منابع پایان نامه ارشد با موضوع هزینه حقوق صاحبان سهام و حقوق صاحبان سهام


Widget not in any sidebars
5- اشخاص حقیقی می توانند با همان نرخ بهره شرکت ها قرض بگیرند.
6- کل بدهی شرکت بدون توجه به میزان بدهی مورد استفاده، بدون ریسک می باشد.
– سود قبل از بهره و مالیات تحت تأثیر استفاده از بدهی قرار ندارد و به عبارتی همه جریانات نقدی دائمی هستند و شرکت دارای نرخ رشد صفر است.
براساس مفروضات فوق، مودیلیانی و میلر دو فرضیه را اثبات کردند. این فرضیه ها به شرح زیر مطرح می شوند :
فرضیه 1: ارزش شرکت از طریق تنزیل یا تبدیل به سرمایه کردن سود خالص عملیاتی (NOI=EBIT) به نرخ متناسب با سطح ریسک شرکت تعیین می شود. به عبارتی کل ارزش بازار شرکت برابر است با سود خالص عملیاتی مورد انتظار آن شرکت تقسیم بر نرخ تنزیل متناسب سطح ریسک شرکت و این ارزش مستقل از درجه اهرم آن شرکت است.
معادله (3-2)
Ka= نرخ تنزیل قابل اعمال به طبقه ریسک شرکت
فرضیه 1: مشابه فرض NOI است.
فرضیه 2: هزینه حقوق صاحبان سهام برابر است با متوسط هزینه سرمایه ثابت به علاوه صرف ریسک که به درجه اهرم مالی شرکت بستگی دارد.
معادله (4-2) صرف ریسک Ks=Ka +
Ks = Ka + (Ka-Kd)(D/S)
فرضیه دوم بیان می کند که هرچه حجم بدهی شرکت افزایش یابد، هزینه حقوق صاحبان سهام نیز افزایش می یابد.
براساس دو فرضیه فوق، حجم بدهی بیشتر در ساختار سرمایه، ارزش شرکت را افزایش نمی دهد. چرا که مزایای بدهی ارزان تر دقیقاً با افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام از بین می رود. بنابراین فرضیه اساسی مودیلیانی و میلر آن است که در دنیای بدون مالیات، ارزش شرکت و هزینه سرمایه آن به هیچ وجه متأثر از ساختار سرمایه نیست و ارزش شرکت تحت ساختارهای سرمایه متفاوت یکسان است. یعنی برای شرکت یک ساختار سرمایه بهتر یا بدتر وجود ندارد.(وستون، بریگام و یوستون (1916)، ترجمه تبریزی و حنیفی (1382)
اثبات فرضیه های مدل مودیلیانی و میلر
مودیلیانی و میلر برای اثبات فرضیه خود از برهان آربیتراژ استفاده کردند. آنها نشان دادند که با توجه به مفروضات در نظر گرفته، اگر تفاوت دو شرکت فقط در
روشی که تأمین مالی شده اند.
در ارزش کل بازار آنها باشد.
سرمایه‌گذاران سهام شرکت بالای قیمت را می فروشند و سهام شرکت زیر قیمت را خریداری می کنند و این فرآیند ادامه می یابد تا اینکه ارزش بازار دو شرکت کاملاً یکسان شود. (وستون، بریگام و یوستون (1916)، ترجمه تبریزی و حنیفی (1382)
برای درک استدلال مودیلیانی و میلر دو شرکت U.L را در نظر می گیریم که دارای طبقه ریسک یکسانی بوده و سود عملیاتی مورد انتظار مساوی، اما اهرم های مالی متفاوتی دارند.
فرض کنیم ارزش بازار شرکت بدون اهرم (شرکت U) کمتر از ارزش بازار شرکت دارای اهرم (شرکت L) است. (Vuمعادله (5-2) YL=a(O-rBL)
BL= ارزش بازار بدهی
R= نرخ بهره بدهی
O= سود خالص عملیاتی مورد انتظار