پایان نامه درباره ایالات متحده و شمال آفریقا


Widget not in any sidebars

مکزیک 131895 72143
جهان 10897040 11497054
مناطق عمده کشت نخود در دنیا عبارتند از: شبه قاره هند، غرب آسیا، شمال آفریقا، اروپا، اتیوپی و ارتفاعات شرق آفریقا، آمریکا و استرالیا می‌باشد. مناطق تولید نخود در غرب آسیا شامل نواحی مرتفع غرب آسیا (شمال افغانستان، ایران، ترکیه) و نواحی پست غرب آسیا می‌باشد. (مجنون حسینی، 1372). منشاء نخود در آسیای غربی بوده و سپس به هندوستان و اروپا منتقل شده است. برای این گیاه خاستگاه و مراکز مختلف در دنیا گزارش شده است. 1- هندوستان (شمال غرب هندوستان، پاکستان)2- آسیا (هندوستان، پاکستان، افغانستان، جنوب روسیه)3- خاور نزدیک (ایران، قفقاز، عراق)4- مدیترانه (ترکیه، یونان، لبنان)5- حبشه (اتیوپی) در سالهای اخیر وارد نواحی گرمسیر آفریقا و استرالیا شده است اما اهمیت چندانی در این مناطق ندارد. در بین گیاهان زراعی، از نظر اهمیت سطح زیر‌کشت در مقام نوزدهم قرار دارد و در 34 کشور جهان کشت می‌شود. زراعت آن در ایران از زمانهای قدیم متداول بوده و به استثنای نواحی مرطوب شمال در اکثر نقاط کشور از جمله آذربایجان، فارس، لرستان، خوزستان، کردستان، کرمانشاه، ایلام، همدان و زنجان به عمل می‌آید ( کوچکی وبنایان اول، 1386).
1-1-2- ارزش غذایی و کاربرد نخود
دانه نخود دارای مقدار زیادی اسید مالیک و اکسالیک است که برای بهبود اختلالات گوارشی مناسب می‌باشد دانه نخود دارای لیسیتین، گالاکتان، قندهای مختلف (ساکارز، دکستروز) است. مواد معدنی دانه نخود شامل عناصری نظیر بر، لیتیم، مس، فسفر و مقدار قابل توجهی پروتئین می‌باشد. بذرهای رسیده آنرا بصورت کامل و یا نصف بشکل لپه و یا بصورت آرد شده مصرف می‌کنند. غلافهای نارس و برگهای تازه آنرا بعنوان سبزی مصرف می‌کنند. این گیاه در تغذیه مردم ایران مصرف زیادی دارد. مصرف آن مشابه نخود فرنگی است و مدت زمان لازم برای پخت آن طولانیتر از دیگر حبوبات است. در شیرینی‌پزی نیز از آن استفاده می‌شود بذرهای تیره رنگ آن به مصرف حیوانات، خصوصاً اسب می‌رسد ساقه و برگ آن نیز در تغذیه دام استفاده می‌شود (مجنون حسینی، 1372؛ کوچکی و بنایان‌اول، 1386).
مطالعات اخیر نشان داده که نخود می‌تواند کلسترول جریان خون را کاهش دهد (Pittaway et al., 2008).
1-1-3 – مشخصات گیاهشناسی و تاریخچه پیدایش نخود
در زبان فارسی به این گیاه، نخود زراعی، نخود سفید، نخود ایرانی و یا نخود اطلاق می‌شود و در زبان انگلیسی آنرا field pea، chickpea gram، garbanzo و یا bengal gram می‌نامند (کوچکی و بنایان‌اول، 1386). نخود Cicer aritinum L گیاهی یکساله است که ارتفاع بوته آن به 20 تا 60 سانتیمتر می‌رسد. بوته نخود دارای ساقه‌های فرعی منشعب بوده و سطح کلیه اندام‌های آن را کرک‌های ظریف پوشانده که مایع چسبناکی از آن تراوش می‌شود و اسید مالیک و اگزالیک زیادی دارد. نخود ممکن است از پایه یا وسط ساقه اصلی شاخه بدهد و ارقامی که از پایه شاخه می‌دهند پر محصول‌ترند. ریشه نخود بسیار قوی است و بخوبی گسترش می‌یابد. برگهای نخود مرکب فرد دارای 11-9 جفت یا بیشتر برگچه بیضی شکل نوک دار با حاشیه مضرس است که معمولاً برگچه‌ها دو به دو مقابل یکدیگر قرار دارند. گلها منفرد و در انتهای شاخه‌های نازک بر روی دمگل نسبتاً بلندی قرار گرفته‌اند. رنگ گل‌ها سفید، آبی یا بنفش کمرنگ می‌باشد. نخود گیاهی است با خودگشنی تقریباً کامل و میزان متوسط دگرگشنی آن از یک درصد تجاوز نمی‌کند. تعداد کروموزوم‌های آن 24 و 16و 14 =n2 می‌باشد. میوه نخود به شکل نیام (غلاف) می‌باشد. در وسط پهن و طرفین باریک بوده و از کرک‌های بسیار ریزی پوشیده شده‌اند که محتوی یک یا دو دانه می‌باشند. هر بوته نخود متوسط بین 5 تا 150 عدد نیام تولید می نماید (مجنون حسینی، 1387).
نخود گیاهی است مقاوم به خشکی و نیاز به اقلیمی خشک و سرد دارد این گیاه در هندوستان و اتیوپی در فصل خشک کاشته می‌شود و در کشورهای مدیترانه‌ای در بهار و تابستان که هوا آفتابی و بارش کم است می روید. اساساً دارای دو تیپ زمستانه و تابستانه است. تیپ زمستانه‌ی آن دارای دانه‌های ریز بوده و بیشتر در ممالک شرقی آسیا و ایران کاشته می‌شود این دسته از گیاهان کوچک با گلهای صورتی و فرم رویش خوابیده هستند. دانه‌های آنها به رنگهای مختلف بوده و دارای رنگیزه‌ی آنتوسیانین می‌باشند. تیپ تابستانه‌ی آن دارای دانه‌های درشت و به رنگ کرم است. این تیپ نخود را در کشورهای غرب آسیا، شیلی، مکزیک و همچنین ایران می‌کارند. این دسته از گیاهان فاقد آنتوسیانین بوده و گلهای آنها سفید است. این نوع نخودها به تیپ مدیترانه‌ای هم مشهورند ( کوچکی وبنایان اول، 1386).
نخود به دلیل دارا بودن پروتئین بالا و اهمیت در تناوب زراعی با غلات، همه ساله در سطح قابل توجهی از مناطق کشور به روش دیم کشت می‌شود. یکی از بیماریهای مهم و خسارت‌زای نخود در ایران و جهان بیماری زردی و پژمردگی فوزاریومی است و در سال ۱۳۴۲ از مناطق مختلف کشور (کرج، اهر، قزوین، خوی، ورامین) گزارش شده است. پژمرده و زرد شدن برگ‌ها، ضعف بوته، کاهش تعداد غلاف، کوچک ماندن دانه‌‌ها و در نتیجه کاهش محصول از نشانه‌های این بیماری هستند. خسارت این بیماری در بعضی از مزارع اطراف مراغه تا ۸۰ درصد گزارش شده است (ولادی و همکاران، 1391).
1-1-4- توزیع و اهمیت اقتصادی بیماری زردی و پژمردگی نخود
این بیماری از چندین کشور از جمله هند، بنگلادش، برمه، اتیوپی، مکزیک، پاکستان، سوریه، تونس، شیلی، ایران، نپال، سودان، ایالات متحده آمریکا، پرو، روسیه، مالاوی، اسپانیا، ترکیه و ایتالیا گزارش شده است. با این حال، این بیماری کشت نخود را تا حد زیادی در هند، ایران، پاکستان، نپال، میانمار، اسپانیا و تونس تهدید می کند (Chand and Khirbat, 2009). زیان‌های اقتصادی پاتوژن در سراسر جهان در محدوده 10-40% گزارش شده است (Bayraktar and Dolar, 2012). قارچ F. oxysporum f. sp. ciceri پاتوژنی خاکزاد و بذرزاد است که آوندهای چوبی را کلونه می‌کند و با مسدود کردن آنها به طور کامل باعث ایجاد پژمردگی می‌شود. پژمردگی فوزاریومی یکی از بیماری‌های جدی نخود است، و بسته به مایه تلقیح قارچ و شرایط محیطی باعث از دست دادن محصول تا حد 10-100% می‌شود. اضافه کردن قارچ‌کشها به خاک به طور معمول برای کنترل این بیماری استفاده می‌شود، با این حال، استفاده مکرر منجر به اثرات سوء بر محیط زیست، ایجاد آلودگی آب و خاک و توسعه استرین‌های جدید با بیماریزایی بیشتر می‌شود، از این رو کنترل، بیولوژیک و گیاهی به عنوان یکی از استراتژی‌های جایگزین امیدوار کننده برای غلبه بر این مشکلات است (Kamdi et al., 2012).
بیماری پژمردگی فوزاریومی و یا بوته‌زردی یک عامل عمده محدود‌کننده تولید نخود در سراسر دنیا محسوب می‌شود. خسارت سالانه این بیماری از10 تا 15درصد متغیر است ولی بیماری می‌تواند در شرایط خاص کل محصول را از بین ببرد (پوربیگ و همکاران، 1384‌).
1-2- تاریخچه بیماری زردی و پژمردگی نخود در دنیا
بیماری پژمردگی نخود اولین بار در سال 1918 توسط بوتلر از هند گزارش شده است (Butler, 1918). در سال‌1923 این بیماری از برمه نیز گزارش ‌شد. با وجود این محققان آن دوره قادر به اثبات بیماریزایی جدایه‌های به دست ‌آمده نبودند‌ (Erwin, 1958‌). McKerral در سال 1923 اثبات کرد که این بیماری فوزاریومی، خاکزاد است (McKerral, 1923). همچنین Narasimhan (1929)، McRae (1932)، Prasad و Padwick(1939) گزارش کردند که عامل پژمردگی گونه‌های فوزاریوم هستند (Narasimhan, 1929؛ McRae, 1932؛ Prasad and padwic, 1939). در یک بررسی قارچ Rhizoctonia bataticola تولید علائم پژمردگی روی گیاهان کرده و آن را پژمردگی رایزکتونیایی گزارش کردند (Dastur, 1935). پس از آن قارچ F. orthoceras var. ciceri به عنوان عامل پژمردگی نامگذاری شده است (Padwic, 1940). در بررسی‌های دیگری Verticillium albo-atrum را به عنوان عامل پژمردگی نخود گزارش کردند (Bhatti et al.,1983 ؛ Erwin, 1958a). در یک آزمایش فوزاریوم‌های جدا شده از نخود در هند با فوزاریوم‌های جدا شده از نخود در کالیفرنیا مقایسه شد و نتایج نشان داد که هر دو جدایه از نظر مورفولوژی و بیماریزایی به هم شبیه هستند و به همین دلیل هر دو را تحت نام F. lateritium f. sp. ciceri معرفی نمودند (Erwin, 1958).
طی مطالعه‌ای ‌جدایه‌هایی‌ از فوزاریوم از نخود در ‌پرو‌ مورد بررسی قرار گرفت و آنها را تحت نام F. oxysporum گزارش کردند، نتایج این مطالعه نشان داده که فوزاریوم‌های‌ جدا شده از نخودهای با علائم پژمردگی همه F .oxysporum هستند و F. lateritium جداسازی نشده است (Echandi, 1970).
اسنایدر و هانسن (1940) اسم F. orthoceras var ciceri را به F. oxysporum f. sp. ciceri تغییر دادند که در بین محققین به طور گسترده‌ای پذیرفته شده است (Snyder and Hansen, 1940).
در بررسی سبب شناسی عوامل قارچی پوسیدگی ریشه و طوقه نخود در جنوب اسپانیا نتایج نشان دادند که گونه‌های فوزاریوم F. oxysporum f. sp. ciceri وF. solani و Macrophomina phaseolina موجب زردی و پوسیدگی طوقه و ریشه نخود می‌شوند (Trapero and Jimenz, 1985). در سال 1985 قارچهای، Sclerotium rolfsii، F. oxysporum f. sp. ciceri و Rhizoctonia solani را به عنوان کمپلکس پژمردگی نخود گزارش کرده است (Nene, 1985). در یک مطالعه قارچ Ascochyta rabiei به عنوان عامل برق‌زدگی، F. oxysporum f. sp. ciceri عامل پژمردگی، F. solani پوسیدگی سیاه ریشه و Rhizoctonia solaniعامل پوسیدگی نرم ریشه نخود گزارش کردند (Nene and Reddy, 1987).
بیماری پژمردگی فوزاریومی مهمترین بیماری خاکزاد این گیاه در جهان خصوصًا در شبه قاره هند، حوزه مدیترانه و کالیفرنیا بشمار می‌رود .این بیماری می‌تواند در هرمرحله از رشد گیاه ظاهر شود. پژمردگی زود هنگام خسارت بیشتری را به محصول وارد می‌سازد. کاهش عملکرد سالیانه نخود در اثر بیماری از ١٠ تا ١۵ درصد متغیر است ولی بیماری می‌تواند در شرایط خاص کل محصول را از بین ببرد (Navas-Cortés et al., 2000). در بررسی عوامل بیماری نخود و دیگر عوامل بیماریزا نتایج نشان دادند جنس های Fusarium، Alternaria، Ascochyta، و گونه‌های Botrytis cinerea،Rhizoctonia solani موجب بیماری و ایجاد علایم در نخود می‌شوند (Mazur et al., 2004).
در پژوهشی که در هند و پاکستان به منظور شناسایی گونه‌های فوزاریوم عامل پژمردگی نخود صورت گرفته دو گونه F. oxysporum f. sp. ciceri و F. acutatum را به عنوان عوامل پژمردگی نخود گزارش کردند (Gopalakrishnan & Strange, 2005). در بررسی صورت گرفته از مناطق شمالی و جنوبی کوئینزلند (استرالیا) قارچهای Ascochyta rabiei، Botrytis cinerea، Pythium spp، Rhizoctonia spp و Fusarium spp به عنوان عوامل بیماریزای نخود گزارش کردند (Hawthorne et al., 2006).
در یک مطالعه در نیویورک قارچهای F. oxysporum f. sp. ciceri ،F. solani f. sp. pisi ، Macrophomina phaseolina ،Pythium ultimum ، Rhizoctonia solani ، Verticillium albo-atrum به عنوان عوامل پوسیدگی ریشه، پوسیدگی بذر و پژمردگی نخود گزارش کردند (Kaiser, 2010).
در بررسی که به منظور کنترل عوامل پژمردگی نخود در هند انجام شده قارچهای F. oxysporum f. sp. ciceri، F. solani، Rhizoctonia solani به عنوان عوامل پژمردگی نخود گزارش کردند (Andrabi et al., 2011). مطالعه عوامل بیماریزای خاکزاد نخود در نبراسکا نشان داد که مجموعه ای از عوامل بیماریزا مانند F. solani F. oxysporum، Rhizoctonia solani، Phytophtora megasperma موجب بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه و زردی نخود می‌شوند (Harveson, 2011).

Share this post

Post navigation

You might be interested in...