پایان نامه رایگان درمورد اهمیت آموزش منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی


Widget not in any sidebars

1-6- تعریف عملیاتی اصطلاحات:
صلاحیت: میزان شایستگی تخصصی، نظرها و گرایش ها و معرفت فرد که بطور کلی شغل او را مشخص می کند. (شعاری نژاد، 1375، ص 700)
حرفه: این واژه در فرهنگ علوم رفتاری به عنوان هر پیشه یا شغلی که مستلزم تربیت و آمادگی طولانی و تخصصی است. (همان)
معلم: فردی که به موجب قانون عمومی آموزش و پرورش بر اساس میزان تحصیلات، تجربه، آمادگی حرفهای وتواناییهای تدریس به استخدام آموزش و پرورش درآمده باشد. (ملکی، 1387، ص 28).
تعریف عملیاتی: منظور از صلاحیت حرفهای در این طرح میزان شایستگی فرد برای تصدی مسئولیت دبیری در آموزش و پرورش است که این شایستگی عمدتأ از طریق آموزش و تجربه بدست می آید. بنابراین :
عوامل تعیین کننده صلاحیت حرفهای دبیران در این تحقیق عبارتند از:
مدرک تحصیلی ،گرایش تحصیلی ،سابقه تدریس،گذراندن دوره های ضمن خدمت عمومی وتخصصی، میزان تناسب رشته تحصیلی با درس مورد تدریس، تسلط به محتوای درس، انتقال و تفهیم موضوع درسی به دانش آموزان، بکارگیری روش های متنوع درسی، خلاقیت و نوآوری در تدریس، استفاده از تکنولوژی و دانش روز، استفاده از وسائل کمک آموزشی، آموزش مداوم و دانش افزایی و اعتلای معلومات، تهیه و تنظیم طرح درس و استفاده از آن در کلاس، جدیت و پیگیری در فرآیند یاددهی – یادگیری، استفاده از روش های (کمی و کیفی) ارزشیابی تحصیلی.
مهارت دربررسی تکالیف و فعالیتهای دانش آموزان، مدیریت کلاس، توجه به فعالیتهای فردی و لحاظ کردن آن در تدریس، ایجاد انگیزه و تشویق و ترغیب دانش آموزان، ارتباط مؤثر و مفید با دانش آموزان.
فصل دوم

ادبیات تحقیق
2-1دیدگاهای دانشمندان درباره صلاحیت حرفه ای
به اعتقادبوریچ (1977،ص،6و7)برای کسب نتایج مطلوب بایدسه نوع صلاحیت درمعلمان وجودداشته باشد:
شایستگیهای علمی که منظوردیدگاههای شناختی معلم است.
شایستگی های عملکردی که منظورتوانائی های معلم درتدریس است.
شایستگی های نتیجه ای که به رفتارهای دانش آموزی که شواهدی برای اثربخشی تدریس است توجه دارد.به اعتقادوی شایستگی علمی ،عملکردی ونتیجه ای بایدبعنوان رفتارهای مرتبط باهم بطورمتوالی درنظرگرفته شود.
لیونیک استون(1870،ص،50)می گوید:تعلیم وتربیت همان برخوردوتماس افکاراست.حرارت وشیفتگی معلم درباره درس وپیشرفت دانش آموزان است که برخورددرخشان فکروشخصیت معلم وودانش آموزان راتولیدمی کند.مجموع این اعمال ورفتاراست که صلاحیت حرفه ای معلمان رارقم می زند.
2-2- صلاحیت حرفهای در آموزش و پرورش
در چند سال گذشته دگرگونیهای سریع در ارزشها و آداب و رسوم و تعبیر و تغییر کلمهها با توجه به هدفها، انگیزهها و گاهی اغراض شخصی باعث شده است تا کلمه ها مفهوم اصلی خود را از دست بدهند. کلمه حرفهای نیز از این کلمهها است. مقصود از معلم حرفهای، فردی است که مهارتهای ویژهای را کسب کرده و در همان حال از دانش عملی و نظری که افراد عادی فاقد آنند برخوردار باشد. همین مهارتها و دانش ویژه است که وی را قادر می سازد کارآیی بهتری داشته باشد و در موقعیتهای دشوار که کنترل وضعیت از حد تواناییهای یک فرد مبتدی یا فردی تازه کار خارج است موفق باشد. فرق یک معلم حرفهای و یک معلم تازه آزموده همچون فرق بین یک ماما و یک پزشک مخصوص زایمان است. یک ماما که تجربه زیادی در کار خود اندوخته است در بیشتر موارد کار خود موفق است اما زمانی که مشکلی جدید در پیش رو دارد تنها یک پزشک مخصوص زایمان است که هم مهارت کافی در طرز عمل و هم دارای دانش نظری است، قادر به انجام است. شاید مثالی که هاردی برودی در نطق خود در گردهمایی انجمن مراکز تربیت معلم آمریکا در سال1967 درباره فرق بین یک معلم حرفهای و یک معلم کارآزموده ذکر کرده است برای منظور مناسبتر باشد.
برودی در مثال خود سه معلم را که همگی در کارشان موفق بودند مقایسه کرد. از این سه معلم، معلم اول به خاطر داشتن شم تدریس در کار خود موفق بود، معلم دوم از قاعده پیروی میکرد یعنی اینکه در این مرحله باید این موضوع را گفت و در مرحله بعد موضوع دیگر. معلم سوم بر اساس دانش نظری خود تدریس می کرد. وی تنها معلمی بود که آگاهانه تدریس میکرد. در این مثال معلم سوم که می دانست چه را تدریس می کند یک معلم حرفهای بود. معلم دوم که با چشم بسته تنها از روی قاعده تدریس می کرد یک بازیگر بود و موفقیت معلم اول که تنها بر پایه انگیزه درونی خود تدریس می کرد یک معجزه بود.
همان گونه که اشاره شد، معلم واقعی کسی است که بطور حقیقی در کار خود کفایت داشته باشدوی در سه رکن تدریس یعنی شناختن دانش آموزان، موضوع، و روش تدریس به خوبی کارآمد است. او بر روشها و شیوههای تدریس مسلط است و با توجه به وضعیت و نوع کلاس ماهرانه روش مناسب را برای تدریس در آن کلاس در پیش میگیرد. او خوب می داند دانش آموزان را چگونه به کار بکشد و برنامه درسی را با نیازها و توانایی های آنان تطبیق دهد.
برای آشنایی با رموز کار در حرفه تدریس، تنها نباید به نظریهای خاص یا روش تدریس ویژهای اکتفا کرد معلمان به منظور کسب تخصص بیشتر طرق مختلفی را انتخاب میکنند مثلا میتوان از فعالیتهایی چون تحصیلات دوره فوق لیسانس به بالا، فعالیتهای کارگاهی، مطالعه شخصی و مستقل، کار گروهی با برنامه دوره تحصیلی، تحقیقات علمی و کنفرانسهای تخصصی نام برد. نکته اساسی اینجاست که همه فعالیتهای فوق، در جهت بهبود صلاحیت و اخلاق آموزشی عمل می کنند
2-3 اهمیت آموزش منابع انسانی
آموزش، یکی از پیچیده ترین وظایف در اداره امور هر سازمان و به ویژه در مدیریت منابع انسانی است. پس از نظام (استخدام)، نظام بهسازی و بکارگیری مناسب منابع انسانی آن سازمان قرار دارد که شامل آموزش و پرورش منابع انسانی است. در حقیقت، آموزش از مهمترین اقدامات و برنامههای هر سازمان است. نظام آموزشی، تکمیل کننده نظام استخدامی بشمار میرود و باعث شکوفا شدن توانمندی و قابلیتهای بالقوه و در نتیجه استفاده بهتر از منابع انسانی موجود میشود و در مجموع، موفقیتهای آتی سازمان را تضمین و تحکیم میکند.
2-4آموزش کارکنان
اصولاً میتوان آموزش را جریانی دانست که افراد طی آن آگاهیها، و مهارتها، طرز تلقیها و گرایش مناسب را برای ایفای نقش معین و در جهت تحقق خاصی قرار میگیرند و به کمک آموزش، قدرت درک و تجزیه و تحلیل و شناخت افراد افزایش پیدا میکند. فرآیند آموزش شامل محتوا، جهتگیریها و تاکیدهای خاصی است. طی این فرآیند معلومات و مهارتها در ذهن فرد جایگزین شده و با آگاهیهای قبلی او تلفیق میشود و در نتیجه در رفتار و بینش فرد تغییراتی بوجود میآید. آموزش صحیح حرفهای و شغلی سبب افزایش بازدهی در شغل فرد و نیز آمادگی برای قبول مسئولیتهای بعدی در او میشود و سرانجام باعث بهبود امور سازمان و اعتلای اثر بخشی خواهد شد.