پایان نامه ارشد درباره اندازه گیری و مصرف کننده

دانلود پایان نامه

تاثیر DCAD بر هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی
مطالعات انجام شده نشان می دهد که گاوهایی با هیپوکلسمی بالینی ، 14 درصد شیر کمتری را در شیرواری بعدی تولید می کنند و عمر تولیدشان کاهش می یابد(6و69). از طرفی گاوهایی که از تب شیر بهبود می یابند، خطر ابتلا به کتوز، ورم پستان ، سخت زایی، جابجایی شیردان، جفت ماندگی و خطر ابتلا به هیپوکلسمی در دوره بعد در آنها افزایش می یابد(36و69و70).

  • هیپوکلسمی تحت بالینی در این میان اهمیت بیشتری دارد چرا که تا 66% گاوهای شیری بدنبال زایمان می توانند به این بیماری مبتلا شوند(71).هیپوکلسمی تحت بالینی زمانی رخ می دهد که علائم بالینی مشاهده نمی شود اما کلسیم خون همچنان کاهش می یابد.هیپوکلسمی تحت بالینی می تواند DMI را کاهش دهد و منجر به سخت زایی، کتوز و جفت ماندگی شود(73).
    جیره‌هایی با مقادیر کاتیون‌های بالا (سدیم و پتاسیم) تمایل به ایجاد هیپوکلسمی دارند در حالیکه جیره‌هایی با مقادیر آنیون بالا (کلر و سولفور)، رخداد هیپوکلسمی را کاهش می‌دهند(39). کاتیون‌های جیره، آلکالوژنیک و آنیون‌های جیره اسیدوژنیک می‌باشند (5). آلکالوزمتابولیک گاو شیری را مستعد تب شیر (‌هیپوکلسمی بالینی ) میکند، این آلکالوز متابولیک در اکثر مواقع توسط پتاسیم در جیره غذایی ایجاد می‌شود(18).
    سخا در تحقیقی که در بازه زمانی 1999-2000 در ایران انجام داد، گزارش کرد که ابتلا به تب شیر بالینی 18 درصد است.اوگزارش کرد که اکثر گاوهای مبتلا 6 تا 9 سال داشتند و 48 مورد از 64 مورد گزارش شده طی 48 ساعت اول بعد زایش به بیماری تب شیر مبتلا شده اند(80).
    Goff و همکاران (2003) گزارش کرده‌اند که استفاده از جیره‌های کاتیونیک بدلیل ایجاد آلکالوز متابولیک، گاوهای شیری را مستعد تب شیر می‌کند و عمده ماکرو منیرال مسئول آلکالوز در جیره را پتاسیم (K) معرفی کرده‌اند (18).
    Goff در سال 1991 در تحقیقی که انجام داد گزارش کرد که گاوهایی که جیره های بسیار کاتیونیک دریافت می کنند در مقایسه با گاوهای دریافت کننده جیره آنیونیک کمتر قادر هستند که به هورمون PTH پاسخ دهند.او در این تحقیق از 47 گاو جرسی استفاده کرد و گزارش کرد تب شیر در گاوهایی که از جیره ای با DCAD کاتیونیک استفاده می کردند بسیار بیشتر از گاوهایی بود که از جیره آنیونیک استفاده می کردند(6گاو از 23 گاو در گروه مصرف کننده جیره کاتیونیک به تب شیر مبتلا شدند در حالیکه 1 گاو از 24 گاو مصرف کننده جیره آنیونیک تب شیر را نشان داد)(17).
    Dishington (1988) در تحقیقی که انجام داد بطور موفقیت آمیزی توانست تب شیر را در 92 درصد موارد با استفاده از جیره هایی با DCAD منفی کنترل کند(51).Oetzel کاهش رخداد تب شیر را بدنبال استفاده از جیره ای با DCAD، 75- در دوره قبل از زایش گزارش کرده است(در مقایسه با جیره ای که DCAD ، 189 میلی اکیوالان در کیلوگرم ماده خشک داشت)(36).
    Block (1984) در تحقیقی تاثیر DCAD را بر رخداد تب شیر در 20 گاو مورد مطالعه قرار داد.یک جیره حاوی مقادیر بالای آنیونها و یک جیره حاوی مقادیر بالایی از کاتیون ها مورد استفاده قرار گرفت.او گزارش کرد گاوهایی که از جیره آنیونیک استفاده کرده بودند، مقادیر سرمی کلسیم و فسفر بیشتری را در حول و حوش زایمان داشتند(6).
    Crnkic (2010) مطالعه ای را برروی تاثیر جیره های آنیونیک و کاتیونیک بر وضعیت سلامتی و مینرال های خون 24 گاو شیری طی 3 هفته قبل از زایش انجام داد.او گزارش کرد که جیره ای با DCAD، 107- میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک طی 3 هفته قبل از زایش در مقایسه با جیره ای با DCAD، 127+ میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک منجر به کاهش هیپوکلسمی تحت بالینی می شود(78).
    Block ، Oetzel و Goff گزارش کرده اند که DCAD جیره در دوره خشکی بیشتر از کلسیم جیره در رخداد تب شیر موثر است(6و17و36).
    رزاقی و همکاران(1389) در تحقیقی که در ایران انجام دادند گزارش کردند که 4 مورد هیپوکلسمی تحت بالینی در گاوهای دریافت کننده جیره کاتیونی قبل از زایش با DCAD ، 100+ میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک دیده شد ولی هیچ موردی از هیپوکلسمی در گاوهای دریافت کننده جیره آنیونی با DCAD، 100- میلی اکی والان در کیلوگرم ماده خشک قبل از زایش مشاهده نشد(3).
    استفاده از جیره‌های آنیونیک می‌تواند منجر به کاهش رخداد تب شیر شود در حالیکه استفاده از جیره‌های کاتیونیک، گاو شیری را مستعد تب شیر می‌کند (39). Goff و همکاران گزارش کرده‌اند که استفاده از جیره‌های کاتیونیک بدلیل ایجاد آلکالوز متابولیک، گاوهای شیری را مستعد تب شیر می‌کند و عمده ماکرو منیرال مسئول آلکالوز در جیره را پتاسیم (K) معرفی کرده‌اند (18).
    در مطالعه انجام شده توسط Block و همکاران در سال 1994 رخداد تب شیر در گاوهایی که در دوره قبل زایش از جیره‌ای با DCAD ،5/335 میلی اکی والان / کیلوگرم ماده خشک استفاده کرده بودند، 47 درصد بود. در حالیکه در گاوهایی که جیره‌ای با DCAD، 5/128- میلی اکی والان / کیلوگرم ماده خشک دریافت کرده بودند، رخداد تب شیر صفر درصد بود (6).
    Horst و همکاران (1997) در مطالعاتی که انجام داده‌اند DCAD جیره در محدوده 50- الی 150- میلی اکی والان / کیلوگرم ماده خشک را جهت پیشگیری از تب شیر مناسب پیشنهاد کرده‌اند (25).
    درتحقیق حاضر میزان ابتلا به هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی بطور معنی داری در گاوهایی که جیره‌ای با DCAD منفی 24 (آنیونیک) دریافت کرده بودند، کمتر از گاوهایی بود که جیره‌های کاتیونیک (80+ و 230+) دریافت کرده بودند که با نتایج حاصل از سایر تحقیقات همخوانی دارد.علت این امر را می توان به افزایش کلسیم سرم بدنبال استفاده از جیره های آنیونیک نسبت داد که مقادیر کافی از کلسیم را در خون جهت تولید آغوز و شیردر اختیار گاو شیری قرار می دهد و لذا گاو شیری در زمان زایمان با مشکل کمبود کلسیم خون مواجه نخواهد شد، در نتیجه گاو شیری را در برابر هیپوکلسمی مقاوم تر خواهد کرد. با توجه به نتایج بدست آمده در مورد غلظت کلسیم سرم و درصد ابتلا به هیپوکلسمی می توان اظهار داشت که استفاده از جیره‌هایی با DCAD منفی در دوره قبل زایش با افزایش کلسیم سرم، گاو شیری را در برابر هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی مقاوم‌ترکرده است.
    PH ادرار 48 ساعت قبل از زایش یک ارتباط قوی و معکوس با مقادیر کلسیم و فسفر سرم دارد (41). Hu و همکاران گزارش کرده اند که با افزایش DCAD، بیکربنات و PH خون افزایش می یابد که نشاندهنده بهبود وضعیت اسید و باز در گاو شیرده می شود، همچنین آنها گزارش کرده اند که با تغییر DCAD ، تغییر در PH ادرار رخ می دهد که نشاندهنده اسیدی یا قلیایی بودن جیره است.Hu گزارش کرده است که PH ادرار با افزایش DCAD افزایش خواهد یافت و دلیل آنرا ناشی از افزایش بیکربنات خون و کاهش دفع اسید از طریق ادرار اعلام کرده است(28).
    DCAD توان بافرینگ خون و اسیدیته خون را در گاو تحت تأثیر قرار می‌دهد (35،39). تحقیقات متعددی گزارش کرده اند که تغییر DCAD دریافتی گاو بطور مستقیم PH خون و ادرار و بیکربنات خون را تحت تاثیر قرار می دهد(28و58و59).
    جهت بررسی تأثیر DCAD بر وضعیت اسید و باز بدن، اندازه گیری pH ادرار توسط محققین مختلف توصیه شده است (28،30،34). محدوده pH ادرار برای محافظت از هیپوکلسمی 5/5 الی 5/6 گزارش شده است (25،39). درتحقیق حاضر در هر گاوداری از تعداد 7 رأس اقدام به نمونه برداری ادرار کردیم و pH ادرار بلافاصله با استفاده از نوار ادراری اندازه گیری شد. میانگین pH ادرار در گاوداری شماره 1 با DCAD منفی 24 ، 35/6 بود که در محدوده ذکر شده جهت کنترل از هیپوکلسمی قرار داشت. pH ادرار در گاوداری شماره 2 با DCAD مثبت 80 و گاوداری شماره 3 با DCAD مثبت 230 به ترتیب 64/7 و 85/7 بود.
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.