وابستگی و مطالعه

Biermanns (1996) به منظور تفکیک گابروهای مناطق فرورانشی از گابروهای ریفتی درون قارهای نمودار TiO2-Y/20-K2O را ارائه کرده است که از عناصر اصلی و کمیاب خاکی استفاده شده است. همانطور که در شکل(4-4) قابل مشاهده است نمونههای مورد مطالعه در محدوده گابروهای جزایر قوسی و قوس قارهای قرار گرفته اند و وابستگی این گابروها به محیط فرورانش را نشان میدهد.


Widget not in any sidebars

شکل 4-4- نمودار TiO2-Y/2O-K2O، Biermanns (1996) نمونهها در محدوده گابروهای جزایرکمانی و حاشیه قاره قرار گرفته اند، علائم مشابه شکل (4-1) میباشد.
با توجه به دادههای آنالیز و مقادیر ارائه شده توسط Whalen et al., (2006) ، (3Nb/Th<) به عنوان مشخصه سنگهای کالک آلکالن در قوس است، نسبت Nb/Th در نمونههای مورد مطالعه 6/0 تا 1/2 (جدول 3-2) میباشد که وابستگی نمونهها به قوسها را تایید میکند، و نیز غنیشدگی،Th نسبت به Nb (شکل3-15) میتواند دلیلی بر محیط قوس آتشفشانی برای توده نفوذی مورد مطالعه باشد (Whalen et al 2006 , Whalen et al., 1997 , Swinden et al., 1997) .
با توجه به قرار گیری منطقه مورد مطالعه در زون سنندج-سیرجان و فرایند فرورانش (فرورانش نئوتتیس به زیر ایران مرکزی) به زیر این زون در زمان ژوراستیک و کرتاسه و همچنین در بخش عمدهای از سنوزوئیک باعث شده تا در زمان ژوراسیک و کرتاسه ماگماتیسم کالک آلکالن در زون سنندج-سیرجان توسعه یابد(Berberian and King 1981, Mohajjel et al., 2003, Shahabpour 2005, Shahabpour 2010) ، بنابراین میتواند محیط وابسته به حاشیه ورقهای در ارتباط با مناطق فرورانش و جزایر قوسی با ماهیت کالک آلکالن برای توده مورد مطالعه را تایید کند.

فصل پنجم
پتروژنز
5-1- مقدمه
در فصل سوم ماهیت ژئوشیمیایی نمونههای آنالیز شده از منطقه مورد مطالعه بررسی شد و با ارائه تعدادی نمودار و تبعیت نمونههای مورد مطالعه از روندهای خاص به بررسی آنها پرداخته شد، در این فصل سعی بر آن است تا با مقایسه دادههای ژئوشیمیایی، مطالعات سنگ نگاری و مشاهدات صحرایی به تفسیر پتروژنز و فرایندهای موثر در تشکیل سنگهای مافیک – حدواسط کوه پریشان حد فاصل روستاهای زرینه– تکیه بالا بپردازیم. با توجه به مشاهدات صحرایی نفوذیهای مافیک در منطقه نسبت به توده گرانیتوئیدی از فراوانی کمتری برخوردار است بنابراین بررسی پتروژنز توده گابرو-دیوریتی مورد مطالعه از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا اطلاعاتی را درباره منشاء گوشتهای منطقه به ما میدهد.
5-2- فرایندهای موثر در شکل گیری و تحول ماگمای به وجود آورنده سنگهای گابرو– دیوریتی کوه پریشان
5-2-1 ذوب بخشی و تبلور تفریقی
ذوب بخشی و تبلور تفریقی دو فرایند مهم در شکلگیری سنگهای آذرین میباشند. جدایش بلورها از ماگما در یک مخزن ماگمایی باعث به وجود آمدن یک مکانیسم مهم در فرایند تفریق ماگمایی میشود که به عنوان تبلور تفریقی شناخته میشود .
به عقیده رولینسون Rollinson (1993) سه نوع تبلور تفریقی وجود دارد که عبارتند از:
تبلور تعادلی: فرایند تبلوری تعادلی توصیف کننده برقراری تعادل کامل میان همه فازهای جامد و مذاب هنگام تبلور است.
تبلور جزء به جزء: جزء به جزء شدگی حالتی را نشان میدهد که در آن بلورها بلافاصله پس از تشکیل از مذاب خارج میشوند.
تبلور درجا: فرایندی درجاست که در آن تبلور روی دیوارههای محفظه ماگمایی رخ میدهد و این تبلور به طور پیشرونده تا کامل شدن تبلور ادامه دارد.
ذوب بخشی فرایندی است که طی آن قسمتی از یک سنگ دچار ذوب می شود و میتواند به دو شکل تعادلی و تفریقی رخ دهدWilson (1989) .
ذوب دستهای، تعادلی یا یکنواخت (batch melting): مذاب بخشی تشکیل شده به طور مستمر با باقیمانده بلورین واکنش میدهد و به تعادل میرسد تا زمانی که جدایش بخش ذوب شده، صورت گیرد.
ذوب جزء به جزء (Rayleigh): مذاب بخشی تشکیل شده به طور مستمر از جامد جدا میگردد و هیچ واکنشی بین بخش مذاب و جامد باقی مانده صورت نمیگیرد.
ترکیب شیمیایی سنگهای مورد مطالعه با SiO2، %2/53- 5/45 در گابروها و در دیوریتها 1/64-3/51، میانگین مجموع عناصر الکالن(Na2O +K2O) در گابروها %2/3 و در دیوریتها %8/4، MgO در گابروها %7-3/4 و در دیوریتها %9/4-3/1، Fe2O3 در گابروها %8/17-6/10 در دیوریتها %11-5/6، Al2O3 در گابروها %7/16-9/7 و در دیوریتها %6/17-3/15 و CaO در گابروها %8/16-1/7 و در دیوریتها %6/8-4/2 میباشد. با توجه به نمودارهای مربوط به تعیین سری ماگمایی شکل (3- 6) سنگهای مورد مطالعه دارای سرشت کالک آلکالن با پتاسیم متوسط میباشند و با توجه به شکل (3- 12) غنی شدگی عناصرLREE نسبت به HREE وابستگی سنگها به سری کالک آلکالن را نشان میدهد Machado et al., (2005) .
با توجه به همبستگی منفی بین SiO2 با CaO، Fe2O3 و MgO در نمودارهای هارکر (شکل 3- 10) ، میتوان نتیجه گیری نمود که فرایند تبلور تفریقی در تکوین سنگهای منطقه موثر بوده است. روند نزولیMgO،Fe2O3 و TiO2 به ترتیب به تبلور بخشی کلینوپیروکسن و اکسیدهای آهن و تیتانیم نسبت داده میشود، روند نزولی CaO نیز بیانگر تبلور پلاژیوکلاز است. رفتار هماهنگ Cr و Ni حاکی از مشارکت عناصر مذکور در ساختار کلینوپیروکسن است (Willson 1989)، تبلور هورنبلند به علت افزایش H2O در ماگما بعد از تبلور کلینوپیروکسن و پلاژیوکلاز غنی از Ca بوده است Azer et al., (2012). با توجه به مقادیر Mg# در سنگهای گابرویی- دیوریتی (جدول3-1) بین 1/36 تا 31/57 و میانگین 85/48، که بیانگر تحول یافتگی ماگمای مادر این سنگها است و این سنگها از تبلور ماگمای اولیه حاصل نشدهاند.