پایان نامه با موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و عدم تقارن اطلاعات

در جدول فوق سطح معنی داری آزمون t کمتر از 5 درصد است ، بنابراین متغیرهای مستقل توانایی تاثیر گذاری بر متغیر وابسته را دارند بنابراین متغیرهای مستقل توانایی تأثیرگذاری بر متغیر وابسته را دارا میباشند اما با توجه به اینکه ضریب رگرسیونی تمامی متغیرها به جز نوسان بازده منفی میباشد نتیجه میشود که حجم معاملات، نقدشوندگی، قیمت سهام تاثیر منفی و نوسان بازده سهام تأثیر مثبت و معناداری بر عدم تقارن اطلاعاتی دارند.
فصل پنجم
Widget not in any sidebars

نتیجهگیری و پیشنهادها

5-1 مقدمه
این فصل شامل نتایج و یا یافتههای پژوهش است. که توصیف کلامی مختصری از آنچه که به دست آمدهاست ارائه میکند. همچنین بخشهایی از آمار برای تحلیل و تفسیر نتایج استفاده شدهاست. اطلاعات آماری، لازم نیز گزارش میشود. درابتدا باتوجه به مطالب بیان شده در فصول پیشین، به جمعبندی یافتههای پژوهشی به تفکیک فرضیهها پرداخته میشود و پس از آن بحث و تفسیر یافتههاست که به تبیین و تفسیر نتایج میپردازد. در ادامه در بخش محدودیتهای پژوهشبه موانع و مشکلات و سایر مسائل درگیر با پژوهش اشاره میشود. و سپس پیشنهادها، ضمن تعمیم یافتهها، اشارهای به زمینههای کاربردی آنها میشود که با عنوان پیشنهادهای پژوهشی ارائه میگردد.
5-2 نتیجهگیری پژوهش
5-2-1 نتایج استنباطی
به منظور انجام آزمونهای آماری ابتدا آزمون جارک-برا جهت سنجش نرمالیتی متغیرها مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از این بود که تمامی متغیرها غیرنرمالند در ادامه از ازمونهای F لیمر و هاسمن استفاده و نتایج حاصل از این آزمونها گزارش گردید.
در ادامه نتایج فرضیهها به تفکیک شرح داده میشود :
5-2-1-1فرضیه اول: بین معاملات روزانه سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
باتاکید برنتایج بدست آمده پژوهش، معاملات روزانه سهام و عدم تقارن اطلاعاتی با سطح معناداری0.001 رابطه منفی و معناداری دارند ، همچنین ضرایب رگرسیونی در بین دو متغیر مذکور از نوع معکوس (منفی)میباشد؛ در نتیجه میتوان گفت که معاملات روزانه سهام ، عدم تقارن اطلاعاتی را تحت تاثیر قرار میدهد و هرچه معاملات روزانه افزایش یابد عدم تقارن اطلاعاتی بازار کاهش مییابد. بنابراین فرضیه تأثیرمنفی و معنادار معاملات روزانه سهام و عدم تقارن اطلاعاتی تأیید میگردد.
5-2-1-2 فرضیه دوم : بین نوسان بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
باتاکید برنتایج بدست آمده پژوهش، نوسان بازده سهام و عدم تقارن اطلاعاتی با سطح معناداری0.012 و با آماره پیرسون 0.55 رابطه مثبت و معناداری دارد. لذا میتوان اذعان داشت : نوسان بازده سهام رابطه شدیدی با عدم تقارن اطلاعاتی دارد ، همچنین ضرایب رگرسیونی در بین دو متغیر مذکور از نوع مستقیم (مثبت)میباشد؛ در نتیجه میتوان گفت که : نوسان بازده سهام ، نوسان بازده سهام را تحت تاثیر قرار میدهد و هرچه : نوسان بازده سهام افزایش یابد عدم تقارن اطلاعاتی افزایش مییابد. بنابراین فرضیه تأثیر مثبت و معنادار نوسان بازده سهام بر عدم تقارن اطلاعاتی تأیید میگردد.
5-2-1-3 فرضیه سوم: بین قیمت سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد
باتاکید برنتایج بدست آمده پژوهش، بین قیمت سهام با عدم تقارن اطلاعاتی با سطح معناداری0.023 و با آماره پیرسون 0.044- رابطه منفی و معناداری دارد، همچنین ضرایب رگرسیونی در بین دو متغیر مذکور از نوع معکوس (منفی)میباشد؛ در نتیجه میتوان گفت که : قیمت سهام، عدم تقارن اطلاعاتی را تحت تاثیر قرار میدهد زیرا یکی از دلایل کاهش قیمت سهام در بازار وجود عدم تقارن اطلاعاتی بالاست که موجب میشود شکاف قیمتی زیادی بین قیمت خرید و فروش به وجود بیاید.
5-2-2-4 فرضیه چهارم: بین نقدشوندگی سهام و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
باتاکید برنتایج بدست آمده پژوهش، نقدشوندگی سهام و عدم تقارن اطلاعاتی با سطح معناداری0.004- و با آماره پیرسون 0.025 رابطه منفی و معناداری دارد.، همچنین ضرایب رگرسیونی در بین دو متغیر مذکور از نوع معکوس (منفی) میباشد؛ در نتیجه میتوان گفت که : نقدشوندگی سهام ، عدم تقارن اطلاعاتی را تحت تاثیر قرار میدهد و هر چه : نقدشوندگی سهام افزایش یابد عدم تقارن اطلاعاتی کاهش مییابد. زیرا یکی از دلایل کاهش نقدشوندگی سهام در بازار وجود عدم تقارن اطلاعاتی بالاست که موجب عدم معاملات سهام و عدم نقدشوندگی سهام میشود.
5-2-2 بحث و نتیجهگیری
براساس تئوری عدم تقارن اطلاعاتی، مدیران شرکتها، مزیت اطلاعات نهانی از درون شرکت دارند. مدیران به عنوان مسئول تهیه صورتهای مالی با آگاهی کامل بر وضعیت مالی شرکت و با برخورداری از سطح آگاهی بیشتر نسبت به استفادهکنندگان صورتهای مالی، به طور بالقوه سعی دارند که تصویر واحد تجاری را مطلوب جلوه دهند. همچنین ممکن است داراییها و سرمایه واحد تجاری بیشتر از میزان واقعی گزارش گردد. نتیجه کلی این عملیات چنین خواهد بود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت به نظر رسد و انگیزه سرمایهگذاری افراد برون سازمانی در واحد تجاری افزایش یابد. در این صورت شکاف اطلاعاتی بین استقادهکنندگان داخلی و خارجی بوجود میآید که در اصطلاح عدم تقارن اطلاعاتی نامیده میشود. بعضی از استفادهکنندگان از جمله افراد درون سازمانی مانند؛ مدیران، تحلیلگران آنها و مؤسسههاست که از این افراد اطلاعات دریافت میکنند به اخبرا محرمانه دسترسی دارند. هرچه اطلاعات محرمانه بیشتر باشد، دامنهی تفاوت قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش سهام بین سرمایهگذاران افزایش مییابد و در نتیجه بازده سرمایهگذارانی که به اینگونه اطلاعات دسترسی ندارد، کاهش مییابد. این نتایج با پژوهشهای زیادی هماهنگ است. قائمی و وطن پرست (1384) ضمن اشاره به سابقه مفصل موضوع در سطح دنیا، نشان دادهاند در بورس اورا بهادار تهران هم افزایش عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر منفی بر روی حجم معاملات میگذارد و همچنین باعث کاهش نقدشوندگی سهام میشود. (لین و هانگ، 2012) یکی از پیششرطهای بنیا
دی برای کسب اطمینان سرمایهگذاران و اعتباردهندگان در جهت فعالیتهای سازنده اقتصادی، تهیه و ارائه اطلاعاتی است که انجام تصمیمگیریهای مالی اقتصادی سودمند را واقع شود. از آنجا که تصمیمهای مالی باید براساس ریسک و بازده انجام گیرد توجه به یک سطح مشخص از ریسک و بازده اهمیت مییابد. یکی از عوامل مؤثر بر ریسک، نقدشوندگی سهام است. زیرا میان نقدشوندگی سهام بر تصمیمات سرمایهگذاران در تشکیل پرتفوی سرمایهگذاری مؤثر است. به عبارت دیگر، سرمایهگذاران منطقی برای سهامی که نقدشوندگی کمتری دارد، ریسک بیشتری طلب میکنند. (فروغی و قجاوند، 1391) یکی از عوامل مؤثر بر نقدشوندگی سهام عدم تقارن اطلاعاتی میباشد.
5-3 پیشنهادهای پژوهش