پایان نامه ارشد درباره تری گلیسرید و اندازه گیری

دانلود پایان نامه
  • تاثیر DCAD بر بالانس منفی انرژی
    گاو شیری در دوره بعد زایش مستعد بالانس منفی انرژی است، چرا که بالاترین میزان دریافت ماده خشک 8 الی 10 هفته بعد زایش است در حالیکه اوج تولید شیر 4 الی 6 هفته بعد زایش است (39). حال استفاده از جیره‌هایی با DCAD منفی در دوره بعد زایش منجر به کاهش دریافت مواد غذایی شده و بالانس منفی انرژی را تشدید می‌کند.
    در تحقیقاتی که توسط Vagnoni و همکاران در سال 1998 انجام شده، کاهش دریافت مواد غذایی بر حسب ماده خشک (DMI) بدنبال استفاده از جیره‌های آنیونیک گزارش شده است و علت این امر به اسیدوز متابولیک ایجاد شده توسط جیره‌های آنیونیک نسبت داده شده است (47). Wang و همکاران در سال 1992 گزارش کردند که افزایش DCAD منجر به افزایش دریافت مواد غذایی بر حسب ماده خشک می‌شود و علت این امر را ناشی از افزایش pH شکمبه (قلیایی‌تر شدن pH شکمبه) بدنبال افزایش DCAD ذکر کرده‌اند که شرایط ایده آل را برای فعالیت میکروب‌های شکمبه فراهم می‌کند (48).
    Hu و همکاران(2001) کاهش دریافت مواد غذایی بر حسب ماده خشک را بدنبال استفاده از جیره‌های آنیونیک گزارش کرده‌اند و علت این امر را کاهش خوش مزگی جیره بدنبال افزودن نمک‌های آنیونیک اعلام کرده‌اند (27). Goff و همکاران نیز علت کاهش DMI را بدنبال استفاده از جیره‌های آنیونیک، ناخوشمزگی جیره گزارش کرده‌اند (17).
    رزاقی و همکاران(1389) در ایران جیره هایی با DCAD ،400+ و 200+ میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک را در دوره بعد از زایش در گروههای 12 تایی گاوهای شیری مورد آزمایش قرار دادند و گزارش کردند که جیره ای با DCAD ، 400+ میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک نسبت به جیره ای با DCAD، 200+ میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک، موجب افزایش معنی دار مصرف ماده خشک شد(3).
    Moore در تحقیقی که در سال 1991 بر روی 55 گاو شیری با استفاده از جیره هایی با DCAD، 15+ و 0 و 15- گزارش کرد که در گاوهایی که جیره ای با DCAD ،15- در دوره بعد از زایش استفاده می کردند کاهش دریافت ماده خشک و افزایش غلظت تری گلیسریدهای کبد رخ می دهد(34).
    Vagnoni تحقیقی را در سال 1998 بر روی تاثیر استفاده از جیره هایی با DCAD، 40- و 63- میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک بر DMI و وضعیت اسید و باز بدن انجام داد.این جیره ها به مدت 1 هفته بعنوان خوراک 8 گاو هلشتاین غیر شیرده مورد استفاده قرار گرفت.او گزارش کرد که جیره های آنیونیک منجر به اسیدوز متابولیک خفیف می شوند که ناشی از کاهش بیکربنات خون می باشد.اوگزارش کرد که استفاده از جیره های آنیونیک منجر به کاهش DMI می شود(47).
    جهت بررسی وضعیت بالانس انرژی، در این تحقیق از اندازه گیری اسیدهای چرب غیر استریفیه که شاخص بالانس منفی انرژی می‌باشند،‌ استفاده شد.میانگین غلظت سرمیNEFA در گاوهایی که از جیره آنیونیک استفاده کرده بودند بالاتر از گاوهایی بود که جیره های کاتیونیک دریافت کرده بودند. با توجه به نتایج بدست آمده در این تحقیق مشخص می‌شود که در گاوهایی که از جیره آنیونیک استفاده می‌کردند (24- = DCAD) ، درصد ابتلا به بالانس منفی انرژی (mmol/L 7/0 NEFA >) نیز بیشتر از گاوهایی بود که از جیره‌های کاتیونیک (230+ و 80+ = DCAD) استفاده کرده بودند، این امر نشان دهنده‌ی وضعیت بد انرژی در گاوهایی است که از جیره‌های آنیونیک استفاده می‌کنند. علت این امر را می‌توان به کاهش دریافت ماده خشک ناشی از جیره‌های آنیونیک و اسیدوز متابولیک ایجاد شده، که توسط همکاران گزارش شده است، نسبت داد (28،31،42،47،48).این تشدید بالانس منفی انرژی بدنبال استفاده از جیره های آنیونیک منجر به استفاده بیشتر حیوان از ذخایر چربی بدن جهت برآورد نیاز به انرژی(جهت تولید شیرو انرژی مورد نیاز بدن) خواهد شد که با افزایش مقادیر اسیدهای چرب غیر استریفیه خون مشخص می شود و گاو شیری را به بیماری های ناشی از بالانس منفی انرژی مستعد خواهد کرد.جهت جلوگیری از رخداد چنین بیماری هایی بلافاصله بعد از زایش باید اقدام به تغییر DCAD جیره به سمت کاتیونیک نمود.
    از طرفی میانگین غلظت BHBA در گاوداری شماره 1 با DCAD منفی 24 بیشتر از گاوداریهای شماره 2 و 3 (با 230+ و 80+ = DCAD) بود که این اختلاف در بین گاوداریهای شماره 1 و 3 معنی دار بود ولی گاوداری شماره 2 تفاوت معنی داری را با گاوداریهای شماره 1 و 3 نشان نداد. این وضعیت نشان دهنده‌ی افزایش کتون بادی‌های در گردش در گاوهایی با جیره آنیونیک است که احتمال رخداد بیماری‌های ناشی از بالانس منفی انرژی مثل کتوز را افزایش خواهد داد.
    در تحقیق حاضر نیز مشخص شد که درصد ابتلا به بالانس منفی انرژی در گاوهایی که از جیره آنیونیک استفاده می‌کردند بیشتر از گاوهایی بود که جیره‌های کاتیونیک مصرف می‌کردند.علت این موضوع را می توان به کاهش دریافت ماده خشک گزارش شده توسط همکاران بدنبال استفاده از جیره های آنیونیک نسبت داد، در نتیجه گاوهایی که از جیره های آنیونیک استفاده می کنند ذخایر چربی بدن را بیشتر مورد استفاده قرار میدهند که با افزایش مقادیر NEFA سرم قابل بررسی است. لذا باید دقت داشت که بلافاصله بعد زایش، اقدامات لازم نسبت به برقرارسازی DCAD مثبت ، جهت جلوگیری از تشدید بالانس منفی انرژی ناشی از مصرف جیره‌های آنیونیک انجام شود تا از خطر ابتلا دام به بیماری های ناشی از بالانس منفی انرژی مثل کتوز و کبد چرب و بیماریهای مرتبط گزارش شده با بالانس منفی انرژی مانند تاخیر در تخمک گذاری و اولین آبستنی بعد از زایش(60) جلوگیری کرد، این کار را می‌توان با حذف منابع آنیونیک جیره انجام داد.
    گاوداری هیپوکلسمی بالینی هیپوکلسمی تحت بالینی بالانس منفی انرژی
    DCAD= -24 0% (n=0) 9.09% (n=3) 33.33% (n=11)
    DCAD=+80 3.03% (n=1) 15.15% (n=5) 18.18 (n=6)
    DCAD=+230 12.12% (n=4) 27.27% (n=9) 21.21%(n=7)
    مقایسه موارد ابتلا به هایپوکلسمی بالینی و تحت بالینی و بالانس منفی انرژی در گاوداریهای مختلف
    با توجه به جدول بالا مشخص می شود که جیره آنیونیک قبل از زایش در مقایسه با جیره های کاتیونیک توانسته است گاوهای شیری را در برابر هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی مقاوم سازد، اما ادامه تغذیه با جیره های آنیونیک در دوره بعد از زایش منجر به تشدید بالانس منفی انرژی در گاوهای دریافت کننده جیره آنیونیک در قیاس با گاوهای دریافت کننده جیره کاتیونیک شده است. این نتایج آشکار می سازد که استفاده از جیره های آنیونیک از 3 هفته قبل از زایمان جهت کاهش رخداد هیپوکلسمی موثر است اما بلافاصله بعد از زایمان جهت جلوگیری از تشدید بالانس منفی انرژی در گاو شیری، باید سریعا اقدام به حذف منابع آنیونیک جیره و استفاده از جیره کاتیونیک نمود.این امر مستلزم اندازه گیری DCAD تمام اجزاء جیره جهت انجام مدیریت صحیح تغذیه ای می باشد.

      دانلود پایان نامه درباره اندازه گیری و استراحت

    طبق تحقیقات انجام شده در گاوهای شیری مشخص شده است که هیپوکلسمی عمدتا ناشی از آلکالوز متابولیک بدلیل بالا بودن پتاسیم جیره است. آلکالوزمتابولیک گاو شیری را مستعد تب شیر (‌هیپوکلسمی بالینی ) میکند، در حالیکه اسیدوز متابولیک خفیف می تواند گاو شیری را در برابر هیپوکلسمی مقاوم سازد. افزودن آنیون‌ها به جیره گاو شیری در دوره قبل زایش، به طور موثری رخداد هیپوکلسمی را با ایجاد اسیدوز متابولیک کاهش می‌دهد، اسیدوز متابولیک آزاد سازی کلسیم از استخوان را تسهیل می‌کند. اسیدوز متابولیک ایجاد شده توسط نمک‌های آنیونی، عملکرد هورمون پاراتیروئید (PTH) را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دو عملکرد وابسته به هورمون PTH، شامل آزادسازی کلسیم از استخوان و تولید کلیوی 1 و 25- دی هیدروکسی ویتامین D، در گاوهایی با جیره‌های آنیونیک افزایش می یابد، در نتیجه مقاومت آنها را به هیپوکلسمی افزایش می‌دهد.با توجه به نتایج بدست آمده در این تحقیق نیز مشخص می شود که استفاده از جیره های آنیونیک طی 3 هفته قبل از زایمان با افزایش مقادیر کلسیم تام سرم، و در اختیار قرار گرفتن کلسیم کافی در جهت تولید آغوز و شیر، گاو شیری را به هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی مقاوم می سازد. از آنجایی که در این تحقیق هیپوکلسمی تحت بالینی در گروه دریافت کننده جیره آنیونیک همچنان دیده می شود، انجام تحقیقات بیشتر با استفاده از جیره های آنیونیک تر جهت کنترل کامل هیپوکلسمی در گله پیشنهاد می شود.

    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.