پایان نامه رایگان درمورد روایات تفسیری و تناسب آیات

دانلود پایان نامه
  • یکی از روشهای صاحب جواهر در استفاده از آیات مربوط به احکام‌‌، آن است که ایشان تمامی آیه را مورد دقت نظر قرار می دهد و برای استنباط احکام به آیات دیگری که در سیاق آن قرار دارد‌‌، می نگرد. آنگاه به اظهار نظر می پردازد.
    به عنوان نمونه ذیل آیه کریمه‌ی «ضرب الله عبداً مملوکاً لا یقدر علی ﺷﯿﺊ و من رزقناه منّا رزقاً حسناً فَهو ینفق مِنْهُ سراً و جهراً هل یستوون».
    خداوند مثلی زد آیا بنده‌ی مملوکی که قادر بر هیچ(حتّی نفس خود) نیست‌‌، با مردی آزاد که ما به او رزق نیکو و مال حلال بسیار عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه بخواهد انفاق می‌کند‌‌، این دو یکسانند؟
    ایشان آورده‌اند که: “فاِنّ وصف العبد بِعَدم القدره بِمنزله الحکم علیه بذلک لِانّ الصّفه بقرینه السّیاق والمقام”.
    وصف بنده به نداشتن قدرت به منزله‌ی حکم بر اوست چراکه این صفت به قرینه‌ی سیاق بر موصوف حمل می‌شود.
    در مورد توجه به روایات تفسیری‌‌، روایات فراوانی به تناسب آیات قرآن کریم در تفاسیر روایی آمده است که صاحب جواهر عنایت ویژه ای به روایات تفسیری معصومین دارد. به عنوان نمونه در مورد همان آیه ای که قبلاً ذکر شد ایشان روایتی را نقل می‌کند : ” هذا کلّه مضافاً الی صحیح زراره عن ابی جعفر(ع) المستفاد منه المراد من الآیه‌‌، قال” المملوک لا یجوز طلاقه و لا نکاحه الّا باذن سیّده قلت : فاِنّ السیّد کان زوّجه بید من الطاق؟ قال: بید السیّد ” ضرب الله مثلاً عبداً مملوکاً‌… اَفَشئُ الطّلاق؟ “.
    1-3-3-2. جایگاه عرف در مکتب فقهی صاحب جواهر
    واژه عرف را می توان از عناصر مهم و راهگشا در فقه دانست که اساس رسالت رسولان است و قرآن برآن استوار گشته است‌. برخی از بزرگان می گویند : ” فقیه هر چه عرفی تر باشد آگاه تر است و دانا تر. رجوع به عرف و استفاده از مهم عرفی از چنان منزلتی در مباحث کتاب جواهر برخوردار است که میتوان بدون اغراق آن کتاب را ” فقه عرفی ” نامید. البته بدون آنکه ذرّه ای از ارزش و اقتدار علمی آن کاسته شود”‌.
    عرف هر چند قانونی مدوّن نیست ولی روش و منهجی است شناخته شده و بهره‌مند از عنصر تکرار و شاید عنصر الزام، بر خلاف عادت که از عنصر دوم برخوردار نیست‌.
    توجه به عرف همانطور که ذکر شد در کتاب جواهر بسیار دیده می شود. به عنوان نمونه ایشان در کتاب نکاح به مناسبتی درباره صدق ” استطاعت مالی” می نویسد :”ایکال صدق الاستطاعه طولاً الی المعرف اولی مِن التعرض لِجزئیاته الّتی لم تَنضبط لاختلافها مکاناً و زماناً”‌.
    موکول کردن صدق استطاعت مالی و توانایی مالی به عرف بهتر از این است که متعرض جزئیات آن شویم‌‌، جزئیاتی که به سبب اختلاف زمان و مکان یکسان نیستند.
    شاید یکی از دلایل اهمیت عرف گستردگی دامنه‌ی آن و بهره گیری فراوان از آن در تبیین بسیاری از موضوعات فقهی است‌. چرا که عرف در هر موضوعی که فاقد حقیقت شرعیه باشد‌‌، راهگشاست‌.
    مقصود صاحب جواهر از حقیقت شرعیه این است که لفظ از طرف شارع برای معنای مخصوص وضع شده باشد. ارزش دهی به عرف و بهره گیری از آن در امر استنباط موجب تسهیل در این زمینه و مانع از تضییع عمر خواهد شد.
    باید این نکته مهم را از نظر دور نداشت که صاحب جواهر عرف را آن چیزی می داند که میان قشر با فهم و هوشیار جامعه معترف و معهود است و خود ایشان نیز به این موارد تصریح دارند.
    گستردگی استفاده صاحب جواهر از عرف در تبیین مفاهیم و مصادیق واژه‌ها از عبارتهای ایشان نمایان است که به ذکر چند نمونه می پردازیم :
    الف) در کتاب صید و ذباحه تشخیص مصداق ” کلب معلّم ” را موکول به عرف می‌داند.
    ب) در جای دیگر ” طمأنیّه ” را از مصادیق علم عرفی می‌داند.
    ج) پس از نقل این سخن محقق حلّی که ” اگر کثیر الدم در چاه بیفتد برای تطهیر آن پنجاه دلو آب کشیده شود “. ایشان می گوید : ” و المرجع فی الکثره الی العرف‌…”‌.
    1-3-3-3. جایگاه عقل در مکتب فقهی صاحب جواهر
    در مبحث قبل ذکر شد که مکتب فقهی صاحب جواهر را برخی بزرگان ” فقه عرفی ” نامیده اند. چرا که ایشان در سراسر کتاب فقهی‌اش از فهم عرفی مردم به وفور بهره برده است‌. ولی در مقابل تمسّک وی به عقل در مقایسه با عرف چشم گیر و قابل توجه نیست و سبب این امر هم افزودن بر غنی بودن فقه شیعه و فراوانی نصوص و عدم حاجت به برخی امور اعتباری مثل قیاس و استحسان این حقیقت است که فقه‌‌، علم منقول است نه علم معقول و آنچه در آن مهم است نصوص‌‌، معاقد‌‌، اجماعات‌‌، و کلمات فقها و متفاهم عرفی است‌.
    هرچند ذکر این نکته نیز مهم است که یک فقیه در فرآیند استنباط احکام نباید از جایگاه عقل غافل بماند. چرا که ممکن است به اخباری گری و جمودگرایی گرفتار آید و این نیز حائز اهمیّت است که صاحب جواهر به دور از افراط و تفریط به آن موضوع عنایت ویژه داشته است‌.
    صاحب جواهر مفهوم عقل را در عبارتی در کتاب “الصلوه” همان حقیقتی می داند که انسان را از حیوانات متمایز می سازد یعنی همان انسانیّت انسان‌‌، همان که گاهی ازآن به نفس ‌‌، قلب و روح تعبیر می شود.
    برای شناخت اموری که مربوط به شرع است وپی بردن به احکام تعبدی آنها جای تمسّک به عقل نیست. این مطالب به حدی وضوح دارد که می توان آن را از مسلّمات فقه شیعه دانست‌. در کتاب جواهر در پاره ای از موارد حکم عقل را – حتی در زمینه امور عبادی – مورد توجه قرار می دهد که به برخی از موارد آن اشاره می شود:
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.