پایان نامه با موضوع امنیت عاطفی و بررسی توزیع انواع سبک های فرزندپروری

نمودار 4-1 بررسی توزیع انواع سبک های فرزندپروری 48
چکیده:
Widget not in any sidebars

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطهی بین شیوه فرزندپروری والدین با عملکرد تحصیلی دانش آموزان سال دوم دوره اول مقطع متوسطه شهر ایلام میباشد. برای دستیابی به این هدف، سوالات و فرضیاتی مطرح و از طریق پیمایشی به گردآوری اطلاعات اقدام گردید. نمونه آماری پژوهش حاضر را دانشآموزان سال دوم دوره متوسطه اول به همراه والدین آنها تشکیل داده که از میان آنها و بر اساس فرمول کوکران تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی شیوههای فرزندپروری دیاناباومریند استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که2/65 درصد خانواده ها دارای سبک فرزندپروری قاطعانه، 4/22 درصد دارای سبک فرزندپروری استبدادی و 4/12 درصد نیز سهلگیر هستند. نتایج حاصل از تحلیل دادهها بیانگر رابطه مثبت و معنادار بین سبک فرزندپروری قاطعانه والدین و عملکرد تحصیلی فرزندان بوده اما بین سبک فرزندپروری سهلگیرانه و سبک مستبدانه والدین با عملکرد تحصیلی فرزندان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین عملکرد تحصیلی فرزندانی که والدین آنها از سبک فرزندپروری قاطعانه استفاده میکنند بهتر از سبکهای سهلگیرانه و استبدادی بوده است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره، نشان داد که 2/42 از کل تغییرات متغیر عملکرد تحصیلی، وابسته به 3 متغیر ذکر شده در این معادله می‌باشد.بیشترین میزان اثر بر متغیر وابسته، مربوط به سبک مستبدانه با اندازه اثر 446/0- و کمترین میزان اثر، مربوط به متغیر سبک سهلگیرانه با اندازه اثر 076/0- است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که غیر موثرترین سبک فرزندپروری، روش مستبدانه است.
کلیدواژهها: فرزندپروری – سبک قاطعانه – سبک سهلگیرانه – سبک استبدادی – عملکرد تحصیلی
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه:
اساس توسعهی علمی‌هر جامعهای را آموزش و پرورش آن جامعه تشکیل میدهد، و در این راستا توجه به کیفیت آموزشی و ارتقاء سطح علمی‌و عملکرد تحصیلی نوجوانان و جوانان، سبب استحکام ساختار علمی‌جامعه و حرکت درست در زمینهی توسعهی علمی‌آن میگردد. از اینرو جستجوی راههای افزایش سطح علمی‌افراد و پیشرفت تحصیلی در برگیرندهی استعداد، توانایی و کار دانش آموز است. این یک عنصر چند بعدی است. این عنصر به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی مربوط است و به یک مورد خاص ارتباط ندارد ، بلکه طی زمان و در زندگی دانش آموزان در مدارس عمومی‌و در سالهای دانشگاه و زندگی کاری خود را نشان می‌دهد (استنبرگ، 1993، به نقل از پرویز، 1384).رفع موانع عملکرد بهتر تحصیلی نوجوانان و جوانان از ضروریاتی است که باید بدان توجه گردد.
از طرف دیگر پیشرفت تحصیلی به عنوان یک متغیر وابسته، همواره مورد توجه محققان قرار گرفته است. یادگیری و پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل بیشماری است که به سادگی قابل شناسایی و کنترل نیست. در بررسی عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی باید به دو دسته عوامل، یکی عوامل مربوط به دانش‌آموز و ویژگی‌های فرد و بطور کلی آنچه تفاوت فردی اطلاق می‌شود و عامل دوم، عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش، عوامل خانوادگی و غیره اشاره نمود. به عبارتی پیشرفت (افت) تحصیلی گاه به علت خصایص، ویژگی‌ها، شاخص‌های ذهنی، اجتماعی، عاطفی خود دانش‌آموز و گاه به علت کارکردهای مدرسه و سیستم درونی آموزش و پرورش، نهاد خانواده و یا سایر نهادهای جامعه است.
از جمله عوامل مرتبط با پیشرفت تحصیلی، چگونگی ارتباط والدین با فرزندان و به نوعی دیگر شیوههای فرزندپروری آنها میباشد. برای تبیین رابطه سبک فرزندپروری با رفتارهای کودکان، تحقیقات جدید بر روی مولفههای رابطه و مراقبت وساختار تکیه کرده اند.مسئولیتپذیری والدینی وصمیمیت از عناصر رابطه و مراقبتاند وکنترلهای محدودیت از عناصر ساختار محسوب می‌شوند(الکساندر،2006). در مطالعه ای که رپینسکی و شانک (2002) بر رویی 76 خانواده (هر دو والد و نوجوانان آن خانوادهها) انجام دادند، تاثیررفتار گرم و حمایت کنندهی والدین بر سازگاری در مدرسه، عملکرد تحصیلی و مشکلات رفتاری نوجوانان را مورد بررسی قرار دادند، آنان به این نتیجه رسیدند که رفتار والدین بر این متغیرها تاثیر دارد. (تنهاییرشوانلو، 1387)
همچنین زمینه فرهنگی خانواده، تاثیر مهمی‌در باورهایوالدینبرایپرورشفرزندانداشتهباشد. تفاوتهایفرهنگی،میتوانندتفاوتهایخاصیرادراعتقادات،باورهاونگرشهایوالدیندرموردفرزندان بوجود آورند. مطالعات نشان می‌دهند که والدین با پیشینه و زمینه فرهنگی متفاوت، در درون یک جامعه،در نظرات خود از فرزندپروری و رشد کودک متفاوت می‌باشند(بورنشتین،۱۹۹۱، به نقل از تاجری، 1389).
شیوههای فرزندپروری متفاوت بوده و به نوع خانوادهها و متغیرهای دیگری بستگی دارد. بر این اساس پژوهشگر در تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطهی شیوههای فرزندپروری با عملکرد تحصیلی فرزندان میباشد.
1-2- بیان مساله
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن، موضوع مهمی‌است که بخش عمدهای از پژوهشهای علوم تربیتی و روانشناسی را به خود اختصاص داده است. محققان توافق دارند که علاوه بر آموزش، بسیاری دیگر از عوامل از جمله، محیط، مدرسه، خانواده، سبکهای فرزندپروری و محیط اجتماعی کودک که کودک در آن زندگی میکند و همچنین مشخصههای فردی مانند هوش، شخصیت، سن، همسالان و انگیزه در عملکرد تحصیلی او نقش مهمی‌را ایفا میکنند (ودودی مفید و همکاران، 1391).
خانواده نخستین نهاد زندگی اجتماعی کودک است که در شکل گیری عادتها و اندیشههای اجتماعی کودک نقش بسیار مهمی‌دارد. در شکلگیری رفتار و دیدگاههای اجتماعی کودک، جنبههای عاطفی روابط والدین و فرزندان نقش مهمی‌دارد، در خانوادههایی که والدین رفتارهای محبت آمیز دارند، معمولاً کودکان نیز با رفتارهای اخلاقی مثبت و احترام به دیگران و انگیزه پیشرفت رشد مییابند (محبی نورالدین وند و همکاران، 1389).
خانواده با توجه به تأثیر قابل توجه بر رشد روانشناختی فرزندان، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر شخصیت آنان بوده و به طور مستقیم و غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی فرد تأثیر میگذارد (دسجردینس و همکاران، 2008). بهطورکلی نقش و تأثیر خانواده برشکلگیری شخصیت به طور عمده در سه محور تأثیر سبکهای فرزندپروری، سایر اعضاء خانواده و ترتیب تولد فرزندان مورد توجه قرار گرفته است (ویک نلسون و ایزرل، 2009).
سبک فرزند پروری مجموعه ای از نگرش ها در مورد کودک است که به ایجاد جوی هیجانی منجر می‌شود که والدین رفتارهای خود را با کودک در بستر آن شکل داده و تنظیم می‌کند(دارلینگ و اشتنبرگ، 1993؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392). باومیرند (1991) بر اساس دوبعد توقع و پاسخ دهی چهار سبک فرزندپروری را مشخص کرده است که عبارتند از: 1- فرزندپروری مستبدانه که در آن والدین از فرزندان خود توقع و انتظارات زیاد، ولی پاسخ دهی کمی‌دارند، بر اطاعت بی چون و چرا کودکان تأکید دارند، فاقد گرمی، صمیمیت و حمایت اند و بسیار سختگیر هستند؛ 2-فرزندپروری مقتدرانه که در آن والدین هم درخواست کننده و هم پاسخ دهنده اند، قوانین روشن و واضح دارند، از شیوههای منطقی و استدلالی برای متقاعد کردن کودکان استفاده می‌کنند، حمایت کننده اند و با کودک همدلی میکنند (کوپلن و همکاران، ،2002؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392)؛ 3- فرزند پروری سهل انگارانه که در آن والدین بسیار پاسخ دهنده اند و کمتر درخواست کننده اند. آنها قوانین زیادی برای فرزندشان وضع نمیکنند و کنترلی بر رفتارهای آنان ندارند؛ 4- فرزند پروری بدون توجه و مراقبت که در آن والدین نه پاسخ دهنده و نه درخواست کننده اند، فاقد قوانین مشخص اند، فاقد گرمی‌و حمایت و صمیمیت اند و نظارت و کنترلی بر رفتارهای فرزندان خود ندارند (کوپکو، 2007).
در واقع سبک های فرزند پروری از طریق تأثیر بر عزت نفس، استقلال، خودکنترلی و راه های مقابله با تنیدگی کودکان و نوجوانان (کوپکو، 2007؛ وارگو، 2008) سایر رفتارهای آنان، از جمله عملکرد تحصیلی، رفتارهای سازش نایافته و مشکل آفرین را تحت تأثیر قرار می‌دهند (ابر و همکاران، 2009؛ ترنر و همکاران، 2009؛ به نقل از زمانی و عابدینی، 1392).
یافته های پژوهشی حاکی از آن است که موفقیت زیاد در مدرسه با روشهای فرزند پروری قاطعانه ارتباط دارد. در یک مطالعه وسیع معلوم شد که کودکان دبیرستانی بسیار موفق که نمره های بالایی داشتد والدینشان روشی قاطعانه داشتند و کمترین نمره متعلق به دانش آموزانی بود که والدین مستبد داشتند (بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، 1389). به طور مثال در پژوهش آنولا و همکاران (2000) نشان داده شد که بین شیوه تربیتی والدین با میزان موفقیت تحصیلی نوجوانان ارتباط وجود دارد؛ به نحوی که هرچه میزان حمایت و پاسخدهی والدین در شیوه تربیتی بالاتر باشد، میزان پیشرفت تحصیلی فرزندان نیز بالاتر است.
تغییرات اجتماعی، فرهنگی، تکنولوژیکی و اقتصادی پدید آمده در دوره ی جدید در استان ایلام، ساختارهای مختلف این جامعه را دستخوش تغییر ساخته و دامنهی این تغییرات احتمالاً به روابط بین والدین و فرزندان نیز سرایت نموده که شیوههای فرزندپروری والدین نیز بخشی از این تغییرات احتمالی را شامل میشود. با توجه بافت فرهنگی خاص جامعهی ایلام، این پژوهش به دنبال بررسی اینست که آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان پایه دوم متوسطه شهر ایلام رابطه وجود دارد؟
1-3-ضرورت پژوهش
مطالعه عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی طی چند دهه اخیر بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که پیشرفت تحصیلی هم از ساختارهای دانش و فرآیندهای پردازش اطلاعات تاثیر می پذیرد، هم از عوامل محیطی از جمله عوامل خانواده و شیوه‌های فرزند پروری.
شیوههای فرزندپروی و روشهای انظباطی آنان بیتردید تحت تأثیر خصوصیات شخصیتی و سیستم اعتقادی آنان است. والدین سالم و بالغ در مقایسه با والدین نابالغ و ناسالم معمولاً با حساسیت و مهربانی بیشتری به نیازها و اشارات کودکان توجه میکنند. این نوع فرزندپروری امنیت عاطفی، استقلال، توانش اجتماعی و موفقیت هوشی کودکان را تشویق میکند. سبکهای فرزندپروری به طور قابل توجهی پیامدهای مهمی‌را برای پیشرفت تحصیلی کودکان و نوجوانان به دنبال دارد (بلسکی و همکاران، 1984؛ به نقل از بیرامی‌و بهادری خسروشاهی، 1389).
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان یکی از شاخصهای مهم در ارزیابیهای آموزش و پرورش است و تمام کوششها و کششهای این نظام در واقع برای جامه عمل پوشاندن به این امر مهم است؛ به عبارتی جامعه و به طور ویژه آموزش و پرورش، نسبت به سرنوشت، رشد و تکامل موفقیت آمیز و جایگاه فرد در جامعه، علاقهمند است و انتظار دارد فرد در جوانب گوناگون از جمله ابعاد شناختی و کسب مهارت و توانایی و نیز در ابعاد شخصیتی، عاطفی و رفتاری، آن چنان که باید پیشرفت کند و رشد و تعالی یابد. با توجه به اینکه میزان پیشرفت و افت تحصیلی یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی است، کشف و مطالعه متغیرهای تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی، به شناخت بهتر و پیش بینی متغیرهای موثر در مدرسه می‌انجامد. بنابراین بررسی متغیرهایی که با پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف رابطه دارد، یکی از موضوعات اساسی در آموزش و پرورش است (فراهانی، 1387).
با توجه به اهمیت پدیده‌ی پیشرفت تحصیلی و متغیرهای تاثیرگذار بر آن و همچنین از آنجا که فرزندان هر خانواده، بعنوان سرمایه های یک کشور محسوب می‌شوند؛ پیشرفت تحصیلی آنان امری است که پس از سلامت جسمی‌و روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به اینکه فرزندان در محیط خانواده رشد می‌یابند و تربیت می‌شوند، الگوی تربیتی والدین نقش مهمی‌در پیشرفت تحصیلی فرزندانشان دارد بنابراین ضرورت بررسی رابطه بین سبکهای فرزندپروری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان قابل توجیه است.
1-4-اهداف تحقیق