منبع تحقیق درمورد آذربایجان غربی، استان ایلام، چهارمحال و بختیاری

دانلود پایان نامه

ر بخش‌های جنگلی جوان بوده و در واقع الگوهای خود را از ذخیرهگاه‌های بیوسفر که تابع پروونانس‌های جغرافیایی زیستی (بیوژئوگرافیکی) برداشته ولی در ابعاد کمی‌کوچکتر، تابع رویشگاههای جنگلی، گونه‌های در حال انقراض، نادر، گونه‌های مورد تهدید و سایر رویشگاههای گونه‌های بومی‌که از نظر ژنتیکی در مقایسه نسبی با دیگر رویشگاههای همان گونه برتر باشند، انتخاب میشوند.
بنابراین در این مناطق اطلاعات مربوط به بانک ژن گیاهی و حفظ تنوع گیاهی و دستاوردهای داروئی و پزشکی و همچنین دستاوردهای اقتصادی با استفاده از دو رگه گیری از پایه‌های وحشی برای بدست آوردن گونه، واریته یا کلن‌های جدید در بالا بردن تولیدات چوبی در واحد سطح و مقاوم به بیماری‌های گیاهی و هزاران اثر ناشناخته دیگر تکمیل شده و تحت مدیریت واقع میشوند.
معیار انتخاب این عرصه با بررسی‌های ریز کارشناسی و شناخت دقیق از رویشگاههای مختلف برای گونه‌های با اولویت مورد اشاره، در نظر گرفته میشوند. سطح این ذخیرهگاهها با توجه به پراکنش گونه با گونه‌های مورد نظر در هسته مرکزی یا طبیعی آن با عنوان Core zone ، یک پنجم سطح و چهار پنجم سطح به عنوان مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در نظر گرفته میشود. در قسمت هسته مرکزی یا طبیعی با قطع عوامل و فاکتورهای تخریب به صورت صد درصد، حمایت و حفاظت میشوند تا با فراهم شدن تجدید حیات طبیعی، روند توالی و تواتر پوشش گیاهی در روند طبیعی قرار گیرد.
بنابراین در هسته مرکزی، ضمن بازسازی اکوسیستم طبیعی، جلوگیری از انقراض گونه ها و حفظ گونه ها از نظر تحقیقاتی و آموزش بسیار حائز اهمیت بوده و می‌تواند به عنوان عرصه‌های با حالت بکر مورد توجه محققان داخلی و خارجی باشد و زمینه‌های جذب اکوتوریسم را نیز فراهم نمایند. ضمن اینکه در قسمت مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در برنامه‌های دراز مدت با احداث تأسیسات تفرجی و تحقیقی می‌توان در این زمینه اقدام نمود در ضمن اهداف مهمتری نیز در ذخائر جنگلی به جهت ارتباط عناصر اکولوژیکی با یکدیگر به عنوان زنجیره‌های متصل به هم و تاثیرپذیری این عناصر از عملکرد متقابل بوم سازگان متنوع و در جهت پایداری ذخایر بیوسفر مورد تعقیب و پیگیری میباشند.
1-2-3 رویشگاه زاگرس
جنگلهای ایران با 4/12 میلیون هکتار وسعت، 4/7 % از سطح کشور را اشغال کرده اند. لذا کشور ایران در مقایسه با سایر نقاط دنیا به لحاظ پوشش جنگلی کشوری فقیر محسوب میگردد ولی به لحاظ تنوع گونه ای و گیاهی و ذخایر ژنتیکی گیاهی در جهان کم نظیر است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383). مسلما درخت لرگ که در کشور ایران بویژه در استان ایلام بشکل کاملا طبیعی حضور دارد، از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. یونانی ها، از دیرباز پشتکوه کنونی را که ایرانیان پاطاق می‌گویند بنام زاگرس (Zagros ) می‌نامیدند. این نام به مرور زمان به سرتاسر کوه هایی که به دنباله کوه‌های ارمنستان، از منتهی الیه شمال غربی ایران آغاز می‌شود، سپس غرب و جنوب کشور را در می‌نوردد، تعمیم داده شد. پژوهشگران، در مورد درازای زاگرس، بر حسب اینکه ابتدا و انتهای آن را در چه نقطه ای گرفته باشند، ارقام مختلفی ذکر کرده اند. زاگرس دارای دامنه هایی با شیب تند و قلل مرتفع می‌باشد که برخی از آنها مانند زرین کوه، دالاهو، دنا و زرد کوه پوشیده از برف‌های دائمی‌هستند (جزیره ای و رستاقی، 1382).
هفت رشته رودخانه درجه یک کشور که با 5/34 میلیارد متر مکعب آب، 40 درصد آبهای سطحی کشور را به خود اختصاص می‌دهند، از کوه‌های زاگرس سرچشمه میگیرند و راه به جلگه‌های حاصلخیز کشور می‌یابند که وجود آنها منوط به وجود این جنگلها در منطقه است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
جنگلهای منطقه زاگرس به دلیل اهمیت زیاد حفاظتی آب و خاک باید حالت جنگلهای حمایتی، حفاظتی و احیایی به خود گیرند و در این راستا نیز دخالت ها در این جنگلها باید بصورت ملایم و همگام با طبیعت باشد (مهاجر، 1385). جنگلهای زاگرس را تحت عنوان جنگلهای نیمه خشک طبقه بندی کرده که بیشترین تاثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور را دارند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
کوه‌های زاگرس که از شمال غرب تا جنوب غرب ایران گسترش می‌یابند، به علت جذب رطوبت ابرهای بارانزا از نواحی غربی با مبدأ دریای مدیترانه، شرایط لازم را جهت استقرار و گسترش پوشش جنگلی را بوجود آورده اند. جنگلهای این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا ( میان جنگل) در استان فارس ادامه می‌یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوههای بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می‌باشد. مساحت جنگلهای زاگرس در گذشته بیش از 10 میلیون هکتار بوده است و به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگلها دائما سیر نزولی را پیموده است و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد. مساحت فعلی این جنگلها در حال حاضر در حدود 5 میلیون هکتار می‌باشد که گونه غالب آن بلوط ایرانی Quercus persica است و همراه با سایر گونه‌های بلوط جنس غالب این جنگلها را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل نیز به جنگلهای بلوط غرب مشهور است. مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای منطقه زاگرس بشرح جدول شماره 1-1 می‌باشد (مهاجر، 1385).
جدول شماره 1-1 : مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای جنگلهای زاگرس
ردیف
نام
علمی
نام فارسی
1
Acer monspessulanum L. (A.cinerascens Boiss.)
کیکم ( کرکو)
2
Amygdalus communis L.
بادام معمولی
3
Amygdalus reuteri Boiss. (= A. horrida)
بادام کوهی ( ارژن)
4
Amygdalus scoparia Spach.
بادامک ( بخورک)
5
Berberis vulgaris L.
زرشک
6
Cerasus mahaleb (L.) Mill.
محلب
7
Cerasus microcarpa (C.A,M) Boiss.
راناس (برالیک)
8
Cerasus vulgaris Mill.
آلبالو
9
Cercis griffithii Boiss.
ارغوان
10
Celtis Caucasica Willd.
تا
11
Celtis tournefortii Lam.
تایله
12
Cornus sanguinea L.
شفت
13
Crataegus aronia (L.) Bosc.
زالزالک
14
Crataegus persica pojark
ولیک
15
Daphne angustifolia C.Koch (= D.mucronata)
خشک
16
Daphne caucasica pall. (= D.salicifolia Lam.)
تروانه
17
Eleagnus angustifolia L.
سنجد
18
Ficus Carica Var. Johannis Boiss.
انجیر
19
Fraxinus rotundifolia Mill. (= F.oxycarpa)
زبان گنجشک
20
Juglans regia L.
گردو
21
Juniperus polycarpos C.Koch
ارس
22
Lonicera nummularifolia J.&sp.(=L.Persica).
پلاخور ( شن)
23
Loranthus europaeus Jacq.
موخور
24
Morus alba L.
توت
25
Myrtus communis L.
مورد
26
Nerium indicum Mill.
کیش
27
Olea europea L.
زیتون
28
Palliurus spina – christi Mill.
سیاه تلو
29
Pistacia khinjuk Stocks.
خنجوک ( کلخونک)
30
Pistacia mutica F.&.M. (=P.atlantica)
بنه ( چاتلانقوش)
31
Platanus orientalis L.
چنار
32
Populus euphratica oliv.
پده
33
Prosopis stephaniana (Willd) Kunth.
جغجغه
34
Punica granatum L.
انار
35
Pyrus communis L.
خج
36
Pyrus glabra Boiss.
انچوچک
37
Pyrus syriaca Boiss.
امرود
38
Quercus Brantii Lindl.
بلوط (برودار)
39
Quercus infectoria Oliv.
دارمازو
40
Quercus libani Oliv.
ویول
41
Quercus persica J.&.Sp.
بلوط ایرانی
42
Rhamnus kurdica Boiss.
چغاله ( تنگرس)
43
Rhus coriaria L.
سماق
44
Rosa canina L.
نسترن وحشی
45
Salix persica Boiss.
زرد بید
46
Sorbus luristanica (Bornm.)
سپستان
47
Sorbus persica Hedl.
دیو آلبالو
48
Tamarix gallica L.
گز انگبین
49
Ulmus carpinifolia Borkh.
اوجا
50
Vitis Sylvestris Gmelin
مو
51
Ziziphus nummularia wight.
دره
52
Ziziphus vulgaris Lam.
عناب

  پایان نامه با واژگان کلیدیمی‏توان، دینی، ایمان

جنگلهای حوزه رویشی زاگرس، در وضعیت موجود خود در دو صورت جنگلهای منفصل و جنگلهای پیوسته زاگرس قرار میگیرند.
1-2-3-1 جنگلهای پیوسته ناحیه رویشی زاگرس
از فاصله حدودا بیست کیلومتری پیرانشهر، در مسیر سردشت شروع میشوند که منطبق با 36 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی است. این جنگلها بخشهایی از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، خوزستان و فارس را در بر میگیرند. جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس، باتوجه به تمایز معنی دار ترکیب نباتی، خود به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. بخش شمالی حوزه رویشی زاگرس پیوسته برمبنای دامنه رویشی دو گونه مازودار (Quercus infectoria Oliv.) و وی ول (Quercus libani Oliv.) تعیین حدود شده است که با همراهی برودار (Quercus brantii Lindl) یا بصورت خالص و یا با سایر گونه ها تشکیل تیپ جنگلی می‌دهند. بخش جنوبی حوزه رویشی زاگرس پیوسته، محدوده رویش انحصاری برودار (Quercus brantii Lindl) بصورت پیوسته است که تقریبا در بین دو مدار 29 درجه و 5 دقیقه تا 33 درجه و 45 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.
1-2-3-2 جنگلهای منفصل حوزه رویشی زاگرس
در قالب توده‌های جدا افتاده بلوط یا سایر گونه ها از جنگلهای پیوسته خودنمایی می‌کنند که در گذشته جزئی از جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس بوده اند اما در طول تاریخ بر اثر بهره برداری و تغییر کاربری، از جنگلهای پیوسته جدا شده و در حال حاضر تحت عنوان جنگلهای گسسته خودنمایی میکنند (جزیره ای و ابراهیمی‌رستاقی، 1382). علاوه براین می‌توان زاگرس شمالی را در مجموع مرطوبتر و خنک تر (سردتر) از زاگرس جنوبی دانست. جنگلهای زاگرس اغلب دارای تاج پوشش باز بوده، رشد درختان اندک و زادآوری طبیعی بدلیل شدت تخریب بسیار اندک است. در حال حاضر تنها 7 درصد از جنگلهای منطقه زاگرس دارای فرم پرورشی دانه زاد بوده و 93 درصد آن دارای فرم‌های شاخه زاد و دانه و شاخه زاد می‌باشند (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
1-2-3-3 زمین شناسی و خاکشناسی
در اواخر پلیوسن در اثر جدا شدن سرزمین عربستان از آفریقا و نزدیک شدن آن به فلات ایران، تغییر شکل و چین خوردگی در بخش جنوبی و جنوب غربی کشور رخ داد. به این ترتیب زاگرس از آب خارج شد. در دوره میوسن، بر اثر فعالیتهای کوهزایی، این رسوبات بصورت کوههای عظیمی‌برافراشته شدند. در دوران سوم با پدیده آتشفشانی این حوزه در گدازه‌های آتشفشانی پوشیده شد و در دوران چهارم بر اثر فرسایش کوهها، خاک یا همان نهشته‌های آبرفتی بر فراز طبقات دیگر جای گرفت.
تیپ‌های عمده خاک در این منطقه عبارتند از :
خاکهای قهوه ای جنگلی Brown soils
خاکهای شاه بلوطی Chesnut soils
خاکهای سنگی Lithosols
خاکهای راندزین Rendzinas
خاکهای آبرفتی Alluvial soils
فراگیرترین خاک جنگلی در حوزه زاگرس شامل خاک قهوه ای جنگلی است که گاهی بصورت یکپارچه و در مواردی همراه با تیپ‌های دیگر ظاهر میشود. خاکهای سنگی و راندزین دارای عمق کمتر و فاقد حاصلخیزی کافی و ظرفیت نگهداری آب می‌باشند و معمولا در عرصه هایی با شیب متوسط یا تند دیده می‌شوند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
1-2-3-4 خصوصیات اقلیمی‌ناحیه رویشی زاگرس
بارش
باران و برفی که در مناطق مختلف زاگرس فرو میریزد، از جریان هایی نشأت می‌گیرند که عمدتا از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه و تا حدی نیز از دریای سیاه و بعضا از مناطق شمالی اروپا
به این سو حرکت می‌کنند. قاعده کلی بارش در این حوزه اینست که مقدار بارندگی از شمال به جنوب و از غرب به شرق کاهش می‌یابد. بارندگی در این منطقه اغلب از نوع زمستانه است و بطور متوسط بین 400 تا 800 میلیمتر است بطوریکه بیش از 70 درصد کل بارندگی سالانه و در مواردی (ایلام) تا 97 درصد آن در نیمه دوم سال فرو میریزد. این مسئله منجر به ایجاد یک تابستان خشک و طولانی می‌شود. بر اساس نمایه خشکی دومارتن چهار نوع اقلیم مرطوب،

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید