پایان نامه ارتباطات بین فردی و نام و نشان تجاری


Widget not in any sidebars

2
استرالیا
2008
جیل اسوینی



3
استرالیا
2007
پاپاساپا



4

2-2-15 اعتماد
معیارهای اعتماد عبارتند از:1- قابلیت اطمینان2-اخلاقیات 3- کیفیت خدمات / محصول4- فرآیندهای تجمعی(سوزان و همکاران،2006). اعتماد یک مرحله اساسی در ساخت رابطه بلند مدت میان خریدار و فروشنده است(کوو مینگ چو، 2009). بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که اعتماد یک عنصر اساسی در رابطه بازاریابی میان مردم و جامعه است(کوو مینگ چو، 2009).اعتماد یعنی اعتقاد شریک به اینکه شریک دیگر اعمالی را انجام خواهد داد که نتایج مثبتی را به بار میآورد و اعمال غیر قابل انتظاری را انجام نخواهد داد که منجر به نتایج منفی شود . به اعتقاد(جان و سوزان،2007) دو نوع اعتماد وجود دارد :1- اعتبار یا اعتماد به صداقت شریک یا اعتقاد به اینکه شریک مهارتهای لازم برای انجام کار را بطور موثر دارا است و به قولهای خود عمل خواهد کرد 2-اعتماد به خیراندیشی شریک یعنی اعتقاد به اینکه شریک به رفاه شریک علاقهمند است. توانایی شریک برای ایجاد نتایج مثبت برای دیگری، تعهد به رابطه را تعیین مینماید بنابراین اعتماد یک عامل تعیین کننده مهم در تعهد به ارتباط است و زمانی بوجود میآید که شریک قابل اطمینان و صادق باشد(جان و سوزان، 2007)؛ به نظر بالستر اعتماد به شخص، احساس امنیت است بر مبنای اعتقاد به اینکه رفتار شخص در جهت رفاه و منافع شریکش است و در حیطه نام و نشان تجاری، اعتماد احساس امنیت در مشتری است مبنی بر اینکه ایشان انتظار مصرفی او را برآورده خواهد کرد، این احساس بر پایه دو بعد کلی است: اعتماد به نام و نشان تجاری و قصد آن در برخورد با اشخاص. بعد اول مربوط به مصرف است به این معنی که نام و نشان تجاری توانایی مورد نیاز برای برآورده ساختن خواستههای مشتری را دارد، این بعد به عنوان امید و عهد و پیمان به عملکرد آینده مینگرد و اگر شرکت میخواهد که نام و نشان تجاریاش مورد اعتماد باشد و قصد خرید مجدد را در دفعات خرید بعدی افزایش دهد باید بطور مستمر به آن عمل نماید. بعد دوم که مربوط به قصد نام و نشان تجاری است، بدلیل ریشههای احساسی و عاطفیترآن انتزاعیتر است، باید به این نکته توجه داشته باشیم که در الگوی خرید و مصرف، مشتری از اقدامات و تصمیمات شرکت آسیب میبیند، این بعد بر این عقیده استوار است که عامل دوم قصد سوءاستفاده از آسیبپذیری عامل اول را دارد. باستر خاطر نشان می سازد: اعتماد بصورت اطمینانی که یک شخص از دیگری دارد که چیزی را که میل دارد دریافت کند، است ( اما همواره انتظارات اطمینان بخش و ریسک جزء مولفههای انتقادی تعریف اعتماد است )، اعتماد ضمنی به یک شرکت بدین معنا است که احتمال یا انتظار بالایی وجود دارد که نام و نشان تجاری به پیامد های مثبتی برای مصرفکننده منتج شود، در نظر گرفتن اعتماد به نام و نشان تجاری به عنوان انتظار بر مبنای اعتقاد مصرفکننده است که نام و نشان تجاری کیفیتهای ویژهای دارد که آنرا باثبات، واجد صلاحیت، صادق و مسئول میسازد، اعتماد بر مبنای ویژگیهای گرایشی است، شریک را درباره مقاصد، رفتارها و ویژگی های طرف مقابل آگاه میسازد. بعد نخست اعتماد به نام و نشان تجاری، ماهیت فنی یا بر مبنای رقابت دارد و بعد دوم ( مقاصد ) ویژگی مقاصد خوب در نام و نشان تجاری در ارتباط با منافع و دارایی مصرفکننده را دربر میگیرد بنا براین بطور کلی اعتماد به نام و نشان تجاری بصورت، انتظار اطمینان بخش، قابلیت اطمینان و مقاصد نام و نشان تجاری تعریف میشود . به اعتقاد باستر اعتماد عاملی مهم در ایجاد یک تمایل ماندگار برای حفظ یک رابطه بلندمدت با یک نام و نشان تجاری است، با بررسی اعتماد در حیطه نام و نشان های تجاری مفاهیم مهم و جالبی بدست میآید از جمله اینکه انتخاب یک کیفیت ذاتی مربوط به ارتباطات بین فردی ( اعتماد ) در ارتباط بین نام و نشان تجاری و مشتری به این معنی است که نام و نشان تجاری دارای ویژگیهایی فراتر از یک محصول است، از اینرو در این پژوهش به بررسی رابطه اعتماد و وفاداری پرداخته شده است(باستر، 2005).
در جدول ذیل به تعدادی مطالعات انجامشده که تاثیر متغیر مستقل اعتماد بر روی متغیر وابسته وفاداری اشاره نموده اند،آورده شده است:
جدول (2-4)تاثیرمستقیم متغیر اعتماد بر روی وفاداری مشتریان
کشور