پایان نامه رایگان درمورد علم و تکنولوژی و روابط اقتصادی

دانلود پایان نامه

در این فصل همچنین به چندین نمونه از مسائل مستحدثه اشاره شده و نظر فقهی را در مورد آنها بیان کرده‌ایم. مسائلی که در دوران‌های گذشته مورد توجه نبوده است ولی با پیشرفت علم و تکنولوژی و نیاز دنیای امروز پاسخ فقهی خود را دریافت کرده و عملا در کشورهای مسلمان و در کشور خودمان نیز از آن روش‌ها در پزشکی و دیگر رشته‌های علمی استفاده می‌شود.

  • 2-1. عوامل پویایی فقه امامیه
    2-1-1. انفتاح باب اجتهاد
    قبل از ورود به بحث لازم است که به این نکته توجه شود که به کسی مجتهد مطلق می گویند که بتواند در اصول و فروع اجتهاد نماید. و به تعبیری صاحب سبک باشد.
    در برابر به شخصی مجتهد منتسب گویند که وی اصول و ملاک‌هایی را بپذیرد که بنیانگذار مکتبی فقهی آنها را تدوین کرده باشد و او فقط در فروع حق استنباط را دارد.
    شیعه به اجتهاد مطلق اعتقاد راسخ دارد و اجتهاد منتسب را نمی‌پذیرد. از همین جاست که جریان انسداد و یا انفتاح باب اجتهاد در فقه اسلامی شکل می گیرد و همین تفاوت اندیشه فقهی شیعه با اهل سنّت قابل ارزیابی و تعمّق است‌.
    چرا که از برجستگی‌ها و ویژگی‌های فقه شیعه گرایش به انفتاح باب علم و اجتهاد می باشد که این مهم می تواند به آن تازگی و پویایی و قدرت پاسخ گویی روزآمد بدهد.
    این سرمایه‌ای بزرگ است که شیعه اعتقاد به آن دارد‌‌، در صورتیکه فقه اهل تسنّنن با پذیرش اجتهاد منتسب و اجتهاد در مذهب توان خود را در پویایی از دست داده است‌. البته اعتقاد به انفتاح باب اجتهاد مطلق بدون تبیین ارزش‌های اصولی و معیارهای اصلی و سنّت‌ها می تواند بسیار آسیب پذیر باشد. در این بین نقش مجتهد پویا بسیار مهم و تعیین کننده است که پویایی فقه شیعه را می توان وابسته به آن دانست‌.
    از مهمترین عوامل پویایی فقه می توان به این موارد اشاره کرد:
    1)حیات مجتهد که به آن اشاره می‌شود.
    2) موضوع شناسی روز آمد
    از همان زمان که شارع مقدّس احکام را به پیامبر اکرم(ص) آموخت، دو گونه کاربرد برای احکام در نظر داشت :
    احکام نوع اوّل: فرمان‌های الهی فراگیر برای همه زمان ها و مکان ها و انسان ها با هر گونه گرایش و سلیقه‌.
    احکام نوع دوّم: فرمان‌های الهی ویژه برای زمان‌های خاص و بدون تداوم زمانی یک اصل و معیار بنیادین نیز وجود دارد که مبنی بر احکام در سیستم تشریع الهی است که همیشگی و با ویژگی فراگیر است‌. مگر آنکه شارع بگونه‌ای موقّتی بودن آن را با ابزار ویژه ای ابراز کند که در اصطلاح به پایان زمان اعتبار آن حکم‌‌، نسخ حکم گویند.
    البته بیشتر احکام الهی فراگیر و در گسترده زمانی و مکانی همه جانبه می باشد و اینجاست که به نکته اصلی پویایی فقه یعنی درگیر شدن اندیشه‌ی مجتهد با حوادث زمانه و چگونگی برخورد وی با مسایل جدید و چگونگی استنباط احکام جدید پی می بریم‌.
    در حقیقت می توان گفت که نوگرایی در فقه‌‌، کندوکاو موضوع فقهی احکام است و نظریه موضوع شناسی عنصر مهمی در پویایی و بالندگی و تحرّک بخشی به فقه می باشد.
    کار مجتهد را به طور خلاصه می توان اینگونه بررسی کرد که او نخست شیوه ای را برای استنباط پیدا می‌کند‌‌، سپس موضوع حکم را شناسایی کرده و تحلیلی می نماید. سپس به جستجو در اسناد و مدارک می پردازد و آنگاه به رابطه ی بین موضوع و منابع فقهی پی می برد و نهایتاً به مرحله دادن حکم یا فتوا و یا احتیاط می‌رسد.
    یک فقیه پویا باید با علم و آگاهی به سراغ مسایل برود‌‌، یعنی نگرش عالمانه او تک بعدی نباشد‌‌، بلکه مسایل را از منظر گوناگون مورد بررسی قرار بدهد.
    امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند : ” با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است‌. در حقیقت موضوعی جدید شده که قهراً حکم جدیدی می طلبد. به همین خاطر مجتهد باید به مسایل زمان خود احاطه کامل داشته باشد.
    2-1-2. اشتراط حیات مجتهد
    رویدادهایی که در بسته زمان رخ می دهد‌‌، قابل تطبیق با دستورات اسلامی می باشند. استنباط احکام مربوطه در پدیده‌های نو سیستم پویایی فقه را تشکیل می دهند و تنها راه استنباط این احکام مواجهه خود مجتهد با مسایل و پدیده‌های نوظهور است‌.
    بنابراین و بدون تردید زنده بودن و حیات شخص مجتهد شرط لازم استمرار این جریان می باشد. در فقه شیعه بیشترین فقها این اصل را پذیرفته اند که تقلید ابتدایی از مجتهدی که از دنیا رفته صحیح نیست و تنها در صورتی که اعلم باشد بقا بر تقلید از وی پذیرفته است‌.
    مجاز نبودن تقلید از مرجع و مجتهد مرده‌‌، حداقل دو هدف را در پی دارد : نخست ارتباط دائمی پیرو ( شیعه ) با رهبر دینی( امام‌‌، نایب امام ) که در نظریه امامت و نیابت مطرح است و بالاتر از آن مسأله سازگاری آن‌‌، با تئوری ولایت و فقاهت است که در اندیشه ی ولایت معصومین(ع) مطرح می باشد. زیرا به طور کلی از بایسته‌های سیستم استنباط باز و اجتهاد مطلق همین مسأله مورد نظر است که مجتهد هنگام مراجعه مردم به وی، عالم به زمان و اعلم به جمیع مسایل باشد تا بتواند مشکلات و شبهات را حل نماید.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.