منبع کنترل درونی، خلاقیت در سازمان


Widget not in any sidebars
از زندگی شکوه و شکایات نداشتن؛(فردی که احساس خودکارآمدی پایین می کند، شکوه های خویش را با دیگران درمیان می گذارد تا حمایت آنان را به دست آورد)؛
آموختن نکات مفید از شکست، به همان میزان که از موفقیت می آموزید؛
عدم احساس مالکیت نسبت به دیگران و مصونیت نسبت به حسادت(ترک لادانی، 1389).
2-1-3- 4- راهکارهای تربیت فرد خودکارآمد
برای تربیت فرد خودکارآمد، می توان راهکارهایی را با توجه به ماهیت خودکارآمدی استنباط کرد. در این میان بعضی راهکارها می توانند دارای وجوه دوگانه باشند. بدین معنی که گاه در مقام ابزار تحقق خودکارآمدی و گاه در مقام نتیجه و محصول خودکارآمدی جلوه گر شوند. به طور نمونه، خلاقیت و کنترل خود این وجوه را پذیرایند. از جمله راهکارهای ضمنی برای تربیت فرد خودکارآمد که بندورا (2001) به آن ها اشاره کرده است به این صورت است:
مواجهه کردن با موقعیت های چالش برانگیز
موقعیت های تکراری و آسان زمینه کاهش خودکارآمدی را فراهم می کنند، اما در موقعیت های چالش برانگیز که دانسته های سطحی فرد برای حل آن ها کافی نیست، فرد در مورد دانش خود دچار شک شده و به تفکر در مورد تبیین های تازه وا داشته می شود. در این حالت، ایده های خلاق امکان ظهور پیدا می کنند و توانایی فرد در خلق این ایده ها به عنوان راه حل های جدید مورد سنجش قرار می گیرند. در صورتی که فرد در چنین شرایطی بر مشکلات غلبه کند و از عملکرد خود رضایت کامل داشته باشد، خودکارآمدی افزایش یافته و چالش طلبی برای او به صورت امری عادی جلوه می کند. هرچند که عکس این قضیه نیز ممکن است رخ دهد.
ایجاد زمینه برای آمادگی عقلی و اخلاقی
قدرت تحلیل درست قضایا و ارزش گذاری برای قضایای اخلاقی نیاز به نوعی آمادگی دارد که بخشی از آن در درون فرد و بخشی در محیط می باشد. تشویق های محیطی، محرک های شناختی و فراهم نمودن الگوهای مناسب شخصیتی برای افراد به منزله ایجاد آمادگی در فرد محسوب می شوند. طراحی موقعیت هایی با ویژگی محوریت اندیشیدن و تفکر درباره چگونگی تفسیر محیط و خلق معنای لازم برای آن و نیز ترسیم مرزهایی ملموس برای تعیین محدوده عاملیت شخص در آن موقعیت ها، الگوهایی برای عمل فرد فراهم می کنند که در نهایت او را برای مواجهه های بعدی آماده می کنند.
آموزش خلاقیت
خلاقیت توانایی اندیشیدن درباره امور از راه های تازه و غیر معمول و رسیدن به راه حل های منحصربه فرد برای مسائل می باشد. برای تربیت فرد خودکارآمد، آموزش مهارت هایی که روش های اندیشیدن خلاق را در دستور کار دارد و فرد را باچالش های شناختی مواجه می سازند، باید مدنظر قرار گیرند. این آموزش ها باید کاربردی بوده و موقعیت های واقعی چالش برانگیز محیطی را برای فرد شبیه سازی نمایند. اندیشیدن خلاق نیازمند نگریستن به مسائل از زاویه های غیرمتعارف است و معمولاٌ کارآمدی شخص در گرو ارزیابی صحیحش درباره چگونگی تعامل سه جانبه شخص، محیط و رفتار و مخصوصاٌ نقش خود در این تعامل است.
آموزش کنترل خود
بندورا (2001) تأکید می کند که سلامت روانی یا سازگاری به این بستگی دارد که افراد چقدر تصور می کنند که روی کارکردهای خود و رخدادهای محیط اطرافشان کنترل دارند. وی برای کنترل دو جنبه زیر را قائل شده است:
الف) تأخیر کامروایی: تأخیرکامروایی به تأخیرانداختن ارضای آنی نیازها برای رسیدن به نتیجه مطلوب آتی می باشد که در واقع اهمیت عوامل شخصی-شناختی را در رفتار نشان می دهد به طورنمونه، یک دانش آموز ازتنبلی و وقت تلف کردن در مدرسه چشم پوشی می کند تا درامتحان ها نمره های خوبی بگیرد.
ب) تعادل محل کنترل: معنای کنترل این است که آیا شخص نتایج را حاصل عملکرد خودش (کنترل درونی) می داند یا حاصل وقایع خارج از کنترل خود (کنترل بیرونی). کسانی که کنترل درونی دارند، فرض را بر این می گذارند که نتایج حاصل، معلول اعمال و رفتار خودشان هستند. اما کسانی که کنترل بیرونی دارند، خود را اسیر سرنوشت، شانس و دیگران می دانند. بر این اساس به طور طبیعی، افراد خودکارآمد باید دارای منبع کنترل درونی باشند(به نقل از دست مرد، صفایی مقدم، پاک سرشت و شهنی، 1391).
2-1-4- خلاقیت
تحقیق در مورد خلاقیت، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 میلادی توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت های جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست(محمدپناه).
مقیمی (1377) معتقداست که خلاقیت عبارت است از: “توانایی تلفیق ایده ها به شیوه ای منحصربه فرد برای برقراری ارتباط نامعمول بین ایده های مختلف”(به نقل از فیض بخش، 1381). از دیدگاه فرآیندی خلاقیت در سازمان اغلب به عنوان ایجاد و خلق ایده های جدید و کارآمد تعریف می شود. از این رو دو ویژگی اصلی ایده خلاق عبارتند از:
نو و جدید بودن ایده؛
مفید بودن ایده (کارآمدی ایده)
جدید بودن ایده به ناب و اصیل بودن آن اشاره دارد. منظور از کارآمدی ایده این است که ایده یا سایر عناصر مرتبط با آن به طور مستقیم در ارتباط با اهداف سازمان بوده و مبنایی برای ایجاد ارزش برای سازمان باشند(دویت، 2004). هسته اصلی یا عامل مشترک در همه تعاریف مربوط به خلاقیت (ایجاد چیز جدید و با ارزش است) بنابراین میتوان گفت خلاقیت به معنای خلق کردن چیزی تازه و منحصربه فرد است که به گونه ای مناسب و مفید موجب حل یک مسئله، سؤال یا
نیازعلمی، صنعتی و یا اجتماعی شود)احمدی و دیگران، 1390).
2-1-4-1- ویژگی های خلاقیت
درمجموع ویژگیهای خلاقیت را میتوان به صورت زیر برشمرد:
خلاقیت فرآیندی فکری روانی است؛