پایان نامه درمورد رفتار سرمایه گذار و بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه

نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که سطح معناداری 0.00 و کمتر از 0.05 است و ضریب همبستگی 0.365 است. و این بدان معنی است که سرمایه گذار به میزان کمی از این نسبت در تحلیل خود به هنگام تصمیم بر خرید و فروش سهام استفاده می کند.

  • فرضیه اصلی 3
    بین تصمیم گیری سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و نسبت های کارائی شرکت رابطه وجود دارد. بنابر نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون یک رابطه قوی میان رفتار سرمایه گذار و نسبت های کارائی وجود دارد چون ضریب همبستگی بدست آمده میزان بالای نزدیک به 1± یعنی 84% می باشد و چون سطح معناداری هم از 5% کمتر و به مقدار 48/0 است نتیجه می شود فرد سرمایه گذار در بازار بورس اوراق بهادار به میزان بسیار بالایی در هنگام خرید و فروش اوراق سهام از اطلاعات موجود در مورد نسبت های کارائی استفاده می کند و این موضوع اهمیت نسبت های کارائی که نشان دهنده وضعیت بازدهی شرکت است را در تحلیل فرد به ما نشان می دهد.
    فرضیه فرعی 1.
    بین تصمیم گیری سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و گردش موجودی کالای شرکت رابطه وجود ندارد . در فرضیه اصلی بیان شد که سرمایه گذار در تحلیل بنیادی خود به میزان بالایی از نسبت های کارائی استفاده می کند اما این استفاده و رابطه طبق نتایج حاصله از آزمون ضریب همبستگی گردش موجودی کالای شرکت را شامل نمی شود چون ضریب همبستگی حاصله عدد 82% اما سطح معناداری (p-value) رقم بالاتر از 5% یعنی 54/0 را نشان می دهد که عدم وجود رابطه بین رفتار سرمایه گذار و نسبت گردش موجودی کالای شرکت را نشان می دهد یعنی بر خلاف نسبت های کلی کارائی شرکت در مورد گردش موجودی کالا خود از این اطلاعات استفاده نمی کند.
    فرضیه فرعی 2.
    بین تصمیم گیری سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و گردش کل دارائی ها رابطه وجود ندارد . نتیجه گیری جالب توجهی که در این فرضیه فرعی مانند فرضیه فرعی پیشین بدست آمده برخلاف فرضیه اصلی عدم وجود رابطه بین تصمیم گیری سرمایه گذار و اطلاعات بنیادی گردش کل دارائی ها را نشان می دهد چون سطح معناداری رابطه 176/0 است که از 5% بیشتر می باشد و ضریب همبستگی نیز 57/0 است یعنی سرمایه گذار در تحلیل خود از گردش کل دارائی ها استفاده نمی کند .
    فرضیه اصلی چهارم
    بین تصمیم گیری رفتار سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و نسبت های سودآوری شرکت رابطه وجود ندارد سرمایه گذار در هنگام تصمیم گیری برای خرید و فروش سهام از نسبت های سودآوری شرکت استفاده نمی کند . نتایج نشان داده که سطح معناداری آزمون خیلی بالاتر از 5% و به میزان 946/0 است و این یعنی سرمایه گذار در تحلیل بنیادی خود از نسبت های سودآوری شرکت استفاده نمی کند . ضریب همبستگی پائین 003/0 هم موید همین مطلب می باشد.
    فرضیه فرعی 1:
    بین تصمیم گیری سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و سود هر سهم شرکت رابطه وجود ندارد.
    یکی از نسبت های مهم در هنگام ارائه اطلاعات شرکتها در گزارش ها ی سالیانه و دوره ای نسبت سود هر سهم (EPS) می باشد که طبق نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون از این اطلاعات در هنگام تصمیم گیری سرمایه گذار استفاده نمی شود چرا که سطح معناداری آزمون خیلی بیشتر از 5% و به میزان 948/0 است و 003/0- هم از حجم اطلاعات مورد استفاده از سوی سرمایه گذار مربوط به سود هر سهم است چون ضریب همبستگی 003/0- منفی می باشد.
    فرضیه فرعی 2:
    بین تصمیم گیری سرمایه گذار مبتنی بر تحلیل بنیادی و حاشیه سود شرکت رابطه منفی و معناداری وجود دارد . ضریب همبستگی منفی 149/0- و سطح معناداری 00/0 که کمتر از 5% است وجود رابطه منفی معنادار بین رفتار سرمایه گذار در بازار سهام و استفاده او از حاشیه سود شرکت را نشان می دهد . یعنی سرمایه گذار از اطلاعات منتشره حاشیه سود استفاده می کند اما به شکل معکوس و منفی .
    5-3 پیشنهادهای کاربردی:
    همانگونه که از نتایج حاصله از آزمون ها می توان دریافت در کل می توان چنین برداشت کرد که از اطلاعات بنیادی مندرج در گزارشات سالیانه و دوره ای که مورد بررسی قرار گرفت در هنگام تصمیم گیری سرمایه گذاران در بازار سهام استفاده چندانی صورت نمی گیرد که البته این میزان استفاده از نوعی به نوع دیگر متغیر است مثلا در کل از نسبت های نقدینگی استفاده چندانی صورت نمی گیرد و از نسبت های مهمی همچون سود هر سهم که در تابلوهای معاملات معمولا مورد توجه قرار می گیرد هم به طور مشخص استفاده نمی شود پیشنهاد می شود سازمان بورس در مورد استفاده از اطلاعات بنیادی توسط سرمایه گذاران در بازار سهام فرهنگ سازی کرده و هنگام اخذ کد معاملات توسط فرد سرمایه گذار نحوه استفاده از اطلاعات بنیادی و اهمیت استفاده از این اطلاعات را آموزش دهد. و شرط ورود به معاملات را تسلط نسبی استفاده از این نوع اطلاعات قرار دهد تا از فراز و فرود غیر منطقی و رفتار هیجانی در بازار کاسته شده و روند بازار لااقل برای افراد حرفه ای بازار قابل پیش بینی باشد.
    در مقابل نحوه ارائه اطلاعات و شکل آن باید اهمیت و برجستگی خاصی پیدا کرده و در شفاف سازی اطلاعات کوشش بسیار شود چرا که یکی از دلایل استفاده اندک سرمایه گذاران در بازار سهام ایران از اطلاعات بنیادی عدم اطمینان به این اطلاعات و بازار گردانی روانی و رانتی توسط مافیای موجود در بازار و کل اقتصاد ایران می باشد. پس روشن ترین پیشنهاد ایجاد حس اعتماد و شفافیت در بازار سهام ایران می باشد. تا از این طریق رغبت سرمایه گذاران به استفاده از اطلاعات بنیادی بیش از پیش شود.
    5-3-1- پیشنهاد برای فرضیه اصلی اول:
    طبق نتایج آزمون فرضیه نسبت های نقدینگی در تحلیل سرمایه گذار به کار می رود پس می توان با ارائه اطلاعات شفاف از این نسبت ها در صورت های مالی سرمایه گذار را تشویق به استفاده از این دست اطلاعات کرد. اگر سرمایه گذار به اطلاعات مربوط به این نسبت اعتماد کند بدون شک میزان استفاده او از این اطلاعات بالاتر از 458/. یعنی حدود 50 از 100 در هنگام تصمیم گیری ست.
    پیشنهاد عمده برای شرکت توجه ویژه به بالا بودن تقدینگی خود است چرا که سرمایه گذار توجه زیادی به نسبت های نقدینگی دارد و هر چه میزان نقدینگی بالاتر باشد سرمایه گذاری بیشتری در سهام شرکت صورت می گیرد که البته همانگونه که ذکر شد شرط مهم اعتماد سرمایه گذار به این گونه اطلاعات منتشره از سوی شرکت است.
    5-3-2- پیشنهاد برای فرضیه اصلی دوم:
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.