پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، سلسله مراتب، عاشق و معشوق

دانلود پایان نامه

اینک به شمارش نیازهای واقعی انسان می پردازیم.
1-): نیاز به حقیقت: یکی از نیازهای اصیل انسان نیاز به علم و دانش و معرفت واقعیت‏های جهان هستی است. این نیاز از همان کودکی بروز می‏کند و تا پایان عمر از انسان سلب نمی‏شود، سؤالات پی در پی کودکان، نشانه وجود این نیاز فطری است. انسان علم و آگاهی را تنها برای تسلط بر طبیعت و تأمین زندگی مادی نمی‏خواهد، بلکه نفس علم و آگاهی برای انسان خوشایند و لذت‏بخش است. علم گذشته از اینکه وسیله بهزیستی است، فی حد نفسه مطلوب انسان هم است. انسان‏ها روزمره به دنبال کشف هزاران رمز و راز از جهان هستی هستند که هیچ تأثیری در بهزیستی آنها ندارد. انسان ذاتا از جهل و تاریکی گریزان و به سوی علم و نور روان است. همه انسان‏ها این نیاز را به صورت فطری درک می‏کنند، لکن مانند همه درکهای دیگر در افراد شدت و ضعف دارد و به اینکه انسان چقدر آن را تربیت کرده و پرورش داده است، بستگی دارد. این نیاز، تا احاطه علمی کامل و همه جانبه بر جهان هستی ادامه دارد و ارضاء نمی‏شود. دایره این نیاز به قدری وسیع است که هیچ موجودی از آن خارج نمی‏ماند .سیر علمی انسان به وسیله حواس ظاهری شروع می‏شود و از مرحله نیروهای عقلانی می‏گذرد. چون سلسله عقل منتهی به ذات مقدس حق تعالی می‏شود، می‏توان نتیجه گرفت که سیر عقلانی انسان منتهی به خداشناسی می‏شود. نیاز به حقیقت با شناخت عقلانی هستی به پایان نمی‏رسد و به این حد از آگاهی کاملاً قانع نمی‏شود و خواستار آگاهی عینی و درک حضوری و شهودی حقایق هستی است و چنین درکی به وسیله مفاهیم و بحث‏های فلسفی حاصل نمی‏شود. آنچه عطش حقیقت‏جویی ما را کاملاً سیراب می‏کند علم حضوری و درک شهودی حقایق عینی است.110
2-): نیاز به خیر و فضیلت: نیاز به خیر و فضیلت یکی دیگر از نیازهای فطری و دایمی بشر است، که در همه افراد این نوع وجود دارد. انسان نیاز دارد به انجام افعال خیر و با فضیلت نه از آن جهت که منفعتی دارد و نیازی از نیازهای مادی او را برطرف و یا زیانی را از او دفع می‏کند، بلکه از آن جهت که آن امور خیر است و با وجود او سازگاری دارد. مقصود از فضیلت، همان ارزش اخلاقی است. نیاز انسان به فضایل اخلاقی از قبیل عدالت، صداقت، امانت‏داری، وفای به عهد، پاکدامنی، تعاون، تقوا، فداکاری و ایثار غیر قابل انکار است.
3-): نیاز به جمال و زیبایی: یکی دیگر از نیازهای فطری انسان نیاز به زیبایی و جمال است. انسان زیبایی را در همه شئون زندگی دخالت می‏دهد و دوست دارد همه چیز از شکل ظاهری خودش تا مناظر جلوی چشمش زیبا و قشنگ باشد و تمام زندگی او را هاله‏ای از زیبایی فرا گرفته باشد.
4-): نیاز به خلاقیت و ابداع: انسان نیاز دارد بیافریند، خلق کند و چیزی که وجود نداشت به وجود آورد. خلاقیت و نوآوری مثل علم و آگاهی هم وسیله‏ای برای رفع نیازهای زندگی‏ است و هم‏خودش برای‏ انسان هدف و مطلوب است.
5-): نیاز به راز و نیاز و پرستش و لقای پروردگار: از جمله نیازهای فطری انسان خداپرستی و کرنش در مقابل یک موجودی بی‏نهایت کامل است. انسان اگر در موجودی کمال فوق‏العاده‏ای را ببیند به طور فطری در مقابل او خضوع می‏کند، این احساس کاملاً فطری است و در مراتب بالای آن، خضوع کردن جز در برابر پروردگار، آدمی را اشباع نمی‏کند. شیوه ارضای این نیاز ابراز محبت نسبت به پروردگار و خضوع در مقابل اوست، تا بی‏نهایت خضوع کامل در برابر معبود نباشد، این نیاز ارضاء نخواهد شد. در بین نیازهای معنوی، متعالی‏ترین آن، همین نیاز به تسلیم در برابر خداوند است و تمامی نیازهای دیگر، معنا و مکان خود را در سلسله مراتب نیازها با مراجعه به این بزرگ‏ترین نیاز به دست می‏آورند، بنابراین، همه تلاش‏های بشر باید برای تأمین این نیاز بسیج شوند.
6-): نیاز به یافتن هویّت: انسان در مجموعه نظام آفرینش موجودی ارجمند است و مایه‏های ارجمندی و کرامت در جانش قرار داده شده، اما هنگامی که از این کرامتها و ارجمندیها و بایدهای وجودی خودش فاصله می‏گیرد، احساس بی هویتی، به طور ناخودآگاه در ضمیر باطنش به او دست می‏دهد، که البته در طول روزگاران کهن و قدیم به همین منوال بوده ولی امروزه با توجه به فراز و فرودهای ارزشهای اخلاقی و غلبه قدرتهای استعماری و استکباری و بنیادهای مالی و ثروتمندان بین المللی و باندهای قدرت، سوء استفاده از وجود انسانها در طریق مطامع استعماری؛ متأسفانه این احساس “بی‏هویتی” فزونی یافته.
و به گفته گابریل مارسل:
“در عصر جدید است که انسان یقینش را نسبت به ماهیت خود از دست داده و با خود بیگانه گشته و دیگر نمی‏تواند خود را “حیوان ناطق” یا “فرزند خدا” تعریف کند و راه خود را در عالم گم کرده است”.111
7-): قدسیّت خواهی بشر: یکی دیگر از خواسته‏های نهادی و وجودی بشر، دستیابی انسان به منزلگاه های قدسی در عالم آفرینش است و این مسأله در طول تاریخ بشری به اشکال متغیر و گوناگونی خودش را نشان داده و ثابت گردیده که بشر موجودی قداست خواه است و لذا در طول دوره‏های حیات تاریخی خودش به پرستش موجوداتی پرداخته، ابتدا لباسی از قدسیت را برتن آنها پوشانده و سپس به پرستش آنها پرداخته و در مقابلشان کرنش کرده، خودش با همین انگیزه، بت‏تراشیده و پرستیده و پس از پی‏بردن به اشتباه خودش، آنها را شکسته.
بشر امروزی متوجه شده که گرایشهای طبیعی گرایانه نمی‏توانند آن جنبه درونی و تشنگی نهادی را فرو بنشانند و بشر باید سقف طبیعت را بشکند و از این سقف، پرو
ازی تا ملکوت بنماید و قدسیت را فراچنگ آورد.
افکار کسانی همچون هابز، که از نمایندگان نگرش طبیعی گرایانه است، در زمینه مادی بودن عالم، تدریجا از پایه و بنیاد سست شده و دیگر انسان و جهان و عالم و آدم را نمی‏توان با تحلیلهای افرادی چون هابز و راسل و اگوست کنت ، تحلیل نموده و جنبه ماورایی روح انسان را که آرزوی پیوستن به منشأ قدسی عالم دارد، نادیده گرفت.
8-): نیاز به آرامش و سکون: یکی از بزرگترین خواسته‏های ذاتی و نهادی بشر، دستیابی به آرامش و سکون است، چیزی که در دنیای معاصر، روزبه روز کاهش یافته و بیشتر در خفا و پرده ابهام فرو می‏افتد و در عین حال بیشترین مقوله مورد نیاز انسان معاصر است، یعنی تنشها و اضطرابها و نگرانی‏هایی که علم جدید و تمدن صنعتی به وجود آورده باید با عامل و شیوه‏ای مرتفع شود.
اندیشمند فرانسوی، آلکسیس کارل در کتاب خودش، تحت عنوان انسان، موجود ناشناخته، درباره احساس عرفانی و نیاز بشر به آن می‏نویسد:
“حقیقت چنین به نظر می‏رسد که احساس عرفانی، جنبشی است که از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و یک غریزه اصلی است، تغییرات و تحولات این احساس، همواره با تحولات فعالیتهای دیگر باطنی انسان، احساس اخلاقی، سجیه و خوی و گاهی احساس زیبایی بستگی دارد، این احساس جزء بسیار مهمی از هستی خود ما است.”112

  منابع مقاله با موضوعوزارت امور خارجه، وزارت خارجه، قانون حاکم

2-1-1-5-5-): تقدم نیازهای معنوی بر نیازهای مادی:
بعد از شناخت نیاز های انسان اینک نوبت تقدم هر یک بر دیگری رسید، در اینکه در انسان دو دسته نیاز وجود دارد، جای شک و تردید نیست، اما سخن در تقدم و اولویت این نیازهاست که کدامیک بر دیگری تقدم دارد؟ نظریه نیازهای مادی بر آن است؛ که نیازهای مادی اولویت و تقدم دارند و این اولویت و تقدم تنها در این جهت نیست که انسان در درجه اول در پی تأمین نیازهای مادی است و آنگاه که این نیازها تأمین شد به تأمین نیازهای معنوی می‏پردازد. بلکه خاستگاه نیازهای معنوی نیازهای مادی است و نیازهای مادی سرچشمه نیازهای معنوی است. چنین نیست که انسان در متن آفرینش خود با دو گونه نیاز و دو گونه غریزه آفریده شده باشد؛ بلکه انسان با یک گونه نیاز و یک گونه غریزه آفریده شده و نیازهای معنوی نیازهای ثانوی و در رتبه بعد است، همچنانکه آبراهام‏مزلو(Abraham Maslow)، روانشناس‏امریکایی(1908ـ1970)؛ نخستین‏باردر 1954م، در کتاب خود، با عنوان Motivation and Personality (انگیزش و شخصیت) عرضه کرد. بر طبق این نظریه، نیازهای بشر در پنج دسته قابل اندراج‏اند و سلسله مراتبی دارند: شدیدترین و مبرم‏ترین و فوری و فوتی‏ترین نیازها، نیازهای فیزیولوژیک به غذا، آب، اکسیژن، وروابط جنسی‏اند. اگر نیازهای فیزیولوژیک برآورده ‏شوند، نیازهای مربوط به امنیت و ایمنی سر برمی‏آورند و آدمی درصدد جست‏ وجوی محیط‏های امن و ایمن برمی‏آید. سپس نوبت نیازهای مربوط به عشق و تعلق خاطر و وابستگی می‏رسد و آدمی مشتاق دوست، عاشق و معشوق، و جایگاه‏ گروهی می‏شود. آنگاه نیازهای مربوط به‏ عزت وحرمت پدید می‏آیند وآدمی طالب عزت ‏نفس، احترام ‏دیگران، حیثیت ‏وشأن، ودستاوردها و موفقیت‏ها می‏شود، و سرانجام، و تنها در صورتی که همه نیازهای چهارگانه قبلی به وجهی معقول برآورده شده باشند، نیاز به خود شکوفایی پدیدار می‏شود.”113
و در حقیقت نیازهای ثانوی وسیله‏ای است برای رفع بهتر نیازهای مادی. به همین جهت، نیازهای معنوی از نظر شکل و کیفیت و ماهیت نیز تابع نیازهای مادی است. انسان در هر دوره‏ای به تناسب رشد ابزار تولید نیازهای مادی‏اش شکل و رنگ و کیفیت ویژه‏ای دارد. نیازهای معنوی وی نیز که برخاسته از نیازهای مادی اوست، از نظر شکل و کیفیت و ویژگی‏ها متناسب با نیازهای مادی است. پس در حقیقت، میان نیازهای مادی و نیازهای معنوی دو نوع اولویت برقرار است: اولویت وجودی؛ یعنی نیاز معنوی، مولود نیاز مادی است و دیگر، اولویت ماهوی؛ یعنی شکل و خصوصیت چگونگی نیاز معنوی تابع شکل و خصوصیت و چگونگی نیاز مادی است. از این‏رو، طرز داوری علمی، تفکر فلسفی و ذوقی، احساس زیبایی و هنری، ارزیابی اخلاقی، گرایش مذهبی هر فرد تابع طرز معاش اوست.
نقطه مقابل این نظریه، نظریه اصالت نیازهای معنوی است. طبق این نظریه هرچند در فرد انسان نیازهای مادی از نظر زمانی زودتر جوانه می‏زند و خود را نشان می‏دهد، ولی به تدریج نیازهای معنوی که در سرشت نهفته است، می‏شکفند به طوری که در سنین رشد و کمال، انسان نیازهای مادی خویش را فدای نیازهای معنوی می‏کند. لذت‏های معنوی در انسان، هم اصیل است و هم نیرومندتر از لذت‏ها و جاذبه‏های مادی. انسان به هر اندازه آموزش و پرورش انسانی بیابد، نیازهای معنوی و لذت‏های معنوی و بالاخره حیات معنوی‏اش، نیازها و لذت‏ها و حیات مادی‏اش را تحت تأثیر قرار می‏دهد. جامعه نیز چنین است؛ یعنی در جامعه‏های بدوی نیازهای مادی بیش از نیازهای معنوی حکومت دارد، ولی به هر اندازه جامعه متکامل‏تر گردد، نیازهای معنوی ارزش و تقدم بیشتری می‏یابند و به صورت هدف انسانی درمی‏آیند و نیازهای مادی را تحت‏الشعاع قرار داده و در حد وسیله تنزل می‏دهند.114 پس باید گفت: هر چقدر جامعه مترقی و متکامل تر می شود، نیازهای معنوی ارزش و تقدم بیشتری پیدا می کند.
با توجه به مقدمات فوق به اصل سوال باز می گردیم که نیاز های انسان به دین در چیست؟ ودین کدام نیاز انسانی را برآورده می کند. و دین در برآوردنش بی بدیل است؟ و انسان به خاطر آن به دین رجوع می کند. و در یک کلام
چرا انسان باید دینی باشد؟
بعد از این مقدمات مهم اینک نوبت به اصل مطلب می رسد. ما در این بررسی می‏خواهیم آن تشنگی، ناآرامی، عشق و عطش درونی انسان و اندیشه دست یابی به مطلوب فطری بشر را که از دیرباز وجود داشته، به عنوان چرایی نیاز مطرح نماییم و در این خصوص، چند عامل بنیادین را در دلایل نیاز بشر به دین، مورد اشاره و تامل قرار می‏دهیم، که البته این عوامل در درون وجود انسان نهفته‏اند وهرگز جنبه تحمیلی و قرار دادی و فاکتور جبر اجتماعی در آن وجود ندارد.

  منبع تحقیق با موضوعآیات و روایات، عقاید دینی، امام صادق

1-): احساس فقدان هویت و گرایش به یافتن هویّت؛
انسان در مجموعه نظام آفرینش موجودی ارجمند است و مایه‏های ارجمندی و کرامت در جانش قرار داده شده، اما هنگامی که از این کرامتها و ارجمندیها و بایدهای وجودی خودش فاصله می‏گیرد، احساس بی هویتی، به طور ناخودآگاه در ضمیر باطنش به او دست می‏دهد، که البته در طول روزگاران کهن و قدیم به همین منوال بوده، ولی امروزه با توجه به فراز و فرودهای ارزشهای اخلاقی و غلبه قدرتهای استعماری و استکباری و

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید