پایان نامه ارشد درباره شرکت پذیرفته شده در بورس و هزینه حقوق صاحبان سهام

استفاده از سود به عنوان مبنایی برای تشخیص مالیات
Widget not in any sidebars

استفاده از سود برای بررسی و ارزیابی قیمت محصولات واحدهایی که مشمول قیمت گذاری می‌باشند.
استفاده از سود جهت تخصیص منابع توسط اقتصاددانان (صالح و همکاران، 2005).
2-2-5- اهمیت سود
تأثیر اطلاعات صورت‌های مالی بر شاخص‌های بازار سرمایه به عنوان مطالعات مربوط بودن با ارزش (در حوزه‌ی تحقیقات حسابداری مبتنی بر بازار) شناخته شده است. تاکنون مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. تأکید اصلی مطالعات مربوط بودن با ارزش بر شناسایی اقلام حسابداری و سایر متغیرهایی است که بر قیمت یا بازده سهام تأثیرگذار است. اگر تغییرات قیمت سهام با انتشار اطلاعات در ارتباط باشد، آنگاه چنین اطلاعاتی مرتبط با ارزش محسوب می‌شوند. مربوط بودن با ارزش معمولاً از طریق مقدار ضریب تعیین و میزان حساسیت قیمت یا بازده نسبت به افشای اطلاعات، در رگرسیون قیمت سهام یا بازده بر اطلاعات حسابداری و سایر اطلاعات سنجیده می‌شود (یوسودا و همکاران، 2004).
2-2-6- نقش اطلاعاتی سود
برخی مواقع گفته می‌شود که سود از آن دسته اطلاعات نامربوط است. تغییر سود حسابداری یک شرکت به وسیله انتخاب روش‌های متفاوتی برای اقلامی مثل موجودیکالا، استهلاک و تشخیص درآمد، کار نسبتاً ساده‌ای است. اما شاید دلیل اصلی نامربوط بودن سود را از این واقعیت که شرکت نمی‌تواند سود حسابداری را در حساب‌های بانکی خود واریز نماید، دانست. شرکت به وسیله سود حسابداری گزارش شده خود نمی‌تواند دارایی بخرد و یا صورت حساب‌های خریدهای خود را پرداخت نماید. همچنین سهامداران نمی‌توانند سودی را که شرکت گزارش کرده است، استفاده نمایند. اما از لحاظ تئوریکی چگونه می‌توان بین این واقعیت که تنها جریانات نقدی و ریسک متناظر با آن بایستی قیمت سهام را محک بزنند از طرفی، این واقعیت که سرمایهگذاران به وضوح توجه زیادی به سودها دارند از طرف دیگر، ارتباط منطقی پیدا کرد؟ شاید ساده‌ترین پاسخ این سؤال این باشد که بگوییم هم سودهای گزارش شده و هم سودهای پیش بینی شده، هر دو به سرمایهگذاران در پیش بینی جریان نقدی آتی کمک می‌کنند (روسل و همکاران، 1987). نگاهی گذرا به بازار اوراق بهادار، به سرعت ما را متوجه این موضوع می‌سازد که سودها معیارهای مهمی در تعیین قیمت سهام هستند. سرمایهگذاران برای سود حسابداری به عنوان ابزار پیش بینی جایگاه خاصی در نظر دارند، بهای جاری هر واحد تجاری (قیمت سهام) با جریان سود مورد انتظار پیوند خورده است و سرمایهگذار معمولاً بر مبنای انتظاراتش از سودهای آتی، به نگهداری یا فروش سهام تصمیم میگیرد. بیانیه مفهومی شماره یک (FASB) معتقد است:
«سرمایهگذاران و اعطاکنندگان وام اعتبار و سایرین به ارزیابی دورنمای خالص جریانات نقدی آتی واحد تجاری علاقه‌مند و غالباً سود به دست آمده را برای کمک به ارزیابی قدرت سودآوری، پیش بینی سودهای آتی، برآورد ریسک اعطای اعتبار و سرمایهگذاری واحد تجاری، به کار می‌گیرند» (گیرود و مولر، 2009).
مدل‌های تعیین قیمت اوراق بهادار، عموماً بر پایه جریانات نقدی آتی شرکت که خود تابع سودهای آتی هستند، استوارند این ویژگی هم در مدل فیشر و هم در مدل ارزشگذاری دارائی‌ها سرمایه‌ای به کار برده شده است بورس اوراق بهادار تهران نیز صرف نظر از تفاوت‌های که برای تعیین قیمت سهام به وجود آورده است، سود مورد انتظار را برای محاسبه ارزش فعلی سهام به کار می‌برد. اگر میان سود گزارش شده و توزیع سود سهام ارتباط برقرار باشد، سود مورد انتظار آتی، بیشتر توجه سرمایهگذاران را به خود جلب خواهد کرد. کاهش مشخص در قیمت سهام پس از اعلام کاهش‌های ناگهانی سود سهام، مدرک مستدلی در مورد اهمیت سود ارائه می‌کند (انجوم و همکاران، 2012).
در مجموع، تحقیقات تجربی بر مبنای مفروضات بازار کارای سرمایه مؤید این مطلب است که سود حسابداری دارای محتوای اطلاعاتی است. بیانیه شماره یک (FASB) نیز اظهار می‌دارد که: «مهم‌ترین منظور گزارشگری مالی عبارتست از ارائه اطلاعاتی است که از طریق اندازه‌گیری سود و اجزای تشکیل دهنده آن در مورد فعالیت‌های یک مؤسسه تهیه می‌شود».
2-2-7- شفافیت سود و اطلاعات
اطلاعات مایه حیات بازار است و سرمایهگذاران به اطلاعاتی که از طرف شرکتها منتشر میشود تکیه می‌کنند. آنها به اطلاعات معتبر، به موقع و قابل فهم در قالبهای که به راحتی قابل تجزیه و تحلیل باشد، نیاز دارند. برای کارکرد صحیح بازارهای سرمایه، لازم است سرمایهگذاران اطلاعات شرکتها را صحیح، کامل، قابل اعتماد و به موقع بدانند. اطلاعات شفاف را میتوان به عنوان یکی از ابزارهای ایفای مسئولیت پاسخگویی مدیران دانست. با افزایش محتوای اطلاعاتی گزارشات مالی که شامل اطلاعات مکمل در قالب یادداشت‌های پیوست صورتهای مالی است، نه تنها حسابداران می- توانند بدان وسیله مزیت رقابتی خود را حفظ کنند، بلکه از طریق کاهش دادن اثرات معکوس اطلاعات محرمانه بر رفاه اجتماعی بیفزایند (جمشیدی، 1392).
یکی از الزمات رقابت سالم، دسترسی همه مشارکتکنندگان بازار به اطلاعات شفاف است. مقررات اقتصادی پنهانکاری و یا عدم شفافیت، به هم خوردن تعادل بین ریسک و بازدهی است. زمانی که اطلاعات شفاف در دسترس همگان نباشد، افراد گاه با ریسک بیشتر بازدهی کمتر خواهند داشت و برعکس، که نتیجه آن جابجایی ثروت بین عدهای اندک است و عملاً ثروت تولید نمیشود. بارزترین زیان عدم شفافیت فساد است که بر سرمایهگذاری و رشد اقتصادی اثرات منفی دارد. بازارهای مالی و راهبری شرکتی از جمله محرکهای وابسته به هم برای گسترش، توسعه و افزایش رفاه جوامع بوده و اهمیت دسترسی به اطلاعات جهت اتخاذ تصمیمات منطقی و صحیح به حدی است که شفافیت اطلاعات و امکان دسترسی به ان را در شمار حقوق بشر در نظر میگیرند. بنابراین سوال این است که آیا شرکتها اطلاعات کافی ارائه میکنند و یا از مقدار اطلاعاتی که باید افشا کنند بیشتر و یا کمتر است؟ شاید دو دلیل عمده برای چنین کاری وجود داشته باشد یکی آنکه شرکتها از طریق افشای اطلاعات درون سازمانی متعلق به آینده درصدد بر میآیند تا بر سرمایهگذاران خود و حتی مشتریان اثر مثبت بگذارند و در نهایت بر اعتماد دیگران به شرکت بیفزایند. این همان واقعیتی است که شرکت علاوه بر محتوای اطلاعاتی الزامی صورتهای مالی که موجب افزایش اعتماد دیگران میشود، دست به افشای اطلاعات گستردهتر میزند. دوم آنکه شاید یک شرکت که خواهان جذب سرمایههای جدید و گسترش فعالیتها و شناساندن خود به رقبا و جامعه است، احساس کند که در مقایسه با شرکت-های دیگر و به خصوص شرکتهای بزرگ باید اطلاعات بیشتری را درباره خودش افشا کند. بیش از آنچه رسانههای همگانی و سایر منابع اعلام مینمایند. همچنین شاید انتظار از شرکتهای بزرگ‌تر به صورت طبیعی بیشتر بوده و ذینفعان منتظر افشای اطلاعات کامل و به موقع از طرف آنها هستند (رحمانی و لهداد، 1390).
شفافیت اطلاعات مالی را می‌توان دسترسی گسترده به اطلاعات مربوط و قابل اتکا در مورد عملکرد، وضعیت مالی، فرصت‌های سرمایهگذاری، حاکمیت و ارزش و خطرپذیری شرکتها در اقتصاد تعریف کرده‌اند. شفافیت در اطلاعات مالی از یک سو به سهامداران خرد اطمینان میدهد که همواره اطلاعات قابل اتکا در مورد ارزش شرکت دریافت خواهند کرد و سهامداران عمده و مدیران در پی تضییع حقوق آن‌ها نیستند و از سوی دیگر مدیران را برای تلاش در جهت افزایش ارزش شرکت به جای پیگیری منافع شخصی کوتاهمدت ترغیب میکند (جمشیدی، 1392). هدف اطلاعات حسابداری کمک به ارزیابی کیفیت وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطافپذیری مالی واحد تجاری می‌باشد، با این حال این ارزیابی طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی می‌بایست بر حسب ارقام پولی و به صورت کمی انجام شود، بنابراین کیفیت بالای این ارقام پولی موجب بهبود هرچه بیشتر تصمیم گیریهای اقتصادی می‌شود. به عبارتی، شفافیت اطلاعات مالی کیفیت تصمیمات سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مزایای بالقوه افشا و شفافیت بیشتر می‌تواند شامل هزینه سرمایه کاهش هزینه‌های نمایندگی بهبود قیمت سهام و افزایش ارزش شرکت باشد. افشای کافی اطلاعات توسط شخصیت اقتصادی به سرمایهگذاران و بستانکاران در جستجوی فرصت‌های سرمایه‌گذاری یاری می‌کند و به این ترتیب سرمایه به کاراترین شرکتها روانه میشود و تأمین مالی از طریق سرمایهگذاری صحیح انجام میشود (چو و همکاران، 2010).
بازار سرمایه یکی از ارکان اساسی رشد و توسعه اقتصادی در هر کشور به شمار می‌رود. سرمایه گذاری از مهم‌ترین مؤلفه‌های تعیین کننده سرنوشت اقتصاد در کشور است. بازار سرمایه در کنار سایر بازارها نظیر بازار پول، کار و کالا، وظیفه تخصیص بهینه سرمایه را به عهده دارد. به منظور هدایت صحیح تصمیمگیری‌ها در راستای تخصیص بهینه سرمایه، اطلاعات نقش اساسی در عملکرد بازار سرمایه ایفا میکند. زیرا اغلب تصمیمات از جمله تصمیمات سرمایهگذاری در حالت عدم اطمینان اتخاذ می‌شود. امروزه کمتر کسی می‌تواند اهمیت شفافیت گزارشگری مالی را نادیده بگیرد، زیرا سهامداران و اعتبار دهندگان تصمیمات با اهمیت سرمایهگذاری خود را بر اساس اطلاعات مالی شرکت‌ها می‌گیرند. آن‌ها خواستار اطلاعات بیشتر و شفاف‌تری درباره عملکرد شرکت هستند. افشای کامل همراه با شفافیت گزارشگری مالی می‌تواند شرایط مطمئنی را ایجاد کرده و اعتماد سرمایهگذاران را ارتقا دهد. شفافیت تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت‌ها دارد و می‌تواند از منافع سهامداران حفاظت کند. صورت‌های مالی مبهم میزان بدهی شرکت را پنهان کرده و چنانچه شرکت در آستانه ورشکستگی باشد، این شرایط پنهان می‌ماند. از این رو شفافیت دارای جذابیت زیادی برای سهامداران است (بولو و همکاران، 1392).
تا کنون تعاریف زیادی از شفافیت صورت گرفته است به عنوان مثال در فرهنگ لغات وبستر شفافیت به عنوان باز بودن مؤسسات، آشکار بودن فعالیت مؤسسات، صداقت و قابلیت درک آسان تعریف شده است. علاوه بر این در سایر فرهنگ لغات تعاریفی از قبیل، خیلی روشن بودن، صاف و ساده بودن، راحت فهمیدن و صریح و بی پرده بودن برای شفافیت ارایه شده است. در این تعاریف منظور از باز بودن یا گشودگی مؤسسات، دسترسی آسان به عملیات داخل شرکت، و منظور از آشکار بودن مؤسسات، وضوح اطلاعات است. بوشمن و همکاران (2004)، شفافیت اطلاعات شرکت را وضعیتی میداند که اطلاعات گستردهای در دسترس، مربوط، قابل اتکا با کیفیت جامع و به موقع باشد. آکسا (2006) شفافیت را به موقع بودن و کفایت افشای کارکردهای مالی و عملیاتی شرکت میداند. بارث و همکاران (2008) شفافیت سود را تغییر همزمان سود و تغییر در سودآوری با بازده سهام تعریف کردهاند. از نظر براون و همکاران (2009) بهترین تعریف شفافیت در حوزه تجاری عبارت است از صورتهای مالی با کیفیت، همچنین نیلسن و همکاران (2009) درباره شفافیت بر این باورند که استفاده کننده اطلاعات در هر زمانی به همه چیز واقف است و او بر اساس اطلاعات شفاف میتواند هر موضوعی را مورد بررسی قرار دهد (بارث و همکاران، 2013).
در جوامع مردم سالار دسترسی به اطلاعات شفاف از حقوق اصلی افراد به شمار میرود. شهروندان حق دارند در مورد تصمیمات مباشران خود (دولت و نهادهای عمومی) و مبانی این تصمیمات اطلاعات کافی داشته باشند. این موضوع جوهره اساسی مباشرت به شمار میرود. شفافیت برای اقتصاد نیز ضروری است، زیرا باعث بهبود تخصیص منابع میگردد و به طور مستقیم با کارایی و رشد اقتصادی سر و کار دارد. نقصان اطلاعات شفاف در بازار موجب افزایش هزینه معاملات و شکست بازار خواهد شد. از این رو در بسیاری از شکستهای اخیر بازار سرمایه، نبود شفافیت به عنوان یکی از عوامل تأثیر گذار قلمداد شده است (بولو و رحمانی مهر، 1392). شفافیت و افشای مناسب که باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میگردد، به عنوان جزئی جدا ناپذیر از نظام راهبری شرکتها به شمار میرود. بر اساس تحقیقات انجام شده، شرکتهایی که شفافیت بیشتری داشته باشند، از شرکتهای دیگر در بازار ارزشگذاری شدهاند (هرمالین و ویبسباچ، 2007).
2-3- پیشینه تحقیق
2-3-1- مطالعات انجام شده داخلی
کردستانی و مجدی (1386) در پژوهشی اقدام به بررسی رابطه بین ویژگیهای کیفی سود و هزینه سرمایه سهام عادی نمودند. در این تحقیق رابطه بین پنج ویژگی کیفی سود شامل پایداری سود، قابلیت پیش بینی سود، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن و محافظه کارانه بودن سود با هزینه سرمایه سهام عادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق وجود رابطه معکوس بین ویژگیهای کیفی سود شامل پایداری سود، قابلیت پیش بینی سود، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن سود و هزینه سرمایه سهام عادی را تایید میکند که این رابطه از نظر آماری معنیدار است. اما بین محافظه کارانه بودن سود و هزینه سرمایه سهام عادی رابطه معنی داری مشاهده نشده است.
ثقفی و بولو (1388) به بررسی این موضوع پرداختند که آیا هزینه حقوق صاحبان سهام با ویژگی- های سود (ویژگیهایی چون کیفیت اقلام تعهدی، پایداری سود، قابلیت پیشبینی سود و هموار بودن سود) رابطه دارد یا خیر و این که در صورت وجود ارتباط، کدام یک از ویژگیهای مزبور ارتباط بیشتری با هزینه حقوق صاحبان سهام دارد. نتایج آزمون رابطه هزینه حقوق صاحبان سهام با هر یک از ویژگیهای سود به صورت جداگانه نشان داد که از چهار ویژگی مزبور تنها ویژگی پایداری سود با هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه معکوس دارد و ویژگیهای دیگر سود (کیفیت اقلام تعهدی، قابلیت پیش بینی و هموار بودن سود) با هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه ندارد. همچنین ویژگی پایداری سود در مقایسه با سایر ویژگیهای سود، از قدرت توضیحدهندگی بیشتری برخوردار است. در نهایت، نتایج حاصل از آزمون رابطه هزینه حقوق صاحبان سهام با ویژگیهای سود به صورت توام، نشان داد که دو ویژگی پایداری سود و هموار بودن سود با هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه معکوس دارند.
عرب مازار یزدی و طالبیان (1388) تاثیر کیفیت گزارشگری مالی و ریسدک اطلاعات بر هزینه سرمایه شرکت را مورد بررسی قرار دادند. این محققین از کیفیت اقلام تعهدی به عنوان شاخصی برای سنجش کیفیت گزارشگری مالی و ریسک اطلاعات استفاده نمودند. یافتههای تحقیق این محققین بیانگر آن است که هزینه سرمایه شرکتهایی که دارای اقلام تعهدی با کیفیت تری هستند کمتر میباشد (نسبت به شرکتهایی که اقلام تعهدی آنها از کیفیت کمتری برخوردار است).
سینایی و داودی (1388) رابطه میان شفاف سازی اطلاعات مالی و رفتار سرمایهگذاران (یعنی خرید، فروش و خروج از بازار) در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. همچنین این محققین ادراک سرمایهگذاران نسبت به ابعاد شفافیت اطلاعات مالی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعه این محققین حاکی از آن است که هر سه بعد شفافیت یعنی افشای اطلاعات مالی، شفافیت ساختار مالکیت و شفافیت ساختار هیأت مدیره بر رفتار سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادار تهران تأثیرگذار است، البته سرمایهگذاران بیش از هر چیز به افشای اطلاعات مالی اهمیت میدهند. همچنین ادراک سرمایهگذاران از ابعاد شفافیت با توجه به متغیرهای جمعیت شناختی آنها متفاوت است.
نوروش و حصارزاده (1389) در مطالعهای به بررسی ابعاد شفافیت سود حسابداری و رابطه آن با ویژگیهای شرکت در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهاند. در این تحقیق، شفافیت سود در دو حوزه رابطه بین ابعاد شفافیت و نیز رابطه بین شفافیت و وضعیت اقتصادی شرکت، بررسی گردید. نتایج حاصل از بررسی شفافیت سود در حوزه اول، نشان داد که بین کیفیت اقلام تعهدی و محافظه کاری سود، عدم هموارسازی سود و قابلیت پیشبینی سود، کیفیت اقلام تعهدی و عدم هموارسازی سود، رابطه معنیدار منفی و بین کیفیت اقلام تعهدی و قابلیت پیش بینی سود رابطه معنیدار مثبت وجود دارد. در حالیکه رابطه محافظه کاری با عدم هموارسازی سود و قابلیت پیشبینی سود به لحاظ آماری تایید نگردید. آزمون فرضیات مربوط به بررسی رابطه بین شفافیت سود و وضعیت اقتصادی شرکت نشان داد که شرکتهای دارای محدودیت در تامین مالی و شرکتهای زیانده نسبت به سایر شرکتها شفافیت سود کمتری دارند. در این حوزه ارتباط معنیدار بین شفافیت سود حسابداری و ارزش شرکت و همچنین رابطه بین شفافیت سود حسابداری و نوسانات جریان نقدی عملیاتی یک دوره بعد، تایید نگردید.
کردستانی و علوی (1389)، به بررسی ارتباط میان شفافیت سود حسابداری و هزینه سرمایه سهام عادی در بورس اوراق بهادار ایران پرداخت. در این پژوهش به منظور برآورد شفافیت سود از مدل بارث و همکاران (2010) استفاده شده است. همچنین به منظور فراهم کردن شواهدی تجربی درباره شفافیت سود حسابداری بر هزینه سرمایه که بر اساس مدل فاما و فرنچ محاسبه شده، اطلاعات 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1383 تا 1387 مورد مطالعه قرار گرفت. فرضیه تحقیق به دو روش آماری دادههای مقطعی و ترکیبی آزمون شد. یافتههای تحقیق نشان میدهد شرکتهایی که شفافیت سود بالاتری دارند هزینه سرمایه سهام عادی کمتری را تجربه میکنند.
جان جانی (1390) در تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط بین سود و اجزای آن با بازده سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی ارتباط بین سود و اجزای آن با بازده سهام با تاکید بر کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. به منظور بررسی این موضوع، نمونهای متشکل از 230 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده برای دوره زمانی 7 ساله بین 1381 تا 1387 انتخاب شده است. نتایج بر اساس روش ترکیبی حاکی از آن است که اجزای سود هر دو دارای محتوای اطلاعاتی هستند اما جزء نقدی سود نسبت به جزء تعهدی آن محتوای اطلاعاتی بیشتری است. همچنین نتایج این پژوهش نشان میدهد که شرکتهای با کیفیت سود بالا بازده مثبت و شرکتهای با کیفیت سود پایین بازده منفی کسب میکنند به طوری که شرکتهایی که بیشترین کیفیت سود را دارند توانستند در دوره مورد بررسی، 17% بیشتر از شرکتهایی که کمترین کیفیت سود را دارند بازده کسب کنند.