکلیف را در کتاب طهارت آنگاه که از کراهت استفاده از باقی مانده (سؤر) حیوان بحث می‌کند، اینگونه بیان می دارد : “‌… اکثر مقامات الاحتیاط امر به فی السنّه و شهد العقل بحُسنه “‌.
در بیشتر مقامات احتیاط امر از طرف سنّت را دارم و البته عقل به خوب بودن این احتیاط شهادت می‌دهد.
ب) قصور عقل از ادراک ثواب و پاداش اخروی
عقل اصل استحقاق ثواب و عقاب اخروی را درک می‌کند یعنی به خوبی و روشنی این مطلب را می فهمد که شخصی که از مولا اطاعت می‌کند مستحق پاداش و بنده ای که از دستورات سرپیچی می‌کند لایق عذاب است‌. صاحب جواهر با این نکته اشاره دارد که : ” قد یطاق العقل والنقل علی اَنَّ اَفضل الاعمال اَحمزها و اَن الاجر علی قدر المشقّه”‌.
عقل و نقل بر این مطلب که بهترین کارها سخت ترین آنهاست و اینکه میزان پاداش به اندازه سختی و مشقت است اتفاق نظر دارند.
ولی باوجود این عقل از درک جزئیّات آن عالم از جمله مقدار و اندازه پاداش و کیفر افعال ناتوان است. صاحب جواهر از همین مطلب استفاده می‌کند و کسانی که به رجحان قطعی عقل تمسّک میکنند را رد می‌کند.
در پایان این بحث بیان چند نکته درباره حکم عقل که در قلمرو فقه مناسب ذکر است را بیان می‌کنیم:
حکم عقل در صورتی که مستلزم قیاس باشد فاقد ارزش و اعتبار است‌. از این رو صاحب جواهر در مورد کسی که نگران است‌‌، در روز جمعه برای انجام غسل جمعه آبی پیدا نکند جایز می داند که غسل جمعه را در روز پنجشنبه انجام دهد و این کار را از قضای غسل جمعه افضل می داند و آن را به حکم عقل و مورد تحسین عقل می شناسد ‌.
از آنجا که عقل بشری درکی محدود دارد و ممکن است در بسیاری موارد به مصالح و مفاسد امور پی ببرد. حتّی ممکن است کاری ذی مفسده را دارای مصلحت و برعکس تلقی نماید با توجه به این حقیقت ممکن است در مواردی شارع عقل را در تحسین یا تقبیح آن تخطئه نماید.
اشاره شد که فقه علمی است منقول، نه معقول. از این رو ضروری است فقیه در استظهارات و استنباطهای خود به سراغ عقل نرود.
در حقیقت سیره‌ی عقل نیز همانند عرف از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و صاحب جواهر نیز در برخی از موارد اصل مشروعیت برخی از احکام را سیره‌ی عقلا می‌داند و در برخی موارد نیز فقیه را با وجود بناء عقلایی بی نیاز از اطاله‌ی کلام می‌داند.
نکته مهم در پایان، توجه به این مطلب است که سیره عقل آنگاه می تواند در فقه شیعه مورد استناد قرار گیرد که از سوی شارع مقدّس امضاء شود، البته امضای شارع تنا به این نیست که آن را صریحا اعلام و تأیید نماید بلکه همین که آن را ردع نکند امضاء او تلقی می‌شود. با توجه به همین نکته است که سیره‌ی معتبره را که تا زمان معصوم استمرار داشته باشد و آن حضرات آن سیره را ردع ننموده باشند مورد قبول تلقّی می‌کنیم. شرط دیگر معتبر بودن سیره آن است که از تسامح و بی مبالاتی نسبت به دین و شریعت در آن دیده نشود.
فصل دوم
زمان و مکان و مصلحت
عناصر تأثیرگذار در پویائی فقه امامیه
مقدّمه
دانش فقه در گسترده‌ی فرهنگ و علوم اسلامی جایگاهی بس رفیع داشته و دارد. در تاریخ شیعه سرگذشت شیعیان و اندیشمندان و علماء دستخوش حوادث بسیاری بوده است. چه بسیار علماء و دانشمندانی که در قیام‌های حق طلبانه‌‌، اسارتها و تبعیدها شکنجه شدند و به شهادت رسیدند، امّا غیرت اسلامی و علاقه آنها به حفظ دین مبین اسلام و آموزه‌های آن باعث شده بود که هیچ یک از آن حوادث ناگوار نتواند در پیشرفت اسلام و پویایی آن تأثیر چندانی گذارد.
در همه‌ی اعصار امّت اسلام فقه را همچون درّ گرانبهائی در هر زمان و مکان به نسل‌های بعدی منتقل می‌کردند و شاید بتوان گفت که علّت اهتمام علماء و مردم به حفظ و صیانت از احکام شریعت همگونی و همسویی فقه با زمان و مکان بوده است و اینکه فقها همواره پناهگاه مردم در مواقعی که با سیل سؤالات و شبهات مواجه می شدند‌‌، بوده‌اند.
فقها و اندیشمندان اسلامی نیز با درک صحیح همواره کوشیده‌اند با حفظ اصول و پای بندی به شریعت و ارزشهای آن جوابگوی مسایل جدید و نوظهور باشند.
در این فصل با عنوان «عناصر تأثیرگذار در پویایی فقه امامیه» برآینم تا به عواملی که در شکوفایی و بالندگی فقه تأثیر به سزایی داشته است بپردازیمو لزوم توجه به موقعیت و جایگاه فقه در زندگی مسلمانان و جایگاه فقها و علماء دینی ما را به این واقعیت نزدیک می‌کند که همواره اندیشمندان اسلامی را به عنوان کسانی بشناسیم که می‌توانند در برهه‌های زمانی پاسخ‌گویی امین برای مسلمانان در مسائل دینی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و … باشند و چه بسا از راه شناساندن مسائل و آموزه‌های دین مبین اسلام راهگشای معضلات دنیای کنونی باشند.
همانطور که بزرگان دین و معصومین(ع) همواره از مسلمانان خواسته‌اند که با چشم باز به اطراف خود نگریسته و عالم به زمان و رخدادهای پیرامون خویش باشند. آن بزرگواران این مهم را گوشزد کرده‌اند که یک مسلمان باید دائما در حال یادگیری علوم و فنون نو و جدید باشد و عقب افتادگی و عدم رشد در مسائل علمی را دور از زندگی یک مسلمان می‌دانند تا جایی که به فرموده‌ی حضرت علی(ع): «کسی که دو روزش مساوی باشد خسران زده شمرده می‌شود» لذا بر عالمان دینی فرض است که در مسائلی که مربوط به جامعه‌ی اسلامی می‌باشد مطالعات خود را روزافزون کرده و با تکیه بر عناصر زمان و مکان دیدگاههای جدیدی را پیش روی مخاطب خود قرار دهند.
مجتهد آگاه و با اطلاع می‌تواند پاسخ گویی مطمئن برای مسائل مستحدثه باشد و البته مجتهدی که با آگاهی و درایت خاص خود پاسخ به مسائل را می‌دهد و با اشراف کاملی که به حکم و موضوع مطرح شده دارد می‌تواند از عنصر مصلحت نیز در مواقعی که لازم است استفاده نماید، چراکه مصالح باید در راستای رسیدن به هدف خلقت و به سمت تحقق هرچه بیشتر اهداف متعالی اسلام برای سعادت جامعه در نظر گرفته شود.