منبع پایان نامه ارشد درمورد تولید ناخالص ملی و مهارت های شغلی

دانلود پایان نامه
  • GNP= تولید ناخالص ملی
    «توسعه اقتصادی» مترادف با واژه Development است و نمود ظاهری آن سطح فرهنگ بالا، رفاه نسبی و استاندارد بالای درآمدی اکثریت عظیمی از یک جامعه است. (قاسمیان، 1369)
    به لحاظ مفهوم علمی توسعه، تحولی تدریجی در ساختار فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است که متضمن رشدی خودجوش، مستمر و فراگیر در تولید باشد.
    تفاوت اصلی مفهوم «رشد اقتصادی» و توسعه اقتصادی در این مسأله نهفته است که رشد اقتصادی مفهومی است که بیان کننده افزایش های کلی تولید در یک جامعه است. در حالی که توسعه اقتصادی فرآیندی پویا را در نظر دارد که در این فرایند تنها آن قسمت از افزایشهای تولید و ظرفیت تولیدی را که متکی بر گسترش مبانی علمی-فنی تولید و درون زا شدن این مبانی است، مورد توجه قرار می دهد. چنانچه پروفسور جرالد میر توسعه اقتصادی را فرآیندی می داند که به موجب آن درآمد واقعی سرانه در یک کشور در دورانی طویل المدت افزایش می یابد.
    عوامل توسعه اقتصادی
    فرهنگ مناسب
    نظام آموزشی
    انباشت سرمایه
    مدیریت و نظام اقتصادی مناسب
    ثبات اقتصادی
    عوامل پنجگانه فوق عواملی هستند که باید هماهنگ و دست در دست هم توسعه و گسترش یابند و فقدان هر یک از این عوامل، حتی در صورت تحقق سایر عوامل، بازهم فرآیند توسعه ای را دچار توقف خواهد کرد. به عبارت دیگر توسعه اقتصادی یک مجموعه به هم پیوسته است و تحقق آن مستلزم سلامت تمامی اجزاء مجموعه می باشد (میکائیل پور 1379)
    نقش منابع انسانی در توسعه اقتصادی
    امروزه اهمیت عامل انسانی در اقتصادهای رشد یافته بر محققان مباحث اقتصاد آموزش و پرورش پوشیده نیست. برای شرکت هایی که قصد دارند در دنیای متغیر بازار کار توان بهره وری و رقابت خود را افزایش دهند، سرمایه گذاری هرچه بیش تر برروی مهارت ها و قابلیت های نیروی کار – نیروی انسانی – به منزله استراتژی اساسی و مهم مد نظر است. این مسأله باعث افزایش حساسیت بخش اقتصادی و بازرگانی نسبت به ناکارایی آموزشی شده است. بنابراین اگر جامعه ای بخواهد توان رقابت را در اقتصاد جهانی حفظ کند، این وظیفه مدیران آن جامعه است که بیش تر از گذشته به شایستگی ها و کیفیت نیروی کار خود توجه نشان دهند. بدون شک، محصولات و خدمات با کیفیت بالا می تواند به وسیله آن دسته از نیروهایی تولید می شود که از دانش و مهارت بالایی برخوردار هستند.
    این بحث به وسیله اقتصاددانان آموزش و پرورش به شکل معادله زیر بیان شده است:

      بازاریابی اجتماعی و فناوری های نوین

    نامناسب بودن کیفیت محتوای آموزشی و نبودن ارتباط بین مباحث تحصیلی با نیازهای اقتصادی و بازار کار باعث بروز دو پدیده شده است:
    الف- در بسیاری از کشورها منابع طبیعی و سایر فرصت هایی که زمینه ساز بهره وری اقتصادی است بدون استفاده مانده است.
    ب- بسیاری از تحصیل کردگان بیکار هستند.
    جهت بهبود وضعیت اشتغال جوانان و کاهش بیکاری تحصیل کردگان، استفاده از تجارب بعضی کشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا، مثل ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور، بسیار مؤثر خواهد بود. بر اساس مطالعات یونسکو،‌روش بسیار مؤثر این کشورها در تغییر و بهبود وضعیت اشتغال فارغ التحصیلان ناظر به سه فعالیت است:
    تسهیل کسب تجارب و یادگیری در محیط کار و انتقال تجارب علمی از محیط کار به آموزش و پرورش
    ارتقای اصلاحات آموزشی، روش ها و ساختارهایی که مستلزم لحاظ کردن مهارت های شغلی در آموزش مدرسه ای است، به نحوی که دانش آموزان را برای دنیای کار آماده کند.
    افزایش تلاش های علمی برای معرفی کار به عنوان بخش جدایی ناپذیر آموزش عمومی و تأکید بر مهارت اشتغال آفرین در فرآیند آموزش تا توان سازگاری جوانان را نسبت به تغییرات سریع و توسعه تکنولوژی افزایش دهد. (عزیزی، فصلنامه تعلیم و تربیت، شماره 55 و 56)
    آموزش
    تعریف آموزش:
    آموزش چیست؟ آیا توضیحات شفاهی فرد به فرد یا گروهی از شاگردان را می توان آموزش نامید؟ آیا این امر که معلم کتاب یا جزوه ای را در اختیار شاگرد قرار دهد آموزش است؟ آموزش از دیدگاههای مختلف تعریف گوناگونی دارد. دوبوایس (Dubois) آموزش را «مرتب و منظم کردن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر در وضعیتهای مشخص» تعریف کرده و در این تعریف عواملی مانند محیط، نتایج و وضعیت خاص در خود جای داده است ولی در این تعریف به خصوصیات فراگیر مانند دانش قبلی وی یا انگیزه و نیاز او به یادگیری منظور نشده است. (کریمی، 1375، صفحه58)
    برونر معتقد است در آموزش بایستی حداقل به 4 سؤال جواب داده شود:

    این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.