پایان نامه ارشد با موضوع مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی و مدل نتایج و تعیین کننده ها

دانلود پایان نامه
  • -4 بهره وری که با تعریف سنتی نسبت خروجی به ورودی معرفی شده است.( Ghalayini, A.M., Noble, J.S. and Crowe, T.J. (1997))
    مدل نتایج و تعیین کننده ها (1991)
    یکی از مدل هایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد ، چارچوب «نتایج و تعیین کننده ها» است. این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه ، در هر سازمانی وجود دارد. شاخصهایی که به نتایج مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده های نتایج تمرکز دارند. دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخصها ، نشان دادن این واقعیت است که نتایج به دست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند. به بیان دیگر، نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار (LAGGING INDICATOR) هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخصهای اساسی و پیشرو هستند. شاخصهای مربوط به تدریج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخصهای مربوط به تعیین کننده ها عبارتنداز: کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری(Tangen, S. (2004))
    ماتریس عملکرد (1989)
    کیگان در سال 1989 ماتریس عملکرد را معرفی کرد که نقطه قوت این مدل آن است که جنبه های مختلف عملکرد سازمانی شامل جنبه های مالی و غیر مالی و جنبه های داخلی و خارجی را به صورت یکپارچه مورد توجه قرار می دهد.اما این مدل به خوبی و به صورت شفاف و آشکار روابط بین جنبه های مختلف عملکرد سازمانی را نشان نمی دهد. (Neely, A.D., Richards, A.H.,(2000))
    یکی از مدلهایی که مشکل ماتریس عملکرد را مرتفع می سازد، چارچوب نتایج و تعیین کننده ها است.که در سال 1991 شکل گرفت.این چارچوب بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه، در هر سازمانی وجود دارد.شاخصهایی که به عملکرد مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کننده نتایج تمرکز دارند.دلیل این جداسازی و تفکیک بین شاخص ها، نشان دادن این واقعیت است که نتایج بدست آمده، تابعی از عملکرد گذشته کسب و کار بوده و با توجه به تعیین کننده های خاص حاصل می گردند.به بیان دیگر نتایج از نوع شاخصهای تاخیردار هستند در حالی که تعیین کننده ها شاخص های اساسی و پیشرو هستند.شاخص های مربوط به نتایج شامل عملکرد مالی و رقابت بوده و شاخص های مربوط به تعیین کننده ها عبارتند از:کیفیت، قابلیت انعطاف، بکارگیری منابع و نوآوری.
    2-28 پیشینه تحقیق
    2-28-1 مطالعات انجام شده در داخل کشور
    در داخل ایران تحقیقات بسیاری بین دو متغیر هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی انجام گرفته است. که در اکثر مقاله ها و مطالب حاضر نمونه هایی یافت می شود. بیشتر تحقیقات صورت گرفته توسط پژوهشگران در مدارس و محیط های آموزشی حاکی از همبستگی بالا بین این دو متغیر است :
    یحیایی (1376) در تحقیقی به بررسی عوامل مؤثر در انگیزه پیشرفت تحصیلی و رابطه آن با هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه تهران پرداخته است. نمونه ای با حجم 261 نفری به شیوه نمونه گیری طبقه ای – تصادفی انتخاب گردید. در این تحقیق نشان داده شد که بین انگیزه پیشرفت تحصیلی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.
    زندی (1379) در تحقیقی به بررسی توزیع هوش هیجانی دختر و پسر دانشکده روان شناسی داﻧﺸﮕﺎه آزاد اﺳلاﻣﻲ واﺣﺪ ﺗﺒﺮﻳﺰ پرداخته است. تعداد 126 نفر از دانشجویان شامل 66 دختر و 37 پسر به صورت تصادفی از جامعه مزبور را انتخاب نموده که همگی در سال تحصیلی 80-79 شاغل به تحصیل بودند. وی به کمک پرسشنامه 70 سؤالی برگرفته از نظریات گلمن است به توزیع نمرات بین افراد اشاره دارد که بر اساس نتیجه گیری او متوسط نمره هوش هیجانی دختران و پسران یکسان می باشد.
    آمنه صابری (1382) که بررسی رابطه میان هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی (دانشگاه جامع امام حسین (ع) پرداخته است نتایج بدست آمده به این صورت است که بین جنسیت دانش آموزان و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد بطوریکه هوش هیجانی دختران بیشتر از پسران است.
    شاه مرادلو (1383) در تحقیق دیگری که به دنبال مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان انجام داد نشان داد که کدام پیش بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. از نتایج بدست آمده چنین استنباط می شود که هوش هیجانی نسبت به هوش شناختی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی از توان بیشتری برخوردار است.
    نتایج بدست آمده از تحقیق درتاج و ربیعی وزیری که در مورد رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان صورت گرفته نشان می دهد که بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و تعدادی از این کودکان در تکالیفی که مستلزم توجه بیشتر و کنترل هیجانات می باشند از جمله ریاضیات و دروس مفهومی با مشکل مواجهند.
    آقایی و جلالوند(1382) تحقیقی را با عنوان بررسی ارتباط بین هوش عاطفی و ویزگی های جمعیت شناختی با نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده در شهر کرمانشاه انجام دادند.این تحقیق بر روی 55 دختر و 57 پسر انجام شد.نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین هوش عاطفی و ازدواج وجود ندارد ولی بین خرده مقیاسهای این دو متغیر ارتباطات معناداری به شرح زیر دیده شد.
    خرده مقیاسها(مهارت حل مسأله، استقلال و خود شکوفایی) با جنبه خانوادگی نگرش به ازدواج، روابط بین فردی با ابعاد فردی، اجتماعی و خانوادگی نسبت به ازدواج، خوش بینی با جنبه خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج، مسئولیت با جنبه فردی و خانوادگی نگرش نسبت به ازدواج و همدلی با جنبه اجتماعی نگرش نسبت به ازدواج، ارتباط معناداری داشتند.
    2-28-2 مطالعات انجام شده در خارج کشور
    گاردنر(2003)مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی و شیوه های رهبری در دانشگاه هاروارد را انجام داد. این تحقیق نشان می دهد که هوش عاطفی در روانشناسی روز به روز عمومی تر می شود و یک عامل مفید جهت تعلیم، انتخاب، توسعه و راهنمایی کارکنان است.در این تحقیق که بر روی 303 نفر از مدیران ارشد انجام شد، نتایج حاکی از این بود که هوش عاطفی ارتباط زیادی با همه اجزا دگرگون ساز از جمله آگاهی هیجانی و مدیریت هیجانی دارد.هوش عاطفی بهترین پیش بینی کننده موفقیت در این شیوه رهبری می باشد.نتایج این مطالعه استفاده از پرسشنامه هوش عاطفی را برای شناسایی رهبران موثر ، برای انتخاب و توسعه سازمان پیشنهاد می کند.
    اوگینز کا- بولیک(2005) مطالعه ای را با عنوان هوش عاطفی در بیمارستان لودز در لهستان انجام دادند. این مطالعه بر روی 230 نفر از پزشکان، پرستاران، معلمان و مدیران انجام شد، و چنین نتیجه گیری شد که هوش عاطفی یک عامل ضروری در تعیین موفقیت زندگی و سلامت روانی است.هوش عاطفی تاثیر ضروری در مقابله با استرس شغلی افراد دارد و باعث پیشگیری از ایجاد تاثیرات منفی بر سلامت روانی آنها می شود.
    لورا و همکاران(2005) مطالعه ای با عنوان ارتباط بین اضطراب اجتماعی و هوش عاطفی در دانشگاه تورنت کانادا انجام دادند. نمونه این تحقیق 2629 نفر بودند. نتیجه نشان داد که هوش عاطفی ارتباط زیادی با اضطراب ناشی از تعاملات اجتماعی دارد ولی ارتباط با اضطراب عملکرد ندارد. همین طور هوش عاطفی یک عامل با اهمیت در تنظیم روابط بین فردی می باشد که باعث کاهش اضطراب در تعاملات می شود.
    شاته و همکارانش(2007)مطالعه ای را با عنوان بررسی تاثیر هوش عاطفی بر سلامت در دانشگاه فلوریدای جنوبی سنت پترزبورگ انجام دادند. در این مطالعه که بر روی7898نفر انجام شد، نتایج نشان داد که هوش عاطفی بالاتر با سلامتی بیشتر در ارتباط است.هوش عاطفی با سلامت روانی(r=./29)سلامت جسمی روانی(r=./31) و سلامت جسمی(r=./22) مرتبط می باشد.
    لاو و همکاران(2008) مطالعه ای تحت عنوان تاثیر هوش عاطفی بر روی عملکرد شغلی و رضایتمندی از زندگی در چین انجام دادند.در این مطالعه ارتباط بین هوش شناختی و هوش عاطفی به روش تست واندرلیک مورد بررسی قرار گرفت.همین طور رضایت از زندگی و عملکرد شغلی بر اساس سیستم ارزیابی شرکت سنجیده شد.شرکت کنندگان در این مطالعه 102 دانشمند در شهر پکن بودند که در یک شرکت بزرگ کامپیوتر کار می کردند.نتایج نشان داد که عملکرد شغلی ارتباطی با هوش شناختی ندارد و در عوض ارتباط زیادی با هوش عاطفی دارد.
    دیوید وکسلر در سال 1952م همراه با گسترده کردن آموزه‌های بهره هوشی، توانایی‌های عاطفی را به عنوان بخشی از توانایی‌های معروف هوش، در دانشگاه سن آنتونیو تصدیق کرد. هاوارد گاردنر (1983م) نیز در احیای تئوری هوش هیجانی در روان‌شناسی نقش برجسته‌ای ایفا کرده است. مدل تأثیرگذاری وی تحت عنوان هوش‌های متکثر یا هوش‌های چندگانه شامل انواع متفاوتی از هوش، از جمله هوش شخصی، هوش میان‌فردی و هوش درون فردی است.
    شاید بتوان گفت که روون بارون (1988م) اولین کسی است که گام‌های نخستین را برای ارزیابی هوش هیجانی به عنوان معیاری از سلامت برداشته است. وی در رساله دکتری خود اصطلاح ضریب هیجانی را در مقابل بهره هوشی به کار برده است. این، درست زمانی است که اصطلاح هوش هیجانی هنوز معروفیت عمومی پیدا نکرده و هنوز سالوی و مایر اولین مدل هوش هیجانی خود را به چاپ نرسانده‌اند. بارون (2000م) اینک هوش هیجانی را به عنوان مجموعه‌ای مشتمل بر دانش هیجانی و اجتماعی و توانایی‌هایی مطرح می‌کند که بر توانایی عمومی ما در برخورد مؤثر با خواسته‌های محیطی تأثیر می‌گذارند. این مجموعه، شامل مواردی است که عبارت‌اند از:
    توانایی آگاه بودن، فهمیدن و بیان کردن خود،
    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.