پایان نامه رایگان درمورد جامعه اسلامی و نظام حکومتی

دانلود پایان نامه
  • مسیر تطّور علم فقه شیعه را از زمان پیدایش و توسعه تا مرحله بلوغ به طور کلّی می توان به چهار دوره تقسیم کرد:
    عصر تشریع و قانون گذاری
    در عصر تشریع و قانون‌گذاری اسلام توسط پیامبر اکرم(ص) مسلمانان به سب عواملی از جمله انفتاح باب علم‌‌، عدم توسعه قلمرو اسلام و بساطت علمی جامعه اسلامی برای دریافت احکام اسلام کمتر دچار مشکل می شدند‌‌، اگرچه نمی‌توان گفت مسلمانان در دوران حیات پیامبر(ص) نیازمند اجتهاد نبودند.
    زیرا مواردی پیش می آمد که مسلمانان به آن حضرت دسترسی نداشتند‌‌، مثلاً در جنگها‌‌، هجرت مسلمانان به حبشه و به هنگام تجارت یا ماموریت به خارج از مدینه و مکّه‌. در اینگونه موارد پیامبر اکرم(ص) گاهی استنباط احکام را تایید و گاهی اصلاح می‌کردند. به طور کلّی فقه شیعه در این دوران با فقه اهل سنّت مشترک است.
    عصر پایه ریزی فقه شیعه توسط امامان معصوم(ع)
    عصر امامان معصوم(ع) که دوران امتیاز فقه شیعه از اهل سنّت است، اگر چه برخی بر این گمان اند که به خاطر وجود ائمه اطهار(ع) و دسترسی مردم به آراء و نظرات آن بزرگواران دیگر ضرورت و مجالی برای اجتهاد و فقاهت نبوده‌‌، ولی با دقت در عصر معصومین (ع) متوجه می شویم که آن بزرگواران با تشویق کارگزاران خویش به فتوا دادن و ترغیب اصحاب ممتاز خود با تفقه در دین و پاسخگویی به سوالات دیگر مردم در حقیقت نوعی اجتهاد و فقاهت را ترویج می‌کردند تا مسلمانان به این مهم توجه خاصی داشته باشند.
    امام خمینی(ره) با ذکر اخباری که حاکی از اجتهاد اصحاب امامان معصوم(ع) است‌‌، اجتهاد یا روشی نزدیک به آن را در زمان ائمه اطهار امری متداول و متعارف می شمارند.
    البته فتوا دادن در این دوران غالباً از حوزه روایات رسیده از پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) و استناد به آیات قرآن فراتر نمی رفت‌. در این دوران فقه به صورت مجموعه ای از احادیث بود که در ابوابی مانند ” الصلوه ” گرد آوری می شد. محدّثان و فقهای شیعه پس از نگریستن در روایات و آیات قرآن‌‌، پاسخهای فقهی خود را عرضه می‌کردند.
    در دوران صادقین(ع) تنش‌های سیاسی و اجتماعی سبب شد که ائمه مجالی نسبی یابند تا به فعالیت‌های فکری و علمی بپردازند.
    از عواملی که باعث شد تفکّر اجتهادی در بین مسلمانان رواج یابد توسعه قلمرو اسلام‌‌، رواج احادیث جعلی‌‌، اختلاف زبان ها و فرهنگ ها‌‌، روایات تقیّه ای و پیدایش مسایل نو پیدا را می توان برشمرد.
    امامان شیعه در لابه لای پرسش و پاسخ‌های دینی بذر بسیاری از قواعد فقهی و اصول کلّی استنباط را در ذهن اصحاب و شاگردان خود می افشاندند.
    عصر اجتهاد در زمان غیبت کبری
    در دوران غیبت کبری، فقیهانی پا به عرصه فقه شیعه گذاشتند که به استنباط و استخراج مسایل بر اساس کلیّات و قواعد نهفته در کتاب و سنّت پرداختند و سبب گسترش دامنه فقه شدند‌‌، فقیه بزرگ حسن بن علی بن ابن عقیل‌‌، طلایه دار جنبش فکری اجتهاد در نیمه اوّل قرن چهارم هجری است که نخستین مجموعه ی مدوّن فقهی را با نام التمسک بحبل آل الرسول نگاشت و فقه را به گونه‌ی دانشی مستقل و جدای از کتاب‌های حدیثی ارائه نمود.
    و بعد از وی هم محمد بن احمد بن جنید اسکافی – که ابن عقیل و ابن جنید را قدیمین می نامند – با تألیف کتاب‌های تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه و الاحمدی للفقه المحمّدی‌‌، گام بلندی در استوار سازی مبانی فقه و گسترش دامنه ی اجتهاد و استدلال در فقه برداشت.
    با ظهور شیخ الطائفه‌‌، محمد بن حسن طوسی‌‌، دگرگونی عظیمی در جریان نگارشی فقه و تدوین آثار فقهی پدید آمد.
    ایشان کتاب ” المبسوط ” را نگاشت تا عظمت و توسعه ی فقه شیعه را در مقابل فقیهان اهل سنّت به نمایش گذارد و با کتاب ” الخلاف ” فقه تطبیقی را گستراند و با کتاب ارزشمند ” الجمل و العقود ” فقه سنّتی را بنیان نهاد.
    در بزرگی شیخ طوسی همان بس که اندیشه‌های سترگ او باعث شد بعد از یک قرن از در گذشت وی‌‌، فقیهان حکایت گر و مقلّد فتاوای شیخ شدند.
    امّا در نیمه‌ی دوّم قرن ششم‌‌، تنی چند از فقها با کنار نهادن تقلید از شیخ طوسی به نقد نظرات ایشان و ارائه‌ی دیدگاههای مستقل پرداختند که از مهم ترین آنها ابن زهره حلبی و محمد بن ادریس حلّی را می توان برشمرد، میراث فقهی شیخ الطائفه به رغم وسعت و غنای فرهنگی آن، پراکنده و فاقد انسجام و پختگی لازم بود. برای آنکه هضم و جذب نوآوری‌ها و عناصر زنده‌ای که شیخ طوسی از فقه سنّتی به فقه شیعی منتقل ساخته بود‌‌، بهتر صورت پذیرد، ابوالقاسم نجم الدّین جعفر بن حسن حلّی کتاب‌های شرایع الاسلام و المعتبر را تألیف نمود.
    تغییر نظام حکومتی و به قدرت رسیدن شیعه در ایران مجال مناسبی در اختیار محقّق بزرگ علی بن حسین بن عبد العالی کرکی(م 940 ق) گذاشت تا مسایلی از قبیل حدود اختیارات فقیه‌‌، نماز جمعه و… را مورد توجّه قرار دهد.
    در اوایل قرن یازدهم هجری‌‌، مکتب اخباریان بوسیله محمد امین استرآبادی(م 1036 ق) تأسیس شد. این مکتب‌‌، اجتهاد و تفکّر تعقّلی و تحلیلی را در فقه شیعی محکوم می‌کرد و به پیروی از ظواهر احادیث دعوت می نمود.
    وی با استدلالهایی حجیّت عقل را برای کشف حقایق مورد تردید قرار داد و اصول فقه شیعه را به شدّت رد کرد.
    اخباری‌گری که از دهه‌های نخستین قرن دوازدهم بر بیشتر مراکز علمی شیعه چیره شده بود، در نیمه دوّم این قرن توسط اصولیان شکست خورد. در این زمان فقیه بزرگ وحید بهبهانی که دارای نبوغ خاصّی در استدلال و تحلیل و تفکّر عقلایی بود، با تالیف کتاب ” الفوائد الحائریه ” بساط اخباری‌گری را درهم پیچید.
    دقّت‌های بی نظیر علامه شیخ مرتضی انصاری در کتاب مکاسب‌‌، چهره‌ی فقه شیعه را به کلّی دگرگون ساخت.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.