پایان نامه رایگان درمورد روابط بین‌الملل و قاعده لاضرر

دانلود پایان نامه

مثلاً در سیره‌ی حضرت علی(ع) نوع آموزش‌های آن جناب به سلمان با آموزش‌هایی که به کمیل داده می‌شد‌‌، متفاوت بود.
در دانشگاه فقه جعفری که چهار هزار شاگرد تربیت شدند همه یک سبک تحصیل و یک روش یادگیری را ندارند‌‌، بلکه نیازها و شرایط زمانی و مکانی در زمینه‌های مختلف فکری و عقیدتی‌‌، کلامی‌‌، فقهی و ادبی کاملاً مورد توجه است و افراد با مهارت‌های گوناگون در این دانشگاه مورد تعلیم قرار می‌گیرند.

  • حضرت صادق(ع) به رغم مخالفت‌های دستگاه عبّاسی و بروز مکاتب متعدد فکری و ظهور حرکت‌های انحرافی و بدعت‌ها در ارائه کارآمدی مکتب شیعه و توجه به اعتدال و عقلانیّت بسیار مدبّرانه عمل می کنند و با پرورش نیروهای متخصص علمی‌‌، علو م اسلامی را در سراسر جهان انتشار می دهند. و آنجا بود که به رغم ورود اندیشه‌های غلط هیچ یک از سردمداران مکاتب باطل توان مقابله را با شاگردان با درایت مکتب صادق(ع) نداشتند.
    برای نمونه نقلی را از هشام بن سالم که خود فقیهی متکلّم و توانا بود را در این مجال می آوریم:
    او می‌گوید: ” روزی در محضر امام صادق(ع) نشسته بودیم که مردی از شام وارد شد‌‌، امام از او سوال کردند : به چه منظور آمده‌ای؟
    گفت: شنیده‌ام در اینجا شما به تمام پرسش‌های مردم پاسخ می‌دهید، من برای بحث و مناظره آمده‌ام.
    امام فرمود: در چه موضوعی می‌خواهی وارد بحث شویم؟
    گفت: درباره کیفیّت قرائت قرآن‌.
    امام فرمودند: ای حمران ! جواب او با توست‌.
    مرد شامی گفت : من آمده‌ام با شخص شما مناظره کنم نه با حمران‌.
    امام فرمودند : اگر حمران را محکوم کردی‌‌، مرا محکوم نموده‌ای‌. مرد با حمران وارد بحث شد و در حالی که از ادامه بحث احساس عجز می‌کرد، بحث را به پایان برد.
    امام از او پرسید : حمران را چگونه یافتی؟
    گفت : خیلی زبردست و مسلّط بر بحث بود و هرچه را پرسیدم به نیکویی پاسخ گفت‌.
    مرد شامی درباره لغت و ادبیات سوالات و ابهاماتی داشت‌. امام او را به ایان بن تغلب ارجاع داد. سپس درباره فقه سوالات و پرسش‌هایی را مطرح کرد که به دستور امام‌‌، زراره بن اعین پاسخش را داد. آنگاه سوالاتی درباره علم کلام پرسید و به فرمان امام مؤمن طاق جواب سوالات او را داد و سپس بحث‌هایی را در باب توحید و کلام داشت که امام او را به هشام بن حکم و هشام بن سالم و حمزه طیّار ارجاع داد. که همگی از عهده پاسخ به سوالات مرد شامی به خوبی برآمده و رسالت خویش را به نحو احسن انجام دادند.
    2-2. موانع پویایی فقه
    شهید محمد باقر صدر از فقهای روشنفکر علل رکود فقه را اینطور بیان می دارد : ” در میان شیعیان اجتهاد یک هدف را دنبال می‌کرد و آن تطبیق شریعت در حوزه زندگی فردی مسلمانان بود و این ذهنیت به خاطر دوری شیعیان از نظامهای سیاسی و حکومتی بود که زیان‌های عدیده‌ای را بدنبال داشت‌. از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد :
    در اذهان همه اینطور جا افتاده بود که فقه به موضوعات فردی بیشتر پرداخته تا موضوعات اجتماعی‌.
    فقیه نگاه فرد گرایانه به شریعت دارد‌‌، از این رو شاید قانون دیه و قصاص را معارض با قاعده لاضرر می دیدند.
    فقیه کسی است که بدنبال حل مشکلات افراد است‌. مثلاً در مورد مسأله ربا‌‌، فقیه باید آن را از جنبه فردی آن بررسی کند و احکام آن را بیان نماید نه با دید اینکه مثلاً ربا می تواند به یک معضل اجتماعی تبدیل شود.
    این ذهنیّت دائماً فردگرایانه در فهم نصوص هم تأثیر منفی گذاشت‌‌، از همین رو هیچ گاه برای شخص پیامبر و ائمه اطهار عنوان حاکم و رئیس حکومت جایگاهی در اذهان ایجاد نمی‌شد و تمام گفتار آنان را به عنوان حکمی شرعی محض تلقّی می‌کردند.
    از دیگر مسایل که باعث رکود و انحطاط فقه شد‌‌، اینکه در عصر جدید این مسایل مطرح می شود که عقوباتی همچون حدود وتعزیرات و قصاص با مدنیّت امروز سازگار نیست و چون نظام حاکم بر جهان امروز نظامی سرمایه داری است که سودهای سرشار را به همراه دارد. این در تعارض با آموزه‌های دین اسلام است‌‌، چرا که اسلام مخالف سرمایه داری و وجود طبقات سرمایه داری در جامعه است‌. معاملات پرسودی که امروزه در جامعه وجود دارد‌‌، در گذشته نبوده‌. معاملاتی که در چند دقیقه یا چند ساعت در سراسر جهان با هم انجام می شود و مبادلات کالا و ارز‌‌، در چشم به هم زدنی سرمایه‌هایی هنگفت را جابه جا می نماید‌‌، از جمله مسایلی است که در احکام امروز حکم واضحی برای آنها نیست‌.
    البته باید این مطلب را پذیرفت که این محدودیت‌ها بر اثر مقتضیات‌‌، شرایط و نوع نگرش ها در زمانهای گذشته به فقه است‌. زیرا در آن زمان ها بر اثر حکومت‌های غیر اسلامی و در حاشیه قرار گرفتن اسلام‌‌، فقه اسلام و اجتهاد از عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و روابط بین‌المللی و مسایل حکومتی دور مانده بود و همین امر باعث شده بود که فقه و فقیه فقط به رسیدگی به امور و مسایل فردی بسنده کنند.
    استمرار این وضع برخی از مجتهدان را در بستر زمان معتقد کرد که تنها جایگاه اجتهاد همان عرصه‌های فردی است‌‌، نه جای دیگر‌؛ و فقیه خود را مستلزم آن می دانست که پاسخگوی پرسش‌های یک فرد مسلمان باشد.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.